سرویس
شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۴ / Mar 28 2015
تعداد کل اخبار: 184

مشروح مناظره دوم

دیدگاه‌های فرهنگی کاندیداها و نقد‌های متقابل در مناظره‌ای متفاوت

» سرویس: سياسي - سياست داخلي

دومین مناظره نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که کاندیداها، برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی خود را در آن مطرح کردند و به نقد این نظرات پرداختند، با حضور سعید جلیلی، غلامعلی حدادعادل، محسن رضایی، حسن روحانی، محمدرضا عارف، سیدمحمد غرضی، محمدباقر قالیباف و علی‌اکبر ولایتی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مناظره دوم نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری به قید قرعه محسن رضایی به عنوان اولین در پشت تریبون قرار گرفت تا برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی خود را بیان کند و نامزدهای دیگر برنامه‌های وی را نقد کنند.

محسن رضایی: من صحبت‌های خود را با این حدیث نبوی آغاز می کنم که نزدیک است فقر به کفر بینجامد. مردم عزیز ایران رسول خدا هشدار می دهد نزدیک است فقر به کفر بینجامد، زمانی که ما از فرهنگ صحبت می کنیم ،باید به فقر و دغدغه مردم توجه کنیم. بیکاری عزت جوانان را از بین برده است و موجب مشکلات زیادی شده است. من وقتی که افتادن جوانی را در کف خیابان می شنوم مثل این است که پتکی بر سر من خورده است و وقتی دختری دست گدایی در خیابان‌ها دراز می کند تیری به قلب من می خورد. آقایان به اقتصاد توجه کنید.

رضایی در ادامه با نشان دادن اسکناس هزارهزار تومانی ادامه داد: امروز برابر 300 تومان سال گذشته است. این حرف برای اکثریت جامعه تکان دهنده است، از یک سو تحریم‌های اقتصادی و از سوی دیگر مشکلات به جا مانده از گذشته موجب شده است که هم نظام جمهوری اسلامی و هم مردم درخطر قرار گیرند.

اعتقادات جوانان نباید تضعیف شود، اگر احساس خطر نبود و اگر توانایی لازم را در خود فراهم نمی‌کرد پا به صحنه انتخابات نمی‌گذاشتم مساله فقر، بیکاری و گرانی بسیار جدی است و تا آن را حل نکنیم برنامه‌های فرهنگی تاثیرگذار نیست. رفتار دولتمردان در مسائل فرهنگی بسیار موثر است. معروف است که اگر علما و امرا خوب عمل کنند جامعه فرهنگی می‌شود. رفتار فرهنگی جناح‌ها مناسب نیست. رفتار دولت با فرهنگ نامناسب است.

اصولا در سینما، فرهنگ و هنر و ورزش دولت چه می‌خواهد؟ فرهنگ، هنر و سینما و ورزش را باید به خود فرهنگیان بدهیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی که میراث انقلاب بوده است و فعالیت‌های بسیاری موثری داشته، اما باید اعتراف کنیم که در مسائل فرهنگی پیشرفت مهمی نداشته است.

در ادامه، دیگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دیدگاه‌ها و نقدهای خود را درباره صحبتهای رضایی مطرح کردند:

غرضی: آیا تصور حضرتعالی از فرهنگ یک موضوع مقطعی در یک زمان خاص است یا فرهنگ را یک ملت در طول تاریخ رقم می‌زند؟ اگر در مقطعی فرهنگ مورد تهاجم قرار بگیرد می‌تواند همچون یک موجود زنده خود را نگه دارد تا تسلیم مشکلات خواهد شد. برخی گرفتاری‌ها همچون فقر و بیکای یا دولت‌ها می‌توانند در فرهنگ نفوذ کنند و آن را شکل دهند، سوال اساسی من این است که آیا فرهنگ یک موجود زنده است که در طول حرکت می‌کند یا عرض.

عارف: ضمن تشکر از آقای رضایی بابت مسائلی که مطرح کردند اما بهتر بود که ایشان جزئیات برنامه‌هایشان را مطرح می‌کردند. رویکرد شما در رابطه با حل مشکلات فرهنگ و هنر و مسائل اجتماعی چیست و چه راهکاری برای رهایی از شرایطی که در فرهنگ و هنر شاهدیم، دارید.

جلیلی: سوال اساسی من این است که درست مسائل اقتصادی مهم هستند اما از ظرفیت فرهنگ در حل مشکلات اقتصادی چگونه باید استفاده کرد. فرهنگ یک مساله جدا در کنار مسائل دیگر مانند مسائل اقتصادی نیست بلکه فضای حاکم بر همه اینهاست. اگر فضای فرهنگی صحیح در اقتصاد داشته باشیم بسیاری از مسائلی که شما و بسیاری از مردم از آن رنج می‌برند حل می‌شود. بسیای از مسائلی که مقام معظم رهبری مطرح کردند از جمله اصلاح الگوی مصرف، کار مضاعف و انضباط اقتصادی، اگر بر فضای جامعه حاکم شود بسیار بیشتر از راهکارهایی اجرایی دیگر می‌تواند موثر باشد. نباید فراموش کنیم فرهنگی که شکل می‌گیرد باید چگونه باشد. اگر از عنصر فرهنگ به خوبی و درست استفاده کنیم ده‌ها برابر عناصر دیگر می‌تواند موثر باشد.

ولایتی: باید عرض کنم درباره شورای عالی انقلاب فرهنگی، نظر من آن‌طور که آقای دکتر رضایی گفتند نیست و با توجه به عضویت بنده در این شورا از سال 1369 تاکنون، من شاهد آن هستم که تلاش‌های ارزشمندی در جهت احیای فرهنگ اسلامی و ایرانی در این شورا صورت می‌گیرد و در مصوبات این شورا نشان از این نگاه عمیق و گسترده به مساله فرهنگ و تقویت فرهنگ اسلام ایران مشاهده می‌شود. بنابراین اشکالی که در اینجا وجود دارد این است که مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ضمانت اجرایی ندارد و لذا به صورت سنتی، رییس‌جمهور را برای ریاست این شورا انتخاب می‌کنند و هر مقدار که دولت بودجه اختصاص داد و برای اتخاذ تصمیمات فرهنگی مصمم بود ما شاهد اجرایی شدن تصمیمات فرهنگی هستیم.

حدادعادل: من تعجب می‌کنم از دکتر رضایی که بدون صحبت از فرهنگ و برنامه‌های فرهنگی خود به یکباره وارد برنامه‌های اقتصادی شد؛ چراکه مشکلات اقتصادی بر فرهنگ و مسائل فرهنگی نیز اثر می‌گذارد. مگر در یک سال اخیر مشکل فرهنگی نداشته‌ایم که از مشکلات اقتصادی شروع کردید؟ با صحبتهای شما انگار کسانی که وضع مالی خوبی دارند مشکل فرهنگی ندارند. امام فرمودند یک موی کوخ‌نشینان را به کاخ نشینان نمی‌دهیم. خیلی از ناهنجاری‌ها ناشی از ثروت اندوزی‌های کلان است. بسیاری از مشکلات اقتصادی ناشی از مشکلات اقتصادی ما است.

روحانی: من فکر می‌کنم ما امروز مشکلات بسیار زیادی در بخش فرهنگ داریم که باید به آن بیشتر توجه کنیم. فضای فرهنگی ما برای فعالیت فرهنگی باید دارای امنیت باشد. ناامن بودن فضای فرهنگی باعث می‌شود اصحاب فرهنگ دغدغه‌های خاطری داشته باشند که بسیاری از آن بی‌مورد است و نگرانی از سانسور داشته باشند که برخی ضرورت ندارد و برخی را می‌شود حذف کرد. قوانین را می‌شود شفاف تدوین کرد تا اصحاب هنر بتوانند خلاقیت داشته باشند و در فضای ناامن خلاقیتی به وجود نمی‌آید تا ایده‌ای خلق شود و تبدیل به هنر و کالای فرهنگی قابل عرضه به جامعه شود. امنیت فضای فرهنگی برای ما مهم است.

نکته دیگر صیانت از باورهای دینی است که امروز مورد هجمه وسیعی قرار گرفته است. متاسفانه برخی مسئولین به جای اینکه باورهای دینی مردم را تقویت کنند در سال‌های اخیر به تضعیف آن پرداخته‌اند. هر مدیریت ناکارآمدی را به یکی از مقامات دینی یا نعوذ‌بالله به امام دوازدهم نسبت داده‌اند. امروز قشری‌گری و خرافات به نام دین در جامعه رواج پیدا کرده است. ما تا چه وقت می‌خواهیم این مسیر را ادامه دهیم. باید عقلانیت را در فهم مسائل دینی ترویج کنیم. ما باید رفتار دینی را ترویج کنیم و به سراغ باورها برویم. اینقدر بر بایدها تکیه نکنیم. هر روز یک بخشنامه و دستورالعمل صادر نکنیم. اگر باورهای دینی را تقویت کنیم مردم می‌دانند چطور فرهنگ را تقویت کنند زیرا می‌دانند فرهنگ، باور، زندگی و هنجار آنهاست. ما باید به صیانت ازباورهای دینی بپردازیم تا هم دین را از خرافات و افکار موهوم جدا کنیم و هم راه واقعی برای تقویت فرهنگی جامعه به ویژه فرهنگ ملی و دینی را در پیش بگیریم.

قالیباف: ضمن تشکر از آقای رضایی از مجموع توضیحات شما این برداشت را دارم که نگاه اقتصاد و اقتصاد محوری نسبت به فرهنگ اولویت بیشتری دارد، اگر چنین نگاهی دارید این سوال را از شما دارم که فلسفه یک نظام اسلامی چیست؟چه فرقی بین نظام اسلامی با دیگر نظام‌ها است، اگر به دنبال رشد و تعالی انسان‌ها هستید آیا نگاه فرهنگی و تربیتی برای ما یک اولویت نیست؟ اگر حفظ استقلال مطرح باشد یک اولویت نیست؟ آیا واقعا اشکالات عمد‌ه‌ای که تا به حال در دولت‌های مختلف بوده به خاطر کارنامه مورد قبولی در حوزه فرهنگی نبوده همین نگاه غلط است که فرهنگ را مظلوم کرده است دولتها باید به این دقت کنند اقتصاد و سیاست تحت تاثیر فرهنگ باشد وگرنه اساس نگاه ما به نظام اسلامی و انقلاب اسلامی و فلسفه حکومت ما که تربیت انسان‌ها است، زیر سوال می‌رود این اشکال رویکردی است اگر اشتباه فکر می‌کنم توضیحات جنابعالی را می‌شنویم.

رضایی در دفاع از سخنان خود : خوشحالم بحث من باعث شد گرمی بیشتری در مناظره شکل بگیرد و از حالت خشک و یک طرفه که وقت مردم را بخواهد تلف کند خارج شود. امیدوارم بحث‌های جدی و صادقانه مطرح شود چون رسول خدا می‌گوید النجاه فی‌الصدق. از صحبت‌های بعضی دوستان بر می‌آید که بیش از حد در تهران زندگی می‌کنند. من بیش از 250 شهرستان رفتم و اگر در انتخابات گذشته اخطار کردم که اگر این وضع ادامه پیدا کند ما به سمت پرتگاه می‌رویم. الان هشدار می‌دهم دشمن با تمام توان آمده و مشکلات فقر، گرانی و بیکاری را باید حل کنیم، زیرا هم سیاست و هم دین را تهدید می‌کند.

من هنوز وارد برنامه‌هایم نشده‌ام و می‌گویم فرهنگ و هویت چه تاثیری بر سیاست و اقتصاد دارد. رویکردها مهم است و ما از رویکردها صحبت‌ می‌کنیم بنابراین اینکه از ظرفیت فرهنگ چه استفاده‌ای می‌خواهیم بکنیم خواهیم گفت. مگر دوستان فراموش کردند که در سال اول دفاع مقدس فرهنگ چه وضعیتی داشت، اما در سال دوم که هویت‌سازی شد ، برای اولین بار پس از سقوط امپراتوری عثمانی هویت فرهنگی ما بازگشت. به آقایانی که از شورای عالی انقلاب فرهنگی دفاع می‌کنند، می‌گویم ما این فرهنگ را تحویل شما دادیم اما امروز شما چه چیزی به ما تحویل دادید، آیا توانستید پس از دفاع مقدس هویت فرهنگی ما را احیا کنید؟ جوانان ما چه وظیفه‌ای دارند؟ معماری که امروز در تهران و استان‌ها داریم کجایش با معماری ایرانی اسلامی سازگاری دارد. معماری که صورت می‌گیرد تولید خشونت می‌کند و نظام خانواده را فرو می‌پاشد. شورای عالی انقلاب فرهنگی آیا اقدامی در راستای توصیه به شورای شهر در مورد طراحی معماری ایرانی اسلامی انجام داده است؟ معتقدم شورای عالی انقلاب فرهنگی کارهای بزرگی کرده اما کاستی‌های جدی هم دارد که قابل دفاع نیست.

به گزارش ایسنا در ادامه دومین روز مناظره نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی دیدگاه‌های خود درباره مسایل فرهنگی و اجتماعی را بیان کرد و دیگر نامزدها به نقد دیدگاه‌های وی پرداختند.

حسن روحانی: مساله فرهنگ و آسیب‌های اجتماعی یکی از مهمترین مسائل اجتماعی و ملی ماست. اساسا انقلاب ما انقلاب فرهنگی بود اما متاسفانه امروز پس از 35 سال در زمینه فرهنگ آنچه باید مردم ما شاهد باشند، نیستند. انقلاب ما انقلاب نور و اخلاق بود، اما امروز در جامعه ما چه اخلاقی وجود دارد؟

بزرگانی در جامعه ما بودند و هستند که مروج اخلاق بودند. من در حیطه دولت صحبت می‌کنم؛ وقتی در رسانه‌ها از سوی برخی مسئولان صحبت‌های پخش می‌شود که اقرار و مبالغه است، اگر آمار غیر دقیق و نادرست پخش می‌شود، وقتی مسئولان افترا و تهمت می‌زنند بدون آنکه حکم قضایی صادر شده باشد... کسانی که مسئولیت سنگینی دارند اما اخلاق را زیر پا می‌گذارند چه می‌ماند؟ اخلاق که رفت، اعتماد عمومی هم از بین می‌رود و ما چک‌های بی‌محلی می‌بینیم که هر روز بر تعداد آنها اضافه می‌شود. اعتیاد را می‌بینیم که افزایش می‌یابد. حاشیه‌نشین‌ها را می‌بینیم که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود و طلاق‌ها که در سال گذشته هفت درصد رشد داشته است. همه آسیب‌ها تقریبا در سال‌های اخیر رو به افزایش بوده است چون مبنای فرهنگ صدمه دیده است اما راهکار چیست و چه باید بکنیم؟ من مهمترین راهکار را تمرکززدایی می‌دانم تا زمانی که فرهنگ ما دولتی است مسائل ما حل و فصل نخواهد شد تا زمانی که به جای تعمیق به ترویج بپردازیم مسائل حل نمی‌شود تا زمانی که به جای توجه به کیفیت هر روز آمار دهیم آمار تولید کنیم یا نه حتی آمارهای دقیق بدهیم و دنبال اثربخشی نباشیم مسائل حل نمی‌شود.

چرا فرهنگ باید دست دولت باشد؟ درست است دولت باید سیاستگذار باشد و حمایت کند و اولین حمایتش در ایجاد قوانین شفاف و فضای امن باید باشد اما فرهنگ باید به صاحبان اصلی یعنی از اصحاب هنر خود واگذار شود و از آنان حمایت شود.

قالیباف:نکته ای که جناب آقای روحانی در این قضیه اشاره کردند بحث درستی است و این که آثار مسوولین می‌تواند تاثیرگذار فرهنگی نسبت به مردم باشد؛ چرا که مردم قطعا نگاه می کنند مسوولین در مدیریت، صداقت،‌گفتار و وعده‌هایی که می دهند چگونه رفتار می کنند و ما منکر این بحث نیستیم. اما سوال ما از دکتر روحانی این است که دولت به معنای انتقادی که ایشان به دولت وارد کردند می‌خواهند با چه رویکرد فرهنگی به این موضوع نگاه کنند و اگر ما تمرکز را از فرهنگ برداریم تمام این رویکردهایی که ایشان فرمودند اصلاح می‌شود و اگر این گونه است بفرمایند چطور می شود در غیر این صورت باید با نگاهی نو به موضوع نگاه کرد و این جور نباشد خدای ناکرده رفتاری دو گانه بین دولت و ملت بوجود آید. اما آیا این می‌تواند به تنهایی سایر موضوعات را حل کند؟

رضایی:دکتر روحانی یکی از عواملی را که من عرض کردم که رفتار دولتمردان بر روی فرهنگ را توضیح دادند، البته دامنه این رفتار غلط در دولتمردان خیلی وسیع‌تر از آن چیزی است که جناب آقای دکتر روحانی اشاره کردند و شاید وقتشان کم بود. به هر حال ما باید رابطه‌ دولت و مردم را به نحوی بازسازی کنیم که یک تحول فرهنگی بوجود بیاید و اتفاق فرهنگی بیفتد که من در صحبت های بعدی به آن‌ها اشاره خواهم کرد.

غرضی: سوالم از آقای روحانی این است که آیا فرهنگ یک جامعه اکتسابی است یا تزریقی و آیا دولت‌ها موفق می‌شوند با حرکت فرهنگی خود، فرهنگ جامعه را تغییر دهند؟

عارف: آقای روحانی نکته جدی را مورد اشاره قرار دادند و آن بحث تمرکززدایی بود اما آیا با این کار نگاه قیم‌مابانه‌ای که دولت به مسائل فرهنگی دارد حل می‌شود یا خیر؟ آیا فعالیت در بخش‌های هنری را حق می‌دانید یا امتیاز؟ متاسفانه تا الان برخوردی که شده اینگونه بوده که این به عنوان یک امتیاز مطرح بوده بنابراین دولت به راحتی به خود اجازه می‌داد که این امتیاز را سلب کند. مثلا با یک روزنامه به دلیل چاپ یک مقاله و اختلاف سلیقه برخورد می‌شود و روزنامه تعطیل می‌شود، یا در مساله خانه سینما اختلاف سلیقه‌ای بین وزارت ارشاد و خانه سینما ایجاد می‌شود که باعث تعطیلی خانه سینما می‌شود. چه کار می‌کنید که بعد از تمرکززدایی این نهادهای مردمی بتوانند فعالیت‌یشان را در چارچوب قانون ادامه دهند؟

جلیلی: نگاه به فرهنگ باید دو گونه باشد؛ یکی تهدیدمحور و دیگری فرصت‌محور. شما سعی کردید به تهدیدهایش اشاره کنید اما فرصت‌هایی زیادی هست که اگر به آن توجه نکنیم و برایش برنامه‌ریزی نکنیم طبیعتا همان تهدیدها را هم نمی‌توانیم رفع کنیم. بحثی که در موضوع فرهنگ اهمیت دارد این است که نباید گزینشی و صرفا سیاسی به آن نگاه کرد. زمانی فرهنگ اشرافی‌گری داشت در این کشور نزج می‌گرفت، این طبیعتا روی همان آسیب‌های اجتماعی که شما به آن اشاره کردید تاثیر دارد. فرهنگ اسراف و دوری از ساده‌زیستی داشت شکل می‌گرفت و تبعیض در مقابل عدالت‌خواهی داشت به عنوان فرهنگ موجه جلوه داده می‌شد. ما نباید اینها را فراموش کنیم. اگر مجموعه آسیب‌ها بخصوص در عرصه حکومت و دولت بتواند آثار سنگین فرهنگی داشته باشد و بخواهد فراگیر شود حتما تاثیرات مخرب خواهد داشت. ما باید به مجموعه اینها نگاه کنیم و مانع آنها شویم مخصوصا دولت چون خودش در مسئولیت این کار است. دولت باید خودش جلوی اشرافی‌گری، تبعیض، فساد، اسراف و ریخت و پاش را بگیرد اگر اینطور باشد طبیعتا می‌تواند آثار مثبت را روی وضع اجتماعی و فرهنگی داشته باشد.

ولایتی: آقای روحانی به بخشی از آسیب‌شناسی فرهنگی اشاره کردند ولی توقع این بود که بعد از آسیب‌شناسی راه‌ حل‌های خود را ارائه کنند. شاید در سه دقیقه آخر این فرصت باشد؛ البته دامنه فرهنگ بسیار وسیع است و سخت است همه مقاصد را در چند دقیقه جمع کنیم در هر حال ما منتظر هستیم راه‌حل‌های آقای دکتر روحانی را هم بشنویم.

حداد عادل: آقای روحانی که هم اسما روحانی و هم در کسوت روحانی هستند اشاره کردند که نگران باورها و اعتقادات فرهنگی هستند و همچنین در مورد سانسور و این مسائل خیلی اظهار نگرانی می‌کردند، من هم مدافع سانسور نیستم، ولی من از آقای دکتر روحانی سوال می‌کنم که اگر در یک اثر هنری مثل کتاب یا فیلم به باورهای دینی و مقدسات جامعه اهانت شود و یا ریشه‌ها و پایه‌های اخلاقی جامعه مورد هجوم قرار گیرد، شما به عنوان دولت اجازه می‌دهید که آنها وارد خانواده ها شود و فساد ایجاد کرده و مانع ورود آن نمی‌شوید و سانسوری انجام نمی‌دهید، به عقیده من این مسئله بسیار مهمی است.

مسئله بعدی این است که ایشان می‌فرمایند آیا امروز در جامعه ما اخلاقی وجود دارد؟ این یک استفهام انکاری است که گویی دیگر هیچ اخلاقی وجود ندارد. گیرم آن طور که ایشان می‌فرمایند به یک نفر یا چند نفر در عالم اداره کشور انتقاد داشته باشند خود من می‌خواهم بدانم آیا همه شخصیت‌های اثرگذار این کشور، همه الگوها منحصر به همان یکی دو نفر است که مورد انتقاد ایشان هستند یعنی جامعه ما دیگر هیچ کس را ندارد که گفتار و کردارش اخلاقی و معنوی باشد. رهبری این نظام علما و مراجع که تا این اندازه تبلیغ می کنند چه؟

و می‌فرمایند که فرهنگ ما باید به دست مردم باشد آیا فرهنگ مذهبی مردم به دست خودشان نیست؟ مساجد را دولت اداره می کند و یا برنامه‌های مذهبی و بسیاری کارهای دیگر را مردم اداره نمی‌کنند؟

دوست دارم توضیحی در رابطه با این مسائل بدهید.

حسن روحانی در دفاع از خود: راه حل این است که بسیاری از امور را بوسیله قانون شفاف کنیم و به انجمن‌های حرفه‌ای و نظام‌های صنفی استفاده کنیم. پیشکسوتان هر بخش می‌توانند آن بخش را بهتر کنترل کنند. مگر فرهنگ چیزی است که دولت به تنهایی بتواند آن را کنترل کند؟ اخلاق مطلوب کمال اخلاق مورد نظر انقلاب اسلامی امروز مشاهده نمی‌شود. مردم ما مسلمان و اخلاقی هستند. آیا انتظار این بود که اخلاق امروز این چنین باشد؟ اینکه باورها و مقدسات مردم باید مورد احترام باشد درست است ولی آیا مقدسات ما را آن کارمندی می‌شناسد که می‌خواهد ممیزی کند یا پیشکسوتانی که در این زمینه کار کرده‌اند آیا نباید این بخش را به آن‌ها واگذار کنیم؟ اینکه گفته می‌شود فرهنگ اشرافی‌گری نباید باشد، درست است اما متاسفانه آنها که دم از ساده‌زیستی زده‌اند الان ببینید پایان کارشان به کجا رسیده است و آنها که حرف مقابله با فساد زده‌اند اکنون ببینید فساد سه هزار میلیاردی سر از کجا در آورده است؟ باید به رسانه‌ها و مطبوعات آزادی بدهیم وقتی به آنها آزادی دادیم باید جلوی فساد را بگیریم نباید به نهادهای رسمی اکتفا کنیم. اشکال ما این است که فرهنگ را همانند آبشاری می‌دانیم که باید بر سر مردم باز کنیم. فرهنگ همان چشمه‌های جوشانی است که در نهاد مردم هست و باید شرایط را آماده کنیم تا همه از فرهنگ درست در جامعه استفاده کنند. شرایط امروز ما به‌گونه‌ای است که نگاه قیم‌مآبانه ایجاد شده است ما قیم نمی‌خواهیم، قوام می‌خواهیم ما اگر به فرهنگ قوام دهیم موفق شده‌ایم.

به گزارش ایسنا در ادامه دومین روز مناظره نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، محمد رضا عارف دیدگاه‌های خود درباره مسایل فرهنگی و اجتماعی را بیان کرد و دیگر نامزدها به نقد دیدگاه‌های وی پرداختند.

محمدرضا عارف: حوزه فرهنگ و هنر و مسائل اجتماعی جزو اولویت‌های پیشرفت و توسعه ماست. انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی و مردمی بود، لذا فرهنگ و هنر جزو اولویت‌های ماست. من پیش فرض‌ها و ضرورت‌ها را مطرح می‌کنم و پس از آن پیشنهاداتم را ارائه خواهم داد. اولین آن‌ها تغییر نگاه به حوزه فرهنگ و هنر با توجه به قانون اساسی و سند چشم‌انداز است.

تصدی‌گری دولت در حوزه فرهنگ و هنر باید به حداقل برسد و در جهت کم کردن این تصدی‌گری باید حرکت کنیم. امور فرهنگی باید به اهل فرهنگ سپرده شود و باید مبتنی بر اعتماد باشد. ما باید به خبرگان و برجستگان حوزه فرهنگ و هنر اعتماد کنیم و امور را به خودشان بسپاریم.

اهالی فرهنگ و هنر، کارمندان دولت نیستند نباید آنان را کارمند دولت تلقی کنیم و فکر کنیم که با بخشنامه و بودجه به تولید کارهای فرهنگی به صورت دستوری می‌توان آن‌ها را واداشت. فرهنگ و هنر بومی‌ترین صنعت ماست. باید از این ظرفیت استفاده کنیم ما در تولید فیلم در رتبه اول منطقه قرار داریم، اما در زیرساخت‌ها وضعیت خوبی نداریم.

اگر پیشرفت متوازن مد نظر ما باشد فرهنگ و هنر باید جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. نگاه ما به فرهنگ و هنر این است که تلاش در حوزه فرهنگ و هنر یک حق است، امتیاز نیست. اگر نگاه، امتیازی باشد هر لحظه لازم باشد آن را می‌گیریم مانند حذف روزنامه‌ها و جلوگیری از انتشار یک کتاب یا یک فیلم که برای آن‌ها زحمت بسیاری کشیده شده است. تعطیلی خانه سینما را در همین راستا تلقی می‌کنیم به جای کنار گذاشتن برجستگان حوزه فرهنگ و هنر بر حسب سلیقه به آنان به عنوان سفرای فرهنگی نگاه کنیم.

رضایی: می‌خواهم از وقت استفاده کنم و به همین دلیل یک سوال طرح می‌کنم در دولت اصلاحات طرح خوبی تحت عنوان طرح جامع ورزش تهیه شد، چرا تصویب و عملیاتی نشد؟

غرضی: آقای دکتر دولت‌های گذشته با اعمال نظریات خود آیا توانسته‌اند تغییری در فرهنگ جامعه ایجاد کنند؟

ولایتی: اگر بخواهم پیشنهادی در تکمیل فرمایشات دکتر عارف داشته باشم، این است که ما باید محوریت را در فرهنگ خودی بگذاریم و هرچه را در مغایرت با آن است، اصلاح کنیم و فرهنگ مقاومتی را در کشور شکل دهیم مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و ملی.

حدادعادل: در اینکه کار فرهنگی باید در دست مردم باشد تردیدی نیست اما دولت‌ها نیز وظایف فرهنگی دارند و در همه‌جای جهان دولت‌ها کارهای بزرگ فرهنگی می‌کنند و آثار فاخر به وجود می‌آورند. دولت اسلامی ماهیتاً فرهنگی است و من از جناب آقای دکتر عارف سوال می‌کنم چه وظایف حاکمیتی در حوزه فرهنگ دارید و بالاخره مرز وظایفی که حتما دولت باید بر عهده بگیرد کجاست و آیا می‌شود همه‌چیز را از دولت گرفت و اینکه دولت اسلامی وظیفه فرهنگی دارد؟

روحانی: من فکر می‌کنم بحث تصدی‌گری که آقای عارف اشاره کردند موضوع مهمی است که باید به حداقل و در حد قانون اساسی برسد و بقیه باید واگذار شوند. مثلا مراسم 13 بدر، عاشورا و مراسم دینی را مردم برگزار می‌کنند و به خوبی هم آن را برگزار می‌کنند بنابراین بگذاریم دست مردم باز شود. این قدر مداخله در امور زندگی مردم و خصوصا در زندگی خصوصی مردم نداشته باشیم. اگر مواردی هست اولویت چیست؟ اولویت همان است که ما امروز در خیابان‌ها می‌بینیم چهار تا جوان اگر کوچک‌ترین تخلفی کردند، با آن‌ها برخورد می‌شود؟ فسادهای بزرگ و مسائل بسیار کلان را فراموش کردیم و چسبیدیم به مسائل جزئی که قابل گذشت است و می‌شود از طریق فرهنگی آن را حل و فصل کرد.

مسائل فرهنگی باید از طریق فرهنگی حل و فصل شود. پلیس آخرین مرحله‌ای است که در مسائل فرهنگی باید وارد عمل شود. نکته دیگری که آقای عارف گفتند و من آن را کاملا می‌پسندم این است که هنر بهترین سفیر ما در جهان است. از حافظ سفیر بهتری داریم که به اروپا و آمریکا بفرستیم؟ از هنر فرشچیان و میرخانی و احصایی غرورآفرین‌تر داریم؟ از صدای شجریان بهتر داریم. از خط و خوشنویسی که ما در ایران داریم در دنیا سراغ دارید؟ از بناهای عظیم و بزرگی که در اصفهان وشیراز می‌بینیم بهتر داریم؟ همه این‌ها به عنوان سفیران ما هستند که می‌توانند در سطح جهان افکار عمومی جهان را به مفاخر و میراث عظیم فرهنگی ما جذب و جلب کنند.

قالیباف: توقع من این بود که آقای عارف در این 4 دقیقه وقت رویکرد فرهنگی، نگاه و نقش فرهنگ را در دولت آینده مطرح می‌کردند. من فکر می‌کنم بحث‌ها و سوال‌ها بیشتر به حوزه انتقادات و بحث‌های رفتاری، موردی و مصداقی سوق پیدا می‌کند. به صراحت بگویم ما اینجا در حوزه فرهنگ متکی به رای حرف نزنیم. متکی به اصلاح جامعه حرف بزنیم که بفهمیم دوای دردی که در جامعه وجود دارد از درد فقر گرفته تا دردهای فرهنگی مثل بی‌اعتمادی چیست. حتما بی‌اعتمادی در جامعه و دروغ گفتن در جامعه مسلمان ما و هر جامعه‌ی غیر اسلامی بدتر از فقر است. اصلا همین دروغ فقر را درست کرده است. تصدی‌گری حتما کار غلطی است. حتما دولت باید هم در فرهنگ و هم در اقتصاد در کار مردم دخالت نکند و دست و پایش را از زندگی خصوصی مردم جمع کند. حتما باید تولی گری و تصدی‌گری تفکیک شود. چه نگاهی بناست بر فرهنگ حاکم باشد؟ حالا کسی حرف دروغی زده، امروز بحث ما یک فرد و یک رفتار غلط نیست. چه کنیم که این رفتار تکرار نشود؟ ما معطوف به اصلاح جامعه حرف بزنیم نه معطوف به یک رای درست است که رقابت است و باید بحث کنیم اما مردم دوست دارند که نامزدها در این حوزه بیشتر بحث کنند تا مشخص و روشن شود و آن‌ها به تصمیم برسند.

عارف در دفاع از خود: نگاه من این است که دولت‌ها باید تامین کننده زیربناها باشند. فرهنگ را باید به خود مردم محول کرد و امکانات زیربنایی و ابزار کار را برایشان فراهم کنیم در این صورت قطعا می توانیم بهتر عمل کنیم. به طرح جامع ورزش اشاره شد که باید بگویم این طرح در اواخر سال 82 گام‌های اولیه را برداشتیم متاسفانه در دولت بعد به آن توجه نشد و اقدامی برای آن صورت نگرفت.

در رابطه با رویکرد فرهنگی که مطرح کردم، نقشه مهندسی فرهنگی کشور اخیرا به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسیده است که علی‌الوصول هر دولتی که بیاید باید آن را عملی کند، اما رویکرد ما برای اجرایی کردن آن سند نقش مردم با محوریت مردم است که من باید اینجا یک اشاره‌ای بکنم به ذهنیتی که ما داریم که خوشبختانه در قانون برنامه چهارم هم آمد که اجرایی نشد و آن اتکا به نظام‌های صنفی است. ما در پزشکی موفق شدیم؛ پزشک پروانه می‌گیرد و خود نظام پزشکی حاکم بر عملکرد پزشک است و وقتی که پزشک خطا