• سه‌شنبه / ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ / ۱۱:۵۷
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 91032313250
  • خبرنگار : 71365

رضا اميرخاني: خودم مي‌گويم «قيدار» اصلا رمان نيست

رضا اميرخاني

رضا اميرخاني در نشست نقد «قيدار»، با بيان اين‌كه اين كتاب را رمان نمي‌داند، گفت، نگارش «قيدار» از تصويري از جهان‌پهلوان تختي شروع شده است.

به گزارش خبرنگار كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي اين نشست كه عصر روز گذشته (دوشنبه، 22 خرداد) با حضور رضا اميرخاني و جمعي از شاگردان كارگاه داستان‌نويسي حسين فتاحي در حوزه هنري برگزار شد، فتاحي با اشاره به پيشينه ادبيات پهلواني در ايران، هدف اميرخاني از نگارش اين رمان را زنده كردن آيين و مسلك جوانمردي و پهلواني عنوان و اظهار كرد: نويسنده در اين رمان، مسلك پهلواني و عياري را حداقل در جامعه ايراني مؤثر مي‌داند و مي‌گويد آن‌ها مي‌توانند به صورت شخصي و انفرادي در جامعه ايراني الگو باشند.

او افزود: نويسنده در اين‌جا با طرح اين موضوع فكر مي‌كند مسلك عياري و پهلواني با تكيه بر باورهاي مردمي مي‌تواند به ساختن جامعه كمك كند؛ آيين و مسلكي كه در مملكت ايران سابقه و ريشه دارد و حتا بسياري از سلسله‌هاي حكومتي مانند افشاريان و افرادي چون يعقوب ليث صفاري با همين روش به قدرت رسيده‌اند. به نظر من، نويسنده اين مسلك را با حسرت مطرح مي‌كند كه اگر اين آيين توسط سياست‌گذاري‌ها از بين نمي‌رفت، به صورت فردي مي‌توانست برخي از مشكلات جامعه را حل كند.

فتاحي سپس در پاسخ به اظهار نظر يكي از شاگردان كلاسش كه معتقد بود قيدار (شخصيت اصلي داستان)، مسلك پهلواني ندارد بلكه شخصيتي مداراكننده دارد، چون مانند تختي در گوش شاپور نمي‌زند، گفت: نويسنده در اين‌جا يك مسأله ايده‌آليستي را كه فكر مي‌كند از دست رفته است، مطرح مي‌كند

اميرخاني نيز در پاسخ به اين پرسش فرد حاضر در نشست اظهار كرد: سنديت اين كه مي‌گوييد تختي توي گوش شاپور زده، كجاست و اين موضوع در كجا نوشته و ثبت شده است؟ اين تصور از تختي، تصويري امروزي است. مگر در آن دوران كسي مي‌توانست در گوش شاپور بزند؟! در آن دوره، جمله امام (ره) خطاب به محمدرضا پهلوي، بزرگ‌ترين جمله درباره كل سلطنت بود.

اين نويسنده در ادامه با بيان اين‌كه براي «قيدار» نيز مانند انتشار و نقد كتاب «نفحات نفت» دچار ذوق‌زدگي شده است، نگارش «قيدار» را اداي ديني به يك شيوه داستاني خواند و ابراز كرد: «قيدار» حتا در عرصه داستاني ضعف‌هاي بي‌شماري ـ كه خودم هم آن‌ها را مي‌دانم ـ دارد و خودم مي‌گويم كه «قيدار» اصلا رمان نيست.

او در پاسخ به سؤال يكي از حاضران كه از وي جوياي چگونگي شكل‌گيري طرح داستاني «قيدار» شد، بيان كرد: واقعيت اين است كه طرح «قيدار» از تصوير استقبال تختي و همراهي او با يكي از بستگان كه در سال 1345 قصد سفر حج را داشته بود، شكل گرفت و اگر در داستان شخصيت قيدار با تختي ارتباط پيدا مي‌كند، به خاطر وجود بن‌مايه‌هاي اين تصوير در شكل‌گيري قيدار است. من نيز خود يك وقت‌هايي راجع به تختي رگ گردني مي‌شوم و اين به خاطر اين است كه از تختي غيرمعقول استفاده مي‌كنيم.

او در همين رابطه اضافه كرد: تختي ابتدا به شاپور سلام كرد؛ چون در فضاي استبدادي آن دوره تختي هيچ‌وقت نمي‌توانست توي گوش شاپور بزند، حتا كسي نمي‌توانست به يك مأمور و استوار محله نيز در گوشي بزند.

اميرخاني در ادامه با بيان اين‌كه ابتدا قصدم اين بود كه «قيدار» را به دهه 80 بياورم، ولي منصرف شدم و آن را به دهه 50 بردم، عنوان كرد: در نگارش متن سعي كرده‌ام از هيچ متن نوستالژيكي استفاده نكنم و در تمام لحظات راوي شيفته «قيدار» را روايت كند. اما شايد اگر يكي از شخصيت‌ها يا افراد گاراژ راوي مي‌شد، قصه متفاوت از آن‌چه كه امروز هست، مي‌شد و اين‌گونه به معني داستاني نزديك‌تر مي‌شد؛ اما من تعمد داشتم كه قصه را يك راوي شيفته روايت كند.

در ادامه اين نشست كه به صورت پرسش و پاسخ برگزار مي‌شد، حسين فتاحي نظر حاضران را درباره فرم و قالب متناسب با سوژه پهلواني جويا شد و با اشاره‌اي به فرم و قالب داستان «قيدار» گفت:‌ رمان «قيدار» داستاني تاريخي، افسانه‌‌يي‌، اسطوره‌‌يي و حتا امروزي هم نيست. من فكر مي‌كنم نويسنده با نگارش «قيدار» مي‌خواسته قصه‌اي امروزي بنويسد؛ چرا كه نوشتن قصه گذشته ويژگي‌هاي خاص خود را دارد و اگر مي‌بينيد او در نگارش متن از همه‌ي ظرفيت‌هاي داستان‌نويسي استفاده كرده، به همين دليل است.

اين نويسنده با بيان اين‌كه فرم داستان بايد با ايده هماهنگي داشته باشد، ادامه داد: شايد گفته شود «قيدار» به دنبال خلق دنياي آرماني بوده؛ اما به نظر من، نويسنده تنها به دنبال خلق دنياي آرماني خودش بوده است. اميرخاني و شخصيت‌هاي داستاني او همگي به نوعي مرام دارند و اگر تيپ‌هاي روايت داستاني را از آن‌ها كنار بگذاريم، همگي به نوعي قيدار هستند و اسامي مختلفي دارند؛ به همين خاطر به نظر مي‌رسد كه او در اين اثر به سمت نوعي قصه‌گويي حركت كرده است؛ قصه‌گويي‌اي كه در آن شخصيت‌ها همگي شبيه هم هستند و نمي‌توان از حيث حضور ميان آن‌ها و ادبيات‌شان تفاوتي قائل شد. نويسنده در اين‌جا مي‌خواسته بگويد گاهي در جامعه يك شخصيت مهم‌تر از حزب است و براي اين حرفش‌ يك فرم قصه‌گويي انتخاب كرده است؛ چون طبيعت قصه اين امكان را به نويسنده مي‌دهد كه از تخيل خود استفاده كند.

در ادامه، يكي از حاضران به تضاد شخصيت‌هاي داستاني با داستان‌هاي امروزي اشاره كرد كه فتاحي توضيح داد:‌ «قيدار» داستاني امروزي و رئال نيست؛ بلكه قصه‌اي امروزي است و با اين فرض نويسنده خود را از شدت روابط علت معلولي داستان رها كرده است.

به گزارش ايسنا، در بخشي از اين جلسه، فتاحي نظر محمدرضا بايرامي را درباره «قيدار» جويا شد كه او گفت: در آثاري كه از اميرخاني خوانده‌ام، به اين نتيجه رسيده‌ام كه اميرخاني موفق شده است شخصيت‌هاي تازه‌اي را در ادبياتش خود خلق كند. او در رمان‌هايي مانند «من او»،‌ «ارميا»،‌ «بي‌وتن» و حتا «قيدار» به دنبال خلق شخصيت‌هايي بوده كه هر كدام از آن‌ها به تدريج به ادبيات او اضافه شده‌اند. شخصيت سرگشته «ارميا‌»، شخصيت خشي در «بي‌وتن» و يا درويش مصطفي در «من او » كه به نظر در همه شخصيت‌ها نوعي تناقض ديده مي‌شود؛ ولي در «قيدار» درنيامده است.

اين نويسنده ادامه داد: قيدار شخصيتي خاكستري نيست؛ بلكه سفيد است و همين موضوع باعث شده مانور نويسنده كم شود. البته اين موضوع اشكال نيست و از آرزوهاي نويسنده است كه شيوه‌هاي مختلفي را مشق و تمرين كند. در «قيدار» هم اميرخاني به اين سمت رفته كه شخصيت جامع و پيچيده‌اي نسازد.

بايرامي با بيان اين‌كه نويسنده با به وجود آوردن شخصيتي تخت كار خود را سخت كرده است كه راحت مي‌توان آن را زير سؤال برد، ابراز كرد: ما در پيرامون خود شخصيت‌هاي مطلقي مانند قيدار پيدا نمي‌كنيم؛ گويي در نظر نويسنده، صورت ظاهري بهانه است و قيدار شخصيتي تمثيلي است. در جاهايي از اين كتاب مانده بودم كه شخصيتي مانند قيدار مي‌تواند وجود داشته باشد؟ چرا كه شخصيت‌هايي كه مثبت و تخت هستند، مانع‌هايي اساسي در شخصيت‌‌پردازي دارند؛ زيرا فراز و فرود ندارند؛ بنابراين من هم دوست دارم اسم اين داستان را قصه امروزي بگذارم.

در ادامه، اميرخاني به روايت داستان «قيدار» از زبان راوي شيفته اشاره كرد و توضيح داد: جلو بردن با راوي شيفته سخت است؛ اما خاكستري بودن شخصيت يك اصل نيست و اگر در اين‌جا خوب درنيامده است، به خاطر من بوده است. اواسط كار مي‌خواستم شخصيت را خراب كنم؛ اما خطر كردن و جست‌وجو از قسمت‌هاي لذيذ حرف من است.

او با بيان اين‌كه در «قيدار» برخي از شيوه‌هاي پست‌مدرن رعايت مي‌شود، عنوان كرد: سعي كردم در «قيدار» از هيچ تكنيكي استفاده نكنم. همچنين براي نوشتن اين كتاب تقريبا تمامي فتوت‌نامه‌هايي را كه در كشورهاي ديگر وجود داشته است، خوانده‌ام.

در ادامه نشست، يكي از حاضران درباره رسم‌الخط اميرخاني از او سؤال كرد كه او نيز با تذكر نسبت به در معرض انقراض قرار گرفتن زبان فارسي، توضيح داد: غره شدن به 70 ميليون فارسي‌زبان در ايران و برادران تاجيك كه ديگر فارسي نمي‌نويسند و زبان فارسي مردم افغانستان كه زبان انگليسي در بين آن‌ها به شدت در حال گسترش است، باعث شده زبان فارسي در خطر انقراض بيفتد؛ به شكلي كه ما در حال حاضر وضع خوبي نداريم.

او با بيان اين‌كه در لغت‌سازي دچار مشكل هستيم و فرهنگستان زبان و ادب فارسي هم نمي‌تواند لغت‌سازي كند، اظهار كرد: ورود لغات، بيش از توانايي ساخت لغات در زبان فارسي است. براي ساخت لغات،‌ تنها بن‌‌ها‌، وندها و پسوندها را داريم؛ در حالي كه در ديگر زبان‌ها مانند عربي به راحتي با صرف و نحو، واژه ساخته مي‌شود. اين مهم است كه به ساخته شدن لغات و واژه‌ها توجه كنيم.

اميرخاني سپس گفت: در چارچوب كتاب‌هايم به اين نتيجه رسيده‌ام كه رسم‌الخطم اين‌گونه باشد كه آن را از جدانويسي ماشيني اخذ كرده‌ام و اين جدانويسي امكان ساختن لغات جديد را به من مي‌دهد. اگر من اين رسم‌الخط را به كار مي‌برم، به خاطر اين است كه فكر مي‌كنم شايد اين شيوه بتواند به زبان فارسي كمك كند.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۱-۰۶-۲۳ ۱۴:۰۲

می‌خواستم بدانم اسم "قیدار" را چگونه و بر چه اساسی انتخاب کرده‌اید. آیا دلیل خاصی داشته است؟ و آیا با اسم شهر قیدار در استان زنجان ارتباطی دارد؟

avatar
۱۳۹۱-۰۹-۲۰ ۱۶:۲۴

سلام جناب نورورزی! راستش فکر می‌کنم که عنوان کتاب از اسم شهر زنجان نیست و شاید مربوط بشه به ابراهیم نبی(ع). چرا که در مقدمه‌ی کتاب هم اسمی برده شده بود.

avatar
۱۳۹۱-۱۰-۱۸ ۲۳:۰۱

سلام من کتاب قیدار رو مطالعه کردم، یکی از بهترین کتاب هاییه که خوندم. پیشنهاد می کنم شما هم بخونیدش. ممنون، یا حق