• دوشنبه / ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ / ۰۵:۰۳
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 95011604186
  • خبرنگار : 71540

پدرام رضایی‌زاده مطرح کرد

مشکل اصلی ادبیات امروز

پدرام رضایی‌زاده

پدرام رضایی‌زاده می‌گوید: نباید کیفیت پایین کتاب‌ها را نادیده بگیریم و همه چیز را گردن ممیزی بیاندازیم. مشکل اصلی ادبیات امروز به خود نویسنده‌ها برمی‌گردد.

این داستان‌نویس در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و کتاب ایسنا، در ارزیابی وضعیت ادبیات و نشر در سال گذشته به وضعیت ممیزی اشاره و اظهار کرد: در زمینه ممیزی شاهد نظرات دوگانه‌ای بودم؛ برخی معتقدند وضعیت ممیزی نسبت به قبل بهتر شده است و برخی می‌گویند تغییری در شرایط احساس نکرده‌اند. نمی‌شود در این‌باره حرف قطعی زد. با وجود این‌که برخی از دوستان شاکی هستند که چند کتاب در ارشاد دارند که هنوز تعیین تکلیف نشده، کسانی هم می‌گویند شرایط را بهتر می‌بینند.

او با بیان این‌که نمی‌توان تأثیر ممیزی را انکار کرد در عین حال گفت: مشکل ادبیات امروز ممیزی نیست. در واقع نباید کیفیت پایین کار و کم‌وکاستی‌های آن را نادیده بگیریم و همه چیز را گردن ممیزی بیاندازیم. مشکل اصلی به خود نویسنده‌ها بازمی‌گردد و دلیل اصلی استقبال نشدن از کتاب را باید خود نویسندگان دانست.

رضایی‌زاده در ادامه بیان کرد: نمی‌توان درباره آینده ادبیات پیش‌بینی دقیقی ارائه داد و البته پیش‌بینی کار من نیست. فقط می‌توانم امیدوار باشم که نویسندگانی که کار اول خود را منتشر کرده‌اند ادامه راه را با توجه به تجربه اول‌شان بهتر طی کنند. این افراد آن اشتیاق اولیه برای انتشار کتاب را ندارند و شاید به همین دلیل گام‌های بعدی را دقیق‌تر بردارند.

این نویسنده با اشاره به اهمیت دقت در نگارش آثار ادبیات داستانی گفت: اگر نویسندگان دقیق‌تر و با وسواس بیش‌تر به آثارشان نگاه کنند رو به جلو حرکت می‌کنیم. خود من هم به عنوان یک نویسنده تلاش می‌کنم همه این موارد را در کار خودم لحاظ کنم و با دقت و تمرکز بیشتری کارم را ادامه دهم.

او درباره وضعیت ادبیات داستانی در سال گذشته گفت: خوشبختانه یا متأسفانه از نظر کمی تعداد کتاب‌های چاپ‌شده در حوزه ادبیات داستانی بالا رفته است. به لطف کارگاه‌ها و کلاس‌های نویسندگی حجم آثار منتشرشده در ادبیات ایران بالا رفته است. اما کیفیت این آثار از کمیت آن‌ها فاصله زیادی دارد.

نویسنده کتاب «مرگ‌بازی» ادامه داد: هر چه جلوتر می‌رویم شرایط بدتر می‌شود. به نظر می‌رسد اگر کارهای این سال را با سال‌های قبل و کتاب‌هایی که پیش‌تر دیده شده بود، مقایسه کنیم متوجه می‌شویم شرایط بسیار بدتر شده است.

او با بیان این‌که علت پایین آمدن تیراژ کتاب‌ها کیفیت پایین آن‌هاست، اظهار کرد: تیراژ کتاب‌ها نسبت به قبل کمتر و کمتر شده است. علت این اتفاق هم این است که مخاطب اعتمادش را به ادبیات داستانی ایران از دست داده است. البته شرایط ادبیات داستانی ترجمه کمی بهتر است و مردم اقبال بیش‌تری به آن نشان می‌دهند.

پدرام رضایی‌زاده وضعیت کنونی را با سال‌های گذشته مقایسه و اظهار کرد: ادبیات داستانی ایران چند سالی است که شاهد رکود مداوم است. سال 94 هم مثل سال 93 پیش رفته و حتی بدتر شده است. البته تک و توک برخی از آثار موفق شدند توجه منتقدان و مخاطبان را به دست بیاورند، اما در مجموع شرایط مناسب نیست.

این نویسنده در پایان چند کتاب را به مخاطبان پیشنهاد داد و گفت: رمان «دیوار» علیرضا غلامی و «سرخِ سفید» مهدی یزدانی‌خرم جزو آثاری است که ارزش خواندن دارد. همچنین رمان «بی‌نام» نوشته جاشو‌ا فریس یکی از کتاب‌های بسیار خوب است. از آثار غیرداستانی هم می‌توانم به کتاب «بوته بر بوته» نوشته قاسم هاشمی‌نژاد که به نقد آثار شاخص داستانی معاصر می‌پردازد، اشاره کنم.

او افزود: کتاب «آداب روزانه» نوشته میسن کاری که توسط نشر ماهی منتشر شده، کتاب بسیار مهمی است. این اثر برای ما نویسندگان که همیشه غر می‌زنیم نوشتن کتاب در کنار کار و گذران زندگی سخت است، بسیار مفید خواهد بود. این کتاب به خوبی نشان می‌دهد که نویسندگان و فیلم‌سازان بزرگ در کنار کارهای اصلی خود چگونه زندگی می‌گذرانند و کار و تحقیق‌هایشان چطور بوده است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۵-۰۱-۱۶ ۱۵:۳۹

مشکل اصلي ادبيات امروز ما، اتفاقاً همين دست «مشکل يابي هاي اغراق آميز» است! اینجا دليل اصلي تيراژ پايين کتاب در ايران «کيفيت پايين نوشته هاي داخلي» عنوان شده و اعم آسيب ها را به گردن نويسندگان ايراني انداخته اند. شکي نيست که «نقص کيفي آثار امروز چه داستاني و چه غيرداستاني»، يکي از معضلات مهم فرهنگي در جامعه ي فارسي زبان جهان است، اما نه اين طور اغراق آميز که عوامل عظيم ضد فرهنگيِ عمومي و مميّزي هاي سليقه اي کتاب را کوچک بشماريم و آنها را در رده هاي چندم و چندمين بنشانيم؛ سپس يکي از عوامل را – تنها يکي از عواملي که آمار علمي يکنواختي هم از آن در دست نيست - به جايگاه متهم اصلي بَرکشانيم!