۷ نکته درباره خانواده متعادل

از منظر لغوی، خانواده به معنای خاندان، دودمان، خیل خانه و تبار آمده است، اما درباره آن اندیشمندان علوم اجتماعی، تعاریف متعددی ذکر کرده‌اند که هر کدام از این تعریف‌ها به بعدی از خانواده توجه کرده است.

به گزارش ایسنا، روزنامه «جوان» در ادامه نوشت: جامع‌ترین تعریف اصطلاحی خانواده به این شرح است: خانواده کوچک‌ترین، ساده‌ترین و عمومی‌ترین واحد اجتماعی است که بر اساس ازدواج رسمی بین زن و مرد تشکیل می‌شود و با تولد فرزندان توسعه می‌یابد. خانواده از مهم‌ترین عوامل مؤثر در روابط و محیطی امن برای دستیابی به اهداف عالی انسانی است. خانواده کانونی است شکل گرفته بر پایه پیمان مقدس ازدواج که با حضور فرزندان، روابط اعضای خانواده، گسترده‌تر و تأثیرگذاری مثبت و منفی بر یکدیگر بیشتر می‌شود. برخورداری از پرورش سالم در خانواده که نخستین پایگاه تربیتی است، به فرد این فرصت را می‌دهد که در اجتماع موفق و قابل احترام باشد. برای خانواده متعادل ویژگی‌ها و کارکردهایی مطرح کرده‌اند که اهم آن‌ها را در ادامه می‌خوانید.

نگرش دین اسلام به اهمیت خانواده

خانواده از نگاه اسلام و آموزه‌های دینی، نهادی مقدس، سازمانی حرمت‌آفرین، ساحلی برای آرامش و بستری برای رشد و تربیت، جایگاه پیشرفت مادی و معنوی و تجلی‌گاه شکوفایی و بالندگی است. اگر ضروری باشد تا انسان برای نیل به کمال و بهروزی از یک نردبان چند پله‌ای صعود کند و بالا رود، به طور حتم اولین پله این نردبان ترقی و رشد تشکیل خانواده است. در نگاه تعالیم سازنده اسلام، خانواده کانونی مقدس و مورد رضایت حق تعالی تلقی شده و مورد ستایش و تمجید خداوند متعال قرار گرفته است. پیامبر گرامی (ص) می‌فرمایند: در اسلام هیچ بنایی پیش خداوند محبوب‌تر و ارزشمندتر از بنیان خانواده و بنیان ازدواج نیست. این همه تقدیر و تمجید از ازدواج و بنیان خانواده به دلیل آن است که ازدواج منشأ سرنوشت‌ساز خانواده و نقطه شروع یک واحد اجتماعی ستوده است. ازدواج به عنوان سنگ‌بنای اولیه خانواده و به عنوان عامل اساسی در شکل‌گیری این نهاد با عظمت بوده و زمینه‌ساز زوجیت و همدلی دو جوان و همچنین بسترساز پیشرفت مادی و معنوی آنان خواهد بود. خانواده‌هایی که به دنبال ازدواج بنا نهاده می‌شود، به مثابه لنگرگاه امنی است که همسران جوان در بستر آن با اطمینان و صلابت، بر ناکامی‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی چیره شده و از وادی‌های شکست، مصمم و استوار عبور می‌کنند. قرآن کریم درباره آرام و اطمینان‌بخشی خانواده و همسر می‌فرماید: از آیات و نشانه‌های قدرت خداوند این است که برای انسان از نوع و جنس خود، همسرانی آفرید تا در کنار آنان (در خانواده) به آرامش و سکون نیل پیدا کنند و بین آنان دوستی و رحمت قرار داد.

زمینه‌ساز آرامش روانی

خانواده به دلیل حس وظیفه‌شناسی و مسئولیت‌پذیری موجب بروز و شکوفایی استعداد همسران شده و آن‌ها را به سوی تلاش، سازندگی و نقش‌پذیری رهنمون می‌سازد. شهید مطهری درباره نقش ارزنده خانواده می‌نویسد: یک پختگی و پویایی وجود دارد که جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده در مدرسه پیدا نمی‌شود، در جهاد با نفس پیدا نمی‌شود، در نماز شب پیدا نمی‌شود. این کمالات را فقط در تشکیل خانواده می‌توان به دست آورد. در آموزه‌ها و تعالیم اسلامی برای این حس مسئولیت و تلاش در راه رفاه، بالندگی و پیشرفت معنوی خانواده، پاداش در نظر گرفته شده و حتی به منزله برترین کارها یعنی جهاد در راه خدا قرار گرفته است. خانواده سالم علاوه بر اینکه زمینه ترقی معنوی، کسب ثواب، دوری از گناه، شادی، نشاط و امنیت می‌شود، زمینه‌ساز تربیت و تولید نسلی صالح و مطیع پروردگار شده و به این وسیله نیز برکات و الطاف الهی را به طرف خانه و خانواده سرازیر می‌کند. پیامبر گرامی (ص) درباره تولید نسل و تربیت فرزند می‌فرمایند: «ازدواج کنید و خانواده تشکیل دهید تا صاحب فرزند شوید. به درستی که من به زیادی شما در روز قیامت بر امت‌های دیگر افتخار می‌کنم.» به اعتقاد روانشناسان، آرامش و اطمینانی که برای همسران و حتی اعضای دیگر خانواده در محیط بهنجار ایجاد می‌شود، در هیچ جایی حاصل نمی‌شود و محیط آن، امن‌ترین و رضایت‌بخش‌ترین بستر برای ارضای نیازهای روانی، به ویژه تأمین آرامش روانی است. محبت، غمخواری و پذیرش یکدیگر که از مهم‌ترین مؤلفه‌ها و ضروریات زندگی اجتماعی است، به بهترین وجه در خانواده تأمین می‌شود.

زمینه‌ساز رشد شخصیت

از آثار مهم دیگر ازدواج و تشکیل خانواده، رشد و تکامل شخصیت است. چون یکی از زمینه‌های مهم رشد شخصیت، برخورداری شخص از عزت نفس بالاست و ازدواج و ارتباط خانوادگی در افزایش عزت نفس مؤثر است. به دلیل اینکه زن و شوهر و فرزندان به طور معمول موجب حس رضایتمندی از زندگی می‌شوند و به واسطه همسر شدن و پس از آن پدر و مادر شدن و احساس مسئولیت کردن، زمینه‌های توسعه وجودی و رشد شخصیت را فراهم می‌سازند. وقتی اعضای خانواده متعالی، محبت و صمیمیت با دیگران برقرار می‌کنند، این تعامل موجب می‌شود تا دیگران را بخشی از وجود خود احساس کنند و این اتفاق، نوعی توسعه خود است. ژان پیاژه، روانشناس معروف اعتقاد دارد که حرکت از خود میان بینی به سوی میان واگرایی در سیر تحول کودک، دلیل ارتقای شخص به مرحله بالاتر و کمال بیشتر است. در ازدواج و خانواده این پدیده به وضوح اتفاق می‌افتد و هر عضوی از خود میان بینی به سوی میان واگرایی حرکت می‌کند، از این رو، برای همسر و فرزندان و اعضای خانواده ایثار و فداکاری کرده و آن‌ها را جزئی از وجود خود می‌دانند.

عامل سلامت و امنیت اجتماعی

ازدواج و تشکیل خانواده از فکرهای شیطانی که در تنهایی به مغز انسان ورود می‌کند، جلوگیری می‌کند. در تنهایی وسوسه‌های شیطانی زیادی اتفاق می‌افتد که این افکار شیطانی نه تنها به فساد اخلاقی منجر می‌شود، بلکه در مفاسد اجتماعی نقش بسزایی دارد. ازدواج برای امنیت فکری، اخلاقی و اجتماعی یک امر ضروری و لازم است.

عامل تثبیت هویت

عبور از مرحله کودکی و رسیدن به نوجوانی یا جوانی و بزرگسالی، نیازمند دستیابی به هویت و نقش جنسیتی است که این دو بر اثر ازدواج و انتخاب همسر تثبیت می‌شود. وقتی در جامعه به فردی، (همسر) یا (شوهر) خطاب می‌شود، در او این حس به وجود می‌آید که به مرحله بزرگسالی رسیده است و از او انتظار می‌رود تا مثل یک بزرگسال رفتار کند. از این رو، احساس مسئولیت بیشتری و سعی می‌کند نقش خود را بهتر انجام دهد. در واقع، دختر و پسر به واسطه ازدواج به شناخت خود، عمق می‌دهند و زنانگی و مردانگی خویش را ابراز می‌کنند و به بسیاری از دلمشغولی‌های دوران کودکی و نوجوانی خود پایان می‌دهند. باورها و ارزش‌های محوری جامعه را در درون خود تثبیت کرده و نسبت به آن متعهد می‌شوند. در نتیجه خود را از پراکندگی نقش رهانیده و به انسجام در هویت روی می‌آورند. به بیانی دیگر ازدواج همانند ساختاری می‌ماند که پیوسته زنان و مردان را تحت تأثیر قرار می‌دهد تا به رفتار خود شکل منطقی دهند و از همه مهم‌تر، موجب می‌شود تا احساس زن و مرد بودن در آن‌ها تقویت شود. هویت ما زیر سقف زندگی مشترک متکامل و تثبیت می‌شود.

بستری برای پرورش فرزند

کانون خانواده بستری مناسب برای تربیت عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، ذهنی، جسمانی و مهارتی فرزندان است. در این کانون پر مهر فرزندان به نحو مطلوبی رشد کرده و به بالندگی می‌رسند. هیچ مکانی نمی‌تواند نیازهای تربیتی فرزندان را همانند خانواده برآورده سازد. همچنین بروز بیمارهای روانی، خودکشی، اعتیاد، افسردگی و... در میان فرزندان طلاق و خانواده‌های از هم گسسته و نامتعادل بیشتر است. نتیجه اینکه نیاز به خانواده یکی از اساسی‌ترین و طبیعی‌ترین نیازهای انسان به شمار می‌رود. خانواده از منظر دینی، نهادی مقدس و دارای جایگاه ویژه تلقی شده است. زن و شوهر به عنوان ارکان اصلی خانواده نقش کلیدی در بالندگی خانواده دارد. جایگاه پدر به عنوان مدیر و سرپرست خانواده جایگاهی ممتاز است. زن و مرد به عنوان دو موجود متفاوت، تفاوت‌های بسیار و همچنین اشتراکاتی دارند. تفاوت زن و مرد هدفمند بوده و از روی حکمت و مصلحت هماهنگ شده و به سوی زندگی متعادل گام برمی‌دارند.

مراقب تأثیر فضای مجازی باشیم

وقتی تعامل پدر و مادر با فرزندان از جهات مختلف مثبت باشد، طبیعتاً بر تعامل او با همنوعان خود اثر مثبت می‌گذارد. چه فرزندانی که به خاطر عدم‌ارتباط شایسته بین آنان با پدر و مادر از محیط زندگی به محیط‌های ناسالمی رفته و تحت تأثیر ارتباطات ناشایست به انحراف کشیده شده‌اند. متأسفانه فضای زندگی‌ها در بسیاری از خانواده‌ها یک فضای سرد و بی‌روح و ارتباطات انسان‌ها مخصوصاً خانواده‌ها به یک ارتباط جسمی و فیزیکی خلاصه شده و از جهت نیازهای روحی و تأمین نیازهای درونی و معنوی نیز غفلتی گریبان زندگی‌ها را گرفته است. امروزه فضای زندگی‌ها تحت تأثیر فضای مجازی و رسانه‌ها قرار گرفته و همین امر ارتباط صحیح والدین با فرزندان را در مقاطع مختلف سنی حتی بزرگسالی تحت تأثیر قرار داده است. از این جهت لازم است ارتباط والدین و فرزندان در زندگی را مورد توجه قرار داد و فضای بی‌تفاوتی و سرد بین والدین و فرزندان را به یک فضای دوستانه صمیمی و خارج از هیاهوی امروزی رسانه‌ها مورد بررسی قرار داد. وقتی فضا فضای صمیمت و توجه شد، درصد اطمینان فرزند به والدین بالا رفته و همین امر بر روند آرام بخش یک زندگی اثر می‌گذارد.

منابع:

- خانواده از منظر دین و روانشناسی / نوشته: علی‌احمد پناهی

- خانواده متعادل / نوشته: محمدرضا شرفی

انتهای پیام

  • یکشنبه/ ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ / ۱۹:۳۳
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1400121511898
  • خبرنگار :

برچسب‌ها