به گزارش ایسنا، بسیاری از دانشجویان، از جمله کلویی اسمیت، در ابتدای ورود به این کلاس خود را «غیرهنری» میدانستند. اسمیت، دانشجوی روانشناسی و خدمات انسانی، پیش از این هیچ تجربهای در کلاسهای هنری نداشت و حتی با تردید و اضطراب وارد شد. اما طراحی کلاس به شکلی بود که دانشجویان را تشویق میکرد بدون ترس از قضاوت یا نتیجه نهایی، فقط « شروع کنند».
در طول ترم، دانشجویان با مواد مختلفی مانند آبرنگ، پاستل روغنی، سفال، زغال و کلاژ کار کردند. گاهی تمرینها بهطور عمدی غیرمعمول بودند: کار روی بوم سفید با چشمهای بسته یا فقط با یک دست. هدف این تمرینها نه خلق یک اثر زیبا، بلکه تجربه مستقیم فرایند خلاقیت و واکنشهای ذهن و بدن بود.
این درس توسط امیلی ناتاله، هنردرمانگر و مشاور رسمی سلامت روان، تدریس میشود. به گفته او، تمرکز هنردرمانی بر مهارتهای فنی نیست، بلکه بر بیان احساسات و حرکت از «دل» است. ناتاله معتقد است خودِ فرایند خلق هنر، ذاتاً درمانگر است و میتواند به آرام شدن گفتوگوی منفی ذهن، تنظیم احساسات و ایجاد نوعی «یکپارچگی مغز» کمک کند.
یکپارچگی مغز به ارتباط بهتر میان بخشهای هیجانی، حسی و شناختی مغز اشاره دارد؛ ارتباطی که نتیجه آن شفافیت فکری بیشتر، کنترل بهتر هیجانها و واکنش سالمتر به استرس است. از نگاه ناتاله، هنر یکی از سادهترین و مؤثرترین ابزارها برای حمایت از سلامت مغز است.
کلاس هنردرمانی نورتایسترن ترکیبی از آموزش نظری و تجربه عملی بود. دانشجویان علاوه بر کار هنری، با مبانی علمی هنردرمانی از منظر زیستشناسی، علوم اعصاب و انسانشناسی نیز آشنا شدند. این رویکرد دوگانه باعث شد آنها هم بهصورت ذهنی بفهمند چه اتفاقی در مغزشان رخ میدهد و هم آن را در عمل احساس کنند.
در پایان ترم، آثار دانشجویان در قالب یک نمایشگاه عمومی در محوطه دانشگاه به نمایش درآمد؛ از مجسمهها و عروسکهای دستساز گرفته تا نقاشیها، کلاژها و عکسها. نقطه اوج این نمایشگاه، یک دیوارنگاره گروهی بزرگ بود که درختی نمادین را به تصویر میکشید؛ اثری که «امیدها و رؤیاهای» دانشجویان برای آینده جهان را بازتاب میداد.
به گفته استاد درس، بسیاری از دانشجویان که در آغاز بسیار محتاط و عینی فکر میکردند، در پایان ترم خیالپردازتر، بازتر و خلاقتر شده بودند؛ تغییری که نشان میدهد هنر، حتی بدون پیشزمینه تخصصی میتواند پلی مؤثر میان آموزش، سلامت روان و رشد فردی باشد.
انتهای پیام