به گزارش ایسنا، ایبنا نوشت:
کتاب «راهنمای شهر تهران ۱۳۲۸» به کوشش عباس اقبال آشتیانی و مقدمه محمدحسن سمسار از سوی انتشارات دید منتشر شد. این کتاب حاوی اطلاعات گوناگون از شهر رو به توسعه تهران است...
نخستین بار نام تهران در تاریخ بغدادی توسط خطیب بغدادی در ارتباط با ثبت حادثه مرگ ابوحماد یا حافظ تهرانی رازی که در عسقلان شام در سال ۲۷۱ قمری اتفاق افتاد، ثبت شده است. در حدود سال ۴۵۰ یعنی در قرن سوم هجری مرگ حافظ تهرانی رازی اتفاق میافتد اما ثبت این حادثه به عنوان یک محدث قرن سوم، در قرن پنجم رخ میدهد. بعد از این ابن بلخی در فارسنامه در حوالی ۵۰۵ یا ۵۱۰ و در فاصله این پنج سال کتاب فارسنامه را مینویسد که در آنجا باز هم تهران با «یای» نسبت آمده است. انار تهرانی هم در متنهای کهن اهمیت دارد و در توصیف انار نام تهران نیز ذکر شده است. البته از این تاریخ به بعد ما مرتب در اسناد و منابع متون قدیمی نام تهران را به عنوان یک روستا مشاهده میکنیم مثل زکریای قزوینی، یاقوت حموی و کتابهای زیادی حتی سفرنامه کلاویخو و بعدها دلاواله و افراد متعددی که به فراوانی ما میتوانیم در قرون بعد یعنی از قرن ششم به بعد نام تهران کاملاً به عنوان روستا ثبت و ضبط شده است.
عباس اقبال آشتیانی نیز به ریشههای تاریخی شهر تهران اشاره میکند و میگوید: تاریخ پیدایش شهر تهران و وجه تسمیه آن دقیقاً معلوم نیست ولی مورخان و نویسندگان ضمن تحقیق اظهار نظر دادهاند که تهران در حدود سال ۲۰۰ هجری یکی از قراء شهرری بوده است و از این تاریخ به بعد مکرر نام این آبادی به دو املای طهران و تهران در کتاب تاریخی و جغرافیایی دیده میشود ولی آبادی مزبور البته در عظمت و جمعیت شهرری اهمیتی نداشته و تنها شهرت آن در آن ایام با نار خوب آن بوده که انار کن امروز یادگاری از آن است.
اگر چه شهرری در استیلای مغول در حدود سال ۶۱۷ به کلی ویران شد و دیگر روی آبادی ندید لیکن تهران به علت کوچکی و داشتن خانههای زیرزمینی در این فتنه نسبتاً مصون مانده ولی از خرابی ری و پناه آوردن مردم آن به قراء شمالی تهران کمکم صاحب اعتبار و جمعیت شده و از نیمه قرن هفتم هجری به بعد دیگر در کتابها نامی از آبادی ری برده نمیشود بلکه همانجا نام تهران ری به میان میآید و در نزههالقلوب که در سال ۷۴۰ تالیف شده حمدلله مستوفی میگوید اکنون ری خراب است و در باب تهران میگوید قصبهای معتبر است و آب و هوایش خوشتر از ری است.
در دورههای جدید کسی که توجه مخصوصی به تهران کرده شاه طهماسب اول پادشاه دوم سلسله صفوی است و او هر وقت از قزوین به طرف خراسان برای سرکوبی ازبکان و یاغیان دیگر میرفت در این آبادی رحل اقامت میافکند و در سال ۹۴۴ که از خراسان برگشت ساختن بارویی به جهت دورادور شهر حکم داد و به فرمان او چهارده دروازه برای آن ساختند. در عهد صفویه بهتدریج تهران بزرگ و پرجمعیت شد، حتی در آن ایام وسعت آن از کاشان نیز بیشتر بود.
تهران تا عهد ناصرالدینشاه منحصر بوده است به قسمت جنوب و جنوب شهر حالیه شامل محلات سنگلج و بازار و عودلاجان و چالهمیدان. از عهد این پادشاه شهر بهتدریج به طرف شمال و مغرب رو به توسعه گذاشته و در سال ۱۳۸۴ قمری که خندقی جدید جهت آن ساختند شهر را از شمال ۱۸۰۰ ذرع و از سه طرف دیگر از هر طرف ۱۰۰۰ ذرع توسعه دادند و از این تاریخ خیابانهای ناصریه و سپه و چراغ گاز و ری در داخل شهر افتاد و خندقی که از کناره شرقی خیابان ناصرخسرو و ضلع جنوبی خیابان برق (ابتدای پامنار یکی از دروازههای قدیمی شهر) و غربی خیابان ری میگذشت به چهار طرف جلو برده شد و خندق جدید از حدود دروازههای باغ شاه و یوسفآباد (مقابل کالج البرز) و دروازه دولت و شمیران (در امتداد خیابانهای سیمتری نظامی و شاه رضا) به دروازه دوشانتپه و دولاب و خراسان و شاهزاده عبدالعظیم و غار و گمرک جلو برده شد.
از سال ۱۳۰۰ شمسی (۱۳۴۰ قمری) که دوره نهضت جدید ایران شروع میشود مظاهر تمدن و ترقی در تمام کشور ظاهر و هویدا شد بر اثر ایجاد شهرداری منظم امر به توسعه معابر و بنای ساختمانهای جدید به سبک نوین مورد توجه قرار گرفت مخصوصاً ازدیاد روابط با خارجیان و روزافزون شدن وسایل نقلیه سریعالسیر این توجه را بیشتر از بیش کرد به طوری که تهران در مدت بیست سال بهتدریج به صورت یک شهر زیبای جدید درآمد. خیابانهای وسیع آسفالت شده در آن احداث و عمارت محکم و بلند و خوشمنظره بنا شد و ابنیه دولتی مهم مثل باشگاه افسران، بانک ملی، پستخانه، وزارت خارجع و کاخهای سلطنتی و اختصاصی به وجود آمد و چون در این فاصله شقه نهری نیز از رودخانه کرج جدا کرده به تهران رساندند کمیابی آب تا حدی جبران شد شهر بهسرعت عجیبی از چهار طرف وسعت و آبادی یافت...
از زمانی که آقا محمدخان قاجار تهران را پایتخت خود قرار داد آبادی و عظمت شهر را به افزایش نهاد تا آنجا که در مدتی کم جمعیت آن به ۵۰ هزار تفر رسید. آقامحمدخان و جانشینان او یعنی فتحعلیشاه و محمدشاه و ناصرالدینشاه در تهران ابنیه و عمارات بسیار ساختند و مهمترین این بناها مثل مسجد شاه و ارگ و شمسالعماره و تخت مرمر و عمارت خورشید و بازارهای شهر از بناهای فتحعلیشاه و ناصرالدینشاه است و دو بنای مهم دیگر مسجد سپهسالار و بهارستان از بناهای دوره ناصرالدینشاه است، لقانطه نیز همان عصر ساخته شد.
انتهای پیام