/گزارش ايسنا درباره‌ي دفتر تحكيم وحدت ـ3/ آمادگي تعدادي از اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت براي حل مشكلات دروني

تعدادي از اعضاي شوراي مركزي اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت)، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به ارايه‌ي نظر خود درباره‌ي راه حل اختلافات داخلي اين تشكل پرداختند.

آن‌ها با حل اختلافات و برگزاري نشست سراسري، موافق هستند و تقريبا اتكا بر مبناهاي نزديكي را براي حل اختلاف پيشنهاد مي‌كنند.

توضيحات:

1 ـ نظر مصاحبه‌شوندگان لزوما نظر تشكل متبوع آن‌ها نيست.

2 ـ ترتيب گفت‌وگوها بر مبناي حروف الفباست.

3- در اين گزارش با 6 تن از اعضاي شوراي مركزي طيف علامه، و 4 تن از اعضاي طيف شيراز گفت‌وگو شده است. 6 عضو منتخب علامه نيز از دو طيف مختلف هستند.

4- گفت‌وگوهاي انجام شده قبل از 15 دي‌ماه گذشته انجام شده است. 

اين گفت‌وگوها در پي مي‌آيد:

  • مهدي احمدي، عضو شوراي مركزي طيف شيراز ، گفت :

« دفتر تحكيم وحدت، تشكلي داراي اساسنامه، مرامنامه و هويت تاريخي مشخص است و راهكارهاي حل اختلاف انجمن‌هاي اسلامي عضو نيز در اساسنامه‌ي اين تشكل دانشجويي وجود دارد. چند مساله باعث شد كه پس از اختلافات اخير، اتحاديه به وحدت نرسد، از جمله: 1 ـ عدم پايبندي و التزام به مرامنامه و اساسنامه‌ي اتحاديه‌ از سوي برخي از اعضا؛ 2 ـ عدم روحيه‌ي تحمل مخالف و يك عزم و اراده‌ي جدي در حل اختلافات ايجاد شده؛ 3 ـ دخالت احزاب و گروه‌هاي سياسي در پيكره‌ي جريان دانشجويي .»

« بنابراين التزام همه‌ي اعضا به مرامنامه و اساسنامه و احترام به مقررات آن، پرهيز از اعمال آنارشيستي از طرف اعضا براي بر هم زدن قواعد بازي و عدم دخالت احزاب و يارگيري در اين اتحاديه‌ي بزرگ دانشجويي را تنها راه برون‌رفت از وضعيت موجود مي‌دانم .»

« براي رفع اختلافاتي كه در سطح دانشگاه‌ها در مورد حمايت از دو طيف اتحاديه‌ رخ داده، پيشنهاد ما برگزاري انتخابات هم‌زمان در كليه‌ي دانشگاه‌هاست تا به اختلافات پايان داده شود.»

وي با بيان اين كه "ما با برگزاري نشست واحد موافق هستيم"، اظهار داشت:

« اساسنامه،‌ ميثاق اتحاديه و جزء لايتغير خواسته‌هاي دو طيف است. اگر خواسته‌هايمان را به صورت حداقلي مطرح كنيم و مشتركات را به صورت حداكثري لحاظ كنيم، بدون دخالت احزاب و جريان‌هاي خارج از اتحاديه و نهادهاي دولتي كه بي‌طرفي خود را در اين قضيه ثابت نكرده‌اند، مي‌توانيم به وحدت نزديك شويم.»

وي درباره‌ي راه حل وجود انجمن‌هاي موازي گفت:

« ما پافشاري مي‌كنيم كه در مورد انجمن‌هايي كه هم‌زمان دو مدعي دارند، انتخابات سراسري و آزاد با لحاظ معيار اساسنامه، برگزار شود. در آن انتخابات، خود دانشجويان تكليف آن انجمن را مشخص كنند، چون مشروعيت انجمن‌هاي اسلامي از بدنه‌ي دانشجويي گرفته مي‌شود و فقط آن‌ها مي‌توانند در اين مورد قضاوت و اعضاي انجمن را انتخاب كنند. حتي حاضريم هزينه‌ي اين كار را حذف خودمان قرار دهيم، ولي باعث شود كه يك انجمن واحد در آن دانشگاه تشكيل شود .»

وي هم‌چنين درباره‌ي تعداد آراي اتحاديه كه بايد در نشست فراگير اعمال شود، گفت:

« اگر يك عزم به دور از فضاي شعارگونه وجود داشته باشد و مجموعه‌ به يك شعور جمعي براي انسجام و يكپارچگي برسد، با اين كه نشست شيراز را ادامه و روند طبيعي و قانوني نشست‌هاي دانشكده‌ي مديريت دانشگاه تهران و دانشگاه گيلان مي‌دانيم، اما حاضريم براي رسيدن به حداكثر مشتركاتي كه مي‌تواند براي رسيدن به وحدت و يكپارچگي، بين مجموعه شكل بگيرد، آرايي كه در نشست تربيت مدرس لحاظ شد را در نشست واحد لحاظ كنيم تا پس از آن نشست، در مورد دانشگاه‌هايي كه در نشست مديريت تهران حق رأي گرفتند، تصميم‌گيري شود .»

احمدي در پايان تصريح كرد:

« درباره‌ي برگزاري نشست واحد، پيشنهادم اين است كه اگر تمام طيف‌ها نشست تربيت مدرس را قبول دارند، دوباره طباطبايي - كه در آن زمان نيز دبير واحد تشكيلات بود- عهده‌دار برگزاري نشست واحد شود و اگر اين را نمي‌پذيرند، از آن جايي كه ما وزارت علوم را به عنوان متولي برگزاري نشست دانشجويي نمي‌شناسيم، پيشنهاد مي‌كنم يك جمع منتخب دانشجويي براي اين كار انتخاب شود كه بر روي بي‌طرفي آن‌ها، هر دو طيف اتحاديه به توافق برسند. فكر مي‌كنم برگزاري نشست واحد توسط چنين كميته‌ي منتخب دانشجويي بلامانع باشد .»

  • مهدي اميني‌زاده، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت:

« اين كه اختلافات دروني به انشعاب منجر شد، محصول مسائلي در اساسنامه بود؛ به اين معنا كه مكانيزم حل اختلاف به طور مؤثر در‌ آن پيش‌بيني نشده بود. ولي به هر حال طيف‌هاي مختلف دروني هم رقابت‌ها را تا آن‌جا ادامه دادند كه به اهداف و آرمان‌هاي همديگر احترام كمتري گذاشتند و به هر حال راهكارهاي حذفي در پيش گرفتند. شايد هر دو طيف به اندازه‌ي كم يا زياد در اين موضوع نقش داشتند.»

« از آن جايي كه دفتر تحكيم وحدت، اتحاديه‌ي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان است، هر راهكاري براي خروج از وضعيت فعلي، منهاي آنچه تا به حال اتفاق افتاده، بايد مبتني بر حضور و نقش اكثريت انجمن‌هاي اسلامي عضو باشد. بنابراين بايد به دنبال راهكارهايي باشيم كه تمام طيف‌ها با هم گفت‌وگو كنند و با توجه به ميزان پايگاه‌شان در ميان انجمن‌هاي عضو، در انتخابات‌هاي مجموعه‌ موثر باشند. تنها در اين صورت است كه مجموعه‌، وحدت خود را به دست مي‌آورد.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير گفت:

« موافقم؛ نتيجه‌ي چنين نشستي مورد قبول ما خواهد بود.»

وي درباره‌ي زمينه‌ي برگزاري چنين نشستي نيز گفت:

« من ضمن اين كه به دوستان طيف شيراز و عقايدشان احترام مي‌گذارم و معتقدم كه نبايد به صرف داشتن يك عقيده، هيچ فردي را از مجموعه برانيم، اما به هر حال قائل به اين هستم كه اين دوستان نيز نبايد خواستار مصادره كليت تحكيم باشند. بنابراين ابتدا بايد همه بپذيرند كه هر گروه به اندازه‌ي پايگاهش در مجموعه، سهم و وزن بخواهد؛ راهكار، گفت‌وگوي طرف‌هاي مختلف درون مجموعه است. ما آماده هستيم با نماينده‌ي همه‌ي انجمن‌ها گفت‌وگو كنيم. »

« من هم قبول دارم كه تا به حال هيچ كدام از دو طيف، به دعوت طرف ديگر پاسخ مثبت نداده‌اند و يك نوع بي‌اعتمادي بين آن‌ها وجود دارد، اما نبايد فراموش كرد كه ميزان بي‌اعتمادي از دو طيف نسبت به هيأت مركزي نظارت يا نهادهاي بيرون از دانشگاه، به مراتب بيشتر از بي‌اعتمادي به يكديگر است. به نظرم باز هم دانشجويان راحت‌تر مي‌توانند مسائلشان را با هم حل كند تا اين كه يك مرجع سومي در آن دخالت كند. »

وي با اشاره به آنچه آن را ميزان قدرت طيف علامه در بسيج كردن دانشجويان مي‌ناميد،گفت:

« از دوستان طيف شيراز با تمام احترامي كه براي عقايد‌شان قائل هستم، دعوت مي‌كنم كه ميزان پايگاه دانشجويي خود را قبول كنند و بر اساس ميزان پايگاه خود، حتي حاضريم توافق كنيم كه بيش از ميزان پايگاهي كه دارند، در اركان مجموعه، از جمله شوراي مركزي نقش داشته باشند و به عقايدشان هم احترام مي‌گذاريم.»

وي درباره‌ي مبنا قرار دادن تعداد آراي اتحاديه بر اساس نشست تربيت مدرس (ادريبهشت 80) با بيان اين كه "تفاوت چنداني در نتيجه نخواهد داشت"، آن را مناسب دانست؛ هم‌چنين با تأييد اين كه يكي از راه‌حل‌هاي مشكل انجمن‌هاي موازي در دانشگاه‌ها، برگزاري انتخابات در آن دانشگاه‌هاست، گفت:

« بالاخره اين اقدام بايد انجام شود، البته تعداد اين دانشگاه‌ها كم است، اما بايد به سمت حل شدن مسأله‌ي آن‌ها برويم.»

  • هادي پناهي، عضو شوراي مركزي طيف شيراز،گفت:

« ما از رسيدن به همبستگي بيشتر استقبال مي‌كنيم؛ زمينه‌ي آن هم وجود دارد، چون تجربه نشان داده است كه جريان‌هاي سياسي، همه به دنبال بهره‌برداري از جنبش دانشجويي هستند؛ شايد همين قدر هوشياري كافي باشد كه دانشجويان همبستگي خود را تقويت كنند.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« ما با دخالت عناصر خارج از مجموعه مخالفيم و معتقديم كه خود دانشجويان مشروعيت اقدام براي خروج از اين وضعيت را دارند و ساز و كار قانون‌مندي ايجاب مي‌كند كه در چارچوب‌ اساسنامه،‌ به دنبال راهكار باشيم. در قالب اين چارچوب اگر نشست واحدي برگزار شود، استقبال مي‌كنيم و به طور قطع با تشكل نشست سراسري موافقيم.»

وي درباره‌ي ساز و كار برگزاري نشست فراگير توضيح داد:

« نظر ما، برآيند نظر مجموعه‌اي است كه آن را نمايندگي مي‌كنيم. برآيند مجموعه‌ي ما اين است كه نشست شيراز مشروعيت بيشتري داشت، لذا مجموعه به ما اجازه نمي‌دهد كه در نشست يك طرفه‌ي موسوم به طيف مقابل شركت كنيم؛ در واقع طبيعي است كه طيف مقابل هم زاويه بگيرد، لااقل فضايي كه طي يك سال اخير به وجود آمده، باعث شد، دو طرف مقداري حساسيت نشان بدهند، بنابراين انتظار مي‌رود كه با تفاهم مسائل حل شود.»

« طبيعي است كه اگر اراده‌ي رسيدن به تفاهم وجود داشته باشد، پس از طي مقدماتي، سازوكار آن رخ مي‌دهد؛ مثلا به گونه‌اي برنامه‌ريزي شود كه ميزبان نشست، طرف خاصي هم نباشد، ولي سازوكار خارج از مجموعه نبايد باشد، بلكه بين خود مجموعه‌هاي داخلي، براي راه حل، تفاهم صورت بگيرد.»

وي هم‌چنين درباره‌ي خواسته‌هاي طرفين براي رسيدن به تفاهم، گفت:

« ما از آن‌چه كه خصلت اتحاديه را خدشه‌دار نكند، مي‌گذريم، يعني هر منفعت يا مواضعي كه تحت هر شرايط يا مصلحتي اتخاذ شده باشد؛ اما از آن‌چه كه هويت را مخدوش كند، نمي‌گذريم و بعيد هم مي‌دانم، كسي انتظار داشته باشد از آن بگذريم.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه "آيا در نشست فراگير احتمالي، به رأي اكثريت گردن مي‌گذاريد و رأي اقليت را محترم مي‌شماريد؟"، گفت:

« به طور قطع؛ چون اين بهترين سازوكار پذيرفته شده‌ي اداره‌ي اجتماع است.»

وي درباره‌ي مبنا قرار دادن تعداد آراي مجموعه‌ كه در نشست تربيت مدرس (ارديبهشت 80)،‌ براي نشست فراگير، گفت:

« اگر امكانش باشد و مجموعه از آن استقبال كند، مبناي معقولي است؛ در آن نشست، دو سوم قطعي در جلسه حاضر بودند.»

وي با پذيرش اين كه به عنوان يك راه حل براي انجمن‌هاي موازي، در آن دانشگاه‌ها انتخابات برگزار شود، گفت:

« ما حتي حاضريم در همه‌ي دانشگاه‌ها، طبق اساسنامه، انتخابات آزاد برگزار شود؛ در عين حال،‌ از برگزاري انتخابات در دانشگاه‌هايي كه اختلاف بر سر انجمن وجود دارد، استقبال مي‌كنيم.»

  • آرش پورنعمت، عضو شوراي مركزي طيف شيراز ، گفت:

« دفتر تحكيم وحدت، ارگان دانشجويي هيچ حزبي نيست، بلكه اتحاديه‌اي است با رويكرد سياسي ـ فرهنگي كه به نمايندگي از دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسر كشور به عنوان قشر آرمان‌گرا و عدالت‌جو، براي توزيع انديشه‌هاي روشنفكري در درون اجتماع و در ميان دانشجويان، تلاش مي‌كند. كساني كه اين اصل را نمي‌پذيرند، مسلما نمي‌توانند در دفتر تحكيم وحدت فعاليت كنند. راهكار جلوگيري از ورود چنين تفكري در اتحاديه، بازگشت به رأي دانشجو، مراجعه به اساسنامه به عنوان ابزار تشكيلاتي مجموعه و ميثاق فعاليت و فراهم‌كردن شرايط فعاليت دانشجويان با سلايق و آراي متفاوت در قالب تشكل‌هاي دانشجويي است.»

« از آن جا كه دفتر تحكيم وحدت، خاصيت صرفا دانشجويي دارد، مبتني بر رأي و انتخاب دانشجو است و در هيچ يك از تشكل‌هاي دانشجويي ديگر اين چنين تنوع و تفاوت انديشه و افكار وجود ندارد.»

« دو راهكار براي خروج از اين وضعيت به نظرم مي‌آيد. اول اين كه زمينه‌ي تشكيل تشكل‌هايي كه اعضاي آن افكار و انديشه‌هاي متفاوتي دارند، فراهم شود و دوم اين كه فضاي مناسب براي برگزاري انتخابات سراسري با ميثاق قرار دادن اساسنامه و مرامنامه‌ي اتحاديه، فراهم شود.»

وي درباره‌ي پيشنهاد برگزاري نشست فراگير، گفت:

« برگزاري نشست سراسري براي مشخص‌كردن سرنوشت نهايي اتحاديه، بعد از برگزاري انتخابات سراسري در دانشگاه‌ها امكان‌پذير است،‌ چون عمده‌ي مشكل در دانشگاه‌هايي است كه دو طيف ادعاي مالكيت بر انجمن اسلامي را دارند. البته وجود سلايق طبيعي است، اما بايد ديد كه كدام يك از گروه‌ها مي‌تواند خود را با شرايط اساسنامه وفق دهند و در يك انتخابات آزاد و عادلانه شركت كنند.»

« پس از برگزاري انتخابات سراسراي، فراگير و قانوني نيز اختلاف سلايق وجود خواهد داشت، اما در آن صورت، تنوع افكار در كانال معقول بروز مي‌كند و در نهايت به انتخابات شوراي مركزي با تنوع افكار منجر مي‌شود.»

وي درباره‌ي طرح خواسته‌هاي طيف‌هاي اتحاديه، گفت:

« حداقل خواسته‌ي هريك از افراد در طيف‌هاي مختلف، بايد تن دادن به اساسنامه‌ي اتحاديه باشد.»

وي با تأكيد بر ضرورت به وجود آمدن شرايطي كه در آن اكثريت و اقليت، شفاف باشد، گفت:

« زماني كه اكثريت يا اقليت بودن ما شفاف نباشد، نه ما مي‌توانيم ادعاي اكثريت داشته باشيم و نه آن‌ها. ما با پارلمان روبه‌رو نيستيم، بنابراين انجمن‌هاي عضو اتحاديه‌ي در موارد مختلف شايد در اكثريت يا اقليت قرار بگيرند، لذا نمي‌توانيم بگوييم كه اكثريت، "سنت‌گرا" يا "ليبرال" و يا اقليت فلان است.»

« به طور كلي بايد بپذيريم كه در مورد هر مسأله‌اي، به رأي اكثريت احترام بگذاريم؛ ممكن است انجمن اسلامي دانشگاه متبوع من در مورد آن مسأله‌ي خاص در اكثريت باشد و يا در اقليت.»

وي درباره‌ي تعداد آراي اتحاديه، با بيان اين كه "شايد به نشست گيلان ان‌قلت دارند، ولي به نشست دانشكده‌ي مديريت كسي ان‌قلت ندارد"، تأكيد كرد كه حقانيت آن‌ها با مبنا قرار دادن تعداد آراي نشست تربيت مدرس نيز ثابت خواهد شد.

  • حميد چوبينه، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت:

« انجمن‌هاي اسلامي عضو اتحاديه‌ي بايد سه فاكتور مؤثر در هويت و انسجام مجموعه‌ي يعني "استقلال"، "ساختار دموكراتيك" و "اسلاميت" را در خود داشته باشند تا انسجام تشكيلاتي مجددا به اتحاديه برگردد. منظور از استقلال، مستقل بودن از حكومت و حاكميت، احزاب و گروه‌هاي سياسي، حتي گروه‌هاي اپوزيسيون است.»

« بخش عمده‌اي از هويت مجموعه از ساختار انتخابي شكل مي‌گيرد و اين كه دانشجوياني با قبول يك سري از اصول و ضوابط مجموعه، نمايندگان خود را براي مدت مشخص انتخاب مي‌كنند، از موارد تفوق اين مجموعه بر ديگر تشكل‌هاست. اسلاميت نيز يكي از خصلت‌هاي جدا نشدني مجموعه است. اگر اين سه مقوله در كنار هم قرار بگيرد و افراد واقعا از روي خلوص نيت به اين نتيجه برسند، شكاف، ناهمگوني و از هم پاشيدگي تشكيلاتي وجود نخواهد داشت. »

« هميشه سعي مي‌كرديم با افرادي كه احساس كرده‌اند به اسم اسلاميت، افرادي را از مجموعه طرد كنند، مبارزه‌ي روشي كنيم و از طرفي با كساني كه سعي كرده‌اند به اسم پايگاه صرف دانشجويي، مقوله‌ي اسلاميت يك مجموعه‌ي با هويت را از بين ببرند،‌ هم اختلاف نظر و سليقه داريم و با آن‌ها مبلارزه‌ي فكري و رفتاري داشته‌ايم. ما با آن‌هايي كه مي‌خواهند با حاكميت چفت و در آن هضم شوند، همان قدر اختلاف نظر داريم كه با افرادي كه مي‌خواهند از اپوزيسيون و نيروهاي خارج‌نشين خط بگيرند. ما احساس مي‌كنيم ارتباط ارگانيك با هر دوي اين طيف‌ها مي‌تواند به مجموعه آسيب برساند، البته با هيچ كدام از اين مجموعه‌ها قهر نيستيم، بلكه تا جايي با آن‌ها در صلح هستيم كه تعامل در رفتار، گفتار و هدف را نتيجه‌بخش كند.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« خواست عمومي اعضاي اتحاديه اين است كه نشست سراسري وفاق تشكيل شود. قبل از آن طرفين و سلايقي كه رئوس‌شان در اتحاديه مشخص است، بايد بنشينند، گفت‌وگو كنند، همه‌ي راهكارها را به بحث بگذارند و به نتيجه‌ برسند.»

« راهكار من اين است كه انجمن‌هاي موازي حق رأي نداشته باشند تا وضعيت ثبات و واقعي اتحاديه مشخص شود. يعني ساير اعضا كه انجمن موازي ندارند، نشست واحد را تشكيل دهند، انجمن‌هاي طرفين، چه نشست شيراز، چه نشست علامه، چه طيف‌هايي كه در درون نشست علامه هستند، دور هم جمع شوند و به يك نتيجه‌ي مشترك برسند.»

وي هم‌چنين درباره‌ي راه حل مشكل انجمن‌هاي موازي گفت:

« اختلافات انجمن‌ها را با كمك آن دانشگاه‌ها در درون خودشان بايد حل كنيم نه اين كه اختلافات را به صحن اتحاديه بكشانيم. اگر مشكلات درون انجمن‌ها در درون خودشان حل شود، همه‌ي انجمن‌ها با حفظ سليقه‌ي خود مي‌توانند در نشستي كه نشست وفاق خواهد بود، شركت كنند. اگر قبل از تشكيل نشست فراگير اختلافات برخي از انجمن‌ها حل شود بهتر است، ولي به نظرم انجمن‌هايي كه اختلاف ندارند، مجموعه را شكل بدهند و سپس به حل مشكل آن‌ها بپردازيم.»

وي پيشنهاد كرد كه تعداد حق رأي انجمن‌هاي اسلامي عضو براي شركت در نشست فراگير بر اساس آخرين نشست مشترك يعني دانشگاه تربيت مدرس (ارديبهشت 80)، باشد.

وي درباره‌ي نحوه‌ي طرح خواسته‌هاي طرفين در گفت‌وگوها، گفت:

« وقتي قرار باشد كه وفاق صورت بگيرد، خواسته‌هاي حداقلي مطرح مي‌شود.»

  • سعيد رضوي فقيه، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت:

« هدف استراتژيك ما از آغاز تشكيل شوراي مركزي نشست علامه، بازيابي وحدت دوباره‌ي مجموعه بود. ما به عنوان يك كنفدراسيون كه مركب از انجمن‌هاي اسلامي هستيم و طبيعتا انجمن‌هاي اسلامي در برگيرنده‌ي طيف‌هاي مختلف فكري و سياسي هستند كه خود در بستر زمان دايما متحول مي‌شوند، يك هويت كاملا قاطع، مشخص و مرزبندي شده نداريم، بلكه مجموعه‌ي ما دايما در حال تحول و دگرگوني است و طيف‌هاي متفاوت آن، دايما در حال جابه‌جايي و تغيير معادله‌ي قدرت و كميت هستند.»

« ما بايد تمام طيف‌هايي را كه در چارچوب انجمن‌هاي اسلامي بتوانند در اتحاديه‌ي حضور داشته باشند، به صورتي در دفتر تحكيم وحدت بازتاب دهيم و نبايد هيچ كدام از طيف‌ها را تضعيف يا حذف كنيم، چون حضور همه‌ي طيف‌ها به تقويت مجموعه كمك مي‌كند.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« تلاش ما در اين چند ماه، براي تشكيل چنين نشستي بود. اگر اكنون بخواهيم بدون توجه به رأي و نظر انجمن‌هاي اسلامي كه در نشست علامه نبودند، نشستي را برگزار كنيم به انشقاق، رسميت داده‌ايم و آن را تثبيت كرده‌ايم. معتقدم همه‌ي نهادهايي كه به نوعي با تحكيم در ارتباط هستند، اعم از احزاب سياسي، وزارتخانه‌ي علوم و بقيه‌ي نهادهاي دانشگاهي، بدون آن كه بخواهند در مسائل اتحاديه‌ي دخالت يا بخواهند موضع‌گيري خود را به نحوي تحميل كنند و يا پي‌گير منافع و مطالبات و مواضع‌شان در داخل تحكيم باشند، بايد تلاش كنند كه نشست واحد تشكيل شود تا اتحاديه، دوباره به وحدت مجدد خود برسد، وحدتي كه بازتاب تمام گرايش‌ها و طيف‌هاي مجموعه باشد.»

وي هم‌چنين درباره‌ي چگونگي طرح خواسته‌هاي طرفين، گفت:

« طبيعي است كه جدايي مجموعه نشأت‌گرفته از يك سري اختلافات است كه همكاري را دشوار يا ناممكن كرده است؛ همكاري مجدد نيازمند بحث معطوف به همكاري مجدد بر روي اختلافات است. طبيعي است مشكلات زيادي داريم كه بايد در يك سري كميسيون يا شوراي حل اختلاف، آنها را حل كنيم و در نهايت به يك پروتكل دقيق و غيرمبهم دست پيدا و بر اساس آن انتخابات را برگزار كنيم. بايد در مورد آراي اضافه شده طي سال گذشته انجمن‌هاي موازي، فراكسيون‌هاي موجود و سهميه‌ي آن‌ها در شوراي مركزي فرمول‌هايي را پيدا كنيم و بر روي آن به توافق برسيم.

« پافشاري من بر توافق حداكثري روي مشتركات حداقلي بوده است. دفتر تحكيم وحدت به عنوان يك كنفدراسيون نمي‌تواند انتظار مشتركات حداكثري را از اعضاي خود داشته باشد. فقط مي‌توانيم روي مشتركات حداقلي به توافقات حداكثري برسيم تا بتوانيم اين تشكيلات را كارآمدتر و به اهدافش نزديك‌تر كنيم. »

وي مبنا قرار دادن آراي دانشگاه‌ها بر اساس نشست دانشگاه تربيت مدرس (ارديبهشت 80) را نيازمند بحث و رسيدن به توافق طرفين دانست و افزود:

« اما فكر مي‌كنم كه نشست تربيت‌مدرس مبنا قرار گيرد، چون قبلا هم كه پروتكلي بين همه‌ي طيف‌ها تنظيم شده بود، آن نشست مبنا قرار گرفته بود.»

وي درباره‌ي راه حل مشكل انجمن‌هاي موازي براي حضور در نشست فراگير، گفت:

« براي هر كدام از دانشگاه‌ها بايد راهكاري جداگانه را در نظر گرفت و نمي‌توان با يك روش، مسائل تمام آن‌ها را حل كرد. ممكن است به اين نتيجه برسيم كه كه رأي بعضي از دانشگاه‌ها در نشست وفاق، اعمال نشود تا بعد از شكل‌گيري تحكيم واحد به مسأله‌ي آن‌ها رسيدگي شود؛ اختلافات بعضي‌ها را بايد با تعيين هيأت حل اختلاف محلي در همان دانشگاه حل كرد و به يك رأي واحد رساند، ممكن است اگر وقت اقتضا كند، براي برخي از انجمن‌ها با برگزاري انتخابات مجدد با نظارت هيأت مورد توافق دو طرف، به انجمن واحد برسيم.»

وي بايد پيشنهاد تشكيل هيأت حل اختلاف از بيرون مجموعه براي داوري بين ديدگاه‌هاي درون مجموعه، توافق طرفين براي تعيين آن‌ها را مورد تأكيد قرار داد و گفت:

« پيشنهاد مي‌كنم كساني كه منشاء اختلافات بودند، سعي كنند بيشتر در حاشيه قرار بگيرند، تا اين كه اختلافات كهنه مجددا احيا و تقويت نشوند.»

  • جمال ظاهرپور، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت:

« با توجه به نظرسنجي‌هاي انجام شده و فعاليت‌هاي اخير دانشجويي، وزن طرفين مشخص است. معتقديم مشكل پيش آمده با مراجعه به آراي انجمن‌هاي اسلامي و بدون دخالت افراد و اشخاص حكومتي، قابل حل است. تشكيل مجدد تحكيم واحد، در گرو گردن‌نهادن به چارچوب تشكيلاتي است. بايد مراحلي از جمله دعوت همه‌ي انجمن‌ها و انتخاب شوراي تحقيق طي شود و پس از برگزاري انتخابات، همه به آن گردن بگذارند. البته معتقدم كه در نشست علامه اين مراحل طي شده بود، موافقت شوراي مركزي قديم را داشت و دوسوم آراي مجموعه در آن حضور داشتند.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« موافقم كه نشست و انتخاباتي برگزار شود كه همه‌ي انجمن‌هاي اسلامي عضو اتحاديه در آن شركت داشته باشند، اما با توجه به اختلافاتي كه به وجود آمده، اكنون مسأله اين است كه چه كسي متولي نشست فراگير باشد؛ شايد آنها(طرف ديگر) نخواهند چنين سازوكاري را بپذيرند. در هر صورت معتقديم كه متولي نشست بايد در چارچوب اساسنامه و آيين‌نامه‌هاي اتحاديه باشد و بر همين اساس بود كه ما در نشست علامه سعي در رعايت حداكثري آن روابط داشتيم كه موافقت شوراي‌مركزي سابق، از آن جمله است.»

وي با تأكيد بر اين كه “هر گرايشي با توجه به ميزان پتانسيل خود، در مجموعه جايگاه خواهد داشت”، گفت:

« منطقي و به صلاح مجموعه هم نيست كه اختيار بخش عمده‌اي از آراي خود را به كساني كه اكثريت را با خود ندارند، بدهيم. اگر آن‌ها چارچوب تشكيلاتي را بپذيرند، قطعا به اندازه‌ي وزن تشكيلات خود، جايگاه، حق اظهار نظر و دنبال كردن مطالبات‌شان را خواهند داشت و غيرمنصفانه هم است كه در هر تشكيلات، اقليت، ساز و كاري غير از اين را دنبال كند.»

وي درباره‌ي راه‌حل مسأله‌ي انجمن‌هاي موازي گفت:

« البته اين تعداد محدود هستند، اما مي‌توان در هر مورد، مطابق سازوكاري كه در آن انجمن ديده شده، مشكل آن‌ها را حل كرد. البته خود اعضاي انجمن و دانشجويان بالاخره بايد تصميم بگيرند و به‌صورت رسمي اعلام كنند كه چه كسي مي‌تواند در نشست‌ها رأي اعمال كند، همان طور كه اساسنامه تصريح دارد، ما در سرنوشت انجمن‌ها دخالت نخواهيم كرد.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه ” آيا تعداد آراي اتحاديه براي نشست فراگير مي‌تواند به عنوان تعداد آراي تثبيت شده در نشست دانشگاه تربيت مدرس (ارديبهشت 80) قرار بگيرد؟ “ ، گفت:

« اگر آن تعداد آرا هم مبنا باشد، تفاوت عمده‌اي نخواهد داشت.»

  • احمد علمشاهي، عضو شوراي مركزي طيف شيراز ، گفت:

« حل اختلاف درون اتحاديه به چند مسأله بستگي دارد: نحوه‌ي تعامل نيروهاي داخل اتحاديه، فضاي سياسي كشور و دخالت‌هاي احزاب و گروهها در مجموعه. بنابراين هر سه مؤلفه در اتحاديه‌ مؤثرند. »

« مجموعه‌ي مسائل داخل اتحاديه، به دعواهاي تشكيلاتي و مشكلات انجمن‌هاي اسلامي عضو برمي‌گردد كه مي‌توان با حداقلي كردن يك سري از انتظارات طرفين، دعوا در انجمن‌هاي موازي را حل كرد، البته در فرآيند مشخص و بدون دخالت نيروي‌هاي بيرون از مجموعه‌ي اتحاديه.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« ما از هر راهكاري كه در چهارچوب اساسنامه‌ي اتحاديه باشد، استقبال مي‌كنيم و در آن صورت اگر نمايندگان انجمن‌هاي عضو، شوراي مركزي را انتخاب كنند، مورد قبول ما هم خواهد بود.»

وي با بيان اين كه شركت در نشست طيف ديگر، منتفي است، گفت:

« جريان‌هاي دانشجويي، جريان‌هايي فكري هستند؛ اگر احزاب و حاكميت، در جريان‌هاي دانشجويي دخالت نكنند، خودشان در يك فرآيند مذاكره بين مجموعه‌هاي دانشجويي، مي‌توانند به نتيجه برسند. بنابراين اگر احزاب، گروه‌ها و نهادهايي كه به طور مشخص در يك سال اخير در مجموعه‌ي اتحاديه دخالت مي‌كردند، دست از ادامه‌ي دخالت بردارند، مشكل اتحاديه با گفت‌وگو قابل حل شدن است؛ اين كه فرآيند حل اختلاف به چه صورتي باشد و حق رأي چگونه تقسيم شود، قابل حل است. متأسفانه مشكل اصلي اتحاديه، فقط دخالت ارگان‌هاي بيرون از مجموعه‌ي اتحاديه است.

« به هيچ عنوان حاضر نيستيم حكميت را از سوي هيچ گروهي بپذيريم و حاضر نيستيم كه افرادي چه به عنوان شوراي مركزي يا رؤساي فراكسيون‌ها براي ما تصميم بگيرند. اگر نياز است در درون اتحاديه تغييراتي ايجاد شود، بايد مجموعه‌ي انجمن‌هاي اسلامي با هم مذاكره كنند و به يك نتيجه‌ي مشخص درباره‌ي تحكيم برسند.»

« در حال حاضر طيف‌هاي گسترده‌اي در درون مجموعه هستند؛ اين كه در آينده مي‌توانند به ائتلاف برسند و يا مواضع مشتركي را در قبال مسائل اتخاذ كنند، قابل بررسي است. البته نيازمند جلسات تئوريك و تشكيلاتي است تا در مورد مسائل اتحاديه به نتيجه‌ي مثبتي برسند.»

وي درباره‌ي طرح خواسته‌هاي طرفين، گفت:

« خواست ما، خواست انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان عضو اتحاديه است؛ نمي‌توانيم از مرامنامه و اساسنامه‌ي اتحاديه و خواست انجمن‌ها كوتاه بياييم و حاضريم هر روش و منشي را كه بر آن حاكم باشد، به عنوان راهكار حل مشكل اتحاديه، بپذيريم.»

وي هم‌چنين درباره‌ي مبناقراردادن تعداد آراي اتحاديه در نشست تربيت مدرس (ارديبهشت 80)، گفت:

« دليل اصلي برخي از دوستان در اتحاديه كه وارد انشعاب شدند و شوراي مركزي را غيرقانوني اعلام كردند، اين بود كه حاضر نشدند به آراي تربيت مدرس تمكين كنند. ما بارها حتا در نشست گيلان هم تأكيد كرديم كه حاضريم بر ميثاق تربيت مدرس عمل كنيم و حتي وقتي كه بحث حكميت مطرح شد، اعلام كرديم كه حاضريم آراي تربيت مدرس را بپذيريم.»

« اگر فرآيند به سمتي برود كه بحث آرا مطرح شود، مي‌توان در مورد مشكلات آن به توافق رسيد و به فرض، تعداد آراي نشست تربيت مدرس را قبول كرد، البته اين به نظر خود انجمن‌هاي اسلامي عضو برمي‌گردد. اعتقاد دارم كه انجمن‌هايي كه بعد از نشست تربيت مدرس رأي گرفتند، خودشان بزرگواري كنند و از اعمال رأي خود در نشست فراگير بگذرند.»

  • عبدالله مؤمني، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت :

« گرچه اساسنامه صراحت دارد كه دفتر تحكيم وحدت و شوراي مركزي با حضور دوسوم انجمن‌هاي اسلامي عضو، رسميت دارد و مشروع است، اما بهترين راهكار براي برون رفت از اين وضعيت كه دو گروه مدعي تحكيم هستند (و به اصطلاح بعضي‌ها تحكيم دو شقه شده) و رفتن به سوي يك تحكيم واحد، يك جريان واقعي دانشجويي و يك انتخاب حقيقي، اين است كه طرفين بايد از خواسته‌هاي حداكثري خود دست بردارند و بر مبناي خواسته‌هاي حداقلي، به سمت تحقق جريان دانشجويي واقعي قدم بردارند.»

« وحدت دوباره‌، اقداماتي عملي را مي‌طلبد، بنابراين بايد طيف‌بندي‌هاي درون تحكيم را به رسميت بشناسيم و بر مبناي رأيي كه هر طيف دارد، آن‌ها را در مناسبات حاكم بر اتحاديه بازي بدهيم. ما بايد براي طيف ديگر متناسب با وزنشان، جايگاه در نظر بگيريم.»

« به نظر من، انجمن‌هاي اسلامي عضو اتحاديه، به عنوان بالاترين مرجع تصميم‌گيري در مورد سرنوشت اتحاديه دور هم جمع شوند، مشكلات خود را حل كنند و به شكلي رفتار نكنند كه جرياني احساس كند با آن‌ها برخورد حذفي صورت گرفته، بلكه در مناسبات حاكم در اتحاديه، چه انتخاب شوراي مركزي و چه موضع‌گيري‌هاي تشكيلاتي اتحاديه، همه بايد احساس كنند كه حق‌شان ضايع نمي‌شود و مي‌توانند به اندازه‌ي وزن خود مؤثر باشند.»

وي درباره‌ي زمينه‌ي لازم براي برگزاري نشست فراگير گفت:

« بهترين راه حل اين است كه ابتدا يك سري گفت‌وگو بيرون از تشكيلات رسمي اتحاديه صورت بگيرد، مثلا تعدادي از انجمن‌هاي اسلامي فعال‌تر به نوعي گفت‌وگو و زمينه‌ي برگزاري نشست سراسري را فراهم كنند؛ مشخصا به نظر مي‌رسد كه از ابتداي تشكيل نشست فراگير، اداره‌ي آن را به نمايندگان و منتخبان آن نشست واگذار مي‌كنيم. يعني اگر قرار باشد كه چنين نشستي برگزار شود و هيچ كس هم دعوت‌كننده و ميزبان نباشد، بر اساس توافقاتي كه فعالان انجمن‌هاي اسلامي به عمل مي‌آورند، مكان نشست معلوم مي‌شود و از ابتداي كار مانند مجلس شوراي اسلامي، هيأت رييسه‌ي موقت تشكيل مي‌دهند، انتخابات شوراي تحقيق برگزار مي‌كنند و طبق اساسنامه يا بر اساس توافق، تاريخ انتخابات شوراي مركزي مشخص مي‌شود.»

« فكر مي‌كنم پيش‌نياز تشكيل چنين نشستي، انجام گفت‌وگوهايي است. بدون انجام گفت‌وگوي جدي درباره‌ي حل اين قضيه و دادن ضمانت براي برآورده كردن حقوق كليه‌ي طيف‌ها و نمايندگان انجمن‌هاي اسلامي، قطعا امكان تحقق يك تحكيم واحد ميسر نيست، اما با انجام گفت‌وگو، امكان برگزاري نشست سراسري با حضور تمام طيف‌هاي موجود و رفتن به سمت تحكيم واحد، وجود دارد.»

وي درباره‌ي حقوق اقليت و اكثريت در درون اتحاديه گفت:

« قطعا يكي از موانع، به رسميت‌نشناختن طيف‌بندي‌ها و تنوع درون مجموعه است. اگر يك جريان در اكثريت مطلق باشد و بتواند بدون اعتنا به ديگران، تصميمات خود را اتخاذ كند، گرچه به لحاظ تشكيلاتي و رسمي، مشكلي ندارد و ممكن است در كوتاه مدت مشكلي به وجود نيايد، ولي قطعا در بلندمدت از دل اين برخوردها، انشقاق بيرون مي‌آيد كه به مصلحت جريان دانشجويي نيست. بنابراين اگر قرار باشد در تصميم‌گيري‌ها، نظر اقليت را رعايت نكنيم، در طولاني مدت مشكل چندپارگي به وجود خواهد آمد.»

« با توجه به مشكلاتي كه در طول يكي دو سال گذشته در جريان دانشجويي پيش آمد، به نظرم ديگر هيچ جرياني با كسب اين تجربه، درصدد حذف جريان ديگر برنخواهد آمد.»

« فكر مي‌كنم اگر مجموعه به نظر جدي براي شكل‌گيري تحكيم حقيقي و واحد برسد، با توجه به تجربه‌ي گذشته، دو طرف عقلانيت به خرج دهند و در راستاي پايمال كردن حقوق همديگر و برنتابيدن قواعد بازي حركت نكنند، چون مجموعه‌اي كه بعد از دو سال، انتخابات واحد برگزار مي‌كند، بايد يك سري مسائل را بپذيرد، مثلا حتي ممكن است از برخي از حقوق طبيعي خود نيز دست بردارد و به نوعي در بعضي از موارد نظرش اعمال نشود. اگر اقليت خود را به قواعد بازي و رعايت نظرات اكثريت مقيد كند، اكثريت نيز راه را براي تبديل اقليت به اكثريت نبندد، مشكلات دروني جريان دانشجويي، حل خواهد شد.»

وي درباره‌ي مبنا قرار دادن تعداد آراي دانشگاه‌ها در نشست دانشگاه تربيت مدرس (ارديبهشت 80)، براي نشست فراگير، گفت:

« گرچه اعتقاد داريم كه نشست‌هاي بعد از آن، در تعداد آرا تغييراتي به وجود آورده است، اما اگر بخواهيم مجموعه را به جريان واحدي تبديل كنيم، فكر مي‌كنم بايد يك مبنا را بپذيريم و آن مبنا جز نشست تربيت مدرس نخواهد بود، چون دو طرف بعد از آن نشست، به صورت يك طرفه تغييراتي را صورت داده‌اند، بنابراين تربيت مدرس يك مبناي عقلاني است و دو طرف براي حل مشكل بهتر است آن را بپذيرند.»

وي هم‌چنين درباره‌ي راه حل مشكل انجمن‌هاي موازي، گفت:

« درباره‌ي نحوه‌ي برگزاري انتخابات و نوع حضور انجمن‌هاي موازي، قطعا در جلساتي بين نمايندگان انجمن‌هاي دانشگاه‌هاي مختلف، توافقاتي صورت مي‌گيرد، ولي اگر اختلاف به نحوي باشد كه بر مبناي سازوكارهاي دروني و هيأت‌هاي نظارت دانشگاه‌ها نتوانيم اختلاف نظر در انجمن‌هاي موازي را حل كنيم، مي‌توان با كنار گذاشتن انجمن‌هاي موازي، انجمن‌هاي اسلامي دانشگاه‌هايي كه مدعي ندارند، به سمت تشكيل يك تحكيم واحد بروند تا بعد از آن درباره‌ي انجمن‌هاي موازي تصميم گرفته شود.»

  • داور نظري اردبيلي، عضو شوراي مركزي طيف علامه ، گفت:

« اتحاديه با سازمان سياسي متفاوت است. در اتحاديه بايد وجود گرايش‌هاي مختلف و گاه متعارض را نيز بپذيريم. اجزاي اتحاديه بر مبناي تفاهم حداقلي در كنار هم قرار مي‌گيرند، لذا اين كه هر گرايش، به محض توليد در درون اتحاديه، از آن منشعب شود، اشتباه است و در صورت ادامه‌ي اين روند، شايد در آينده حتي انجمن‌هاي اسلامي واحد نيز به سه الي چهار قسمت تقسيم شوند كه در آن صورت كاركرد اتحاديه‌ي فراگيري را كه با سخن حضرت امام (ره) تشكيل شد، نخواهد داشت.»

« ما از ابتدا با حركت‌هاي حذفي و انشعاب‌طلبانه در داخل اتحاديه مخالف بوديم. تصور مي‌كنم دوستان نشست شيراز و دوستان نشست علامه به اين نتيجه رسيده‌ باشند كه اگر مي‌خواهند تأثيري بر آراي يكديگر داشته باشند، صف‌بندي آن‌ها از طريق جرايد و در بيرون مرزهاي اتحاديه، فايده‌اي براي آرمان‌هاي جنبش دانشجويي نخواهد داشت، بلكه بايد لوازم كار تشكيلات را بپذيرند و همگي با ديدگاه‌هاي مختلف در ذيل چتر يك اتحاديه با هم كار كنند. معتقدم اگر بخواهيم يك اتحاديه‌ي منسجم داشته باشيم، بايد حقوق اقليت را به رسميت بشناسيم و به حقي كه دانشگاه‌هاي اقليت در اتحاديه دارند، اولا اعتراف كنيم؛ ثانيا نظرات آن‌ها را بشنويم و سعي كنيم با يك تفاهم حداقلي به يك اتحاديه‌ي فراگير تبديل شويم.»

وي درباره‌ي برگزاري يك نشست فراگير، گفت:

« حضور همه‌ي انجمن‌هاي عضو و رسيدن به يك دفتر تحكيم وحدت مقتدر و فراگير، آرزوي تمام انجمن‌هاست. ما حتي با انشعاب و جداشدن يك انجمن نيز مخالفيم. ان‌شاء‌الله مجموعه بتواند دوباره انسجام قبلي را به دست آورد. معتقدم افراد باسابقه در اتحاديه كه با مسائل دروني اتحاديه مرتبط هستند، مي‌توانند نقش مؤثري در انسجام مجموعه ايفا كنند.»

وي هم‌چنين درباره‌ي چگونگي طرح خواسته‌هاي طرفين گفت:

« ما بايد گفت‌وگو را در درون اتحاديه به مثابه‌ي تاكتيك و نيز استراتژي براي بقاي قدرتمند دفتر تحكيم وحدت، در فعاليت‌هاي دانشجويي بپذيريم و به آن التزام داشته باشيم. از ما كه در بيرون شعار گفت‌وگو، تعامل و تفاهم با نهادها و انديشه‌هاي مختلف را سر مي‌دهيم، پذيرفتني نيست كه در داخل مجموعه با انجمن‌هاي دانشگاه‌ها نتوانيم اين تعامل را برقرار كنيم؛ لذا راهكار نهايي، تداوم گفت‌وگوهاي سال گذشته با محوريت يك پروتكل نهايي براي انسجام مجموعه است،‌ تا به يك نقطه‌ي مشخص برسيم. اين كه اكنون شكل خاصي را بدون گفت‌وگو با دوستان انجمن‌هاي غايب در نشست علامه، پيشنهاد كنيم، صحيح نيست و بهتر است بعد از گفت‌وگو با آن‌ها اين پيشنهاد را اعلام كنيم.»

وي تنها راه تفاهم طرفين را درباره‌ي تعداد آراي اتحاديه، پايبندي به تعداد آراي نشست تربيت مدرس (ارديبهشت 80)، دانست و درباره‌ي انجمن‌هاي موازي نيز گفت:

« در پروتكل سال گذشته قرار بود انجمن‌هاي بدون اختلاف كه طرفين رأي آنها را مي‌پذيرند، در نشست آينده‌ اعمال رأي كنند و رأي انجمن‌هاي اختلافي در آن نشست اعمال نشود تا بعد از سرانجام گرفتن اتحاديه و انتخاب شوراي مركزي جديد، براي آراي اختلافي انجمن‌ها تصميم گرفته و با برگزاري انتخابات جديد، آراي واقعي آن انجمن تعيين شود.»

انتهاي پيام

  • چهارشنبه/ ۲ بهمن ۱۳۸۱ / ۱۶:۴۹
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8111-02398.11420
  • خبرنگار :