/ديدگاه/ محمد آفريده: “سينماي مستند، پشتوانه كل سينماي ماست”
سينماي مستند ايران راه به كجا ميبرد؟ تاكنون در اين خصوص اظهار نظرهاي متفاوتي را از سينماگران و مديران سينمايي شاهد بودهايم. از يك سو درخشش فيلمهاي اين حوزه در جشنوارههاي جهاني و از سوي ديگر كوتاهيهايي كه به اذعان سينماگران سينماي مستند در اين خصوص شنيده ميشود؛ هر فردي را كه در مقام قضاوت قرار بگيرد. دچار ترديد ميسازد. اما بيترديد آنچه كه در اين حوزه انكارناكردني است؛ قدرت و توانائي سينماي مستند در كنار پرورش نسلي از سينماگران پرتوان بوده است كه اكنون به مدعيان - به حق- اين حوزه تبديل شدهاند. گفتوگوي زير با محمد آفريده - مدير عامل مركز گسترش سينماي مستند - در همين خصوص است. ايسنا: وضعيت سينماي مستند را در حال حاضر چگونه ميبينيد؟ - به نظرمن ما درحال حاضر در ما شرايط بسيار خوبي هستيم؛ البته تلاش داريم كه با فراهم ساختن امكانات ديگر تا حدي نگراني فيلمسازان را برطرف كرده و به نحوي اين حصارهاي موجود؛ برداشته ميشود و شرايط بهتري براي فيملسازان ايجاد شود تا اين كه شرايط مطلوب در اختيار همه فيلمسازان قرار گيرد. در اين صورت هر علاقهمندي ميتواند با رياضت كشيدن دوربين در دست گرفته و كار خلاقانه اي بكند. سينماي مستند نسبت به ساير حوضهها مثل فيلمهاي داستاني ، انيميشن و تجربي بيواسطهتر و به واقعيت نزديكتر است و فيلمساز نيز به دليل ارتباط نزديكتر با واقعيت؛ شخصيت فرهيختهتري پيدا ميكند؛ چون خود واقعيت كه در پس آن حقايقي نهفته است به فيلمساز افق ديد وسيعتر و نگرش فراتري را ميدهد. ساير حوضهها مثل انيميشن و داستاني هم كه در جاي خود حوضههاي بسيار مناسبي هستند به اندازهاي كه فيلمساز مستند درگير فرهنگ، جامعه و فضاهاي اجتماعي جامعه ميشود؛ نيستند؛ زيرا اين سينما با اين مسائل بسيار درگير است. فقط اين سينماست كه يك سينماي كشف و شهود است يعني به همان اندازهاي كه يك فيملساز مستند با واقعيتهاي اجتماعي درگير است، همين واقعيت دست فيملساز را گرفته، او را محرم كرده و با مسايل درگيرش ميكند، بنابراين در حال حاضر ما در سينماي مستند در شرايط خوبي هستيم. ايسنا: حتي در عرصه توليدات؟ - بله. توليدات امسال در جشنواره فيلم كوتاه سال جاري 1700 فيلم به دبيرخانه جشنواره رسيد كه به نظر ميرسد بخش اعظم اين فيلمها؛ سينماي مستند هستند و فيلمهايي كه فيملساز در آن با اجتماع و واقعيتهاي موجود در آن درگير شده بود. اگر نگاهي به قابليتهاي سينماي خود داشته باشيم متوجه ميشويم بيشتر افتخارات سينماي ما ارتباط تنگاتنگي با حوضه مستند دارد و شايد نزديك به 80 درصد سينماي ما در داخل و خارج جوايزي كه دريافت كرده، پشتوانهاش سينماي مستند بوده است .در خارج از ايران سينمايي كه از فرهنگ خودش نشات گرفته باشد، بيشتر به نمايش گذاشته ميشود، اما ما در اينجا شاهد اين امر نيستيم. ايسنا: براي درك هر چه بهتراين نكته، آيا ميتوانيد آماري از ميزان رشد سينماي مستند ارائه دهيد؟ - در سال قبل مركز گسترش سينماي مستند؛ حدود 100 فيلم توليد كرد كه عمده توليداتش فيلمهاي مستند بود. به هر حال توجه كنيد، بودجهاي كه معاونت سينمايي به ما ميدهد بودجهاي نيست كه بتوان درياي متلاطم ذوق و استعداد مشتاقان سينماي مستند را پاسخگو بود، البته از ميزاني هم كه قرار بود معاونت سال گذشته پرداخت كند؛ هنوز 2/3 آن پرداخت نشده است و ما به همين دليل دچار تنگناها و مشكلات فراواني شديم. به خاطر اين شروع كرديم بسياري از شركتها و نهادها، سازمانها و شركتها را درگير مساله كرديم؛ چون قابليتهاي اين سينما خيلي شناخته شده نيست و خوشبختانه با فعاليتهايي كه صورت گرفت بسياري از فيلمسازها درگير شده و قابليتهاي خود را بروز دادند؛ به گونهاي كه سال گذشته قراردادي را با ستاد پيشگيري از اعتياد وزارت ارشاد بستيم. امسال هم با نيروي انتظامي و شركتهاي نفت و ساير نهادها در تلاش براي برقراري ارتباط هستيم زيرا بسياري از اين شركتها؛ مانند صنايع و معادن، ايران خودرو و صنايع خودروسازي بخشهاي مستقلي در مستندسازي دارند. اما متاسفانه در كشور ما به اين موارد توجه نميشود و اين به دليل عدم آگاهي است. يكي از وظايف ما در مركز گسترش اين است كه اين حوزهها را نسبت به قابليتهاي سينماي مستند آشنا كنيم زيرا آنها زماني كه آشنا شوند؛ بسياري از گرفتاريهاي ما كم ميشود. ايسنا: در زمينه انتشارات چه؟ - در سال گذشته كتاب "همراه باد" كه يادداشتهاي آقاي طياب بود را با بخش خصوصي چاپ كرديم، كاتالوگ چشمانداز سينماي مستند فرانسه نيز در سطح كشور توزيع شد. مجله تخصصي "سينما حقيقت" كه شش شماره آن چاپ شده و در حال تغييراتي است كه بتوانيم آن را زندهتر كنيم، هعم در زمره انتشارات ما قرار ميگيرد. هم چنين كتابي را كه همايون امامي در مورد " سينماي ديجيتال" آماده كرده، در مرحله چاپ قرار دادهايم. ايسنا: آيا توليدات مركز در تمام ژانرها است يا بيشتر ترجيح مي دهيد از ژانر به خصوصي حمايت كنيد؟ - خود سازمانها، شركتها، نهادها و دستگاهها با توجه به موضوعات خود، ژانر خاص خود را سفارش ميدهند ولي ما به عنوان كسي كه در تمام ابعاد سينماي مستند متمركز هستيم، ژانر بهخصوصي پيشنهاد نميدهيم. وظيفه سازمانهايي مانند ما اين است كه به همه سلايق و همه ژانرها امكان بروز بدهند؛ زيرا اين سينما پشتوانه كل سينماي ماست. يعني يك فيلمساز علاقهمند بايد بيايد و تجربيات خود را بروز بدهد. در آن صورت سينما تبديل به يك باغ پر گل ميشود؛ ولي اگر ما از يك سليقه و يك ژانر حمايت كنيم سينماي ما مرگش نزديك و مريض گونه خواهد شد. سينما در صورتي زنده است كه تمام سليقهها درگير آن شوند و از دل اين سلايق ميتوان به سينماي حرفهاي را اكران و به ساير حوزهها كمك كرد. ايسنا: طرح ادغام انجمن سينماي جوان و مركز گسترش سينماي جوان تا چه اندازه شما را براي رسيدن به اهدافتان ياري خواهد كرد؟ - ما اميدواريم كه طي جلسات گوناگون از اين تجميع؛ جلوي كارهاي موازي را بگيريم زيرا ما در كشوري هستيم كه امكانات گستردهاي در دست نداريم. تمامي سعي معاونت سينمايي و جلسات گذاشته شده براي اين است كه بتوانيم اين تمركز را ايجاد كرده و امكانات را گردآوري كرده و قابليتهايمان را افزايش دهيم. اين نگراني هميشه هست و بايد باشد و ما بايد نگران باشيم تا بتوانيم از اين امكانات بهترين استفاده را ببريم. ايسنا: دغدغه اصلي مركزمتبوع خود را چه ميثدانيد؟ - دغدغه اصلي ما عدم وجود يك شرايط مشخص بودجه، عدم تخصيص به موقع آن و عدم نگرش به اين حوزه از اين سينما ميباشد، زيرا ما فيلمسازهايي جوان با قابليت فراوان داريم. جامعهاي سرزنده، فرهنگ و انقلاب بينظير داريم اما مديريت و نگرش و امكاناتمان اصولي و با نظم نيست؛ من به عنوان مدير عامل اين مجموعه حقيقتا نميدانم بودجهام چه زماني و چقدرش به دستم ميرسد. اين مشكلي است كه از چند سال پيش هم بوده و در حال حاضر هم وجود دارد كه اميدوارم برطرف شود. اين بحثهايي كه من مطرح ميكنم بحث يك مدير عامل نيست بلكه بحثهاي كسي است كه نگران جايي مثل مركز و جاهايي است كه ميخواهند كارهاي فرهنگي انجام دهند. حوزه فرهنگ در كشور ما حوزه مظلومي است. سال گذشته مركز گسترش كه اين همه فعاليت را هدايت كرد دو سوم بودجهاش پرداخت نشد و ما هيچ نميدانيم آينده چه خواهد شد و آيا سال آينده بودجه ما همين اندازه ميماند؟ آيا معاونت تغيير ميكند و تصميش عوض شود؟ اين ها نگرانيهايي است كه از باب نگرانيهاي فرهنگي جامعه دارم. اين مشكلي است كه در ساختار اداري ما وجود دارد و حداقلها را به اين حوزه اختصاص ميدهند. ما نزديك 90 هزار نفر آموزش ديده سينما در اين 20 سال انجمن سينماي جوان را در پيش رو داريم كه به عنوان سرمايههاي بزرگ و امدادهاي غيبي هستند. ولي ما قصد و بودجهمان نامشخص است. ايسنا: هر نهاد يا سازماني در برنامهريزيهاي خود به يكسري آرمانها ميانديشد، آرمانها و ايدهالهاي شما چه بوده و تا چه اندازه به آنها نزديك شدهايد؟ و اگر موانعي در رسدين به اين آرمانها موجود بوده است، از چه قرارند؟ - با توجه به اينكه خداوند توجه و عنايت خاصي به جوانان اين كشور و حوزههاي فعاليت و توليد كار دارد خوشبختانه ما به برخي از ايدهآلهايمان رسيدهايم. يك دوره سينماي كوتاه و مستند جايگاه و اعتبار و شان خاصي نداشت و باري به هر جهت بود. منزل موقتي بود كه افراد در آن خود را براي كار سينمايي بلند آماده مي كردند؛ اما از سال 74 به بعد نسبت به حجم آموزشديدههاي انجمن؛ برنامهاي در تلويزيون تحت عنوان " سينماي ديگر" زمان جعفريجلوه راهاندازي شد كه مجموعه منتخبي از فيلمهاي خارجي و ايراني در آن پخش شد بعد از يكي دو سال كه من مدير توليد انجمن سينماي جوانان شدم به همراه آقاي صانعي و ديگر دوستان كه همزمان با آن به 2 خرداد رسيديم و انتخاب آقاي خاتمي و حضور ميليوني مردم كه ما يك استفاده تاريخي به نفع اين جوانان اين مملكت كرديم. سالها اين جوانان تحصيلات داشتند ولي پشت در مانده بودند و نميتوانستند توليدات داشته باشند. آن سينما هم آنقدر مشكل داشت كه به آنها فرصت نميداد. ما آمديم انقلابي كرديم و از آن ظرفيت تاريخي بهترين استفاده را كرديم. درها را باز كرديم و حدود 700 فيلم به اين جوانان با شعور و با عزت داديم. آنها هم بيش از 160 فيلم 35 ميليمتري توليد كردند. در واقع يك موج سر زنده و لشكري را راهاندازي كرديم كه از ايدهآلهايمان بود. يعني جوانان بيايند و فضاي فرسوده و فرتوت سينما را به هم بريزند الان داريم نتيجه هم ميگيريم. يكي ديگر از ايدهالهاي ما مستقل شدن سينماي كوتاه بود كه فرد از فعاليت در اين حوزه خجالت نكشد بلكه بتواند عرض اندام كند و حتي زندگي خود را با آن اداره كند و بتواند مطرح شود كه خوشبختانه جوايزي كه اين سينما در جشنوارههاي داخل و خارج ميگيرد؛ نشان ميدهد كه در اين حوزه پيشرفت كرديم. نكته ديگر نسلي بود كه تخصص بالاتري از 70 درصد سينما دارد و اينكه ميتواند وارد آن سينما بشود. ما الآن ديگر نگراني توليد نداريم. در گذشته جزء ايدهالهايمان بود كه چرخه توليد راه بيفتد. الآن 1700 فيلم در سال توليد ميكنيم. ايدهآل ديگر اين بود كه ساير سازمانها به اين سينما بيشتر توجه كنند كه خوشبختانه الان به ايدهالهايمان رسيديم و بسياري از سازمانها درهاي خود را باز كردند و فهميدهاند كه ميتوانند با يك دهم و يا يك سيام بودجهاي كه به آن سينما براي برآورده شدن خواستهشان ميدادند، در اين سينما انتظاراتشان برآورده ميشود. ايسنا: اگر صحبتهاي شما را ملاك ارزيابي و قضاوت عملكرد مركز گسترش سينماي مستند در نظر بگيريم؛ پس موج انتقاداتي كه به عملكرد سينماي مستند وارد ميشود؛ از كجا ناشي ميگردد؟ - ما بايد يك بودجه مشخص و اعلام شده براي اين بخش از سينما در نظر بگيريم. اين چيزي است كه اگر اجرا شود تكليف امثال من معين ميشود در صورتي كه من واقعا نميتوانم پيشبيني كار را از قبل بكنم؛ در حالي كه براي كار مديريت فرهنگي؛ بايد بداني كه شش ماه ديگر چه كاري ميخواهي انجام دهي؟ در حالي كه گرفتاريهاي روزمره هم چنان در مورد دستمزد و حقوق وجود دارد. اين بسيار بد است براي يك كار فرهنگي، بسياري از افراد مثل آقاي تقوائي با ما همكاري ميكنند و در بسياري از موارد ما دوست داريم كه آنها نقطه نظرات خود را مطرح كنند. بايد بدانيم منظور از اين نگرانيها چيست؟ گاهي اوقات بخشي از اين انتقادات، مال بسياري از سازمانها است و ما اگر بتوانيم كاري در آن حوزه انجام بدهيم؛ انجام ميدهيم، ولي همه آنها به دوش ما نيست. بسياري از اين انتقادات از آن جهت درست است كه بسياري از سازمانها حاضر هستند سمينار بگذارند و صد ميليون خرج كنند, اما براي مستند هزينه نكنند؛ در حالي كه با يك فيلم مستند 10 ميليوني ميتوان بسياري از حرف هاي اين سمينار را زد. مشكل سينماي مستند تنها اين نيست كه ما در مركز بودجه كم به آن اختصاص ميدهيم يا مديريت ضعيفي داريم. ما در كشور سازمانهاي فراواني داريم كه به مستند بها نميدهند. در خارج از كشور بسياري از نهاده و سازمانها، به جاي پرداخت ماليات به دولت، ميتوانند فيلم مستند بسازند كه كار بسيار خوبي است. به عنوان مثال اگر ايران خودرو 10 درصد يا 5 و يا حتي يك درصد بودجهاش را جهت ماليات به اين سينما كه ريشهاش فرهنگي است، اختصاص دهد، بسياري از گرفتاريها حل ميشود؛ چون مستندسازها مشكل مالي و سرمايهگذاري دارند. مشكل ديگر تلويزيون است كه مانند ارشاد يك نگاه سنتي به توليد دارد مثل خيلي از سازمانها. در اين چرخه هر فيلمسازي كه فيلمي را ميسازد، ارتباطش با ذات فيلم قطع ميشود و اين يعني نابودي فيلم. بهترين شرايط فيلمسازي اين است كه ما فقط حمايت كنيم. تلويزيون يك فيلمي را ميسازد مثلا 20 ميليون خرج آن ميكند فيلمساز هم فيلم را تحويل مي دهد و ميرود پي كارش! ولي مشخص نميشود اين فيلم چگونه پخش ميشود؟ و كجا پخش ميشود؟ ولي اگر تلويزيون بگويد من به جاي 20 ميليون 7 ميليون به شما ميدهم تو فقط پخش آن را سه سال به دست من بده، فيلمساز زير سنگ هم شده امكانات تهيه ميكند بهتر هم كار ميكند. چون در نهايت فيلم براي خودش ميشود و ميداند كه ميتواند بعدها آن را براي خود بفروشد بااين روش، كار خيلي بهتر ميشود و با آن 20 ميليون هم چند فيلم را ميتوان ساخت بنابراين مشكلات، مشكلات مجموعهاي است كه نگاه مستمر و متمركزي نسبت به اين حوزه نداشته است. مشكل اصلي ما تصورات و نگرشها به حوزه سينماست. همه ما تحت تاثير سينماي اكران هستيم. در حالي كه فيلمهاي اكران خود مشكلات فراواني دارند و دهان باز كردهاند و تمام حق و حقوق حوزههاي ديگر را ميخواهند ببلعند. در تلويزيون هم با اين سريالسازي و برنامهسازيها، فرصت و فضايي براي اين كار فرهنگي نميماند. طبق گفته امام راحل(ره) انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي است. ما براي اين انقلاب فرهنگي بايد توليدات فرهنگي راه بيندازيم كه توليدات فرهنگي عمدهاش در كارهاي مستند مستتر است چون زمينههاي خلاقانه در اين سينما بيشتر بروز پيدا ميكند از اين تجربهها و چشمهها سريال و سينما ميتواند بهرهبرداري كند. ايسنا: رشد اين معضلات و مشكلات چيست؟ يكي از مشكلات تلويزيون نونع توليد و ساختار برنامهسازياش است كه به سينماي مستند لطمه ميزند در حالي كه سينماي مستند و فيلم كوتاه و توليداتش و مديريتش با سريالساز فرق ميكند مشكل ديگر نحوه پخش است در تلويزيون نميتوان حدس زد كه چه زماني فيلم پخش ميشود و كاملا بياطلاع هستيم و خلاء سازي ميشود و زيباترين فيلم مستند را كه تلويزيون پخش ميكند كسي متوجه نميشود چون انگيزهاي ندارند كه ببينند كه اين فيلم خارجي يا ايراني كه به زيبايي ساخته شده بخش خصوصي چگونه براي فروش كالاي خود در تيزرها كالايش را بالا و پائين ميكند ولي تلويزيون اين گونه نيست كار ضري و مديريتي است كه فيلم پخش و آنتن پر ميشود ولي اگر د راختيار فردي باشد كه خود نيز در آن سودي داشته باشد زندهاش ميكند و نميگذاري همين گونه در لابلاي برنامهها و ديروقت پخش شود نحوه توليد و الگوي توليد فيلم كوتاه و مستند در تلويزيون و نحوه پخش آن از طريق تلويزيون هم يك معضل است. ايسنا: وضعيت سينماي مستند در سازمانهايي مثل نفت، نيروي انتظامي و... چيست؟ اين بلوغ اين حوزهها را نشان ميدهد كه متوجه شدهاند از اين طريق ميتوانند به بسياري از خواستههاي خود برسند ولي همچنان فرتوت هستند مديريتها ريسكپذير نيستند خسته هستند حوزه كارهاي فرهنگي مديريتهاي پويا ميخواهد با جسارت و اطلاعات روز ميخواهد در حال حاضر نميشود با نگاه ده سال گذشته به سينماي مستند نگاه كرد. انجمن سينماي جوانان، بنياد سينمايي فارابي ، مركز گسترش،تلويزيون و … بنيادهايي هستند كه نيازمند تغيير و تحول هستند زيرا نسل جوان حاضر جلوتر از اينها هستند جوان از تمام امكانات و ارتباطات جلوتر است ما بايد براي مديريت فرهنگي اين حوزهها يك بازنگري داشته باشيم حوزههاي مثال زده شده ( نفت و …) بسيار كند هستند بيشتر وقت ما به خاطر حركت كند و لاكپشتي دوستان هدر ميرود. سال گذشته ده فيلم سينمايي حمايت كرديم كه بخش اعظم آن مستند بود فيلم قصههاي مرادي كرماني، فيلم قصههاي حضرت يوسف، با همهي بيبضاعتيهايمان زيرا اعتقاد داريم ميتوانيم امسال ماشايد ده فيلم ميسازيم در حال حاضر آقاي يوسفي فيلم ميسازد علي محمد قاسمي كه كار ميكند و فيلمي تحت عنوان " تهران، تهران" كه با مشاركت تلويزيون و فارابي كار ميكنيم در تلويزيون با برخي از اشخاص ميتوان كار كرد زيرا سيستم پاسخگو نيست ما الآن در تلويزيون با آقاي جعفريجلوه در زمينه فيلم مستند حمايت كرده و سهم عمدهاي در اين حركت و بستر داشته است كه اين كافي نيست و بايد يك نگرش جامع در كل مديريت تلويزيون باشد. ايسنا: فيلمهايي كه با همكاري ميراث فرهنگي ساخته شده تا چه اندازه از نظر كمي و كيفي قانع كننده بوده است؟ ما با ميراث فرهنگي توليد فيلم نكرديم برنامهاي كه داشتيم اين بودكه توليدات بيشتر از جاهايي مثل تلويزيون است كه بعد از آن مركز گسترش، انجمن سينماي جوان است. شركت نفت كه سابقه طولاني داشته و توافقهايي براي توليد فيلم صورت گرفته ميراث فرهنگي را نيز با مشاركت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و شبكه اول درحال مذاكره هستيم كه يك بودجهآي را اين سه نهاد روي هم بگذارند و بتوان توليدي داشت بعد شركت برق، اب و فاضلاب، نيروي انتظامي كه اخيرا تمايل زيادي دارد، بنيادحفظ آثار و با دفتر نشر آثار امام(ره) وارد مذاكره شديم كه توليداتي در مورد امام(ره) در قالب مستند داشته باشيم وسازمان ملي جوانان اگر بيشتر توجه كنند 40 فيلم در موضوعات مختلف به جوانان براي ساخت خواهيم داد و جاي ديگر شوراي اجتماعي وزارت كشور است كه در حال مذاكره هستيم چون بسياري از فيملسازها تمايل دارند در مورد مسائل اجتماعي كار كنند دوستان در حال رايزني هستند كه توليداتي در زمينههاي اجتماعي داشته باشند. ايسنا: آيا اين نهادها جز كانون هاي مستند هستند يا خير؟ ما اصلا كانون مستند نداريم يك انجمن مستندسازي و خانه سينما داريم كه صنفي هستند يك انجمن تهيهكنندگان مستند داريم كه آن هم صنفي است. كانون مستند سراع ندارم ممكن است عدهاي گردهم جمع شده باشند و كار مستند بسازند مانند ngoها. بهترين شرايط اين است كه در خود سازمانها و شركتها، كانونهاي حمايت از سينماي مستند ايجاد شود و همهي آنها بودجهاي در طول سال براي اين امر اختصاص بدهند كه به رونق سينماي مستند كمك ميكند. اقدام ديگر ما، قراردادي است كه باشركت هواپيمايي ايران اير بستيم كه آنها فيلمهاي مستند را ديده و در پروازهاي خود نمايش ميدهند.چون معضل اصلي فيلم كوتاه و مستند چرخه اقتصادياش است يعني فيلمي كه ساخته ميشود كجا خريداري شود تلويزيون بخشي و ساير بخشها نيز بنا به مقتضيات خود بايد خريداري كنند كه به سازنده كمك ميكند به نظر من سينماي مستند و كوتاه و انيميشن جداي از ما بتواند توليد خود را داشته باشد و ما هم سعي كرديم در طول اين چند سال، در انجمن و مركز همهي آنها را با توليد شريك كنيم و گفتيم كه حتي در برخي از موارد ما تهيهكننده نشويم و حمايت كنيم كه هر چقدر فيلمساز و بخش خصوصي خود صاحب كار بشود كار بهتر ميتواند از نظر كيفي ارتقاء پيدا كند. ايسنا: در مراكز فرهنگي - هنري ساير كشورها دولت در بحث اجرايي وارد نميشود ولي در ايران در سينما بعد اجرايي كار ميچربد به ساير ابعاد، دولت تا چه اندازه ميتواند اين كانونها را به سمت ngoبودن سوق داده و خود نقش حمايتي داشته باشند؟ به علت اينكه ما در توليد اين 100 فيلم همه را به بخش خصوصي داديم. به همين دليل بوده است. هم راي ما بهتر است ودرگير تهيهكنندگي نمي شويم الآن شرايط توليد به گونهاي است كه فيلمساز با تهيهكننده كه ميآيد سهم خود را به او ميدهيم و توليد را به عهده خود او ميگذاريم وقتي در سود آن سهم ما به عهده شما كه برويد و رايزني كنيد اين همان نگاه سنتي است به مقوله فرهنگي كه همه ميخواهند مجري باشند كه نبايد اين گونه باشد زيرا هم خود لطمه ميخورد و هم بودجه بيشتري ميبرد. ما بايد بگوييم به فيلمسازها كه ميزان كمك ما تا چه اندازه است. فيلم هم براي خودت، ولي به عنوان دولت ميتوانم عرصهي بازار آن را درست كنيم. فضاي بينالمللي آن را تهيه كنيم در حال حاضر شركتي در فرانسه است به نام يوني فرا كه ماموريت آن حضور در بازارهاي خارجي است ولي خود توليد كننده نيست ولي هر كس در فرانسه توليد ميكند يك نسخه از فيلم را به آن ميدهد و اين شركت به بازاريابي ميپردازد و تهيهكننده بهرهبرداري ميكند. ما بايد شرايط فرهنگي، مقتضيات خود را در نظر بگيريم و اين كار را بكنيم كه اين نكات بسيار ظريفي است كه تمام الگوهاي آنها به درد ما نميخورد يك سري تفاوتهايي ما داريم كه بايد آن را لحاظ كنيم. ايسنا: چه چيزي سينماي مستند ما را تهديد ميكند؟ عمدهي مشكل يك هيجان در همه ما است كه شايد به خاطر شرايط، مشكلات و مباحث عصر حاضر باشد ولي همهي ما عجله داريم. چه در مستند چه بلند و همه احساس ميكنيم فرصت در حال از بين رفتن است و نگران هستيم اين عجله و نگراني به كارهاي هنري لطمه ميزند و باعث شده كه تامل در كار و مطالعه نداشته باشيم زيرا در كار مستند نياز است فيلمساز ماه فكر كند ببيند و نظارت كند ولي ما هيجان داريم كه به كل سينما لطمه ميزند در سينما هم اينگونه است و همه ما نگران هستيم حتي با توجه به امكانات جديدي كه آمده فيلمسازها بايد قدر و حرمت آنها را حفظ كنند اينكه دوربين در دست بگيرند و فيلم بسازند تا حدي ايراد ندارد ولي در سطحي بايد كنار استاد بنشيند و مطالعه كند يك مشكل كليتر سينما ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ خودمان نداريم از اين ارتباط قطع شده است و برخي از فيملسازها، اگر فلان اثر را نبينند احساس كمبود ميكنند ولي نميدانند اگر بسياري از آثار ادبي خودشان و قومها و فرهنگها كه در كشورشان وجود دارد نشناسند لطمهاش بيشتر است سينمايي در دنيا مطرح و ماندگار ميشود كه ريشه در فرهنگ خود داشته باشد ولي اين آسيبهايي است كه آسيب ميزند. ايسنا: ميزان حمايت شما از صنعت گردشگري تا چه اندازه است؟ ما مذاكرهاي با معاونت سينمايي و آقاي عبدخدايي داشتيم كه قرار شد بودجهاي براي توليدات با موضوعات گردشگري در اختيار ما قرار دهند ولي تاكنون به نتيجهاي نرسيديم ما حتي طرفي داريم كه كاروان ايران شناخت، صد مستندساز را با شرايط مناسب در هر دوره مناطقي از ايران را ببينند شروع كرديم غرب و شوش و دانيال و چابهار ولي ما هنوز خودمان را نميشناسيم بعد از نامهنگاري خواستار كمك شركتها، نهادها شديم همه كار ما را قبول كردند ولي جايي كمك نكردند. فيلمهايي كه توسط شركتها و .. ساخته ميشود چه كيفيتي داشته و چه نظارتي ميشود؟ توليدات توسط اين سازمانها صورت ميگيرد ولي از سوي ما نظارتي نميشود درحال حاضر به علت ارتباط تنگاتنگ با ميراث فرهنگي نسبت به توليدات آنها نظر ميدهيم ولي در ساير حوزهها با توجه به امكاناتي كه دارند توليدات صورت ميگيرد ما بحث رسمي و اجباري در عرصه فرهنگ نداريم ما به عنوان جايي كه تجربه و ممارست را داريم ميتوانيم مشاوره بدهيم و به خيلي از سازمانها اعلام كرديم كه حاضريم اين تجربه و افراد را معرفي كنيم و كاري خواستيد بكنيد مشاوره كنيم ولي اين صرفا دوستانه است. اگر نشود حداقلش اين است كه جواني فيلمي را توليد ميكند خود فيملساز خود بايد اهرم اجرايياش باشد زيرا سينما علاوه بر اينكه خيلي جذاب است خيلي بيحرم است. دو تا سه تا كار، فيلمساز را مات ميكند اگر نتواند كار ارزندهاي انجام دهد. ايسنا: راهكارهاي عملي براي حركتهاي بهينهي كانونهاي مستندساز چيست؟ خود مستندسازان كه افرادي فرهيخته هستند و خود معاونت و تلويزيون بايد در برنامههاي چهارم و طرحهاي كلي كه براي نظام ريخته ميشود اين را جا بيندازيم كه يك فهم فرهنگي در مسئولان نسبت به بودجهها ايجاد شود. در خود سازمان اگر جا بيفتد بسياري از مشكلات حل ميشود و اگر در بودجه ساليانه سازمانها جا بيفتد كه حمايت از اين سينما بايد باشد و بازرسي كل كشور نظارت داشته باشد بسياري از مشكلات حل ميشود. درحال حاضر، مشكل اين است كه معاونتي است كه بودجهاي دارد كه 20 الي 30 درصد آن حذف ميشود او هم 20 الي 30 درصد بودجه را حذف ميكند. بنابراين ما چه كنيم؟ بنابراين ما تا زماني كه اين مسائل سازمان پيدا نكند اين مشكلات را خواهيم داشت و ليكن خوشبختانه، موج سر زنده و لشكر تا دندان مسلح داريم كه دوربين، فرهنگ، بحرانهاي بزرگ را شناخته و پخته شدهاند كه اينها نيروي جلو برندهاي است كه اگر امكانات هم نباشد آنها رفته و مطالبات خود را ميگيرند. انتهاي پيام