امير رضا خادم كه با حضور در جمع اعضاي گروه كشتي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، از پاسخگويي به برخي سوالات با هدف احترام گذاشتن و ارج نهادن به اعضاي خانواده كشتي و تلاش در جهت يكپارچه شدن آن، خودداري ميكرد، با مقدمه ذيل دربارهي تحوالات كشتي ايران از المپيك سيدني تا رسيدن به المپيك آتن صحبت كرد:
«حرمت شكني در ورزش زماني اتفاق ميافتد كه افراد تصميم گيرنده در هر رده، تصميماتشان بر اساس يك منطق و اصول صحيحي نيست و همين مساله موجب ميشود تا هيچ كس ديگر ضمانت كاري و اجرايي نداشته باشد و در نتيجه سرخوردگي و برخوردهاي رو در رو توسط كساني كه چكيده كار هستند، بوجود آيد.
نوع برخوردهايي كه در عالم ورزش با افراد صورت ميگيرد، باعث ميشود كه اگر كسي بخواهد اعتراض كند، اعتراضش به نوعي با حرمت شكني همراه شود و يا اينكه اگر در دراز مدت توانايي انجام كاري را داشته باشد، با خروج از حاشيه و سكوت اختيار كردن به اجبار، تن به كار ندهد.
ما به خوبي واقف هستيم كه چه اتفاقي براي ورزش در حال رخ دادن است، اما از آنجا كه فرهنگ منفي بافي و اعتراض گونه عمل كردن براي كساني كه بيرون گود هستند، در تمام زمينههاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، سياسي و ورزشي حالت اپيدمي پيدا كرده است؛ هر كسي براي رشد در جامعه، سعي ميكند منفي صحبت كند و يا خلاف جريان حركت كند. برعكس كسي كه كار ميكند و كمتر حرف ميزند، هميشه در متن قرار ندارد و بالطبع كمتر در جامعه رشد ميكند.»
نفرچهارم وزن 85 كيلوگرم المپيك سيدني در پاسخ به اين سوال كه در المپيك سيدني چه گذشت با عقبگردي به سال 1996، توضيح داد: زماني كه پس از المپيك آتالانتا به عنوان مدير تيمهاي ملي كشتي تيمي را در دست گرفتم ـ به قول مطبوعات آن روز، تيم بيسرداري را تحويل گرفتم ـ كه تقريبا چند چهره مطرح و خوبش از كشتي خداحافظي كرده بودند و تنها چند چهرهي با تجربه و شكست خورده و چند چهرهي جديد در صحنه حضور داشتند. اما در عين حال به عنوان مسوول تيم، تمام تلاشم بر اين بود تا خدمت صادقانهاي انجام دهم و با رعايت كليه موضوعات انضباطي و اخلاقي، خانواده منسجمي را بوجود آورم كه قطعا بازخوردش، اطمينان و اعتماد بيشتر كشتيگيران نسبت به مسوولان بالاي سرشان بود كه ماحصل آن كسب موفقيتي متوسط در سال 97 و احراز قهرماني جهان در سال 98 بود.
به فرهنگ جديد كشتيگيران خرده گرفتند
رييس سابق فدراسيون كشتي اضافه كرد: در همين سال نوع برخورد و ارتباطي كه بين كشتيگير و مربي ايجاد شده بود، موجب گرديد تا كشتيگيران يك فرهنگ جديدي را در كشتي پيدا كنند و در عين حال آماده شده بودند تا در چنين شرايطي كه به آنها شخصيت داده ميشد و در تمام زمينهها همفكري و مشورت صورت ميگرفت، چارچوبها و نظم و انضباط اردويي و احترام به بزرگتر را تا حدودي حفظ كنند. اما پس از آن و انجام يك سري تغيير و تحول در تمامي ردههاي اجرايي فدراسيون، كساني كه در گذشته كارنامهي مثبتي داشتند و با تفكرات سنتي خود توانسته بودند به نتايج قابل توجهي دست پيدا كنند، وارد شدند و اين نوع برخوردها را اين طور استنباط كردند كه بدون اينكه كوچكتر، بزرگتر معنا داشته باشد، هيچ گونه نظم و انضباطي در تيم وجود نداشته و تنها به ديدهي اغماض و مسالمت آميز، تيم توانسته بود قهرمان جهان شود، در حاليكه اين چنين نبود.
خادم خاطرنشان ساخت: متاسفانه زماني كه چنين روحيهاي در تيم بوجود آمد و سعي شد هر نوع بيانضباطي و عكسالعمل نامناسب كشتيگيران ناديده قلمداد شود، تا تيم هماهنگي و يكپارچگي خود را از دست داد. و در سال 99 تا 2000 تقريبا همه نفرات به تنهايي و بدون يار و ياور در ميادين المپيك و جهاني حضور پيدا ميكردند و خود را تافتهي جدا بافته ميدانستند كه از آن پس قهرمان سالاري در تيم شكل جدي گرفت و تيم منسجم به يك تيم چند پارچه و چند تكه تبديل شد. به طوريكه هر كسي به خود اجازه ميداد، در هر موضوعي وارد بحث شود و در هر زمينهاي مسايل را تجزيه و تحليل كند.
وي ادامه داد: از طرفي در سال 2000 با هدف اينكه اعضاي كادر جديد فدراسيون و فني بتوانند براحتي و خيلي زود خود را با تيم هماهنگ كنند، از سوي مسؤولان سازمان و كميته المپيك وقت بيشترين امكانات اردويي و رفاهي در اختيار تيم قرار گذاشته شد تا مسالهاي كه موجب سلب آرامش تيم شود، بوجود نيايد.
يك مثلث حوادث پس از سيدني را بوجود آورد
خادم در پاسخ اين سوال كه چرا منصور برزگر با سابقهي گذشتهاش اجازه داد تا تيم يكدست به تيم چندپارچه تبديل شود، گفت: در اين ارتباط خود را در اندازهاي نميبينم كه نسبت به آن اظهار نظر كنم. با توجه به اينكه در آن زمان كادر سرپرستي تيم را 3 بزرگ كشتي يعني منصور برزگر و محمد علي صنعتكاران (اعضاي كادر فني) و پرويز سيروس پور (رييس فدراسيون) بر عهده داشتند و تصور ميكنم هر يك از اينها بهتر بتوانند نسبت به موضوعات پيش آمده، اظهار نظر كنند. بنابراين دوست ندارم با مطرح كردن مسايل و اتفاقات سال 2000، دوباره تنش ايجاد شود.
وي در عين حال با اشاره به شكل گيري مثلثي در بروز اتفاقات پس از سيدني، خاطرنشان كرد: معضل كشتي از زماني بيشتر شد كه تعداد كشتي نويسها از آن چند چهرهاي كه ساليان دراز مفسر و كارشناس كشتي بودند، افزايش پيدا كرد و افراد جديد به دنبال پيدا كردن جايگاه مناسب در كنار كارشناسان كشتي بودند؛ مفسران واقعي كشتي نيز براي اينكه از اين غافله عقب نمانند، به نوعي سعي كردند سكاندار باشند و نسبت به مسايل، نظرات خود را به طور واقعي و يا غير واقعي مطرح كنند. در واقع بايد گفت با الگو برداري نامناسبي كه در آن زمان از فوتبال شده بود، فكر ميكردند با توجه به اينكه بعد از فوتبال، كشتي ورزش دوم كشور است، اين رشته ميتواند زمينه خيلي خوبي براي خبرسازي و حاشيهسازي باشد. از طرفي كشتيگيران و مسؤولان نيز به عنوان اضلاع دوم و سوم اين مثلث تحت تاثير قرار گرفته بودند.
مدير تيمهاي ملي در رقابتهاي جهاني 1998، ادامه داد: با اينكه در سالهاي 97 و 98 تعداد كارشناسان و مفسران كشتينويس نيز زياد شده بود و يك ترافيك نامناسبي در دنياي كشتي بوجود آمده بود، اما در عين حال هيچ گونه مشكلي در انتخاب اعضاي تيم ملي نداشتيم. زيرا به خوبي واقف بودند، انتخاب ما انتخاب واقعي است و اگر حمايتي صورت نميگرفت، تا حد امكان سكوت ميكردند. به عنوان نمونه وقتي در سال 98 حاج كناري را كه قهرمان 97 جهان بود، بدون انتخابي وارد تيم كرديم و يا محمد طلايي را كه قهرمان جهان بود، كنار گذاشتيم و عليرضا دبير را در تركيب تيم قرار داديم و همچنين رسول خادم را بدون انتخابي وارد صحنه كرديم، شاهد هيچ گونه حاشيهسازي از سوي مطبوعات نبوديم. اما پس از سال 2000 وضعيت كاملا تغيير پيدا كرد و مطبوعات با اظهارنظرهاي درست و نادرست خود موجب شدند تا حرمت شكنيها توسط بعضي از كشتيگيران تشديد شود.
رييس سابق فدراسيون كشتي در پاسخ به اين سؤال آيا كادري كه نتيجه نگرفت بايد كنار گذاشته شود؟، تصريح كرد: من به هيچ وجه حمايت و يا محكوم كردن به اين شكل را تاييد نميكنم، چون مسؤولان بازخوردها و اتفاقاتي كه در اين 3 ضلع روي ميدهد، بر آن اشراف ندارند و نميدانند چه اتفاقي افتاده است؛ در حاليكه بايد واقعيتها را ببينند و با گرفتن جلوي تركشها، مانع تخريب افراد شوند، سپس با آرام شدن وضعيت به بررسي واقعيتها بپردازند. اما آنها سعي ميكنند با جبههگيري، مجريان را تخريب كنند و يا به نوعي روي مسايل را بپوشانند تا آبها از آسياب بيفتد.
وي تصريح كرد: كمتر شاهد اين هستيم كه يك مسوولي از زير مجموعه خود حمايت كند تا تخريب نشود و بعد از حمايت آنها، مسايل را تجزيه و تحليل كند تا اشكالاتي كه خود و كادر اجرايياش داشته، مشخص شود و سپس تصميم بگيرد.
با شرط انتخاب شدن كانديد شدم
قهرمان رقابتهاي جهاني ادمونتون كانادا، در خصوص دلايل پذيرش مسووليت فدراسيون كشتي، به خبرنگار ايسنا، گفت: قبل از تصميم گيري نهايي، در يك جلسهي خصوصي با مسوولان وقت سازمان كه در انتخابات فدراسيونهاي قبلي نقش مستقيمي داشتند ـ به جز فدراسيون ژيمناستيك كه مد نظر سازمان نبود ـ به طور مشخص و شفاف خواستم كه اگر احساس ميكنند، ورودم ميتواند براي كشتي موثر باشد، تنها براي رييس فدراسيون شدن، وارد انتخاب ميشوم، نه به عنوان يك كانديدا. چراكه به خوبي واقف بودم نوع حمايت و شرايط وقت چه از طريق فردي كه مسوول فدراسيون بود و كليهي اهرمها در اختيار داشت و نقش سازمان در حمايت از شخص مورد نظرش؛ هيچ زمينه و مانوري براي كسي كه خارج از اين چارچوب باشد، وجود ندارد.
وي در خصوص حمايتهاي خارج از مجموعه ورزش در نامزدياش براي رياست فدراسيون كشتي، گفت: شرايط فعاليت در جامعه به شكلي است كه همواره احساس ميشود كه افراد، خارج از چارچوب حمايت ميشوند. در حاليكه اين طور نبود و آن برخوردي كه در سال گذشته هنگام خارج شدن من از فدراسيون اتفاق افتاد، سند محكمي است براي هر نوع حمايتي كه قرار بود از بيرون انجام شود. مطمئنا اگر حمايتي بود در آن زمان هم كار خود را ميكرد و اجازه نميداد، به همين راحتي به جرمي كه مرتكب نشده بودم، چنين برخوردي با من صورت بگيرد. افرادي كه آن برخورد را انجام دادند، به خوبي واقف بودند كه هيچ گونه حمايت پشت پردهاي از امير و رسول خادم در آن زمان صورت نميگرفت.
خادم ادامه داد: با توجه به سن كمي كه داشتم، سعي كردم بازخوردهاي نامطلوبي كه در جامعه مطبوعات عليه من اتفاق مياتفاد را تحمل كنم و از تجربيات ديگران استفاده كنم، و نتيجهي كارم را منوط كردم به آيندهاي كه خيلي موضوعات به طور شفاف مشخص ميشد، و امروز كه تقريبا نزديك 3 سال از اين جريان ميگذرد، جواب تحمل خود را گرفتم و با كار خود جواب تمام شبهات ايجاد شده در آن زمان را دادم.
هيچ چيز در جايگاهش قرار ندارد، وظيفهي رييس قهرماني تيم نيست!
وي با اشاره به اينكه شرح وظايف هر مسؤول فدراسيوني انجام كارهاي زيربنايي و ارايه برنامههاي درازمدت است، نه كسب قهرماني در مسابقات آسيايي، المپيك و جهاني، اظهارداشت: تصورم اين است كه اگر شرح وظايف مشخصي براي مسوولين فدراسيون و يا هر مسوولي كه در هر ردهاي از ورزش كشور مشغول فعاليت هستند، در نظر گرفته شده باشد و مديران ارشد سازمان اشراف و شناخت نسبي از وضع موجود ورزش داشته باشند، متوجه ميشوند كه وظيفهي اصلي مسوول فدراسيون، كسب قهرماني و نتيجه گرفتن تيم نيست، بلكه اين وظيفهي مسوولين فني تيمهاست. ولي از آنجا كه در كشور ما هيچ چيزي در جايگاه اصلي خود قرار ندارد و شرح وظايف مشخصي براي يك مسوول فني فدراسيون و مديركل تربيت بدني وجود ندارد، داشتن و نداشتن برنامه و تفكر كوتاه مدت و درازمدت در نزد مسوولين فدراسيونها نيز بياهميت است و براساس نتايج مقطعي و ظاهري با فدراسيونها برخورد ميشود.
وي اضافه كرد: مسوول فدراسيوني را ميشناسم كه سالها كار ميكند و نتيجهي كارش به هيچ وجه مثبت و چشمگير نبوده كه هيچ، حتي روند نزولي هم داشته است و باتوجه به وابستگيهايش هيچ وقت نقد نميشود، اما در مقابل براي فدراسيونهايي كه از تكاپوي بيشتري برخوردار هستند؛ عكسالعملهاي ناجور و نامناسب مسؤولان سازمان متوجه آنها ميشود، در حاليكه مسوولين بايد حامي زير مجموعههاي خود باشند نه به عنوان اهرم فشار و ايجاد كنندهي استرس در كنار مابقي موضوعات حاشيهاي باشند.
خادم خاطرنشان ساخت: من به عنوان مسوول فدارسيون كه مدت يك سال مسوليت تيمي را بر عهده گرفته بودم، به هيچ وجه موظف نبودم، تيم را قهرمان جهان كنم، اما به خاطر اينكه ميدانستم در ايران زندگي ميكنم و مجبور به انجام چنين كاري هستم، اين كار را انجام دادم و موفقيت نسبي را در مسابقات جهاني تهران كه واقعي هم نبود، به دست آورديم. چراكه دوست داشتم اين سكو، سكويي باشد براي پرشهاي بعدي. در حال حاضر هم از لحاظ وجداني از بابت كارهايي كه انجام دادم بسيار راضي هستم و ناراحتم از اينكه نتوانستم، ادامه بدهم.
وي در رابطه با حضور خانوادهي خادم در فدراسيون كشتي، گفت: اين خانواده كه در آن زمان هم ميتوان ماحصل كار تكتك آنها را برآورد كرد و در بوتهي نقد قرار داد، زماني كه با هم كار ميكردند، از تمام جوانب زير سوال بودند كه چرا يك خانواده، يك فدراسيون را اداره ميكند، اما حالا كه از فدراسيون بيرون آمدند و وجود خارجي ندارند، سراغ تك تك آنها ميروند و در ارتباط با پستهاي مختلف در فدراسيون كشتي و يا جاهاي مختلف پيشنهاد كار ميدهند و از آنها انتظار همكاري دارند و اين سوال باقي ماند كه اگر اين افراد واقعا خوب نبودند و بر مبناي خويشاوندي در راس كار قرار گرفته بودند، چرا دوباره سراغ اين افراد ميآيند؟!
تيم ملي بايد براساس انتخاب، انتصاب و مصلحت چيده شود
قهرمان رقابتهاي قهرماني جهان در وارنا، با بيان اينكه چينش تيم ملي بايد بر اساس سه فاكتور انتخاب، انتصاب و مصلحت صورت بگيرد، اظهار داشت: هميشه معتقد بودم، تيم ما بر اساس انتخابي، هيچ موقع نميتواند بهترين تيم باشد، بلكه بايد بر اساس انتخاب، انتصاب و مصلحت، تيمي چيده شود كه دفاع كننده از حيثيت ورزش باشد. در حالي كه چون خلاف اين مساله صادق است، موجب ميشود تا قهرمانان ما بعد از كسب يك موفقيت، براي اينكه نميتوانند تركشهاي بعدي آن را تحمل كنند، از شركت در مسابقات و تورنمنتهاي بعدي امتناع ميكنند. به عنوان مثال حاجي زاده زماني كه در مسابقات جهاني تهران قهرمان شد، عليرغم اينكه دوست نداشت در مسابقات آسيايي بوسان شركت كند، اما به وي اين اعتماد را دادم كه شكست او در بوسان موجب تخريبش نخواهد شد و از او همه جانبه حمايت خواهم كرد، چرا كه معتقد بودم با اين شكست غرور كاذبش شكسته خواهد شد. و تحت اين شرايط بود كه ميتوانستيم بهترين تيم را براي مسابقات جهاني نيويورك جمع كنيم. اما متاسفانه برخوردي كه با باخت حاجي زاده و دبير در بوسان داشتند اين انگيزه را از بين برديم.
رييس سابق فدراسيون كشتي همچنين در رابطه با انتخاب رسول خادم به عنوان سرپرست تيم ملي در فاصلهي 25 روز مانده به مسابقات جهاني تهران، گفت: حكم رسول از مدتها قبل آماده بود. اما با توجه با شرايط بوجود آمده در آن برهه از زمان و نياز روحي كه در آن زمان در تيم احساس ميشد، با همفكري و مشورت محمود معزي پور و محمد محبي به اين نتيجه رسيديم، در جهت بالا بردن قدرت مبارزه جويي در تك تك نفرات تيم و روحيه دادن بيش از حد به آنها، رسول خادم را به عنوان سرپرست وارد تيم كنيم كه نتيجهي اين كار را در مسابقات جهاني تهران ديديم.
وي ادامه داد: كادري كه در كنار هم كار ميكردند، كادر قوي بودند كه در صورت تداوم حمايت از آنها، مسلما ميتوانستيم افرادي امثال برزگر را در كشتي تربيت كنيم يعني در طي يكي ـ دو سال آينده چند مربي با اعتماد به نفس، توانا و داراي تجربه حضور در ميادين بينالمللي كه از تواناييهاي بالاي فني نيز برخوردار باشند، داشته باشيم [ كاري كه در 20 سال پس از انقلاب نتوانستيم انجام دهيم] كه متاسفانه اين امر ميسر نشد.
بازهم تيم قهرمان را به پوسان ميفرستم
خادم در ادامهي گفتوگوي خود با ايسنا، در رابطه با دلايل بهرهگيري از تيم قهرمان و خستهي مسابقات جهاني تهران در مسابقات آسيايي بوسان تصريح كرد: همواره تابع تصميماتي كه خود و كادري كه با آنها كار ميكردم، بوده و هستم؛ از طرفي نيز هيچ وقت نميتوانم به روز باشم و فكر عافيت را ميكنم. فكر عافيت را در مسابقات جهاني تهران كردم و توانستم تيم را قهرمان جهان كنم، ولي به اين اميد كه همواره پشت ميز باشم و صندلي رياست را از دست ندهم، به دنبال كسب نتايج مقطعي نبودم؛ بنابراين كاري كه انجام دادم، كاملا كارشناسي شده و منطقي بود، و هيچ فشاري از اين بابت در اعزام تيم روي من وجود نداشت. و اگر بازهم در آن شرايط قرار ميگرفتم همان تيم را بوسان اعزام ميكردم.
وي با اشاره به هدف فدراسيون از شركت در پوسان خاطرنشان ساخت: مسابقه پوسان يك مسابقه تداركاتي بود، نه مسابقه مهم كه نتيجهي آن حايز اهميت باشد. ما تداركات بوسان را ميخواستيم براي مسابقات جهاني نيويورك و از آن مهمتر براي المپيك آتن تا يك تيم قوي را براي اين مسابقات ارنج كنيم. ما مهدي حاجي زاده را به اميد كسب طلا به بوسان اعزام نكرديم، چون واقعا باختش قابل پيش بيني بود. بلكه تنها دو طلاي عليرضا حيدري و دبير را ميخواستيم كه متاسفانه اين مساله فقط در ارتباط با حيدري به وقوع پيوست.
خادم در خصوص اهميت بازيهاي پوسان براي سازمان و كميته المپيك، اذعان داشت: اگر براي مسوولان سازمان تربيت بدني، بازيهاي آسيايي بوسان مهم بود، بايد 3 ماه قبل از مسابقات جهاني تهران اين موضوع را به طور شفاف به ما اعلام ميكردند تا در آن زمان براي بوسان تصميمگيري ميكرديم، نه براي جهاني تهران! ضمن اينكه تمامي مسوولان بالا رتبهي كشور نيز در اين موضوع توافق نظر داشتند كه ما در مسابقات جهاني بايد به نتيجهي مطلوب برسيم تا به نوعي عدم موفقيت تيم فوتبال در صعود به جام جهاني داشت، جبران شود.
مهرعليزاده گفت تحت فشارم، ولي هنوز قانع نشدهام
وي در ادامه با اشاره به چگونگي خروجش از فدراسيون كشتي تاكيد كرد: مسالهي تعويض من قبل از مسابقات جهاني تهران نيز مطرح بود كه با شكست در اين مسابقات تعويض خواهم شد، اما از آنجا كه هدف من كار كردن بود، اين گونه مسايل به هيچ وجه براي من مهم نبود.
خادم افزود: اما مهندس مهرعليزاده در طي چند نشستي كه با من داشت و خودش شخصا با اشاره به تحت فشار بودنش اعلام كرد كه تعويضام از رياست فدراسيون كشتي به خاطر شكست تيم در بوسان نبود. ولي هنوز هم نميدانم چرا بعد از گذشت يك سال اين موضوع در بين اذهان عمومي كهنه نميشود. البته بديهي است كه سازمان تربيت بدني نيز نتوانسته به طور مشخص در اين باره توضيح قانع كنندهاي ارائه كند، چراكه اين علامت سوال براي خود من نيز وجود دارد، و هنوز به دنبال علت تعويضام هستم تا شايد اگر در آينده بخواهم بار ديگر مسووليتي قبول كنم، حداقل با واقف شدن به نقاط ضعفم، در جهت رفع آن گام بردارم.
وي در خصوص اعلام حمايت مهندس مهرعليزاده از مديريت فدراسيون كشتي در نشست ماهنانه روساي فدراسيونهاي ورزشي 15 آبانماه 81، اظهارداشت: من قبل از اين نشست استعفايم را نوشته بودم. با اين حال وي 20 روز قبل از اين تاريخ نيز، اين مساله را در «گزارش ويژه» اخبار سراسري شبكهي 2، اعلام كرد كه مديريت فدراسيون كشتي را به عنوان يكي از قويترين مديران ورزش كشور ميشناسم، ولي پس از 20 روز كه مسالهي پوسان اتفاق افتاد، جز ضعيفترين مديران محسوب شديم!
خانوادهي خادم به استقلالشان افتخار ميكنند
خادم به نوع رابطهي مهرعليزاده با توليت آستان قدس رضوي در زمان تصدي استانداري خراسان در بركنارياش، اظهارداشت: در طول مسؤوليتم در فدراسيون كشتي توليت آستان قدس رضوي را يكي ـ دو بار بيشتر ملاقات نكردم، حتي به درخواست ما براي تخفيف دادن براي دفن يكي از كشتيگيران خراسان در حرم جوابي ندادند كه باعث دلگيري و تعجب ما شد. با اين حال اعضاي خانوادهي خادم همواره افتخار ميكنند كه مستقل هستند و به هيچ جايي وابستگي ندارند. همچنين تلاش ميكنند، همواره خادم باقي بمانند و اگر حمايتي هم شده بعد از خدا، حمايت مردمي بوده، نه از سوي جناح خاصي.
رسول شاه شكار طالقاني بود
دارندهي برنز المپيك آتلانتا در ادامه با اشاره به حضور طالقاني در فدراسيون كشتي، خاطر نشان ساخت: حضور وي و رسول خادم در راس فدراسيون كشتي، پيشنهادي بود كه خودم شخصا به مهندس مهرعليزاده ارائه دادم. اما در عين حال تصورم بر اين است، طالقاني با توجه به مدت طولاني كه از كشتي دور بود، تصوراتي كه از جامعهي كشتي داشت، با آن واقعيتي كه ميبينيد، تا حدودي تفاوت كرده است و اين تفاوتها بيشتر از جانب جامعهي مطبوعات نسبت به عمل و عكسالعملهايي است كه احساس ميكرد به نفع كشتي باشد و راحتتر ميتوانست مانور داشته باشد؛ ولي امروز اين مانورش كمتر شده است. و اين معضلي است كه متاسفانه من و يا پرويز سيروس پور در طول مدت مديريت با آن مواجه بوديم.
رييس سابق فدراسيون كشتي تاكيد كرد: از اينكه بگوييم محمد طالقاني توانايي مديريت كشتي را دارد يا خير. بايد اعتراف كنم، وي از جنس كشتي است، حال اگر نقاط ضعف و قوتي نيز داشته باشد، بايد تلاشمان بر اين مبنا باشد، كه اگر آبي براي اين فدراسيون نميآوريم حداقل كوزهاي را نيز نشكنيم.
خادم با بيان اينكه انتخاب رسول خادم توسط محمد طالقاني در ابتداي ورودش به فدراسيون، بهترين كاري بود كه بايد تداوم پيدا ميكرد، تصريح كرد: درست است رسول خادم مسووليت حوزه فني ـ فرهنگي و علمي فدراسيون را بر عهده داشت، اما به نوعي تمام فعاليتهاي فدراسيون را تحتالشعاع خود قرار داده بود و توانايي اين كار را نيز داشت، و فكر ميكنم شاه شكاري كه طالقاني انجام داد، رسول خادم بود كه بايد تحت هر شرايطي وي را حفظ ميكرد. به هر حال به چه علتي اين اتفاق نيفتاد، بحثي است كه محمد طالقاني و يا رسول خادم بايد جوابگو باشند.
وي در ارزيابي از مسابقات جهاني نيويورك گفت: نتيجهي به دست آمده در اين مسابقات نتيجهاي نبود كه علاقمندان كشتي را راضي كند و در واقع از سالهاي نادري بود كه تمام مدعيان عنوان قهرماني با قرعههاي بدي مواجه شده بودند و شايد تصور ميشد، در اين هياهو بتوانيم از آب گل آلوده ماهي بيشتري بگيريم كه اينطور نشد.
در عين حال نميتوانيم آن را به عنوان يك شكست قلمداد كنيم، اما به نظر ميرسد اگر بعضي از پيشبينيها بهتر انجام ميشد، به نتايج قابل قبولتري دست پيدا ميكرديم.
خواست عمومي وجود ندارد، ركورد نميزنم
خادم در خصوص بازگشت مجدد به دوران كشتي و انگيزه اي كه موجب شد بار ديگر به تمرينات كشتي روي بياورد، يادآور شد: من به هيچ وجه چارچوبها و قواعدي را كه در جامعه مطرح است كه اگر كسي زماني به پست و مقامي رسيد و در جايگاهي قرار گرفت، ديگر نمي تواند كار ديگري را انجام بدهد، قبول ندارم زيرا اين پستها زود گذر مي دانم و همه آنها را از ديدهي انجام يك كار برآورد ميكنم. نه به عنوان يك ارزش و مقام و اين مسئله چيز مهمي است كه به طور دروني نسبت بهآن اعتقاد دارم، براي همين به هيچ وجه نميتوانم اين چارچوبها را طوري كادربندي كنم كه بگوييم كدامش درست يا غلط است. ولي در رابطه با حالا كه چنين تصورات و مباحثي مطرح ميشود. بايد بگوييم زماني كه مسووليت فدراسيون را نيز برعهده داشتم با درصد كمتري تمرينات خود را انجام ميدادم اما حالا فرصت بيشتري را براي كار تمرين و كشتي گرفتن دارم.
وي ادامه داد: البته امكان دارد اگر فردا مسؤوليتي را قبول كردم، مجددا تمريناتم فروكش كند. ولي سعي ميكنم هرگز فراموش نشود، چون كشتي عشق من است و به آن اعتياد دارم و در شرايط كنوني كه ورزش ميكنم، احساس سالم بودن و راحتي به من دست ميدهد.
خادم با اشاره به حضورش در المپيك آتن، تاكيد كرد: از اينكه بتوانم به عنوان يك ايراني براي پنجمين بار در المپيك باشم، يك افتخار بزرگ براي من محسوب ميشود؛ ولي بايد بگويم هرچند از توانايي خوبي برخوردارم اما به دليل اينكه از لحاظ روحي و رواني انگيزهاي براي وارد شدن به ميدان و مبارزه كردن ندارم و خواست عمومي نيز وجود ندارد، بازخوردها و حواشي كار مانع از شركت در ميدان ميشود تا ركوردي براي كشتي ايران برجاي گذاشته شود. با اين حال نيز از دعوت فدراسيون براي شركت در مسابقات گزينشي تشكر ميكنم.
وي درخصوص اين سوال كه اگر اين آمادگي در شما وجود داشت، حاضر بوديد در مسابقات انتخاباتي تيم ملي شركت كنيد؟، گفت: اگر شرايطي به وجود مي آمد در زمان خودش روي اين مسئله فكر ميكردم، ولي در رابطه با كادر رهبري كشتي نيز بايد بگويم در همهي شرايط احساس ميكنم نوع كاري كه من انجام دادم با تمام جنجالي كه بيرونش بود، به نحوي بود كه امروز با هيچ كس در بدنهي كشتي مشكلي ندارم و همه به نوعي دوست دارند كاري را براي من انجام دهند. كه به آن افتخار ميكنم.
خادم در ادامه با بيان اينكه به هيچ وجه آمادگي قبول مربيگري تيم ملي را در خود نميبينيم، تصريح كرد: اين نيز به خاطر اين است كه هنوز سوال من بيجواب مانده است و به درستي نميدانم علت تعويضام چه چيزي بوده تا اينكه بخواهيم بار ديگر سراغ كار ديگري بروم.
اصلاح طلبان تماس گرفتند ولي مستقل نامزد ميشوم
اميررضا خادم با اشاره به برنامههاي آيندهاش و شركت در انتخابات مجلس به خبرنگار ايسنا گفت: اين بحث زماني شروع شد كه از گروههاي مختلف (اصلاح طلب) به غير از موتلفه (بدون هيچ تماسي اسم من را وارد ليست خود كردهاند) با من تماس گرفتند. ولي در ارتباط با اينكه بخواهيم به عنوان يكي از نامزدها وارد عمل شوم، يا خير، بستگي به شرايط كلي دارد. اما هر زمان نياز باشد روي اين مسئله تجزيه و تحليل خواهم كرد تا ببنيم شرايط ورود چقدر مهيا است.
وي با اشاره به اينكه در صورت ورود به مجلس، آيا به صورت مستقل وارد خواهيد شد يا در ليست گروه خاصي قرار خواهيد گرفت، خاطرنشان ساخت: قطعا مستقل وارد خواهم شد، ولي از آنجا كه در تهران مردم شركت در انتخابات، هزينههاي مادي زيادي را ميطلبد، اين ورود احتياج به حمايتهاي مختلفي دارد كه در حال بررسي هستم كه آيا با اين مشكلات چگونه وارد صحنه انتخابات شوم.
خادم در پايان گفت: ما بايد شرح وظايف و علت ورود به مجلس را تا حدودي براي مردم واقعيتر كنيم، يعني كسي كه وارد مجلس ميشود، به اين خاطرنيست كه افراد مختلف را سركار بگذارد و يا گشايندهي راه باشد، بلكه مجلس خود مرجع قانونگذار است و بايد افرادي را وارد مجلس كرد كه بر اساس شرح وظايف واقعي كه دارند، عملگرا بوده و گامهاي درستي بردارند. بنابراين اگر افرادي از جامعهي ورزشي بتوانند وارد مجلس شوند، واقعيتهاي بهتري را در آينده ورزش شاهد خواهيم بود، ضمن اينكه اگر مديران ورزشي ديد سياسي پيدا كنند، قطعا در دراز مدت قادر خواهند بود براي جامعهي ورزش بهتر و مطلوبتر برنامهريزي كنند.
انتهاي پيام