محسن رضايي: مجلس هفتم مي‌تواند به تنش‌هاي سياسي كشور با ايجاد طرح "تفاهم ملي" پايان دهد ازآسيب‌هاي تماميت‌خواهي، به خطر افتادن آزاديها و استقلال كشور است

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: به نظر من هر نوع گروه بندي جناحي در مجلس هفتم به هر عنواني كه باشد انحراف از مسير مجلس هفتم خواهد بود. محسن رضايي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران درباره پيامدهاي تماميت‌خواهي و يك دست‌سازي قدرت گفت: اولين پيامد آن افزايش تعارضات است كه گروه حاكم براي خنثي كردن تعارضات يا به استبداد روي مي‌آورد و يا اينكه با اين تعارضات دست و پنجه نرم مي‌كند و محيط فعاليت ملي را از حالت رقابت قانونمند و همكاري خارج مي‌كند و اصطكاك و هزينه‌ها را افزايش مي‌دهد و بهره‌وري و كارآمدي اجتماعي را كاهش مي‌دهد. وي ادامه داد: دومين پيامد تماميت‌خواهي، خارج كردن بخش مهمي از سرمايه انساني كشور است كه ايران را در توسعه ملي خود نسبت به ساير كشورها بالخصوص رقباي خود در منطقه، مشابه پاكستان و تركيه و عربستان با عقب‌ماندگي مواجه مي‌سازد. سومين پيامد تماميت‌خواهي و يكدست‌سازي، تضعيف اخلاق سياسي و تخريب روابط و مناسبات فرهنگي و اجتماعي است و چهارمين آسيب تماميت‌خواهي، به خطر افتادن آزاديها و استقلال كشور است و پنجمين آسيب تماميت‌خواهي آسيب وارد كردن به نظام جمهوري اسلامي و ايجاد دوگانگي در رأس كشورو چالش هاي متعاقب آن است كه اين دوگانگي اركان نظام را تضعيف مي‌ كند. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در ارزيابي خود از گروهبندي مجلس هفتم آورد: به نظر من هر نوع گروهبندي جناحي در مجلس هفتم به هر عنواني كه باشد انحراف از مسير مجلس هفتم خواهد بود. تشكيل دسته‌بنديهاي جناحي سم مهلكي براي فعاليت مجلس هفتم خواهد بود. البته فراكسيون غيرجناحي كه با هدف فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و يا دفاع از منافع ملي و مردم و يا حل مشكلات مردم مثل اشتغال و رفع بيكاري شكل مي‌گيرد كار پسنديده‌اي است. وي درباره ديدگاه برخي كه معتقدند از هم‌اكنون رييس مجلس هفتم، نواب و هيأت رييسه آن تعيين شده‌اند، گفت: من فكر نمي‌كنم چنين كاري صورت گرفته باشد. اين كار امكانپذير نيست چون در مجلس هفتم تفاوت زيادي بين نمايندگان منتخب ديده نمي‌شود. در اين مجلس يك نوع هم‌سطحي بيشتر به چشم مي‌خورد تا تفاوت در مراتب فردي و تخصصي، لذا هر نوع تصميمي كه از قبل از تشكيل مجلس گرفته شود احتمالا با تشكيل مجلس تغيير مي‌كند. رضايي درباره نقش مجلس هفتم در حل مشكلات اساسي گفت: به نظر من اگر مجلس هفتم جناحي نشود و همانطور كه غالب نمايندگان آن ارزشي هستند ارزشي و مردمي بمانند، چند كار مهم مي‌توانند انجام دهند كه در وهله اول خدمت به مردم است. مجلس توانايي‌هاي زيادي در حل مشكلات مردم دارد. تنظيم بودجه كشور و قوانين و مقررات و ايجاد فرصتهاي شغلي و توزيع عادلانه ثروت همه از تصميمات مجلس متاثر مي‌شود. مساله دوم طرح تفاهم ملي است. مجلس هفتم مي‌تواند به تنش‌هاي سياسي كشور با ايجاد يك طرح تفاهم ملي پايان دهد و سومين كار پيگيري چشم‌انداز بيست ساله كشور است كه از سال 1384 شروع مي‌شود. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام روز گذشته نيز در بخش اول گفت‌وگو با ايسنا به تشريح ديدگاه خود درباره انتخابات مجلس هفتم پرداخت و گفت: نتيجه‌ي انتخابات مجلس هفتم پيروزي ملت ايران و رهبري و در مقابل شكست جناح‏ها و شعارهاي سياسي قديمي است. وي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در تحليل خود از انتخابات مجلس هفتم و حضور مردم، با اشاره به آن‌چه قبل از برگزاري انتخابات مبني بر حضور حداقل بيست ميليون شركت ‏كننده عنوان كرده بود، افزود: حضور بيست و چهار ميليوني ملت ايران در انتخابات را يك موفقيت براي نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران مي‏دانم. وي يادآور شد: در نامه‏اي كه دو سال پيش نسبت به انتخابات ميان دوره‏اي استان گلستان به جناب آقاي كروبي - كه از ياران امام(ره) بوده و هستند - نوشتم به تحول جديدي كه در جامعه شروع شده اشاره كرده بودم. همان تحول در اول اسفند و در سراسر كشور اتفاق افتاد. در نامه نوشته بودم «مردم در تعيين سرنوشت سياسي خود منتظر احزاب و جناح‏هاي سياسي نمي‏مانند، با وجود آنكه هر دو جناح سياسي كشور ليستي ارائه نكرده بودند و بعضي از گروه‏ها تلويحا انتخابات را تحريم كردند ولي مردم پر افتخار گلستان با حضور چشمگير در انتخابات، نمايندگان خود را انتخاب و ثابت كردند كه منافع خود و را فداي منافع و احزاب و گروه‏ها نمي‏كنند … تحول سياسي از استان گلستان شروع شده … اميد كه جناح‏هاي سياسي از تحول جديد درس گرفته و از رفتار قيم مآبانه خود دست بردارند. رضايي درباره امكان برگزاري انتخابات، بهتر از آنچه كه اتفاق افتاد، خاطرنشان كرد: پيروزي بزرگي بدست آمده ولي اگر شوراي نگهبان و وزارت كشور بهتر عمل مي‏كردند مشاركت مردم به بيست و شش ميليون نفر هم مي‏رسيد و اگر برخي تنگ‏نظري‏ها نبود نتيجه‌ حاصل شده با يك تركيب بهتري كه چند درصدي بيشتر از روحانيون مبارز هم در آن بود بدست مي‏آمد. در تهران بيست نفر از آبادگران و چند نفر از روحانيون مبارز و ديگراني مثل آقاي غفوري فرد راي مي‏آوردند و اگر اين اتفاقات مي‏افتاد ميزان پيروزي و شيريني بدست آمد بسيار نمود بيشتري پيدا مي‏كرد. البته تمامي نهادهاي اجرايي و نظارتي زحمات زيادي كشيدند ولي بهتر از اين هم مي‏توانستند عمل كنند. وي با اشاره به ديدگاه‌هايي كه مجلس هفتم را مجلس محافظه كاران و تشريفاتي مي‌دانند، تصريح كرد : به نظر من مجلس هفتم يكي از ارزشي‏ترين مجلس‏هاي ايران است. مجلسي است قانوني و به آينده آن هم كاملا خوشبين هستم. البته ممكن است در كساني كه صلاحيتشان تاييد نشد افراد شايسته‏اي هم بوده‏اند ولي كساني كه راي آورده‏اند افراد ارزشي و شايسته و لايقي هستند. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اين مطلب كه در تمامي كشورهاي دمكراتيك جناح‏هاي سياسي با شكست‏هايي مواجه مي‏شوند ولي كمتر اتفاق مي‏افتد كه با شكست‏هاي فاحشي مواجه شوند، در ارزيابي خود از اين مساله در ايران گفت: دليل اين شكست‏هاي فاحش مربوط به دو عامل است. يكي ناديده گرفتن مردم و ديگري تماميت‏خواهي و يك‏دست سازي قدرت. جناح چپ و راست با وجود آنكه شعار آزادي و دين مي‏دادند ولي نمي‏توانستند با مردم ارتباط برقرار كنند و لذا آزادي تبديل به يك آزادي اختصاصي براي يك عده، و يا دين تبديل به يك دين اختصاصي يك گروه مي‏شد، در حاليكه در دهه‏ي اول انقلاب مي‏بينيم كه آزادي و دين به تمامي خانه‏ها و كوچه‏ها و خيابان‏هاي ايران راه پيدا كرد، ولي در دهه دوم رابطه دين و آزادي با مردم كمرنگ‏تر شد، هرچند كه بيش از گذشته شعار آن را مطرح مي‌شد. ‌دبير مجمع تشخيص مصلحت‌نظام درباره پايبندي جناح‌ها به مردم اظهار داشت: به نظر نمي‏رسد اين دو جناح در شعارهاي اصلي و در عمل توجه جدي به مردم داشته باشند. شعار اصلي چپ آزادي‏ها و جامعه مدني بوده و شعار اصلي راست، توجه به دين بوده است. هيچكدام به صراحت شعار خود را «مردم» قرار ندادند. وقتي صحبت از شعار اصلي مي‏شود محور اصلي فعاليت‏ها و تلاش‏ها و برنامه‏ها قرار مي‏گيرد. امروزه هر كسي شعار اصلي خود را مردم قرار داده در اين انتخابات به او اقبال شده است و دو سال پيش كه از من سوال كردند شعار اصلي «جريان سوم» گفتم «مردم»، گفتند پس آزادي و دين چه مي‏شود، گفتم وقتي مردم محور برنامه‏ها و فعاليت‏ها قرار گيرد دين و آزادي هم به دنبال آن خواهد آمد و مورد توجه قرار مي‏گيرند. وي ادامه داد : اولين دليل عدم توجه به مردم اين بوده كه شعار اصلي جناح‏هاي سياسي مردم نبود، يا آزادي و يا دين بود. اين نوع شعارها، شعارهاي دانشگاهي و نخبگان است و در يك حكومت كه بر اساس آزادي و دين بنا شده، تكرار اين شعارها نه تنها مشكلي از مردم را حل نمي‏‌كند كه نوعي ترديد در پايه‏هاي اساسي نظام بوجود مي‏آورد. تكرار شعار «دين» در حكومتي كه سران آن از روحانيتند نوعي ترديد را به جامعه القاء مي‏كند و تكرار شعار آزادي در جامعه‏اي كه مردم‏سالاري در آن مستقر شده، دردي را دوا نمي‏كند، به يادم است كه وقتي شهردار محترم تهران و سردار قاليباف براي نظرخواهي در پذيرفتن مسووليت پيش من آمد به او گفتم كه خدمت براي مردم را بايد تبديل به يك افتخار كرد و آنچنان ارزشي براي آن قائل شد كه همه به آن با ديده قداست نگاه كنند. به نظر من خدمت به مردم بايد به بزرگترين ارزش تبديل و به عنوان يك افتخار ملي تلقي شود. رضايي ادامه داد: عامل دوم ناكارآمدي جناح‏هاي سياسي در خدمت به مردم و يا پيشرفت كشور بوده است. مديران هر دو جناح در اداره‏ي بخش‏هاي مربوط به خود با ضعف‏ها و نارسايي‏هايي مواجه بوده‏اند كه نارضايتي در مردم را تشديد كرد. وي در نقد عملكرد جناح ها تصريح كرد: به نظر من هر دو جناح به يك تماميت‏خواهي و يك‏دست سازي قدرت دست زدند و اين مساله از مهم‏ترين عوامل شكست آنها بوده است و با عقل سياسي سازگار نيست. ايران يك كشور بزرگ با مسائل بسيار پيچيده و با رقبا و دشمنان جدي است، هيچ عاقلي در چنين كشوري دست به تماميت‏ خو‌اهي و يك‏دست سازي قدرت نمي‏زند مگر آنكه بخواهد از يك عامل خارجي كمك بگيرد و يك عنصر وابسته باشد. حتي بسياري از دولتمردان ملت ايران در طول تاريخ سياسي ايران بوده‏اند كه با يك دلسوزي به يك دست كردن قدرت اقدام كردند ناچار شدند براي حفظ قدرت به كشورهاي خارجي مانند انگليس و روسيه تكيه كنند. البته برخي هم بودند كه از همان ابتدا وابسته به قدرت‏هاي خارجي بودند. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام درتبيين اين مساله كه در كشورهاي پيشرفته معمولا وقتي يك حزب به قدرت مي‏رسد بسياري از اختيارات را اشغال مي‏كند و به همين دليل نوعي ثبات آن دوران به وجود مي‏آيد و مقايسه‌ي آن با ايران گفت: به نظر من ايران يك كشور در حال توسعه است و تا كاملا توسعه پيدا نكند نمي‏تواند ژست كشورهاي توسعه يافته را بگيرد وگرنه يك ژست توخالي خواهد بود. در چنين كشورهايي بايد از تمام ظرفيت‏ها و سرمايه‏هاي انساني استفاده كرد. از طرف ديگر در اداره‏ي كشورهاي توسعه يافته به دليل آنكه سيستم‏ها و مقررات و نهادهاي كاملا پيشرفته‏اي مستقر است، كار سختي نيست و جناح برنده مي‏تواند تمامي و يا اكثر قدرت را اداره كند، ولي در ايران هيچ جناحي به اندازه كافي مدير و ظرفيت و نيروي انساني برا‏ي اداره‌ي همه‏ي قدرت‏ را ندارد و تماميت خواهي يا جاهلانه است و يا خيانت به ملت ايران. انتهاي پيام
  • دوشنبه/ ۱۸ اسفند ۱۳۸۲ / ۱۵:۱۶
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8212-06776
  • خبرنگار :