متن كامل سخنراني رييس جمهور در پارلمان ارمنستان
حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي، رييس جمهور كشورمان عصر امروز (چهارشنبه) در پارلمان ارمنستان سخنراني كرد. به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، متن كامل اين سخنراني به شرح ذيل است: « بسم الله الرحمن الرحيم آقاي رييس! نمايندگان گرامي! وزيران محترم! خانمها و آقايان! فرصت پيش آمده براي حضور در خانه ملت و در جمع اعضاي دولت كشور دوست ـ جمهوري ارمنستان ـ را مغتنم ميشمارم و درودهاي گرم ملت و دولت ايران را به شما و به مردم فرهيختهي ارمنستان تقديم ميدارم. براي همهي جوامعي كه مي كوشند راه دشوار مردمسالاري را سهلتر و سريعتر بپيمايند، مجلس نهاد و نمادي ممتاز است. مجلس نهاد مشاركت شهروندان هر كشور در سرنوشت و نماد رقابت قانونمند آنان در سياست است. هر كشوري كه درمسير پويايي تاريخي و تحرك توسعهاي گام برميدارد و به ضرورت گذار از تعارضها و شكافهاي بالقوه و بالفعل جامعهي خويش ميانديشد، نيازمند توجه به نهاد مجلس به عنوان دستگاه حل مسالمتآميز اختلاف است. در حقيقت وقتي نهادها و فرآيندهاي كارآمد براي رفع مناقشههاي سياسي و اجتماعي وجود داشته باشد، زمينههاي گفتوگو، تفاهم و همپذيري در جامعه رو به گسترش مينهد و زمينههاي بدفهمي، خشونت و منازعه كاهش مييابد. اين يعني امكاني براي رقابت و مشاركت و سازوكاري براي پيشبرد امور جامعه. تجربههاي تلخ و شيرين شما در اين فرآيند پرنشيب و فراز آموزنده و درخور توجه است. حادثهي خشونتبار حمله به پارلمان و واقعهي خشن و خونين 27 اكتبر سال 199 كه منجر به كشته شدن رييس پارلمان و نخست وزير و جمعي از نمايندگان مردم ارمنستان شد، جلوهاي از يك تجربهي تلخ در پيمودن راه مردمسالاري است. اما تجربه جديدي كه بر ضرورت گفتوگو و مفاهمه براي حل مسالمتآميز اختلافهاي داخلي ميان جريانهاي سياسي وقوف دارد، نشانهاي از اميد طي مراحل نويني از توسعه است. هر تفكر و نهاد سياسي و اجتماعي كه قاعدهي رقابت را ميپذيرد و به تعامل بيش از تقابل بها ميدهد، پيروز عرصهي سياسي است. مردمسالاري پذيرش نگرش و روش بازي با هم و نه در برابر هم است، هر كس با اين نگاه و رفتار به ميدان آيد، برنده است. ميان مردمسالاري، وحدت و پيشرفت ملي پيوندهايي زنده و پويا وجود دارد، آزادي در انديشه، منطق در گفتار و قانون در رفتار چشماندازهاي توسعه را در همهي عرصهها ميگشايند. من اطمينان دارم كه دولت، پارلمان، احزاب و ملت هشيار ارمنستان در گذار به اين چشماندازها، گامهايي نو و استوار برخواهند داشت. مردمسالاري در جهان امروز گفتمان، روند و الگويي مطرح و مسلط است؛ هر نظم سياسي جز با تمسك به مقولهي مردمسالاري كمتر توان مشروعيتيابي دارد. بايد بپذيريم كه پيدايش اين ضرورت در همه جا ناشي از دگرگوني سرشت قدرت سياسي و اهميت حضور غير قابل انكار مردم در سازوكارهاي سياستورزي مدرن است. در عين حال نميتوانيم از برخي روندهاي نگران كننده در سطح جهاني نيز غافل باشيم: نخست آن كه اگرچه در سطح جهاني شاهد گسترش تدريجي نظمهاي دموكراتيك هستيم، اما در عين حال نظمهاي دموكراسيستيز و نهادهاي بسته و اقتدارگرا نيز با توسل به انديشههاي واپسگرا در حال گسترش و رشد هستند. دوم آن كه گسترش نظم دموكراتيك در سطح روابط ميان دولتها و ملتها هنوز كمتر تحت تاثير فرآيند گسترش مردمسالاري بوده است. الگوي تصميمگيري در نهادهاي بينالمللي گواهي بر اين كاستي و آسيبپذيري است. سوم آن كه نظمهاي دموكراتيك پيشين نيز در برخي ابعاد، دستخوش فرآيندهاي دگرگوني و انحطاط شدهاند. تحولاتي كه در اين سالها به گسترش دامنهي كنترل دولتها انجاميدهاند و از آن مهمتر فرآيندهايي كه به كاسته شدن تمايل مردم به مشاركت در عرصه سياسي انجاميده و مسووليتپذيري در عرصهي عمومي را كاهش دادهاند، در زمرهي عوامل نگران كننده در فرآيند پيشرفت دموكراسي است. چهارم آنكه فرآيند جهاني شدن و دگرگوني روابط و وضعيت نظم بينالملل، از جمله عوامل مهم ديگري است كه مقولهي دموكراسي را به معناي سنتي آن تحت تأثير قرار داده است. در واقع ضرورت تعريف مباني تازهاي براي مقوله دموكراسي بيش از پيش به چشم ميخورد. پنجم آنكه دموكراسي چنانكه در مهد تمدن جديد متولد شده است، با ليبراليسم همزاد و همراه بوده است. ولي ليبراليسم ملتزم به مباني فلسفي خاصي است كه آن را از دموكراسي متمايز ميكند. همزادي و همراهي دموكراسي با ليبراليسم در ادبيات سياسي، امكان گسترش دموكراسي را در حوزهها و ساحتهاي ديگر با موانع فرهنگي و فرهنگي خاص مواجه كرده است. در عينحال ميتوانم بگويم تداوم و گسترش دامنهي دموكراسي تاكنون نيز وامدار اين خصيصه بوده است كه همواره روياروي مسائل تازه قرار گرفته و باب گفتوگو در باب چيستي و چگونگي دموكراسي، هيچگاه در مراكز علمي و نهادهاي سياسي بسته نشده است. پس بپذيريم كه با توجه به عوامل تازهاي كه جهان ما را تحت تأثير خود قرار دادهاند ضرورت دارد امروز تعريف و فهم دوباره دموكراسي را در كانون توجه خود قرار دهيم. به نظر من يكي از ابعاد مهم دموكراسي كه بايد مورد بازانديشي و بازكاوي قرار گيرد، وجه اخلاقي آن است؛ چرا دموكراسي از حيث سياسي امر مرجع اخلاقي است؟ البته به اين پرسش پاسخهاي گوناگون داده شده است، اما آنچه پاسخگويي به اين پرسش مهم را در يك وضعيت تازه قرار ميدهد و دشواري كار را بيش از گذشته ميكند، ضرورت «جهاني ديدن» مسأله است. اين پرسش هنگامي كه از سطح خاص ملي و از منظومههاي معنايي يك محيط خاص فراتر ميرود، پيچيدگي بيشتري پيدا ميكند. پاسخگويي به اين پرسش دست كم به دو رويكرد كلي منتهي ميشود؛ رويكرد اول، رويكرد اخلاق جهان شمول است؛ در واقع ترتيبات تازهاي كه در نتيجه جهاني شدن حاصل شده، ضرورت تعريف دموكراسي را تحت يك نظم ارزشي و اخلاقي عام و عمومي بشري فراهم ساخته است. اين رويكرد به كلي با رويكرد دموكراتيكي كه صرفا بر مبناي ليبرال دموكراسي غربي قابل فهم است، تفاوت دارد. بر مبناي اين رويكرد در موقعيتهاي جهاني تنها ميتوان با پذيرش يك نظم اخلاقي جهانشمول، به گسترش و ماندگاري دموكراسي پرداخت. رويكرد دوم، رويكرد موقعيتي است. امروز به روشني ديده ميشود كه بسط دموكراسي در موقعيتهاي مكاني و جغرافيايي متفاوت، نيازمند بازآفريني و تعريف دوباره بر مبناي معيارها و هنجارهاي اخلاقي و اجتماعي آنجاست. توسعهي دموكراسي در موقعيتهاي غيرغربي، نيازمند يك اهتمام دوسويه است؛ هم ضروري است كه ظرفيتهاي تأويل دموكراسي - بدون محو ماهيت آن - گسترش يابند و هم هنجارهاي محلي و موقعيتي بر مبناي مقتضيات دموكراسي مورد بازانديشي قرار گيرند. آنچه در اين زمينه قابل توجه است ضرورت پيگيري هر دو رويكرد است. رويكرد اخلاق جهانشمول، تنها در صورت مشاركت جهاني امكانپذير است و مشاركت جهاني نيز به شرط توان بسط دموكراسي بر مبناي هنجارهاي اخلاقي بومي توان مناسب را پيدا خواهد كرد. به هر رو، به نظر ميرسد تلاش براي تعريف و توجيه دوباره دموكراسي بر مبناي اخلاقي و اثبات وجوه مرجع دموكراسي با توجه به شرايط و مقتضيات تازه، از روندهاي نگرانكننده تا حدودي خواهد كاست. بر اين مبنا ميتوان امكان گسترش رويكردهاي دموكراسيستيز را محدود و فرآيندهاي بينالمللي را با هنجارهاي معطوف به نظم دموكراتيك همراه كرد، مانع از فرآيندهاي انحطاط دموكراسي شد و راه گسترش جهاني دموكراسي را نيز هموارتر از امروز ساخت. ما پيروان اديان الهي به مدد فيض روحالقدس ميتوانيم دموكراسي را در جهاني كه به معنويت و اخلاق اهتمام لازم را ندارد، لطيفتر و انسانيتر عرضه كنيم. من به فهم ملت و توان نخبگان فكري و سياسي در همه جاي جهان مطمئن هستم و به اين نقطه حساس در جهان كه ميل تاريخي به پيشرفت با درك ديرين از آزادي و عدالت و معنويت، همراه است، اميد فراوان دارم. ايران و ارمنستان در فرهيختگي، همزيستي و همكاري، پيشينه و بنيهي قوي و غني دارند، از اين رو به خوبي ميتوانند در راه پيشبرد مردمسالاري توام با عدالت و آزادي و توام با اخلاق و دينداري توام با پيشرفت در سطوح ملي و منطقهاي و بينالمللي، گام بردارند. مايلم در همين جا علاقه و عزم جمهوري اسلامي ايران را بر گسترش همه جانبه همكاريها با جمهوري ارمنستان و پيشبرد اهداف صلحآميز و عادلانه در منطقه بر اساس تعامل سازنده و گفتوگو براي حل اختلافهاي منطقهيي يادآوري كنم. ديپلماسي ايران در قفقاز، توسعهي همكاريهاي درونمنطقهاي است و براي مساعدت به حل بحرانهاي منطقه از جمله مساله قرهباغ و كمك به تثبيت صلح پايدار و تحكيم ثبات و امنيت منطقهاي نيز آمادهي هر گونه تلاش هستيم. از خداوند بزرگ براي ملت ديرپاي ارمنستان، سربلندي و براي ملت سختكوش قفقاز، صلح و پيشرفت و براي همهي جهانيان، مردمسالاري، آزادي و عدالت طلب ميكنم. شاد و سرفراز باشيد.» انتهاي پيام