/گزارش/ جايگاه صنعت گردشگري در نظام رسانهاي كشور
رسانههاي گروهي و اطلاعرساني، طي سالهاي اخير بسته به موضوعات مورد پردازش خود، دوران فراز و نشيبي را گذرانيدهاند. به گونهاي كه هر يك از اين رسانهها بسته به ديدگاه و سياستگذاريهاي خاص خود به تحليل و بررسي اخبار و مضامين مورد نظر خود پرداختهاند. به گزارش خبرنگار گردشگري ايسنا، در اين ميان گاهي نيز برخي مضامين و موضوعاتي كه افكار عمومي به آن عرق ملي داشته، با واكنش مثبت رسانهها روبرو شده است. به عنوان نمونه، تا چند سال پيش در رسانهها اثر چنداني از اخبار حوزهي ميراث فرهنگي به چشم نميخورد، اما اكنون حوزهي ميراث، جايگاه قابل قبولي را پيدا كرده و اكنون در رسانهها به اين حوزه با نگاهي منتقدانه و عميق - برخلاف نگاه حوادثي سابق - نگريسته ميشود. حوزهي گردشگري نيز جداي از اين مقوله قابل تحليل و بررسي نيست؛ چرا كه به تعبير مهندس محمد بهشتي ميراث فرهنگي و گردشگري دو حوزهاي بودند كه تقريبا دو دهه مورد فراموشي قرار گرفتند و مسئولين آنها را به حال خود رها كردند تا بميرند! با اين وجود تحولات پرشتابي كه به اذعان كارشناسان در گردشگري، در برهه كنوني به چشم ميخورد، رسانههاي كشور را در نحوه پوشش اخبار اين حوزه با ترديد مواجه ساخته است. هنوز كسي به اين پرسش كه جايگاه گردشگري كشور در نظام رسانهاي كجاست؟ پاسخ روشني نداده است؛ اما با اين حال اهالي رسانه بر اين باورند كه با توجه به جايگاه بالاي ايران در پتانسيلها و جاذبههاي گردشگري، عقب افتادگيهاي ملموس و محسوس در اين صنعت پرسود، عاملي است كه ميتواند بحث گردشگري را در رسانهها، جداي از ساير مضامين مطرح سازد. هاشم اسد زاده، رئيس مركز تحقيقات استراتژيك جهانگردي، اعتقاد دارد كه گردشگري صنعتي فرا بخشي بوده و اخبار آن، در هر صفحهاي از رسانهها كه كار شود، داراي ارزش است. لذا نبايد اخبار اين حوزه را در صفحات خاصي محدود كرد. اين در حالي است كه عليرضا اشراقي، دبير روزنامهي جهان صنعت، با تاكيد بر فراحوزهاي بودن گردشگري و اختلاف اين حوزه با مباحث اجتماعي، سياسي ، محيط زيست ، عمران، حمل و نقل و فرهنگ ميگويد: جاي اخبار گردشگري در رسانههاي عمومي، صفحهي اجتماعي است؛ اما در روزنامههاي صنعتي و اقتصادي، گردشگري ميتواند به صورت جداگانه مورد تحليل و بررسي قرار گيرد. اشراقي ميافزايد: بايد توجه داشت كه اخبار رسانههاي اقتصادي، بيشتر اخبار خشك اقتصادي بوده و به موضوعاتي چون صنعت كلان و پايه و نقد و تحليل و امور زيربنايي اين مسايل باز مي گردد؛ لذا وقتي خواننده به صفحهي گردشگري ميرسد و جنس صفحه را نو و متمايز از بقيهي صفحات ميبيند؛ پذيرش صفحه و مطالب برايش سخت ميشود. به اعتقاد اين روزنامهنگار، امروزه گردشگري با چرخه اقتصادي 700 ميلياردياش نگاه هاي زيادي را به خود معطوف كرده و باعث شده تا فعالان اقتصادي و برنامهريزان اقتصادي - اجتماعي در نظام بينالملل، سياست هاي كلاني را در اينباره تدوين كنند كه در اين راه رسانه هاي گروهي و اطلاعرساني نيز يار و ياور آنها بودهاند. در اين ميان كارشناسان و منتقدان تخصصي حوزهي گردشگري نيز بر اين باورند: تا مسايل زير بنايي گردشگري حل نشده و در برنامهريزيهاي كلان كشور، گردشگري به عنوان صنعتي زير پايهاي شناخته نشود، مشكلات اين حوزه در رسانهها كماكان بر جا خواهد بود. رضايي - سردبير فصلنامهي گردشگري - در اين خصوص خاطر نشان ميكند: تعاريفي كه ما از برخي صنايع چون گردشگري يا چاپ و نشر و حتي مطبوعات، در ايران داريم؛ با تعاريف موجود در سطح جهان متفاوت است. چون در داخل كشور به دليل تصديگريهاي دولتي از اين واژهها در جاهايي استفاده ميشود كه حقيقت ندارند. وي ميگويد: زماني كه ميگوييم صنعت، بايد امنيت سرمايهگذاري در اين حوزه نيز تامين شود. اين در حاليست كه در امنيت مورد نظر مسئولان نيز، به جايگاه قابل قبولي نرسيدهايم؛ چه رسد به جايي كه نابجا به چيزي صنعت گفته ميشود كه نه تعريفش معلوم است و نه امنيت و اول و آخرش! به اعتقاد رضايي، گردشگري در مرحلهي اول بايد توسط متوليان دولتي خود، تبيين و جايگاه آن مشخص شود. يعني رويكرد، برنامههاي كوتاه، ميان و بلند مدت، جايگاه و برنامههاي آن مشخص شود تا رسانهها انعكاس اخبار اين حوزه را در دستور كار قرار دهند، چون با وضعيت موجود، اخبار گردشگري در هر صفحهاي هم كه كار شود، از اهميت زيادي برخوردار نخواهد شد. سردبير فصلنامهي گردشگري، با اشاره به گفتهي “طه هاشمي“ مبني بر حمايت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از رسانههايي كه در خارج از كشور دربارهي جاذبههاي ايران مطلب مينويسند، گفت: بهتر بود اول بشنويم كه مسئولان گردشگري با مطبوعات و رسانههاي داخل كشور چه ميكنند تا بعد به اين مرحله برسيم. وي افزود: در كشوري كه براي مردمان خودش، گردشگري موقعيت روشني ندارد، چگونه ميتوان بازاري را براي آمدن گردشگران خارجي تعيين كرد؟ رضايي با تاكيد بر افزايش تورهاي خارجي نسبت به تورهاي داخلي گفت: هر وقت توانستيم ميان گردشگران ورودي به ايران و خروجي از آن، مرز متعادلي برقرار كنيم، تازه به ابتداي صنعت گردشگري خواهيم رسيد. وي ادامه داد: رسانهها براي تبيين جايگاه گردشگري، بايد با پديدههاي هدفمند گره بخورند و آن را انعكاس دهند؛ اما سوال اين است كه آيا ما داراي برنامه مدون هستيم تا براي دستيابي به اين برنامهي مدون صفحهاي را در رسانهها به گردشگري اختصاص دهيم؟ از نگاه محسن شهرنازدار، دبير مهرگان روزنامه ايران - نيز هنوز در سطح رسانهها تعريف درستي از گردشگري انجام نشده است؛ چرا كه سالها ميراث فرهنگي و گردشگري در انزوا به سر بردهاند. شهرنازدار، همچنين با اشاره به فراحوزهاي بودن صنعت گردشگري و غلط دانستن پوشش اخبار اين حوزه در صفحهي شهرستانها، ميگويد: گردشگري در ايران با ميراث فرهنگي پيوند خورده است و اصولا اين دو لازم و ملزوم يكديگر در تعالي محسوب ميشوند. لذا پوشش اخبر اين حوزه بايد با تامل و تحليلهاي كارشناسي در صفحهاي مناسب، صورت پذيرد. اين روزنامه نگار، با انتقاد از اينكه در شرايط كنوني، سايتهاي خبري مرتبط با ميراث و گردشگري، تعريف درستي از حوزههاي پشش خود نداشتهاند، يادآور ميشود كه قابليتهاي گردشگري كشور چنان از حجم بالايي برخوردار است كه به رسانهها اجازه ميدهد با رويكردي نوين به ميراث فرهنگي و گردشگري، صفحهاي خاص را براي پوشش اخبار اين حوزهها اختصاص دهند. به باور شهرنازدار، آنچه كه اكنون وظيفه رسانهها در مواجهه با گردشگري ترسيم ميشود، فرهنگ سازي و آموزش گردشگري است. او ميگويد: در برخي مناطق كشور، برخي تعصبها و نبود فرهنگ لازم در برخورد با گردشگران، به عكس جذب، جهانگردان را فراري ميدهد و اين موضوع، وظيفه رسانهها در تبيين ماهيت گردشگري را، دو چندان ميكند. كما اينكه كاستيهاي موجود گردشگري را هم بايد به اين معضل اضافه كرد. عدم پاسخ به پرسشهاي اساسي گردشگري و سطحي نگاه كردن به گردشگري نيز دو ايراد اساسي است كه رضا دبيري نژاد به رسانهها وارد ميكند. اين نويسنده و منتقد، معتقد است تاكنون نگاه رسانهها به گردشگري، “شعاري، حادثهاي و تبليغي“ بوده و رسانهها به طور جدي موفق به فرهنگسازي و بسترسازي لازم براي جهانگردي كشورمان نشدهاند. وي ميگويد: تاكنون اخبار گردشگري رسانهها به دنبال جذب و راضي نگه داشتن مديران و مخاطب تا حد 300 نفر بوده و نه ارتقاي فرهنگ عمومي و گردشگري! دبيري نژاد نيز چون ساير كارشناسان، با اشاره به ماهيت فرابخشي گردشگري ميگويد: جهانگردي ايران از قابليتهاي زيادي برخوردار است؛ لذا بايد از “شاخه شاخه“ شدن اخبار گردشگري در رسانهها جلوگيري شده و اخبار اين حوزه در يك صفحه ويژه انعكاس يابد، آن هم نه به صورت جنجال و تبليغ و حادثه، بلكه به صورت پايههاي مبتني بر آموزشهاي عمومي و فرهنگ سازي گردشگري. محمود گبرلو - دبير هنري رسالت - هم در پاسخ به اينكه جايگاه گرشگري در نظام رسانهاي كجاست؟ به ابعاد اجتماعي، فرهنگي و سياسي گردشگري اشاره كرده و خاطر نشان ميكند: جهانگردي ار هر سه زاويه فوق قابليت بحث و بررسي دارد. وي ميگويد: گردشگري در شرايط كنوني، هنوز از اهميت لازم برخوردار نشده است؛ اما با اهتمام ويژه مسئولين و مردم به توسعه اين صنعت، رسانهها نيز بسته به نياز مخاطبان خود ميتوانند، صفحهاي را براي پوشش اخبار گردشگري اختصاص دهند. انتهاي پيام