محسن رضايي: بايد30درصد ازكل مديران ازنسل سوم باشند چندروش درنظر دارم از جمله تعامل با ديگر قوا ،برنامههاي عملياتي و اقتدار
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: بايد 30 درصد از كل مديران از نسل سوم باشند، اگر من رييسجمهور شوم اين كار را خواهم كرد و اين كار را از كابينه هم شروع خواهم كرد زيرا بدين ترتيب نسل جوان 30 سال به پايين را براي سپردن آيندهي كشور به آنان آماده خواهيم كرد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، محسن رضايي طي سخناني در يكي از سلسله نشستهاي انجمن اسلامي دانشكدهي خبر تحت عنوان "رو در رو تا انتخابات" مسائل جامعه را به سه بخش مسائلي در ارتباط با ادارهي جامعه و حاكميت، مسائل در ارتباط نظام و انحرافات از آن و مسائلي در ارتباط انقلاب تقسيم كرد و با بيان اينكه مسائل اجتماعي و اقتصادي دو موضوع جدي در مسائل داخلي است، افزود: بيكاري و تورم و كمدرآمدي بخشي از جامعه، فساد مالي و اداري، ناامنيهاي اقتصادي براي سرمايهگذاري، مشكلات سرمايهگذاري، توليد و افزايش درآمد ملي كشور از جمله مشكلات اقتصادي جامعهي ماست. وي با بيان اينكه حل اين مشكلات ادارهي جامعه را بهتر ميكند، مديريت جامعه را مواجه با مشكلاتي دانست و گفت: مسالهي تصميمسازي و تصميمگيري يكي از مشكلات جامعهي ماست. به گفتهي وي در كشور ما سه حوزهي مديريتي اعم از مجريان، كارشناسان و مديران (سياستگذاران يا دولتمردان) به طور سه جزيرهي مجزا از يكديگر عمل ميكنند و كمتر با هم تعامل دارند، در نتيجه موجبات تضعيف مديريت ملي را فراهم كردهاند. وي مسالهي فرودگاه امام(ره)، نمايشگاه تهران و معلوم نشدن پروندهي قتلهاي زنجيرهيي را ناشي از ضعف مديريتي عنوان و اضافه كرد: نظام در درون خود انحرافاتي را متحمل شده به طوريكه محور سياست از تاكيد بر مردم و انقلاب به سوي جناح و قدرت گرايش پيدا كرده و جناح و جناحگرايي به جاي مردم، و قدرت به جاي انقلاب جايگزين شده است. به گفتهي وي مهمترين اصلاحات اين است كه محور سياست به مردم بازگردد، در غيراينصورت نظام جمهوري اسلامي به انحراف كشيده خواهد شد. رضايي با بيان اينكه انقلاب اسلامي صرفا به تحول در سياست منحصر شده است، افزود: ما توانستيم حوزهي سياست را در انقلاب اسلامي متحول كنيم و يك محيط سياسي متناسب با آرمانهاي نظام كه محصول آن استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي است بوجود آوريم اما فرهنگ و اقتصاد ما متحول نشد لذا با يك انقلاب نيمهكاره و يك راه نيمهرفته مواجه هستيم. وي تاكيد كرد: دغدغههاي من ادارهي ناصحيح جامعه، انحراف از مسير نظام و تداوم نيافتن انقلاب است. وي اظهار اميدواري كرد كه بتوانيم در دولت آينده به دولتي كارآمد دست يابيم كه هم ارزشي باشد و هم مردمسالار. بدين معنا كه يك دولت مقتدر، مردمسالار، ارزشي كه برطرفكنندهي سه دغدغهي فوق باشد، داشته باشيم. رضايي با بيان اينكه تداوم انقلاب امري فراموششده است، اظهار اميدواري كرد كه بتوانيم در دولت آينده به يك انقلاب كامل در كشور دسترسي پيدا كنيم. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به سوالي مبني بر اين كه با داشتن مسووليت در انقلاب تا چه حد توانسته اين دغدغهها را برطرف كند، گفت: من هم جزء حاكميت بوده و هستم و افتخار ميكنم اما در هيچيك از سه قوه مسووليتي نداشتم و از زماني كه وارد مجمع تشخيص مصلحت شدم ترسيم نقشهاي براي آينده جزء برنامهي ما بود و معتقدم كه اگر اين نقشه مبناي برنامهريزي سه قوه قرار گيرد همهي اين دغدغهها برطرف خواهد شد. اين نقش همان چشم انداز 20 سال آيندهي كشور است. وي در پاسخ به اين پرسش كه تداوم انقلاب تا چه ميزان معلول اشخاص است؟ گفت: مديريت ميتواند ظرفيت هاي بالقوه را در جامعه به ظرفيتهاي بالفعل تبديل كند. اگر گذشتگان ما يك مقدار با ايثار بيشتري عمل ميكردند و در برخي دورهها در چهار سال دوم در انتخابات شركت نميكردند تقريبا 8 سال وقت صرفجويي ميشد (به نظر من هم در دورهي هاشمي و هم در دورهي خاتمي دو دورهي چهار ساله وقت گرفته شد) و امروز 8 سال جلوتر بوديم، اين تاخيرها موجب شد كه در دستيابي به آرمانهايمان با كندي مواجه شويم. وي با بيان اينكه ايدهي آقايان هاشمي و خاتمي در چهار سال اول رياست جمهوري هر يك از آنها فوقالعاده سازنده بوده، افزود: دولت در دههي اول انقلاب، دولتي مقتدر و ارزشگرا بود. در دورهي هاشمي دموكراسي ضعيف شد و در دورهي خاتمي اقتدار. ما بايد به دولت معتقد به دموكراسي و ارزشها برگرديم، دولتي كه اقتدار را براي مردمسالاري و ارزشها بخواهد نه اينكه مردمسالاري و ارزشها را در پاي قدرت تضعيف كند. وي با اشاره به نقش جوانان در پيروزي انقلاب، دفاع مقدس و دوم خرداد، ربع قرن گذشتهي ايران را ربع قرن جوانان ناميد و گفت: اگر نامزدهاي انتخاباتي نتوانند اعتماد جوانان را جلب كنند شاهد حضور آنها در صحنه نخواهيم بود زيرا اگر جوانان ما صداقت و برنامه را ببينند و نقش خود را در آن برنامهها احساس كنند دوباره به صحنه ميآيند و حادثهي مهمي را خلق خواهند كرد. به گفتهي وي دغدغهي جواناني كه در انقلاب و پيروزي آن نقش داشتند مسائل سياسي بود و آن جواناني كه سرزمينها را آزاد كردند دغدغهي استقلال و تماميت ارضي را داشتند و آن دسته از جواناني كه دوم خرداد را ايجاد كردند دغدغهي بازگشت به آزاديها و تقويت مردمسالاري داشتند و امروز جواناني كه ميخواهند به صحنه بيايند جواناني هستند كه ميخواهند به خانوادهي خود، ملت ايران، سربلندي كشور، اقتصاد كشور و آبرومندي و عزت ايران برگردند لذا جنبههاي ارزشهاي ملي در كنار ارزشهاي اسلامي يكي از انگيزههاي مهم در به صحنه آمدن جوانان است. وي با بيان اينكه به مسالهي جوانان معتقد است، افزود: هميشه با جوانان زيستهام و در واگذاري مسووليت به جوانان ريسكهاي بسيار بالايي كردهام. ما به مسالهي جوانان معتقديم و براي اين اعتقاد يك برنامه در سه زمينهي جوانان و اشتغال، جوانان و تحصيل، جوانان و ورزش ارائه خواهيم داد. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه جوانان مهمترين موتور توسعه و بزرگترين سرمايه هستند، گفت: بايد 30 درصد از كل مديران از نسل سوم باشند، اگر رييسجمهور شوم اين كار را خواهم كرد و اين كار را از كابينه هم شروع خواهم كرد زيرا بدين ترتيب نسل جوان 30 سال به پايين را براي سپردن آينده كشور به آنان آماده خواهيم كرد. وي دربارهي مسائل اقتصادي و مشكل تورم، گفت: اشكال ما اين است كه درآمد و سرمايهي ملي را بلافاصله به مصرف تبديل ميكنيم در حاليكه بايد اين درآمد به عرصهي سرمايهگذاري برود و پس از توليد و خدمات درآمد ناشي از آن به مصرف برسد. اين در حالي است كه در كشور ما به دنبال كاهش قيمت نفت، اسكناس چاپ ميشود در نتيجه با كسر بودجه كه خود تورم را به دنبال دارد مواجه ميشويم و به دنبال افزايش قيمت نفت بازهم مقدار بيشتري از درآمد حاصل از آن را به اسكناس تبديل ميكنيم و در نتيجه با ورود اسكناس به جامعه تورم افزايش مييابد. وي با تاكيد بر لزوم افزايش رفاه مردم يكي از راهحلها را تبديل حساب ذخيرهي ارزي به صندوق ذخيرهي ارزي يا صندوق سرمايهگذاري عنوان كرد و دربارهي طرح تثبيت قيمتها، گفت: اين طرح اگر جزء طرح كلان تورمزدايي باشد طرح درستي است و كوتاهمدت يا بلندمدت بودن آن چندان تفاوتي نخواهد داشت. به گفتهي وي طرح تثبيت قيمت كالاهاي دولتي مشروط بر اينكه براي كسر بودجه راهي انديشيده شود، كار درستي است اما راهحل فقط تثبيت قيمت كالاهاي دولتي نيست. رضايي در عينحال تصريح كرد كه تورم صفر را قبول ندارد و تورم به طور طبيعي بايد در حدود 3 تا 5 درصد باشد زيرا در صورت نبود اين نرخ طبيعي قيمتها، اقتصاد به طور كلي متوقف خواهد شد. وي ادامه داد: اگر صرفجويي در دولت و جلوگيري از حيف و ميلها اجرايي شود تقريبا در 30 درصد بودجهي كشور صرفهجويي خواهد شد. وي در پاسخ به سوالي مبني بر اين كه آرمانهاي خود را تا چه حد عملي ميداند؟ گفت: برخي برنامهها كه در دورههاي پيشين عملي نشده است معلول آرزوهاي كلي و اجمالياي بوده كه قابل پياده شدن در زمين نبوده است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه دوستان ما در آسمانها آرزوهايي داشتند و به عنوان مثال به شعار جامعهي مدني، سازندگي و حتي بحث عدالت اشاره كرد و افزود: ما يك كشور جهان سومي هستيم و اگر كسانيكه ميخواهند دولت را تشكيل دهند فكر ميكنند كه براي اجرايي شدن طرحهايشان بايد همهچيز فراهم باشد معلوم است كه اطلاع كافي از شرايط كشور و ويژگيهاي دولتهاي جهان سومي ندارند. به گفتهي وي مديران جهان سومي اگر بخواهند به تحولاتي دست يابند تنها تبليغات و مهارتهاي سياسي براي آنها كافي نيست و اگر مسوولاني كه تاكنون آمدهاند برنامههاي عملياتي خود را پياده ميكردند و از خود كارآمدي نشان ميدادند و با ايجاد پيشرفتهايي نظر مردم و نظام را جلب ميكردند كارشان پيش ميرفت. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در پاسخ به اينكه چه برنامهاي براي تحقق شعارهايش دارد، گفت: من چند روش را در نظر دارم. اول تعامل با قواي ديگر است. من به شدت به تعامل به جاي جنجال و فرافكني معتقدم.دومين اين روشها برنامههاي عملياتي هستند مثل مديريت در اقتصاد.زيرا بر اساس پيش بينيهاي با اين برنامهها كساني كه با وجود روش تعامل كارشكني ميكنند، منفعل ميشوند. رضايي سومين روش را اقتدار عنوان كرد و افزود: اگر تعامل داشتيم و فعاليتهايي انجام داديم و باز كساني راهبندان درست كردند از اين راهبندانها با قدرت عبور كرده و هيچ مماشاتي هم نخواهيم كرد. ما در برخورد با كساني كه در انجام كارها براي رضايت مردم، نظام و رهبري راهبندان ايجاد ميكنند، شوخي نداريم. وي در مقام پاسخ به گفتهي يكي از حاضران مبني بر لزوم اجتناب از تخريب چهرهي گذشتگان، گفت: اگر من آن شعارهاي دادهشده توسط گذشتگان را قبول نداشتم اسم آرمان روي آن نميگذاشتم. بحث من ميزان تحقق اين آرمانهاست. ما نبايد بزرگان را طوري طرح كنيم كه آيندهي كشور را مسدود كند. وي با بيان اينكه ما از بزرگان حمايت ميكنيم و آنها را دوست داريم، تاكيد كرد: اما هيچكس حق ندارد راهبندان مردم و نظام باشد. وي افزود: نقد من تخريبي نيست بلكه يك گام به جلوست. به اعتقاد من دوستاني كه در سالهاي گذشته آمدهاند به نوعي پنجه در چهرهي گذشتگان انداختند. رضايي اظهار داشت: وقتي مسالهي مسائل ملي، نظام و مردم مطرح است نبايد بخواهيم كه بحث را پدرسالارانه حاكم كنيم. وي در پاسخ به پرسشي ديگر در خصوص سابقهي نظامي وي و ارتباط آن با سياست تنشزدايي در جهان و نيز با مقبوليت مردمي وي، گفت: آنچه مردم بپذيرند مورد احترام من است. سياست تنشزدايي دو طرفه و يك طرفه را قبول دارم بيش از 50 درصد روساي جمهور اروپا و امريكا نظامي بودهاند. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، محسن رضايي در ادامهي حضور و سخنراني در سلسله نشستهاي انجمن اسلامي دانشكده خبر تحت عنوان "رو در رو تا انتخابات" اظهار داشت: دو مسابقهي فعاليتي اعم از سياسي - فرهنگي و نظامي وجود دارد كه هريك از آنها به علت دغدغههاي ذهني شخص تحقق مييابد. من نيز با دغدغهي پيروزي انقلاب فعاليت سياسي خود را شروع كردم و پس از انقلاب و با شروع جنگ لباس سياست و دانشگاه را درآورده و لباس رزم به تن كردم. وي ادامه داد: در تمام دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي و رفسنجاني من و امثال من بيشترين كمك را كرديم و اگر دغدغههاي ما در اين دو دوره كاملا حل ميشد به صحنه نميآمديم. وي با اشاره به سابقهي 17 سال فعاليت سياسي و 18 سال فعاليت نظامي خود، اظهار داشت: آنقدر اعتقاد دارم كه بايد با مسائل جدي و صادقانه برخورد كرد كه براي حل مشكلات كشور رشتهي تحصيلي خود را از مكانيك به اقتصاد تغيير دادم زيرا معتقدم كه مهمترين مسالهي جامعهي امروز ما مديريتي و اقتصادي است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به سابقهي نظامي خود و با بيان اينكه 30 درصد وظيفهي دولت امنيتي است، گفت: اگر دولت نتواند بفهمد كه جنگي رخ خواهد داد يا نه، خسارتهاي فراواني را متحمل ميشود و يا فرصتهاي بسياري را از دست ميدهد. وي با تاكيد بر لزوم تامين امنيت اقتصادي، سياسي و انتظامي توسط دولت به لزوم چند بعدي بودن دولت آينده اشاره كرد. رضايي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه آيا در صورت پذيرش كانديداتوري از سوي هاشمي رفسنجاني از وي حمايت كرده و از صحنه كنار خواهد رفت يا خير؟ گفت: من هاشمي رفسنجاني را يك شخصيت ملي ميدانم ولي اگر مردم مواضعم را قبول كنند به صحنه خواهم آمد و كنار نرفته و با ايشان رقابت ميكنم. وي همچنين افزود: اگر از صحنهي كانديداتوري كنارهگيري كنم در خصوص حمايت از افراد مطرح فكر خواهم كرد اما هنوز براي حمايت از كسي به تصميم نرسيدهام. به گفتهي وي جامعهي ايراني جامعهاي پرچالش است كه تنها مديريتي پايدار كه بتواند اين چالشها را كنترل و به سمت همكاري هدايت كند، مثمرثمر خواهد بود و يكي از ابرزار آن گفتوگو است. وي با بيان اينكه به كنترل چالشها معتقد است و نه ريشهكني آنها، اظهار داشت: اگر بخواهيم چالشها را ريشهكن كنيم در واقع بر خلاف جهت رودخانه حركت خواهيم كرد. بايد آنها را كنترل و مديريت كرد. رضايي افزود: ما به يك دستگاه تفاهم ملي احتياج داريم و به اعتقاد من مهمترين گفتوگوها بايد بين مردم و دولتمردان صورت گيرد. وي لازمهي انجام چنين گفتوگويي را شجاعت اظهارنظر در مردم دانست و افزود: اگر اين شجاعت را از مردم بگيريم سرابي بوجود ميآيد كه حاكميت در آن غرق خواهد شد. وي دربارهي رابطهي ايران و آمريكا گفت: هنوز آمريكاييها سر عقل نيامدهاند و ميخواهند با ويزاي ارزان وارد ايران شوند در حالي كه ورود به ايران گران قيمت است و آمريكاييها هنوز حاضر به پرداخت اين قيمت نشدهاند. رضايي با بيان اينكه آمريكاييها از ايجاد يك كشور پيشرفته در شمال خليج فارس ناراحت و نگران هستند، علت آن را نفت و اسرائيل عنوان كرد و افزود: آمريكاييها به همين دليل ميخواهند به ايران برگردند اما ايراني كه پيشرفت نكند. اگر آمريكاييها بر سر عقل بيايند خيلي چيزها ميتواند تغيير كند. به گفتهي وي ايران بايد از اولين علائمي كه از آمريكاييها ديده ميشود و نشان از تحول در رفتار گذشتهي آنهاست بايد استقبال كند. رضايي با بيان اينكه هنوز اين تحول مشاهده نشده، پيشبيني كرد كه در سالهاي آينده چنين اتفاقي رخ داد زيرا آمريكا بر سر دو راهي قرار دارد كه يك راه آن جنگ با ايران براي ورود به ايران است كه البته شدني نيست. و ديگر ناديده گرفتن ايران در منطقه است كه اين هم شدني نيست. وي ادامه داد: مشكلي كه آمريكا براي ايران درست كرده است، قابل رفع است منوط بر اينكه ما راه تسليم يا ماجراجويي را در پيش نگيريم بلكه راه ديپلماسي شجاعانهي منطقي با استراتژي روشن را دنبال كنيم. وي در پاسخ به اين پرسش كه آن استراتژي، چه نوع استراتژي است؟ گفت: اگر به طور جدي وارد انتخابات شوم آن استراتژي را اعلام ميكنم. وي در ادامه در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر اينكه اگر وي از سوي شوراي هماهنگي به عنوان كانديداي نهايي معرفي نشود آيا به طور مستقل كانديداتوري خود را اعلام كرد يا خير؟ گفت: ما با اصولگراها به نتيجه خواهيم رسيد و بعيد ميدانم كه اين كار صورت نگيرد. بخشهايي از صحبتهاي ما به نتيجه رسيده و بخشهاي ديگر هم ادامه خواهد يافت. رضايي در ادامه سياسي شدن در امر ادارهي كشور را يك نوع آفت دانست و گفت: جريانهاي سياسي كشور به علت نداشتن برنامه براي ادارهي كشور پس از دستيابي به قدرت، عدم موفقيت خود را به گردن ديگران مياندازند يا همهي امور را سياسي ميدانند. رضايي در پاسخ به اين پرسش كه اگر شما به عنوان رييس جمهور انتخاب شديد و نتوانستيد شعارهاي خود را اجرايي كنيد تقصير آن را گردن چه كسي مياندازيد؟ گفت: من تقصير عدم تحقق شعارهايم را به گردن كسي نمياندازم و اين شجاعت را دارم كه اگر نتوانستم كار كنم صادقانه آن را به مردم بگويم و كنار ميروم و يك روز هم وقت مردم را نخواهم گرفت. وي در پاسخ به پرسشي دربارهي اين كه منابع ماليش در انتخابات از كجا تامين ميشود؟ اظهار داشت: مردم به ما كمك ميكنند كه تاكنون كه اين امر صورت نگرفته است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه حتي يك سهم هم در هيچ شركتي ندارد، گفت: اولين شرط من براي ورود به انتخابات اين است كه از قوهي قضاييه ميخواهم به طور جدي بحث رسيدگي به اموال مسوولان را دنبال كند. رضايي در پاسخ به اين كه آيا در اين صورت آقازادهها احساس خطر خواهند كرد؟ گفت: همه بايد احساس خطر كنند چون من در اين كه اموال مردم را به دست خودشان برسانم هيچ كوتاهي نخواهم كرد. وي ادامه داد: در اين راستا بايد دادگاههاي اقتصادي تشكيل شود و قضات آن از ميان قضاتي تعيين شوند كه اقتصاد را به خوبي بفهمند و در احكام اين دادگاهها نبايد به هيچوجه ملاحظهي سياسي، حزبي و يا عاطفياي صورت گيرد. وي در پاسخ به آخرين پرسش مبني بر اينكه در صورت رد صلاحيت شدن از سوي شوراي نگهبان چه ميكنيد؟ گفت: هر تصميمي كه شوراي نگهبان بگيرد مورد احترام من است اما بر اساس سياستم با تعامل با آنها برخورد ميكنم و با برخورد منطقي آنها را قانع ميكنم. انتهاي پيام