دكتر محسن رضايي، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام و كانديداي انتخابات رياستجمهوري با حضور در خبرگزاري دانشجويان ايران، به سؤالات خبرنگاران حاضر در يك نشست مطبوعاتي پاسخ گفت.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي جامعه و دولت كنوني را در مواجهه با سه محيط ملي، منطقهاي و بينالمللي دانست كه دولت و حكومت بايد برنامه و استراتژي مشخصي براي مواجهه با اين سه محيط داشته باشند، چراكه در غيراينصورت نخواهد توانست از فرصتها استفاده و تهديدها را مرتفع كنند.
رضايي با تأكيد بر اينكه پيشرفت ايران در آينده برآيند سه محيط يادشده خواهد بود، بر لزوم تدوين استراتژي ملي تلفيقي پافشاري كرد و افزود: چنين استراتژياي بايد بتواند بسترهاي پيشرفت را براي كشور فراهم كند.
وي با بيان اينكه محيط منطقهاي و بينالمللي ايران امروز به يكديگر گره خوردهاند، توضيح داد: بخش عمدهاي از محيط بينالملل از سوي آمريكا جهتدهي ميشود كه امروز با تمام توان در منطقه حضور يافته است. از اينرو حضور ما در منطقه هم با محيط منطقه و هم با محيط بينالملل در ارتباط است و همين امر سبب پيچيدگي روابط بينالمللي ايران شده است.
اين نامزد انتخابات رياستجمهوري آتي با اشاره به پارهاي از مسائل جدي در عرصهي داخلي، مهمترين آنها را مسائل اقتصادي و فرهنگي دانست و اظهار داشت: استراتژي ملياي كه در آينده بايد در دستور كار قرار بگيرد، بايد بر دو پايهي حضور مؤثر در منطقه و تحول فرهنگي و اقتصادي در داخل كشور معطوف شود. البته اين دو سياست كلان داراي الزاماتي است كه از جملهي آنها تحول در مديريت، سياست داخلي و خارجي و تغيير نگرشهاست.
رضايي با اعتقاد به اينكه با مديريت موجود نميتوان به چنين استراتژي دست يافت، بر لزوم تحول در مديريت تأكيد كرد و ادامه داد: ديپلماسي موجود نيز نميتواند به يك استراتژي ملي و حضور مؤثر در منطقه بينجامد. از اينرو براي ايفاي نقش مؤثر در منطقه از يكسو نيازمند ثبات در داخل و از سوي ديگر نيازمند ديپلماسي فعال در خارج از كشور هستيم كه اين مهم، با ضعف مديريت در داخل كشور مهيا نخواهد شد.
به گفتهي وي، نقطهي آغاز تغيير ديپلماسي كشور ميتواند ارائهي يك پاراديم جديد در سياست خارجي باشد.
وي در توضيح اين پاراديم جديد (پاراديم منطقهگرايي) به ارائهي طرح آسياي جنوب غربي (با كانون قرار گرفتن ايران و جمعيتي 500 ميليوني منطقه) در مقابل طرح خاورميانهي بزرگ اشاره كرد و گفت: اين طرح فعال و مؤثر از تهديدات طرح خاورميانهي بزرگ عبور كرده و از فرصتهاي ورود آمريكا در منطقه استفاده خواهد كرد.
رضايي اضافه كرد: طرح منطقهي آسياي جنوب غربي يك محيط خودجوش با همكاري كشورهاي منطقه خواهد بود؛ همچنانكه كشورهاي اروپايي به يك اروپاي واحد رسيدند. ابعاد چنين طرحي در تمامي زمينههاي فرهنگ، تمدن، اقتصاد، همكاري در زمينهي انرژي، توريسم و . . . خواهد بود.
وي به موقعيت ژئوپولتيك و استراتژيك منطقهي آسياي جنوب غربي اشاره و بر همين اساس بر تشكيل يك واحد سياسي، اقتصادي براي صلح پايدار در منطقه پافشاري كرد و افزود: بر اساس اين طرح كشورهاي منطقه به همكاريها و همگراييهاي مشتركي مثل تشكيل بازارهاي مشترك اقدام و پنج بازار مشترك ايجاد خواهند كرد؛ نخست بازار مشترك خليج فارس (ميان كشورهايي كه ساحل مشترك با خليج فارس دارند)، بازار مشترك خاورميانه (ايران، عراق، اردن، فلسطين، سوريه، كويت، عربستان و مصر)، بازار مشترك قفقاز (ايران، كشورهاي جنوب غرب خزر، جنوب روسيه و شرق تركيه)، بازار مشترك كشورهاي آسياي مركزي (ايران و ديگر كشورهاي آسياي مركزي) و بازار مشترك عمان (شامل ايران، پاكستان و عمان).
رضايي با بيان اينكه منطقهي آسياي جنوب غربي ميان شش قدرت بزرگ (هند، چين، روسيه، اروپا، آفريقا و آمريكا كه در اقيانوس هند مستقر شده است) قرار گرفته، به لزوم ارتباط گسترده ميان اين مناطق اشاره كرد و ادامه داد: اين منطقه داراي 500 ميليون جمعيت و درآمد تجاري 400 ميليارد دلاري است كه سهم ايران از آن فوقالعاده پايين است. از اينرو براي افزايش ميزان سهم خود ناگريز از ارتباط گسترده با يكديگر هستيم. اين ارتباط شامل حمل و نقل، مخابرات و . . . در زمينهي همكاري ميان كشورهاي حاضر در منطقه است.
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام به انرژي و موقعيت ژئوپولتيك منطقه به عنوان ديگر مسائل مهم در طرح منطقهي آسياي جنوب غربي اشاره كرد و يادآور شد: از نظر روابط بينالملل، صلح و امنيت كشورهاي حاضر در منطقه به يكديگر گره خورده و ناامني در يكي از آنها، دامن ديگر كشورها را نيز خواهد گرفت.
وي با تأكيد بر اينكه بايد به سوي يك منطقهي سياسي - اقتصادي پيش رويم، اين امر را نيازمند دو تدبير در سياست خارجي ايران دانست؛ نخست حضور مؤثر در منطقه براي همگرايي و دوم توسعهي سريع ايران و تبديل ايران به كشوري كاملا پيشرفته و مدرن.
به گفته وي اين دو اصل سبب ميشود كه ايران از تمام فرصتهاي موجود استفاده كند و تهديدات پيشرو را نيز پشت سر بگذارد. به عبارت ديگر هر نوع تأخير در اين دو فرآيند، به عقبماندگي و ناامني ايران منجر خواهد شد. از اينرو ناگزيريم كه با سرعت به سوي حضور مؤثر در منطقه و پيشرفت و توسعهي همهجانبه در كشور پيش رويم و اين مهم، محقق نخواهد شد مگر با تحول در مديريت كشور.
ادامه دارد....