كيسينجر: ايران، كرهي شمالي نيست مشوق اصلي براي ايران بايد بيم از اقدامات تنبيهي آمريكا باشد(!)
وزير امور خارجهي اسبق آمريكا از طرح دموكراتها در جريان تبليغات رياست جمهوري آن كشور براي انجام ”معاملهاي بزرگ“ با ايران سخن گفت و اظهار داشت: اگر من يك استاد بودم و با دانشجويان صحبت ميكردم ميگفتم كه در معاملهي بزرگ، آنها چه منافعي بايد داشته باشند و ما چه منافعي داريم. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هنري كيسينجر، وزير امور خارجه اسبق آمريكا در گفتوگو با شبكه خبري ان.بي.سي، در خصوص نوعي معاملهي بزرگ با ايران گفت: از نظر تاريخي آنها در زمان شاه (مخلوع) و حتي قبل از آن معامله كردند و نظر بر آن بود كه آمريكا تهديدي براي بقاي ايران نيست و اين تهديد از جانب كشورهاي همسايه است. به علت مسايل مربوط مكان جغرافيايي، تاريخ و همسايگي، آمريكا از آسيب رساندن به استقلال ايران نفعي نميبرد. بنابراين براي ما مشكل نيست كه تقريبا در تمامي اشكال امنيتي تضمين ارايه دهيم. حتي ميتوانيد به همكاري در زمينه امنيتي با ايران نيز بينديشيد. وي افزود: بنابراين بايد در صورتي كه آنها قصد رها كردن سلاحهاي هستهيي(!) را داشته باشند، اين معامله انجام شدني باشد؛ اگر آنها از مذاكرات به عنوان ترفند براي انجام آنچه كرهي شمالي انجام داد، استفاده نكنند، اين معامله بايد قابل انجام باشد در آن صورت شكي نيست اين امر به مذاكرات ميان ايران و آمريكا ميانجامد. با اين حال وي كه رويكردي يكسويه به اين ماجرا داشت، ايران را كشوري خواند كه آمريكا بايد نگراني زيادي از آن داشته باشد و در تكرار خصومتورزي آمريكا عليه كشورمان گفت: ايران دومين كشور (محور شرارت) است(!) و بخشي ديگري از اين نگراني به اين علت است كه اين كشور دولتي دارد كه طي مدت زماني طولاني دشمني زيادي از خود نشان داده است. اما بدون توجه به اين دولت و به ويژه (با توجه به وجود اين دولت) نگراني ما بايد زياد باشد(!) وي در اظهاراتي بيپايه ايران را كشوري داراي قابليت تروريستي(!) معرفي كرد و در حالي كه ايران بارها اعلام كرده است برنامهي هستهيياش صرفا مقاصدي صلحآميز را دنبال ميكند و آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز آن را تاييد كرده است، مدعي شد: اما (هستهيي شدن اين كشور) به هستهيي شدن تركيه، مصر و كشورهايي مشابه ميانجامد و در زماني بسيار نزديك مسالهي هستهيي از كنترل خارج ميشود. كيسينجر در ادامه افزود: به دلايل نمادين و عملي، بايد براي جلوگيري از هستهيي شدن ايران اقدامي گسترده صورت بگيرد. هر تصميم مهمي در زمينهي سياست خارجي نوعي تاثير دومينويي دارد. وزير امور خارجهي اسبق آمريكا گفت: ما اكنون بر مسالهي تروريسم متمركزيم و اين مشكل جدي است، اما بايد نسبت به توليد سلاحهاي هستهيي در جهان نگران باشيم و در رابطه با ايران و آنچه ممكن است همگي با آن روبرو شويم، بايد به هر دو مساله بينديشيم. زيرا در جهاني زندگي ميكنيم كه ممكن است در آيندهاي نزديك مجبور شويم تصميمهاي مهمي اتخاذ كنيم. وي در پاسخ به اين سوال كه آيا ايران هستهيي بيثبات كنندهتر از پاكستان يا كره شمالي ميباشد؟ گفت: كره شمالي هستهيي متزلزلكنندهتر است و علت آن جايگاه جفرافيايي آن، پرستيژ پايين اين كشور و فقرش ميباشد، اما از نظر مفهومي آن را با ايران در يك مقوله قرار ميدهم(!) وي افزود: اما فكر ميكنيم رويارويي با پيونگ يانگ بسيار سادهتر است، زيرا در نهايت برايم قابل تصور نيست وقتي ژاپن، آمريكا و چين توافق كنند، نتوانند كشوري بدبخت مثل كره شمالي را به زانو در آورند. كيسينجر ادامه داد: اما مسالهي ايران پيچيده است، زيرا از منابع عظيم نفتي برخوردار است، جمعيتي بسيار بيشتر و پيچيدهتر را داراست و با تمامي خاورميانه ارتباط دارد و نمادي بسيار بزرگتر است. بنابراين فكر ميكنم پروندهي ايران پروندهي بسيار مشكلي است. وزير امور خارجه اسبق آمريكا گفت: آنچه در اين باره انجام ميگيرد، رويكرد پليس خوب - پليس بد است. در دولت ما تا آنجايي كه من متوجه ميشوم، دو مكتب فكري وجود دارد، يك مكتب فكري معتقد است به وجودآورندگان چنين مشكلاتي و به ويژه مشكل ايران، بايد سرنگون شوند، سپس بيمها كاهش مييابد. طرف ديگر بحث جايگزين كردن يك دولت را مطرح ميكند. وي ادامه داد: بحثي كه بايد صورت گيرد، ميان طرفداران تغيير رژيم و ديگراني است كه به ديگر گزينهها معتقدند. ما در واقع در حال مذاكره نيستيم، اما بخشي از مذاكراتيم با اين مفهوم كه مشوق اصلي كه ايرانيها بايد دربارهي آن انعطاف به خرج دهند، بيم از اقدامي است كه ممكن است آمريكا در صورت منعطف نبودن آنها، انجام دهد(!) كيسينجر در بخشي ديگر از سخنانش دربارهي رويكرد پليس خوب - پليس بد گفت: دو مساله مطرح است، اينكه چه زماني متوجه ميشويد (مذاكرات) با شكست روبرو شده و در اين صورت بايد چه تصميمي گرفته شود. مسالهي دوم فرض اين مساله است كه اگر توافق كرديم مذاكرات به شكست انجاميده است، در فاز بعدي چه روشهاي چماق و هويجي بايد دنبال شود. وقتي به اين مراحل برسيم بايد خودمان تصميم بگيريم كه تغيير رژيم بايد انجام گيرد يا مذاكره، مذاكره ممكن است به رويارويي نهايي بينجامد. اين يك استراتژي صحيح است. وي در پاسخ به اين سوال كه براي انجام تمامي اين مراحل چه ميزان زمان لازم است؟ گفت: زمان عليه ماست. خوشبختانه اين يك مسالهي كاملا فني است، اين كاري است كه بايد با متحدانمان انجام دهيم. ما بايد دانشمندان همهي دولتها را گردهم آوريم، تمامي اطلاعاتي را كه داريم در اختيارشان بگذاريم و بپرسيم كه در چه جايي قرار داريم و در چه مرحلهاي اين امر غيرقابلبازگشت است. كيسينجر در خصوص اهميت ولاديمير پوتين، رييس جمهور روسيه در اين مساله گفت: روسيه چيزهاي بيشتري براي از دست دادن در كوتاه مدت در زمينهي برنامهي هستهيي ايران دارد. زيرا روسيه ميتواند و ممكن است به طور مستقيم تحت تاثير قابليت اين فنآوري قرار بگيرد. بنابراين از نظر من، پوتين خواستار قابليت هستهيي در ايران نيست و ما بايد اين را بفهميم. وي به نوعي رقص ميپردازد كه طي آن ميكوشد مانند بسياري ديگر، از دادن مزاياي اقتصادي قدرت هستهيي به آنها برخوردار شود. در عين اين كه مانع از قابليت كنترل محصول برق هستهيي ميشود. وي دو سال قبل در مسير اول بسيار پيشرفت، اما از نظر من با خواستن اينكه تمامي پلوتونيوم توليد شده بايد در روسيه پردازش دوباره شود، عقبنشيني را آغاز كرد و ايران با آن موافقت كرد. وزير امور خارجه اسبق آمريكا گفت: فكر ميكنم اين اقدام مثبتي از جانب روسيه است. روسيه بايد همان طور كه ما مجبوريم با آنچه كه در صورت عملي نشدن تمامي اين اقدامات انجام خواهيم داد، رو به رو شود. زيرا احساس من اين است كه اگر مساله به يك رويارويي نهايي منجر شود، روسيه احتمالا به علت منافع خود و نه به خاطر عشق به آمريكا، از آن حمايت خواهد كرد، شايد حتي بيشتر از اروپاييها(!) انتهاي پيام