/گزارشي از تاسيسات UCF اصفهان/ آيا تضميني حقوقي براي تامين سوخت وجود دارد؟ آيا ايران با راهاندازي تاسيسات فرآوري اورانيوم توافق پاريس را نقض خواهد كرد؟
با وجود تبعيضهاي فعلي در زمينههاي گوناگون فنآوري هستهيي، آيا قدرت يا كشوري در جهان وجود دارد كه تضمين كند سوخت هستهيي نيروگاههاي كشورهاي فاقد فنآوري توليد سوخت براي هميشه تامين شود؟ آيا در حال حاضر كه قوانين بينالمللي تنها ميتوانند ميزاني از خسارت را در صورت عدم تحويل سوخت هستهيي تعهدشده، تعيين كنند، قانوني جهاني براي تضمين تامين سوخت وجود دارد؟ به گزارش خبرنگار انرژي هستهيي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كنفرانس يك ماههي بررسي معاهدهي منع گسترش سلاحهاي هستهيي در نيويورك آنچنان به بنبست كشيده شده كه شركتكنندگان در آن حتي نتوانستهاند پس از دو هفته رايزني دستور كارشان را تعيين و مشخص كنند. اين نرسيدن به مصالحه نشانگر وجود تفاوت نظرهاي عميق و بنيادين در ميان اعضاي NPT است. تمامي كشورهايي كه از توان بهرهگيري از برق هستهيي برخوردارند، تمايل دارند كه در عرصهي تامين سوخت نيروگاههايشان به خودكفايي برسند. برزيل اين خواست را كاملا آشكار كرده، كرهي جنوبي نيز در جريان اجلاس ماه نوامبر شوراي حكام كه به مسالهي تخلفش در آزمايشهاي مخفي هستهيي رسيدگي شد، سيگنالهايي را مبني بر تلاش براي رسيدن به چرخهي سوخت براي جهان ارسال كرد و حتي مصر نيز متهم به مخفيانه دنبال كردن برنامههاي هستهيي شده است. آمريكا در هفتمين نشست بازبيني NPT تلاش دارد تا حق كشورهاي عضو در بهرهگيري صلحآميز از فنآوري هستهيي را از آنها بگيرد و سعي دارد كه حق توليد سوخت هستهيي و غنيسازي اورانيوم را از اين معاهدهي داراي عمر بيش از سه دهه بيرون بكشد. اين تقلا در حالي صورت ميگيرد كه معاهدهي كنوني نيز تبعيضآميز به حساب ميآيد و به پنج كشور دارندهي سلاح هستهيي امتيازاتي ميدهد كه ساير كشورها از آنها بيبهرهاند. چرخهي سوخت هستهيي داراي چهار حلقه است كه شامل فرآوري سنگ معدن اورانيوم، تبديل و غنيسازي اورانيوم، توليد سوخت هستهيي و بازفرآوري ميباشد. فرآوري سنگ اورانيوم در UCF (تاسيسات فرآوري اورانيوم) انجام ميشود. ايران اين تاسيسات را در اصفهان ساخته و توانايي تبديل اورانيوم را در اين تاسيسات تا مرحلهي UF6 (هگزافلورايد اورانيوم) دارد. فعاليت اين تاسيسات از آذرماه سال گذشته به حال تعليق در آمده، اما قرار است در همين روزها فعاليتش را از سربگيرد. اروپاييها مدعياند ازسرگيري فعاليت اين تاسيسات نقضي در توافق پاريس خواهد بود، اما آيا واقعا چنين است؟ در توافق پاريس مسالهي تعليق تمام فعاليتهاي هستهيي مربوط به غنيسازي مطرح شده بود، اما همانگونه كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي نيز اين مساله را تاييد ميكند، مادامي كه گاز هگزافلورايد اورانيوم در تاسيسات فرآوري اورانيوم توليد نشده باشد، نميتوان ادعا كرد كه فعاليت اين تاسيسات به غنيسازي ارتباط پيدا ميكند، بنابراين ايران ميتواند سنگ معدن اورانيوم را به كيك زرد و سپس آن را به مادهي جامد UF4 (تترافلورايد اورانيوم) تبديل كند، بيآنكه هيچ توافقي نقض شده باشد. حال نگاهي به مجموعهي UCF يا همان تاسيسات فرآوري اورانيوم اصفهان داشته باشيم كه فعاليتش عبارتست از تبديل كيك زرد و تركيبات ديگر اورانيوم و اين در واقع پايان خط تبديل تركيبات اورانيوم به حساب ميآيد. ايران همانند ساير كشورها، چرخهي سوخت را با اكتشاف اورانيوم در مناطق مختلف آغاز كرده است، بايد گفت كه در برخي نقاط جهان چون برزيل، استراليا و كانادا، اورانيوم با مقادير زياد وجود دارد، اما در هر حال در باقي كشورها نيز كم و بيش از اين دست معادن وجود دارد. ايران از آن دسته كشورهايي است كه هر چند منابع غني اورانيوم در سطح بالا ندارد، ولي براي رفع نيازش به ميزان كافي از اين منابع برخوردار است. در حال حاضر در يك سوم كشور عمليات اكتشاف انجام ميشود و معادن ايران در حال فعاليتند. از جملهي اين مناطق اكتشافي ميتوان به معدن اورانيوم ساغند، معدن اورانيوم خشومي و مناطق ناريگان و زريگان اشاره كرد. عمدهي اين مناطق در نقاط مركزي ايران واقع شدهاند، در برخي كشورها همچون ايران، اورانيوم در اعماق زمين قرار دارد، به عنوان مثال اورانيوم ساغند در حدود عمق 380 متري است، در حال حاضر در منطقهي ساغند دو چاه عميق حدودا به عمق 370 متر و قطر چهار متر حفر شده است. در ابتدا بنا بود چينيها اين دو چاه را براي ايران حفر كنند، اما با تمهيداتي كه اتخاذ شد، قرار بر اين شد كه يك چاه را خود ايران و ديگري را چينيها حفر كنند و كارشناسان معتقدند كه خوشبختانه امروز ميتوان گفت چاهي كه توسط تكنسينهاي ايراني حفر شده به مراتب بهتر از چاه چينيهاست. بر اساس برنامهريزياي كه انجام گرفته بود، قرار بود در اوايل سال 84 از اين معادن اورانيوم بهرهبرداري شود و حتي در اين خصوص اخبار بسيار خوبي نيز مبني بر وجود مقادير قابل توجهي از اورانيوم در منطقهي خشومي وجود داشت. برنامهريزي سازمان انرژي اتمي ايران بر اين است كه سالانه حدود 120 هزار تن سنگ را از اين معدن استخراج كند، اين سنگهاي اورانيوم را در كارخانهاي در اردكان طبق برنامه به 50 تن كيك زرد تبديل و استخراج كند و سپس به كارخانهي UCF انتقال دهد. در سال 71 قراردادي بين چين و ايران به مبلغ 110 ميليون دلار منعقد شد تا اين كارخانه در مركز اصفهان بنا شود، اما پس از ارايهي نقشههاي اوليه، چين به صورت يكطرفه در سالهاي 75 و 76 اعلام كرد كه ديگر نميتواند اين كارخانه را بسازد و تلاشها نيز براي ادامهي همكاريها بينتيجه ماند. از آن زمان شرايط به گونهاي شد كه ايران با گردآوري تعدادي از متخصصان بسيار جوان كشور در اين پروژه، به موازات ساخت تجهيزاتي كه گفته ميشد، هيچ كس نميتواند آنها را بسازد، به رايزني با چين ادامه داد و 62 و نيم ميليون دلار نقدا از آنها به دليل قطع همكاريها اخذ كرد. پس از ساخت و نصب دستگاهها در حدود 74 روز قبل و بعد از عيد نوروز سال 83، سيستم آزمايشي اين تاسيسات راهاندازي شد و در شهريورماه 83 به بهرهبرداري كامل رسيد. اهميت تاسيسات فرآوري اورانيوم اصفهان مركزيت بودن اين تاسيسات در چرخهي سوخت است. اين نخستين طرح بزرگ ملي معاونت سوخت سازمان انرژي اتمي ايران به حساب ميآيد. اين طرح مانند پلي ميان صنايع بالادست و پاييندست چرخهي سوخت عمل ميكند. بومي بودن اين طرح و بهرهگيري از حداكثر امكانات داخلي نيز ديگر ويژگي مهم اين طرح است. ايجاد دانش فني انحصاري با تكيه بر فنآوريهاي داخلي و ايجاد اشتغال براي بيش از 1000 متخصص رشتههاي مختلف نيز از ديگر نكات مثبت اين طرح است. بخش ZPP (توليد فلز زيركونيوم)، زيرمجموعهاي از فرآيند توليد سوخت هستهيي در كشور است كه هدف اصلي اين بخش، تامين ميلههاي انتقال سوخت اورانيوم براي نيروگاههاست. متخصصان سازمان انرژي اتمي كشورمان در اين بخش، قابليت توليد فلز تيتانيوم كه فلزي بسيار مفيد به حساب ميآيد را نيز پيدا كردهاند و اين از نكات برجستهي اين بخش است. خود فلز زيركونيوم نيز تنها در امور هستهيي كاربرد ندارد و نقشي كليدي در مواردي چون ساخت وسايل جراحي و هواپيماسازي ايفا مينمايد. روند توليد زيركونيوم بسيار پيچيده است كه نهايتا به اسفنج زيركونيوم ميرسد، در طبيعت همواره در كنار زيركونيوم، هافنيوم نيز وجود دارد كه مزاحمي براي انجام فعاليتهاست؛ از ديگر اقدامات مهم اين بخش جداسازي اين دو از يكديگر است. در خصوص بخش ZPP چينيها تنها استقرار مكانيكي برخي دستگاههاي اين بخش را انجام دادند و تمامي امور ديگر را متخصصان ايراني انجام دادند كه به گفتهي رييس مركز تحقيقات سوخت هستهيي اصفهان، هيچكدام حتي تاكنون كارخانهي زيركونيوم را هم نديده بودهاند. از ديگر ويژگيهاي اين طرح، توليد منيزيوم در داخل كشور است. ايران پيش از اين منيزيوم را وارد ميكرد كه اكنون موفق به توليد منيزيوم 99/99 درصد شده است. در قلب هر نيروگاهي، اصليترين تجهيزات مجتمع، ميلههاي سوخت است. براي اين كه فقط ميلههاي فلزي ميتوانند عامل انتقال سوخت هستهيي باشند، فلزي كه در اين ميلهها به كار ميرود زيركونيوم است. گزارش از خبرنگار ايسنا: علي كربلائي حسيني انتهاي پيام