*تحليل انتخابات ازسوي شمس‌الواعظين درگفت‌وگو باايسنا* انتخابات رياست جمهوري زمينه راه‌اندازي جنگ فقر و غنا را بر روي گسل بي‌عدالتي براي عده‌اي فراهم كرد

ماشاءالله شمس‌الواعظين معتقد است كه متغيري به نام شكل‌گيري طبقه‌ي جديد اجتماعي در انتخابات اخير وجود دارد، اما قرار است اين طبقه حامل پروژه‌ي انقلاب اسلامي شود.

وي در تحليل خود از انتخابات رياست‌جمهوري هم‌چنين معتقد است كه در آينده شاهد اين انتقال قدرت به صورت آرام از رجال سياسي و دولتمردان به كساني كه آنان را ”رجال نظامي“ مي‌خواند، با تغيير بافت، لباس و تغيير كاركرد خواهيم بود و در واقع نيروهاي برخي تشكيلات در ساخت قدرت سياسي ايران حضور تقريبا جدي خواهند داشت.

آنچه در پي مي‌آيد متن گفت‌وگوي ايسنا، با اين روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسي است.

ماشاء‌الله شمس‌الواعظين در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در تحليلي از آرايش سياسي احزاب و گروه‌ها در آينده گفت: انتخابات از منظر مسائل داخلي و بين‌المللي قابل بررسي است. متغيري به نام شكل‌گيري طبقه‌ي جديد اجتماعي وجود دارد، منتهي قرار است اين طبقه حامل پروژه‌ي انقلاب اسلامي شود كه اين طبقه از ميان بازنشسته‌هاي بخش‌هايي از نيروهاي نظامي انتخاب شده‌اند.

وي افزود: در واقع اين طبقه از شوراهاي محلي به عرصه‌هاي سياسي وارد شد و بعد در مجلس هفتم و اكنون در انتخابات رياست‌جمهوري و بعدها به گفته‌ي آقاي باهنر، براي انتخابات مجلس خبرگان خيز برخواهد داشت. يكي از مشخصات اصلي اين طبقه‌ي نوظهور، وفاداري به سيستم سياسي تا آخرين مرحله است.

شمس‌الواعظين با ابراز اين عقيده كه سرايت و انتقال وفاداري به عرصه سياسي، خصلت‌هاي ويژه و انحصاري ساخت‌هاي نظامي در هر كشوري است ادامه مي‌دهد استفاده از چنين افرادي در شرايطي صورت مي‌پذيرد كه نظام سياسي آن كشور در ادوار مختلف نيروهاي وفادار به خود در عرصه‌ي سياسي را از دست داده و آن‌ها پس از يك دوره به نيروهاي منتقد و اپوزيسيون و در بهترين حالت، به اپوزيسيون درون‌ساختي تبديل شده‌اند.

وي ادامه داد: لذا ساخت سنتي قدرت، هميشه فاقد نيروهاي وفادار در عرصه‌ي سياسي بوده است، بنابراين به لايه‌هاي پايين‌تر اجتماعي براي بهره‌گيري از وفاداري آن‌ها در عرصه‌ي سياسي متوسل مي‌شود و ناگزير است،آن‌ها را از لايه‌هاي پايين هرم اجتماعي ارتقا دهد و با يك پرش عمودي، به سمت بالا، اين طبقه را در درون ساخت سياسي قدرت تعبيه كند تا هيچ‌گاه نظام سياسي از ويژگي وفاداري سياسي بي‌بهره نشود.

سردبير روزنامه‌ي توقيف شده جامعه تصريح كرد: بنابراين اكنون شاهد ظهور طبقه‌ي جديدي هستيم كه در آينده به آن طبقه حامل پروژه‌ي انقلاب اسلامي خواهند گفت و اين طبقه احتمالا در عرصه‌هاي اقتصادي و سياسي، دخالت و سيكل بسته‌يي از قدرت را ايجاد خواهد كرد، كه گردش قدرت به بيرون از اين سيكل به دست نامحرمان از ديد ساخت سياسي سنتي ايران نيفتد و اين قدرت در ميان نيروهاي صد در صد وفادار، گردش كند.

اين روزنامه‌نگار خاطرنشان كرد: اين طبقه براي اين كه بتواند يك پرش عمودي به لايه‌هاي فوقاني قدرت پيدا كند ناگريز است بر روي گسل‌هاي اجتماعي بايستد و شعارها و راهبردهاي خود را تدوين كند. لذا از وضعيت به وجود آمده در عرصه‌ي اقتصاد، بهره‌گيري و از شكاف‌هاي موجود كه از بي‌عدالتي‌ها و ناكامي‌هاي دولت بعد از جنگ يعني دولت آقايان هاشمي و خاتمي ناشي شده، استفاده و شعار جذب نيروهاي فقير را مطرح كرد. بنابراين نيروهاي محروم، سربازان اين طبقه هستند و اين طبقه منادي دفاع از حقوق آن‌ها و موفق شد اين جنگ ميان فقر و غنا را روي گسل بي‌عدالتي به جاي انتخابات سياسي راه اندازد. در واقع انتخاباتي به نام انتخابات رياست‌جمهوري داشتيم،اما در واقع، اين جنگ ميان فقر و غنا بود.

به گفته‌ي شمس‌الواعظين، مطابق آمار بانك مركزي، 18 ميليون نفر از جمعيت ايران زير خط فقر است گفت: آن‌ها وعده‌هاي سريع‌الوصول به مردم دادند و موفق شدند در انتخابات بخش‌هاي قابل توجهي از طبقه‌ي محروم را جذب خود كنند و حتي موفق شدند رقباي ديگر انتخاباتي خود را وادار به شبيه‌سازي در مدل‌هايي كه آنها ارائه مي‌كردند، كنند؛ از قبيل اين كه شاهد بوديم در مرحله‌ي دوم وقتي آقاي احمدي‌نژاد شعار ضرورت استشمام بوي نفت در سفره‌ي هر خانواده‌ي ايراني را مطرح كرد، آقاي هاشمي در يك ضد حمله انتخاباتي كاملا رقابتي، شعار ده ميليون تومان سرمايه‌ي اوليه سهام براي خانواده‌ها‌ي ايراني در شركت‌هاي بزرگ دولتي را عنوان كرد.

وي در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا افزود: در واقع تا اين حد، موضوعي كه توسط محافظه‌كاران مطرح شد، براي جامعه جذاب بود. اين امر نشانه اين است كه لايه‌هاي قابل توجهي از جامعه‌ي ايران هنوز در فقر به سر مي‌برد كه مي‌تواند يك طبقه نوظهور، آن‌ها را جذب خود كند. صرف نظر از اين كه محافظه‌كاران همواره هيچ نوع تقدمي به مسائل اقتصادي نمي‌دادند و در طول 10 الي 20 سال جديد، همواره بر روي گسل‌هاي فرهنگي، ارزش‌ها و شكاف ارزش و شعار پايبندي به اصول انقلاب مي‌ايستادند و به اقتصاد و مقولات آن به مثابه عوامل درجه‌ي دو و سوم داراي اهميت، مي‌نگريستند.

شمس‌الواعظين در پاسخ به اين سوال كه چرا شما و دولت در طول هشت سال گذشته نتوانستيد يا نخواستيد به قول خودتان هجده ميليون مردم محروم را جذب كنيد، گفت: لزومي ندارد دولت‌ها هر كدام همه‌ي طبقات اجتماعي را جذب خود كنند. اين هيچ كجاي دنيا اصلا مرسوم نيست. هر دولتي و هر الگويي با شناختي كه خود از اوضاع پيدا مي‌كند، ارزيابي‌ها و تحليل‌ها و داوري‌ها خود را در معرض ديد و قضاوت و داوري افكار عمومي قرار مي‌دهد و اگر راي آورد دنبال آن مي‌رود.

وي افزود: دولت آقاي خاتمي دنبال توسعه سياسي و كاهش فاصله شكاف‌هاي سياسي‌ها بين دولت و ملت بود كه تا حدودي در اين زمينه موفق شد اما دولت آقاي احمدي‌نژاد روي شكاف طبقاتي و اقتصادي ايستاد و شعار خود را مطرح كرد و از آنجا كه طبقه‌ي محروم اين جامعه منادي ديگري جزء اينها نداشت لذا به آنها و به برنامه‌هاي احمدي‌نژاد راي دادند تا بتوانند آنها برنامه‌هاي خود را اجرا كنند.

شمس‌الواعظين تصريح كرد: هم‌چنين ما متغيري را در اين انتخابات ناديده مي‌گيريم كه در هر صورت هر كس ديگري هم با هر شعار و برنامه‌ي ديگر بود، تفاوتي نمي‌كرد و آن تشكيلاتي بود كه بسيج شدند و در كنار احمدي‌نژاد قرار گرفتند. اگر به طور مثال مايل بودند قاليباف بيايد واقعا قاليباف مي‌آمد. لذا اين متغير را هم نبايد ناديده بگيريم، چون ميل به يكدست شدن در حوزه‌ي قدرت سياسي وجود داشت.

اين روزنامه‌نگار خاطرنشان كرد: اكنون اين مساله كنار گذاشته شد و به اقتصاد به عنوان يك عامل زيربنايي نگاه كردند و موفق شدند “جمهور باايمان، ديندار و محروم“ را جذب خود كنند، كه به لحاظ اقتصادي آسيب‌پذير و به عبارتي، مستضعف بودند.

وي به آنچه متغير “پل‌سازي پيش‌ساخته و ناديده گرفتن آن در انتخابات” ناميد، اشاره كرد و افزود: در واقع آن ساخت سياسي قدرت با اطمينان كامل نسبت به نتيجه‌ي انتخابات، به مبارزات وارد شد و رقباي انتخاباتي با اعتمادي تقريبا كامل به سيستم، وارد مبارزات انتخاباتي شدند. اظهارات كروبي، معين و حتي هاشمي و قاليباف در دو دوره‌ي انتخابات اين نشانه‌ها را به ما مي‌دهد كه عمليات پل‌سازي پيش‌ساخته واقعا مطرح بوده و در شكل تخلفات، راي‌سازي، نظرسازي و بهره‌گيري از برخي تشكيلات، اين امر ظهور كرده است. اين متغير بعدها مورد توجه بيشتر قرار خواهد گرفت، ولي در شرايط فعلي به دليل پيروزي قاطع محافظه‌كاران جديد اين متغير حتي از ديدگاه محافظه‌كاران سنتي، ناديده گرفته مي‌شود.

به اعتقاد وي، معناي اين متغير اين است كه ساخت سنتي قدرت با بهره‌گيري از نيروها و امكانات خود مي‌تواند آن چه را كه در صحنه‌ي اجتماعي است و آن را وفادار به خود مي‌داند، با يك پرش عمودي بالا بياورد و سپس در مناصب مورد نياز خود از آن‌ها استفاده كند.حتي در اين زمينه، ناگزير است كه رجال بزرگ صف اول انقلاب مثل هاشمي را نيز حذف كند، چرا كه نياز به وفاداري جديد و مطلق دارد و شخصيت‌هايي مثل كروبي و هاشمي به اين معنا اين‌گونه نيستند. لذا محافظه‌كاران جديد با استفاده از گسل بين ساخت سياسي سنتي قدرت و شخصيت‌هايي كه رويكردهاي مدرن گفتمان خود را تجويز مي‌كنند، مقتضيات جامعه ايران را به سمت مدرنيزاسيون پيش مي‌برند و اين شكافي است كه محافظه‌كاران جديد روي آن ايستادند و علاوه بر فقر و غنا، وفاداري مطلق خود را به ساخت سياسي قدرت به معناي بسيار مشخص ابراز كردند. در نتيجه موفق شدند در اين امر، سربازگيري و بسيج عمومي و انتخابات را پشتيبان خود كنند.

شمس‌الواعظين در ادامه در بيان اعتقادش گفت: ساخت قدرت ما نياز ديگري داشت. طي بيست و چند سال اخير ساخت‌هاي قدرت ما متنوع و از لحاظ پايه و ستون‌هاي اصلي، دوگانه بود، يعني هر گاه پارلمان دست نيروي محافظه‌كار مي‌افتد، قوه‌ي اجرايي دست نيروهاي رقيب مي‌افتاد و بالعكس.

اين روزنامه‌نگار اضافه كرد كه آنچه آن را شكاف‌ها و درگيري‌هاي فرسايشي كه ميان قواي سه‌گانه‌ي كشور و دولت پنهان (ساخت سنتي قدرت) وجود داشت، خواند، ادامه داد: تلاشي با استفاده از ناكامي‌هاي دولت اصلاحات پيش رفت و شكاف موجود بين دولت اصلاح‌طلب و قوه‌ي مقننه و مجلس ششم و قوه‌ي قضاييه، همه اين‌ها خميرمايه‌ي شكل‌گيري اين باور و اين ضرورت در ساخت سياسي سنتي قدرت بود تا آن‌ها را وادار كند كه در دولت بعدي يعني انتخابات نهم به بعد، علاوه بر ظهور، ورود و گماردن طبقه جديد در ساخت سياسي قدرت، قدرت را نيز يكدست كند و به يك معنا از اين به بعد شاهد يكدستي كامل در حوزه‌ي قدرت سياسي و قواي سه‌گانه هستيم.

وي انتخابات را به لحاظ بين‌المللي، مورد تحليل قرار داد و گفت: با توجه به راديكال‌شدن مواضع ايالات متحده‌ي آمريكا و تا حدي اروپا در پرونده‌هايي مثل پرونده‌ي انرژي هسته‌يي، ساخت سياسي را وادار كرد كه با ايجاد يكدستي در ساخت سياسي قدرت، پيامي هم به جامعه‌ي غرب و اتحاديه‌ي اروپا بدهد كه اگر بخواهيد مواضع راديكال اتخاذ كنيد با يك دولت راديكال و اصولگرا مواجه خواهيد شد كه ضمن حفظ منافع ملي ايران در جهت سازش يا دستيابي به توافق با شما در جهت تامين خواسته‌هاي شما حركت نخواهد كرد و پروژه‌هاي مربوط به اتمي شدن ايران را در راه‌هاي مسالمت‌آميز به پيش خواهد برد، ولي اين طبقه‌ي جديد، طبقه‌يي راديكال‌تر، اصولي‌تري و بنيادي‌تر است و از مواضع خود پاسداري خواهد كرد، حتي اگر نتايج منفي يا پيامدهاي ديگر غير از راه‌هاي مسالمت‌آميز در گفت‌وگو با جامعه‌ي غرب و سازمان بين‌المللي انرژي اتمي يا آمريكا داشته باشد.

وي ادامه داد: اينها نگران نخواهند بود. لذا بايد در آينده شاهد باشيم كه واكنش‌ها و مناسبات در سياست خارجي دستخوش يك‌سري تحولات شود، اگر چه زياد بدبين نيستم زيرا معتقدم دولت و ديپلماسي خارجي آن قادر نخواهد بود فراتر از حدود تعيين‌شده حركت كنند، چرا كه مراكز تصميم‌گيري در ايران متعدد و پراكنده است.

اين روزنامه‌نگار تصريح كرد: ولي اين انتخابات اساسا متضمن اين پيام به جامعه‌ي غرب و جامعه‌ي جهاني است كه ما آماده ايستادگي و پايداري در اصول تعيين شده‌مان هستيم.

وي در خصوص آسيب‌شناسي اين آرايش بندي‌ها و تحولات جديد ايران، گفت: اگر آقاي احمدي‌نژاد در گسل اقتصادي و گسلي به نام فقر و غني در كشور موفق شود بخشي از مطالبات جنبش محرومان و آسيب‌پذيران جامعه را تامين مي‌كند، اين امر بدين معناست كه حكومت بايد براي ساخت سياسي قدرت انديشه‌اي كند، زيرا يك طبقه‌ي ديگري بر طبقات دموكراسي‌خواه ايران افزوده خواهد شد، يعني هر طبقه‌يي كه مرفه مي‌شود جايگاه خود را در ساخت‌هاي سياسي جست‌وجو خواهد كرد و در اين صورت شاهديم كه آخرين طبقه‌ي مستضعف ايران هم به طبقات دموكراسي‌خواه افزوده خواهد شد، اما در صورتي كه دولت احمدي‌نژاد به لحاظ اقتصادي موفق نشود مطالبات اين طبقه را محقق كند، گمان مي‌كنم اين طبقه مانند طبقات ديگري نخواهد بود كه مطالبات خود را از راه‌هاي مسالمت‌آميز حل كنند.

شمس‌الواعظين گفت: نمي‌دانيم واكنش اين طبقه در آينده و در صورت ناكامي در تحقق مسائل اقتصادي كه به صورت خيلي صوري و شعاري به وسيله‌ي نامزد مورد نظر محافظه‌كاران جديد مطرح شد، چه خواهد بود. ولي مي‌توان پيش‌بيني كرد در صورت ناكامي، اين طبقه، راه خشونت را برخواهد گزيد. اين امر از لحاظ امنيت ملي ممكن است نگران‌كننده باشد. در حقيقت حجم، وزن، كاركرد و نوع تاثيرگذاري نيروهاي شناخته‌شده در صحنه‌ي سياسي ايران در كشمكش‌هاي سال‌هاي اخير، اندازه‌گيري شده بود، لذا مي‌توان در حال حاضر مثلا در آرايش نيروهاي سياسي حجم نهضت آزادي و ميزان تاثيرگذاري آن را روي اوضاع و بر اوضاع اندازه‌گيري كرد.

وي در ادامه گفت: در واقع با يك عنصر مجهول و نامعلوم مواجهيم كه بايد در آينده ديد چگونه عمل مي‌كند و حجم و وزن آن چقدر است. از سوي ديگر در عرصه‌ي سياسي چالش، مذاكره و سازش از طريق كشمكش‌ها و رقابت‌هاي آزاد وجود دارد و انتقال نيروهاي نظامي به ساخت سياسي قدرت براي اعمال يك رويكرد مي‌تواند بازفرست بسيار منفي در ساخت‌هاي نيروهاي مسلح داشته باشد و آن زمان ممكن است بدنه‌ي اين نيروها آسيب‌پذيري جدي از عرصه‌ي سياسي پيدا كند و اين براي امنيت ملي ما نگران‌كننده است.

شمس‌الواعظين گفت: هم‌چنين ساخت‌هاي سياسي قدرت تا اطلاع ثانوي در صورتي كه عوامل ديگر را دخالت ندهيم تا حدود يك ربع قرن در اختيار اين نيروها خواهد بود، تا اين طبقه خود را بازتوليد و آرام آرام نسل جديد خود را وارد عرصه كند، از اين رو زمان مي‌برد تا بار ديگر قدرت به گروهي ديگر سپرده شود.

وي با اشاره به كساني كه آنان را منتسب به نيروهاي نظامي مي‌خواند، گفت: در آينده نزديك اين افراد قدرت را در عرصه‌ي اجرا و تقننين نيز از دست نمي‌دهند، مگر اين كه تحولات ديگري رخ دهد. اگر اين الگو و تجربه آزموده شود، ديگر راه‌حلي پس آن، جز ورود به عرصه‌ي جهان مدرن و ساز و كارهاي مدرن براي اداره‌ي قدرت نخواهيم داشت، كه اين امر مي‌تواند حسن اين تجربه باشد.

شمس‌الواعظين در پايان اظهار داشت: در عرصه‌ي بين‌المللي نيز تصور مي‌شود تا شش ماه آينده سال، يك چالش بزرگ در سياست بين‌المللي خواهيم داشت تا اين طبقه‌ي جديد راهبردهاي خود را با جهان امروز براي جهاني شدن ايران و ورود به سازمان جهاني و بسياري امور ديگر پيدا كند، كه اين امر ضريب امنيتي را كاهش خواهد داد.

گفت‌وگو از خبرنگار ايسنا: زهرا حبيب‌پور

انتهاي پيام

  • یکشنبه/ ۱۲ تیر ۱۳۸۴ / ۱۵:۳۵
  • دسته‌بندی: سیاسی2
  • کد خبر: 8404-04089
  • خبرنگار : 71291