سفير ايران در شوروي سابق در توضيح انتخابات رياستجمهوري نهم آن را «انقلابي سبز» مينامد و در بيان چرايي آن ميگويد:« اكثر مطالبات و مشكلات عمومي مردم در هشت سال گذشته تحتالشعاع پيگيري افراطي مطالبات اقليتي 13 درصدي شد و مردم در سوم تير همانند دوم خرداد 76 با دو گزينه و سمبل ادامه وضع موجود و تغيير وضع موجود روبهرو شدند كه يكبار ديگر به گزينهي تغيير وضع موجود راي دادند» وي معتقد است:«پيشرفت و توسعه از جايي آغاز ميشود كه اعتدال پيش گرفته شود»، نوبري «بر پوست اندازي در سطح مديران كشور و تحت تاثير فشارها و شانتاژهاي داخلي و خارجي قرار نگرفتن رييسجمهور منتخب تاكيد ميكند» و در خصوص نگاه دولت آينده به روابط ايران با دنيا ميگويد: « دولت آينده فرصت مناسبي را براي تنشزدايي حرفهيي فراهم ميكند» چرا كه معتقد است «دولت خاتمي سياست خارجي قفل شدهيي را به دولت جديد تحويل ميدهد»
وي ميگويد: « آنچه در سوم تير به وجود آمد كارسازترين مدل حكومت است، چون در كنار حاكميت يكدست اپوزسيوني قوي وجود خواهد داشت». نوبري در خصوص روابط ايران و آمريكا ميگويد:« آنها براي اولين بار اين فرصت را به دست ميآورند كه با نمايندگان كل حاكميت ايران روبرو شوند.»
مشاور سابق وزير امور خارجه با اشاره به نوع برخورد دولت جديد در مسالهي هستهيي كشور خاطر نشان ميكند: «هر گزينهاي براي باز كردن قفل و حل صلحآميز مساله با حفظ منافع ملي توسط دولت جديد قابل بررسي است»، نوبري در انتقادي به سيستم ديپلماسي كشور معتقد است: « در عرصه ديپلماسي كشور بايد ديپلماسي قجري كنار گذاشته شود» و در باب وظايف دستگاه سياست خارجي ميافزايد: «وظيفه دولت ايران است كه از شخصيت، منافع و كرامت هر ايراني مستقل از اينكه آن فرد به چه دليل از ايران خارج شده و يا ميشود و اينكه آيا به حكومت نقد دارد يا نه؟، صيانت كند، همچنين، بايد مكانيزم رفت و آمد ايرانيها را به هر كشوري از جمله آمريكا تسهيل كرد».
ناصر نوبري، سفير ايران در اتحاد جماهير شوروي سابق در زمان امام راحل و گورباچف و مشاور سابق وزير امور خارجه در امور استراتژيك در گفتوگويي تفصيلي با خبرنگار سياسي ـ خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره چرايي انتخابات سوم تير و بررسي سياست خارجي كشور در چهار سال آينده، در ارزيابي از انتخابات رياست جمهوري نهم در بيان انتخابات اين دوره آن را "انقلابي سبز" ناميد و اظهار داشت: اگر در مورد انتخابات ايران نتيجهاي غير از آنچه امروز روي داده است، اتفاق ميافتاد، مثل آنچه در اثر انتخابات در كشورهايي مثل اوكراين، قرقيزستان و لبنان و ... اتفاق افتاده است، آن را انقلابي به رنگهاي نارنجي، صورتي و ... نامگذاري ميكردند.
نوبري ابراز عقيده كرد: به دليل هدف سبز آبادگري، اين خيزش ملي را انقلاب سبز سوم تير بايد ناميد.
وي در پاسخ به اين سوال كه محور عمومي اين انقلاب چيست؟ ابراز عقيده كرد: انقلاب سبز سوم تير اعتراض ملي عليه حركتهاي افراطي دولتهاي گذشته در ناديده گرفتن خواست عمومي است.
نوبري با بيان اينكه حركت افراطي، حركتي يكسويه براي رسيدن به يك هدف، بدون توجه به جوانب و آثار و مشكلات عمومي آن اتخاذ ميشود گفت: بعد از جنگ، در دولت سازندگي، سياستهاي اقتصادي دولت مدارانه تحت عنوان سياستهاي تعديل اقتصادي به طور افراطي و بدون توجه جدي به خسارتهاي وارد شده بر عموم مردم اتخاذ شد در حالي كه نرخ رشد سرسامآور هزينههاي مردم افزايش يافت و هزينهها معادل دلاري شد اما درآمدها بسيار محدودتر و ريالي باقي ماند، به طوري كه يك شهروند ايراني مسكن، اتومبيل و غيره را از يك شهروند اروپايي گرانتر ميخريد، اما درآمدش دهها مرتبه كمتر از آنها بود.
وي با بيان اين عقيده كه سامان دهندگان سوم تير 84، همان ساماندهندگان دوم خرداد 76 هستند ابراز داشت: وجه مشترك بين دوم خرداد و سوم تير، 18 ميليون آرايي است كه در سوم تير به صندوقها ريخته شد.
نوبري معتقد است: نتيجهي بيتوجهي به منافع عمومي در دولت سازندگي موجب شد مردم بين دو گزينهي ادامهي وضع موجود و يا تغيير آن در دوم خرداد 76 به گزينه دوم راي دهند كه ناطق نوري سبمل ادامهي وضع موجود و خاتمي سمبل تغيير وضع موجود بودند. در دولت خاتمي كه تحت عنوان توسعه سياسي حركت كرد، اكثر مطالبات و مشكلات عمومي مردم تحتالشعاع پيگيري افراطي مطالبات اقليتي 13 درصدي قرار گرفت كه در انتخابات 27 خرداد وزن آنها معلوم شد.
مشاور سابق وزير امور خارجه در امور استراتژيك گفت: در واقع سوم تير 84 تكامل حماسهي دوم خرداد 76 بود. فارغ از برخي تفاوتهاي ظاهري در نوع شعارهاي مطرح در دوم خرداد، مردم در سوم تير همانند دوم خرداد 76 با دو گزينه و سمبل ادامه وضع موجود و تغيير وضع موجود روبهرو شدند.
وي در خصوص تناسب خواست مردم در دوم خرداد 76 و سوم تير به در پيش گرفتن توسعه سياسي در دولت خاتمي اشاره كرد و گفت: وقتي مردم از پيگيري خواست و مطالبات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگيشان نتيجه نميگيرند آرام آرام اين خواستها رنگ سياسي ميگيرد مردم در اين شرايط احساس ميكنند كه ديگر درچارچوب افرادي خاص و وضع موجود مطالباتشان محقق نميشود، لذا به دنبال تغيير در حاكميت هستند و خواستشان را از آن پس سياسي مطرح ميكنند.
وي تصريح كرد: خواست سياسي عصاره و تكامل يافتهي خواستهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است و صرفا يك مطالبهي فانتزي نيست، بلكه خواست سياسي در واقع حادتر و جديتر شدن خواستهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است.
نوبري در پاسخ به اينكه در دولت سازندگي و دولت توسعه سياسي آنچه تحقق نيافت خواست عمومي مردم بود، و هر يك از اين دولتها پس از مدتي در مسيري مشابه قرار گرفته و آن بيتوجهي افراطي به خواست عمومي مردم بود، گفت: در جمعيت 22 ميليوني تحول خواه، صرفا گروهي كه نمايندگي مطالبات اقليت چهار ميليوني (آراي معين) را پي ميگرفتند سوار موج شد، و عملا مطالبات اكثريت را از اولويت خارج كرده و چالشهاي هشت سال اخير را پديد آورند تا در نهايت مردم در 27 خرداد و سوم تير آراي خود در دوم خرداد را شفاف و روشن كردند.
وي با بيان اين اعتقاد كه دوم خرداد شكست نخورده است بلكه موجسواري برخي آقايان شكست خورد، گفت: مردم با خلق انقلاب سبز سوم تير حماسه دوم خرداد را به پيروزي نهايي رساندند. مردم در شعارهاي جامعه مدني و قانونگرايي دوم خرداد همان مبارزه با فقر و تبعيض و فساد را دنبال ميكردند، اما عدهاي آن مدينهي فاضله را مصادره بر مطلوب كردند و به سطح خواستهاي فانتزي و به ظاهر روشنفكر مابانه تبديل كردند.
نوبري در پاسخ به اينكه خاتمي بر خواستهاي مردم لباس جامعهمدني و توسعه سياسي پوشانيد، دولت جديد چه لباسي بر تن خواست و مطالبات مردم بايد كند، گفت: دولت جديد در پي عريان كردن خواستها و مطالبات مردم است. مردم در برابر سوء استفادهها، تبعيض و رانتخواري، شعار قانون گرايي و برابري در برابر قانون را در دوم خرداد 76 برتافتند.
وي در پاسخ به اين سوال كه چرا ميگوييد "انقلاب" سوم تير، فرض بگيريم دولت جديد مدت زماني ديگر مسير دولتهاي قبلي را ادامه دهد و خواست مردم دوباره مهجور بماند، آنوقت چه اتفاقي ميافتد؟ گفت: يكي از عمدهترين شاخصها و محرك انقلابات تبعيض، فساد و ظلم است، آنچه محرك انقلاب اسلامي در سال 57 شد همين مولفهها بود، اما رژيم شاه فرصت طرح آنها را به طور مسالمت آميز و از طريق صندوق راي به مردم نداد، لذا انقلابي خالص روي داد. معتقدم در سوم تير مردم خواستهايشان محتوا و ماهيتي انقلابي داشت، اما در سوم تير به دليل انعطاف پذيري نظام، مردم توانستند خواستهايشان را از طريق صندوق راي بيان كنند، لذا از آنجايي كه مردم توانستند مطالباتشان را مسالمت آميز پيگيري كنند، اين انقلاب سبز است.
نوبري معتقد است: هيچ پيشرفتي بدون ميانهروي و اعتدال محقق نميشود، و تا موقعي كه دولتهايمان با روشهاي غير علمي افراط و تفريط بخواهند در جهت توسعه و پيشرفت كشور گام بردارند همواره در جا ميزنيم و به سمت سياست يگ گام پيش دو گام حركت ميكنيم.
وي گفت: بسياري از كشورهاي پيشرفته از جايي پيشرفت و توسعه را آغاز كردهاند كه اعتدال را پيش گرفتند؛ در يك حركت اعتدالي تمام مردم آرام، اما استوار و با هم حركت ميكنند.
نوبري در پاسخ به اين سوال كه از نظر شما توسعه واقعي، پايدار چگونه محقق ميشود؟ گفت: توصيه من به دولت جديد و دولتهاي آينده آن است كه براي رسيدن به توسعه واقعي، تحت تاثير فشارهاي پس از انتخابات قرار نگيرند و مشكلات و موانع كشور را علمي و كارشناسانه بررسي و سعي كنند برنامه سخت افزاري و نرمافزاريشان را مستقل از فشارها ارايه دهند و حركتي علمي و دقيق و بدون افراطي و تفريط در پيدا كردن راهكارهاي مشكلات فرهنگي، اقتصادي، سياسي و رعايت منافع عمومي كشور صورت دهند؛ با اين ديد كه همه مردم اقليت و اكثريت به سمت جلو حركت داده شوند؛ هر چند آرام اما آنگاه كشور با ثبات پيش خواهد رفت.
وي در انتقاد به روش كار دولتهاي گذشته در پيگيري مطالبات مردم گفت: فرد منتخب بايد بتواند تاثير آرايي كه در حمايت از خود دارد را به عموم مردم و تمام كشور انتقال دهد. در كشورهاي جهان سوم اينگونه است كه براي رسيدن به حاكميت تلاش بسياري ميشود، اما بعد از رسيدن به آن به انحصار حاكميت ميپردازند.
سفير ايران در شوروي سابق با اشاره به برخوردهاي داخلي و خارجي عليه رييسجمهور منتخب گفت: آنقدر جنگ رواني در جهت ضعيف و تحقير وي و دولت آيندهاش به كار ميگيرند تا نهايتا وي را به پيروي و اطاعت از خود بكشانند.
وي در اين خصوص با اشاره به آيهي 54 سورهي زحرف گفت: "فاستخف قومه فاطاعوه، خفيف و تحقير كرد قومش را تا آنها او را اطاعت و پيروي كردند."
نوبري اظهار داشت: شاخص يك كشور پيشرفته و مدرن ميزان گردش نخبگان در حاكميت كشور است، بنابراين در بهترين حالت توصيهام به دولت جديد اين است كه در سطح مديران كشور پوستاندازي كند، در عين حال كه كاري سخت و دشوار است.
نوبري در پاسخ به اينكه چه بايد كرد تا مردم چهار سال ديگر دوباره مانند گذشته احساس نكنند كه مطالبات آنها باقي مانده؟ گفت: مطالبات مردم به طور كامل ظرف چهار سال بر طرف نميشود، بنابراين مهم اينست كه جهتگيري اصلي دولت و دولتمردان مشخص باشد و اولويت آنها حل مشكلات مردم و نه توجه بيشتر به مشكلات شخصي و يا صنفي دولتمردان و مديران باشد، مردم بايد احساس كنند كه حركتهاي جدي در جهت رفع مشكلات، رفع تبعيض و فساد آغاز شده است.
نوبري در پاسخ به اين سوال ايسنا كه تاثير نتيجهي انتخابات سوم تير را در سياست خارجي چگونه ارزيابي ميكنيد؟ گفت: همانطور كه حماسه دوم خرداد فرصتهاي طلايي براي نظام ما در عرصه خارجي فراهم كرد، سوم تير نيز فرصتهاي به مراتب بيشتر و مهمتري را در صحنه روابط بينالملل براي ايران فراهم كرده است. منتها اين نگراني نيز وجود دارد همانطور كه اكثر فرصتهاي دوم خرداد كه با بيتوجهي دستاندركاران عملا از بين رفت، فرصتهاي بسيار گرانقدر حاصل از خيزش ملي سوم تير نيز از دست برود.
سفير ايران در شوروي سابق در خصوص شاخص اين فرصتها گفت: اول اينكه دولت جديد از سوي هيچ جرياني خارجي حمايت نشد؛ بنابراين اين دولت وامدار هيچ جريان و جناح خارجي نيست؛ يعني دستش براي كار و اقدام باز است؛ دوم آنكه پشتوانهي بالاي حمايت ملي را دارد كه اين نيز قدرت چانهزنياش را بالا ميبرد و سوم اينكه اين دولت به طور نسبي نماينده حاكميت متحد و يكدست است.
اين كارشناس ارشد مسايل بين المللي در پاسخ به اينكه برخي براين نظرند كه حاكميت يكدست نامناسب است و چندگانگي بهتر است؟ افزود: متاسفانه اين مساله علمي و حرفهيي مغلوب تبيين شده است. تكثر و چندگانگي در نظام فرصت ساز است؛ اما چند گانگي در حاكميت و مديريت كشور فرصت سوز است. در عرف سياسي دنيا هم همين است؛ دولتي كه روي كار ميآيد سعي ميكند ديگر اركان حكومت مانند مجلس با او هماهنگ باشد تا بتواند كار كند وگرنه مديريت كشور همواره دچار كشمكش و كارها معطل ميماند؛ در حاليكه هماهنگي بين اركان حكومت باعث پيشبرد سريع منافع ملي در همه عرصهها ميگردد. بهترين مدل وجود مديريت و حاكميت يكدست در يك نظام متكثر و چندگانه است، يعني حاكميت يكدستي كه در كنارش يك اپوزيسيون منتقد قوي وجود داشته باشد. به همين دليل به نظر من شرايطي كه در سوم تير به وجود آمد كارسازترين مدل است و اگر خوب درك و مديريت شود بركات فراواني براي كشور به ارمغان ميآورد. معتقدم يكدست بودن حاكميت فرصت بسيار خوبي را براي دولت جديد و در مسير پيشبرد اهداف سياست خارجي فراهم ميكند. در مسالهي حاكميت يكدست منظور يكدستي در قدرت است نه تودهي مردم. اين مساله در چند ماه آينده به پتانسيلي مناسب در بخشهاي اقتصادي و سياسي منجر ميشود، چرا كه بزرگترين رنجي كه در حال حاضر براي سرمايهگذاران خارجي است، عدم امنيت سرمايهگذاري در ايران است.
وي گفت: اصل حكومت بر اساس حاكميت يكدست است، حاكميت و مديريت يكدست در همه جاي دنيا عرف است و لازمهي حكومت داري.
سفير ايران در شوروي سابق با بيان اينكه يكدستي در كل نظام حكومت خوب نيست ابراز داشت: بايد در نظام اجازهي چند صدايي و گرايشيهاي مختلف وجود داشته باشد و يك اپوزيسيون قوي داشته باشيم. اين اميد وجود دارد كه در دولت آينده، اپوزيسيوني 10 ميليوني شكل گيرد تا به اين شكل اگر حكومت خطايي انجام داد نقد و پرسشگري شود.
وي با اشاره به درك درست از ابزارها و فرصتهاي جديد، ابراز داشت: اولا اينكه دولت جديد از آن جهت كه جديد است و خواستهاي نوين ملي را نمايندگي ميكند حق دارد كليه مسايل اعم از اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، آموزشي و سياسي داخلي و خارجي را مورد بازنگري و در صورت لزوم مورد تجديدنظر قرار دهد و اساسا براي همين روي كار آمده است بنابراين در زمينه سياست خارجي تمام گرههاي كوري كه در مناسبات خارجي ما از دولت گذشته به ارث رسيده را مي تواند يكبار ديگر بازنگري كند و در صورت لزوم براي گرهگشايي، سياست جديدي را اتخاذ كند. از طرف ديگر نماينده دولت جديد عملا نماينده كل حاكميت است و اين اختيارات، اعتبار و قدرت وي را در چالشهاي صحنه روابط بينالملل افزايش ميدهد
اين كارشناس ارشد مسايل بين المللي گفت: از طرف ديگر حاكميت يكدست امنيت سرمايهگذاري را در ايران بالا ميبرد كه اگر ماهرانه در خارج كار شود موجب رشد سرمايهگذاري ميگردد.
نوبري ابراز عقيده كرد: ما در حال حاضر در سياست بين المللي و هستهييمان، در قبال آمريكا و درياي خزر و يا مساله سه جزيرهي ايراني خليج فارس و مسئله خاورميانه قفل كردهايم. معتقدم سياست خارجي قفل شدهيي به دولت جديد منتقل ميشود؛ چرا كه امروز بسياري از فرصتها را از دست دادهايم و به ناچارسازي خود كشيده شدهايم. اما دولت جديد اين فرصت قانوني ملي و بينالمللي را دارد كه يك بار ديگر قفلهايي كه با آنها مواجه هستيم را بررسي و در آن تجديد نظركند.
مشاور استراتژيك سابق وزير امور خارجه بر اساس مطلب فوق در مورد وضعيت مساله هستهيي كشور گفت: در زميه هستهيي نهايتا آنچه كه دولت قبلي به دولت جديد ميخواهد تحويل دهد اجراي پروتكل الحاقي و بازرسيهاي فراتر از آن و تعليق و تعطيلي تمام ابعاد غني سازي اورانيوم در برابر نرفتن پرونده به شوراي امنيت است. اما نماينده دولت جديد يعني وزارت خارجه ميتواند نمايندگي كامل حاكميت را داشته و با وزراي خارجه آنها طرف مذاكره شود، دولت جديد حق خواهد داشت كليه پروتكلهاي كاري دولت قبلي مانند پاريس و غيره را مورد بررسي مجدد قرار دهد؛ چون آنها كه عهدنامه نيستند كه به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده باشد، بلكه صرفا طرحهايي براي نحوه روند مذاكره بودهاند و حتي حق خواهد داشت براي پيشبرد بهتر كار طرفهاي جديدي را براي مذاكره برگزينند.
نوبري تصريح كرد: هدف اصلي پيشرفت كار و حصول يك توافق صلح آميز مطابق با منافع همه طرفهاست، تيمها و كشورهاي طرف مذاكره صرفا ابزاري در اين مسير هستند. مثل اين است كه مربي جديد براي فوتبال بياوريد به او بگوييد كه هيچ ياري را عوض نكن و به آرنج تيم هم دست نزن! اما مربي براي گشايش و باز كردن قفل در يك قسمت زمين يار عوض ميكند، حتي پس از چند دور بازي ممكن است مربي هم عوض شود، بنابراين همه اينها ابزار هستند. اصل پيشبرد منافع ملي است. در مورد اضافه يا كم كردن كشورها در روند مذاكرات هستهيي كشور هم همينطور است، وارد شدن كشورهايي از اروپا و آسيا و آمريكا نيز قابل بررسي است. ممكن است بررسي دو ساله پرونده هستهاي نشان دهد كه نهايتا اروپاييها واسطه آمريكا هستند و واسطهگري خوبي هم نميكنند و لزوم ورود مستقيم خود آمريكا به مذاكرات هستهيي مطرح شود يا ممكن است گفته شود بهتر است مذاكرات برگردد و در چارچوب آژانس ادامه يابد؛ زيرا در چارچوب آژانس نميتوانند بيشتر از NPT خواستهيي مطرح كنند، بنابراين هر گزينهاي براي باز كردن قفل و حل صلحآميز مساله با حفظ منافع ملي قابل بررسي توسط دولت جديد است.
وي در مورد تحول احتمالي در روابط با آمريكا در دولت جديد گفت: آن جناحي از آمريكاييها كه به دنبال براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران بودهاند ميخواستند انتخاب مردم ايران طوري باشد كه چند گانگي و شكاف در حاكميت كشور حاصل گردد و لذا يكدستي حاكميت با راي مردم آنها را شوكه كرد اما براي آن جناحي از آمريكاييها كه واقعا حسن نيت داشته و به دنبال روابطي متعادل با ايران هستند روي كارآمدن دولت جديد بهترين فرصت را پديد ميآورد زيرا آنها براي اولين بار اين فرصت را به دست ميآورند كه با نمايندگان كل حاكميت ايران طرف شوند.
نوبري در پاسخ به اينكه اما آمريكاييها در برخورد اول با دولت خوب ظاهر نشدند؟ افزود: انتخاب ملت ايران نه فقط آمريكاييها بلكه تمام دنيا و حتي كليه صاحبنظران و دسته و احزاب و مقامات ايران را نيز شوكه كرد، من فكر ميكنم با توجه به مشكلات عميقي كه آمريكاييها براي خود در خاورميانه به وجود آوردهاند، چارهاي ندارند و بايد هر چه زودتر از اين حالت شوكه خارج شوند و به واقعيت تن دهند و علايم جديد از خود نشان دهند، آنها نميتوانند چهار سال در خاورميانه با ناديده گرفتن ايران و دولت منتخب آن سر كنند. با انكار مكرر واقعيت انتخاب ملي در ايران كه همه جهان ش0اهد آن بودند واقعيت عوض نميشود.
مشاور استراتژيك سابق وزير امور خارجه در مورد سياست تنش زدايي در دولت آينده در مورد سخنان سخنگوي وزارت خارجه مبني بر اينكه دوره سياست تنش زدايي را پشت سر گذاشتهايم و از اين به بعد وارد مرحله همكاري و اعتمادسازي ميشويم، افزود: سياست تنش زدايي از ديگر موارد سياسي است كه درست و علمي به آن پرداخته نشده است. سياست تنش زدايي يعني ايران آمادگي دارد كه تنشهاي موجود در روابط خارجي را به طور مسالمت آميز و بر اساس منافع مقابل برطرف نمايد بنابراين تا موقعي كه تنش در هر بخشي از روابط خارجي وجود دارد اين سياست نيز بايد ادامه يابد. وقتي ميتوانيم بگوييم كه تنش زدايي را پشت سر گذاشتيم كه در روابط خارجي تنش باقي نمانده باشد. در حال حاضر پردامنهترين تنش ما كه با آمريكا بوده همچنان باقي است و حتي دامنه تنش بسيار بالا رفته است، تنش در قبال مساله هستهاي و سه جزيره ايراني خليج فارس شايد با دامنه بيشتر و يا درياي خزر هنوز ادامه دارد، همچنين تنش در قبال بحران خاورميانه نيز ادامه دارد، از سوي ديگر سياست تنش زدايي وقتي نتيجه بخش است كه بر اساس خواست دو طرف و بر اساس منافع و امتيازات متقابل پيش برود وگرنه تنش زدايي يكطرفه عملا طمع و زيادهخواهي طرفهاي مقابل را افزايش داده و موجب افزايش تنش ميشود. مهمترين مشكل ما در كشور برخوردهاي افراط و تفريط در همه عرصهها از جمله سياست خارجي است. در سياست خارجي يا با افراطيگري تنشزايي و خصومتپروري ميكنيم و يا با تفريط، وادادگي و تسليم ناچارسازي خود را به ارمغان ميآوريم و در اين ميان به جاي افراط و تفريط همواره جاي يك ديپلماسي علمي و حرفهيي خالي ميماند.
وي گفت: تنشزدايي يكي از اركان هر ديپلماسي و هر دستگاه سياست خارجي است و تعطيل بردار نيست - تضاد منافع، عدم درك صحيح از منافع مشترك و رفتارهاي عجولانه در جهت برخورد با طرفهاي مقابل به ايجاد تنش ميانجامد. بنابراين بر اساس گفتگو و مذاكره پيدا كردن نقاط اشتراك منافع و حركت به سمت منافع متقابل و سعي در رفع بياعتمادي، تنش زدايي ميباشد.
وي با تاكيد بر اينكه تنش زدايي حركتي متقابل است گفت: تنش زدايي به يك مبناي واقعي و عيني نياز دارد، نه فضايي تصنعي، چرا كه تنش زدايي بدون فراهم بودن زمينههاي طبيعي، تبديل به تنشزايي ميشود.
مشاور استراتژيك سابق وزير امور خارجه در پاسخ به اين سوال كه تنش زدايي در قالب ديپلماسي فعال چه جايگاهي دارد؟ گفت: ما از اين پس به يك تنش زدايي حرفهيي نياز داريم و دولت آينده بايد اين فرصت را فراهم كند.
اين كارشناس مسايل بين المللي تعامل سازنده در سياست خارجي را نوعي ديپلماسي سازنده، تنش زدايي و همكاري متقابل و استراتژيك، دانست و افزود: اما در يك معنا تعامل سازنده يعني اقدام سازنده.
وي يكي از موانع و مشكلات عمده در دستگاه سياست خارجي كشور را بخشي برخورد كردن كشور با دنيا دانست و افزود: هر وزارتخانهاي به سليقه و خواست خود در مسائل و موضوعات مختلف در فضاي بين المللي عمل ميكند و وزارت خارجه را شير بييال و دم ميكنند؛ بنابراين توسعه روابط فرهنگي و اقتصادي هماهنگ با توسعه روابط سياسي امري مهم ميدانم كه دولت جديد نويد آن را داده است.
نوبري گفت: معتقدم ايران بسياري از فرصتها و امكاناتش را به لحاظ بخشي برخورد كردن از دست داده است. از شاخصهاي ديپلماسي كشورهاي پيشرفته برخورد شفاف است و اينكه هياتهاي نمايندگي اين كشورها متكي به افراد و باندي خاص نيستند، بايد در عرصه ديپلماسي كشور شيوه ديپلماسي قجري را كنار گذاشت كه شاخص آن پنهان كاري توسط ديپلماتهايي است كه سمپان طرف مقابلاند.
وي با اشاره به اظهارات رييسجمهور منتخب گفت: ايشان معتقد است سياستهاي كشور را ملت تعيين ميكند و شعار دولت 70 ميليوني را سر ميدهد. معتقدم سيستم تيولداري بايد از صحنهي مديريت كشور در اقتصاد، فرهنگ و سياست (داخلي و خارجي) حدف شود. اما اگر در مقابل اين حذف، جايگزيني ارايه ندهيم، همان روشهاي غلط گذشته را پيش گرفتهايم.
نوبري خاطر نشان كرد: به جاي سيستم انحصار طلبانهي مديريتي كشورهاي عقبمانده بايد مانند كشورهاي پيشرفته به گردش نخبگان روي آوريم.
اين كارشناس ارشد روابط بينالملل يكي از وظايف مهم دستگاه ديپلماسي كشور را صيانت از كرامت انساني اتباع خود در كشورهاي ثالث دانست و در اين خصوص به روابط ما با كانادا اشاره كرد و افزود: خانم زهرا كاظمي تبعهي كانادايي اما با پاسپورت ايراني بود و ايشان فقط چند سالي بود كه پاسپورت كانادا گرفته بود اما ديديم كانادا با وجود مجرم بودن اين فرد براي صيانت از كرامت انساني تبعهاش چالشي بينالمللي را به راه مياندازد.
وي گفت: يكي از ابعاد ديپلماسي قوي، حفاظت و صيانت از كرامت اتباعاش در كشورهاي ديگر است. اين در حالي است كه كشورهاي جهان سوم و عقب مانده نسبت به اتباعشان در كشورهاي ديگر اهميت چنداني نميدهند.
نوبري در اين خصوص به حادثهاي كه چند ماه قبل از اتفاقي كه براي زهرا كاظمي در ايران روي داد اشاره كرد و گفت: چند ماه قبل از اتفاقي كه براي زهرا كاظمي در ايران روي داد، يك استاد دانشگاه ايراني در كانادا توسط پليس دستگير و به زندان ميافتد كه نه من و نه هيچ كس ديگر از آن مطلع نميشوند.
اين استاد دانشگاه را به اتهام تروريست بودن و بمبگذاري به اشتباه دستگير ميكنند، اما نه تنها وي را آزاد نميكنند؛ بلكه اين فرد ايراني را پس از چندين ماه زنداني در دماي 28 درجه زير صفر با يك زير پيراهن و بدون پول در منطقهاي دورافتاده رها ميكنند كه وي تا سر حد مرگ پيش ميرود و پس از مدتي توسط يك بومي محلي نجات مييابد، جالب آنكه سازمان حقوق بشر و رسانههاي كانادا از اين مساله مطلع ميشوند و اقدام كشورش را محكوم ميكنند در حالي كه ايران عكسالعملي در سطح ديپلماتيك و افكار عمومي نشان نميدهد.
وي با اشاره به سخنان رييسجمهور منتخب در جمع خبرنگاران پس از انتخاباش از سوي مردم گفت: ايشان معتقد است هر كس نام مقدس ايراني را دارد وظيفه دولت ايران است كه از شخصيت، منافع و كرامتش حمايت و حفاظت كند، مستقل از اينكه آن فرد به چه دليل از ايران خارج شده و يا اينكه آيا به حكومت نقد دارد يا نه؟ اگر ايراني باشد از كرامت و شخصيت وي صيانت ميشود.
مثلا ايرانيها براي اخذ ويزا از شب تا صبح جلوي در سفارتخانهها صف مي بندند و يا براي اخذ ويزاي آمريكا بايد در كشورهاي ديگر آواره شوند و چه بلاهايي كه به سرشان نميآيد اما كسي براي حل اين مشكلات فكري نميكند، وقتي ويزاي يكي دو نفر از يك ليست 30 نفرهي هياتي دولتي كه ميخواهد به آمريكا برود از تمام امكانات استفاده ميشود تا اگر مشكلي براي ويزاي يكي دو نفر وجود دارد حل شود و يا وقتي آقازادهي يكي از مسولان از تحصيل در بهترين دبيرستان ايراني بيحوصله ميشود با هر روش عجيب و غريبي وي را به دبيرستاني در آمريكا منتقل ميكند، بنابراين معتقدم دستگاه سياست خارجي بايد نگاهش را به وظيفهي خود در صيانت از كرامت و شخصيت هر فردي جداي از جايگاه و مقامش تغيير دهد.
مشاور استراتژيك سابق وزير امور خارجه در اين خصوص به سطح ديگري از وظيفه ديپلماسي كشور در صيانت از شخصيت و كرامت هر ايراني اشاره كرد و گفت: در حال حاضر گرفتن ويزا براي هر ايراني امري سخت است.
وي گفت: رفت وآمد اتباع ايراني و آمريكايي واقعيتي است مستقل از اينكه افراد چه هدفي از رفت و آمد خود به دو كشور دارند. بنابراين بايد مكانيزم رفت و آمد ايرانيها را به هر كشوري از جمله آمريكا تسهيل كرد تا يك ايراني با بهترين احساس به منظور خود به آن كشور سفر كند.
نوبري در خاتمه اظهار داشت: دستگاه ديپلماسي كشور مشكل سختافزاري در بدنهي خود ندارد، بلكه اساس مشكلاتش نرمافزاري و در سطح مديريتي است.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: زهرا اصغري
انتهاي پيام