/تفسير - نووستي/ درسهاي عبرت آموز از فاجعهي بسلان
«جراحات وارده از فاجعه بسلان هنوز هم در روح مردم التيام نيافته است (شايد هم التيام نيابد)، هنوز محاكمهي اشرار گريخته به پايان نرسيده است و تحقيقات پارلماني هنوز به اتمام نرسيده است. از زمان فاجعهي خونيني كه تروريستها در يك مدرسه در جمهوري اوستياي شمالي روسيه براه انداختند، يكسال ميگذرد. اشك مادران خشك نشده است و دردها و آلام ناشي از ضايعه جبران ناپذير از دست دادن عزيز تسكين نيافته است. لازم است كه از احساسات چشم پوشي كرده و سعي كنيم تحليل هوشيارانهاي از آنچه كه در بسلان اتفاق افتاده است، و وقايع بعدي پس از آن انجام دهيم.» به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) خبرگزاري نووستي در تحليلي دربارهي سالگرد گروگانگيري در بسلان با بيان اين مطلب افزده است: «لزوم اين كار در آن است كه چون اكنون هم تروريستها و هم سياستمداران بي وجدان از فاجعهي بسلان بطور وقيحانهاي در جهت مقاصد مغرضانه بهره برداري ميكنند. نمونه بارز اين امر پخش مصاحبهي باسايف است كه اخيرا از شبكهي تلويزيوني اي.بي.سي.نيوز آمريكا پخش شد كه در آن تلاش ميشد اين اقدام به عنوان دفاع از آزادي كلام توجيه شود. از اين مصاحبه بايد نتيجهگيرهايي كرد، زيرا اين اقدام چندان اتفاقي به نظر نميرسد. يعني تريبونهاي رسانههاي غربي در اختيار تروريستها قرار داده ميشود و فرستادگان تروريستها متاسفانه در بسياري كشورهاي دموكراتيك و متمدن احساس راحتي ميكنند. حتي بعد از اقدام تروريستي در تئاتر مركزي دوبرووكا، بمب گذاري در هواپيما و مترو و كشتار كودكان در بسلان، برخي سياستمداران و مفسرين همچنان قاتلين را در رديف "قيام كنندگان" و "مبارزين آزادي" چچن معرفي ميكنند.» اين خبرگزاري در تحليل خود افزوده است: «در اين ميان، دامنهي جغرافيايي جنايات تروريسم بين المللي همچنان در حال گسترش است. تعداد 26 كشور پيامدهاي اين طاعون قرن 21 را تجربه كردهاند. تروريستها با جنايات خونين خود در لندن و شرم الشيخ موجوديت خود را اعلام كردند و برخي سياستمداران كور كه با روسيه سر دشمني دارند، نميخواهند اين حقيقت مسلم را كه تروريسم حد و مرز نميشناسد، بفهمند. تروريستها ضربات سخت خود را به جاهايي وارد ميكنند كه انتظار نميرود. فاجعهي صورت گرفته در اسپانيا و اقدامات تروريستي 11 مارس سال گذشته در مادريد مويد اين امر ميباشد. تروريستها ويژگيهاي اوضاع سياسي داخلي در اين كشور را در آن موقع دقيقا محاسبه كرده بودند و ضربه خود را در آستانه انتخابات سراسري پارلماني وارد كردند، چون در صدد بودند با تعداد هرچه بيشتر قرباني و بي ثبات سازي اوضاع سياسي داخلي به تاثير رواني مطلوب و مورد نظر خود دست يابند. در طرح گروگان گيري در مدرسه شهر بسلان نيز نقشهي نيرنگ بازانه ديگري نهفته بود. همه چيز طوري ترتيب داده شده بود كه خشم مردم جمهوري اوستيا و شهر بسلان عليه همسايگان اينگوش خود برانگيخته شود و بدين ترتيب اوضاع سراسر شمال قفقاز كه پيش از آن نيز متشنج بود، بي ثباتتر گردد.» نووستي نوشته است: «بنظر ميرسد كه مادريد و بسلان دو مورد كاملا متفاوت هستند، ولي چقدر خصوصيات خطرناك مشابهي دارند: محاسبات دقيق و ظريف سياسي توام با تحقير كامل زندگي انسانها، توجيه وقيحانه كشتار جمعي با يكسري "اهداف سياسي"، تلاش خوانخوارانه براي افزايش تعداد قربانيان، پايمال كردن ارزشهاي بنيادي اخلاقي منجمله كشتار زنان و كودكان. بنابراين يكي از درسهايي كه بايد از فجايع رخ داده گرفت، اين است كه هيچ كشوري حتي قدرتمندترين كشورها (همانطور كه حمله تروريستي 11 سپتامبر 2001 در آمريكا نشان داد) مادامي كه هنوز تهديد تروريسم وجود دارد، نميتواند احساس امنيت كند. سياستي كه برخي دولتمردان غربي به منظور آرام كردن ماسخادوفها، باسايفها، زاكايفها و آخمادوفها اعمال ميكنند، به اميد اينكه بلا از سر كشورهاي آنها بگذرد، اشتباهي است كه قربانيان بيگناه بايد تاوان آن را بپردازند. فاجعه بسلان همانند اقدامات تروريستي در مادريد و قبل از آن در آمريكا، انگليس و سپس در مصر مردم همه كشورها را تكان داد. جهانيان ضمن ابراز همدردي با آسيب ديدگان، ترور را به عنوان ابزار دستيابي به اهداف سياسي به شدت مردود دانستند. اين احساسات كه با ارادهي واحد جامعهي جهاني در هم آميخته بود، به شكل قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل درآمد و گامهاي مشخص در جهت تشديد همكاري در مبارزه با خطر كلي تروريسم برداشته شد. بشريت بتدريج پي ميبرد كه متحد كردن اراده، نيرو و امكانات همه كشورها بايد موثرترين و كارآمدترين پاسخ براي تروريستها باشد. اين شناخت اساس ائتلاف ضد تروريستي بوجود آمده را تشكيل ميدهد. متاسفانه يكپارچگي صفوف اين ائتلاف مدام مورد آزمايش قرار ميگيرد و بايد اذعان نمود، نه فقط تروريستهايي كه گاها در اختلاف نظرهاي بين كشورهاي عضو ائتلاف نقش بازي ميكنند، بلكه برخي محافل سياسي كه سياست استانداردهاي دوگانه اعمال ميكنند، مسئولان اين عمل ميباشند؛ زيرا بعد از فاجعهي بسلان، شخصيتهايي پيدا شدهاند كه مدعياند آنچه اتفاق افتاده است، نتيجه سياست كرملين در چچن است. باسايف در مصاحبه خود كه از شبكه تلويزيوني اي.بي.سي.نيوز پخش شد، عينا اين طور اعلام كرد كه مسكو عامل كشتار كودكان است. » اين خبرگزاري روسي بيان داشته است: «بدترين چيز در ماجراي مصاحبهي باسايف چيست؟ سخنان بهيوده اين تروريست بعيد است كه بتواند كسي را دچار گمراهي كند. چون دست باسايف به خون قربانيان زيادي آلوده است. ولي اين شبكه تلويزيوني آمريكا براي او و افراد همانند او تبليغاتي درست ميكند كه مورد دلخواه آنهاست و آنها را به انجام جنايات جديدترتشويق ميكند. علاوه بر آن، مباحث بوجود آمده پيرامون پخش مصاحبه اين تروريست موجب اشكالات غير لازم در روابط اعضاي ائتلاف ضد تروريستي ميباشد. بنابراين بازهم اشرار برنده ميشوند و اين هم درس عبرتي است. همانطور كه پوتين، رييس جمهور روسيه پس از وقوع انفجارهاي مترو شهر لندن اعلام نمود، نبايد به تروريستها امكان داده شود كه از نقاط ضعف در مواضع ما بهره برداري كنند و اين شرط اصلي فشردهتر كردن صفوف در صحنهي بين المللي است. طراحان اقدام تروريستي بسلان قصد داشتند كه از فاكتورهاي ملي، قومي و مذهبي بهرهبرداري كنند تا تخم عداوت بين اوستياييها و اينگوشها كاشته شود. پس درس ديگر بسلان اين است كه در مقابل تروريسم بين المللي بايد بيداري و هوشياري فوق العادهاي از خود نشان داد و نگذاشت كه به آتش دشمني مذهبي دامن زده شود. بر هيچكس پوشيده نيست كه اوضاع در لندن پيچيده بود و وقتي كه معلوم شد افراطيون پشت قضيه انفجارها هستند، خيلي از مسلمانها گفتند كه احساس خيلي بدي دارند. عليرغم اينكه توني بلر، نخست وزير انگليس اعلام كرده بود نبايد راديكالها و مسلمانان درستكار را يكي شمرد، لازم است تاكيد شود كه اقشار مختلف جامعهي چند مليتي و مختلف الاديان روسيه بطور خستگي ناپذير اعلام ميكنند كه نبايد تروريسم و اسلام را يكي شمرد. تروريستها به هيچ ديني احترام نميگذارند . هر چند كه اغلب پشت همين دين مخفي ميشوند. دلايل زيادي وجود دارد كه اسلام به عنوان يك واقعيت دشمن نيست بلكه متحدي است در مبارزه ضد تروريستي. گذشته از آن مشخص ميشود و بايد آشكارا گفت كه مبارزه با تروريسم موفقيت آميز نخواهد بود تا وقتيكه خود كشورهاي اسلامي و رجال متنفذ اسلامي و كلا مسلمانان پا به خط مقدم آن نگذارند، وگرنه گريزي از سناريوي آپوكاليپتيك برخورد تمدنها نيست؛ زيرا اين سناريو همان است كه افراط گرايان ميخواهند. » در انتهاي اين مطلب آمده است: «در شرايط جهاني شدن منزوي كردن و رويارويي كردن با دين و تمدن نه فقط بيهوده بلكه هلاك بار است. ميتوان افراط گرايان را منزوي كرد ولي مشكل تروريسم بين المللي مانند ديگر تهديدات و چالشهاي مهم قرن 21 بايد به طور مشترك حل گردد و بعقيده ما اين كار بايد توسط كل جهان بر اساس حقوق بين الملل انجام شود نه فقط با توسل به نيروي انتظامي. آخرين مطلب اينكه خود زندگي نشان ميدهد كه روابط خوب و مسالمت آميز غرب با تروريستها به كجا خواهد انجاميد. تفكيك مكارانه آنها به "غريبههاي خوب" (اگر جنايت در روسيه صورت گيرد) و "گروههاي بد" (اگر جنايت در كشورهاي غربي صورت گيرد) و هرچند سياستمداران هنوز به تعبير واحد اصطلاح "تروريسم" نرسيدهاند، ولي ماهيت آن از اين جهت عوض نشده است. ماهيت آن مثل فاشيسم در طبيعت ضد بشري اين پديده است. در اين باره دائما بايد فاجعه بسلان را براي همه يادآوري كرد.» انتهاي پيام