/ضرورت نگاه علمي و تئوريك به ديپلماسي/ كارشناسان در ميزگرد ايسنا تاكيد كردند: سياست خارجي بايد انعطاف‌پذير، سيال و متناسب با شرايط پرشتاب بين‌الملل باشد

بررسي سياست خارجي ايران از نگاه كارشناسان و اساتيد دانشگاهي با آنچه مسوولان كشور بر آن تاكيد و عمل مي‌كنند متفاوت است و اين آنجايي روشن مي‌شود كه پس از هر تصميم و اتخاذ سياستي در اين عرصه سوالات بسياري درباره چرايي و چگونگي آن از سوي جامعه دانشگاهي متخصص مطرح مي‌شود، دكتر اردشير سنايي در ‌اين‌باره بر خلا تئوريك در تدوين سياست‌هاي خارجي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: "بالاخره بايد از يك زماني و جايي به تبيين و تعريف مفاهيم و پشتوانه‌هاي فكري سياست‌ خارجي بپردازيم". او معتقد است" در غير اين صورت سياست خارجي كشور در سردرگمي، روزمره‌گي، انفعال و بازخورد‌هايي ‌كنشي ادامه خواهد يافت".
دكتر سنايي تجربه‌ي سياستگذاري در مساله‌ي هسته‌يي را يكي از بهترين و موفق‌ترين تصميمات كشور در عرصه سياست خارجي مي‌داند و مي‌افزايد:" اصل روي آوردن به مذاكره براي حل و فصل مساله هسته‌يي ايران درست بوده است؛ يعني اصرار بر يك حق ولو اينكه حق هم باشد در شرايطي كه نظام بين‌الملل چنين چيزي را برنمي‌تابد و به آن قائل نيست، جز از طريق گفتگو و مذاكره و بده‌بستان‌هاي ديپلماتيك امكان پذير نيست."
امير‌علي ابوالفتح، كارشناس مسايل بين‌الملل در پاسخ به اين ابهام كه گفته ‌مي‌شود "ايران در رفتار‌ها و تعاملات بين‌المللي غير قابل پيش بيني است؟" مي‌گويد:" اگر مبنا در رفتار‌ها و اتخاذ سياست‌ها منافع ملي باشد، مساله قابل حل است."
وي با اشاره به اينكه گفته مي‌شود "تغيير دولت موجب سخت‌تر شدن فضاي مذاكرات هسته‌يي شده است" مي‌گويد: همزماني بررسي دو مساله پرونده هسته‌يي و انتخابات رياست جمهوري، زمينه‌ي سخت‌تر شدن نگاه غرب به ايران را فراهم كرد، نه صرفا جا‌به‌جايي دولت در ايران.

آنچه در پي مي‌آيد متن كامل گفت‌و‌گوي اظهارات دكتر اردشير سنايي و امير‌علي ابولفتح در ميزگرد "ضرورت نگاه علمي و تئوريك به سياست خارجي ايران و بررسي سياست‌ هسته‌يي در اين چارچوب" با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) است.

دكتر اردشير سنايي، استاد دانشگاه و كارشناس مسايل بين‌المللي در گفت‌و‌گو با (ايسنا) با يادآوري اين اصل اساسي كه "سياست خارجي جداي از سياست‌ داخلي و ابعاد مختلف آن نيست و بايد به آن‌ها به شكل يك مجموعه نگريست" اظهار داشت: اتفاقا در همه‌ اين ابعاد ايران با مشكل مواجه است به شكلي كه در هيچ قالب تئوريك و علمي نمي‌توان ابعاد سياست خارجي را گنجاند.

اين استاد دانشگاه  گفت: بخشي از ضعف ساختاري اين عرصه به بعد از پيروزي انقلاب اسلامي باز مي‌گردد؛ چرا كه يكسري ويژگي‌هاي ديگر به خصوصيات ايران اضافه شد.

اين كارشناس مسايل بين‌الملل گفت: ما دچار نوعي روزمرگي در سياست خارجي هستيم و نگاهي كلان - محور نداريم و هيچوقت سعي نكرديم عملكردمان بر اساس يك پشتوانه‌ي فكري و تئوريك منسجم باشد.

وي افزود: پس از پيروزي انقلاب اسلامي رويكرد "انقلابي و راديكالي" به همه مسايل و حوزه‌ها از جمله سياست خارجي تاثيراتي را در برداشته است و ايدئولوژي تعيين كننده اصول، اهداف و ارزش‌ها و منافع ملي كشور براساس اين رويكرد سياست خارجي ما را شكل داد.

سنايي ادامه داد: بخشي از مشكلاتي كه موجب شد سيستم سياسي خارجي ايران فاقد چارچوب‌ها و ساختارهاي علمي باشد، سياست‌هاي به كار گرفته شده از سوي ايران در روابط بين‌الملل بوده است، همچنين به كارگيري افرادي در حوزه‌هاي غيرتخصصي و روش‌ها و ابزار غيرديپلماتيك همواره مشكلاتي را براي كشور دربرداشته است.

وي با بيان اينكه پاسخ دادن به اين سوال كمي مشكل است، ابراز داشت: شايد اگر دوره‌هاي پس از انقلاب را تقسيم‌بندي كنيم بهتر بتوان گفت كه سياست خارجي كشور در اين دوره‌ها در چه قالب‌هاي فكري و سياست بين‌الملل قابل تحليل است.

اين استاد دانشگاه افزود: در عين حال كه ممكن است در مقاطع مختلف، آرمان‌گرا يا واقع‌گرا و يا هر دوي آنها بود و يا آنكه سياست‌هاي مشخصي را با روش‌هاي ميان‌مدت و يا بلندمدت به كار برده باشيم، اما اگر بخواهيم 27 سال سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را در قالب تئوري مشخصي از روابط بين‌الملل بسنجيم امكان پذير نيست؛ چرا كه ايران رويه‌ها و سير حركتي مختلفي را در اين عرصه داشته است.

اين كارشناس مسايل بين‌الملل تصريح كرد: سياست خارجي ايران در مقطع 57 تا 60 با سياست خارجي ايران در مقاطع 60 تا 68، 68 تا 76 و 76 تا 84 و طبيعتا از 84 به بعد قابل مقايسه با يكديگر نيست، نه آنكه اصول سياست خارجي ايران در اين سالها تغيير كرده باشد، بلكه نحوه‌ي نگرش نخبگاني كه در اين مقاطع زماني روي كار آمده‌اند و جهت‌گيري‌هايي كه در پيش گرفتند در هر مرحله نسبت به مرحله‌ي قبل و بعد از آن متفاوت بوده است.

سنايي ادامه داد: اينكه ما يك استراتژي كلان را براي سياست خارجي كشور تعريف و طراحي كرده‌ باشيم و بر مبناي آن بخواهيم عملكردي را انجام دهيم به طور معمول نداشته‌ايم، در مقطعي مي‌بينيم كه رويه‌ها تغيير مي‌كند، اما در برنامه‌هاي كلان تغيير‌ي را نمي‌بينيم. به عبارتي آرمان‌هايي كه در سياست خارجي و در قانوني اساسي ايران است، دست نخورده باقي مانده، اما در قالب تاكتيك‌ها و ابزارها براي رسيدن به اين آرمان‌ها تفاوت‌هايي را شاهد بوده‌ايم.

اين كارشناس مسايل سياسي و بين‌الملل در پاسخ به اين سوال كه به نظر مي‌آيد در هر مقطعي سياست خارجي ايران بر اساس يكسري نيازهاي داخلي و بين‌المللي شكل گرفته است اما اگر در مسير اصول و اهداف اساسي بوده باشيم، چرا چارچوب و قالب فكري و علمي مشخصي از آن قابل ترسيم نيست، با تاكيد بر اينكه مسايل كلان و اصول سياست خارجي تغيير نكرده است افزود: اينكه تغييرات در رسيدن به اين اصول از سوي دولت‌ها و در مقاطع مختلف وجود داشته است يا نه بستگي به آن دارد كه اهداف و اصول كلي را چگونه تعريف كنيم؟ ،مثلا حمايت از ملل مظلوم و مستضعف در دنيا از اهداف سياست خارجي ايران قلمداد مي‌شود، اگر منظور از اهداف اين‌ها باشد، بعضا شاهد رقيق يا غليظ شدن حركت به سمت اين اهداف بوده‌ايم، اما اگر منظور اين باشد كه براي جذب سرمايه‌ و يا بازسازي خرابي‌هاي ناشي از جنگ مجبور به توسعه روابط با همه كشورهاي دنيا گام بر داريم، معتقدم در اينجا اهداف تغييري نكرده است، بلكه يكسري روش‌ها و عملكردها تغيير يافته است.

وي با اشاره به اينكه يكسري از مشكلات ما در سياست خارجي ناشي از مشكلات محتوايي است تصريح كرد: درباره اينكه مفاهيم سياست خارجي، استراتژي و اهداف ملي ما كدام است؟ يعني آيا حمايت از نهضت‌هاي آزادي‌بخش جزو اهداف سياست خارجي و منافع ملي و يا ايدئولوژي ما محسوب مي‌شود و يا هيچ يك از آنها؟

سنايي گفت: يك سياست خارجي منسجم، فعال و كارآمد بايد نسبت به اين مفاهيم تعريفي مدون داشته باشد و اگر فاقد چنين تعاريفي هستيم، معتقدم بالاخره بايد از يك زماني و جايي به اين تعاريف بپردازيم؛ چرا كه تا كاملا اين تعاريف مورد اجماع نخبگان داخلي و مسوولان كشور قرار نگيرد در اجراي آنها در مسايل مختلف با مشكل مواجه مي‌شويم و سياست خارجي ما سياستي سردرگم، روزمره، منفعلانه و كنشي خواهد بود.

وي خاطر نشان كرد: بسياري از خسارت‌هايي كه در افغانستان، عراق، خليج فارس و رژيم حقوقي درياي خزر ديده‌ايم ناشي از نبود ساختارهاي ابتدايي منسجم و تعريف شده در كليت سياست خارجي كشور است.

سنايي با اشاره به اتخاذ تصميم مسوولان كشور در حل مساله هسته‌يي كشورمان از مسير مذاكره گفت: معتقدم هنر دستگاه ديپلماسي شناخت صحيح از مناسبات حاكم در نظام بين‌الملل است، لذا تصور مي‌كنم در اين مقطع دستگاه ديپلماسي كشور تا حدودي اين شرايط را درك كرده است.

وي گفت: اصل روي آوردن به مذاكره براي حل و فصل مساله هسته‌يي ايران درست بوده است؛ چرا كه شرايط نظام بين‌الملل متحول شده بود و اين تغيير و تحولات را دستگاه ديپلماسي به خوبي درك كرد.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: اصرار بر يك حق ولو اينكه حق هم باشد در شرايطي كه نظام بين‌الملل چنين چيزي را بر نمي‌تابد و به آن قائل نيست، جز از طريق گفتگو و مذاكره و بده‌بستان‌هاي ديپلماتيك امكان پذير نيست.

وي افزود: بنابراين يكي از ويژگي‌هاي مهم دستگاه ديپلماسي هر كشوري اين است كه شرايط نظام بين‌الملل را درك كند، همچنين معتقدم در بحث هسته‌يي فقط و فقط با مذاكره و ديپلماسي فعال مي‌توانستيم حق مسلم خود در دستيابي و استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌يي را داشته باشيم.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه هر گونه حركت يكجانبه و عجولانه را براي رسيدن به نتيجه مورد نظر در بحث هسته‌يي مردود مي‌دانم افزود: طي دو سال و نيم گذشته هر چند كه با استفاده از روش مذاكره به اهداف مشخصي مثل خارج شدن پرونده ايران از دستور كار و به رسميت شناختن حق ايران در داشتن انرژي هسته‌يي به طور كامل نرسيده‌ايم، اما انتخاب اين مسير بهترين راه‌حل بود كه حداقل براي دو سال ارجاع موضوع ايران به شوراي امنيت را به تعويق بيندازيم و شايد بتوان گفت كه بالاترين دستاورد تيم قبلي مذاكره‌كننده هسته‌يي، همين مساله باشد و البته اين امكان وجود دارد كه با ادامه‌ي اين شيوه بتوان در آينده‌ جلوي دست‌اندازي‌هاي غرب به حقوق ملت ايران را بگيريم.

سنايي درباره رويكرد علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان "مبني بر اينكه مسير پرونده‌ي هسته‌يي ايران صرفا از دالان مذاكره نمي‌گذرد" گفت: ممكن است برخي نخبگان و مسوولان كشور معتقد باشند كه اساسا روند انجام مذاكره اشتباه بوده است، خوب اين امري طبيعي است كه تفكر و ايده‌هاي افراد با يكديگر متفاوت باشد، اما قاعدتا همه نخبگان و مسوولان كشور بر سر حفظ منافع ملي اجماع دارند و اختلاف‌نظر‌ها صرفا بر روي روش‌ها و رويه‌ها است.

اين كارشناس مسايل بين‌المللي با بيان اينكه تصور مي‌كنم برخي اظهارنظرها مبني بر خروج از NPT و يا قطع مذاكرات نوعي بلوف سياسي - ديپلماتيك از سوي ايران است كه شايد ضروري هم بوده باشد گفت: در عين حال ممكن است برخي نخبگان بر اين مساله اعتقاد داشته باشند كه اساسا بايد در برابر آمريكا و اروپا مقاومت يك‌جانبه داشته‌ باشيم، اما معتقدم با عملي كردن چنين ديدگاهي قطعا اين ايران است كه ضرر خواهد كرد.

وي افزود: چرا كه در شرايط فعلي طرف مقابل ما كه در راس آنها آمريكايي‌ها و صهيونيست‌ها هستند كوتاه نخواهند آمد، بنابراين امكان اينكه بتوانيم با مقاومت در بحث هسته‌يي به نتيجه برسيم، نتيجه‌ي مثبتي نخواهد داشت.

اين كارشناس مسايل بين‌الملل در پاسخ به اين سوال كه نخبگاني معتقد به ايستادگي و مقاومت در مقابل خواست نظام بين‌الملل هستند و بر اينكه نبايد قواعد نظام بين‌المللي كه به وسيله‌ي برخي كشورهاي قدرتمند و سلطه‌جو ترسيم و شكل يافته است را پذيرفت تاكيد مي‌كنند، با تاييد اين مطلب گفت: در صحنه بين‌الملل برخي كشورها نقش و درك از نظام بين‌الملل را شكل مي‌دهند و اساسا در نگاهي خوشبينانه و واقع‌نگر هنر يك كشور است كه بتواند از خود هنجاري بين‌المللي توليد كند. برخي كشورها دايرهِ‌ي فعاليت‌شان تا مرزهاي‌شان هم نمي‌رسد، اما برخي ديگر براي خود نقشي منطقه‌يي، فرامنطقه‌يي و بين‌المللي قائل‌اند و سعي دارند اين نقش‌ها را به ديگر جوامع ديكته ‌كنند، بنابراين نمي‌توان به طور كلي اين رويكرد را سلطه‌جويانه و قلدورمابانه دانست، بلكه اين مساله در ساختار روابط بين‌الملل امري طبيعي است.

وي اظهار داشت: اگر در پي مقابله با هنجار مسلط بر نظام بين‌الملل هستيم، بايد بتوانيم حداقل الگويي از آن را در جامعه داخلي خود و در ابعاد سياسي، اقتصاديف فرهنگي و اجتماعي پياده كنيم.

همچنين امير‌علي ابوالفتح، كارشناس مسايل بين‌المللي در ادامه اين گفت‌و‌گو با بيان اينكه در سالهاي ابتدايي انقلاب اسلامي سعي بر آن بود كه در سياست خارجي خود را محدود به الگويي خاص كنيم ابراز داشت: اين در حالي است كه در برخي موارد ايجاب مي‌كرد با كشورهايي خاص وارد مذاكره شويم كه متاسفانه اين موضوع با اهدافي كه براي سياست خارجي در نظر گرفته ‌شده بود، در تعارض قرار مي‌گرفت.

وي با بيان اين نظر كه هيچ منافاتي ندارد اگر با آمريكا در يك سطحي داراي خصومت و رفتار خصمانه هستيم در سطحي ديگر وارد مذاكره نشويم و اين مختص آمريكا نيست، اين برخورد مي‌تواند با چين و روسيه و كشورهاي ديگري نيز صورت گيرد افزود: سياست خارجي ديپلماسي و گفتگو نيست، بلكه يك سياست كلي اقتصادي، اجتماعي و سياسي است.

وي گفت: در عين حال كه بر علمي بودن مباحث و سياستگذاري‌ها در عرصه سياست خارجي تاكيد دارم، اما معتقدم در اجرا نبايد خيلي خود را به چگونگي آن محدود كنيم؛ يعني هيچ دليلي وجود ندارد كه اگر سياست خارجي‌مان مبتني بر نگاه به شرق است، نگاه به غرب نداشته باشيم، بلكه تا آنجا كه مي‌توانيم بايد سياست خارجي انعطاف‌پذير و سيال و متناسب در شرايط پرشتاب بين‌المللي داشت.

اين كارشناس مسايل بين‌الملل در پاسخ به اين سوال كه روح حاكم بر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران چيست؟ بيان كرد: تجربه حكومت داري و درس گرفتن از خطاهاي گذشته موجب شده كه مسوولان كشور به اين نتيجه برسند كه مي‌توان در سياست خارجي انعطاف پذير بود. اگر امروز در نهادهاي مربوطه اين احساس ايجاد شده است كه بايد دكترين امنيت‌ملي براي كشور تدوين و تهيه كرد، چنين نيازي براي منسجم كردن اهداف كلان سياست خارجي كشور نيز به شدت احساس مي‌شود، اينكه نوع رابطه و نگاه‌مان به مسايل و موضوعات بين‌المللي و منطقه‌يي در حوزه خليج فارس، درياي خزر، حوزه‌هاي مرتبط با منافع ملي كشور، تحولات اروپا و يا نوع رابطه‌مان با غرب چگونه باشد.

ابولفتح در خصوص اين مطلب كه بعضا در تعاملات بين‌المللي از سوي كشورهاي خارجي شنيده مي‌شود كه ايران غير قابل پيش بيني است ابراز داشت: اگر مبنا را بر منافع ملي قرار دهيم به اين مفهوم كه كشوري مثل انگليس بر آن تاكيد دارد مبني بر اينكه" دوستان و دشمنان ابدي ندارد، بلكه منافع ملي ابدي دارد" قابل حل است. معتقدم اين منافع ملي است كه غير قابل تغيير و انعطاف است، حتي استراتژي‌ها قابل تغيير‌اند، بنابراين نبايد اين انتظار را نيز از دولت داشت كه در استراتژي‌ها‌يش اصرار داشته باشند.

ابوالفتح در ادامه اين بحث گفت: مساله هسته‌يي يكي از معدود مواردي است كه با تغيير دولت‌ها شاهد تحول عميق و چشمگير در ان نبوده‌ايم، شايد به اين دليل كه تصميم‌گيري در اين‌باره به غير از دولت در جاي ديگري نيز پيگيري مي‌شود كه آن نهاد و يا شخصيت اجازه نمي‌دهد با تغيير دولت تحولات اساسي در اين زمينه شكل گيرد.

وي افزود: طبيعي است وقتي دولتي بر سر كار مي‌آيد ديدگاه‌ها و روش‌هاي مختلفي را اعلام مي‌كند، اما تا مرحله‌ي اجرا شدن‌ اين ديدگاه‌ها يعني بين سياست اعلامي و اعلاني تفاوت وجود دارد.

اين كارشناس مسايل بين‌الملل با اشاره به رويكرد تيم جديد هسته‌يي ابراز داشت: تيم جديد معتقد بود كه رويكرد نگاه به شرق براي پيگيري و حل مساله‌ي هسته‌يي نيز جواب مي‌دهد، اما نه به اين معنا كه مذاكرات با اروپا متوقف شود؛ چرا كه نفس مذاكره يك اصل اساسي است كه در سياست هسته‌يي ايران اعمال و اجرا مي‌شود، در عين حال ممكن است نحوه مذاكره كردن و شيوه‌ي پرداختن به آن از سوي افراد مختلف متفاوت باشد.

ابوالفتح با اشاره به تلاش مقامات آمريكا در ده سال گذشته در اينكه روسيه را از ساخت نيروگاه هسته‌يي براي ايران منصرف سازد گفت: در آن سالها داشتن نيروگاه هسته‌يي براي ايران تابو بود اما اينكه امروز آمريكا و اروپا اعلام مي‌كنند كه ما با داشتن نيروگاه هسته‌يي از سوي ايران مخالفت نداريم، يك دستاورد ارزشمند است.

وي افزود: بنابراين اگر ايران با توجه به توان علمي و فني‌اش بر سر تاسيساتUCF اصفهان و نطنز اصرار و مقاومت نمي‌كرد، امروز نيروگاه بوشهر هم نمي‌داشت كه اين خود ده‌ سال پيشرفت و حركت رو به جلو است.

اين كارشناس تصريح كرد: تفاوت بحث هسته‌يي در قرن 20 و 21 اين است كه در قرن گذشته داشتن "كلاهك هسته‌يي" به معني بر هم زدن صلح و امنيت بود، اما در قرن 21 اجماع جامعه جهاني بر اين است كه داشتن "چرخه سوخت" صلح و امنيت جهاني را بر هم مي‌زند.

وي گفت: مي‌توان براي حفظ دستاوردهايي كه در 15 سال گذشته و با تلاش دانشمندان و جوانان ايراني صورت گرفته است از طريق مذاكره آنها را حفظ كرد، به اين اميد كه با تغيير نگاه غرب و جامعه جهاني نسبت به ايران بتوانيم امتيازات و دستاوردهاي بيشتري را به دست آوريم.

ابوالفتح با اشاره به تغيير دولت و سخت‌تر شدن نگاه بيروني به ايران به ويژه در بحث دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌يي گفت: يك همزماني در اين مقطع وجود داشت كه در آستانه جا به ‌جايي دولت در ايران، تلاشهاي آمريكا براي سخت‌تر كردن اجماع جهاني عليه مساله‌ي هسته‌يي كشورمان صورت گرفت. همچنين قبل از آنكه موضوع كانديداتوري آقاي احمدي نژاد و پيروزي وي در انتخابات روشن شود، وزير امور خارجه آمريكا با اين انتظار كه رقيب آقاي احمدي نژاد در انتخابات پيروز خواهد شد مطرح مي‌كرد كه پرونده هسته‌يي ايران در تابستان سال جاري بسته خواهد شد لذا معتقدم همزماني دو مساله پرونده هسته‌يي و انتخابات رياست جمهوري بود كه زمينه‌ي سخت‌تر شدن نگاه غرب به ايران را فراهم كرد، نه صرفا جا‌به‌جايي دولت در ايران.

ابوالفتح با اشاره به اينكه طرف اروپايي انتظار پيروزي هاشمي رفسنجاني را در انتخابات داشته است ادامه داد: اما معتقدم در اين صورت نيز هيچ تفاوتي در بررسي مساله هسته‌يي ايجاد نمي‌شد؛ چرا كه تصميمات در اين‌باره در نهاد واحدي صورت مي‌گيرد.

وي گفت: شايد در مذاكره به خاطر ويژگي‌هاي خاص شخصيتي هاشمي رفسنجاني با دست بازتري حركت مي‌كرديم اما در كليات مساله و خط قرمزهايي كه مشخص شده بود تغييري حاصل نمي‌شد.

اين كارشناس مسايل بين‌المللي با بيان اينكه قطعا تغيير دولت نگاه‌ها را نيز نسبت به ايران تغيير داده است گفت: اما اروپايي‌ها و غرب نه در مورد ايران بلكه در مورد هيچ يك از كشورهاي جامعه جهاني، نگران ورود اشخاص با ويژگي‌هاي خاصي مثل روحاني يا غير روحاني بودن به عرصه سياسي و حكومتي نيستند، حتي نقض حقوق بشر هم از سوي اين آنها براي‌شان مهم نيست، بلكه مساله رفتار افراد است، لذا نبايد تحولات مربوط به مساله هسته‌يي را در ارتباط مستقيم با تغيير دولت دانست. چون اگر نطنز به دست آقاي خاتمي هم راه‌اندازي شود آنها برخورد خواهند كرد؛ چرا كه خواست آنها بر عدم راه‌اندازي نطنز است.

گفت‌و‌گو از خبرنگار انرژي هسته‌يي ايسنا: زهرا اصغري

انتهاي پيام

  • یکشنبه/ ۱۳ آذر ۱۳۸۴ / ۱۱:۰۰
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 8409-00652
  • خبرنگار : 71049