نووستي: دولت تبديل به ميدان اصلي سياست ملي ميشود
خبرگزاري نووستي نوشت: اکثر مفسرين روسي و خارجي تحولات اخير در دولت روسيه و دفتر رياست جمهوري را به عنوان آغاز آماده سازي دوره جديد انتخاباتي ارزيابي نمودند. در اين دوره، رئيس جمهور فعلي بايد جانشيني رسمي داشته باشد که به دنبال آن با احتمال تقريباً صد در صد در انتخابات بعدي رياست جمهوري در بهار سال 2008 پيروز شود. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين خبرگزاري روسي در گزارشي نوشت: تفاوت در تعابير تنها به اين مربوط ميشوند که چه کسي "جانشين" پوتين خواهد بود. آيا اين جانشين، ديميتري ميدويديف، رئيس سابق دفتر رياست جمهوري وي خواهد بود که اکنون مقام معاون اول نخست وزير را کسب نموده است و اين نقش وي را به عنوان سرپرست اصلي "پروژه هاي ملي" پوتين در زمينه هاي بهداشت و سلامت، تحصيلات، مسکن و کشاورزي تحکيم ميکند؟ يا اينکه به مرور زمان در نقش جانشين سرگئي ايوانف، وزير دفاع پيش برده ميشود که تا مقام معاون نخست وزير در دولت ارتقاء يافت؟ اين گزارش ميافزايد: بسته به اينکه در اين يکي دو سال اوضاع کشور و بالانس بين موفقيت هاي اقتصادي و ايستادگيهاي نظامي بدون وقفه در شمال قفقاز چگونه خواهد بود، آنچه که بيشتر مورد نياز کشور باشد، ميتواند هر يک از اين دو کانديدا را تا مقام رياست جمهوري پيش ببرد. علاوه بر اين کاملا ممکن است اين تحولات، مانوري انحرافي و آغازي دروغين باشد که پس از آن به عنوان "جانشين" مهرههاي سوم، چهارم، پنجم و يا ... ظاهر شوند و تنها مهرهاي انتخاب شود که مورد پسند رئيس جمهور فعلي و اکثر انتخاب کنندگان باشد، چرا که انتخاب رئيس جمهور را، ضمن احترامات فراوان به انتخاب پوتين، نهايتا خود وي بايد انجام دهد. در ادامه اين گزارش آمده است: ميتوان به ياد آورد که چگونه بوريس يلتسين عمليات "جانشين" را آغاز نمود. در بهار سال 1997 وي در مقام معاونين نخست وزير، دو نفر از "اصلاح طلبان جوان" يعني بوريس نمتسوف و آناتولي چوبايس را قرار داد. در آن زمان به آنها و به ويژه به نمتسوف رياست جمهوري آينده را نسبت ميدادند، اما هر دوي آنها از بلند پروازي رياست جمهوري کنار رفتند و آن طور که معلوم شد، امتناع نمودند. به ويژه اين که در آن زمان، دولت براي اولين بار عنوان صحنه عمومي سياست را دريافت نمود که در آن بايد رهبر بعدي ملي پرورش يابد و تاکنون نيز اين عنوان را از دست نداده است. نووستي ادامه ميدهد: اما مجلس دوما به خاطر شکاف سياسي خود و غيرقابل پيشبيني بودن نسبي و تاثير ضعيف بر اتخاذ تصميمها به چنين صحنهاي تبديل نشد و تا همين امروز نيز نميتواند تبديل شود (ارگاني نماينده است که آن زمان و امروز تنها تصميمات و يا توافق بين بخشهاي داراي نفوذ را تنظيم ميکند، اما خود به ندرت تصميمي اتخاذ ميکند)؛ و دفتر رياست جمهوري نيز نميتواند به محوطه سياسي تبديل شود، چرا که اگر کارمندان رياست جمهوري بين خود رقابت سياسي بگذارند، اين ديگر مديريت و سياست نيست؛ بلکه هرج و مرج و آشفتگي است. شکل دولت در روسيه براي رشد سياسي رهبران جديد بسيار ايدهآل است، براي اين منظور منابع و اهرمهاي اداري لازم وجود دارند و به غير از آن در ملاء عام هستند که امکان برقراري تماس با ميليونها انتخاب کننده را فراهم ميکنند. در خاتمه اين گزارش آمده است: با روي کار آمدن ميدويديف به عنوان دومين مقام در دولت و ارتقاء يافتن سرگئي ايوانوف، نقش سياسي کابينه وزيران بار ديگر افزايش مييابد. ميتوان گفت که اگر دوره انتخاب براي رياست جمهوري به طور واقع شروع شده است، پس دقيقا دولت است که بايد در آيندهاي نزديک ميدان اصلي سياست ملي شود. بيدليل نبود که محدوده مسووليت هاي ميدويديف، به عنوان "پروژه هاي ملي" معرفي شده است و اين تنها يک دستور از سوي رئيس جمهور نيست؛ بلکه هدف سياسي عمومي براي کشور است و اگر طي تحقق اين هدف، در کشور سياستمداري بارز پديدار شود، چيز تعجب آوري نخواهد بود. انتهاي پيام