زمانيكه استراتژي وجود نداشته باشد، ابتكار عمل از دست خواهيم رفت، يعني رفتار كاملا در وضعيت واكنشي خواهد بود و رفتار واكنشي در حوزهي امنيت ملي كاملا مخاطرهآميز است.
دكتر ابراهيم متقي، رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران در گفتوگويي تفصيلي با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با بيان اين مطلب در ارتباط با ويژگيهاي اساسي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: اولويتهاي سياست خارجي كشورها با تغيير يك دولت دچار دگرگوني نميشوند.
وي افزود: نظامهاي سياسي باثبات اين ويژگي را دارند كه برنامهريزي سياست خارجيشان براي يك دوران نسبتا طولاني مدت انجام ميشود و البته به هر اندازه كه شرايط محيطي دچار تغيير و دگرگوني شود، امكان تغيير در الگوهاي رفتاري يا تاكتيكها وجود دارد.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران ادامه داد: بنابراين يكي از ويژگيهاي بنيادين سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را بايد ثباتگرايي منطقهيي دانست. به موازات ثباتگرايي منطقهيي ما بايد اهداف ديگري را نيز به عنوان اولويت سياست خارجي جمهوري اسلامي در قالب تعادل در دو سطح منطقهيي و بينالمللي مورد بررسي قرار دهيم.
دكتر متقي همچنين گفت: هر گاه كه ثبات يا تعادل در عرصههاي منطقهيي يا بينالمللي دچار تغيير يا دگرگوني ميشود، زمينه براي به مخاطره افتادن منافع جمهوري اسلامي ايران ايجاد ميشود؛ به اين ترتيب اولويتهاي سياست خارجي ما براي تامين اهداف و منافع مليمان بايد در قالب اين دو عنصر مورد تعقيب و توجه قرار گيرد.
اين استاد دانشگاه تهران در ادامه اظهار داشت: همانگونه كه ميدانيد خاورميانه يك محيط كاملا بحراني است و آمريكاييها به شدت در پي ايجاد دگرگوني و تغيير در آن هستند، در شرايطي كه آمريكا الگوي «تغيير رژيم» را پيگيري ميكند و از شاخصهايي همانند ديپلماسي عمومي براي تاثيرگذاري بر واحدها سياسي منطقهيي استفاده ميكند، طبيعي است كه جمهوري اسلامي ايران بايد به گونهاي اجتنابناپذير در فضاي ثباتگرايي قرار گيرد.
وي افزود: متاسفانه الگوي ثباتگرايي در ماههاي گذشته با تغييراتي مواجه شده و شواهد نشان ميدهند كه ديگر اين الگو به عنوان اولويت اصلي جمهوري اسلامي ايران محسوب نميشود؛ در حالي كه بايد گفت به خاطر افزايش و گسترش ميزان تهديدات به هر اندازه زمينه براي تساعد بحران ايجاد شود، به صورت اجتنابناپذير، تهديدات فراروي كشور ما افزايش يافته و در نتيجه ما با وضعيت مبتني بر مخاطرهي امنيتي روبهرو خواهيم شد.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران دربارهي نكات بارز مثبت و منفي سياست خارجي كشورمان در طول 27 سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، ادامه داد: همانگونه كه عرض كردم از سال 1988 به بعد ثباتگرايي به عنوان اولويت اصلي سياست خارجي ما محسوب ميشد و در شرايطي كه عراقيها در صدد تغيير در موازنهي قدرت منطقه بودند، ايران در برابر سياست عراق، كاملا مقاومت كرد و در آن شرايط با وجود حمايت بسياري از كشورها از عراق از سياست تعادل در منطقه حمايت كرد.
دكتر متقي همچنين گفت: در آن شرايط ايران اقدامات عراق را محكوم كرد و از اقدامات مربوط به شوراي امنيت سازمان ملل متحد حمايت به عمل آورد و زمينه را به گونهاي ايجاد كرد كه تجاوزگرايي منطقهيي با محدوديت مواجه گردد؛ در دورههاي پس از آن هم روابط ايران و كشورهاي حوزهي خليجفارس در چارچوب اعتمادسازي قرار گرفت.
اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: در جريان تنشزدايي ما از سويي شاهد تنشزدايي سياست خارجي در دوران آقاي هاشمي رفسنجاني هستيم و در ادامهي تنشزدايي ميتوانيم جلوههايي از اعتمادسازي را در دوران آقاي خاتمي مورد ملاحظه قرار دهيم كه اين دو مساله منجر به كاهش تهديدات فراروي جمهوري اسلامي شد.
وي افزود: به طور كلي آمريكاييها در تلاش براي ايجاد فضايي هستند تا بر اساس آن كشورهاي حوزهي خليجفارس را عليه ايران به كار گيرند و ميخواهند ائتلافي با مبناي كاملا محافظهكارانه عليه ايران ايجاد كنند و ائتلاف محافظهكارانه به معناي تهديد همهجانبه عليه جمهوري اسلامي ايران است.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران تصريح كرد: زمانيكه آمريكاييها بتوانند با كشورهاي محافظهكار حوزهي خليجفارس ائتلافسازي امنيتي نمايند، در اين صورت زمينه براي انزواي ايران فراهم ميشود و آمريكاييها در پي اين هستند كه ايران در انزوا قرار گيرد و در برخورد با كشورهاي اسلامي، منطقه و حتي نظام بينالملل نتواند نقشي موثر را ايفا كند.
دكتر متقي ادامه داد: زمانيكه دشمن چنين قالبي را در رفتار استراتژيك خود دارد، اگر ما اقدامي انجام دهيم كه مطلوبيتهاي مورد نظر آمريكا را فراهم كنيم، به صورت ناخواسته از اولويتهاي استراتژيك خودمان دور شدهايم و بنابراين ما ميتوانيم تعادلگرايي و ثباتگرايي را در رابطه با وضعيتي كه در حوزهي مرزهاي جغرافياييمان ايجاد شده را مورد ملاحظه قرار ميدهيم.
اين استاد دانشگاه همچنين گفت: تعادلگرايي نهايتا منجر به اين شد كه جمهوري اسلامي امروز به ميزان نقشي كه در آيندهي سياسي افغانستان ايفا كرده، بتواند جايگاه استراتژيك داشته باشد، ايران امروز ميتواند در فضاي سياسي افغانستان نقشي تعيين كننده و تاثيرگذارد را داشته باشد؛ هر چند كه ما در عراق يا افغانستان نقش محوري نداريم، ولي دولتهاي اين دو كشور نميتوانند بدون توجه به مطلوبيتهاي استراتژيك ايران، اقدامات موثري را انجام دهند.
وي در ادامه اظهار داشت: فضاي مذكور تحت چه شرايطي ايجاد شد؟ در شرايطي كه بر تعادلگرايي مبتني بود؛ لذا تعادلگرايي بر اين امر تاكيد دارد كه ميبايست نسبت به ضرورتهاي استراتژيك ساير بازيگران نيز واقف بود. بازي در حوزهي سياست بينالملل در قالب يك خيابان يكطرفه انجام نميگيرد، بلكه اين بازي مبتني بر تعاملهاي چندجانبه و كنشهاي كاملا متعارض بازيگران است.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران افزود: ما در چنين شرايطي توانستيم جايگاهي مطلوب را بين كشورهاي اسلامي، كشورهاي منطقهيي حوزهي خليجفارس و همچنين شوراي منطقهيي درياي خزر و اكو بدست آوريم؛ ما اگر در پي ثباتگرايي و همچنين تعادلگرايي منطقهيي باشيم، به راحتي ميتوانيم در چارچوب تئوريهاي فونكسيوناليستي امكانات مورد نظر براي تامين حداكثر مطلوبيتهاي استراتژيك و امنيتيمان را فراهم آوريم.
دكتر متقي ادامه داد: اما اگر ما نسبت به مطلوبيتهايي كه از همكاري و تعادلگرايي منطقهيي ناشي ميشود، غافل بمانيم، در چنين شرايطي مطمئنا بازي همه عليه ايران به كار گرفته خواهد شد و به همين دليل است كه امروز روشنفكران، مطبوعات و رسانهها بايد نسبت به رسالت همهجانبهي سياست خارجي ايران واقف باشند و الگوهاي مبتني بر تعادلگرايي و ثباتگرايي استراتژيك را كه منجر به حفظ ساختار سياسي در ايران و ارتقاي آن در حوزهي منطقهيي ميشود، مورد توجه قرار دهيم.
اين استاد دانشگاه همچنين در خصوص بايدها و نبايدهايي كه دولت جديد بايد در عرصهي سياست خارجي رعايت كند، گفت: به طور كلي سياست خارجي در هر كشوري از جمله ايران، بايد تابعي از دو مولفهي «تغيير و تداوم» باشد و كساني كه ميپندارند كه الگويي بايد به صورت همهجانبه تداوم پيدا كند، به هيچوجه مطلوبيت چنداني را حاصل نخواهند كرد، چرا كه شرايط محيطي، جغرافيايي، منطقهيي و ساختاري بينالمللي در وضعيت دگرگوني ميباشد.
وي در ادامه تصريح كرد: البته كساني هم كه فكر ميكنند رهيافتهاي سياست خارجي بايد كاملا در فضاي تغيير انجام گيرد نيز نميتوانند مطلوبيت چنداني را براي مسايل امنيتي فراهم كنند و به همين دليل است كه ما بايد بدانيم كه در چه حوزههايي الگوي رفتاري ما بايد مبتني بر تغيير باشد و در چه حوزههايي مبتني بر تداوم.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران همچنين اظهار داشت: براي اينكه بتوانيم تعادلي را بين تغيير و تداوم ايجاد كنيم، بهترين الگو در رفتار سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، مبتني بر «الگوي تعامل سازنده» است كه ميتواند از سويي جلوههايي از مقاومتگرايي در برابر تهديدات منطقهيي و بينالمللي را ايجاد كند و از سوي ديگر نيز ميتواند زمينهي لازم را براي كنش متقابل و فعاليتهاي فراگيرتر ايران در صحنههاي منطقهيي و بينالمللي به وجود آورد.
دكتر متقي در ارتباط با تعاملاتي كه ايران ميتواند با همسايگاناش براي نيل به اهداف استراتژيك داشته باشد، افزود: ابتدا اين كه بسياري از اين كشورها در معرض تهديدات داخلي و بينالمللي قرار دارند و البته از سويي هم واقفاند كه اگر آمريكا در يك كشور ديگر مداخلهاي پرشدت انجام دهد، حجم درگيريهايش به ميزاني گسترش مييابد كه امكان مداخله در ساير كشورها وجود نخواهد داشت.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: به عنوان مثال حملهي نظامي آمريكا به عراق، بسياري از كنشهاي منطقهيي آمريكا را منوط به در نظر گرفتن نقش منطقهيي ايران نمود و واقعيات نشان ميدهد كه بازيگر پيروز در تحولات منطقهيي در اين ميان جمهوري اسلامي ايران بوده است كه توانست در افغانستان و عراق موقعيتاش را بازسازي نمايد.
وي همچنين گفت: سوالي كه وجود دارد اين است كه كشورهايي كه در اين منطقه هستند، در ارتباط با ايران چه الگويي را در پيش خواهند گرفت؟ بايد توجه داشته باشيم كه اگر فضايي مبتني بر اعمال تهديدات آمريكا عليه يك كشور در منطقه ايجاد شود، آنها ترجيح ميدهند كه اين كنش عليه كشوري همانند ايران انجام گيرد.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه خاطرنشان كرد: وضعيتي كه ذكر شد كاملا طبيعي است و ما ميگوييم كشورها در سياست بينالملل در وضعيتي قرار دارند كه تمام تلاششان را انجام ميدهند تا ساختار سياسيشان را حفظ كنند و انعطافپذيري كه واحدهاي سياسي براي خنثيسازي تهديدات انجام ميدهند، طبيعي است و پيوندهاي گذشته نيز نميتواند در اين قبيل شرايط در رفتار سياست خارجي آن كشورها در برخورد با ايران يا ساير كشورها تغيير خاصي ايجاد كند.
دكتر متقي در خصوص تقسيم كار سياست خارجي كشورمان بين دو نهاد وزارت امورخارجه و شوراي عالي امنيت ملي و سودها و ضررهاي اين مساله، افزود: از لحاظ ساختاري و قانوني، شوراي عالي امنيت ملي عموما پيگير موضوعاتي است كه ارتباطي تنگاتنگ با امنيت ملي كشور دارد و در زماني ايفاي نقش ميكند كه شرايطي بحراني حاصل شود. فعال شدن بيش از حد شوراي امنيت بيانگر اين است كه ايران احساس نگراني بيش از حدي نسبت به فضاي فعلي دارد.
اين استاد دانشگاه در ادامه ابراز عقيده كرد: طبيعي است كه زماني كه احساس نگراني ايجاد شود، ممكن است تصميماتي اتخاذ شود كه مطلوبيت نهايي را براي امنيت ملي كشور نداشته باشد و اگر اين فضاي فعلي ادامه يابد و ساختار ديپلماتيك ما در وضعيت درجازدني كه قرار دارد، بماند، ما به هيچ وجه قادر به انجام تعامل سازنده نخواهيم بود و نخواهيم توانست كه در وضعيت تعادلگرايي منطقهيي به ايفاي نقش بپردازيم.
وي در ادامهي اين گفتوگو دربارهي عملكرد تيم مذاكره كنندهي كشورمان در مذاكرات هستهيي با اروپا و استراتژيهاي اين تيم، گفت: مهمترين مشكل شوراي عالي امنيت ملي و تيمهاي مذاكراتي ما طي چند سال گذشته و در خصوص اين مذاكرات، ناشي از «فقدان يك استراتژي سازمانيافته و برنامهريزي شده» بوده است.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران تصريح كرد: زمانيكه استراتژي وجود نداشته باشد، ما ابتكار عمل را از دست خواهيم داد، يعني رفتارمان كاملا در وضعيت واكنشي خواهد بود و رفتار واكنشي در حوزهي امنيت ملي كاملا مخاطرهآميز است، به اين دليل كه الگوهاي رفتاري رقيب با الگوهاي رفتاري خودمان قابل سنجش و محاسبه نخواهد بود.
دكتر متقي در ادامه اظهار داشت: ما بايد بدانيم كه چه در شرايط گسترش مخاطرات يا كاهش آن بايد چه الگويي را اتخاذ كنيم و قرار گرفتن در فضاي رمانتيك، باعث ميشود كه ما نسبت به فرايندهاي تغيير معادلات قدرت حساسيت چنداني نخواهيم داشت و در فضاي عقبنشيني قرار ميگيريم.
اين استاد دانشگاه افزود: به عبارت ديگر اگر كشورهايي چون جمهوري اسلامي ايران، فاقد استراتژي باشند، معادلات رفتاري قدرتهاي بزرگ بهگونهاي خواهد بود كه «بازي لبپرتگاه» را با ما انجام خواهند داد و اين بازي به اين معناست كه كشورها در شرايطي قرار ميگيرند كه يا درگير ميشوند و يا عقبنشيني ميكنند.
وي ادامه داد: اين در حالي است كه امنيت و ديپلماسي كلا با درگيري هيچ نسبت و مطلوبيتي ندارد، با عقبنشيني هم هيچ نسبتي ندارد و به اين ترتيب اگر معادلهي رفتاري ما در فضا و فرآيندي قرار گيرد كه منجر به عقبنشيني يا درگيري شود، طبعا در آن شرايط مطلوبيتهاي ما در رفتار امنيتي به حداقل خواهد رسيد.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران در خصوص اينكه رفتار ديپلماتيك ايران تا چه حد جلب كنندهي «بازي لبپرتگاه» بوده است، گفت: فعلا وضعيت به هيچ وجه مشخص نيست و امروز شرايط كاملا مبهم است و ما در شرايط مبهم سه گزينهي مصالحه (كه مبتني بر سياست برد - برد است)، عقبنشيني و درگيري را پيش رو داريم و امكان شكلگيري هر يك از اين فرآيندها وجود خواهد داشت.
دكتر متقي همچنين اظهار داشت: اما بايد اين نكته را بگويم كه غربيها به اين جمعبندي رسيدهاند كه ميتوانند ايران را از فعاليتهاي مربوط به غنيسازي در داخل كشور منصرف سازند؛ گزينهي روسيه الگوي پيشنهادي غرب و در واقع الگويي است كه نميتواند هيچگونه مطلوبيتي را براي ما ايجاد نمايد.
اين استاد دانشگاه افزود: به طور كلي غنيسازي در يك كشور ديگر همواره منجر به افزايش هزينه براي ما خواهد شد و در نهايت هيچگونه مطلوبيتي را براي جمهوري اسلامي ايران به وجود نخواهد آورد؛ توليد ملي به اين معناست كه در شرايط تهديد قادر به كنترل منابع خودمان باشيم، اگر قصد سازماندهي منابع استراتژيكمان در كشوري ديگر را داشته باشيم، طبعا هيچگونه مسووليت نهايي براي ما ايجاد نخواهد شد.
وي با اشاره به اينكه غربيها و به ويژه كشورهاي اروپايي از گزينهي فعالسازي روسيه استقبال ميكنند، در ارتباط با راهكارهاي پيش روي كشورمان در مواجهه با اين طرح، ادامه داد: مشكل فقدان استراتژي نمايانگر شرايط كنوني ماست؛ يعني شرايطي كه ابهام در آن تداوم مييابد و هزينههاي ما را بيشتر ميكند.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران تاكيد كرد: فضايي كه بيشترين مطلوبيت را براي ما ايجاد ميكند، فضاي مبتني بر همكاري با كشورهايي است كه ما را محدود ميكنند، اگر ما خواسته باشيم با كشورهايي همكاري كنيم كه در ارتباط با سياستهاي هستهيي ايران به بازي دوگانه دست زدند، اين بازي دوگانه را نهايتا عليه ما به كار خواهند گرفت.
دكتر متقي همچنين گفت: از همه مهمتر اينكه بر اساس قراردادي كه در سال 1999 بين آمريكا و روسيه منعقد ميشود، روسيه موافقت مينمايد كه هيچگونه امتيازي را در فرآيندي كه به هستهيي شدن ايران منجر شود، فراهم نكند. ضمن آنكه خريدهاي تسليحاتي ايران در 15 سال گذشته از روسيه بيانگر ميزان توانايي آنان براي همكاري استراتژيك با ايران است.
اين استاد دانشگاه در ادامه اظهار داشت: شايد فضا دارد به گونهاي ترسيم ميشود كه بايد ذخاير استراتژيك ما به كشور روسيه منتقل شود و از آن طريق قابليتهاي ملي ما براي قدرتسازي كاملا افول يابد؛ ضمن آنكه بايد بازيهاي ديپلماتيك را از مطلوبيتهاي استراتژيك جدا نماييم.
وي با بيان اينكه آمريكاييها در حال انجام بازي ديپلماتيك هستند، افزود: آنها ميخواهند فضا را به گونهاي جلوه دهند كه ما احساس كنيم به مطلوبيت لازم در زمينهي تسليحاتي در پي خريد از روسيه دست يافتهايم، قراردادي كه ما در اين زمينه با روسيه منعقد كردهايم، اولا مشخص نيست كه از چه زماني به مرحلهي اجرا درآيد و ثانيا وقتي كه هر سيستم موشكي سه نوع دارد، مشخص نيست كه روسها از هر سيستم موشكي كدام نوع آن را به ما بفروشند!
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران ادامه داد: نكتهي ديگر هم چگونگي سايتبندي، فعالسازي و راهاندازي سيستمهاي موشكي است؛ بنابراين بر فرض كه تمامي اين موشكها داده شود، توجه كنيد كه اينها در شرايطي به ما داده ميشود كه آمريكاييها موشكهاي الكترومغناطيسيشان را آزمايش كردهاند و اين به معناي اين است كه انفجار يكي از اين موشكها به فاصلهي 200 كيلومتر، زمينهي لازم براي سوختن سيستمهاي الكترونيك را فراهم ميكند، آيا تضميني وجود دارد كه سيستمهاي موشكي كه به ما دادهاند، در برابر سيستمهاي الكترومغناطيسي آمريكايي مقابله كند؟
دكتر متقي همچنين با بيان اينكه ميتوان ارايهي طرح روسيه به ايران در شرايط فعلي را نوعي بازي انحرافي از سوي آمريكا و اروپا دانست، گفت: بازي انحرافي ميتواند منجر به منفعلسازي ايران شود، يعني اروپاييها به حداكثر مطلوبيت مورد نظرشان دست يابند.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: مطلوبيت ايران غنيسازي اورانيوم در توليد در داخل كشور است و اگر خواسته باشيم غنيسازي اورانيوم در خارج از كشور انجام گيرد، چرا ما بايد سه برابر آن هزينه كنيم؟ زمانيكه فعاليتهاي هستهيي ايران در روسيه انجام گيرد، هزينهي توليد ما نيز افزايش پيدا خواهد كرد، ضمن آنكه قدرت مانور ما كاملا كاهش خواهد يافت.
وي در تشريح علت كاهش قدرت مانور ايران در صورت انجام غنيسازي در خاك روسيه، اظهار داشت: اين مساله به اين دليل است كه روسها با اسراييليها و آمريكاييها ميبندند و اين الگوي رفتاري آنهاست؛ روسها در 15 سال گذشته از طريق موازنه بين ايران، غرب و اسراييل به مقادير قابل توجهي ارز دست يافتهاند.
رييس گروه علوم سياسي دانشگاه تهران در پايان با طرح چند سوال، ابراز عقيده كرد: سوالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه ما در اين ميان به چه دستاورد مشخصي كه توان استراتژيك ما را متحول كند، دست يافتهايم؟ آيا روسها سوخت جامد موشك را به ما دادهاند؟ آيا آنها در ارتباط با فعاليتهاي موشك شهاب چهار با ما همكاري كردهاند؟ روسها به هيچ وجه سياستي كه منجر به افزايش قدرت ملي ايران شود را اتخاذ نخواهند كرد.
گفت و گو از خبرنگار ايسنا: حامد وفايي
انتهاي پيام