همايش "ايران، عدالت و آزادي"/14/ هادي خانيكي: دموكراسي ساز و كار مهار قدرت، ثروت و منزلت است شعار عدالت و آزادي را در اختيار مخالفانش قرار ندهيم
دكتر «هادي خانيكي» گفت: بزرگ فكر كنيم ولي از كارهاي كوچك شروع كنيم، شعارها و برنامههاي تركيبي كه يك پايش بر آزادي و پاي ديگرش در عدالت است را بايد محقق كنيم و خيلي زود شعارهايي كه با تجربههاي سخت و گران به دست آمده چه آزادي و چه عدالت را در اختيار مخالفان آزادي و عدالت قرار ندهيم. به گزارش خبرنگارسياسي ايسنا، اين استاد دانشگاه كه در همايش "ايران، عدالت و آزادي" با عنوان انجمن اسلامي دانشجويان دانشكدهي مديريت و با همكاري دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) برگزار شده است، با موضوع «رسانهها، عدالت و آزادي» سخنراني ميكرد، اظهار داشت: بايد تشكر كرد از انجمن اسلامي دانشجويان كه در پيگيري مسالهي ايران، عدالت و آزادي هم سهمي براي رسانه قائل شدند. شايد اين اولين ضرورتي باشد كه در پرداختن به مقولههاي عدالت و آزادي وجود دارد. شاخص مهم عصر اطلاعات ورود به جامعهي اطلاعاتي و شبكهيي است. بحث جامعهي شبكهيي و شناخت آن در كانون علوم انساني قرار دارد، جامعهي شبكهيي يك جامعهي به هم پيوستهي ارتباطي و اطلاعاتي و دانش بنياد است. در جهاني كه ما وارد آن شدهايم مادهي خام قدرت اطلاعات و دانش است. ويژگي سومي كه از آن ياد ميشود و ما مجبوريم در فضاي امروز كشور از آن ياد كنيم فشردگي زمان، مكان و فضاست، يعني كم كردن زماني، مكاني و فواصل جغرافيايي. نميشود از فضاي سياست جداي از فضاي فرهنگ سخن گفت به اقتصاد جداي از اجتماع پرداخت، عصر ما عصر زوال فاصلههاست. وي گفت: در جامعهي امروز روابط عمودي به روابط افقي تبديل شده و امروز عصر مرگ فاصلههاست، مديريت و كاربرد اطلاعات اهميتي بيشتر از خود اطلاعات و دانش پيدا كرده، چرا كه اين دو ميتواند در اختيار همه قرار گيرد اما نحوهي مديريت آن مهم است و شايد اينجاست كه مفهوم آزادي و عدالت مهم ميشود. وي افزود: فرهنگ به گشودگي تمايل دارد، فروبستگي جزو ذات يك جهان فرهنگي نيست، در عصر اطلاعات ما ناگزير از پذيرش اين مساله هستيم، در جامعهي شبكهيي افكار عمومي و داوريهاي ديگران بخش مهمي از عوامل قدرت شده و عنصر جديدي به اسم افكار عمومي بر فضاهاي قدرت سياسي تاثير ميگذارد. خانيكي ادامه داد: طول عمر مفاهيم در جهان شبكهيي كوتاه است، مفاهيم بلند جاي خود را به مفاهيم روزمره و عمومي ميدهند، روزمره شدن مفاهيم يكي از نتايج ورود به عصر اطلاعات و جامعهي شبكهيي است، اگر امروز از عدالت و آزادي سخن ميگوييم بايد به معيارها و مقياسهاي قابل لمس در جامعه توجه كنيم. خانيكي اظهار داشت: يكي از ويژگيهاي عمدهاي كه جامعهي ما داشته و دارد اين است كه به دليل وجود شكاف ميان نخبگان جامعه و اهداف سياسي، مفاهيم فلسفي خيلي زود به مفاهيم روزمره تبديل ميشود، مشكل عمدهي جامعهي ما كاربرد اين مفاهيم است. در حالي كه در جوامع ديگر همواره منشا و ريشههاي هر مفهومي كاويده ميشود ما تنها به كاربرد مفاهيم فكر ميكنيم. وي ادامه داد: در دانشگاه مفاهيمي كه به زندگي و جامعه مربوط ميشود مفاهيم غيرقابل توجهي هستند، ژورناليستي بودن يعني پيش پا افتاده بودن و يك مفهوم علمي در حالي كه ژورناليستي بودن در فضاي رسانهيي يعني كاربردي كردن، قابل لمس كردن مفاهيم. روشنفكران ما دانشگاه را يك حوزهي بي دغدغه و امن و بي دردسر ميدانستند كه در آنجا به مسايل جامعه كمتر توجه ميشود. از اينجا يك فاصلهاي ميان دنياي علمي و دنياي روشنفكري ايجاد كردند و حوزهي سياست جدا از هر دو حوزهي ديگر تلقي شد. كار روشنفكرانه به اين معنا تلقي ميشد كه كاري است كه برايش كمتر هزينه و انرژي پرداخته ميشود و كار علمي يعني كار بي دردسر. حوزهي سياست را هميشه در مقابل حوزهي دانشگاهي قرار دادهاند و حوزه دانشگاهي را در مقابل حوزهي روشنفكري و سياست ما اگر بتوانيم اين سه ضلع را به هم نزديك كنيم ميتوانيم دانشگاه و نگاه علمي را به مسايل جامعه معطوف كنيم، حوزهي سياسي را از روزمرگي و ناتواني نجات دهيم و روشنفكران را به جامعه برگردانيم. خانيكي ادامه داد: با يك نگاه كه به ايران معاصر داريم نميشود گفت فضاي پرداختن به مسايل اساسي در حوزهي سياست وجود دارد، اساسا دولتها تمايل به سامان دادن به فضاي تك ذهني و هويتهاي يك پارچه دارند، بنابراين رسانهها در خدمت سياست قرار داشتهاند. اگر ما به پيروزي انقلاب اسلامي نگاه كنيم ميبينيم كه دو سخن بيشتر گفته نميشود، سخني كه توسط مردم و انقلاب گفته ميشود و سخني كه توسط رسانهها كه به نوعي متمركزاند و پادگفتماني در برابر مردم و انقلاباند وجود دارد. اين استاد دانشگاه علامه طباطبايي تصريح كرد: اين فضا عارضههاي اطلاع رساني جدي دارد، قدرت شايعه و رسانههاي غيربومي را بيشتر ميكند. فضاي قديم رسانهيي فضاي بازتوليد متمركز قدرت رسانهيي و مرزبنديهاي غيرقابل ترديد و سياه و سفيد كردن مسايل است اما فضاي جديد رسانهيي به كنشهاي ملموس و كم دامنه بيشتر بها ميدهد. در چنين فضايي خطري وجود دارد و آن خطر به حاشيه رانده شدن و قرار گرفتن بخشي از حوزههاي موثر در قدرت در حاشيه است. در اين فضا ميتوان به خطر ايجاد بنيادگرايي قومي و ملي و بومي اشاره كرد، در چنين فضايي اين خطر خطر مهمي است، نبايد نتيجه گيري كرد چون فضاي جامعه فضاي متكثري است خطر تحجر و بنيادگرايي جامعه را تهديد نميكند. خانيكي با بيان اين كه «عدالت در جامعه ايران بسيار مورد توجه گروههاي مختلف قرار گرفته است»، ادامه داد: عدالت در جنبشهاي اجتماعي و تحولات سياسي نطقهاي عظيم است. هميشه جنبشهاي بزرگ اجتماعي با تكيه بر عدالت آغاز شده است. وي افزود: عدالت يك شاخص بارز در فرهنگ شيعي است، بالاترين معيار سنجش در اخلاق و تفكر شيعي و اسلامي عدالت است. خانيكي تاكيد كرد: نميشود به عدالت مستقل از عقلانيت رسيد، ادعاي پرداختن به عدالت با تعطيل عقل و كاربرد آن ادعاي غيرواقعي است كه نه بنيانهاي معرفت شناسانه دارند و نه مصاديق تاريخي، اگر چه ممكن است در فضاهاي سياسي و در دوگانه شدنها عدالت نام مستعار گريز از آزادي شود و آزادي نام مستعار گريز از عدالت ولي آن چه كه مهم است اين است كه نميشود نسبت عدالت را با عقلانيت از ياد برد. رسيدن به عدالت يك بحث انتزاعي نيست، به دليل كمبود بنيادهاي فكري در حوزههاي سياسي و اجرايي گاه پرداختن به حوزههاي معرفتي و فكري در غير جاي خود ما را از اهميتي كه يك مقوله به صورت روزمره دارد غافل ميكند. خانيكي اظهار داشت: لازمهي پذيرش عدل در آفرينش، پذيرش خردورزي در حوزهي انديشه است، با اين امر است كه ميتواند از اين انديشه انصاف درآيد، اگر خواسته باشيم انصاف را عملياتيتر كنيم به پذيرش حقوق انسان در تعيين سرنوشت ميرسيم. نميشود به عدالت معتقد بود و حق ديگران را به رسميت نشناخت، ضروري است ما مقداري عدالت را فراتر از مفهوم مادي آن ببينيم. خانيكي گفت: متمركز كردن عدالت به حوزهي معيشت و اين كه گمان كنيم اين تنها شعاري است كه براي محدود كردن آزادي به حاشيه راندن بخشهاي مهمي از منابع ثروت معنوي ما كه نخبگان مديران و كارشناسان هستند و اين كه گمان كنيم عدالت توزيع عادلانهي فقر است و عدالت از ميدان به در كردن رقيبان است با معناي واقعي عدالت فرق دارد، مگر ميشود از عدالت سخن گفت و توجه به مسالهي قدرت، منزلت و ثروت را از جلوي چشم دور كرد؟ نميشود عدالت سياسي را كه با آزادي سنجيده ميشود ناديده گرفت و يا عدالت اجتماعي را كه با تكثر و تنوع شناخته ميشود از ياد برد يا عدالت جنسيتي كه با رفع موانع براي زن و مرد مطرح ميشود كمرنگ جلوه داد. اينها همه كمي شدهي عدالت است. خانيكي با بيان اين كه «آزادي ريشهها و پايههاي عميقي در فرهنگ ايران و دين ما دارد»، گفت: عموميت يافتن آزادي همواره در كانون قدرت سياسي قرار نميگيرد، آزادي هميشه به عنوان گفتار مزاف و نه به عنوان گفتار مستقل مطرح بوده، امروز بايد ديد چگونه آزادي را در متن گفتار مشروعيت بخش سياسي مطرح كنيم؟ هميشه آزادي به عنوان ساختهي عدالت مطرح بوده و ما شاهد پروژههاي شكست خوردهي آزادي در جامعهي ايران هستيم. بايد ديد كه چرا اين پروژههاي ناتمام زياد به گونهاي است كه به محض يك عدم موفقيت سياسي بلافاصله شعار مطرح به رقيب واگذار شده و شعار ديگر پيش پا گرفته ميشود؟ حتي بعد از انتخابات نهمين دورهي رياست جمهوري شاهديم در ميان اصلاح طلبان به گونهاي اين مساله مطرح شد كه گويا علت شكست اصلاح طلبان پرداختن به آزادي و نپرداختن به عدالت بوده! گويا بايد تا اطلاع ثانوي يا آزادي را رها كنيم يا عدالت را. خانيكي گفت: گفتمان آزادي هميشه با تهديدهايي روبرو بود كه چگونه نسبت خود را با عدالت، آزادي و اخلاق برقرار كند، بايد ديد چه گفتاري ميتواند هم مقرون به آزادي باشد هم عدالت. يكي از تهديدهاي جدي كه در برابر گفتمان آزادي و عدالت وجود دارد مستقل كردن اين دو از هم است، انديشيدن به عدالتي كه گويي نام مستعار حذف آزادي است و انديشيدن به آزادي كه گويي نام مستعار آن حذف عدالت است. خانيكي ادامه داد: تهديد ديگري كه در برابر آزادي و عدالت وجود دارد ميل به انباشت قدرت، ثروت و منزلت است، انباشت ثروت ميتواند در حوزهي جهاني شكافهاي رسانهيي ايجاد كند كه بخشهايي از جهان كاملا به حاشيه رانده شوند، هر گاه هركدام از اينها قدرت، ثروت و منزلت انباشته شود و امكان نقد آن وجود نداشته باشد آزادي و عدالت نميتواند به صورت پروژههايي در آيند كه توسط بخشهاي مختلف جامعه پي گرفته شود. اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: دموكراسي ساز و كار مهار قدرت ثروت و منزلت است، تلاش براي جلوگيري از تجمع قدرت و منزلت و ثروت و پخش مجدد آن. به اين دليل است كه ميشود گفت عدالت و آزادي امروز بر ساختههاي به هم متصل و شبكهيي هستند و فقط جاي پرداختن به آنها در حوزههاي سياسي نيست، در حوزههاي مدني و آموزش هم بايد به آنها پرداخت. بايد به دموكراسي و عدالت و رفتار عادلانه و دموكراتيك در حوزههاي آموزش، خانواده و جامعهي مدني توجه كرد. غفلت از اين حوزهها ميتواند خطر تهديد آزادي و عدالت را به وجود بياورد. وي خاطرنشان كرد ما در حوزههاي مختلف شاهد پروژههاي ناتمام آزادي و عدالت هستيم، از مشروطه تاكنون شاهد عدم انتقال تجربهها به نسلهاي بعد هستيم و به همين دليل اصرار بر پيگيري دموكراسي و رها نكردن آن در نيمهي راه براي ما اولويت دارد. معطوف كردن علت عدم موفقيت آزادي به علت پربها كردن دموكراسي اشتباه ديگري است كه در ايران ديده ميشود. خانيكي با اشاره به برخي نظرسنجيها، گفت: كم ياب ترين ارزش اخلاقي مثبت در ايرانيان انصاف است، احساس عدالت در جامعهي ما كمتر از احساس امنيت است و اين نشان ميدهد واقعيتهاي اجتماعي سياسي و فرهنگي ميتوانند در حد و اندازهي خود ديده نشوند، وقتي كه احساس عدالت پايين است همه چيز در اجتماع با سوءظني كه در فرهنگ سياسي ما وجود دارد باز توليد ميشود، به گونهاي كه اميد اجتماعي در اين نظرسنجي از اميد فردي بسيار پايينتر است. رسانهها به دليل اين كه متعلق به جامعهي مدرن هستند ميتوانند رضايت فرد را از خود بيشتر كنند، چون فرد در حوزهي شهري قرار گرفته و بدبينياش به حوزههاي مختلف جامعه ميتواند بيشتر شود. خانيكي گفت: رسانهيي شدن زندگي ما يعني اولويت يافتن مقولههاي كوتاه مدت به مقولههاي دراز مدت، يك مشكل سياسي و روشنفكري در ايران اين بوده كه بيشتر به مفاهيم كلي و تاريخي و دراز مدت پرداخته شده تا مفاهيم قابل لمس زندگي روزمره، امروز عدالت مفاهيم قابل لمسي در حوزهي زندگي روزمره دارد. نبايد دايرهي سياست را خيلي وسيع گرفت، ولي با بالابردن توان ارتباطي بايد به نقش رسانهها در روزمره كردن مفهوم عدالت و آزادي توجه كرد. بنابر اين گزارش، «خردمند»، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشكدهي مديريت، در پايان همايش ضمن انتقاد از نمايندگان تعدادي از احزاب كه براي شركت در ميزگردي دعوت شده بودند اما حضور نيافتند؛ از مسوولان دانشكده و دبير هيات نظارت ر تشكلهاي دانشگاه براي صدور مجوز اين همايش تشكر كرد. اين همايش سه روزه، ظهر امروز پايان يافت. انتهاي پيام