امينزاده: *اعتمادسازي راه پذيرش ايران هستهيي است *سياست خارجي خاتمي راه تامين امنيت ملي با هزينهي كمتر را روشن كرد
چهاردهمين نشست از سلسله نشستهاي "چه بايد كرد؟" در جبههي مشاركت ايران اسلامي برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست دكتر محسن امينزاده، معاون وزير امور خارجه سابق با عنوان «منظومهي فكري سياست خارجي در دوران قبل از اصلاحات، اصلاحات و پس از اصلاحات» سخنراني كرد. امينزاده با بيان اين كه زمينهي سياست خارجي دولت خاتمي با ورودش در سال 1376 به انتخابات رياست جمهوري فراهم شد، گفت: بلافاصله پس از استقرار خاتمي اين سياست خارجي شكل خود را پيدا كرد كه تفاوت بسيار چشمگيري با سياست خارجي قبل و بعد از خودش دارد. اين سياست، سياست گفتوگو بود و معتقد بود كه منافع كشور از طريق ارتباط، تعامل با جهان شكل ميگيرد. وي افزود: هرچند زماني گذشت و حدود يك سال طول كشيد تا دولت بتواند سياستش را به درستي تعيين كند، اما چند ماه پس از آمدن خاتمي آثار اين سياست جديد در وضعيت روابط ايران و جهان به طرز محسوسي ديده شد. درست است كه خاتمي تفكر آزادي، بردباري مردم را در سطح كشور مطرح كرد، اما تا زماني كه مجموعهي دولت توانست اين را با شاكلهي مشخصتري در سياست خارجي پياده كند، زمان گرفت به طوري كه بدترين سال روابط سياست خارجي دولت خاتمي همان سال اول رياست جمهوري وي بود. با وجود مصاحبهي مشهور ايشان با سي.ان.ان و همچنين اجلاس سران كشورهاي اسلامي و به دنبال آن بازسازي روابط با اروپا بود، اما با وجود اين مشكلات و حوادثي كه در اطراف ايران عليه كشور ما شكل گرفت، نشانهي اين بود كه عناصري در موضع چالش با سياست خارجي خاتمي هستند كه خوشبختانه اين سياست توانست با وجود اين مشكلات سنگين كار خود را به خوبي پيش ببرد. معاون وزير امور خارجه سابق با اشاره به ترور ديپلماتهاي ايراني در پاكستان و افغانستان، حمله به اتوبوسهاي بازرگانان آمريكايي در تهران گفت: حمله به اتوبوسهاي بازرگانان آمريكايي در تهران توسط مخالفان سياست خارجي خاتمي شرايطي بود كه نشان ميداد جريان مخالف اين سياست كاملا در موضع واكنش نسبت به سياستي است كه در تفكر خود گفتوگو و تفاهم را با جهان جستجو ميكند. البته شايد همان آثار حركتهاي اول نشان ميدهد كار خاتمي و كار دولت اصلاحات و وزارت خارجه براي ساماندهي به اين موارد كار بسيار مشكلي است. در همان ايام بمباران مرزهاي ايران با تركيه و بحث حمله به افغانستان در ميان مردم مطرح شد كه خوشبختانه جاي خود را به سياستي مانند گفتوگو داد و تفكر جديدي جاي خود را در سياست خارجي باز كرد. امينزاده همچنين گفت: تصور من كه نسبتا خوشبينانه تلقي ميشود، اين بود كه حال كه اين همه موفقيت در سياست خارجي كسب كرديم باعث خواهد شد كه بخشهاي عمده اين سياست حفظ شده و مسير خود را پس از دولت خاتمي ادامه دهد و فكر ميكردم كه اين سياست براي جريان مخالف اين تلقي از سياست خارجي ميتواند قانعكننده باشد. وي با بيان اين كه سياست خارجي خاتمي مناقشهاي بر سر اصول يا تغيير چارچوب انقلاب اسلامي نبود، گفت: سياست خارجي خاتمي توانست نشان دهد سختترين بخشهاي اصول تعريفشده براي سياست خارجي هم ميتواند در چارچوبي مسير خود را طي كند، بدون آنكه مانع منافع ملي شود. سياست دولت اصلاحات توانست روشن كند كه با سياست خارجي درست ميتوان با هزينهي كمتري امنيت ملي را تامين كرد. اين سياست خارجي نشان داد كه ميتوان در دنيا خوشنام بود و چهرهي تروريست را زدود. اين سياست نشان داد كه ميشود با مسيري كه در جهت دموكراسي طي ميكنيم، ميتوان جايگاه متفاوتي را در عالم پيدا كرد. سياست خارجي دولت خاتمي معتقد بود چهرهاي مانند بن لادن حتما زننده است و از اين كه مطرح شود ايران افراطيترين چهرهي جهان اسلام است را نميپسنديد و فكر ميكرد اگر ديگران از ايران بترسند به نفع امنيت ملي و منافع كشور نخواهد بود. وي سياست خارجي خاتمي را معتقد بودن بر تامين امنيت ملي در منطقه خواند و ادامه داد: كشوري كه احساس امنيت كند نسبت به ايران نه تنها نگران نميشود و با دشمنان ما يكي نميشود، بلكه فكر ميكنم وقتي كشوري با اين اطمينان وجود دارد، چرا با مخالفانش متحد شود و امنيت در منطقه ايجاد ميشود. سياست خارجي خاتمي به دنبال اين بود كه سياست فرداي ايران قابل محاسبه باشد. امينزاده افزود: ايران معلوم نيست فردا چه خواهد كرد، چه امكاني دارد و از اين امكان چه استفادهاي ميخواهد بكند. اين جاي نگراني است و اين نگراني ميتواند آنقدر معنادار شود كه شكل متفاوتي از مشكل را ايجاد كند و مشكل بزرگتري را براي منافع ملي كشور ايجاد كند. وي با تاكيد بر اينكه ايران پس از جنگ سرد تغيير اساسي در رفتارش نداد، گفت: متاسفانه به دليل اين تغيير نكردن در رفتار ناگهان با ضربهاي سنگين مواجه شد كه جلوههايش در بحرانيترين سالهاي سياست خارجي در سال 1375 و 1376 نمود پيدا كرد. تفاوت ملموسي كه مديران دولت جديد با دولت خاتمي وجود داشت اين است كه مديران سياست خارجي دولت خاتمي معتقد بودند كه سهم اقتصاد، ثروت، اقتدار ملي و تكنولوژي به شدت افزايش و سهم توان نظامي و سلاح كاهش پيدا كرده است، سياست خارجي دولت خاتمي معتقد بود يك كشور هرچقدر هم امكان نظامي داشته باشد نميتواند بگويد ما فقير هستيم و مردم ما گرسنه هستند، اما عزت داريم. در دنياي امروز يك كشور بايد ثروتمند شود و اگر كشوري ثروتمند امكان نظامي داشته باشد بسيار خوب است. معاون وزير امور خارجه سابق در آسيا و اقيانوسيه، شيوهي رفتار با كشورهاي همسايه را يكي از شيوههاي سياست خارجي دولت خاتمي عنوان كرد و گفت: روابط با همسايه نبايد بحراني شود و اگر هم هست بايد سعي كرد با آن مواجه نشويم. ما معتقد بوديم نبايد با طالبان بجنگيم، علتش اين بود جنگ با طالبان هزينهي سنگيني را به كشور تحميل ميكرد و لذا يكي از افتخارات دورهي دوم دولت خاتمي اين بود كه اجازه نداديم با طالبان جنگ شود و بخش زيادي از موفقيت بعدي كه دولت خاتمي پيدا كرد، مرهون همين موضوع بود. امينزاده با تاكيد بر اينكه سياست خارجي دولت خاتمي مبني بر اعتمادسازي با همسايگان بود، ادامه داد: سياست خارجي دولت آقاي خاتمي از دوران بحراني روابط ايران كه متهم به دخالت در مسايل و بحرانهاي افغانستان و پاكستان و تركيه بود همچنين با عراق و آذربايجان نيز مشكل داشت به شرايطي تبديل كرد كه همسايگان به فكر روابط اقتصادي با ايران بودند. وي خاطرنشان كرد: تصور اين كه اگر مقتدر شويم همه از ما ميترسند و با ما همكاري ميكنند تصوري كاملا دور از واقعيت است. هيچكس به دليل نگراني و تهديدكنندگي حاضر نيست مثلا با كرهي شمالي دعوا كند، اما اين باعث توسعهي پيشرفتي در كشورش نشده است. معاون سابق وزير امور خارجه اظهار داشت: ايران به دنبال ساخت تاسيسات فرآوري اورانيوم اصفهان بود و اين كار پنهاني هم نبود، اما آمريكا تمام سعي خود را ميكرد كه مانع از اين كار شود، اما ايران بدون كمك كشورهاي خارجي اين كار را ادامه داد تا زماني كه بخشي از طرحهاي هستهيي ايران را پيش از اين كه خود ايران اعلام كند، آمريكا اعلام كرد و انصافا كارهايي كه ايران در اين زمينه انجام ميداد، خيلي مهم نبود، اما اعلام نكرد و پس از آن طبق سياست قبلي به سمت اعتمادسازي رفت ضمن اين كه اصرار داشت حداكثر آنچه كه توليد كرده بود، حفظ كند. وي ادامه داد: من معتقدم اگر در اين مسير (اعتمادسازي) برويم به بخشي از توان هستهيي در دورهي فعلي خواهيم رسيد و ما را به عنوان كشوري كه در اين زمينه داراي اين توانايي است، محسوب ميكنند. اما نكتهي مهم اين است كه در موقعيت فعلي چه ميشود كرد؟ برداشت ما اين بود كه انتخاب جمهوري اسلامي ايران انتخابي مبتني بر منافع ملي و امنيت ملي است، اتفاقي كه افتاد و مسيري كه آمريكا دنبال كرد اين بود كه ايران همچنان دنبال ساخت بمب هستهيي است. امينزاده افزود: در اينجا دو ديدگاه مطرح است، يكي اينكه مسير غنيسازي را تا جايي ادامه دهيم كه موفق شويم به توان بيشتري از وضعيت فعلي برسيم و سوخت نيروگاه بوشهر را خودمان تامين كنيم يا اينكه در مسيري كه ميرويم آرام حركت كنيم تا اعتماد جهان را جلب كنيم. تصوير ديپلماسي كه خاتمي دنبال ميكرد اين بود كه انتخاب ما مانند هميشه يك انتخاب نسبي است و بايد به گونهاي صورت پذيرد كه هم حداكثر منافع را از توان هستهيي بگيريم، اما نه امنيت مليمان تحت خطر قرار بگيرد و نه به منافع مليمان ضربه وارد شود. مثلا ايران ميتوانست مسيري را طي كند كه اولين نيروگاه هستهيي خود را افتتاح كند. به گزارش خبرنگار ايسنا در ادامهي اين نشست جلسهي پرسش و پاسخ برگزار شد. امينزاده در پاسخ به پرسشي مبني بر پراكنده بودن اركان تصميمساز در سياست خارجي ايران، گفت: تفسير قدرت همواره بد نيست، البته كساني كه به اتوبوس آمريكاييها حمله كردند سياستگذاري نكرده بودند، ولي تاثير زيادي در سياست خارجي خاتمي داشتند و آن را با چالش مواجه كردند. دولت خاتمي موفق بود در اينكه دخالت گروههاي فشار و نهادهاي تصميمساز و غيره را در سياست خارجي كاهش دهد، اما موفق نشد آن را از بين ببرد. مثلا گروههاي فشار اجازه ندادند دولت خاتمي مشكلات را با مصر حل كند. اين گروه فشار موفق شدند مانع حل مشكلات ايران با آمريكا شوند. وي همچنين در پاسخ به پرسشي مبني بر دستيابي ايران به سختافزارهاي نظامي به جاي نرمافزارهاي سياسي گفت: تندروهاي ايران و آمريكا با وجود اين كه به شدت با هم مخالفند، همواره به داد هم ميرسند. به نظر تندروهاي آمريكا دو تهديد وجود دارد، تروريست و سلاح هستهيي اما نكتهاي كه اينجا مطرح است، اين است كه اگر ما نيز راديكال شويم فرصت چنين افكاري را به آنها ميدهيم. مگر آمريكا دشمن نيست، چرا به او كمك ميكنيم تا اجماعي عليه ما صورت دهد. وي افزود: متاسفانهي چهرهي ايران مثبت نيست و آمريكا نيز به دنبال منافع خودش است و اين تصور غلطي است كه آمريكا يك كشور دموكراسيخواه است. انتهاي پيام