مجيد فراهاني:اصلاحطلبان در عرصه دولت شكست خوردند اما در جامعه موفق بودند ابراهيم شيخ: توسعه سياسي توانست نوعي وفاداري و تعهد در بدنه مردم و حاكميت ايجاد كند
جلسهي شاخهي جوانان حزب اعتماد ملي با حضور مجيد فراهاني – عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي - و ابراهيم شيخ – عضو سابق دفتر تحكيم وحدت - برگزار شد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، مجيد فراهاني در ابتدا با بيان اينكه بايد به بررسي چرايي به وجود آمدن دوم خرداد پرداخت، گفت: اصلاحات را بايد ادامهي روند اصلاحطلبي مردم ايران در قرن اخير دانست كه اوج آن در انقلاب اسلامي و آرمانهاي آن تبلور يافت. فراهاني گفت: بهويژه بعد از جنگ با عملكرد برخي مسوولان برخي آرمانهاي انقلاب خدشهدار شد و به ويژه در عرصههاي سياسي امنيتي و فرهنگي، آرمانهاي حضرت امام و انقلاب زير پا گذاشته شد، حتي در اين زمان شاهد حوادثي مانند قتلهاي زنجيرهيي بوديم. اين فعال سياسي افزود: شعارهاي خاتمي مبني بر توسعهي سياسي و حقوق شهروندي و جامعهي مدني، به نوعي اعتراض به وضع موجود بود و به همين دليل به مرور به نماد نقد تبديل شد. عضو جبهه مشاركت توجه خاتمي به اصلاح سياست خارجي و لزوم برقراري رابطه با همه كشورها منهاي اسراييل و توجه ويژه به اقشار مغفول مانند چون جوانان و زنان را از سياستهاي وي برشمرد. به گفتهي وي مردم به اميد تحول و تغيير وضع موجود به خاتمي راي دادند. ابراهيم شيخ هم در سخناني با بيان اينكه واژهي اصلاحات مبهم است و در هر كشور و جامعهاي معناي خاص خود را دارد، اظهار داشت: وقتي به آن دوره نگاه ميكنم ميبينم كه اصلاحات در هدف، دچار ابهام بود. وي در ادامه گفت: نگاهي به سخنان خاتمي نشان ميدهد كه تفسير سياسي و توسعه سياسي از اصلاحات بيشتر مد نظر بوده است. اين فعال سياسي چالشهاي پيش روي اصلاحات را «دولت سازي»، «ملت سازي» ، «مشاركت» و «توزيع رفاه» دانست و گفت: در توسعهي سياسي شاهد چند بحران هستيم از جمله «بحران هويت»، «بحران مشروعيت براي نهادهاي سنتي» «بحران مشاركت» «بحران كنترل و نفوذ و اقتدارحاكميت» و «بحران توزيع». پس از او فراهاني دربارهي ميزان پيروزي اصلاحات گفت: تجربهي حوادث گذشته ما را ميرساند به اين كه اصلاحات در دو سطح مطرح شود. در عرصهي اجتماعي اصلاحات توانست خود را در ميان مردم نفوذ دهد، به طوري كه امروز شعارهاي اصلاحات كاملا در لايههاي پايين رسوخ كرده و جامعه مانند آن باسوادي شده كه نميتوان سواد را از او پس گرفت. پس از دوم خرداد جامعه در راههايي پاي نهاد كه بي بازگشت است و نميتوان آن را به قبل از دوم خرداد برگرداند و محدوديتهاي قبل را ايجاد كرد، مثلا همين تفسيري كه از اصل 44 شده است نشان ميدهد كه با وجود شعارهاي دولت كه سمت و سوي دولتي كردن امور را داشت، حاكميت و جامعه به سمت خصوصي سازي قدم بر مي دارد. وي با اعتقاد به اينكه اصلاحات در عرصهي دولت شكست خورده است، گفت: همين كه پس از دولت خاتمي دولتي روي كار ميآيد كه به هيچ وجه شباهتي به دولت اصلاحات ندارد، از شكست اصلاحطلبان در اين عرصه نشان دارد. در داخل، علت اين شكست بيتوجهي به رشد متوازن و توسعهي اقتصادي و شكاف فقير غني بوده است، همچنين ضعف تشكيلاتي از ديگر مشكلات دوم خرداديها بود. متاسفانه هيچ حزب قدرتمندي نبود كه دولت را ياري كند و به همين دليل افرادي را در پستهاي دولت اصلاحات ميبينيم كه اعتقادي به اصلاحات ندارند. عضو جبهه مشاركت در ادامه به تشريح عوامل خارج از جريان اصلاحي در شكست اصلاحات در دولت گفت: تلاش مخالفان اصلاحات و برخورد با بدنهي جنبش در شكست اصلاحات نقش زيادي داشت. بحرانهاي هر نه روز يك بار براي دولت باعث انفعال طرفداران اصلاحات شد، مثلا با يك تجمع آرام دانشجويان در اعتراض به تعطيلي يك نشريه در كوي دانشگاه در 18تير آن طور برخورد ميشود. شدت برخورد طوري است كه حتي برخي از محافظهكاران آن را محكوم ميكنند، اما وقتي نوبت به برخورد با خاطيان ميرسد، متهم رديف اول تبرئه و كل جريان در دزديده شدن يك ريشتراش خلاصه ميشود. در ادامه ابراهيم شيخ به تشريح ميزان موفقيت جريان اصلاحي پرداخت و گفت: در چالش دولتسازي در دورهي اصلاحات، شاهد دوگانگي در سطح سياسي و به تبع آن، كاهش اقتدار هستيم. دولت اصلاحات نتوانست اين دوگانگي را از بين ببرد. در چالش ملتسازي دولت اصلاحات با شعار توسعهي سياسي توانست نوعي وفاداري و تعهد در بدنهي مردم و حاكميت ايجاد كند. اما حوادث اخير در برخي استانهاي كشورمان نشان ميدهد كه دولت جديد نتوانست آن تعهدي را كه دولت اصلاحات ايجاد كرده بود، حفظ كند و به همين دليل با برخي بحرانهاي قوميتي مواجه شديم. دولت اصلاحات توانسته بود با تمهيداتي تنازعات قومي و عشيرهاي و مذهبي را به حداقل برساند. در اين زمينه دولت اصلاحات موفق بود، اما متاسفانه نتوانست آن را نهادينه كند. وي گفت: در چالش «مشاركت» هم دولت اصلاحات توانست با برگزاري انتخابات شوراها و انتخابي كردن روساي دانشگاهها در اين زمينه توفيقاتي بيابد، گرچه ميشد بهتر عمل كند. اما در دو چالش «دولت سازي» و «توزيع رفاه» دولت موفق نبود و حتي وضعيت را بحراني كرد. مردم در دورهي اصلاحات از دوگانگي حاكميت خسته شده بودند و از سويي مثلا گراني ميوه در نوروز 84 ناتواني را در توزيع رفاه نشان داد. شيخ اظهار داشت: برخي ميگويند دولت اصلاحات دلارها را به جاي استفاده در جاي درست، در صندوق ذخيره ارزي گذاشت و به دولت احمدي نژاد هديه داد؛ در حالي كه ناتواني دولت در ايجاد سيستمي براي استفاده از اين منابع ارزي براي سرمايهگذاري مشهود است. حتي در دورهي اصلاحات، دولت نتوانست جلو فساد اداري را بگيرد كه روندي رو به افزايش داشت. وي در پايان، جنبش دانشجويي را در مشاركت كردن و مشاركت دادن مردم براي دولت اصلاحات موفق ارزيابي كرد و گفت: جنبش دانشجويي به دليل سرخوردگي كه برايش ايجاد شد در دور دوم اين كار را نكرد. چرا كه آنقدر كه براي دولت تلاش كرده بود، مورد توجه واقع نشد. پس از وي فراهاني يكي از دلايل شكست اصلاحات را اختلافات دروني دانست و گفت: اگر در انتخابات اخير اصلاحطلبان بر يك كانديدا توافق مي كردند، امروز اين وضعيت پيش نيامده بود، از سوي ديگر فرصتهايي دولت اصلاحات ايجاد كرد كه حاكميت از آنها استفاده نكرد و به عبارتي فرصت سوزي كرد؛ از جملهي آنها فرصتي بود كه براي عادي سازي روابط با آمريكا ايجاد شده بود، اما اين فرصت سوخت، حتي امروز هم در حالي كه بستهي پيشنهادي اروپا داده شده، بيم آن مي رود باز هم به سوي فرصت سوزي برويم و مصالح ملي را در نظر نگيريم. بر اساس اين گزارش جلسه با پرسش و پاسخ پايان يافت. انتهاي پيام