حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي، رييس جمهور سابق كشورمان، كه به آمريكا سفر كرده است در گفتوگويي با روزنامه فايننشال تايمز، به پرسشهاي خبرنگار اين روزنامه پاسخ داد.
به گزارش ايسنا، خاتمي با بيان اينكه «ديوار بياعتمادي ميان ايران و آمريكا سابقهيي تاريخي دارد.» گفت:« در دورهي بعد از كلينتون به دلايل مختلف سوءتفاهمات افزايش يافت و اين درحالي بود كه برخي سياستهاي آمريكا درباره ايران و خاورميانه، ترديدها را در ايران شعلهور كرد و مشكلات بيشتري را در خاورميانه ايجاد كرد.»
خاتمي در ادامه به طرح برخي تهديدات از سوي مقامات آمريكايي عليه ايران اشاره كرد و گفت:« حمله عليه ايران يك اشتباه محاسباتي ازسوي آمريكا خواهد بود.هرگونه حمله براي ايران، منطقه و جهان دردسرساز خواهد بود. اميدوارم خرد و تفكر بر احساسات غلبه كند و محاسبات غلط و اشتباهات را شاهد نباشيم.همانطور كه محاسبات اشتباه دربارهي عراق مشكلاتي را براي آمريكا، ملت عراق و منطقه ايجاد كرد، اگر چنين محاسبهيي اشتباهي دربارهي ايران تكرار شود قطعا صدمات آن براي همه بسيار بيشتر از عراق خواهد بود.»
خاتمي در ادامه با تاكيد بر صلحآميز بودن فعاليت هستهيي ايران ، گفت:« من قاطعانه ميگويم كه هيچ فرد و سازمان رسمي در ايران با نقش و مسئوليتهاي تعيين كننده، به توليد سلاح هستهيي فكر نميكند.»
رييس جمهور سابق كشورمان گفت:« تعليق داوطلبانه در دورهي دولت من اجرا شد، ما گفت و گوهاي خوبي با آلمان، فرانسه و انگليس داشتيم. طبيعتا براي رسيدن به يك نتيجه به زمان زيادي نياز بود؛ اما اروپا ميتوانست پس از حسن نيت نشان دادن ما گام هاي سريعتري را بردارد و اعتمادسازي بيشتري داشته باشد، اما متاسفانه اروپا در استفاده از آن فرصت شكست خورد.»
خاتمي درعينحال ادامه داد:« اكنون من معتقدم در واقع هيچ چيز تغييري نكرده است. هيچ چيزي براي نگراني بسيار وجود ندارد.اكنون همهي مشكلات و نگرانيهايي كه ما داريم و آنها دارند ميتـوانند حل شود و گفت و گو با شكيبايي و بدون پيش شرط قابل دسترسي است. اروپا، آژانس بينالمللي انرژي اتمي و آمريكا نبايد اين فرصت را جهت تلاش براي انجام گفت و گوها از دست دهند.همچنان معتقدم كه اين مشكل ميتواند از طريق گفت و گوي عادلانه و مبتني بر حسن نيت حل شود.»
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در بخش ديگري از سخنان خود فاشيسم و نازيسم را دو ارمغان غرب براي دنيا توصيف كرد و گفت:« متاسفانه بايد پذيرفت كه فاشيسم ريشه كن نشده است و از سطح ملي غرب به مرحلهي بينالمللي رسيده است. امروز در سطح بينالمللي نوعي فاشيسم ، آپارتايد و يك جانبه گرايي و نوعي توتاليتاريسم را شاهديم كه بر طبق آن ملتها و منافعشان توزيع ميشوند و جنگها به راه ميافتند.»
او تاكيد كرد:« آنچه امروز خطرناك است سياستهاي نامناسب يك جانبه و داشتن استانداردهاي دو گانه در سطح بينالمللي است و اين ذهنيت غلطي است كه همهي مشكلات ميتواند از طريق توسل به زور حل شود.»
خاتمي همچنين به سياست ايران درباره مسايل فلسطين اشاره كرد و با بيان اينكه «سياست هاي ايران در اين ارتباط به صورت بنيادي تغيير نكرده است» تاكيد كرد كه ايران در اين زمينه به هر تصميمي كه مردم و دولت فلسطين بگيرند احترام خواهد گذاشت.
رييس جمهور سابق كشورمان در ادامه در پاسخ به پرسشي درباره مسايل سياسي دوران رياست جمهورياش گفت:«من دولتم را به پايان رساندم و در نتيجهي فشارها عقبنشيني نكردم. اختلاف عقايد طبيعي است، اما ما بايد ياد بگيريم عقايد مختلف در فضاي دموكراتيك با فرصتهاي برابر براي همهي طرفها مطرح شود؛ نه اين كه برخي با محدوديت و ديگران با مصونيت و فرصت هاي فراوان براي بيان ديدگاهشان روبرو باشند.»
او ادامه داد:« تمرين دموكراسي ما جديد است و ما بايد ياد بگيريم رقابت را به خصومت تغيير ندهيم.ديدگاههاي مردم بايد بعنوان ضرورتي براي استقرار دموكراسي در فضايي آزاد و عادلانه مورد احترام قرار گيرد.اگر ما به دموكراسي معتقد باشيم بايد مخالفت را بپذيريم.»
خاتمي گفت:« اصلاحات بايد انتظارات مردم را به واقعيت تبديل كند، زيرا مردمي كه آزادي و پيشرفت را ميخواهند عجله دارند. اين ميتواند انتظارات را فراتر از واقعيت قرار دهد.»
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن كامل اين گفتوگو كه بر روي سايت روزنامه فايننشيال تايمز منتشر شده، به شرح زير است:
فايننشيال تايمز: اميدواريد چه دستاوردي از ديدارتان از آمريكا داشته باشيد؟9 سال قبل شما دربارهي « ديوار بياعتمادي» صحبت كرديد آيا اين ديوار اكنون بزرگتر شده است؟ آيا خطر مواجههي نظامي ميان دو كشور را شاهد هستيد؟
خاتمي: من گفتم ديوار بياعتمادي ميان ايران و آمريكا سابقهيي تاريخي دارد و ما بايد با آن متفكرانه برخورد كنيم آمريكا كشوري مهم و با نفوذ در جهان است و ايران نيز كشوري مهم و با نفوذ درمنطقه است اين بياعتمادي ميتواند مشكلاتي را براي هردو طرف و براي كل منطقه ايجاد كند.
فكر ميكنم برخي گامهاي موثر ( از سوي ايران ) برداشته شد و دولت كلينتون نيز برخي گامهاي متقابل را برداشت، اما اين گامهاي ( آمريكا) اندك بود. اگر آنها ادامه مييافتند ميتوانست به موقعيت مناسبتر براي هر دو طرف منجر شود كه متاسفانه اين طور نشد.
در دورهي بعد از كلينتون به دلايل مختلف سوءتفاهمات افزايش يافت و اين درحالي بود كه برخي سياستهاي آمريكا دربارهِ ايران و خاورميانه، ترديدها را در ايران شعلهور كرد و مشكلات بيشتري را در خاورميانه ايجاد كرد.
اميدوارم اين موقعيت به هيچ گونه مواجههي خشونتبار كه به نفع ايران جهان و منطقه نخواهد بود، منجر نشود. هم چنان بر اين باورم كه مشكلات بايد با تفكر و عاقلانه و با تكيه بر منافع و اهداف مشترك كه ميتوان يافت حل شوند وقتي پيشنهاد اخير براي گفت و گوهاي چند جانبه كه هر دوي اروپا و آمريكا را شامل ميشد، به ايران داده شد، خوشحال شدم. اين واقعيت كه هر دوي ايران و امريكا پذيرفتند گفت و گوها را برگزار كنند، پنجرهي اميدي را گشود اما متاسفانه با قرار دادن شرط براي آغاز گفت و گوها اشتباه بزرگي صورت گرفت. اين امر ترديدها را در خصوص تمايل براي برگزاري گفتوگوها دامن زده. هم چنان باور دارم كه اگر همان پيشنهاد بدون پيش شرط مطرح شود، ميتواند از مشكلات احتمالي در آينده جلوگيري كند. فكر نميكنم شرايط براي هر گونه حمله عليه ايران آماده باشد اين يك اشتباه محاسباتي از سوي آمريكا خواهد بود، اگر فكر كند حمله به ايران هر گونه مشكلي را حل خواهد كرد. هرگونه حمله براي ايران، منطقه و جهان دردسرساز خواهد بود. اميدوارم خرد و تفكر بر احساسات غلبه كند و محاسبات غلط و اشتباهات را شاهد نباشيم .همانطور كه محاسبات اشتباه دربارهي عراق مشكلاتي را براي آمريكا، ملت عراق و منطقه ايجاد كرد، اگر چنين محاسبهيي اشتباهي دربارهي ايران تكرار شود قطعا صدمات آن براي همه بسيار بيشتر از عراق خواهد بود.
فكر نميكنم افكار عمومي در آمريكا به ايالات متحده اجازه دهد در دردسرهاي بيشتري درگير شود كه براي ماليات دهندگان آمريكايي و آن هايي كه ميخواهند زندگي ايمن و امني در آمريكا داشته باشند هزنيه خواهد داشت.
فايننشيال تايمز: برگرديم به زماني كه دولت شما نوعي تعامل را با دولت بوش داشت، چقدر خودتان را براي از دست دادن فرصتها و جلوگيري از بحران كنوني مسوول ميدانيد؟
خاتمي: هيچ كس نميتواند بگويد كه كارش صد در صد صحيح بوده است يا اين كه كار بهتري نميتوانسته انجام گيرد با اين حال پيچيدگي اين مساله آن قدر زياد است كه نميتوان انتظار داشت مشكلات دو جانبه يك شبه حل شوند. فكر ميكنم حتي اگر ما اشتباهاتي در تاكتيكها داشتيم اما قطعا استراتژي صحيحي داشتيم اين « استراتژي» زمينه را براي روابط بيشتر درحوزههاي مختف نظير ورزش، هنر و تبادلات مردمي بيشتر گشود. برخي اظهار نظرات و روياروييها ميان مقامات نيز تعديل شد با اين حال فكر ميكنم زمان كافي نبود متاسفانه سياستهاي مناسب، پس از دولت كلينتون ادامه نيافت. اين نه تنها به همهي زمينههايي كه پيشتر آماده شده بود صدمه زد، بلكه ظنها را ميان دو كشور بدتر كرد كه تا الآن نيز ادامه دارد اما نبايد اميد را از دست داد.
فايننشيال تايمز:شما مدت هشت سال مسئوليتهايي را در زمينهي مساله هستهيي داشتيد آيا قطعا اطمينان داريد كه برخي عناصر نميخواهند يك برنامهي تسليحات هستهيي را توسعه دهند؟
خاتمي:قطعا! من با اين مساله آشنا هستم و ميدانم كه رهبر معظم ما كه سياستها و استراتژيها را تعيين ميكند به طور قطع با آن مخالف است و هر گونه تلاش براي توليد و حفظ سلاحهاي هستهيي را «حرام»خوانده است. من قاطعانه ميگويم كه هيچ فرد و سازمان رسمي با نقش و مسئوليتهاي تعيين كننده به توليد سلاح هستهيي فكر نميكند.
فايننشيال تاميز:آيا فكر ميكنيد دولت ايران بايد غنيسازي اورانيوم را تعليق، و گفتوگوها را آغاز كند؟
خاتمي: تعليق داوطلبانه در دورهي دولت من اجرا شد، ما گفت و گوهاي خوبي با آلمان، فرانسه و انگليس داشتيم. طبيعتا براي رسيدن به يك نتيجه به زمان زيادي نياز بود. تا پايان دورهي من كل سيستم متقاعد به انجام آن بود اما فكر ميكنم اروپا ميتوانست پس از حسن نيت نشان دادن ما گام هاي سريعتري را بردارد و اعتمادسازي بيشتري داشته باشد، اما به خاطر ترديدهاي اروپا و متاسفانه به علت فشار خارجي بر اروپا ،اروپا در استفاده از آن فرصت شكست خورد و اين ظن را در كل رهبري ايران به وجود آورد كه تعليق داوطلبانهي ما نه تنها هيچ مشكلي را حل نخواهد كرد، بلكه بهانهيي خواهد بود براي آنهايي كه ميخواهند ايران به طور كامل از حقوقش دست بردارد تا سياست هاي آنها را اجرا كند. به اين علت ان اعتمادسازي نسبي صدمه. ديد اكنون من معتقدم در واقع هيچ چيز تغييري نكرده است. هيچ چيزي براي نگراني بسيار وجود ندارد. داشتن يك آبشار 164 سانتريفوژي نميتواند مواد غنيشدهي كافي براي هيچ چيز فراهم كند چه رسد به توليد يك بمب. اين فقط به تكميل تجارب مهندسين ما كمك خواهد كرد. اكنون همهي مشكلات و نگرانيهايي كه ما داريم و آنها دارند ميتـوانند حل شود و گفت و گو با شكيبايي و بدون پيش شرط قابل دسترسي است. اروپا، آژانس بينالمللي انرژي اتمي و آمريكا نبايد اين فرصت را جهت تلاش براي انجام گفت و گوها از دست دهند.
همچنان معتقدم كه اين مشكل ميتواند از طريق گفت و گوي عادلانه و مبتني بر حسن نيت حل شود.
فايننشيال تايمز:پيامدهاي سياستهاي رييسجمهور بوش در خصوص جنگ عليه تروريسم چه بوده است؟ و شما دربارهي به كار بردن عبارت فاشيسم اسلامي از سوي او چه فكر ميكنيد؟ نميخواهم اين را به عبارتي كه در ايران به كار برديد ربط بدهم اما شما هم عليه خطر فاشيسم كه از دل مردم گرايي (پوپوليسم) بيرون آمده باشد هشدار دادهايد.
خاتمي: دوست ندارم عبارت نامناسب و بيادبانهيي كه عليه اسلام به كار رفته است را تكرار كنم. به جايگاهها واژهها احترام ميگذارم. فاشيسم اسلامي همان قدر غلط است كه از فاشيم مسيحيت يا بودائيسم صحبت شد.روح اسلام، مسيحيت و ديگر مذاهب به هيچ وجه با فاشيسم و نازيسم سازگاري ندارد واقعا متاسفم از اين كه بايد بگويم فاشيسم در اروپا و در جهان مدرن خلق شد. همان طور كه يهودستيزي در غرب و جهان مدرن خلق شد. شما شاهد همزيستي يهوديان و مسلمانان در قرنهايي بودهايد كه نفرت هرگز بر روابطشان چيره نشد. شما ميبينيد كه مسلمانان و اعراب امروزي بينهايت از سياستهاي سركوبگرايانهي اسراييلي خشمگيناند. با اين حال اين خشم هرگز خصومت ميان اعراب و يهوديان و مسلمانان و يهوديان را برنيانگيخته است. هولوكاست يكي از جنايات نازيها در جهان است. همان طور كه قبلا گفتم اروپا مفتخر است و آمريكا به كمك به اروپا براي نابودي فاشيسم در سطح ملي افتخار ميكند اما متاسفانه بايد پذيرفت كه فاشيسم ريشه كن نشده است و از سطح ملي غرب به مرحلهي بينالمللي رسيده است. امروز در سطح بينالمللي نوعي فاشيسم ، آپارتايد و يك جانبه گرايي و نوعي توتاليتاريسم را شاهديم كه بر طبق ان ملتها توزيع ميشوند، منافعشان توزيع ميشوند و جنگها به راه ميافتند.
البته درست است كه امكان دارد راديكاليسم، همان طوركه در غرب هم وجود دارد، وجود داشته باشد، ترورهايي كه جناحهاي غير مسلمان مرتكب شدهاند كم نيست. اگر هر كسي تحت نام اسلام به اقدامات خشونتآميز و تروريستي دست بزند من آن را به علت تروريستي بودن و نيز براي اينكه تحت نام اسلام انجام شده است كه مذهب محبت و مهر است محكوم ميكنم. آنچه امروز خطرناك است سياستهاي نامناسب يك جانبه و داشتن استانداردهاي دو گانه در سطح بينالمللي است و اين ذهنيت غلطي است كه همهي مشكلات ميتواند از طريق توسل به زور حل شود.از استفاده از اين عبارت (فاشيسم اسلامي) متاسفم. اطمينان دارم كه ديد ملت آمريكا فراتر از چنين عباراتي است. در گذشته نيز اشتباه مشابهي انجام شد و آن صحبت از جنگهاي صليبي جديد بود كه به لطف وجود مشاورين كنار گذاشته شد. اميدوارم اين اشتباه نيز تصحيح شود كه نتيجهيي جز ايجاد نفرت و مشكلات براي كشورها و ملتها نخواهد داشت اميدوارم اين يك نقل قول اشتباه باشد.
فايننشيال تايمز: آمريكا براي شما ويزا صادر كرد و سفرتان را تسهيل كرد، آيا اين علايم اميدبخش نشانهي آن است كه چيزي از سفر شما حاصل خواهد شد؟ آيا با جيمي كارتر ديدار خواهيد كرد و نوعي نشانهها را براي جبران بحران گروگان گيري ان طور كه آلبرايت در سال 1953 در خصوص كودتا داشت خواهيد داشت؟
خاتمي: در مصاحبهام با سي ان ان ( در 1998)براي دومين بار گفتم كه در فضاي انقلابي و به علت سياستهاي غلط آمريكا واكنشي رخ داد و من ميتوانم احساسات بستگان گروگان ها را درك كنم، اما آن حادثه تكرار نخواهد شد؛ زيرا جمهوري اسلامي مستحكم شده است. آنچه بايد انجام شود نگاه كردن به ريشه ها و محكوم كردن سياست هايي است كه به آن اقدام منجر شد. همان طور كه ملت آمريكا از ديدن اجسادي كه از ويتنام بر ميگشت ناراحت بود و سياستهايي را كه به جنگ منجر شد محكوم كرد. آنچه آلبرايت انجام داد در پاسخ به پيام من به ملت آمريكا و ابراز احترام من به ملت آمريكا و درك تلخيهاي بحران گروگانگيري صورت گرفت.
در خصوص ويزاي من، من به دعوت كوفي عنان و به دعوت برخي سازمانهاي مذهبي و آكادميك آمريكايي به اينجا آمدهام. از بودن در آمريكا و تماس با نخبگان روشنفكر و نيز ملت امريكا خوشحالم. من دعوت كارتر را دير دريافت كردم و آن زماني بود كه همهي برنامههاي من تدوين شده بود. من به طور كامل طرحهاي كارتر ر درك ميكنم و معتقدم كه او شخصيتي است كه گذشته و جايگاهش را در راه مبارزه با فقر و كاهش تنش چه از طريق انتقاد از سياستهاي طرفدار خشونت يا از طريق آماده كردن زمينههايي براي صلح و تفاهم بيشتر قرار داده است. بسياري از طرحهاي آنها در مركز كارتر ميتواند به طرحهايي كه من در مركز گفت و گوي تمدنها دارم نزديك باشد. در اين زمان كوتاه و با اين برنامهي فشرده من فرصت رفتن به آتلانتا را ندارم، اما به آقاي كارتر احترام مي گذارم و برايش آرزوي موفقيت ميكنم. ممكن است اگر شرايط آماده شود بتوانيم به همراه مهم براي صلح و كاهش تنشهاي بينالمللي و نيز ايجاد تفاهم ميان ملتها كار كنيم فكر نميكنم هيچ مشكلي براي اين كار وجود داشته باشد.
فايننشال تايمز:احمدينژاد سخنان سختي دربارهي اسراييل داشته است،آيا اين را به عنوان تغييري در سياست ايران نسبت به مسالهي اسراييل - فلسطين در مقايسه با دورهي خودتان ميبينيد؟ آيا روزي را متصوريد كه ايران بتواند اسراييل را به رسميت بشناسد؟
خاتمي:فكر نميكنم سياست هاي ايران به صورت بنيادي تغيير كرده باشد. در واقع در سيستمي كه در ايران كار ميكنند رييسجمهور به هيچ وجه بهتنهايي در خصوص سياستهاي بنيادي و كلي تصميمگيري نميكند. البته تفاسير، تاكتيكها و الفاظ ممكن است متفاوت باشد. ما در صحبت اخلاقي در نظر گرفتن اشغال به عنوان يك منبع مشروعيت را محكوم ميكنيم. به همين دليل سياست ما همواره صلح دايم در خاورميانه بوده است. جايي كه يهوديان مسلمانان و مسيحيان ايمانشان را تعيين كنند و پناهندگاني كه در اردوگاهها زندگي ميكنند و آنجا ميميرند حق بازگشت را داشته باشد.
طبيعا هر آنچه ملت فلسطين بپذيرند بايد مورد احترام ديگران نيز قرار گيرد. معتقدم صلح دايم به نفع همهي طرفهاي درگير از جمله ايران خواهد بود. نارضايتي و زمينههاي تنش براي همه خطرناك است؛ اما يك مشكل وجود دارد. طرحهاي صلح بسياري وجود داشته است اما ناموفق بودهاند.علت اين است كه عادلانه نبودهاند. اگر حقوق ملت فلسطين از جمله حقشان براي بازگشت به سرزمين شان به رسميت شناخته شود و اگر آنها احساس كنند كه آنهايي كه صلح ميخواهند نسبت به هر دو طرف بيطرف هستند و با آنها برابرند و عادلانه رفتار ميشود، فكر ميكنم كه زمينه براي استقرار صلح دايم فراهم خواهد شد.
فايننشيال تايمز: آيا شما ميگوييد كه راهحل وجود دو كشور ممكن است؟
خاتمي: فكر ميكنم حماس كه امروز در روندي دموكراتيك به قدرت رسيده است،اگر كه حقوقش رعايت شود و با آن به صورت كشوري دموكراتيك و به عنوان دولت فلسطين برخورد شود و فشارها از روي حماس برداشته شود؛ حاضر است توافقي داشته باشد. البته هر آنچه كه فلسطينيان فكر كنند مورد احترام ماست.
فايننشيال تايمز: شما در هر دو دورهي دولتتان از بحرانهايي كه مخالفانتان براي توقف اصلاحات ايجاد ميكردند، شكايت داشتيد.
خاتمي: من دورههاي دولتيام را به پايان رساندم و در نتيجهي فشارها عقبنشيني نكردم. ممكن است بسياري پيش بيني ميكردند دولت من قادر به نجات و اجراي شعارهايش در پي اين به صف شدنها در مقابل دولتم نباشد. اختلاف عقايد طبيعي است اما ما بايد ياد بگيريم عقايد مختلف در فضاي دموكراتيك با فرصتهاي برابر براي همهي طرفها مطرح شود. بايد عدالت براي همهي طرفها براي بيان ديدگاهشان وجود داشته باشد؛ نه اين كه برخي با محدوديت و ديگران با مصونيت و فرصت هاي فراوان براي بيان ديدگاهشان روبرو باشند.
ما ميتوانستيم كار بيشتر و بهتري انجام دهيم اگر برنامهريزي بهتري ميداشتيم و اگر مواضع پنهان و آشكار در برابر اصلاحات مان وجود نميداشت، ما ناموفق نبودهايم. تمرين دموكراسي ما جديد است و ما بايد ياد بگيريم رقابت را به خصومت تغيير ندهيم. اين زمينه بايد براي همهي مردم آماده شود تا قضاوت كنند.
ديدگاههاي مردم بايد بعنوان ضرورتي براي استقرار دموكراسي در فضايي آزاد و عادلانه مورد احترام قرار گيرد. وجه متفاوت دموكراسي بايد تقويت شود، اگر ما به دموكراسي معتقد باشيم بايد مخالفت را بپذيريم.
فايننشيال تايمز: به غير از مانع ايجاد شدن از سوي مخالفان اصلاحات، شما پذيرفته ايد كه اشتباهاتي داشتهايد آيا ممكن است يك يادو نمونه از اشتباهاتتان را به ما بگوييد؟
خاتمي: اصلاحات واقعي بايد دو كار را انجام دهد. يكي به واقعيت تبديل كردن انتظارات مردم است، زيرا مردمي كه آزادي و پيشرفت را ميخواهند عجله دارند. اين ميتواند انتظارات را فراتر از واقعيت قرار دهد.
از يك سو هم نتوانستيم روشنفكران نخبه را به خوبي درك كنيم و از ديگر سو نيز نتوانستيم با تودهها ارتباط مناسب برقرار كنيم.ما حتي نميتوانستيم مردم را از دستاورهايمان مطلع سازيم. مشكل همچنين اين بود كه ما رسانههاي فراگير براي گفت و گو با مردم نداشتيم.
مسالهي ديگر اين است كه اصلاحات سطح تحمل كشور را بالا ببرد.اگر اين دو محقق شود روند دموكراسي به شكلي بهتر پيش خواهد رفت. يك ديدگاه واقع گرايانهتر از سوي مردم، دولت را تحت فشار كمتري قرار خواهد داد و فضاي آزادتري ايجاد خواهد شد. در خصوص مسالهي اول، ما نتوانستيم يك رابطه منطقي با نخبگان روشنفكر و تودهها برقرار كنيم. ولي در خصوص تحمل، دولت من در مقايسه با قبل و بعد از انقلاب از ركورد ميزان فشار برخوردار بود. هيچ دولتي هرگز اين اندازه مورد انتقاد و تحت فشار بسيار زياد قرار نگرفت. يكي از باشكوهترين خاطراتي كه من دارم روز دانشجو در سال 1383 (2004) در دانشگاه تهران بود اين روزي بود كه من خواستم مردم در برابر شخص اول اجرايي بيايستند و هيچ گونه نگراني از ابراز ديدگاههايشان حتي وقتي كه گاهي با بيعدالتي آميخته شد نداشته باشند.
اين موفقيت دولت من بود. انتظار داشتم كه آن تحمل در تمامي سطوح كشور كه طبيعتا تحت نفوذ من نبودند گسترش يابد. يكي از كارهايي كه انجام ميدهم ارزيابي گستردهي آن هشت سال و ارايهي اسناد تاريخي دربارهي نقاط ضعف و قوت ان سالها به ملت و نسلهاي آيندهي ايران است. ما برخي نقاط ضعف و برخي نقاط قوت را داشتيم.
انتهاي پيام