سيموئز در ايسنا: نظام استعداديابي در فوتبال ايران وجود ندارد مشكلات بازيكنانم حل نشود از ايران مي‌روم از همين الان مي‌توانم تركيب تيم اميد در پكن رااعلام كنم

تيم ملي فوتبال ايران تنها هنگامي در جام جهاني يا هر رقابت مهم ديگري افتخار مي‌آفريند كه در مدت يك يا دو دهه پيش از آن تيم‌هاي نوجوانان، جوانان و اميدش موفق شده باشند، يا دست كم در نظام درستي آموزش ببينند. كاميابي تيم ملي در گرو دانش و كوشش مربيان آكادمي‌هاي فوتبال و تيم‌هاي پايه نظير رنه سيموئز است، مانند ساختمان محكمي كه بنايش بر شالوده قابل اطميناني استوار است. مربي برزيلي تيم اميد ايران با كيفي كه «كليد كاميابي و نظام استعداديابي فوتبال ايران» در آن بود به دفتر خبرگزاري دانشجويان ايران ‌(ايسنا) آمد. اما، به دلايلي كه در گفت‌گويش توضيح داده شده محتويات اين كيف، دست كم براي اهالي فدراسيون و سازمان تربيت‌بدني فاش نشده است! مرد مذهبي كه از بازيكنان جامائيكا مي خواست پيراهن " مسيح محافظ شما" را بپوشند ، آن اندازه منطقي، سرزنده و آرام است كه حتي سرسخت‌ترين خبرنگاران و منتقدانش را هم راضي كرده است. در زير سرمربي پيشين جامائيكا و تيم‌هاي پايه و زنان برزيل درباره‌ي موضوع‌هاي متنوعي اظهار نظر كرد:

** همه براي تيم ملي، تيم ملي براي همه

سيموئز تيم ملي يك كشور و رسانه‌هاي آن را در يك نقطه مشترك مي‌داند:« همان طور كه روزنامه‌ها تنها براي پايتخت نيستند و بايد خبرهاي تمام منطقه‌هاي كشور را پس از موضوع‌هاي ملي و بين‌المللي پوشش دهند، تيم ملي هم چنين شرايطي دارد. نبايد هميشه آن را در تهران نگاه داريم. تيم ملي بايد همه جا برود. چون از آن همه‌ي مردم است. من اردوهايي در چابهار، كيش و … داشته‌ام.»

** نظام بي‌ثبات استعداديابي در فوتبال ايران

رسالت و كار مربياني نظير رنه سيموئز در فوتبال ارزشمند، ماندگار و بسيار ظريف است. آنها بايد نخبه‌ها را شناسايي كنند و پرورش دهند؛ اما، از آن مهم‌تر بايد نظامي را تعريف و پايه‌گذاري كنند كه اين استعدادها به طور منظم و هماهنگ در تمام دوران از يك سيستم بهره ببرند.

آيا مرد برزيلي با پيشينه‌ي درخشانش نظامي براي فوتبال پايه در ايران نوشته است؟ پاسخ اين بود:« در ايران شيوه‌ي استعداديابي خوبي وجود نداشته است. يكي از شرح وظايفم اين است؛ اما، در اين مدت نكته‌هاي بسيار مهمي وجود داشته كه بايد به آنها الويت مي‌داديم. ما بايد اين سيستم را به راه مي‌انداختيم كه مهم‌ترين موضوع بود. بايد كساني كه وظيفه‌ي استعداديابي داشتند را شناسايي مي‌كرديم و آموزش مي‌داديم. بايد بدانيم كه با چه فلسفه‌اي اين كار را انجام مي‌دهند. به عنوان نمونه، دوست ندارم مدافعان زير توپ بزنند؛ در ايران اين عادت وجود دارد كه بازي از خط مياني رو به جلو شكل مي‌گيرد. براي همين مدافعان مي‌كوشند توپ‌هاي بلند را به جلو بفرستند. اين شيوه‌ي سنتي انگليسي است؛ اما، اگر مدافعان با تكنيك و با استعدادي داشته باشي از عقب بازي‌سازي مي‌كني و بر اساس اين اصل استعداديابي مي‌كني.»

سيموئز براي شكوفايي فوتبال به اصلي پايبند است "اصل خط‌هاي عمودي":« خط‌هاي عمودي در فوتبال بسيار مهم هستند كه اين جا خوب ساخته نمي‌شوند. براي شما مثالي مي‌زنم؛ تيم ملي زير هفده ساله‌ها (نوجوانان) براي ديدارهاي انتخابي جام جهاني در سنگاپور بازي كرد. بازيكنان خوبي بودند. بعضي از آنها اين شايستگي را داشتند كه در فهرست تيم ملي جوانان قرار بگيرند؛ اما, از آن جا كه برنامه‌اي وجود نداشت، تيم جوانان كسي را از نوجوانان نمي‌شناخت و هيچ ارتباط طولي با هم نداشتند. هنگامي كه از من دعوت شد, خواستم هفت بازيكن از زير هفده‌ ساله‌ها بيايند و با زير بيست ساله‌ها تمرين كنند، اين بازيكنان به من داده نشدند. چرا؟ فكر مي‌كردند مي‌خواهم آنها را از تيم ملي نوجوانان بگيرم؛ اما، هدفم اين نبود. مي‌خواستم آنها را بياورم تا با شرايط خو بگيرند و هماهنگ شوند تا هنگامي كه سنشان بالاتر رفت، راحت‌تر با گروه جوانان كار كنند. نه اين كه شناختي از اين بازيكنان نداشته باشيم و تازه دنبالشان بگرديم. تيم ملي جوانان راهي هند است. اكنون دروازه‌باني به نام علي داريم كه با زير بيست ساله‌ها و زير بيست و سه ساله‌ها (اميد) تمرين مي‌كند. فرهاد آل خميس، مهرداد (شماره نه)، مهرداد پولادي، اسماعيل غروي، علي اميري و حجت چهارمحالي تمام اين بازيكنان زير نوزده سال شناخته شده و مهم‌تر از آن هماهنگ هستند. اگر اتفاقي ناخواسته در تيم جوانان پيش بيايد، از آن جايي كه از اين دسته بازيكنان به صورت چرخشي استفاده شد، آنها را مي‌شناسيم و جايگزينشان مي‌كنيم. قلعه‌نوعي پيش از بازي كره‌ي جنوبي (مرحله مقدماتي جام ملت‌هاي آسيا) كاري كرد و شش يا هفت بازيكن جوانان و اميد را به تيم ملي دعوت كرد. آن روز بعضي‌ها گفتند؛ چرا احسان خرسندي رفت به تيم ملي؟! اما، او به تيم ملي نرفت. او تنها در تمرين‌هاي سطح بالاتري حاضر شد تا با بازيكنان برجسته تمرين كند. با اين شناخت هر زمان كه مشكلي براي تيم ملي پيش بيايد مانند رقابت‌هاي پيش روي LG در اردن مربي مي‌تواند روي بازيكناني نظير جلال حسيني، شيث رضايي، سعيد رمضاني حساب كند.»

اما، چه تضميني وجود دارد پس از دوران مرد برزيلي، با توجه به تغييرات گسترده در نظام مديريتي ورزش ايران، آيندگان هم به اين شيوه پايبند باشند؟ بايد "قانون نظام استعداديابي" فوتبال نوشته شود. سيموئز به خبرنگاران ايسنا توضيح مي‌دهد:« تخم‌ها را كاشته‌ام، اميدوارم كه رشد كنند. البته ننوشتن اين شيوه استعداديابي اشتباه من است نه فدراسيون. البته من همه چيز را روي كاغذ نوشته‌ام، اما، بايد تصميم‌ بگيري كه مي‌خواهي چه كاري انجام بدهي و چه هدفي را دنبال مي‌كني، در اين سيستم هيچ تضميني وجود ندارد كه اگر نتيجه نگيري بتواني به كارت ادامه بدهي. بايد در تيم ملي زير هفده ساله‌ها و زير بيست ساله‌ها صعود كنيم و در قطر (بازي‌هاي آسيايي) موفق باشيم تا همه بگويند كه سيموئز درست مي‌گويد. اگر چنين نشود، آن اتفاق هم رخ نمي‌دهد. بايد به آرامي حركت كنم و اين شيوه را جا بياندازم و با اين حساب اكنون الويت با نتيجه است. بعضي از خبرنگاران گفتند كه تنها حرف مي‌زنم. پس بايد راه درستي را براي رسيدن به هدفم انتخاب كنم. اما، همه چيز دقيق و محاسبه شده است.»

بايد منتظر ماند كه پس از كاميابي در بازي‌هاي آسيايي و روشن شدن آينده سيموئز او برنامه و نظام استعداديابي‌اش را به فدراسيون و سازمان بدهد. مربي پيشين جامائيكا درباره‌ي اين انتظار گفت:« آنها منتظر هستند، نه من. فدراسيون به من گفت؛ آيا علاقه دارم بمانم يا خير. پاسخم مثبت بود. بايد شرايط را بررسي كنم. فكر مي كنم دسامبر انتخابات (فدراسيون فوتبال) است و هيچ كس نمي‌تواند تا پيش از آن تصميم بگيرد. من صبر نمي‌كنم، آنها را هم از اين موضوع آگاه كرده‌ام. گفتند كه دسامبر با هم كمي بيشتر بحث مي كنيم به شوخي جواب دادم شايد پس از گرفتن مدال طلا كه بسيار گرانبهاست تصميمي بگيريد.»

اينجا فرصتي پيش مي‌آيد تا سيموئز مشكلي ديگري را از تيم‌هاي پايه براي خبرنگاران ايسنا بازگو كند:« اگر تيم ملي زير هفده ساله‌ها نتيجه نمي‌گيرد، نبايد مربي‌اش را قرباني كرد. چرا كه برنامه خوبي نداشته است. يكي از بزرگ‌ترين مشكلات نوجوانان، ديدارهاي خارجي است. به ندرت كسي را پيدا مي‌كنيد كه در گذرنامه‌اش چهار يا پنج مهر خورده باشد. اما، در گذرنامه‌هاي نوجوانان ژاپني و برزيلي حدود سي مهر ديده مي‌شود. آنها در سيزده، چهارده سالگي، شانزده سالگي و هفده سالگي اين بازي‌ها را تجربه كرده‌اند.»

اما، «نتيجه‌گرايي» در تيم‌هاي پايه نبايد هدف باشد. سيموئز در اين باره گفت:« شايد يك درصد مردم اين چنين فكر كنند، البته من صد در صد با شما موافق هستم. رويا پرداز هستم اما، پاهايم را هم روي زمين نگاه مي‌دارم. در تمام عمرم تنها يك فدراسيون به برنامه‌ام پايبند و وفادار بود و در جامائيكا اين اتفاق افتاد. 1994 اين تيم را گرفتم. ژانويه 1995 به برزيل رفتيم. بيست و هشت بازيكن را به همراه خودم بردم. شانزده بازي در برزيل انجام داديم، يك تساوي گرفتيم و در ساير بازي‌ها شكست‌هاي سنگيني را پذيرفتيم. بسيار بد بود! به جامائيكا كه بازگشتم هجده بازيكن را كنار گذاشتم و تنها ده بازيكن را نگاه داشتم و تيم ملي زير بيست ساله‌ها را به تيم اصلي آوردم. رييس فدراسيون فوتبال جامائيكا از اين تصميم ديوانه شد! چرا كه رقابت‌هاي جام كارائيب را كه ميزبانش بوديم پيش رو داشتيم. او به من گفت:« عقلت را از دست دادي»؟! پاسخ دادم:« تو اين حق را داري كه در جام كارائيب موفق شوي اما، اگر بخواهي همين بازيكنان قديمي را حفظ كني بايد جام جهاني را فراموش كني! در كارائيب به مرحله يك چهارم پاياني هم نرسيديم. مطبوعات و مردم مي‌خواستند من را بكشند! چرا كه به جام جهاني كار نداشتند، كارائيب براي آنها بسيار مهم‌تر بود. اما، پس از اين بازي ها رييس جمهور جامائيكا هوشمندانه‌ترين گفت‌وگويي كه تا كنون به ياد دارم را با روزنامه‌ها انجام داد. او گفت:« فكر كنيد به دكتر مي‌رويد و نسخه‌اي دارويي براي يك هفته، پانزده روز يا يك ماه به شما مي‌دهد. اگر پس از يك هفته خوب نشديد دكترتان را عوض مي‌كنيد، اگر پانزده روز اتفاقي رخ ندهد او را عوض مي‌كنيد و به همين صورت براي يك ماه. رنه سيموئز نسخه‌اي چهار ساله‌اي را براي من نوشته است. اگر در اين مدت نتيجه نگرفتيم او را عوض مي‌كنم! و پس از چهار سال همه ديدند كه چه شد. 1997 توانستيم با موفقيت در ديدارهاي انتخابي جام جهاني به رقابت‌هاي فرانسه راه پيدا كنيم. 1998 در ترينيدادوتوباگو قهرمان جام كارائيب شديم. 1999 تيم ملي زير هفده ساله‌ها به جام جهاني رسيد و همين سال تيم ملي زير بيست ساله‌ها به جام جهاني آرژانتين راه پيدا كرد. تا آن زمان جامائيكا بازيكني نداشت كه در خارج از كشور بازي كند، اكنون بيش از بيست و پنج بازيكن در انگلستان فرانسه، بلژيك و آمريكا حرفه‌اشان را دنبال مي‌كنند.»

** حل مشكل فني و تكنيكي بازيكنان در تيم‌هاي پايه

شيوه آموزش و گوشزد اشتباهات در تيم‌هاي نوجوانان و جوانان بسيار مهم و حياتي است كه اين روند در ايران به دليل اين كه آكادمي‌هاي فوتبال و تيم‌هاي پايه هدف و برنامه‌اي ندارند، بسيار غم‌انگيز است. اشتهاي سيموئز براي اشاره به اين موضوع جالب بود:« پاسخم طولاني است. ببينيد به عنوان نمونه ضربان قلب يك بازيكن در جريان بازي 170 تا 200 است. حالا اگر با اين بازيكن آرام تمرين كنيد به طوري كه ميانگين ضربان قلبش 130 يا 150 باشد مي‌بينيد هنگامي كه وارد ميدان مي‌شود، آماده نيست و نمودار عملكردش هم نوسان بسياري دارد. نكته نخست، شيوه‌ي ابتدايي تمرين‌ها بايد محكم باشد و اصلاح شود. بدون آن كه وقفه‌هاي بسياري از يك تمرين به تمرين ديگر محسوس باشد.»

در ديدارهاي بزرگ بازيكناني كه درست آموزش ديده‌اند، سرنوشت‌ساز مي‌شوند. در يك ديدار كه بازي در يك سمت گره خورده بازيكن تيمي برنده است كه در كمترين زمان ممكن منطقه بازي را تغيير دهد. در تيم‌هاي پايه بايد اين كارها آموزش داده شوند. سرمربي تيم اميد ايران ادامه داد:« اين موضوع از زندگي فاصله چنداني ندارد. نوجوان در سيزده سالگي نمي‌داند روزي مهندس خواهد شد. در اين سن او بايد اطلاعات عمومي مانند رياضي، فيزيك، شيمي، هندسه بياموزد. در پانزده، شانزده و هفده سالگي به تدريج آموزش‌هايي در رابطه‌ با رشته‌اي كه انتخاب كرده مي‌بيند. بازيكن فوتبال هم در سيزده سالگي بايد بازي كردن در همه منطقه‌ها را تجربه كند. به گوشه‌ها برود، خط مياني و حمله بازي كند تا با منطقه‌هاي مختلف آشنا شود و پيشرفت كند. او به آرامي در سن پانزده سالگي به تدريج تخصصي مي‌شود، در هجده سالگي بداند كجا بايد بازي كند. پيش از آن بايد به او فرصت ‌دهي در هر منطقه‌اي بازي كند. چرا كه در آن سن، بازيكنان قهرماناني دارند. دوست دارند علي كريمي، جواد نكونام، طالب‌لو يا هاشميان باشند. احساسي تصميم مي‌گيرند. مربي بايد به او بگويد:« دوست داري علي كريمي شوي اما، اين مهارت را نداري. اما، تو بازيكن خوبي هستي و مي‌تواني شانست را مثلا در دفاع امتحان كني.»

** فلسفه‌ي متفاوت مدافعان و دروازه‌بانان

بر كسي پوشيده نيست كه مهره‌هاي كليدي ايران در تيم ملي بزرگسالان هم در منطقه‌هاي تخصصي‌شان مشكلاتي دارند كه شايد در تمرين‌هاي تيم‌هاي پايه‌اي ريشه داشته باشد. ضربه‌هاي شروع مجدد دروازه، جاگيري‌هاي مدافعان، تغيير منطقه بازي، نواختن ضربه‌هاي آخر و از دست دادن ضربه‌هاي پنالتي. مرد سرزنده برزيلي به ايسنا گفت:« تمام تيم‌ها از جمله ايران در هر سه منطقه مشكلاتي دارند. اما، مدافعان و دروازه‌بانان بايد فلسفه متفاوتي داشته باشند. يك بازيكن در خط مياني يا حمله مي‌تواند هشتاد و نه دقيقه بد بازي كند اما، در يك دقيقه گل بزند و قهرمان شود، اما دروازه‌بان يا مدافعان مي‌توانند هشتاد و نه دقيقه عالي بازي كنند و يك گل دريافت كنند و بازنده نام بگيرند. پشتيباني و حرف زدن با دروازه‌بان و مدافعان بايد با ساير بازيكنان متفاوت باشد. در تيم ملي ايران نمي‌خواهم از بازيكني نام ببرم. چرا كه با آنها كار نكرده‌ام. اما، اين اشتباهات در يك لحظه رخ مي‌دهد. زيكو در جام جهاني 86 و باجو در جام جهاني 94 هم ضربه پنالتي از دست دادند. زيكو در تمام عمرش چند ضربه پنالتي از دست داده؟ سه يا چهار تا اما، يكي از آنها در جام جهاني بود! اما، با شما موافق هستم، شيوه‌ي تمرين بسيار مهم است. در واليبال و بسكتبال، بازيكن هر روز 100 پرتاب انجام مي‌دهد. چرا در فوتبال چنين نباشد؟ در ديدار برابر سوريه بازيكنانم فرصت‌هاي بسياري را از دست دادند. بسيار عجيب بود. فرداي آن ديدار در تمرين آنها را نگاه داشتم و گفتم تا صد گل نزنند رهايشان نمي‌كنم. از ضربه آزاد، كرنر و پنالتي و … بايد به اين صد گل مي‌رسيدند. با تيم‌هاي پايه بايد با اين شيوه كار كرد. آنها در اين سن و سال از تمرين‌ها لذت مي‌برند و اشتباهات در ذهن‌شان ثبت نمي‌شود.»

** تصويرگرايي يا تمرين ذهني

مشكلات فوتبال تنها در ميدان حل نمي‌شوند. بازيكني كه در تمرين‌ها درست آموزش نديده باشد عادت‌ها، ضربه‌ها و نمايش اشتباهاتش را ناخودآگاه به نمايش مي‌گذارد. پس تمرين ذهني هم به همان اندازه تمرين‌ جسماني مهم است. سيموئز گفته‌هايش را با مثالي ادامه داد:« اگر پدري در سن پايين پسرش را سرزنش كند و بگويد:« بي‌نظم و تنبل هستي و در آينده‌ هيچ چيز نمي‌شوي.» اين بچه در كارش موفق نخواهد شد. در فوتبال هم فهم و درك اينگونه منتقل مي‌شود. براي شناسايي مشكل بازيكنان جوان بايد تمرين‌هاي باشگاهي‌اشان را ببينيم كه اين كار دشواري است، بايد درباره‌ي مربيان‌شان هم حرف بزنم كه اين كار را نمي‌كنم. هنگامي كه در تيم ملي مي‌آيند مشكلاتي دارند كه مي‌كوشيم آنها را درست كنيم. به عنوان نمونه براي اين كه آنها در دفاع، زير توپ زدن را فراموش كنند، نقشه بازي را مي‌كشم و توضيح مي‌دهم كه در زمين حريف سه در وجود دارد، هنگامي كه حمله مي‌كنيد، دو در مجاور دفاعي حريف بسته مي‌شود سپس بايد منطقه بازي را به سمت ديگر يا در سوم كه هنوز باز است تغيير دهيد و اين كار با زير توپ زدن در خط دفاع يا ارسال‌هاي بلند به سوي دروازه از گوش‌ها شدني نيست.»

تمرين ديگر سيموئز براي استعدادهاي فوتبال ايراني حفظ تعادل روي هر دوپاست. او توضيح داد:«اگر بازيكني پا راست باشد نمي‌تواند روي پاي چپش حركت كند يا تعادل داشته باشد. درحالي كه زيدان روي هر دو پا تعادل دارد، براي همين هم هر زماني كه برابر شما قرار مي‌گيرد نمي‌توانيد پيش بيني كنيد كه از چه سمتي حركت مي‌كند. اگر با يك بازيكن سيزده ساله اين كار را تمرين كنيد براي او جا مي‌افتد اما، براي بازيكن بيست يا بيست و پنج ساله دشوار است و براي بازيكن بيست و هشت ساله تقريبا ناممكن. كميته‌ي ملي المپيك دكتر كانادايي به ما داده كه در تصويرسازي فوتبال بيرون زمين به بازيكنان كمك مي‌كند.»

مربي پيشين تيم‌هاي پايه برزيل ادامه داد:« سون گوران اريكسون (سرمربي پيشين انگلستان) هم يك دكتر سوئدي در كنار خود داشت. اين دكتر به بازيكن باشگاه سوئدي در جلسه‌ي تمريني گفت:« چشم‌هايت را ببند و فكر كن رونالدو برابر توست.» پس از سه دقيقه بازيكن خيس عرق شد و به نفس نفس افتاده بود. هنگامي كه چشم‌هايش را باز كرد، گفت رونالدو در تمام تلاش‌هايش من را جا گذاشت. ببينيد اين بازيكن نمي‌تواند برابر رونالدو بازي كند چرا كه از او مي‌ترسد. اما، اگر به او بگوييم كه رونالدو در ضربه‌هاي سر يا پاي چپش تعادل ندارد، مي‌تواند برابر اين برزيلي كاري كند. 1989 به همراه برزيل با اكوادور ديداري داشتيم، شرايط‌مان برابر و اين بازي بسيار مهم بود. در تونل عادت دارم كه پشت سر بازيكنانم حركت كنم، ديدم كه رنگ به رخسار ندارند، برگشتم و به كمكم گفتم؛ «تمام شد هفت صفر برديم!» بازيكن پيش از ورود به ميدان بايد از نظر ذهني آماده باشد و مربي نقش مهمي دارد. با جامائيكا در برزيل ديدار دوستانه‌اي با فلامينگو داشتيم، چهار لژيونرمان در انگلستان را هم در اختيار نداشتيم، به مردانم گفتم:« در اين بازي Nike ، حامي مالي روماريو از او خواسته تا از ما كيسه بوكس درست كند، لايي بزند، توپ را از بالاي سرتان رد كند. مي‌دانيد واكنش بازيكنان چه بود؟ فرياد كشيدند و گفتند؛ هرگز اجازه اين كار را نخواهيم داد. ما باختيم. اما، روماريو كاري نكرد و همه مردانم عالي بودند. از من براي آن شكست انتقاد شد. اما در Golden Cup (جام طلايي) اين بار با تيم ملي برزيل روبرو شديم. پيش از بازي رييس فدراسيون من را كنار كشيد و خواست تعداد گل‌هاي كمي دريافت كنيم، من گفتم كه ما براي پيروزي مي‌رويم. در رختكن هم بازيكنانم را دلگرم كردم كه خودشان باشند. سرهايشان را بالا بگيرند و سرود ملي را با سر و صدا بخوانند. ما باختيم اما، نكات بسياري آموختيم.»

** روياهاي تيمي كه فراموش نشده‌اند

رنه سيموئز با فلسفه و روياهاي بسياري به ايران آمد، ديد وسيع مرد برزيلي حتي از انتظارات نيز فراتر رفته و از برنامه‌هايش براي جام جهاني 2010 و المپيك 2012، سخن گفت. البته سيموئز بسيار سريع متوجه شد كه در فوتبال ايران سليقه‌ها و انتظارات بر برنامه‌ريزي ارجحيت دارند، با اين وجود سيموئز روياهايش را حفظ كرده، روياهايي كه شبيه به روياي تمام فوتبالدوستان ايراني است.

سيموئز در مورد طرح‌هايش به ايسنا گفت: «همچنان برنامه‌هايي را كه براي آينده داشته‌ام، حفظ كرده‌ام، همين الان مي‌توانم بازيكنان تيم اميد ايران را براي المپيك پكن نام ببرم و در صورتي كه قرار باشد در همين هفته ديدارهاي مقدماتي المپيك آغاز شود، تيم اميد ايران آماده خواهد بود.»

وي افزود: « اگر آينده‌نگري‌ام را از دست داده بودم اكنون اين تيم وجود نداشت اما، من مخالف آن هستم كه يك تيم شش ماه مانده به مسابقات تشكيل شود، تمرينات تيم ملي اميد از ماه دسامبر 2005 آغاز شده است و بازيكنان اين تيم مرحله به مرحله پيشرفت داشته‌اند. البته يك بازيكن تنها يك بار با تيم تمرين داشته و آن سياوش اكبرپور است، متاسفانه اطلاعات غلط اطرافيان سبب شد در مورد سن اين بازيكن دچار مشكل شوم، اما زماني كه سرمربي جديد تيم ملي در مورد علاقه‌ام به اين بازيكن سوال كرد و من مشكل سني اكبرپور را يادآور شدم، مشخص شد كه اطلاعاتم در مورد سن وي اشتباه است. در اين مورد مقصر هستم چرا كه بايد در مورد اكبرپور تحقيق مي كردم و بي‌ترديد در آينده از اين بازيكن استفاده خواهم كرد.»

سرمربي تيم اميد ادامه داد: با اين حال من مي‌توانم با اين تيم به بازي‌هاي آسيايي دوحه بروم و شكست بخورم، سپس اعلام كنم كه اين تيم براي المپيك پكن آماده مي‌شود، اما تصميم گرفتم تيم قدرتمندتري را انتخاب كنم، چرا كه در صورت شكست مسووليت‌ها متوجه من است. تيم ايران در دوحه تنها به مدال طلا فكر مي‌كند، از طرفي تمامي مقام‌ها مي‌خواهند مسووليت نتايج در دوحه را متوجه من كنند اما، من مربي ترسويي نيستم و آماده‌ي موفقيت هستم.

** ميراث سيموئز

تنها چند روز پس از انتخاب امير قلعه‌نويي به عنوان سرمربي تيم ملي بزرگسالان، سيموئز در نشستي خصوصي با دبير موقت فدراسيون و اعضاي كميته‌ي ملي المپيك اعلام كرد كه قصد ترك ايران را دارد، مرد پرتحرك برزيلي معتقد بود كه فلسفه‌ي كاري‌اش به خطر افتاده است، در نهايت سران فدراسيون فوتبال وي را از رفتن منصرف ساختند، بي‌ترديد سيموئز آماده‌ي رويارويي با مشكلات است، اما تا كجا تاب تحمل خواهد داشت؟ پاسخ سيموئز چنين است: «به ايران نيامده‌ام تا صرفا يك مربي باشم، براي من اهميت دارد روزي كه از ايران مي‌روم چه دستاورد و پروژه‌اي را براي شما باقي گذاشته و چه دانه‌هايي كاشته‌ام. در روزهايي كه پيشنهادي بسيار بهتر از ايران را، از كشور ژاپن دريافت كرده بودم، طرح‌هايم مورد قبول فدراسيون فوتبال قرار گرفت و من ماندن در ايران را انتخاب كردم. اين پروژه شامل تيم‌هاي ملي در تمامي رده‌ها از بزرگسالان تا نونهالان مي‌شد و فدراسيون نيز به طور كامل اين فلسفه را دنبال مي‌كرد، اما ناگهان فدراسيون فوتبال قلعه‌نويي را به عنوان سرمربي انتخاب كرد، پس به فدراسيون اعلام كردم اكنون كه سرمربي تيم اصلي را ايراني انتخاب كرده‌ايد بر مبناي همين پروژه مربيان ساير رده‌ها را نيز ايراني انتخاب كنيد. همانطور كه اگر مربي بزرگسالان از آلمان يا فرانسه بود نيز همين پيشنهاد را ارايه مي‌كردم. سپس از فدراسيون خواستم كه با پايان همكاري‌ام موافقت كند، من مي‌توانستم و حق داشتم از تيم اميد جدا شوم و با پرداخت جريمه قراردادم را فسخ كنم اما، اين كار را نكردم چرا كه هيچ گاه در زندگي حرفه‌اي خود چنين كاري نكرده‌ام.»

سرمربي تيم ملي اميد افزود: «رييس و دبير كل كميته‌ي ملي المپيك با استعفاي من مخالفت كردند و در نهايت طي نشستي كه با قلعه‌نويي داشتم اعلام كردم كه من با وي مشكلي ندارم و قصد دخالت در كارهايش را نيز ندارم، قرار است من و قلعه‌نويي در كنار يكديگر فعاليت‌مان را ادامه دهيم و اين نوع رابطه‌ي كاري بسيار مناسب است.»

سيموئز در مورد جدي‌ترين پيشنهاد كاري‌اش، از كشور جامائيكا تاكيد كرد: «پيشنهادي از سوي فدراسيون جامائيكا اعلام شد اما، من به آنها اعلام كردم كه تا پايان بازي‌هاي آسيايي با تيم اميد ايران قرارداد دارم و نمي‌دانم كه پس از آن اين قرارداد تمديد مي‌شود يا نه و امكان فسخ قرارداد نيز وجود دارد، كه در آن صورت پيشنهاد جامائيكا و همچنين پيشنهادهايي از امارات را بررسي مي‌كنم.»

وي در مورد سفرهايش به برزيل و برخي شايعات درباره‌ي برنگشتن او به ايران تاكيد كرد: «سفرهايم به برزيل براي رسيدگي به فعاليت‌هاي شخصي بوده است، هر بار كه به سفر مي‌روم داستان‌هاي زيادي مانند دعواي من با قلعه‌نويي نقل مي‌شود، اما من اكنون در ايران هستم و روابط بسيار خوبي با قلعه‌نويي و ساير اعضاي كادر فني تيم ملي ايران دارم.»

** وعده‌هاي بي‌سرانجام

در دوران رياست دادكان بر فدراسيون فوتبال، برنامه‌هاي سيموئز به تاييد رسيده بود اما، پس از جام جهاني شرايط تغيير كرد و مرد برزيلي از نزديك درك كرد كه در ايران چگونه با تعويض يك فرد، تمامي برنامه‌ريزي‌ها و ساختارهاي تدوين شده از هم مي‌پاشد.

وي در اين مورد به ايسنا گفت: «در مورد فلسفه‌ي كاري‌ام و نوع چينش مربيان در تيم هاي ملي رده‌هاي سني مختلف با دادكان به توافق رسيدم، رييس پيشين فدراسيون معتقد بود با توجه به قرارداد برانكو ايوانكوويچ تا پايان جام جهاني، نمي‌توان كاري انجام داد اما، قرار بود پس از جام جهاني فلسفه‌ي من به طور هماهنگ اجرا شود.»

سيموئز افزود: «هيچ گاه قرار نبود من جايگزين برانكو شوم، حتي زماني كه پيش از جام جهاني اين پيشنهاد از سوي مردم مطرح شد، من اعلام كردم كه برانكو براي تيم ملي زحمت كشيده و اين تيم را به جام جهاني برده است، پس حق دارد كه در آلمان بر روي نيمكت تيم ملي ايران بنشيند و اجراي پروژه‌ي من نيز به پس از جام جهاني موكول شد.»

** باشگاه تيم ملي اميد

سيموئز با صبر خود چهره‌ي ديگري از مربيان حرفه‌اي را به فوتبال ايراني معرفي كرده است، اما اين شكيبايي دوام چنداني ندارد. وي از هم اكنون با باشگاه‌هاي ليگ برتر، در مورد بازيكنان مد نظرش اتمام حجت مي‌كند.

سرمربي تيم ملي اميد به خبرنگاران ايسنا گفت: «از ابتداي ژانويه ديگر بازيكنان به باشگاه‌هايشان تعلق ندارند، بلكه بازيكنان تيم ملي اميد هستند. باشگاه‌ها بايد نفرات منتخب من را فراموش كنند چرا كه اين بازيكنان بايد مدام در اردو بوده و در سفرهاي تداركاتي به سر ببرند. فوتبال ايران 32 سال است كه در المپيك حضور نيافته و به همين دليل ارجحيت با تيم المپيك است. تنها در صورتي كه اين نگاه نسبت به تيم اميد وجود داشته باشد، در ايران مي‌مانم و در غير اين صورت دليلي براي همكاري وجود ندارد. طرحي كه هم اكنون آن را پيگيري مي‌كنم، كنترل و ارزيابي سلامتي بازيكنان است، در تيم اميد بازيكني با 9 دندان خراب داريم، ضمن آن كه به دليل نبود متخصص تغذيه، برنامه‌ي غذايي تيم نياز به تغيير داشت، به عنوان نمونه تا كنون كربوهيدرات در برنامه‌ي غذايي ملي‌پوشان وجود نداشته است.»

رودريگوئز سيموئز، اردو و ديدارهاي تداركاتي را از ديگر برنامه‌هاي مهم خود دانست و گفت: «نمي‌خواهم مانند راننده‌اي باشم كه تصور مي‌كند باك ماشينش پر است در حالي كه چنين نيست، بلكه مي‌خواهم به شرايطي دست يابم كه اطمينان داشته باشم باك‌مان پر است. البته اين اتفاق هنوز رخ نداده و اميدواريم با ديدارهاي تداركاتي آينده به آن دست پيدا كنيم.»

**سايه‌ي ترسناك ايران در مقدماتي المپيك

شجاعت در كار سيموئز حرف نخست را مي‌زند، اكنون تيم المپيك ايران براي راهيابي به المپيك 2008 پكن حريفاني چون عربستان و به احتمال زياد استراليا و اردن را پيش رو دارد، شايد اين نام‌ها بزرگ باشند، اما شهامت سيموئز و بازيكنانش از اين نام‌ها بزرگ‌تر به نظر مي‌رسد.

سرمربي تيم ملي اميد در اين مورد مي‌گويد: «چرا كه نه، ما ايران هستيم، بي‌ترديد ايران براي فوتبال آسيا، مانند برزيل و آرژانتين براي فوتبال جهان است، بي‌ترديد اين استراليا و عربستان هستند كه بايد از تيم ايران بترسند. البته تنها موضوعي كه در فوتبال قابل تضمين نيست، قهرمان كردن يك تيم است، بارها اتفاق افتاده است كه تيم برتر ميدان در دقايق پاياني بازي را به حريف ضعيف واگذار كرده، اما من از بازيكنانم مي‌خواهم كه فوتبال خودشان را بازي كنند و اطمينان دارم كه اگر بازيكنان ايران توانايي‌هاي واقعي‌شان را نشان دهند، بي‌ترديد به المپيك پكن صعود مي‌كنيم.»

البته مشكلات سيموئز ادامه دارد: « بايد تكليف بازيكنان تيم مشخص شود، در حال حاضر مازيار زارع بهترين بازيكن مياني تيم اميد است اما، به دليل مشكل خدمت سربازي حق سفر و همراهي تيم در اردوهاي خارجي را ندارد، سه تا چهار بازيكن ديگر نيز همين مشكل را دارند، در نهايت بايد مشخص شود كه ما اين بازيكنان را خواهيم داشت يا نه. با توجه به شرايط سني بازيكنان اگر قرار باشد اين مشكل برطرف نشود، كار كردن با اين تيم دشوار خواهد بود. بي‌ترديد نيروهاي مسلح ايران بايد به اين موضوع توجه كنند، اين نفرات براي تفريح از كشور خارج نمي‌شوند بلكه براي خلق افتخار و سرافرازي همين كشور به ميدان خواهند رفت و اميدوارم در مورد اين مشكل همكاري لازم از سوي آنها صورت گيرد.»

سيموئز تصريح كرد: «پله نيز در 1958، سرباز بود اما به همراه برزيل به مسابقات خارجي رفت و با هيچ كدام از مشكلاتي كه اكنون مازيار زارع با آن روبرو است، دست و پنجه نرم نكرد.»

** دار و دسته‌ي برزيلي‌ها

سيموئز از انتخاب اوليويرا به عنوان سرمربي تيم ملي جوانان بسيار استقبال مي‌كند. وي در اين مورد اظهار كرد: «اكنون تيم‌هاي جوانان و اميد، يكي شده‌اند و ما برنامه‌هايمان را بر مبناي طرح كلي به پيش مي‌بريم، قرار است تا من يك مربي برزيلي را نيز براي هدايت تيم ملي نوجوانان معرفي كنم، تا هماهنگي‌هاي لازم ايجاد شود. بازيكنان تمامي رده‌هاي سني پس از پايان مسابقات‌شان نبايد به حال خود رها شوند و اين رابطه‌ي زنجيره‌اي ميان تيم‌هاي رده‌هاي سني مختلف نيز با همين هدف ايجاد شده است، به عنوان نمونه بازيكنان تيم نوجوانان ايران كه چندي پيش در رقابت‌هاي سنگاپور شركت كردند، بازيكناني هستند كه بايد در سال 2012 در تيم المپيك ايران به ميدان بروند، از سويي آنها تا سال 2008 فرصت بازي نخواهند داشت، اما نبايد طي اين دوسال به حال خود رها شوند بلكه بايد به تيم جوانان آمده و در كنار آن حضور مداوم داشته باشند.»

** مي‌خواهم جاودانه شوم، اگر …

فوتبال ايران مربيان خارجي بسياري را به خود ديده، اما تنها نام چند تن از آنها در فوتبال ما جاودانه شده است. مردان سپيد موي فوتبال همچنان نام رايكوف و آلن راجرز را به ياد مي‌آورند و در دهه‌ي اخير نيز مربياني چون سوكوموروخوف، استانكو پابلوكويچ و ايويچ فوتبال ايران را تحت تاثير قرار دادند، اما اكنون مرد پرانرژي برزيلي با كيف دستي پر از ايده، برنامه و طرح، قصد دارد تا در فوتبال ايران طرحي نو را دراندازد، آيا رنه رودريگوئز سيموئز در فوتبال ايران جاودانه مي‌شود؟

سيموئز پاسخ داد: «بستگي به خود ايراني‌ها دارد، روزگاري برزيل براي پيشرفت در واليبال از مربيان كره‌اي و در ژيمناستيك از مربيان اوكرايني دعوت به همكاري كرد و اكنون در حالي كه ما در اين دو رشته صاحب عنوان هستيم، مربيان برزيلي نيز هدايت اين تيم‌ها را بر عهده دارند. من به ايران آمده‌ام تا آنچه در اختيار دارم كه همان فلسفه و پروژه‌ي من است به فوتبال اين كشور ارايه دهم، ضمن آن كه از هر فرصتي براي يادگيري استفاده مي‌كنم، طي دوران حضور در ايران نكات بسياري را آموخته‌ام و تلاش مي‌كنم تا بتوانم دانسته‌هاي خود را به فوتبال ايران منتقل كنم و بي‌ترديد آرزوي من اين است كه فردي تاثيرگذار در آينده‌ي فوتبال ايران باشم.»

گفت‌وگو از خبرنگاران ايسنا: ميلاد حجت‌الاسلامي و امير دهره‌صبح

انتهاي پيام

  • شنبه/ ۱۵ مهر ۱۳۸۵ / ۱۰:۵۱
  • دسته‌بندی: فوتبال، فوتسال
  • کد خبر: 8507-06778
  • خبرنگار :