سومين نشست «آسيبشناسي مطبوعات دفاع مقدس» برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،در اين نشست كه با حضور حدود 50 نفر از خبرنگاران،نويسندگان و محققان برگزار شد،مسائل و مشكلات مربوط به مطبوعات دفاع مقدس و راهكارهاي حل آن مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
در اين نشست حجتالاسلام فخرزاده پژوهشگر دفاع مقدس در ابتدا اظهار داشت:امام حسن (ع) از رزمندگاني بودند كه در ركاب حضرت علي (ع) دلاوريهاي زيادي از خود نشان دادند.
وي همچنين به پذيرش قطعنامه 598 اشاره كرد و افزود:روزي كه امام راحل فرمان بر پذيرش قطعنامه دادند خيلي از رزمندگان گريه ميكردند اما پا بر نفسشان گذاشتند و از امامشان تبعيت كردند و ما هم بايد سعي كنيم خواستههايمان را مطابق اسلام تطبيق دهيم.
وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به مقالهنويسي تعدادي كه اكنون به نوعي حذف شدهاند و افراد ديگري جاي آنها را گرفتهاند، گفت: اين سوال مطرح ميشود كه چرا عدهاي دوراني دارند و بعد از پايان دورهشان كنار ميروند؟. به زعم من ممكن است كاربرد قالبهايي برخي به پايان ميرسد و يا جذابيت خود را از دست ميدهد،حتي تلويزيون هم همينطور است. زماني اخبار با مارش خاصي جذابيت داشت اما در حال حاضر با شيوههاي جديد پخش ميشود. سوال ديگر اين است گه آيا تغيير در قالب بيان حوادث جنگ صورت گرفته يا نه؟ و اگر تغيير كرده توانسته جايگاهش را به دست بياورد؟
حجتالاسلام فخر ادامه داد: مطبوعات چه نيازي از مخاطبان را برطرف ميكنند كه بر اساس آن نياز مطالب مطبوعات را بنويسيم؟ مردم دنبال چه چيزهايي ميگردند؟چرا صفحات حوادث در بين خانوادهها طرفداران زيادي دارد؟ آيا ما بر اساس تغيير ذائقه مردم سرمايهگذاري كردهايم؟ آيا به نويسندگان، خبرنگاران و محققان دفاع مقدس ياد دادهايم كه بايد بر اساس ذائقه عمل كنند؟ آيا مخاطبشناسي انجام دادهايم و ميدانيم در حال حاضر چه چيزي از جنگ به دردش ميخورد كه نيازش را برطرف كند؟
وي اظهار داشت: در جنگ آوارگاني داشتيم كه با وجود همه مشكلاتشان لب به اعتراض نگشودند و از ميان همين افراد هم خانوده شهيد داشتيم و اين يعني مقاومت. يا خلباني كه هزار سورتي پرواز انجام داده، پروازي كه معلوم نبود آيا بازگشتي در كار هست يا نه؟ خانواده اين خلبان هر روز منتظر بودند زنگ بزنند و سقوط وي را خبر دهند. اين كار هشت سال طول كشيد و اصلا كسي اين نوع مقاومت خانواده را نديده است.
حجتالاسلام فخر گفت:بايد قهرمانيهايمان را هم تعريف كنيم.هنوز نگفتهايم رزمندگان اسلام چگونه با شهامت خود تنگه چزابه را حفظ كردند؟. حفاظت از تنگه چزابه دو برابر عمليات طريقالقدس شهيد داد اما يك وجب از خاك ما جابهجا نشد. صدام به خبرنگاران گفته بود من بستان را از دست ندادهام. شما به من 48 ساعت فرصت بدهيد شما را به آنجا ببرم و بر اين اساس تمام نيروهاي مسلح عراق براي تصرف تنگه چزابه وارد عمل شدند اما بچهها با مقاومت جانانه اجازه اشغال تنگه را ندادند در حالي كه ما فقط ميگوييم فلاني فلان جا شهيد شد. پس مقاومت چه ميشود؟
مشكل كجاست؟ اگر مشكل قالبهاست اين قالبها چگونه بايد تغيير كند و اگر بحث گستردگي موضوع است از كجا بايد شروع كنيم؟
سرهنگ عبدالله رفيعي، نويسنده و محقق در زمينه دفاع مقدس در پاسخ به برخي از اين سوالات گفت: مردم و مخاطبين بايد بدانند ايران در يك منطقه نزاعخيز قرار دارد. نبايد فكر كنيم صدام رفت و همه چيز تمام شد. اين جنگ مدام با ما است. سرزمين ايران به عنوان كمربند حساس جهاني محسوب ميشود. اما وقتي دفاع مقدس مولفههاي ژئوپلتيك را تغيير داد بايد براي مردم روشن شود در يك آتشبس موقت قرار داريم. بايد در كار مدرسهاي خود به اين نتيجه برسيم كه آيا رسانه به عنوان مولفههاي غيرمحسوس بنيه دفاعي هست يا خير؟ كه هست. يعني ما يك سلاح گرم داريم و يك سلاح غيرمحسوس.
وي ادامه داد: در مولفههاي جنگ رواني، رسانه اهميت بسياري دارد.لشكركشيهاي رواني امروز توسط همين نرمافزارهاي رسانهاي انجام ميشود.
سرهنگ رفيعي اظهار داشت:ما هنوز در رابطه با رسانه و دفاع مقدس در ابتداي راه هستيم. شايد گفته شود كتاب و امثال آن زياد نوشته شده است اما اين دليل نميشود كه بگوييم موفق بودهايم.
وي تصريح كرد:رسانه، بنيه دفاعي ما را بالا ميبرد.جوهر خودكار از گوگرد فشنگ بيشتر اثر دارد و اگر بتوانيم جامعه را نسل به نسل براي دفاع مقدس آماده كنيم، امنيت ما تضمين شده است. براي قرار گرفتن در صلح و امنيت بايد قوي باشيم و يكي از راههاي قوي بودن در راههاي غيرفيزيكي، همين مطبوعات هستند. اما زماني، تبليغات ما ضدتبليغات ميشود. هر تبليغي شرايط خاص خود را دارد.
سرهنگ رفيعي يكي از نيروهاي رزمي همين جنگ را مطبوعات دانست و افزود:بايد در مطبوعات به صورت تبليغات غيرمستقيم وارد شويم. اطلاعرساني به صورتهاي مختلف انجام دهيم و اين نوشتهها در نهايت بنيه دفاعي ما را تقويت ميكنند.
وي گفت: تا زماني كه مردم به اين نتيجه برسند دوران دفاع مقدس تمام نشده است به اين سمت حركت ميكنند. كار خوبي در رسانهها انجام نشده است. هرچند بعضي به صورت كليشهاي مطالبي مينويسند در حالي كه اين امر بايد در مدارس، دانشگاهها و كلا مكانهاي عمومي توسعه يابد.
سعيد علاميان سردبير فصلنامه فرهنگ پايداري هم در اين نشست گفت:يكي از موارد و تهديدات پيش روي مطبوعات ما انتشار موضوعات مكرر است كه ملالآور شده است. البته منكر مناسبتنويسي نيستيم چون لازم است. اما بايد قدم اول ما سوژهيابي باشد،منظور من فهرست سوژهها نيست بلكه بايد سوژه در ذهن پرورانده شود و چون كمتر در اين زمينه فكر ميكنيم، بهترين سوژهها را مناسبتها ميدانيم و از آنها استفاده ميكنيم.
وي ادامه داد: وقتي بحث مطبوعات ميشود نبايد همه موارد را جزو مطبوعات محسوب كنيم. مثلا فصلنامه. چون برخي مطالبي كه در فصلنامه گنجانده ميشود در مطبوعات جايي ندارد.
علاميان همچنين در مورد پاورقينويسي گفت: پاورقي منسوخ شده هرچند عامهپسند است. بايد به اين سمت برويم كه موضوعات عام پيدا كنيم. بايد دنبال فراوني بيشتر برويم.
دكتر عبدالحسين عظمائيان هم با اين طرح اين سوال كه آيا تبليغات طرفدار دارد يا نه؟ گفت:اگر نداشت مثلا مردم فيلم به نام پدر را نميديدند.يا مثلا فيلم سرباز رايان. اين فليم سوژه خاصي ندارد و فقط در تعريف ارتش آمريكاست و چون اسپيلبرگ( سازنده فيلم سرباز رايان) دوام تبليغ را بلد است از آن به درستي استفاده ميكند.
وي اظهار داشت:هم بايد زبان تبليغ را به درستي بدانيم و هم بايد سوژههايمان كار شود و اگر زبان تبليغ را اصلاح كنيم موثر واقع خواهد شد.بنابراين نبايد نام تبليغ را تغيير دهيم.
مصطفي رحيمي هم در اين نشست، با طرح اين سوال كه اگر ما سوژههاي خوب به كار ببريم مخاطب ما زياد ميشود؟ گفت:صدا و سيما از طرف خود و مطبوعات از طرف خود و كتابنويس هم همچنين هركدام يك حرف ميزنيم اما نمود آن در جامعه نمود واحد است.بر اين اساس دليل اينكه اگر سوژههايي هستند كه مورد استقبال قرار نميگيرد ناشي از همين است.
وي مدعي شد: كاري كه صدا و سيما در مورد جنگ انجام ميدهد مطلوب نيست. اگر دست من بود ميگفتم چند سال كار جنگ نكنيد.
رحيمي همچنين اظهار داشت:در سوژهها بايد تكيه بر مشتركات باشد. وقتي از آسيبشناسي دفاع مقدس سخن به ميان ميآيد، برخي ميگويند آنها مثل همه بودند، برخي هم معتقدند در جبههها تنها عطر و نماز شب و مواردي از اين قبيل بود. طرفداران هر دو عقيده ظلم ميكنند. نه آنها از هر جهت مثل ما بودند و نه اينكه اهورايي بودند، بلكه آنها به رشد معنوي صاف رسيدند.
وي گفت:به نظر من سوژههاي همزادپندار موثر هستند،يعني كساني كه تصوري از جنگ ندارند وقتي اثري را مطالعه كنند برايشان رويايي نشود شايد آن مطلب واقعيت داشته باشد، منظورم تكيه بر مشتركات است.تكيه بر شجاعت، ايمان و وطندوستي همان مشتركات است. مثلا فيلم ليلي با من است طرفداران زيادي داشت. براي اينكه مشتركاتي در آن وجود داشت.
وي به بحث حوزههاي جديد دفاع مقدس و لزوم وارد شدن به آنها اشاره كرد و افزود: حدود 200 – 300 صفحه يادداشت شهيدي بود كه قرار بود چاپ شود و يكي از موضوعات اين نوشتهها اين بود كه اين شهيد نامزدي داشت. وقتي به نامزدش ميرسد كلمه «او» را به كار ميبرد. مثلا گفته است: «خوشبختانه عمليات نداشتيم من آمدم «او» را ببينم، وقتي ميرسد ميبيند رفته است و چون يك روز بيشتر مرخصي نداشته نتوانسته نامزدش را ببيند. بعد ميگويد خيلي حالم گرفته شد. اين از آن نوع مطالبي است كه وقتي ميخواست چاپ شود گفتند بايد حذف شود.
وي همچنين اظهار داشت: فيلمهاي مربوط به دفاع مقدس كه مورد استقبال قرار ميگيرند به خاطر انتقادي است كه در آنها وجود دارد.
رحيمي در مورد نوع نثر نوشتن در عرصههاي دفاع مقدس نيز گفت:پرداختن به خلاصه هم مهم است. اين نثر خود را تحميل كرده است و همه آن را پذيرفتهاند. استفاده از آرايههاي ادبي هم بهنوبه خود در جذب مخاطب مهم است مثلا خاطراتي به دست من روزنامهنگار ميرسد مشكلي براي بازنويسي آنها نميبينم، فقط بايد متن را زيبا بنويسم.
انتهاي پيام