طالب رفاعي ـ سرپرست سازمان جهاني گردشگري ـ براي دومينبار با هدف شركت در كنفرانس بينالمللي همكاريهاي مشترك آسيا و خاورميانه در جريان بيستويكمين اجلاس كميسيونهاي شرق و جنوب آسيا و اقيانوسيه، به ايران سفر كرد. او كه بهتازگي ورود به شصتمين سال زندگي خود را جشن گرفته، بهعنوان اصليترين گزينه براي دبير كلي سازمان جهاني گردشگري مطرح است.
خبرنگاران بخش گردشگري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) و روزنامهي سرمايه با رفاعي دربارهي موضوعهاي مختلفي، بويژه بحران جهاني اقتصادي و برنامههاي سازمان جهاني گردشگري براي پشت سر گذاشتن اين بحران گفتوگو كردند.
به بحران اقتصادي جهان و تأثير آن بر گردشگري بپردازيد و بگوييد، سازمان جهاني گردشگري بهطور عملي چه برنامهاي براي اين بحران دارد؟
بحران اقتصادي اوايل سال 2008 ميلادي آغاز شد؛ اما اثرهاي آن، اواسط سال خود را نشان دادند. مشخص است كه صنعت جهانگردي در برابر اين بحران مقاومت كرده است؛ اما در نيمهي دوم سال 2009 ميلادي ركود تقاضاي مسافرت را شاهد خواهيم بود. با اين وجود، مطمئن هستيم كه سفر و گردشگري متوقف نميشود، بلكه آداب و عادتها در سفرها با تغيير الگو همراه خواهند بود.
سازمان جهاني گردشگري بهطور عملي براي مقابله با اين بحران، سه كار عمده را در دستور كار قرار داده است؛ نخست آنكه تلاش ميكنيم، آمار و اطلاعات را از تمام دنيا جمع و براساس اطلاعات واقعي، بازار را تحليل ميكنيم. اين اطلاعات براي ما بسيار ارزشمندند، چراكه براساس آن، به كشورهاي عضو ميگوييم كه براي صنعت گردشگري خود چطور برنامهريزي كنند و گردشگران به كجا و در چه زماني سفر ميكنند. اين اطلاعات مهمترين ابزارهايياند كه براي مقابله با بحران اقتصادي به كشورها ميتوانيم بدهيم.
دومين كار سازمان جهاني گردشگري اين است كه به كشورهاي عضو كمك كند تا بستر لازم براي تبادل الگوهاي اجرايي كشورهاي موفق گردشگري با ديگر كشورها فراهم شود. ما بايد بهعنوان يك مركز جذب عمل كنيم، يعني الگوهاي خوب و موفق گردشگري را بگيريم و در اختيار كشورهاي درحال توسعه قرار دهيم.
ما معتقديم، تمام بدنهي صنعت گردشگري بايد به يك صدا حرف بزند تا هدف نهايي خود را به سياستمداران و برنامهريزان كلان در كشورها بتواند بيان كند. با وجود بحران اقتصادي جهاني، اكنون هر كشوري يك طرح اقتصادي محرك براي مقابله با اين بحران دارد. بنابراين سومين اقدام سازمان جهاني گردشگري اين است كه بهعنوان يك مركز نيرودهنده و مشاورهدهنده عمل كند و توسعهي صنعت گردشگري را بهعنوان راهكار جدي برونرفت از اين بحران به دولتها و كشورهاي عضو پيشنهاد دهد.
سازمان جهاني گردشگري براي انجام اين سه هدف بهصورت همزمان، كميتهي «گردشگري انعطافپذير» را شامل وزرا و كارشناسان ارشد گردشگري و فعالان بخش خصوصي تشكيل داده است كه برنامههاي اجرايي را براي تحقق اين اهداف زير چتر حمايت مستقيم سازمان ملل و سازمان جهاني گردشگري انجام ميدهد.
همانطور كه ميدانيد، رحيممشايي ـ رييس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ـ در سخنان خود، گردشگري را بهعنوان اصليترين راهكار مقابله با بحران جهاني اقتصادي معرفي كرده است. آيا شما نيز اين ديدگاه را تأييد و از آن حمايت ميكنيد؟
آقاي رحيممشايي كاملا درست گفته و حرف ما و ايشان يكي است. وقتي با وزراي اقتصادي و دولتمردان بزرگ از توسعهي گردشگري و مؤثر بودن آن صحبت ميكنيم، كمك مستقيم آنها را نميخواهيم، بلكه حمايت آنها را ميخواهيم.
من هم با آقاي رحيممشايي موافقم و معتقدم از صنعت گردشگري به سه روش ميتوان محافظت كرد؛ نخست آنكه مشاغل اين صنعت و نيروهاي انساني شاغل در آن حفظ شوند، چراكه هزينهي ايجاد شغل در گردشگري از تمام صنايع كمتر است و از اين نظر، گردشگري يك قدرت بزرگ است. دوم اينكه دولتها الگوهاي كوتاهمدتي را براي توسعهي گردشگري ترتيب دهند، مثلا ما بايد مسيرها و منطقههايي را براي گردشگري خطكشي كنيم كه فقط در شهرهاي بزرگ نباشند. بايد گردشگران را به حومهي شهرها، روستاها، مناطق دورافتاده و هر جايي كه با توسعهي گردشگري ميتواند رونق يابد، ببريم. البته در اين بخش فقط موضوع مشاغل مهم نيست، بلكه ايجاد زيرساختها هم مهم است كه بخش خصوصي بايد اين كار را برعهده گيرد.
دولتها بايد بدانند كه صنعت گردشگري درآمد همهي افراد جامعه را اضافه ميكند و كسب درآمد شركتهاي فقط متوجهي شركتهاي بزرگ نيست. بنابراين هر حمايتي از صنعت گردشگري حمايت از همهي مردم كشورهاست.
نقش خبرنگاران تخصصي حوزهي گردشگري را در مواجه با بحران اقتصادي چطور ارزيابي ميكنيد؟ خبرنگاران براي اجراي برنامههايي كه سازمان جهاني گردشگري درپيش گرفته است، چه كاري ميتوانند انجام دهند؟
شما كاملا درست ميگوييد. خبرنگاران و رسانهها مهمترين وسيلهي جريانسازي براي چگونگي مواجه با بحران اقتصادي و حتا توسعهي گردشگرياند؛ اما بايد بگويم، مهمترين و مشكلترين كار سازمان جهاني گردشگري نيز در همين حوزه است.
رسانه و اطلاعات، بحث مشكلي است. متأسفانه بعضيها محتواي خوب و اطلاعات درستي دربارهي اهميت رسانهها ندارند. از سوي ديگر، رسانهها بهدليل انبوه اطلاعات و اخبار حوزههاي ديگر، اشباع شدهاند و كمتر به موضوع گردشگري ميپردازند و با اين شرايط، سخت است كه براي گردشگري جا باز كنيم. با اين وجود، ما تلاش خود را به بهترين شكل ميكنيم تا مجموعههاي خبري تخصصي گردشگري را تقويت كنيم و اين را از همهي اعضاي سازمان ميخواهيم كه از رسانههاي تخصصي گردشگري حمايت كنند، چراكه اين رسانهها به نفع ما كار ميكنند. من از هرگونه همكاري، حمايت و مشورت رسانههاي تخصصي گردشگري ايران كه صداي ما را به گوش مردم برسانند، استقبال ميكنم.
در اجلاس مشترك همكاريهاي گردشگري آسيا و خاورميانه، محمدشريف ملكزاده ـ نمايندهي گردشگري ايران ـ راهاندازي شبكهي تلويزيوني گردشگري را پيشنهاد كرد. شما با اين پييشنهاد موافقايد؟
من كاملا از نظر ملكزاده استقبال ميكنيم. در همان اجلاس توافق كرديم كه به سرعت امكانسنجي اين طرح را آغاز كنيم. نمونههايي از شبكههاي تلويزيوني تخصصي در دنيا داريم كه كار ميكنند و نمونه و الگوي خوبي براي ما ميتوانند باشند، مانند تلويزيون و راديوي سازمان ملل كه غيرانتفاعي است و اهداف سازمان ملل را دنبال ميكند.
در اجلاس بر احياي جادهي ابريشم تأكيد كرديد. به صراحت بگوييد، براي احياي اين جاده بهجز تئوريپردازيها، بهصورت عملي چه ميكنيد و براي ايران در توسعهي گردشگري جادهي ابريشم چه جايگاهي قائل هستيد؟
صريحا ميگويم كه ايران در قلب جادهي ابريشم است. اين جاده از چين و ژاپن تا اروپاست. از آسياي مركزي و ايران عبور ميكند و بهشدت تحت تأثير فرهنگ فارسي است.
نخستين تلاش واقعي سازمان جهاني گردشگري تعريف سفر معنادار و هدفمند براي اين جاده است. ميدانيد كه در گذشته، گردشگري بهشكل امروزي نبوده و عمدهي سفرها با قصد تجاري و مذهبي بوده است. همين امر سبب شد تا جادهي ابريشم بهعنوان مسير تجاري و فرهنگي مورد توجه قرار گيرد. احياي جادهي ابريشم مهمترين چيزي است كه دربارهي اين جادهي ارزشمند ميخواهيم. بايد به جايي برسيم كه گردشگران ميليوني، از خاور دور سفر خود را آغاز كنند و از طريق جادهي ابريشم، آن را در ايتاليا بهپايان برسانند.
سازمان جهاني گردشگري معتقد است، تمام امكانات و زيرساختها بايد از طريق كشورهاي جادهي ابريشم احيا شوند تا همه يا بخشي از گردشگري جهاني از اين مسير صورت گيرد. در واقع، ايجاد و توسعهي يك نشان جهاني جادهي ابريشم با همكاري كشورهاي عضو مورد نظر است. به همين دليل، امسال نخستين جمعبندي اين موضوع اكتبر (مهرماه) در مجمع عمومي سازمان جهاني گردشگري در قزاقستان اعلام ميشود.
سازمان جهاني گردشگري ظرفيتهاي فراواني را براي تبليغات و معرفي پتانسيلهاي كشورهاي عضو در عرصههاي بينالمللي دارد؛ اما بسياري از ظرفيتها در بيخبري كشورها بهرهبرداري ميشوند و از آن جمله به برگزاري مسابقهي «اسكار گردشگري» ميتوان اشاره كرد و ايران نتوانسته است از اين ظرفيت بهرهمند شود. آيا فكر نميكنيد، نبود نيروي انساني ايراني شاغل در سازمان جهاني گردشگري بهعنوان رابط، سبب چنين بيخبريهايي ميشود؟
بايد بدانيد كه همهي كشورها در سازمان جهاني گردشگري نيرو ندارند و فقط 65 كارشناس حرفهيي گردشگري در اين سازمان كار ميكنند. ما 60 كارشناس بينالمللي داريم، در صورتي كه 155 كشور در جهان داريم. بنابراين خيلي از كشورها نمايندهاي در سازمان ندارند؛ اما جالب است بدانيد، ما دو نفر ايراني در سازمان جهاني گردشگري داريم كه كارمند رسمي نيستند و درحال گذراندن دورهي آموزشياند. با اين وجود، اين موضوع را با مسؤولان گردشگري ايران طرح كرديم و موافقيم كه ايران يك نيروي خبره در سازمان جهاني گردشگري داشته باشد.
آقاي رفاعي! سه كانديداي آيندهي دبير كلي سازمان جهاني گردشگري از آسيا هستند و نمايندهاي از ديگر قارهها حضور ندارد. اين موضوع دليل خاصي دارد؟
در 30 سال گذشته، دبير كل سازمان از اروپا بوده است و فقط در يك مدت كوتاهي، يك دبير كل از مكزيك داشتهايم. فكر ميكنم، حالا نوبت آسياييها باشد كه توانمندي خود را نشان دهند. هيچ دليل خاصي براي اين موضوع وجود ندارد، من هم بيتقصيرم! (با خنده)
آقاي رحيممشايي در سخنانش بر ضرورت توسعهي گردشگري فرهنگمحور و پررنگ شدن نقش سازمان جهاني گردشگري در تغيير الگوي مديريت جهاني براي نزديكي دولتها تأكيد داشتند. با اين ديدگاه چقدر موافق هستيد؟ آيا سازمان شما به بعد فرهنگي گردشگري فارغ از ابعاد اقتصادي و ارقام نجومي آن توجه ميكند و برنامهاي هدفمند دارد؟
قطعا برنامه داريم. با تئوري آقاي رحيممشايي كاملا موافقم. ايشان در اجلاس پيشين در اسپانيا يكي از سخنرانهاي اصلي و ويژهي ما بود كه با محور فرهنگ و گردشگري سخنراني كرد و بسيار جالب بود. ما به ارزش سياسي گردشگري پي بردهايم. معتقديم درك متقابل انسانها از يكديگر بهوسيلهي گردشگري، بهترين وسيله براي درك و تفاهم در جهان بدون تأثير سياستمداران است. بنابراين گردشگري بهترين وسيله است.
آن همايش موفق بود و در آن، بيانيهاي صادر كرديم و از رهبران سياسي خواستيم كه موانع حركت مردم را بردارند.
در دومين همايش نيز كه دسامبر (آذرماه) در ژاپن برگزار ميشود، از آقاي رحيممشايي خواستهايم، مهمان ويژهي ما باشد، ايشان قرار است، با موضوع گفتوگوهاي بين فرهنگي سخنراني داشته باشد.
شما بهعنوان اصليترين گزينهي دبير كلي سازمان جهاني گردشگري مطرح هستيد. در صورت انتخاب شدن، چه ديدگاه و برنامهي اجرايي براي اين سازمان خواهيد داشت و آيا تغييرات ساختاري را در اين سازمان ميتوان انتظار داشت؟
من يك برنامهي كامل اجرايي را تهيه كردهام كه براساس آن، تغييرات عمدهاي را در سازمان جهاني گردشگري ايجاد خواهم كرد. معتقدم اين سازمان موفقيتهاي خوبي داشته، اما زمانه عوض شده است و در سازمان به فكرهاي سازنده نياز داريم. اين سازمان بايد صداي خيلي بلندي داشته باشد و بهدليل مشكلات اقتصادي، ما مجبوريم كه فعاليت بيشتري داشته باشيم.
فكر ميكنم، سازمان اگر ميخواهد صداي همهي ملتها باشد و كشورهاي عضو به آن اعتماد كنند، بايد تغيير ساختار دهد. اين چيزي است كه من ميگويم. افتخاري بزرگ بهدنبال آن است. علاوه بر اين، سازمان ما بايد از نظر داخلي و ساختاري تحول داشته باشد. در مقايسه با سازمانهاي بينالمللي، سازماني كوچك با برنامههاي بزرگ است كه تلاش ميكند، مؤثر و كارآمد باشد.
سازمان جهاني گردشگري فقط روابط عمومي نيست، بلكه كاركردي مهم و مؤثري دارد. اعضاي ما بايد احساس كنند كه مالك سازمان ما هستند. من معتقدم، تجديد ساختار سازمان بايد در مسيري باشد كه كشورها با هم براي رسيدن به صلح جهاني، حفظ محيط زيست و توسعهي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي حرف بزنند. بايد از مفاهيم كوتاه اقتصادي و اعداد و ارقام بگذاريم و به كاركردي پايدار دست يابيم.
در پايان نسبت به ايران و جايگاه آن در گردشگري چه نظري داريد؟
ايران گنجينهي كشفنشدهي جهان است. مسؤولان شما بايد تلاش كنند، آن را به تمام دنيا معرفي كنند. سازمان جهاني گردشگري نيز براي معرفي ايران كمكهاي لازم را خواهد داشت.
انتهاي پيام