دود همه جا را فرا گرفته. صداي گوشخراش انفجار، آژير خودروهاي امداد، فرو ريختن شيشههاي ساختمانها، زبانه كشيدن شعلههاي آتش، تو را با خود به ميدان جنگ ميبرد. با خود فكر ميكني مگر چه بر سر شهر آمده كه مردم از كودك و جوان، اين گونه سراسيمه به اين سو و آنسو ميدوند؟ فضاي پرالتهابي است. در آميخته شدن تصوير چشمان نگران برخي، با صداي خنده و شادي گنگي از دور، حسابي گيجت ميكند. ناگهان صداي فرياد پسر جواني كه دستانش را بر روي چشمهايش گرفته، تو را دوباره به ميدان باز ميگرداند. براي كمك به سمت او ميدوي. انفجار مهيبي از درون شعلههاي آتش، روي زمين دراز كشت ميكند. سرت را بلند ميكني، چند جوان را ميبيني كه با شادي از روي آتش ميپرند. اين صحنه به مانند فلاشبكي است كه ذهنت را پيوند ميزند به «بوته افروزي» و پريدن از آن، به «زردي من از تو ـ سرخي تو از من» به قاشق زني، كوزهشكني، مهماني و دور هم جمع شدن فاميل و آشنايان و به عيد.
به ياد ميآوري روزگاري نه چندان دور، آيين «چهارشنبه سوري» به جاي دلهره، انتظار نوروز را به همراه ميآورد و خانوادهها در محدوده خانه خود يا آشنايان، با پريدن از روي بوتههاي آتشزده، رنج و بيماري را از خود دور ميكردند و به استقبال بهار ميرفتند. اما آنچه امروز از اين آيين كهن در خيابانها و سطح شهر به نمايش درميآيد، گويا مشق رزم و جنگ است كه به اشتباه به جاي تفريح و شادي برگزار ميشود و متاسفانه بهاي اين به اصطلاح تفريح و تخليه هيجان با كشتهها و زخميهايي كه هر سال به جاي ميگذارد، تقريبا برابر با همان رزم و جنگ شهري است!
به گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، چهارشنبه آخر سال و مراسم آتش بازي و آسيبهاي آن در حالي به عنوان بزرگترين دغدغه خانوادهها و مسوولان، آنهم درست پيش از نوروز تبديل شده كه سابق بر اين و بر اساس اصول و آيينهاي اين روز، چهارشنبه سوري مراسمي براي رفع بلا و رفع رنج، نگراني و بيماري بوده است.
تحولات اجتماعي چند دهه اخير، به ويژه تمايل شديد جوانان به ابراز شادي و تخليه هيجانات از سويي و فقدان راهكارها و برنامههاي لازم براي ايجاد زمينههاي شادي سالم و مطابق با اصول و ضوابط فرهنگي، اخلاقي و اسلامي در جامعه از سوي ديگر، از مهمترين دلايلي است كه واقعيت و محتواي اين آيين كهن ايراني را دستخوش تغييرات كرده است.
يك آسيبشناس اجتماعي و عضو هيات علمي دانشگاه در گفتوگو با ايسنا، در اين باره با اشاره به تعدد جشنها و مراسم شادماني در ايران باستان، آن را عامل مهمي در شكلگيري و تقويت اتحاد و انسجام جامعه ميداند و ميگويد: جامعه به ويژه يك جامعه جوان نياز به ابراز شادي و تخليه هيجان دارد، در حالي كه متاسفانه ميزان شاديهاي سازمان يافته در اجتماع كم است و هنگامي كه جوانان در يك شب در سال در اماكن محدودي از شهر تجمع ميكنند، ابراز شادي و هيجان آنها به صورت لجام گسيخته در ميآيد و در نتيجه، آسيبهاي ديگري مانند نزاع، تخريب اماكن عمومي و غيره بوجود ميآيد.
دكتر شيخاوندي پيشنهاد ميكند كه سازمانها و نهادهاي مسوول امور جامعه و جوانان با برگزاري جشنهاي سازمان يافته در اماكن و ميادين مختلف شهرهاي بزرگ در طول سال، علاوه بر فراهم كردن زمينه براي ابراز شادي مردم، فرهنگ شادماني و كنترل هيجانات را در جامعه نهادينه كنند.
دكتر عليرضا عصارنيا ـ معاون اجتماعي فرهنگي سازمان ملي جوانان ـ درباره پيشنهاد دكتر شيخاوندي و اين كه آيا سازمان ملي جوانان براي سازماندهي مراسم شادي جوانان به ويژه در چهارشنبه آخر سال برنامهاي دارد يا نه، اظهار ميكند: سازمان ملي جوانان در اين خصوص برخورد ايجابي را در دستور كار قرار داده است. به اين معنا كه سعي ميكند تا با اولويت بخشيدن به موضوع غنيسازي اوقات فراغت جوانان، برنامههاي هيجانانگيز و شاديآفرين را براي آنان تعريف و ايجاد كند.
وي ميافزايد: سياستگذاري اين سازمان در مباحث كلان اوقات فراغت است و اگر بتوانيم همچون مبحث ازدواج جوانان در اين حوزه نيز حركتي عمومي و ملي ايجاد كنيم، بسياري از زمينههاي آسيبزاي ناشي از تخليه يكباره هيجانات جوانان در روزهايي مانند چهارشنبه سوري از بين ميرود.
به گزارش ايسنا، آمارها حاكي از اين حقيقت است كه محدوديتهاي ايجاد شده در سالهاي 81 تا 85 به علت تقارن ايام محرم الحرام و ماه صفر با برگزاري مراسم چهارشنبه سوري، متاسفانه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در افزايش تلفات و حوادث اين شب تاثير منفي و معكوس داشته است، به طوري كه شب چهارشنبه آخر سال 84 را بايد به عنوان پرحادثهترين چهارشنبه سوري تهران در سالهاي اخير دانست. كشته شدن چهار نفر، سوختگي حدود 743 نفر و صدمه ديدن چشم، صورت، گوش، دست و پا و ساير اعضاي بدن 1220 نفر، به علاوه هشت مورد حمله قلبي به دليل صداي انفجار در اين سال، سوغاتي بود كه شادي جنونآميز چهارشنبه سوري در كشور برجاي گذاشت.
در سال 85 نيز 1117 نفر در سراسر كشور به علت حوادث چهارشنبهسوري مجروح شدند و تنها در طول يك شب اورژانس 115، 490 ماموريت داشت. در اين سال 327 نفر در جريان ايجاد ناامني و اختلال در نظم فقط در تهران دستگير شدند و يكي از بزرگترين حريقهاي سال در اين ايام اتفاق افتاد، به طوري كه شش ايستگاه سازمان آتش نشاني مشغول اطفاي اين حريق در پاساژ «يمن» واقع در ميدان رازي تهران شدند.
اما در سال 86 که اماکن خاصي جهت برگزاري آتشبازي در خيابانها در نظر گرفته شد، کمترين حوادث در تاريخ مراسم چهارشنبه سوري اتفاق افتاد و آمار تلفات و مصدومان با كاهش 40 تا 50 درصدي نسبت به سال قبل به 35 مصدوم بستري و 10 مصدوم سرپايي رسيد.
ايجاد پايگاههاي شادي و سلامت كه در سال 84 توسط شوراي شهر و ستاد شهر سالم تهران در نقاط مختلف شهر صورت گرفت، شايد نمونه از راههاي موفق كنترل و مديريت مراسم چهارشنبه سوري در تهران باشد كه ميتوان با گسترش آن به طول سال، تحت عناوين مختلف ديني و ملي، زمينه بروز احساسات و هيجانات مردم را به صورت آرام و منطقي فراهم كرد.
دكتر شيخاوندي ـ استاد جامعهشناسي دانشگاه آزاد اسلامي ـ هم علاوه بر ساماندهي و ايجاد مراسم شادماني مردم توسط نهادهاي دولتي مسوول، توصيه ميكند كه براي كنترل آسيبهاي ناشي از استفاده مواد محترقه و انفجاري خطرناك، كارخانجات داخلي تحت نظارت سازمانهاي مسوول، وسايل آتشبازي مفرح و بيخطر را توليد و در اختيار مردم قرار دهند كه اين عمل باعث ميشود، دست دلالان و قاچاقچيان مواد محترقه و انفجاري غيراستاندارد و خطرناك نيز كه به چهارشنبه آخر سال به عنوان يك فرصت اقتصادي و درآمدزايي بزرگ در ازاي تهديد جاني و مالي مردم مينگرند، كوتاه شود.
معاون اجتماعي فرهنگي سازمان ملي جوانان نيز با تاكيد بر اهميت توجه به نياز جوانان به ابراز شادي و تخليه هيجانها، از تقويت جنبه خانوادهمحوري مراسم چهارشنبه سوري به عنوان عاملي براي تبديل اين مراسم از يك تهديد به فرصت ياد ميكند.
وي توزيع گسترده و هدفمند مواد محترقه در كشور را ناشي از ارادههاي انحرافي و اقتصادي پنهان ميداند كه تهديد جدي براي جوانان است و برخورد شديد نيروي انتظامي با اين عوامل در كنار ارايه آموزشهاي لازم به خانوادهها و جوانان را از مهمترين راهكارهاي كنترل آسيبهاي مراسم چهارشنبه آخر سال ذكر ميكند.
توجه به اصول آموزشي و تربيتي در مهار آسيبهاي اجتماعي از جمله حوادث چهارشنبه سوري، موضوعي است كه مورد تاكيد دكتر شيخاوندي نيز قرار ميگيرد.
اين صاحبنظر آسيبشناسي جامعه، هماهنگي دو عامل جمعيت جوان و هيجان بالاي مراسم چهارشنبه سوري را در سخت شدن كنترل حوادث توسط نيروي انتظامي موثر ميداند و تصريح ميكند كه نيروهاي مورد استفاده براي كنترل مراسم چهارشنبه سوري بايد براي ارشاد و تعامل با عموم مردم آموزش ببينند، نه براي سركوب و مهار شادي و هيجان آنان.
به گزارش ايسنا، به نظر ميرسد برخورد با افرادي كه با سوءاستفاده از گردهمايي مردم در مراسم چهارشنبه سوري قصد هرج و مرج و آزار و اذيت را دارند موضوع مورد مناقشهاي در نزد مردم و مسوولان نباشد. اما سوال اساسي اين است كه اين برخورد و اقدام انضباطي كي و در چه زماني از مراسم بايد انجام شود؟
در كنار هشدارهاي پليس درباره شدت برخورد با متخلفان مراسم چهارشنبه سوري، همواره مسوولان بر مخالف نبودن پليس با شادي مردم تاكيد و توصيه كردهاند كه خانوادهها همراه نوجوانان و جوانان خود در اين مراسم شركت كنند. از همين رو انتظار ميرود كه حضور محسوس و عملياتي پليس پس از اتمام حضور خانوادهها در مراسم كه معمولا حدود ساعت 10 شب به بعد است، صورت گيرد.
در اين صورت پليس هم خود را همراه و سهيم شادماني مردم نشان ميدهد و هم به موقع ميتواند، آشوبها و بينظميهاي احتمالي را تحت كنترل درآورد.
همين هشدارهاي پيشگيرانه نيروي انتظامي، شناسايي و تفكيك افراد مجرم و بزهكار از عموم مردمي كه در اين روز به شادي و جشن ميپردازند، تعامل سازنده و برخوردهاي تشويقي و ارشادي پليس در سالهاي اخير است كه باعث شده، نه تنها طول دوره زماني كه شاهد انفجار مواد محترقه و مزاحمتهاي ناشي از آن بودهايم، كاهش يابد، بلكه ميزان حوادث و ناهنجاريهاي چهارشنبه سوري در مدت دو سال از بالاترين حد، به پايين ترين سطح آن در سال 86 برسد.
در انتها، توجه به رويكردهاي تربيتي و آموزشي نوجوانان و جوانان در محيطهاي مختلف از جمله مدارس و دانشگاهها و در كنار آن، اتخاذ راهكارهايي جهت بهرهوري و سودآوري پتانسيلها و هيجانات مراسم چهارشنبه سوري به جاي انكار و يا ناديده گرفتن آن ميتواند، به عنوان يك استراتژي علمي و آيندهنگر در دستور كار نهادهاي مسوول قرار گيرد. به عنوان مثال ميتوان با الگوگيري از برخي جشنهاي ديگر كشورها و حتي دانشگاههاي دنيا، از چهارشنبه سوري به عنوان بهانهاي براي طراحي و اجراي سازماندهي برنامههاي مختلف در سطح محلات و دانشگاهها با تكيه بر خلاقيت جوانان و به ويژه دانشجويان استفاده كرد و با جذب حاميان مالي، عوايد ناشي از آن را صرف امور اجتماعي يا خيريه كرد. كاري كه در بسياري از مراكز دانشگاهي دنيا به صورت خودجوش از سوي دانشجويان صورت ميگيرد.
انتهاي پيام