"اولين نشست خليجفارس" با عنوان "طرح تدوين دانشنامه خليجفارس" صبح چهارشنبه در محل مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي برگزار شد.
ولايتي:
اولين بار انگليسيها نام مجعول خليج عربي را مطرح كردند
به گزارش خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر علي اكبر ولايتي در اين نشست گفت: آنچه در يك دههي اخير باعث اختلافاتي شده است اختلاف بر سر نام خليجفارس است، اما بالاخره آفتاب زير ابر نميماند و اين تصميمگيريهاي سياسي با انگيزههاي نامطلوب و غيرخدايي و غيراخلاقي در صحنهي بينالملل روشن ميشود.
مشاور امور بينالملل مقام معظم رهبري افزود: ممكن است بعضيها به اهميت نام خليجفارس توجه نداشته باشند، اما ملت ايران با هوشمندي كه داشت تحركات براي تغيير نام خليجفارس را به خوبي درك كرد و اين كار را مقدمهي كارهاي ديگر دانست كه با هويت اساسي ايران مغايرت دارد.
وي افزود: مردم ما واكنش بهجا و فراگيري در اين خصوص نشان دادند و هيچگاه از پا ننشستند و بالاخره بايد گفت آفتاب زير ابر نميماند و اين اقدامات با انگيزهها و تصميمگيريهاي سياسي نامطلوب و غيرخدايي و غيراخلاقي در صحنهي بينالملل است. تعزيهگردان اين اقدامات در مطالعات انجام شده در استعمار انگليس ديده شده است، اما اين مرحله گذار است.
ولايتي اظهار اميدواري كرد تا روزي به جايي برسيم كه ديگر ترديدي ولو از سوي شبهافكنان بينالمللي در اينباره ديده نشود.
مشاور امور بينالملل مقام معظم رهبري در ادامه با اشاره به اين كه براي اولينبار داريوش هخامنشي از واژه خليجفارس تحت اين عبارت كه "اين دريايي است كه از پارس (سرزمين) ميرود" از آن استفاده كرده است، افزود: همچنين در منابع يوناني و مصري از اين واژه به كرات استفاده شده است. در اين ميان نام خليجفارس در كتاب جغرافياي بطليموس آورده شده است كه مبناي لغوي در بسياري از آثار اين انديشمند است.
ولايتي با بيان اينه در عهد اسلامي جغرافيدانان مسلمان با حفظ هويت و نام تاريخي خليجفارس به كرات بر اين نام صحه گذاشتند، گفت: حمداني مشهور به ابنفقيه در اثر خود از واژه بحر فارس و درياي فارس به كار برده است و طي قرون پنج يا يازده قمري در كتب مختلف ديگر اين نام به كار گرفته شده است.
او ادامه داد: براي اولينبار نام مجعول خليج عربي توسط كارگزار انگليسي رودريك اوون مطرح شد و در كتاب حباهاي طلايي در خليج عربي گفت "در كتب تاريخي نامي غير از خليجفارس نديدهام اما در سالهايي كه در حوزه خليجفارس بودهام مشاهده كردم كه ساكنان اين بخش عرب هستند و ادب حكم ميكند نام اين خليج را خليج عربي بگذاريم".
ولايتي ادامه داد: همچنين سر چارلز بلگريو كه 30 سال نماينده سياسي در خليجفارس بوده است در 1966 كتابي را درباره سواحل جنوبي خليجفارس منتشر كرد كه در آن نوشته بود "عربها ترجيح ميدهند خليجفارس را خليج عربي بنامند".
همچنين وزير پيشين امور خارجه كشورمان در ادامه سخنانش با اشاره به مذاكراتي كه در دوران خدمتش با طارق عزيز درباره مذاكرات صلح ايران و عراق با محوريت خاوير پرز دكوئيار داشته است، گفت: طارق عزيز در آن مذاكرات از نام مجعول خليج عربي استفاده كرد و من در همان جا از دبيركل سازمان ملل خواستم تا مشخص كند براساس اسناد سازمان ملل نام خليجفارس درست است يا عربي و دكوئيار گفت: از نظر سازمان ملل، خليجفارس صحيح است.
ولايتي ادامه داد: همچنين در مدارك ديگري در سازمان ملل نام خليجفارس به صراحت بيان شده است و جاي هيچ شبه و شكي را باقي نميگذارد؛ از جمله در سند پنج مارس 1971، سند اوت 1994، سند 61 نشست 23 سازمان ملل در وين در 2006 و ... كه در آنها به لحاظ حقوقي و قانوني بر عنوان خليجفارس تاكيد و از آن استفاده شده است.
وزير پيشين امور خارجه كشورمان همچنين در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه جمهوري اسلامي تا چند وقت ديگر اقدام به برگزاري مسابقات كشورهاي اسلامي ميكند كه در اين مسابقات مدالها و بروشورها نام و تصوير خليج فارس حك شده، اما برخي كشورهاي عربي اعلام كردند كه به شرطي شركت ميكنيم كه نام خليج فارس از مدالها و بروشورها حذف شود؛ موضع ايران بايد در اين زمينه چه باشد؟ گفت: نظر جمهوري اسلامي را بايد از مسوولان دولت بپرسيد، اما نظر شخصي من به عنوان يك ايراني اين است كه اهميت خليج فارس و نام آن آنقدر مهم است كه ولو آن كه برخي از كشورها در آن شركت نكردند ما بايد بر موضع بر حق خود بايستيم و بر نام خليج فارس تاكيد كنيم. اين همان كاري است كه ملتها و دولتهاي مختلف ايران از ابتداي انقلاب تاكنون بر آن ايستادهاند.
ولايتي افزود: به خاطر اين نوع مسائل و برخي از شبههافكنيها و بدخواهيها ما از اصول خود كه به حيات سياسي و هويت مليمان بستگي دارد برنميگرديم.
خبرنگار ديگري پرسيد حتي اگر منجر به لغو اين بازيها شود؟ ولايتي در پاسخ گفت: حتما. البته اين نظر شخصي من است.
در ادامه پرسش ديگري مطرح شد با اين مضمون كه شما به عنوان مشاور مقام معظم رهبري در امور بينالملل معتقديد كه ما بايد به اين روند اعتراض كنيم؟ كه وي در پاسخ اظهار كرد: نظر شخصي من اين است كه هيچ عرصهاي را در رابطه با خليج فارس خالي نگذاريم و هر مدعي كه غير از اين بخواهد عمل كند و غير از نام مقدس خليجفارس و هويت ملي اين كشور بخواهد كاري انجام دهد بايد در برابرش بايستيم.
خاتمي:
از نظر تاريخي و حقوقي خليج فارس، خليج فارس است
رييس بنياد باران نيز با تاکيد بر اينکه " از نظر تاريخي و حقوقي ترديدي در اين مساله وجود ندارد که خليج فارس، خليج فارس است" برخي تحرکات کشورهاي حاشيه خليج فارس را اقدامي سياسي با حمايت قدرتهاي استکباري ارزيابي کرد که نميتوانند در اصل مسأله ترديدي ايجاد کند.
به گزاش خبرنگار سياسي ـ خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حجتالاسلام والمسلمين سيد محمد خاتمي با اشاره به سابقهي تاريخي خليج فارس، اظهار كرد: فکر نميکنم هيچ منصفي در اين امر که نام اين پهنه آبي خليج فارس است ترديد داشته باشد.
وي با استناد به اظهارات دکتر ولايتي در اولين نشست خليج فارس که در آن به استناد اسناد بين المللي خليج فارس با اين نام آورده شده ابراز كرد: در50 سال اخير مسائل سياسي سبب شد بعضي اين عنوان خليج عربي را جعل کنند.
رييسجمهور پيشين کشورمان با بيان اين که شايد گفته شود نام خليج عربي چه مشکلي ايجاد ميکند؟ تأکيد کرد: نام مشکلي ايجاد نميکند اما چند مسأله در اين مورد وجود دارد. يکي از آنها اين است که چه کسي اين نام را ميگذارد و چه کسي مرجعيت دارد که اين نام را بگذارد.
خاتمي ادامه داد: وقتي تاريخ نامي را ميگذارد چه کساني به خود اين حق را ميدهند که در وراي داوري تاريخ بر اساس ديدگاهها و سلايق خاص خودشان بيايند اين نام را عوض کرده و نام ديگري بگذارند.
رييسجمهور پيشين کشورمان با تاکيد بر اين که نامها به دلخواه من و ديگران گذاشته نميشود، افزود: وقتي نام تاريخي جايي را عوض ميکنند در پشت سر آن مقاصد سياسي وجود دارد زيرا تنها يک نام نيست که عوض ميشود تماميت ارضي، هويت ما به عنوان يک ايراني مسلمان که در پي ايجاد و بسط تمدن اسلامي است مورد ترديد قرار ميگيرد.
وي ادامه داد: هيچ انسان باشرف و با شعوري حاضر نيست که اجازه بدهد با هويت و مصالح ملي او برخورد شود.
خاتمي همچنين با اشاره به وجود جرياني که ميخواهد تمام افتخارات ايران را در بسط تمدن اسلامي به عنوان آثار عربي مطرح کند، اظهار كرد: البته زبان قالب در اسلام زبان عربي بوده اما وقتي به افرادي که اين تمدن را بارور کردند مراجعه کنيم مي بينيم که اکثر نامها ايراني و شخصيتهاي ايراني است.
خاتمي در ادامه با اشاره به خدماتي که ايرانيان در زمينه فلسفه، پزشکي، حکمت، هيأت، فقه و حتي ادبيات عرب و ... به اسلام ارائه کردهاند، گفت: حالا چه داعيهاي است که بياييم بگوييم تمدن عربي يا فيلسوفان و دانشمندان عرب؟ تمدن، تمدن اسلامي است، رشد اين مسأله ناشي از انگيزههاي غلط و تعصبآميز است تا نشان دهد که ايراني که اين همه سابقه دارد در منطقه جايگاهي ندارد در حالي که همه ميدانند جايگاه ايران در عرصه جهاني بالاست و به همين دليل ايران براي خود حق قائل است که در مسائل منطقه و جهاني حضور داشته باشد.
وي با تاکيد بر اين که اين حضور به معني سهمخواهي نيست بلکه دفاع از آزاديخواهي و عدالتخواهي است، تأکيد کرد: از نظر تاريخي و حقوقي ترديدي در اين مسأله وجود ندارد که خليج فارس، خليج فارس است اما از نظر سياسي در 10 سال اخير بعضيها که انگيزههاي آنها معلوم است و به وسيله قدرتهاي استکباري پشتيباني مي شوند سعي مي کنند که اين نام تاريخي را عوض کنند ولي مطمئنم که اين نام جا نميافتد و هيچ ايراني حاضر نيست به اين سادگي امري که با هويت او ارتباط پيدا کرده است را از دست دهد.
خاتمي همچنين در واکنش به اظهارات اخير يکي از فعالان سياسي مبني بر اين که اصلاح طلبان شعار جمع كردن گشتهاي ارشاد را سر ميدهند تا آراي زنان خياباني و اراذل و اوباش را جمع كنند افزود: در آستانه انتخابات اينگونه حرفهاي بيخود زياد زده ميشود، نبايد به اينها توجه کرد.
خاتمي همچنين در برابر اصرار خبرنگاران مبني بر اتخاذ موضعگيري انتخاباتي سعي کرد با سکوت از اين موضوع گذر کند.
همچنين رييس دولت اصلاحات در حاشيه همايش ملي خليج فارس با استاد فرهاد فخرالديني ديدار و گفتوگو کرد.
موسوي بجنوردي:
خليجفارس ششهاي تنفسي ما ايرانيان است
رييس مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي از تدوين دانشنامههاي "ايران، خليجفارس، مردم ايران" خبر داد.
سيدمحمدكاظم موسوي بجنوردي، رييس مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي در سخناني در اولين نشست خليجفارس با عنوان طرح تدوين دانشنامه خليجفارس كه مركز فوقالذكر برگزار كنندهي اين نشست است، گفت: وقتي نام خليجفارس به ميان ميآيد ديگر هيچ خط و خطوطي را نميپذيرد و در اينجاست كه تمامي ايرانيها يكي ميشوند و با يك صدا سخن ميگويند.
وي گفت: در حال حاضر مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي مشغول نوشتن دانشنامهاي درباره خليجفارس در هشت جلد است كه بخش مهمي از فرهنگ و تاريخ ما در آن سامان شكل گرفته است.
او ادامه داد: پيوند عاطفي و احساسي ما با خليجفارس ناگسستني است. خليجفارس ششهاي تنفسي ما ايرانيان است و دستيابي به توسعه بدون خليجفارس امكان ندارد.
رييس مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي از تدوين دانشنامههاي "ايران، خليجفارس، مردم ايران" خبر داد.
موسوي بجنوردي گفت: يك ايران مقتدر ميتواند امنيت خليجفارس را حفظ كند و نه بيگانگان، از اين رو همسايگان جنوبي ما بدانند ما خواهان همكاري اقتصادي و فرهنگي هستيم و آنها در دامن ما عزيز هستند و بدانند كه منافع آنها در وجود يك ايران مقتدر است؛ چرا كه ما منافعي مشترك داريم.
رييس مركز دايرهالمعارف بزرگ اسلامي گفت: اين مركز به مساله خليجفارس اهميت ميدهد و به همين دليل در اين خصوص دانشنامهاي را ميخواهد تدوين كند به اين دليل كه ما معتقديم وطنخواهي يكي از مباني اصلي سازندگي انسان است. وطنخواهي اساس شخصيت انسان است و از انسان وطنخواه انتظار پايبندي به اخلاق، دين و ارزشها و اصول ميرود. بيتفاوتي به وطنخواهي يعني ناديده گرفتن شخصيت و هويت خود.
موسوي بجنوردي اظهار كرد: مسالهي انسجام ملي و توانمندي ملي به اين وابسته است كه ما وطنخواه باشيم و توجه خاصي به منافع ملي، اسلاميت و تشييعمان داشته باشيم.
وي همچنين از تدوين دانشنامهي ايران كه دانشنامهاي جهاني است و در آن به اسلاميت و ايرانيت بسيار توجه شده است، همچنين دانشنامه مردم ايران در شش جلد خبر داد و افزود: اميدوارم با همت بالاي پژوهشگران و اساتيد مركز و راهنمايي شوراي عالي علمي اين كارها به سرانجام خود برسد.
موسوي بجنوردي همچنين از برگزاري همايشي در آبان ماه سال جاري با عنوان "ذوالقرنين؛ كوروش كبير" خبر داد.
صفوي:
فرهنگ و تمدن ايران با خليجفارس گره خورده است
همچنين رحيم صفوي گفت: قدرتهاي فرامنطقهيي بدون در نظر گرفتن ملاحظات ايران نميتوانند امنيت را با زور در منطقه برقرار كنند. بلكه امنيت منطقه با مشاركت ايران و كشورهاي خليجفارس و بدون حضور نيروهاي اشغالگر خارجي تضمين خواهد شد.
به گزارش خبرنگار سياسي خارجي ايسنا، سرلشكر دكتر رحيم صفوي، دستيار و مشاور مقام معظم رهبري با بيان اينكه قرن حاضر متفاوت از قرنهاي گذشته است و يك تغيير اساسي در مشخصههاي استراتژيك محيط بينالملل حاصل شده است، گفت: اين تغيير اساسي حركتهاي شتابدار و تغيير و تحول شگرف سياسي كه فراتر از رقابتهاي ژئوپولتيكي عصر حاضر است.
وي با اشاره به اينكه از 1945 تا 1991 هدفهاي ژئوپولوتيكي و تقسيم بندي ژئواستراتژيك در محيط بينالملل حاكم بوده است و هر يك از قدرتهاي آن دوره تلاش داشتند به خردههاي قدرت يكديگر دسترسي پيدا كنند، افزود: اما در اين دوره برخوردها جنبه تمدني و فرهنگي پيدا كرده است و توسعه حوزههاي فرهنگي، تمدني و اقتصادي براي قدرتهاي معاصر هماكنون مطرح است و مناطق تماس قدرتهاي جهاني، ماهيت اقتصادي، تمدني و قدرت نفوذ و تاثيرگذاري فرهنگ آنها تعيين ميكند.
صفوي ادامه داد: ماهيت فرهنگي و تمدني قدرتهاي جهاني بر ماهيت ژئوپلتيكي قبلي آنها غلبه پيدا كرده است و قدرتهاي جهاني در عصر حاضر با ملاحظه اين نگرش معماري محيط استراتژيك جديد را ساماندهي ميكنند.
مشاور و دستيار مقام معظم رهبري تصريح كرد: اين تحولات ناظر بر پيدايش مفاهيم جديدي از قدرت فرهنگ، سياست، اقتصاد و امنيت است. برخي متفكران جهان معتقدند شرايط بينالمللي در حال ناپايداري استراتژيك و تغيير و تحول قدرت در مبناي جهاني به طور سيال و در مرحله گذار است. همين متفكران شش فضاي استراتژيك را براي جهان تصور ميكنند كه ادامه وضعيت فعلي جهاني، تك قطبي، تشكيل قطبهاي منطقهاي كه ايران هماكنون به عنوان يك قدرت منطقه مطرح است و به عنوان يك واقعيت هم قدرت ايدئولوژيك و هم قدرت سياسي و منطقهاي و انشاءالله در آينده در بعد اقتصادي خواهد بود. همچنين تشكيل قطبهاي قدرت قارهاي، جهان به سمت چند قطبي شدن و جنگ تمدنها شش فضاي استراتژيكي است كه اين متفكران ترسيم ميكنند.
صفوي با اشاره به فضايي كه در آن جهان به سمت چند قطبي شدن سير ميكند تصريح كرد: در اين بخش برخي معتقدند قدرت جهان اسلام كه در آن 57 كشور در 50 سال آينده كه ميتواند با ظرفيت بالايي از نظر ژئوپلتيك، ژئوكالچرال و ژئواكونوميك دارد تبديل به يك قدرت بزرگ جهاني شود.
او در ادامه درباره اهميت خليجفارس در تحولات استراتژيك آينده اظهار كرد: به نظر ميرسد در چند دهه آينده مهمترين منطقه استراتژيك جهاني به تعبير جغرافيدانان سياسي، منطقه خليجفارس و كشورهاي پيراموني آن كه هارتلند جهان را تشكيل ميدهند باشد چرا كه موقعيت منحصر به فرد جغرافياي منطقه خليجفارس كه محور ارتباطي اروپا با آفريقا و آسياي دور است و نيز ذخاير استراتژيك نفت و گاز را در اختيار دارد كه تا 2005، 65 درصد ذخاير نفت اثبات شده جهان و 42 درصد ذخاير گاز جهان در اين منطقه است و نيز موقعيت استراتژيك فرهنگي و تاثيرگذاري اين منطقه بر جهان اسلام و بشريت از جمله دلايل قدرتمند شدن كشورهاي اين منطقه است.
صفوي افزود: منطقه خليجفارس قلب اعتقادي جهان اسلام يعني مكه و مدينه را در خود جاي داده است و نيز قلب سياسي جهان اسلام يعني ايران در اين منطقه است كه با توسعهي فرهنگ اسلام سياسي كه مخالف با ظلم و زور و رژيمهاي استكباري مثل آمريكا و اسرائيل است، اين ايدئولوژي تبديل به يك ساختار سياسي و نظام مردمسالار ديني شده است.
وي همچنين اهميت حمل و نقل دريايي و كشتيراني اقتصادي و نظامي را از ديگر موارد اهميت اين منطقه عنون كرد و افزود: آمريكا براي اينكه از آن طرف دنيا در زمان به حمله به عراق كه كويت را مورد تجاوز قرار داده بود نيروهايش را ناو جنگي به كويت و سپس از راه زميني به عراق فرستاد.
اين مدرس دانشگاه با بيان اين اعتقاد كه بيثباتي سياسي در برخي كشورهاي منطقه و بازار مصرف كالا در اين منطقه از ديگر دلايل اهميت اين منطقه است، افزود: اطراف خليجفارس بيش از 130 ميليون جمعيت ساكن است كه كالاي زيادي را از خارج وارد ميكند و از پرفروشترين و پرخريدارترين كالاها در اين منطقه سلاح است و فروش اين سلاحها از جانب آمريكا، روسيه، كشورهاي اروپايي و غيره در اين چارچوب قرار دارد.
صفوي گفت: ايدئولوژي نجاتبخش براي همه بشريت مطرح است و منطقه خليج فارس با داشتن بالاترين ذخاير انرژي نفت و گاز براي سالهاي طولاني از اهميت زيادي برخوردار است. ايران با داشتن يك فرهنگ كهن چند هزار ساله در جايگاه مهمي قرار دارد و توجه داشته باشيد كه كشورهاي حوزه خليجفارس از سابقه استقلال سياسي كمتر از صد سال برخوردارند. ايران كشوري است كه مهد تمدن، علم و مدنيت در قياس جهاني است و اصلا قابل رقابت نيست.
وي گفت: فرهنگ و تمدن ايران با خليجفارس گره خورده است و خليجفارس را با نام ايران براي هميشه در تاريخ گره خورده است. ايران با داشتن يك حكومت مقتدر سياسي مبتني بر مردمسالاري ديني براي هميشه به عنوان يك قدرت بزرگ در منطقه وجود دارد و در منطقه تغييري رخ نميدهد بدون آنكه ملاحظات، فهم و وزن ايران را در نظر بگيرند.
مشاور و دستيار مقام معظم رهبري تصريح كرد: ايران طولانيترين سواحل خليجفارس را در اختيار دارد و اين تسلط ما را بر خليجفارس و تنگه هرمز ميرساند. ايران با جمعيتي بالغ بر 71 ميليون نفر برادر و قدرت بزرگ منطقه است و سهم اساسي را در شكلگيري امنيت منطقه و تضمين ثبات امنيت و صلح و آرامش در منطقه دارد.
وي تاكيد كرد: اميدوارم قدرتهاي فرامنطقهيي كه سالها به اين منطقه چشم دوختند اين را كاملا درك كنند كه ايران تضمين كننده ثبات و صلح در منطقه است.
صفوي گفت: قدرتهاي فرامنطقهيي بدون در نظر گرفتن ملاحظات ايران نميتوانند امنيت را با زور در منطقه برقرار كنند. بلكه امنيت منطقه با مشاركت ايران و كشورهاي خليجفارس و بدون حضور نيروهاي اشغالگر خارجي تضمين خواهد شد.
صادق خرازي:
دفاع از خليج فارس اهتمامي غيرتمندانه است
سفير پيشين ايران در فرانسه نيز گفت: دفاع از خليج فارس و تعصب نسبت به تاريخ و هويت تاريخي آن نه ريشه در ناسيوناليسم دارد و نه حاصل تبليغات عوام فريبانانه حكومتهاست؛ بلكه اهتمامي غيرتمندانه است تابه هُشياري عمومي بيافزايد.
به گزاش ايسنا، متن سخنراني سيد محمد صادق خرازي در اولين نشست خليجفارس با عنوان "طرح تدوين دانشنامه خليجفارس" به شرح زير است:
« به نظر ميرسد گاهي مرور خاطرات تلخ و شيرين گذشته در دوران نقاهت يگانه تسكيندهندهي آلام جسماني و گاه روحي ميتواند باشد. در چنين شرايطي براي اينجانب وقتي موضوع بزرگداشت و گراميداشت روز ملّي خليج فارس از ناحية انديشمند فاضل و مجاهد نستوه جناب آقاي بجنوردي مطرح شد، ناخواسته صفحات نه چندان دوري از فصول گذشتة تلاش در دستگاه ديپلماسي و در معيت ياران همراه بر ذهنم رقم خورد، كه در اين فرصت به برخي از جنبههاي آن اشاره خواهم كرد.
حوزة مأموريتي كه در سال 1377 بر آن گمارده شدم، بخشي از پژوهشها و تحقيقات مبنايي براي كمك به فضاي بيشتر سياست خارجيِ شكوفايي بود كه ميكوشيد در عين عزّت و با درايت از منافع ملّي و بنيادي كشورِ ديرپاي ايران، و اصول و ارزشهاي نظام جمهوري اسلامي صيانت به عمل آورد.
بديهي است كه در صدر اين نكات مقولة مطالعات در حوزة همسايگان، مرزها و طبيعتاً خليج فارس اولويتي غيرقابل انكار بوده و هست. در شرايط آن عهد نه چندان دور، ايجاد يك سلول فكر و انديشه براي تعيين ضرورتهاي مطالعاتي گام نخستي بود كه شكل گرفت. در اين گوشههايِ انديشهورزي، اينجانب و همكاران ميزبان اهالي تحقيق و معرفت در حوزههاي مرتبط بوديم. ميهماناني كه گاه به لحاظ سليقة سياسي يا گرايشهاي فكري با ما همراه نبودند اما به دليل اصل خدمت به تاريخ و فرهنگ غني ايران اسلامي دستگير و همراه دلسوزي در پيشبرد اهداف بودند. مرور اين خاطرات شايد به صرف بيان و انتقال تجربهاي مختصر در آغاز راهي دشوار كه اينك توسط بنياد دايرهالمعارف بزرگ اسلامي و تحت مديريت دوست ارجمند و برادر بزرگوارم جناب آقاي بجنوردي برگزيده شده است، خالي از لطف و اثر نباشد.
اين گام سترگ و ارزنده صيانت از مرزها و حقوق تاريخيِ ايراني است، كه اگرچه امروز در جغرافياي سياسي كوچكتري از مرزهاي فرهنگي خود جاي گرفته است، اما اين تلاش ، خاطرة عزّت و شرافت كهن پدران خود را زنده نگاه دارد.
سخن از نياكاني است كه در مرزهايي گستردهتر از تصوّر كنوني ما، از كاشغر تا قازان، يا از قازان تا قيروان، و از قيروان تا زنگبار و سرانجام از زنگبار تا طوطيستان هند و بنگال؛ نام ايران، ايراني، پارس و پارسي را گسترانيدند.
اگر درياي مازندران ما كه امروز آن را خزر مينامند آبراهي بسته براي ارتباط با صفحات شمالي مرزهاي تاريخي بود، خليج فارس دروازهاي دريايي براي گسترش حضور فرهنگي، تجاري و حتي سياسي ايران از يك سو به آفريقا و از ديگر سو تا آسياي جنوب شرقي به شمار ميآمد. بيسبب نبود كه دريانوردان ايراني چند قرن پيش از آن كه اروپاييان به عصر اكتشافات دريايي قدم نهند، بادبان بركشيده و از زنگبار و يمن، تا صيام و جاوه را درنورديده بودند.
روايت دوران كمك به اعادة حاكميت ملوك يمن در عهد ساساني يا گسترش اسلام به جزاير جنوب شرق آسيا و ديگر خاطرات بازمانده از اين تاريخ كهن، شاهدي بر صدق اين سخن و تأييدي است بر ضرورت توجه فراگير جامعة علمي كشور به بازشناسي هويت، تاريخ، جغرافيا، اقتصاد و سياست خليج فارس.
شايد اصليترين موضوع براي ما در رابطه با مطالعات خليج فارس تعيين ضرورتها باشد. سخن از ضرورت به معناي آنست كه بينديشيم امروز چه مقولهاي در ارتباط با خليج فارس مورد دستبرد و يا تغيير در مفاهيم و معاني قرار گرفته است.
بيمناسبت نيست اگر بگوييم وقتي خبري از مشكلات آبزيان اين پهنة دريا به ساحل زدن دلفينها را ميشنويم متأثر شده و درمييابيم كه محيط زيست اين جانداران در معرض تهديد است. پس اگر نيك بينديشيم ضروري است نخست مسووليت خود را نسبت به آنچه كه خليج فارس را تهديد ميكند، دريافته و در مسير اهتمام به ايفاي نقش منطقهيي و تاريخي خود عمل كنيم. اگر بخواهم مثالي را در اين زمينه برگزينم بايد از خود پرسش كنم كه وقتي دلفينهاي خليج فارس براي هُشياري ما نسبت به محيط زيست دريايي خود را به ساحل زده و خود از خويش مردن را برميگزيند، ما در برابر تهديد نسبت به هويت تاريخي و ملّي خود در برابر خليج فارس چه سياقي را بايد انتخاب كنيم؟
دفاع از خليج فارس و تعصب نسبت به تاريخ و هويت تاريخي آن نه ريشه در ناسيوناليسم دارد و نه حاصل تبليغات عوام فريبانانه حكومتها است. بلكه اهتمامي غيرتمندانه است تا به هُشياري عمومي بيافزايد.
سهم تاريخي ايرانيان و نقش حاكميتي آنان در خليج فارس امري نيست كه با تبليغات حاصل از دلارهاي نفتي دهههاي اخير ناديده انگاشته شود. شايد اين لوح زريّن تمدن ايراني در منطقة خليج فارس از چنين تبليغاتي غباراندود شود. اما زنگارزدايي از اين جعليات امر دشواري نيست؛ اگر همت ملّي ايرانيان همراه شده و اينك كه اهل انديشه و قلم ميكوشند به هُشياري عمومي بپردازند، از آنها حمايت و تجليل كنند.
در مقولة خليج فارس ما سالهاست كه دچار گونهاي شتابزدگي در تصميمات و در جازدگي در تحقيقات هستيم. در چنين فضايي رقباي ما كوشيدند، سرمايه گذاشتند و بهره بردند. الفاظ و عبارات بَرساخته و هويت جعلي را سامان دادند و ما نيز گاه به ضرورت شتابزدگي در تصميمات فردي در زير تابلوي تحريف شدة آنها از خليج فارس، به عنوان نماينده عظمت ايراني مسلمان جاي خوش كرديم و نابخردانه خرسند از آن بوديم كه ميتوانيم با عباراتي چون «اسلامي» و «دوستي» فصل مشتركي را پيدا كنيم و بحرانهاي حاصل از كم كاري علمي ـ پژوهشي خود را كاهش دهيم. غافل از آن كه خليج فارس نه پسوندي دارد و نه اطلاقي ديگر غيراز دو واژة سادة ؛ «خليج فارس».
در آن سالها ما در زمينة ضرورتها ميانديشيديم كه بايد مأخذسازي و تكنگاري مقدم بر جامعنگري رايج در سنت دايرهالمعارفنويسي شود. چرا كه چهار دهه كمتوجهي در مطالعات دقيق و علمي پيرامون خليج فارس از ناحية ما و سفارشات و توليدات بيشمار رقبا سبب شده بود در هر نوع توصيف عمومي از مقولات مختلف با خليج فارس حجم منابع و مصادر تحقيقي بر منابع كلاسيك و مراجع تاريخي رجحان يابد.
تحقيقاتي كه با پول رقبا و با خامة محققان اروپايي يا آمريكايي و در سالهاي اخير چيني و ژاپني گردآوري شده و امروز در عصر ارتباطات در قالب مقالات و كتب، تارنماها و شبكههاي رسانهيي عرضه ميشود. اينجا ديگر سخن از سياست و سياستورزي صِرف نيست كه با نگرش سنتي خود بگوييم عصر استعمار يا شوونيسم عربي سبب شده چنين اقبالي به مطالعات مربوط به تاريخ منطقه جلوه نمايد. بلكه در كنار اين دو عامل قديمي شوق و اشتياقي به بازيافتن هويت و تاريخ خود نيز جلوه نموده كه اگر آنرا درست تشخيص ندهيم به خطا رفتهايم.
اينجانب بر تأثير تفكر استعماري و شوونيستي تأكيد دارد اما بر اين واقعيت نيز تصريح دارم كه موج هويتيابي جديدي كه در منطقه ما طي دو دهة اخير ظهور يافته و اشتهاي سيرناپذير جامعة جوان مردمان اين نواحي در بازشناسي هويت خود، سبب شده بازار تحقيقات و تتبعات دربارة خليج فارس و خاورميانه رونقي بيش از آن چه كه در گذشته بود بگيرد. پس در اين ميان مي تواند بروز اعوجاجات اذهان مشوّش و مخرّب با سياستهاي توسعهطلبانة بيگانگان درهم آميخته و توليداتي را سبب شودكه محك زدن و قضاوت كردن دربارة آنها خود نياز به دهها سال نقادي نكتهسنجان و صاحب نظران مسلط دارد.
جمعآوري نقشههاي تاريخي خليج فارس، بازكاوي اسناد و ساماندهي به آرشيو غني مرزي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران، انتشار اطلسهاي چند زبانه، اعزام محققان به منطقه و حمايت از تحقيقات محلي بيشتر از ناحية پژوهندگان بومي براي نگارش تك نگاشتهايي مختصر اما مهم، همچون آجرهاي ساخت يك بناي فاخر، اولويت اصلي رويكرد سازماني ما بود.
از اين رو مراكز تحقيقاتي متعددي چون بنياد ايرانشناسي، بنياد فارسشناسي، بنياد بوشهرشناسي، دانشگاه خليج فارس، دانشگاه شيراز را در منطقه و مؤسسات متعدد بيشماري را در مركز به ياري فراخوانده با استفاده از امكانات وزارت خارجه در ارتباط با خارج از مرزها خواسته در حوزة همسايگان و سپس مراكز علمي زمينة برقراري ارتباطات اين مجموعهها را سامان بخشيده بر آن شديم، از تحقيقاتي چون اطلس نقشههاي خليج فارس كه با مشاركت مركز اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه و بنياد فارسشناسي انتشار يافت، يا اطلس سه زبانة خليج فارس كه توسط مركز اسناد با مشاركت مدرسة مطالعات جغرافيايي سوربن فرانسه و دانشگاه تهران به همراه دو سمينار در تهران و پاريس انتشار و ارائه شد، حمايت كنيم.
در كنار اين وجه در قالب تكنگاشتهاي متنوعي زمينههاي مأخذسازي در حوزة تحقيقات جديد براي مطالعات بعدي را نيز در دستور قرار داديم. در اين ميان موضوع انتشار دانشنامة سياسي خليج فارس به دليل تبعات حقوقي ناشي از تولد دولتهاي جديد در منطقه و تثبيت اسناد حقوقي مرتبط با آنها نيز گام ديگري بود كه در آن به پيش رفتيم.
يك دهة پيش، رويكرد ما چنين بود كه ضرورت توليد مأخذ و مستندسازي بر اولويتها برتري دارد. اينك اگرچه از ارزش ضرورتها كماكان كاسته نشده اما بر اولويتها در رويكردهاي مطالعاتي نسبت به خليج فارس نيز افزوده شده است. اولويتي كه ما را موظف ميدارد تا تدوين دانشنامة خليج فارس را با كمك محققان ايراني و غيرايراني و بدور از شتابزدگي و با عبور از در جازدگي سنت تحقيقاتي خود پيشنهاد همت خويش قرار دهيم.
در آستانة چنين تلاش ميمون و خجستهاي كه به همت اين بنياد محترم آغاز شده است اشاره به برخي از اولويتها به نظر اينجانب قابل تأمل است.
• بايد پذيرفت مخاطبان اين دانشنامه ديگر نه تنها اهل تحقيق و تاريخ يا فرهنگ و جغرافيا نيستند، بلکه خيل گستردهاي از مسافران، صاحبان شرکتها، اصحاب رسانه، سياست ورزان و منتقداني از کشورهاي مختلفي جهان هستند که صرفنظر از قلت دانش عمومي خود درباره اين جغرافيا و پيرامون آن فارغ از قيود و رسومات اهل معنا و انديشه به مطالعه و قضاوت برخواهند نشست. فلذا در نگاه اين مخاطبان کاربردي بودن اين دانشنامه هنگامي نمايان است که دامنه مداخل متنوع باشد.
• گسترش دامنه عناوين ـ ولو به ضرورت کاستن از حجم آنها ـ ما را از مسير جمعآوري و مُنقح سازي توصيفات عمومي دور ساخته و به مسير خلق هويتهايي نو خواهد کشاند که با طرح آنها و گزينش مناسب خواهيم توانست تصويرحضور تاريخي ايراني خود در منطقه را بيش از آنکه در کليات و عناوين عمومي قوام و دوام دهيم، در اجزا موضوعات توسعه بخشيم.
• يک وجه ديگر اين رويكردي، مشمول ساختن تمام عناوين مرتبط و حتي غير ايراني موجود در منطقه با عنوان کلي «خليج فارس» است. در تشريح اين مصداق بايد به رويکرد مصادره مفاخر و ميراث فرهنگي خود در سنوات گذشته توسط ترکها، اعراب يا جمهوريهاي مستقل مشترک المنافع توجه داشت. به عنوان مثال وقتي ازبکستان بوعلي سينا، خوارزمي ، امام بخاري و ... را ترک و اعراب ايشان را عرب مي شمارند ما مي توانيم با مستندات و احتجاجات خود وجه علمي اين جعل را مورد سوال قرار داده حتي با اينکار ـ اگر همت کنيم ـ بر ترويج فرهنگ ملي خود چه در داخل و چه در صحنه جهاني بيافزاييم. اما تصور كنيد وقتي ما با افزايش دامنه شمول عناوين خصوصا در ساحل عربي منطقه، به معرفي آنها تحت عنوان عمومي خليج فارس بپردازيم، ميراث داران اين مداخل براي گريز از اطلاق اين نام و پيوند به آن به چه استدلال هايي بايد رجوع کنند؟
• در يك بيان ديگر، مي توان پنداشت تصوير دانشنامهاي با عناوين بيشمار از هرآنچه که امروز موجب تفاخر آن سوي آب است، در حالي که توصيف آن مداخل به سطوري محدود و تقريبا مشابه منتهي خواهد گشت، در برابر حجم عناوين ميراث بالادستي آب در سواحل شمالي ( اعم از رجال، اماکن، و ...) با گستره در ساحت فرهنگ، جغرافيا، تاريخ، متون، و .. چه قضاوتي را در ذهن مخاطب برخواهد انگيخت؟ آيا غير از اين است که هر مطالعه کننده اين مجموعه به سيطره وسيع و پُردامنه ميراث ايراني و فقر تاريخي و فرهنگي بخش ديگر خليج فارس معترف خواهد شد؟
• يکي از مقولات مهم که ما را اسير خود کرده ابعاد و پيکره کهن و پُربار فرهنگ، تاريخ و تمدن ايران زمين است. بهنظر ميرسد که جغرافياي ذهن ما چنان در تسخير اين هويت درخشان قرار گرفته که گاه لغزشها، خباثتها و دخالتها در تحريف ابعاد اين تاريخ را در بعضي مقاطع بي اثر و کم دامنه برمي شمارد. بنابراين به جاي توجه به حرکت خزنده آنها به صرف تنآوري فرهنگ و تمدن خود به مواجه با اين رويه ها برنخاسته، اجازه مي دهيم اين مسير در طول زمان بر شاهراه منتهي به تمدن و فرهنگ کهن ما طعنه زند. به عنوان مثال بي توجهي به اطلاق واژه خليج، خليج عربي، خليج عربي ـ فارسي، خليج اسلامي، خليج دوستي و ... طي اين سالها، و پناه گرفتن جامعه فرهنگي ما در پَس اسناد قابل تغيير سياسي چون سند شوراي امنيت که خاستگاه تدوين آن برپايه درک افکار عمومي يا سياست بين الملل شکل گرفته و نه تاريخ ـ و چه بسا مجددا در قالبي ديگر و براساس همين دو معيار تصحيح و تجديد شود ـ خطري است که ناشي از کم توجهي اهل تحقيق به وظيفه ملي و ميهني خود است. البته اين درست است که ما در اين سالها دهها آلبوم و اطلس، مقاله و کتاب در اثبات نام خليج فارس انتشار داده و مي دهيم، اما کراهت توجه به واژه خليج عربي هم متاسفانه سبب شده که اهل پژوهش و صاحبان آرا با اثبات يکي، به ضرورت رّد ديگري کمتر توجه کنند. از اين رو شايد يکي از مهمترين عناوين ضروري براي نگارش در اين دانشنامه که از سر همين باور مورد توجه واقع نشده، مدخل خليج عربي و امثالهم است که ميطلبد عالمان و محققان اين دانشنامه در قالب رّديههاي مستند و متقن، چرايي، سوابق و دلايل بهرگيري از اين عنوان را مستدل به نقد برگيرند.»
مجتهدزاده:
نام "خليجفارس" آنقدر بزرگ است كه همه در برابرش سر تعظيم فرود ميآورند
رييس موسسه يورو سويك لندن گفت: اقدام برخي كشورهاي عربي در به كار بردن نام مجعول خليج عربي امري ناپسنديده و ناصحيح است در عين حال كه آنها به خوبي ميدانند اين نام آنقدر بزرگ است و قدمت دارد كه در برابر آن در نهايت سر تعظيم فرود ميآورند.
پيروز مجتهدزاده، افزود: كشورهاي عربي وقتي در برابر اعتراض ايران درباره تلاش براي عربي خواندن نام خليج فارس روبهرو ميشوند، ناچارند عذخواهي كنند.
وي با اشاره به اين كه كشورهاي عربي به موسسات مختلف مطالعاتي و تحقيقاتي پول ميدهند تا نام خليجفارس به نام مجعول خليج عربي تغيير دهند، گفت: اين نام آنقدر بزرگ و قدمت دارد كه آنها در نهايت ناچارند حقيقت را در اين خصوص بپذيرند.
مجتهدزاده تصريح كرد: سازمان ملل تشكيلاتي به نام همسان كردن اسامي جغرافيايي دارد كه در آن نام مكانها، اسامي خاص و غيره در فرهنگ ملتها آورده شده است. نام خليج فارس در اسناد مختلف مورد تاكيد قرار گرفته و در فرهنگ ملتها جا افتاده است.
او با اشاره به تعيين روز 10 ارديبهشت به نام روز ملي خليجفارس با انتقاد از انتخاب اين روز گفت: ابتدا 9 آذر را پيشنهاد كرديم كه در اين روز حقانيت ملت ايران در خصوص جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي بدون آن كه در قبال پس گرفتنشان امتيازي داده باشيم، ثابت شد. اما اين روز مورد پذيرش واقع نشد و در نهايت 10 ارديبهشت را پيشنهاد كردند.
وي ادامه داد: در روز 10 ارديبهشت شاه عباس پرتغاليها را از خليج فارس بيرون كرد اما او اين كار را با كمكها انگليسيها انجام داد. در حالي كه بعد از بيرون راندن پرتغاليها، انگليسيها در خيلجفارس مستقر شدند با اين حال به هر دليلي روز 10 ارديبهشت به عنوان روز ملي خليجفارس تعيين شد.
اين استاد دانشگاه گفت: اميدوارم كه در آينده كه ملاحظات سياسي كمتر ميشود روز مناسبي را به اين روز اختصاص دهيم در عين حال كه همين روز هم خوب است چون كه مفهوم نظر ما را مبني بر اصرار و تاكيد بر نام خليج فارس و پارسي بودن آن ميرساند.
يك استاد دانشگاه:
نام خليج فارس در همه اسناد و زبانهاي مختلف يكي است
يك استاد دانشگاه تهران نيز با استناد به اسناد و نقشههاي جغرافيايي قديم تا جديد، يادآور شد: ممکن است نام خليج فارس در اين اسناد به زبانهاي مختلف باشد اما ترجمه همه آنها خليج فارس است.
دکتر محمدحسن گنجي که در اولين نشست خليج فارس؛ طرح تدوين دانشنامه با موضوع خليج فارس در نقشههاي تاريخي، سخن ميگفت با بيان اين مطلب به استناد همين کتب تاريخي، يکي از مشکلات جغرافيدانان از دوران قديم تا حال حاضر را پياده کردن سطح کروي زمين بر روي سطحي مسطح دانست و ابراز كرد: دانشمندان در طول تاريخ راههاي زيادي پيدا کردند تا سطح کروي زمين را روي نقشه نشان دهند اما متاسفانه هنوز اين مشکل وجود دارد.
وي در ادامه با نشان دادن نقشههايي که دانشمندان در طول سالها و قرون متمادي از سطح زمين ترسيم کردهاند به چگونگي پيشرفتهاي آنها از گذشته تا امروز از طريق نمايش روي صفحه پرداخت و به استناد همين نقشهها که در آن نام خليج فارس با نام خليج فارس درج شده اين خليج را از نظر جغرافيايي و اسناد موجود در اين زمينه خليج فارس معرفي کرد.
محتشميپور:
مسوولان کشور در برابر زياده خواهيهاي کشورهاي عربي مقاومت کنند
همچنين حجت الاسلام محتشمي پور با محکوم کردن زيادهخواهيهاي کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در استفاده از نام مجعول خليج عربي يادآور شد که ملت ايران هيچ گاه اشخاصي را که در اين زمينه تواضع به خرج دهند نخواهند بخشيد.
به گزارش ايسنا، اين عضو مجمع روحانيون مبارز در حاشيه اولين نشست خليج فارس طرح تدوين دانشنامه در واکنش نسبت به اقدام اخير کشورهاي عربي مبني بر قرار دادن شرط درج نام مجعول خليج عربي بر روي مدالهاي بازيهاي کشورهاي اسلامي در صورت برگزاري اين بازيها در تهران، ابراز كرد: موضع جمهوري اسلامي ايران در قبال اين قضيه بايد موضعي جدي و تعيين کننده باشد؛ زيرا هرگونه تواضع در برابر زياده طلبيهاي برخي از سران کشورهاي عربي به هيچ وجه از جانب ملت ايران بخشودني نيست و اين ملت نميبخشد کسي را که بخواهد در برابر اين تحرکات شنيع و زشت تواضع به خرج دهد.
وي ادامه داد: از مسوولان کشور در ردههاي مختلف ميخواهيم که در برابر اين زياده خواهيهاي کشورهاي عربي مقاومت کنند و بر روي موضع حق ايران و نام سرفراز خليج فارس تأکيد کنند؛ زيرا اسناد معتبري که در اين زمينه وجود دارد گوياي حق ايران در اين زمينه است.
به گزارش ايسنا، در ابتداي اين نشست اركستر سمفوني به رهبري استاد فرهاد فخرالديني اجراي برنامه داشت و در اين برنامه سرودهاي "خليجفارس"، "كتاب"، "دانش" و "اي ايران" اجرا شد.
در هنگام اجراي سرود "اي ايران" اكثر حاضران كه نشسته بودند از صندليهاي خود به احترام اجراي اين سرود و نام ايران برخاستند.
همچنين اجراي سرود خليجفارس و اي ايران مورد تشويق گرم حاضران در نشست قرار گرفت.
به گزارش ايسنا، در خلال مراسم آغازين اين نشست مجري برنامه از اين نشست با عنوان نشست ملي خليجفارس نام برد.
انتهاي پيام