حسن روحاني: ـ انتخاباتي شبيه سال76ميخواهيم ـ حضور پرشور در اين انتخابات از دفعات قبل مهمتر است ـ حضور دانشمندان ايراني در فناوري هستهيي نشان قدرت ملي است
رييس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: انتخاباتي كه پيش رو داريم يك فرصت است تا قدرت مليمان را تبلور ببخشيم، در اين انتخابات بايد پاي صندوق آرا برويم و به هركه ميخواهيم راي بدهيم. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) حجتالاسلام و المسلمين حسن روحاني در بخشي از سخنان خود در اجلاس مجمع عمومي سيامين سالگرد جامعه اسلامي دانشگاهيان ايران با اشاره به اينكه " در كشور ما نزديك به 60 الي 70 درصد مردم در انتخابات پاي صندوقهاي راي ميآيند" يادآور شد: جالب است بدانيد سفري به ژاپن داشتم كه اتفاقا مصادف شده بود با انتخاباتي در ايران؛ مردم در آن انتخابات قريب به 78 الي 79درصد مشاركت داشتند. يكي از مسوولان ژاپني پرسيد شما در كشورتان چهكار ميكنيد كه مردم تا اين حد در انتخابات مشاركت دارند، زيرا ما هر كاري كه ميكنيم مشاركت مردم تنها تا حد 20 تا 25 درصد ميرسد. اين خيلي مهم است. و در اين انتخابات نيز انشاءالله مشاركت عمومي توام با نظارت عمومي اينچنين به عنوان يك قدرت نرم براي كشور ما خواهد بود. وي تاكيد كرد: وي گفت: انتخاباتي كه پيش رو داريم يك فرصت است تا قدرت مليمان را تبلور ببخشيم، در اين انتخابات بايد پاي صندوق آرا برويم و به هركه ميخواهيم راي بدهيم. مقوله اول حضور پرشور و پرنشاط در صحنه انتخابات است؛ زيرا اين براي ما بسيار اهميت دارد و اتفاقا اين بار مهمتر از هر دفعه ديگري است. وي خاطرنشان كرد: اين بار ما بايد يك تحول مطلوب را دنبال كنيم و معلوم نيست با شركت 51 الي 52 درصدي به هدف خود دست پيدا كنيم. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در حال حاضر يك انتخاباتي شبيه سال 76 ميخواهيم. يك 79 درصد حضور، يك 70 الي 75 درصد حضور ميخواهيم. يك حضور پرشور سراسري كه ميتواند صحنه را عوض و اتفاقا مسير توسعه را براي ما هموارتر كند. وي خطاب به اعضاي جامعه اسلامي دانشگاهيان اظهار كرد: اگر ما دنبال توسعه هستيم بايد قدرت ملي را افزايش دهيم. توسعه ما توسعه علمي، فنآوري و اقتصادي است. يك قدرت نرم بزرگ، فناوريهاي پيچيده است كه اين كار شما دانشگاهيان ميباشد. توليد علم و گسترش آن در فناوري كار شماست. وي با پرداختن به مشاركت دانشگاههاي ايران در پيشبرد اهداف كشور در دوران هشت سال جنگ تحميلي گفت: همين امروز در فناوري هستهيي، انديشمندان و دانشمندان تربيت شده دانشگاههاي داخل كشور ما هستند كه حضور دارند و فعال هستند كه اين نشانگر قدرت ملي است و در سياست خارجي هر مقدار قدرت ملي ما بالاتر باشد، شرايط براي تاثيرگذاري آن و ايجاد فرصت براي توسعه بيشتر خواهد شد. روحاني همچنين با تاكيد بر انيكه " ما بايد دولت توسعهگرا داشته باشيم"افزود: در كنار دولت توسعهگرا به يك سياست خارجي توسعهگرا، هماهنگي، اجماع،اتحاد، و ثبات نياز داريم و انشاءالله بتوانيم از فرصتي كه در صحنه بينالمللي براي ما به وجود ميآيد، بهرهبرداري كنيم و كشور را برسانيم به همان نقطهاي كه در چشمانداز 20 ساله مقام معظم رهبري ابلاغ فرمودهاند و در سال 1404 شاهد ايراني توسعهيافته در زمينه مسائل علمي، فناوري و اقتصادي شويم تا براي ديگر كشورها نيز بتوانيم با سياست خارجي سازنده و تعاملگرا كه در متن سند چشمانداز آمده است الهامبخش باشيم. وي خطاب به اعضاي جامعه اسلامي دانشگاهيان ايران اظهار كرد: هميشه ما افتخار ميكرديم به اين جمع و حضور و فعاليتشان. همانطور هم كه آقاي عباسپور هم گفت، شما مستقل هستيد كه دليلش هم صندوق خالي جامعه است؛ زيرا اگر مستقل نبوديد صندوق پر بود. انشاءالله كه دلهاي شما پر باشد از عشق و محبت و مالامال از روحيه تلاش و كوشش و فداكاري براي اين ملت بزرگ و براي اسلام عزيزمان. به گزارش ايسنا وي كه در ابتداي اين جلسه اعلام كرده بود قصد دارد درباره سياست خارجي توسعهگرا صحبت كند، سخنان خود را با طرح اين سوال كه " چرا بايد سياست خارجي ما توسعهگرا باشد؟" آغاز كرد و خود پاسخ داد: به دليل اينكه استراتژي ملي ما كه در سند چشمانداز از آن ياد شده، استراتژي توسعه است. چشمانداز 20 ساله كه سند بسيار ارزشمندي است و در اختيار مردم ما نيز قرار گرفته، با امضا و ابلاغ مقام معظم رهبري به عنوان چارچوب و راهنما براي چهار برنامه پنج ساله قرار گرفت و مجلس شوراي اسلامي قاعدتا بايد در سال جاري برنامه پنج ساله پنجم را مورد بررسي و تصويب قرار دهد. وي با يادآوري اينكه " چشمانداز ميگويد در سال 1404 ايران كشوري است توسعهيافته با جايگاه اول از لحاظ علمي، اقتصادي و فناوري در منطقه" گفت: شايد در ابتدا به ذهن برسد اين يك بلندپروازي براي كشور ايران است اما با توجه به امكانات كشور، جايگاه آن، نيروي انساني انديشمندان و دانشمندان اين سرزمين، منابع سرشار و غني اين هدف دستيافتني است. گرچه در برنامه اول متاسفانه رشد و شتاب مطلوب را نداشتيم، اما به اعتقاد من اگر ما در سه برنامه پنج ساله بعدي، همه تلاش و جهادمان را در اين مسير قرار دهيم، قابل جبران است. روحاني خاطرنشان كرد: اگر هدف توسعه كشور و اين است كه از لحاظ علمي و فناوري و اقتصادي در منطقه ـ يعني در ميان 24 الي 25 كشور منطقه ـ اول باشيم، پس سياست خارجي ما هم بالطبع بايد سياست خارجي توسعهگرا باشد. وي ادامه داد: اساسا هدف سياست خارجي در صحنه جهاني و بينالمللي دنبال كردن منافع كشور است و به بيان ديگر اين است كه امنيت ملي را به خوبي تامين و يا كشور را به سمت رشد و توسعه و رفاه هدايت كند. اگر اينچنين است پس در هر تلاش و هر كوشش و هر سفر و هر ملاقات و هر گفتوگو با مقامات خارجي بايد اين هدف مدنظر قرار گيرد. وي اظهار كرد: اگر ما ميخواهيم در فضاي سياست خارجي به چشمانداز و توسعه كشور كمك كنيم، حداقل دارا بودن مقدماتي ضروري است و حداقل پيششرطهايي به عنوان الزامات براي دستيابي به اين هدف، پيش روي ماست. اين عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام توضيح داد: وقتي ما ميگوييم سياست خارجي، بحث وزارت خارجه تنها نيست؛ همه عوامل و همه دستاندركاراني كه در روابط خارجي موثر هستند و همچنين نهادها، موسسات و بخشهاي غيردولتي اعم از اقتصادي يا غيراقتصادي كه آنها نيز ميتوانند نقشآفرين باشند همه آنها بايد در اين زمينه فعال باشند و بحث يك وزارتخانه تنها مطرح نيست. وي ادامه داد: براي اين منظور اولين قدم "شناخت" است. همانطور كه شما اگر يك بنگاه اقتصادي كوچك را هم بخواهيد اداره كنيد اولين قدم شناخت است. بايد در آن زمينه شرايط كشور، امكانات آن، كشورهاي همجوار و وضع دنيا را مورد بررسي قرار دهيم. "شناخت" يك ضرورت است. براي برنامهريزي در هر موضوعي و در سياست خارجي هم اولين قدم شناخت است. ما بايد كشورهاي منطقه، بازيگران بينالمللي و كنشگران در صحنه جهاني را به خوبي بشناسيم و بدانيم شرايط دنيا چيست و ما در كجا قرار داريم و وظيفهمان چيست و اينكه ما ميتوانيم در اين بين چهكار كنيم. وي با اشاره به اينكه " ما كشوري هستيم كه در يك منطقه بسيار حساس قرار گرفتهايم كه متاسفانه در دهههاي اخير بسيار پرآشوب و با مشكلات فراوان نيز روبهرو بوده است" ادامه داد: اما در عين حال بسيار در منطقه تاثيرگذار و با جهاني طرف هستيم كه قدرتهاي بزرگ، نقشهاي بزرگي را در آن ميآفرينند و اين قدرتها و بازيگران، نقشهايشان در حال تغيير و تحول است. روحاني در همين زمينه يادآور شد: در دهههاي اخير ديديم كه هم در سطح جهاني و هم در سطح منطقه تحولات بزرگي رخ داده است. يك زماني بود كه اگر كسي نسبت به ابرقدرتي آمريكا ترديد ميكرد، مورد سخره ديگران قرار ميگرفت؛ زيرا ميگفتند كه اين كشور از لحاظ فرهنگي، علمي، پژوهشي، اقتصادي، نظامي و سياسي كشور اول است. اما شما ميبينيد كه اين نقش در حال تغيير و كاهش است. يك زماني بود كه در اواخر قرن گذشته 26 درصد توليد جهاني براي آمريكا بود و امروز اين مقدار به 20 درصد تنزل يافته است كه اين مساله مهمي است. يك روزي فكر ميشد آمريكا نه تنها امنيت خود را به خوبي ميتواند تضمين كند بلكه اگر تصميم بگيرد ميتواند امنيت هر كشوري را تضمين نمايد، اما در 11 سپتامبر ديديم كه اينچنين نبود و آمريكا نتوانست امنيت خود را عليرغم آن همه دستگاههاي عريض و طويل اطلاعاتي و پليسي تامين كند. وي افزود: همچنين زماني اينچنين فكر ميشد كه اگر آمريكا تصميم بگيرد به كشوري حمله كند قدرت نظامياش آنچنان است كه شكستناپذير ميباشد و حتما در اين هدف خارجي موفق خواهد شد. اما چند تجربه در همين سالهاي اخير به ما نشان داد كه اينچنين نيست. آمريكا در ماجراي افغانستان موفق نبود و اين طبق اهدافي كه خودشان اعلام كردهاند، است. روز اول حمله به افغانستان گفتند "زنده يا مرده بنلادن" ولي حداقل به اين هدف هم نرسيدند. آمريكاييها گفتند در افغانستان ما امنيت را مستقر ميكنيم و گفتند ديگر جايي براي طالبان نخواهد بود ولي اينچنين نشد. گفتند در افغانستان ما يك دموكراسي واقعي را مستقر ميكنيم و مواد مخدر را كه يك بلاي خانمانسوز است كنترل كرده و از بين ميبريم كه برعكس شد؛ بنابراين تمام اهدافي كه از پيش اعلام كردند، به هيچيك از آنها دست نيافتند. وقتي آمريكاييها به عراق حمله كردند و جشن پيروزي در سال 2000 برقرار كردند اتفاقا در همين ارديبهشت ماه و خردادماه در سال 2003 يا 82 شمسي بود، گفتند عمليات در عراق پايان يافته است و ما ميخواهيم يك دموكراسي نمونه را در عراق مستقر كنيم و حتي عدهاي از تحليلگران گفتند آنچنان دموكراسي در عراق مستقر خواهد شد كه ايران تحت فشار قرار خواهد گرفت و ايرانيها ميگويند در عراق آزادي، دموكراسي و ... است. ولي شما ديديد كه وضع در عراق چگونه شد و آمريكا اعتراف كرد كه شكست مفتضحانهي خود در آن. همين آقاياني كه هماكنون در آمريكا حاكمند يعني دموكراتها در تبليغات انتخاباتيشان نه يك بار بلكه 10 بار تاكيد كردند كه سياست ما در آمريكا غلط بوده و ما به پيروزي نرسيديم. وي ادامه داد: درخصوص منطقه خاورميانه اعلام كردند ما خاورميانه بزرگ يا به تعبير خودشان بزرگتر ميخواهيم به وجود بياوريم و به دنبال طرح خاورميانه بزرگ هستيم. اين در حالي است كه در اولين مرحله اقداماتشان دچار مشكل شدند. به محض اينكه به مصر رفتند تا مقداري آزادي در آنجا به وجود بياورند، شارون به واشنگتن سفر كرد تا به آمريكاييها بگويد به دولت مصر فشار نياورند و در مصر دنبال دموكراسي نباشند كه اگر در مصر آزادي و دموكراسي باشد اسلامگرايان پيروز خواهند شد و تبديل به بزرگترين بلا براي اسراييل و آمريكا ميشوند و اينچنين شد كه آمريكاييها آنجا را رها كردند كه البته ماجراهاي مفصلي داشت. رييس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: آمريكاييها نسبت به عربستان نيز قدمهاي اوليه را براي ايجاد دموكراسي برداشتند و حتي فشار آوردند كه اقليت شيعه چرا آزادي ندارند، اما طولي نكشيد كه عقبگرد كردند و نتوانستند آن را ادامه دهند، به دليل اينكه بين دموكراسي و آزادي در اين كشورها با منافع آنها در اين منطقه سازگاري نيست. اينها كه ميگويند ارزشهاي دموكراسي، آزادي و حقوق بشر براي ما ارزشهايي والا هستند، شوخي ميكنند و در مقام عمل برعكس اين حرف عمل كردهاند و ميكنند و ما شاهد اين رفتارشان هستيم. بعد از جنگ 33 روزه گفتند طرح خاورميانه بزرگ ديگر از دستور كار خارج است و طرح خاورميانه جديد در دستور كار قرار خواهد گرفت و ديري نپاييد كه اين طرح هم از دستور كار خارج شد. وي خاطرنشان كرد: ببينيد آمريكاييها در منطقه چه در مورد طرحشان در افغانستان و چه طرحشان در عراق و چه بحث كل خاورميانه و چه آنچه كه در جنگ 33 روزه و 22 روزه غزه مدنظر داشتند به هيچيك از اهداف اعلام شده خود دست نيافتند و اگر منصفانه خود آنها بخواهند قضاوت كنند، ميگويند ما دچار شكست شديم. پس آمريكا در 11 سپتامبر در امنيت داخلي دچار شكست شد و در سياستهاي هژمونيطلب خود نيز در منطقه خاورميانه شكست خورد و از لحاظ اقتصادي هم ديديم كه آمريكاييها با چه مشكل بزرگي در سال 2008 مواجه شدند. وي با اشاره به اينكه " در سپتامبر 2001 امنيت آمريكا و در سپتامبر 2008 اقتصاد آمريكا مورد هدف قرار گرفت و ديديم كه چه معضلي در آنجا آغاز شد كه اين معضل دامن ديگران را هم فرا گرفت و كمكم اين معضل به سراسر جهان گسترش پيدا كرد" گفت: پس ما در بحث شناخت بايد آخرين وضعيت قدرتهاي بزرگ جهاني و كنشگران اصلي در جامعهي بينالمللي را بشناسيم، وزن كنيم و به دقت مورد بررسي قرار دهيم و توان آنها و برنامه آنها را براي سالهاي آينده قادر باشيم كه پيشبيني كنيم. در منطقه جايگاه جمهوري اسلامي ايران به دليل ضربه به دشمنان منطقهاي و بينالمللي بيترديد تقويت شده است. روحاني ادامه داد: زماني ما ديديم كه چند دشمن داريم. از لحاظ بحث امنيت ملي، آمريكا و رژيم صهيونيستي دشمن ما بودند. رژيم صدام حتي بعد از جنگ دشمن بالقوه ما بود و طالبان نيز در منطقه به عنوان يك دشمن بالقوه در افغانستان براي ما شناخته ميشد. اما ديديم كه چه ضربات بزرگي بر همه اين دشمنان وارد شد و همانطور كه اشاره كردم بر آمريكا چه از لحاظ امنيتي و بينالمللي و اقتصادي، ضرباتي وارد شد. وي گفت: اينكه آقاي اوباما بحث تغيير را مطرح ميكند اين نيست كه به نفع ديگران ميخواهند قدمي بردارند. بحث تغيير يك ضرورت بود براي آمريكا. آمريكا ناچار بود به دليل شكستهاي پياپي و از همه اين شكستها بدتر، به دليل جايگاهش در افكار عمومي منطقه و در داخل خود صحنه و چهره خود را عوض بكند تا بتواند مشكلات و شكستهاي گذشته را به نحوي جبران كند. درخصوص رژيم صهيونيستي نيز بايد گفت كه اين رژيم حداقل دو ضربه بسيار كاري را در سالهاي اخير آزموده است. اين رژيم در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه دچار شكستي شد كه نه براي آنها و نه براي مردم منطقه و نيز نه براي آمريكاييها باوركردني بود. چون اگر به عمق مساله نگاه كنيم فكر ميكنيم از لحاظ نظامي، اسراييل در برابر يك گروه چريكي كه داراي سلاح سبك است شكست خورد. وي ادامه داد: حزبالله لبنان كه نه موشك زمين به هوا دارد و نه پدافند هوايي و نه هليكوپتر و هواپيما و سلاحش سلاح سبك است و تنها يك تعداد موشك زمين به زمين آن هم با برد محدود دارد. بحث اين نيست كه يك گروه چريكي در منطقه، اسراييل را از لحاظ نظامي شكست دهد. به اعتقاد من اسراييل شكست بالاتري را متحمل شد. در جنگ 1976 جنگ شش روزه، من خودم در نجف بودم. در آن ايام همه مردم عراق وقتي ميخواستند اخبار جنگ را گوش كنند ميرفتند و راديوي عربي اسراييل را گوش ميكردند و ميگفتند كه آن راست ميگويد و اينهاي ديگر دروغ ميگويند و راديوي مصر، سوريه و حتي راديوي خود را گوش نميكردند. اين پيروزي بزرگي براي اسراييل بود و آن پيروزي نظامي چندان اهميت نداشت. رييس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: اين پيروزي سياسي فرهنگي است كه مهم ميباشد. در جنگ 33 روزه درست نقطه برعكس اين مطلب شد. تمام مردم اسراييل برنامه المنار را گوش ميكردند. تلويزيون حزبالله يا برنامه راديويي آنها را استفاده ميكردند و ميگفتند در اين جنگ آن طرف كه راست ميگويد سيدحسن است و اسراييليها دروغ ميگويند. اين را خود مردم اسراييل ميگفتند و اين پيروزي خيلي مهم بود. يعني حزبالله نه تنها از لحاظ نظامي بلكه از لحاظ سياسي و فرهنگي هم در اين جنگ پيروز شد. وي ادامه داد: امروز ميبينيم كه اگر سيدحسن نصرالله اين فخر مردم لبنان، شيعيان و همه ما حرف ميزند و همه باور دارند و حرفش درست است و چيزي كه ميگويد را عمل ميكند، نقطه برعكسي است كه در گذشته در ميان برخي از مردم منطقه بود؛ زيرا آنها ميگفتند كه اسراييل اگر چيزي ميگويد به آن عمل ميكند. وي درباره عاقبت دشمني با جمهوري اسلامي ايران خاطرنشان كرد: صدام و حزب بعث مضمحل شدند و كساني در عراق حاكم شدند كه از دوستان جمهوري اسلامي بودند و هستند. شيعيان در عراق قدرت يافتهاند و در افغانستان طالبان منكوب شدند؛ ولو اينكه هنوز ماجرا تمام شده نيست و مشكلاتي پيش رو وجود دارد اما در عين حال جايگاه جمهوري اسلامي ايران كاملا تقويت شده است. روحاني گفت: وقتي در چند سال گذشته جايگاهمان از لحاظ سياسي، استراتژيك و اقتصادي تقويت ميشود و الحمدالله قيمت نفت بالا ميرود، با توجه به اينكه ما در طول چهار سال يعني تا پايان سال 87، يك ماه و نيم پيش 350 ميليارد دلار درآمد نفت، گاز و ميعانات گازي داشتهايم و اين رقم بيسابقه بوده و شرايط خوبي در اختيار ما ميگذارد و نيز ميبينيم كه در داخل كشور هم ناامني وجود ندارد، مانند واقعه 18 تير و سالگردهايش و نيز شاهد اين هستيم كه در گذشته بازيهايي در كشور داشتيم الحمدالله ديگر شاهد آن بازيها در اين سالها نبودهايم و يك شرايط امن و ثباتي را در كشور داشتهايم، خوب سياست خارجي يعني چه؟ سياست خارجي يعني آنكه با برنامه شناخت از فرصتها بتوان به خوبي استفاده كرد و به تعبير ديگر فرصت را بتوان نقد كرد ولي اگر برعكس شود خيلي خطرناك ميشود. وي افزود: آن زماني كه ما در منطقه پيروز ميشويم بايد لحن ما نرمترين لحن باشد. پيروز به لحن تند نياز ندارد. اگر ما پيروز شديم ولي لحن تندي داشتيم فرصت ما تبديل به نقطه ضعف و تهديد براي ما ميشود. يعني كشورهاي منطقه عليه ما منسجم ميشوند و احساس ميكنند اين پيروزي و قدرت براي ايران تهديدي براي آنهاست و درست نقطه مقابل ميشود. هنر ديپلماسي همين است كه با شناخت منطقه و جهان و محاسبه قدرت، فرصتهاي لازم را براي كشور نقد كنيم. سياست خارجي بايد براي همه بخشها فرصت ايجاد كند. اگر به طور مثال در كشور ما توليد سيمان همراه با مزيت است، به دليل اينكه ما مواد اوليه، تكنولوژي، نيروي انساني، انرژي و ديگر چيزهاي مربوط به آن را داريم. ما آنقدر بايد اين صنعت را توسعه دهيم كه بتوانيم از اين مزيت استفاده كنيم به جاي اينكه در جاي ديگر سرمايهگذاري داشته باشيم. يك كشور كه نميرود در تمام امور از جزء و كل سرمايهگذاري كند. ما بايد ببينيم براي اينكه در جايي بخواهيم سرمايهگذاري كنيم بايد چهكار كنيم. بايد ابتدا شرايط و مقررات داخلي براي صادرات مهيا باشد و نيز محيط خارجي نيز باز شود. اين محيط خارجي را سياست خارجي و مقررات را سياست داخلي درست ميكند. وي خاطرنشان كرد: وقتي سياست داخلي و خارجي كنار هم قرار ميگيرد فرصت لازم را براي توسعه در بخشي كه توام با مزيت است فراهم ميكند. سياست خارجي كارش اين است كه بتواند توسعه را فراهم نمايد و بتواند فرصت را براي همه كنشگران اقتصادي، در بحث عملي هم اين است، آماده كند. ما متاسفانه در اين شرايطي كه فرصت پيدا كرديم، روابطمان با كشورهاي منطقه دچار مشكل شد. اعلاميههاي مختلف عليه ما صادر شد و آن يكي كشور با ما قطع رابطه كرد. ما بايد طوري برنامهريزي كنيم كه از اين فرصت به خوبي بهرهبرداري و استفاده كنيم و نگذاريم دشمن فرصت ما را به نقطه ضعف و تهديد تبديل كند. اين هنر ديپلماسي در اين مساله است. رييس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: طرف ديگر اين است كه سياست خارجي، زماني در صحنه بينالمللي موفق است كه در داخل، قدرت ملي بالا باشد. هر مقدار قدرت ملي بالا برود كنشگران سياست خارجي در صحنه بينالمللي شرايط مناسبتري براي فعاليت پيدا ميكنند. حال اين قدرت را من ميگويم قدرت نظامي نيست. امروز قدرت نرم، گاهي اثرش از قدرت سخت هم بيشتر است. مگر آمريكاييها فقط به همان قدرت نظاميشان مينازند؟ يكي از آن چيزهايي كه به آمريكا عظمت ميدهد دانشگاهها، وزارت علوم و مقاطع علمي آن است. يعني يك افتخار آمريكا دانشگاه MIT و دانشگاه هاروارد است و بسياري از آدمها افتخار ميكنند به اينكه دورهاي در هاروارد بودهاند. البته ما در كشورمان هم دانشگاههايي داريم كه با همين جنبه در منطقه مطرح هستند و جذب دانشجوي خارجي خيلي مهم است كه يك قدرت نرم بزرگي است. 540 هزار دانشجوي خارجي از 166 كشور جهان در آمريكا در حال تحصيل هستند. وي گفت: حتي آمريكاييها به عنوان قدرت نرم از هاليوودشان در بحث فيلمسازي استفاده ميكنند و نيز از تغذيه و نوشابه هم در اين مسير استفاده ميبرند. امروز در دنيا ديگر وقتي پپسي كولا و مك دونالد وارد ميشوند آن را به عنوان حضور آمريكا در آنجا تلقي ميكنند. حتي ورزش، هنر، رسانه و ارتباطات، قدرت نرم هستند. در حال حاضر بسياري از كاربران كامپيوتر از ويندوز آمريكا استفاده ميكنند و اين آثار امنيتي بسيار بزرگي دارد. يعني وقتي همه از اين ويندوز استفاده ميكنند ورود آنكه آن را ساخته است به كامپيوتر اشخاص بسيار آسان ميشود. وي با تاكيد بر اينكه " پس ما وقتي ميگوييم قدرت، تنها منظورمان قدرت نظامي نيست" گفت: ما در داخل كشور هر مقدار اين قدرت نرم را در كنار قدرت سخت بتوانيم قرار دهيم، قدرت ملي را بالا بردهايم. يكي از آن قدرتهاي نرم، شيوه حكومتداري ماست. امروز در دنيا عدهاي تحت عنوان دموكراسي و ليبراليسم دارند افتخار ميكنند به نوع حكومتشان؛ زيرا از آن به عنوان قدرت نرم بهره ميبرند. روحاني ادامه داد: ما كشوري هستيم كه داراي مردمسالاري بسيار قوي ميباشيم. حال گرچه ديگران ميخواهند چهره ديگري را براي اين كشور ترسيم كنند اما اين چهره مردمسالاري است كه واقعيت دارد. انتهاي پيام