گفت‌وگوي سه ساعته ايسنا با محمد دادگان/2/ دلجويي كنند، برمي‌گردم خدا كند مسئولان به حرف‌هايم گوش كنند بـابـاي كره شمالي هم نمي‌تواند ايران را ببرد!

محمد دادگان گفت: مديريت ورزش، دانش، تخصص و تجربه مي‌خواهد. ادامه‌ي گفت‌وگوي ايسنا با رييس پيشين فدراسيون فوتبال در زير مي‌آيد: * فكر مي‌كنيد نتايج ضعيفي كه ورزش ايران در اين چند سال گرفته، به دليل آه شما بوده يا مديريت ورزش كشور؟ - آه من نيست، ناكارآمدي سيستم مديريت ورزش كشور اين نتايج را به دنبال داشت. درست است كه نمي‌توان وقتي دلي شكست انتظار موفقيت داشت اما، وقتي سيستم قدرتمندي وجود نداشته باشد موفقيتي هم بدست نمي‌آيد. شما ببينيد رييس جمهور در يكي از سفرهاي استاني گفت كه ديدم دل يك نفر در يكي از شهرستان‌ها شكسته به سراغ او رفتم و از او دلجويي كردم. دل شكستن هم مهم است و ضعف مديريت هم ناكامي را تشديد مي‌كند. من و همكارانم از افرادي نبوده‌ايم كه براي ماندن در فدراسيون فوتبال بخواهيم از مديريت كسي تعريف و تمجيد كنيم. من از اين كارها بلد نيستم انجام بدهم. به خاطر همين علي‌آبادي بايد بيشتر از همه من را دوست داشته باشد. من مي‌گويم ورزش، دانش، تخصص و تجربه مي‌خواهد. من كه اين حرف‌ها را مي‌زنم دشمن رييس سازمان نيستم. حالا اگر دولت مي‌خواهد اين جايگاه سياسي باشد، من حرفي ندارم. اما، فردي كه آمد جايگاه سياسي را گرفت، بايد در كنارش از افراد توانمند و قوي استفاده كند. علي‌آبادي مدير بسيار خوب و قابل احترامي براي من و جامعه است. او معاون رييس جمهور است. من هم با او قهر نيستم. در جلسه‌ي حضوري هم به علي‌آبادي اين انتقادها را گفتم. گفتم اگر شما دانش، تخصص و تجربه‌ي حضور در ورزش را نداريد، در كنارت از افرادي استفاده كن كه بتوانند سطح ورزش را بالاتر بياورند. براي من خوشحال كننده نيست كه ورزش ايران از جايگاهي كه دارد بالاتر برود؟ * قضيه‌ي آشتي كنان شما و آقاي علي‌آبادي چيست؟ آيا با توجه به انتقاداتي كه شما به سيستم فعلي ورزش وارد مي‌كنيد، دوباره به ورزش برمي‌گرديد؟ - من انتقادي به رييس سازمان ورزش و جايگاه معاون رييس جمهور ندارم. تنها مي‌گويم كسي كه به اين جايگاه مي‌آيد، بايد اين فاكتورها را داشته باشد. الان هم همين حرف‌ها را تكرار مي‌كنم. مگر مي‌خواهند من را دار بزنند. اين حرف‌هاي من ضد دولت است؟ ضد مجلس است؟ واقعيت‌هايي است كه كسي آنها را نمي‌گويد. بايد مسوولان بدانند. مگر اينجا تنها جايگاهي است كه مدير فقط شكست‌ها را ببيند؟ نبايد تنها مديران را به اين علت كه از ما نيستند، بركنار كرد. اگر مدير ما نظراتي برخلاف نظام و دولت داشت آن موقع بايد او را بركنار كرد نه اينكه تنها به دليل اينكه مسايل را مطرح مي‌كند، او را كنار بگذاريم. اگر مديري پيدا مي‌شود و شما را نقد مي‌كند و اين نقدهايش براساس فاكتورهاي تخصصي ورزش دنياست، بايد اين نقدها را پذيرفت. من نمي‌گويم هر كس كه دكتري ورزش دارد بيايد و رييس سازمان تربيت بدني شود. امثال كساني كه دكتري ورزشي دارند هم در راس كار بوده‌اند و من متاسفم كه از اين لفظ استفاده مي‌كنم؛ اما، بايد بگويم اين افراد آمدند و نوكري كردند. آقايي در شغل‌شان نكردند. نوكري كردند جايي را گرفتند و به كارشان ادامه دادند و آبروي تحصيل كرده‌ها و دانشگاهي‌ها را بردند. امام حسين جمله‌ي معروفي دارد كه مي‌گويد «آزاده باش» حالا كه من جايي را گرفتم ومسوولي شدم آزادگي را كنار بگذارم و اگر نقدي دارم آن را مطرح نكنم تا خداي ناكرده آن پست از من گرفته شود؟ بايد اين نقدها را بگويم و كسي هم كه مورد انتقاد من قرار گرفته بايد مرا بيشتر از بقيه دوست داشته باشد. من هيچ انتقادي به شخص علي‌آبادي نداشته و ندارم و او برايم قابل احترام است واگر بيرون از محيط ورزش علي‌آبادي را ببينم به او احترام مي‌گذارم. ايشان هم بايد من را بيشتر از همه دوست داشته باشد. او بايد خوشحال باشد كه مديري هم پيدا مي‌شود كه مي‌گويد اگر شما در اين كار تخصص نداري، از چهار مديري در كنارت استفاده كن كه بتواند شما را هم به بالاتر بياورد. شنيده‌ام كه علي‌آبادي هم به اين مساله رسيده است كه مي‌توانست با مديريت و سابقه‌اي كه داشته موفق‌تر عمل كند. هيچ يك از سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها به طور كل به اندازه‌ي ورزش مخاطب ندارند. به همين خاطر بايد از نيروهايي در سازمان تربيت بدني استفاده كرد كه باعث بالا رفتن سطح ورزش شوند نه اينكه تنها از كساني استفاده كرد كه تنها بله قربان‌گو هستند. به خدا من به علي‌آبادي هيچ بي‌احترامي نكرده‌ام ولي اگر توقع خلاف عرفي بوده من آنها را هم انجام نداده‌ام. مثلا اگر گفته باشند فلان داور را ببخش يا بازي پرسپوليس – سپاهان رفت و برگشت باشد يا اينكه دايي، گل‌محمدي و بختياري‌زاده را از تيم ملي كنار بگذاريد، من اين حرف‌ها را منطقي نمي‌دانستم. در مواقع بسياري شده كه علي‌آبادي، مهرعليزاده و هاشمي طبا نظراتي داشتند و من به توصيه‌ي آنها گوش داده‌ام. هاشمي طبا در برهه‌اي به من نامه‌ي تندي نوشت و من در جواب نامه‌ي كاملا محترمانه براي او ارسال كردم. او به محض دريافت نامه به من زنگ زد و گفت كه انتظار مصاحبه‌ي تندي را داشته اما، حالا كه چنين نامه‌اي را نوشته‌اي اين نامه من را تحت تاثير قرار داد و من به حرف شما گوش مي كنم. من قصد جنگ و جدل با هيچ كس را نداشته و ندارم اما، جايي كه بايد از حق فوتبال دفاع مي‌كردم، آن را تا انتها پيش بردم. * اين روزها شايعات زيادي درباره‌ي بازگشت شما به فوتبال شنيده مي‌شود. - بارها گفته‌ام كه براي هر كسب بزرگترين افتخار خدمت به كشورش است. من هم از اين قاعده مستثني نيستم حالا هر كس كه مي‌خواهد در راس باشد. ولي بايد جايگاه افراد را در جامعه در نظر گرفت. بارها گفته‌ام كه به صحنه‌ي ورزش برنمي‌گردم اما، اگر به اين نتيجه برسم كه امروز مي‌توانم خدمتي كنم قطعا از تصميمم صرف‌نظر مي‌كنم. با اين حال هيچ تفاوتي در شيوه‌ي كاري من به وجود نيامده اگر بار ديگر به ورزش بازگردم استقلال كاري‌ام را حفظ خواهم كرد. اگر اتاق نگهباني سازمان تربيت بدني را هم به من بسپارند همچنان استقلال كاري و فكري‌ام را حفظ خواهم كرد. اگر مافوقم توصيه‌اي داشته باشد و آن توصيه در جهت تقويت كار باشد، آن را مي‌پذيرم؛ اما، اگر اين توصيه در جهت تضعيف كار باشد همچنان استقلال خود را حفظ مي‌كنم. مي‌گويم خدا به ما عقل داده و مدير مافوق هم به ما اعتماد كرده پس بايد اجازه داد كه خود افراد مديريت را انجام دهند. بايد واقعيتي را هم بگويم و آن اين است كه مهندس علي‌آبادي هم قصد نداشته كه با من دعوا كند يا من با او دعوا كنم. وقتي دو مدير پيش شما مي‌آيند و از شما تعريف مي‌كنند، از خود مي‌پرسيد چرا دادگان تعريف نمي‌كند. من هم مي‌گويم اين خصوصيت اخلاقي من است. اگر مديري كه پيش شما مي‌آيد و مي‌گويد در حضور 30 ساله‌اش در ورزش مديري به توانمندي شما نديده بايد در اتاقت را به روي آن فرد ببندي چرا كه مي‌داني او راست نمي‌گويد. وقتي من مي‌آيم مي‌گويم كه شما بايد در بخش مديريت ورزش زحمت‌هاي زيادي بكشيد، اين از سر دلسوزي است. زماني كه ما در فدراسيون فوتبال بوديم يك ريال از هيچ نهاد دولتي پول نگرفتيم و فدراسيون فوتبال را با پنج ميليارد تومان ترك كرديم. زماني كه "بكن‌بائر" براي افتتاح ساختمان فدراسيون فوتبال ايران آمد، گفت كه در اروپا فدراسيوني به اين زيبايي وجود ندارد. اين كاري نيست كه من انجام داده باشم. اين كاري است كه همكارانم آن را انجام داده‌اند. اگر كسي را پيدا كرديد كه گفت مانند الان فدراسيون دادگان يك ريال به آژانس و هتلي بدهكار است من به او جايزه مي‌دهم. ما چطور فدراسيون را چرخانديم و اينها چطور. * وضعيت فدراسيون فعلي را چطور مي‌بينيد؟ - چون در حال حاضر تيم ملي مسابقه‌ي مهمي را مقابل كره شمالي پيش‌رو دارد مي‌گويم وضعيت فدراسيون عالي است و فدراسيون را تضعيف نمي‌كنم. به عنوان يك ايراني كوچك آرزوي موفقيت براي سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال دارم و آرزو مي‌كنم كه تيم ملي با اقتدار به جام جهاني برود. اما، اگر خداي ناكرده تيم ملي به جام جهاني صعود نكرد ديگر كميته‌ي انتقالي و دادگاني در اختيار نيست. اينجا ضعف مديريت بوده كه مجموعه را به اينجا رساند. به تازگي قطبي را آورده‌اند خدا نكند اما، اگر تيم ملي موفق نبود نبايد قطبي را قرباني كرد. بايد بپرسيد كه چه كسي قطبي را به ايران آورد. كساني كه مي‌گويند كار سخت است در اشتباهند. اصلا اين طور نيست. ما بايد به جام جهاني برويم. * به جام جهاني مي‌رويم؟ - من مي‌گويم بايد برويم. كره شمالي در طول تاريخ 40 ساله‌اش و در 13 بازي كه با ايران انجام داده يك بار هم به پيروزي نرسيده است. آنها ترس زيادي از ايران دارند ما بايد سه امتياز بازي مقابل كره را بگيريم. زماني كه من در فدراسيون فوتبال بودم، پنج بار با كره شمالي بازي كرديم و در تمام بازي‌ها به راحتي به پيروزي رسيديم. اگر اين بار به كره شمالي ببازيم بايد فوتبال را تعطيل كنيم. به غير از مسايل فني بايد تيم ملي را مديريت كرد. در فوتبال ما مديريت مهمتر از مربيگري است. با پيروزي ايران برابر كره شمالي اين تيم از گردونه‌ي مسابقات حذف مي‌شود. امارات را هم كه شكست دهيم، قطعا جزء سه تيم خواهيم بود. مطمئن باشيد كه كره شمالي نمي‌تواند در رياض عربستان را شكست دهد و آن گاه ما مي‌توانيم يكي از سه تيم صعود كننده باشيم. پس نبايد بگوييم كه كار سختي داريم ودر تاريكي قرار گرفته‌ايم. قطبي بخشي از كار است. او قطعا زحمت‌هاي زيادي خواهد كشيد. تفاوتي كه او با ديگران دارد در ادبيات خوب و ارتباط روحي خوبي است كه با بازيكنان ايجاد مي‌كند. پس بايد او را حمايت كرده و كمكش كنيم. اين تيم تنها نياز به مديريت دارد. * به نظر شما علي دايي قرباني شد؟ - بله. صد درصد. زماني كه قصد داشتند دايي را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب كنند او با من تماس گرفت و گفت كه مي‌خواهم اين مسووليت را قبول كنم. به او گفتم علي جان شما يك طعمه هستيد و اينها پشت تو پنهان مي‌شوند. گفتم اگر تيم ببازد هيچ كس از تو دفاع نمي‌كند و همه منتظرند كه تو را قرباني كنند. گفتم فكر نكن كه اگر ببازي تو را نگه مي‌دارند. اين محال است زماني كه برانكو به اردن باخت من صبح روز بعد محكم‌تر پشت او ايستادم. * آيا بعد از بازي با عربستان و بركناري دايي با او صحبت كرديد؟ - بله. گفتم علي جان ديدي گفتم كه آنها از تو حمايت نمي‌كنند و او هم پذيرفت كه آن زمان من پيش‌بيني درستي داشتم. * شنيده شد كه پس از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي شما از او ناراحت شديد. - به خدا اين طور نبود. فقط گفتم مواظب باش تا تو طعمه‌ي اين كار نشوي. گفتم اين افتخار براي من است كه تو سرمربي تيم ملي شوي. * فكر نمي‌كنيد حضور در تيم ملي به عنوان سرمربي براي دايي زود بود؟ - قبول دارم كه زود بود ولي بگوييد كه آيا در ايران بهتر از دايي داشتيم يا خير. او بهترين بود ولي تجربه‌اش كم بود. * چقدر اين بحث‌هايي كه درباره‌ي بازگشت شما به عرصه‌ي ورزش مطرح شده، صحيح است؟ - من نه با علي‌آبادي قهرم و نه مي‌خواهم با كسي آشتي كنم. ايشان معاون رييس جمهور است و جايگاهش براي من قابل احترام است. هر كس كه از سياست وارد اين جايگاه مي‌شود، قطعا مورد لطف رييس جمهور است و اين هم حق است كه رييس جمهور دوست خودش را انتخاب كند اما، تنها نظرم اين است كه بايد از كساني در كنارش استفاده كند كه كمبودهاي اين فرد سياسي را در مساله‌ي تخصصي ورزش برطرف كند. اجازه بدهيد اين مساله را فاش كنم كه پس از بازگشت ايران از المپيك نامه‌اي به رييس جمهور نوشتم و علل شكست ايران را تشريح كردم. * وضعيت ليگي كه گذشت را چطور مي‌بينيد ؟ متاسفانه كار ما شده تنها تعريف و تمجيد كردن. ليگ را يك ماه يك ماه تعطيل مي‌كنند و هيچ كس صدايش در نمي‌آيد، چه كسي جوابگوي ضررهاي اين تعطيلي‌هاست. تيم ملي بازي دارد كه داشته باشد. مگر زمان ما تيم ملي بازي نداشت؟ همه مي‌دانند سخت‌ترين بازي دوران ما ديدار با قطر بود كه چهارشنبه برگزار مي‌شد. يكشنبه آن ما بازيهاي ليگ را برگزار كرديم و دوشنبه صبح به قطر سفر كرديم و خوشبختانه قطر را هم برديم. من دليل تعطيلات مكرر ليگ را نمي‌فهم. واقعا كسي در اين مملكت نيست كه چيزي در اين باره بگويد. مي‌گويند، بله ديديم تيم ملي بازي دارد. مي‌گويند، بله از ما خواستند، تعطيل كرديم. اين حرفها يعني چه؟ من هيچ وقت نمي‌گذاشتم چنين اتفاقاتي بيافتند. قانون بايد رعايت شود. براي من چه كار داشت كه صنعت نفت را به ليگ برتر بياورم. هيچ كس هم به اندازه‌ي من به خوزستاني‌ها و آباداني‌ها علاقه ندارد.اما به خاطر قانون ايستادگي كردم. اما شما ديديد كه پس از اين كه ما رفتيم ليگ را 18 تيمي كردند و صنعت نفت را به ليگ برتر آوردند. نتيجه چه شد. صنعت نفت دوباره به دسته‌ي پايين‌تر سقوط كرد. 7 و 8 ميليارد ديگر هزينه كردند. بايد بداني فوتبال براي خودش قانون دارد. هر كس كه آمد گفت اين كار را بكن اين كار را نكن نبايد حرف غير منطقي را گوش داد. از شما مي‌پرسم حالا كه به من گفتند برگرد به صحنه‌ي ورزش چه كسي است كه دلش نمي‌خواهد خدمت كند. اما ما 3 سال كنار بوديم. آنقدر مورد هجمه و تهاجم رسانه‌ها قرار گرفتيم كه حد نداشت. ببخشيد كه اين را مي‌گويم اما اگر علي آبادي جاي من بود چه كار مي‌كرد. خانواده و دو دخترم را تهديد كردند. خودم را تهديد كردند. خدا شاهد است كه همين حرفهايي كه امروز زدم را آن موقع هم زده بودم نه يك كلمه بالا نه يك كلمه پايين. گفتم كساني مي‌خواهند به اين فوتبال بيايند كه مال اين كار نيستند. اسم 3 نفر را بردم. مي‌خواهم بپرسم اگر سعيدلو و زريبافان اين حرفهاي من را بشنوند با من دشمن مي‌شوند؟ به خدا نه، مي‌گويم اجازه بدهيد اين جايگاه دست افراد ورزشي باشد. كدام يك از شما از جيبتان براي ورزش هزينه مي‌كنيد. غير از يك تيم خصوصي كدام هيات مديره از جيبش پول مي‌دهد. اين مديران تنها پول دولت را هزينه مي‌كنند، پس بگذاريد قهرمانان ملي و افراد تحصيل كرده مديريت كنند. نه شما مي‌خواهيد از جيبت خرج كني و نه آن قهرمان. پس چرا ورزش را به دست خود ورزشي‌ها نمي‌دهيد. * فكر مي‌كنيد پشت دعوت از شما براي بازگشت به ورزش چه اهدافي وجود داشت؟ مي‌گويند به ورزش برگرد من هم استقبال مي‌كنم. اما بايد شرايط من را درك كنند. من همان محمد دادگان هستم با همان خصوصيات و در كارهاي غير قانوني توصيه پذير نيستم. افتخار مي‌كنم كه بگويم 4 سال و 3 ماه فوتبال را با آن وضع چرخاندم. * چه كسي از شما براي بازگشت به ورزش درخواست كرد؟ نماينده‌ي علي آبادي پيش من آمد. من هم مخالف بازگشتم به ورزش نيستم اما با آن وضعي كه ما از فوتبال رفتيم گفتم بايد از من و همكارانم دلجويي شود. حرف بدي نزدم. با آن حرفها كه به ما زدند حالا كه گفتند برگرد من نمي‌توانم مثل آقاي x بروم دفتر و بگويم كه 30 سال است آدمي مثل شما نديده‌ام. من يك مرتبه‌ي دانشگاهي براي خود قائلم. اگر آن هم نباشد رانندگي‌ام خوب است و مي‌شوم راننده‌ي تاكسي. من از پدرم ياد گرفته‌ام كه به كسي غير واقع سرتعظيم فرود نياورم. كسي كه در زير پرچم امام حسين (ع) سينه زده فقط جلوي امام حسين (ع) تعظيم مي‌كند. مگر خداي نكرده من مخالف كسي هستم، كارم را به خوبي بلدم. چندي پيش خدمت رئيس جمهور رسيدم و گفتم ضعيف‌ترين فدراسيون را به من بدهيد و بعد از يك سال ببينيد با آن فدراسيون چه مي‌كنم حالا هم اگر دعوتي شده بايد از من و همكارانم دلجويي شود. شما نمي‌توانيد منكر احساس و عاطفه‌ي مردم شويد. هر كس من را مي‌بينيد مي‌گويد دكتر به ورزش برنگرد. به خدا قسم از 100 نفر دو نفر مي‌گويند برگرد. مي‌گويند چرا اين كارها را با تو كردند و حالا مي‌گويند به ورزش بيا. مگر آدم مي‌تواند به راحتي اين صحبتها را فراموش كند. در اين مدت خانواده‌ي من تحت فشار بودند چه تيترهايي كه عليه من نزدند. آيا من احساس و عاطفه ندارم. خانواده و رفيق و آبرو ندارم. پس از صحبتهاي رئيس جمهور در تلويزيون بسياري از فشارها از روي من و خانواده‌ام كم شد. *بعد از صحبت شما با رئيس جمهور تصميم گرفتند كه شما به ورزش برگرديد يا سعيدلو و علي آبادي چنين تصميمي گرفتند؟ نمي‌دانم، آنهايي كه رابط علي آبادي بودند از پيش من به آنها زنگ مي‌زدند وبا آنها صحبت مي‌كردند و مي‌گفتند كه آنها براي بازگشت من به ورزش مصر هستند و سپس از طريق يكي از نزديكان رئيس جمهور تحقيق كردم و اين فرد گفت كه رئيس جمهور هم تاكيد دارد كه هر طور شده بگوييد دادگان به ورزش برگردد. من هم به آن رابط آقاي رئيس جمهور گفتم كه با آغوش باز مي‌آيم. چرا نبايد برگردم. اگر بتوانم حاضرم كه جانم را هم بدهم. *اما شما در روزهاي اختلافتان با علي آبادي جمله‌اي داشتيد كه مي‌گفتيد تا زماني كه سيستم مديريت ورزش توسط همين افراد اداره شود ديگر به ورزش بر نمي‌گرديد. بله گفتم، الآن هم همين حرف را تكرار مي‌كنم اما وقتي از من و همكارانم دلجويي كنند و بگويند حرف‌هايي كه در روزنامه‌زده شده پوچ بوده حاضريم به ورزش برگرديم. امروز مردم مي‌توانند بگويند كه من كاربلد بودم يا خير؟ ديگر نمي‌توانيم اين را پنهان كنيم، همه جا صحبت از اين است كه دادگان و همكارانش كاربلد بودند و حيف شد كه از فوتبال رفتند. *دلجويي يعني چه؟ بايد بگويندحرفهايي كه زده‌ايم صحت نداشته و يا روزنامه‌ها از خود نوشته‌اند. مي‌توانند بگويند كه ما در آن زمان كمي احساسي برخورد كرديم. من به كسي كاري ندارم. با عشق مي‌آيم و كارم را انجام مي‌دهم هيچ چيز را هم نمي‌خواهم. يك روز از هاشمي طبا خواستند كه به فدراسيون فوتبال بيايد او هم گفت يك ميليارد به من بدهيد تا بيايم. او استدلالش اين بود كه از كجا معلوم كه يك روز بعد بركنارش نكردند، او درست مي‌گفت. او معتقد بود كه حداقل بايد غرامت بدهند اما من يك ريال پول هم نمي‌خواهم. آن پولي كه در جام جهاني حقم بود را ندادند آن را هم نمي‌خواهم. از آن آدم‌هايي هم نيستم كه بگويم پولم را به فقرا و مسكين‌ها بدهيد. چنين چيزي نيست. هيچ چيز نمي‌خواهم. فقط اعاده حيثيت و دلجويي. از مردم هم سپاسگزارم. همين لطفي كه دارند يك دنياست. * اين دلجويي بايد رسمي باشد؟ بله *مردم كه متوجه قضايا شدند؟ اين كافي نيست؟ مردم مي‌دانند اما بايد رسما اعلام شود از رييس جمهور و اخوي بزرگش تشكر مي‌كنم كه از من و همكارانم دلجويي كردند. برادر ايشان بارها و بارها مرا خواست و من خدمتشان رفتم و از من دلجويي كردند و گفتند كه من به عنوان مسوول بازرسي خودم دنبال كار شما بودم. مي‌گفتم كه نمي‌دانم چرا اين حرفها را زدند و چرا اين اتفاقات افتاد. حالا كه صحبت به اينجا كشيد بگذاريد بگويم كه چه كساني من و همكارانم را خواستند و از ما دلجويي كردند. آقايان هاشمي رفسنجاني، خاتمي، ناطق نوري و بادامچيان ما را صدا كردند و از ما دلجويي كردند، آنها مي‌دانستند ما چه خدمتي كرديم و بدون گرفتن يك ريال كار كرده‌ايم گردش مالي فدراسيون ما 21 ميليارد تومان بود و با 5 ميليارد و 200 ميليون تومان فدراسيون فوتبال را ترك كرديم. *اگر جلسه‌اي بگذارند و پس از آن در جمع نماينده‌هاي رسانه‌ها اعلام كنند اين كافي است؟ خير، اينطور من نخواهم آمد. اينجا خدشه‌اي به يك گروه وارد شده گروهي كه صادقانه كار كردند. نمي‌خواهم بگويم سازمان صادقانه كار نكرده. آنها هم صادقانه كار كرده‌اند اما مي‌گويم اين مزد عملكرد صادقانه ما نبود. هنر من اين است كه يك مجموعه را به من بدهند و بگويند اين كار را بچرخان. علي‌آبادي و دوستانش نبايد اين اشتباه را بكنند كه من مانند فلان مدير و فلان فوتباليست هستم من هرجا كه باشم آبرومندانه آنجا را مي‌چرخانم. حتي يك اتاق هم به من بدهند آن را مديريت مي‌كنم مي‌خواهم شما به دانشگاه شهيد بهشتي برويد و ببينيد كه من براي بخش ورزش آنجا چه چيزهايي آورده‌ام همه را هم از بيرون آورده‌ام. در فدراسيون من سه رييس فدراسيون بود و با خودم اين تعداد به چهار نفر مي‌رسيد. هيات رييسه‌ي فدراسيون زمان من هم از افراد متخصص و مدير تشكيل مي‌شد. اگر من الان به ورزش برگردم آنها نمي‌گويند براي چه تو را كنار گذاشتند و براي چه تو به ورزش برگشتي.3 سال است كه دارند كار را مي‌چرخانند. بقيه كار را هم انجام بدهند. چه اشكالي دارد؟ *چرا سراغ شما آمدند؟ نمي‌دانم. * به انتخابات مربوط مي‌شود نمي‌دانم. اين را بايد از آنها بپرسيد. * چرا سراغ افرادي مانند طالقاني نرفتند. من اين را هم نمي‌دانم آن چيزي كه به من مربوط است را مي‌گويم اما مي‌گويم اگر به من مسئوليتي بدهند با عشق كار مي‌كنم. كارم را بلدم، بيشترين آرزوي من موفقيت سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال است و از ته دلم مي‌گويم كه منتظر روزي هستم كه تيم ملي به جام جهاني برود. صعود تيم ملي به جام جهاني نه به من ربط دارد نه به علي آبادي و نه كفاشيان. يك جامعه از اين اتفاق خوشحال مي‌شوند. اين را مي‌گويم و اميدوارم كه مسئولان دولتي و سازمان تربيت بدني متوجه آن باشند. خرداد ماه امسال كه بازيهاي مقدماتي جام جهاني تمام مي‌شود تا خرداد سال آينده كه رقابت‌هاي جام جهاني آغاز مي‌شود يك سال زمان است. در اين يك سال پرچم جمهوري اسلامي ايران در آفريقا برافراشته است. 6 ميليون دلار به حساب فدراسيون فوتبال واريز مي‌شود و تمام رسانه‌هاي دنيا روي اين خبر متمركز مي‌شوند كه ايران يكي از 32 تيم حاضر در جام جهاني است. در بخش سياسي آن هر روز سرود ايران تا روز مسابقات به صورت زنده در آفريقاي جنوبي نواخته مي‌شود. نبايد به سادگي از كنار تاثيرات حضور ايران در جام جهاني گذشت. خدا كند مسئولان حرف‌هاي من را گوش دهند. ما نمي‌توانيم همه‌ي اين مسائل را به خاطر مسائل شخصي از دست بدهيم. اگر به عربستان باختيم ايرادي ندارد. در عوض مي‌توانيم كره‌ي شمالي را ببريم. چه كسي است كه مي‌گويد كه وضعيت ايران در سياهي قرار دارد. من مي‌گويم وضعيت ايران سفيد سفيد است. به خدا اگر باباي كره شمالي هم بتواند ايران را ببرد! كره‌اي كه 40 سال است ايران را نبرده نمي‌تواند براي ما خطري محسوب شود. ما براي دوم شدن هم هنوز شانس داريم. اگر حذف شويم ناكارامدي خودمان است و نبايد تقصير را به گردن كسي بياندازيم. *شايعه‌اي مطرح شده در مورد اين كه شما پيشنهاد قائم مقامي سازمان تربيت بدني را دريافت كرديد؟ من به دنبال اين نيستم كه چه پستي به من بدهند. دوست دارم به من كاري را بدهند كه استقلال فكري داشته باشم و آن كار را يك سال ديگر تحويل بگيرند. چيزي كه براي من اهميت دارد اين است كه بتوانم خدمت كنم. در مملكت ما 20 نفر ورزشي هستند كه در اين سالها در فدراسيون‌هاي مختلف فعاليت كردند. براي آن‌ها مهم نيست كه چه كسي بالاي سرشان باشد. شما همه‌ي اين آدمها را مي‌شناسيد. اگر لازم باشد اسمشان را هم مي‌گويم. ترسي ندارم. حالا كه مهندس موسوي نامزد حضور در انتخابات شده دنبال او رفتند و باز هم دنبال پست هستند. خدايي برويد در خانه‌هايتان بنشينيد و از من به خاطر اين صحبتها ناراحت نشويد. اين طور افراد منتظرند تا اگر يك روز مير حسين موسوي رئيس جمهور شد بروند و بگويند كه ما در ستاد شما كار مي‌كرديم. اينها كساني هستند كه در ستاد خيلي‌ها بودند اما چه كاري براي ورزش انجام دادند. خدايي برويد بس كنيد. به اعتقادات خود وفادار باشيد. نه اين كه در ستاد اين و آن باشيد. من هيچ وقت در ستاد هيچ كس نبودم ودر ستاد هيچ كس هم نخواهم بود. ديديد دوره‌ي قبل در نزديكي انتخابات فدراسيون را تعطيل كردم و به خاطر اين كه از من و همكارانم سوء استفاده نشود به خارج رفتم. هر كس رئيس جمهور شود من مخلصش هستم. كاره‌اي نيستم و تنها يك معلم هستم و كارم را انجام مي‌دهم. يكسري هستند و مي‌گويند به ستاد احمدي‌نژاد برو يا در ستاد ميرحسين كار كن. براي چه بايد به اين ستادها بروم. كساني كه مدام از اين ستاد به آن ستاد مي‌روند براي حضور خودشان در دولت آينده ذهنيت سازي مي‌كنند يا دارند براي كانديدا ذهنيتي براي پيشرفت ورزش به وجود مي‌آورند. 3 سال است كه كنار بوده‌ام. چه ايرادي دارد تا روزي كه زنده‌ام كنار باشم. مي‌گويم هر جا كه باشم براي دولت و مردم كار مي‌كنم. بارها من و خانواده‌ام را تهديد كردند، تلفن مادر و برادرانم را پيدا كردند و آنها را تهديد كردند. من ده سال رئيس انجمن فوتبال وزارت علوم بوده‌ام. اما به محض اختلافات، وزارت علوم هم اسم من را حذف كرد. در فوتبال دانشگاهي، تيم شانزدهمي وجود نداشت كه ما بتوانيم مسابقات را در 4 گروه 4 تيمي برگزار كنيم و مجبور بوديم كه يك گروه را با 3 تيم برگزار كنيم. اما من دسته‌ي 1 و دسته 2 و دسته 3 ايجاد كردم و 63 تيم به وجود آمد. مي‌دانم كه وقتي اختلافات من با سازمان تربيت بدني اوج گرفت حكمم را از وزارت علوم لغو كردند. تيم فوتبال دانشجويان محو شد و در هيچ مسابقه‌ي جهاني شركت نمي‌كند. پس من منشاء خير بودم و كارم را بلد بودم. من در مدت ده سالي كه در تيمهاي مختلف نوجوانان، جوانان، اميدها و پرسپوليس بازي كردم حتي يك كارت زرد را هم نگرفتم. يك روز يكي از مسئولان سازمان تربيت بدني جلوي من را گرفت و گفت: اگر رئيس سازمان مي‌گويد ماست سياه است ما هم بايد بگوييم سياه است. اما من گفتم تا قيامت ماست سفيد است. گفتم شما به عنوان معاون رئيس نبايد بگوييد ماست سياه است. به آن مديريتي كه مي‌گويد بگوييد ماست سياه است بايد اتفاقا بگوييد كه ماست سفيد است، بگذاريد آن مدير شما را دوست داشته باشد. زماني كه در فدراسيون فوتبال بودم يك نفر را حراست پيدا كرد كه اخبار فدراسيون را به بيرون مي‌داد. هر كس ديگري كه بود چه كار مي‌كرد؟ بايد آن آدم را كنار مي‌گذاشت. اما من رفتم ذي‌حساب را صدا كردم و گفتم از اين ماه100 هزار تومان به حقوق اين فرد اضافه كنيد. حراست به فدراسيون گفت كه اين فرد خبرهاي فدراسيون را به بيرون مي‌برد چرا شما 100 هزار تومان به او پاداش مي‌دهيد، من هم گفتم مااخباري نداريم كه بخواهيم از انتشار آن بترسيم. ما زماني كه در فدراسيون بوديم براي حضور در ايتاليا و انگليس و بازي در آنجا پول مي‌گرفتيم. با كره‌ي جنوبي كه تيم چهارم دنيا بود بازي كرديم و پول گرفتيم. عربستان معمولا با تيمهاي آسيايي بازي دوستانه برگزار نمي‌كند. اما آنها گفتند كه ما مي‌خواهيم با شما بازي كنيم. گفتم اگر مي‌خواهيد با ايران بازي كنيد بايد 150 هزار دلار به حساب فدراسيون پول واريز كنيد. هتل 5 ستاره بگيريد و 50 بليت بيزينس براي ما بفرستيد. وقتي آنها پذيرفتند ما به آنجا رفتيم. ولي به دليل آلودگي هوا بازي برگزار نشد و ما ميهمان عربستان بوديم و پولمان را هم گرفتيم. حالا چنين وضعي به چه شكلي در فدراسيون فوتبال تبديل شده است. مي‌دانم كه تيم ملي موفق مي‌شود و تنها به مديريت نياز دارد. قطبي هم با ادبيات متفاوتش مي‌تواند براي تيم ملي موثر باشد. انتهاي پيام
  • چهارشنبه/ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ / ۱۱:۱۶
  • دسته‌بندی: فوتبال، فوتسال
  • کد خبر: 8802-15383
  • خبرنگار :