مصطفي تاجزاده در اهواز: از فرصت باقيمانده تا انتخابات بايد بيشترين استفاده را كرد
يك عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران با اشاره به اينكه " انتخابات در ايران ميراث انقلاب مشروطه است" خاطرنشان كرد: هرگز در يك صد سال گذشته انتخابات تعطيل نشد ولي در برخي از سالهاي يك قرن گذشته، از جوهره و روح خود تهي شده بود. به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) مصطفي تاجزاده پنجشنبهشب در اهواز به روند برگزاري انتخابات در قبل و بعد از از پيروزي انقلاب اسلامي و عوامل تاثيرگذار بر آن نيز اشاره كرد و با انتقاد از نظارت استصوابي و عملكرد انتخاباتي رسانه ملي تاكيد كرد كه رسانه ملي بايد صداي ملت را منعكس كند و تنها صداي عده خاصي را در عرصه سياسي ارائه ندهد. وي اظهار كرد: اگر قرار باشد انتخابات برگزار شود به هر حال بايد مردم آزاد باشند و امكانات عمومي عليالسويه در اختيار همه نامزدها باشد تا با استفاده از آن بتوانند پيام خود را به جامعه برسانند و مردم از بين آنها كسي را كه فكر ميكنند براي اداره كشور مناسبتر است، برگزينند. وي تصريح كرد: در زمينه رسانههاي مكتوب نيز شاهده نوعي نابرابري هستيم و يكي از شعارهاي انتخاباتي مهندس موسوي اين بوده كه اميدواريم هر شهروند يك ستاد و يك رسانه براي وي باشد زيرا رسانهها به نوعي نابرابر توزيع شدهاند. اين عضو جبهه مشاركت عنوان كرد: با وجود همه موانعي كه وجود داشته، از سال گذشته بين اصلاحطلبان اجماعي ايجاد شده بود كه بايد در انتخابات رياست جمهوري دهم حضور گسترده داشته و بكوشند كه در اين انتخابات پيروز شوند، علت نيز اين بود كه شرايط را بسيار نگرانكننده ارزيابي ميكردند؛ نه تنها فرصتهاي طلايي از دست ملت ايران رفته است، بلكه مهمتر از آن، در وضعيتي قرار داريم كه اگر تغيير سازندهاي در آن انجام نشود، ممكن است آينده روشني براي ايران و ايران متصور نباشد. وي با اشاره به درآمد نفت و روند واردات طي چهار سال گذشته، و با طرح اين پرش كه " سهم ملت ايران از اين درآمد چه بود؟ شاخصههاي اقتصادي چه چيزي را نشان ميدهند؟ " گفت: نيازي به توضيح نيست كه غول گراني از چراغ بيرون آمده و به ويژه گريبان اقشار محروم و مستضعف را گرفته است. شكاف بين طبقات فقير و غني افزايش يافته است. ميزان واردات نيز لطمههاي جبران ناپذيري به توليد در بخشهاي صنعتي و كشاورزي وارد آورده است. تاجزاده همچنين معتقد است: فرصتي طلايي از دست رفته است. احتمال اينكه وارث مشكلاتي باشيم كه اين دولت نتواند از پس آنها برآيد و در صورت تداوم، جامعه را دچار مشكلات جدي كند، همه را به فكر فرو برده كه بايد به صحنه بيايند و كاري براي كشور انجام دهند. وي يادآور شد: از سال گذشته بحثهاي زيادي با سيدمحمد خاتمي شده بود و همه تصور داشتيم كه با وضعيتي كه جامعه ما دارد و با توجه به موقعبيت حمايتي كه از آقاي احمدينژاد وجود دارد، بايد كسي نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم شود كه عليرغم هفت خوان انتخاباتي بتواند پيروز انتخابات باشد و تغييري در جامعه شكل گيرد؛ تغييري كه از سويي قطار مديريت كشور را در راه صحيح قرار دهد و از سويي نيز امكان دفاع از حقوق شهروندي و آزاديهاي مدني و سياسي و اجتماعي را براي ايرانيان فراهم كند. وي ادامه داد: جلسات متعددي در حضور آقاي خاتمي داشتيم و صحبت ميشد كه ايشان در انتخابات بايد حضور يابند. در نهايت ايشان گفتند كه اصل تغيير، مسالهاي ضروري است و بايد انجام شود و نيز معتقد بودند كه اين تغيير حتما بايد سازنده باشد و منظورشان از تغيير سازنده اين بود كه هر تغييري به خودي خود و لزوما مفيد نيست. بايد تغييري در عرصه مديريت جامعه ايجاد شود كه مطمئن باشيم آينده بهتري براي ايران رقم ميزند. اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران تصريح كرد: خاتمي قبول داشت كه خود در موقعيتي است كه اگر در صحنه حضور يابد با لطف و محبتي كه مردم به وي دارند، عليرغم همه موانعي كه تراشيده خواهد شد و تهديدهايي كه خواهند كرد، ميتواند پيروز ميدان انتخابات باشد. خاتمي تنها يك تبصره داشت كه در نهايت منجر به اعلام انصراف وي از كانديداتوري رياست جمهوري شد و آن تبصره اين بود كه ميگفت؛ اگر در نهايت هيچ كس پيدا نشود كه احساس شود اگر در صحنه بيايد، ميتواند در انتخابات پيروز شود و تغيير مطلوب را ايجاد كند، من ميآيم ولي اگر چنين كسي پيدا شود، ترجيح ميدهم كه بيرون از قدرت باشم. وي گفت: پس از انحلال سازمان مديريت، حدود 2 ماه است كه كليه نامزدهاي انتخابات به ويژه ميرحسين موسوي درخواست كردهاند كه بيلان كاري از نحوه هزينه 305 ميليارد دلار درآمد كشور ارائه شود. اگر شما پاسخي از دولت شنيديد، ما هم شنيديم. وي افزود: كسي كه در اين شرايط ميخواهد بيايد رييسجمهور شود آن نيز با همه كارشكنيهايي كه در مقابل دارد، معلوم است كه از نظر فردي اگر نيايد بسيار آرامتر خواهد بود ولي خاتمي عنوان كرده بود كه اگر احساس كنم كسي به صحنه نميآيد كه بتواند بر وضعيت موجود غلبه كند و تغيير ايجاد كند، خود خواهم آمد. در نهايت تا دهه فجر تلاش بسياري كرد و دو جلسه مفصل با مهندس موسوي داشت. دلايلي بسياري را خاتمي ارائه داد كه شرايط فعلي كشور به گونهاي است كه اگر موسوي به صحنه بيايد، بهتر ميتواند اهداف اصلاحي را با هزينههاي كمتري پيش ببرد و بهتر است كه مهندس موسوي در صحنه اجرايي باشد و خاتمي نيز پشتوانه اين حركت و بيرون از مناصب حكومتي قرار داشته باشد تا بتوانيم به سمت حل مشكلات پيش رويم. تاجزاده همچنين يادآور شد: به دليل فشارهاي سقف زماني كه به خاتمي وارد ميشد و مهندس موسوي نيز به تصميم قطعي نرسيده بود، خاتمي در نهايت در دهه فجر اعلام كرد كه اگر مهندس موسوي نيايد، من ميآيم. زيرا فكر ميكرد مجموعه مقاومتهايي كه در برابر مهندس موسوي وجود دارد كمتر از مجموعه مقاومتهايي است كه در برابر او وجود خواهد داشت. همچنين با آمدن مهندس موسوي شاهد دو نيرو خواهيم بود؛ يكي كه در صحنه رقابتها حاضر ميشود و توان پيروز شدن بر احمدينژاد در انتخابات را دارد و يك نيروي اضافي نيز پشت صحنه است كه ميتواند حامي جريان باشد و اهداف را پيش ببرد. وي افزود: تاكيد بسيار خاتمي بر مهندس موسوي دلايل متعددي داشت؛ يكي از اين دلايل، سلامت شخصي موسوي بود. تاكنون كه حدود دو ماه از اعلام نامزدي وي گذشته، حتي يك نفر از مخالفانش نتوانسته يك مورد از سوءاستفاده كه وي در دوره نخست وزيري و دورههاي بعد انجام داده باشد، ارائه كند. موسوي يكي از پاكترين و پاك دستترين و پاك زيستترين دولتمردان در 30 سال گذشته بوده است. وي خاطرنشان كرد: همچنين مهندس موسوي در شرايطي بحراني كشور را اداره كرده است. در مقايسه با آنچه كه امروز در جريان است، اين جمله خاتمي گوياي بسياري از مسائل است كه گفته: « موسوي در شرايطي كشور را اداره كرد كه درآمد نفتي كشور هفت ميليارد دلار در سال بود.» اين رقم را با 75 ميليارد دلار در آمد سالانه امروز مقايسه كنيد؛ در آن زمان، كشور به مراتب موفقتر از امروز اداره شد.بنابراين مهندس موسوي، يك تجربه مديريتي موفق دارد كه بخشي از اين تجربه ادامه يافته و بر نخستوزير بودن او افزوده شده است؛ زيرا وي غير از اين كه يك فعال سياسي بود، سردبير روزنامه و وزير امور خارجه بوده است. علاوه بر اينها در 20 سال گذشته نيز در محافلي مانند شوراي عالي امنيت ملي، مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و فرهنگستان هنر فعال بود؛ بنابراين با ابعاد مختلف حيات اجتماعي آشنايي دارد و به دليل اينكه خود و همسرش هنرمند هستند، ارتباط بسيار وسيعي نيز با اصحاب فرهنگ و هنر جامعه دارند. اين عضو جبهه مشاركت يادآور شد: يادمان باشد زماني كه در دوره جنگ ميرحسين موسوي نخست وزير بود، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي او سيدمحمد خاتمي بود. اين را مقايسه كنيد با وزير ارشاد كنوني كه در دوره صلح است. عليالقاعده در همه جاي دنيا در دوره جنگ، فضا به طور طبيعي بستهتر است و معمولا توجه دولتها به مسائل فرهنگي كمتر است و بيشترين فكر دولتها، نخست تامين امنيت و پس از آن تامين معيشت جامعه است، به گونهاي كه مردم دچار مشكلات جدي نشوند. در چنين دورهاي، خاتمي وزير ارشاد بود. در عصري زندگي ميكنيم كه هرچه پيش ميرويم بيشتر مشخص ميشود كه بايد ارتباطات جديدي به وسيله تكنولوژي جديد با جهان برقرار كرده و روابطمان با جهان گستردهتر و عليالقاعده بايد روز به روز فضاي كشور بازتر و عميقتر و شادتر شود. وي عنوان كرد: همچنين مهندس موسوي به دليل خصلتهاي فردي، خوشنامي، مديريت و تجربهاش امكان جلب حمايتهاي گستردهاي را از قشرهاي مختلف، نه تنها از سوي احزاب سياسي بلكه از سوي نخبگان دانشگاهي و فرهيختگان فرهنگ و هنر داشته و اقبال از وي از سوي دانشگاهيان و اصحاب فرهنگ و هنر با هيچ نامزد ديگري قابل قياس نيست. مزيت ديگر موسوي نيز اين بود كه 90 درصد كادر اصلاحات و اصلاحطلبان امكان همكاري با وي را داشتهاند و اين در حالي است كه وي علاوه بر محيطهاي دانشگاهي و روشنفكري، ميتوانسته مورد عنايت و حمايت مراجع نيز قرار گيرد. در سفري كه وي به قم داشت، اقبال و استقبالي كه در قم از وي داشتند از هيچ نامزدي در ساليان گذشته نداشتند، نه در 84 و نه امروز. در نظر سنجيها در قم، موسوي نفر اول است. موسوي فرزند روشنفكري ديني است و حوزهها به دليل ضرورت تغييري كه در جامعه احساس ميكنند و به دليل شناختي كه از موسوي دارند از او استقبال كردهاند. تاجزاده با انتقاد از تحريف ديدگاههاي حضرت امام توسط برخي افراد و برخي رسانهها گفت: كساني كه تا روزي كه امام(ره) در قيد حيات بود با انديشه ايشان سر سازگاري نداشتند، پس از امام(ره) خود را مفسر انحصاري آن انديشه دانستند و چهرهاي غير واقعي از جمهوري اسلامي، انقلاب، امام (ره) و دوره دفاع مقدس براي نسل جوان ترسيم كردند. نسل جوان نيز توجه ندارد كه اساسا چه چيزي در زمان امام (ره) اصلا مطرح نبوده و پس از ايشان مطرح شده است. وي خاطرنشان كرد: در انتخابات كنوني فرمانداريها از 9 هزار نفر دعوت ميكنند تا به عنوان معتمدين مردم، هياتهاي اجرايي انتخابات را تشكيل دهند. زبانمان مو در آورده است كه مگر نميگوييد ميخواهيد اين انتخابات به خوبي برگزار شود و هيچ نگراني نبايد وجود داشته باشد؟ پس چرا از اين 9 هزار نفر براي نمونه يك نفر اصلاحطلب انتخاب نشده است؟ مگر هياتهاي اجرايي ميخواهند چه كار كنند غير از اين كه انتخابات را ميخواهند برگزار كنند و نظارت داشته باشند بر اين كه انتخابات به خوبي برگزار شود؟ وي اظهار كرد: با توجه به تحريفهاي انجام شده، مهندس موسوي به ويژه با گفتماني كه رنگ و بوي دهه نخست انقلاب را دارد و ياد امام(ره) و دفاع مقدس و شهدا و ايثارگران را زنده ميكند، نشان ميدهد كه آنچه در دهه نخست انقلاب ميگذشته بر خلاف آن چيزي است كه امروز از سوي عدهاي براي نسل جوان ترسيم ميشود. اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران يادآور شد: زماني كه مهندس موسوي وارد صحنه شد بر عناصري تاكيد كرد كه ملت ايران در زمان انقلاب همين عناصر را مدنظر داشت و به خاطر همين عناصر انقلاب كرد و اگر آنها امروز هم مطرح شود باز هم ملت ايران به خاطر اين عناصر حاضر است هر گونه فداكاري كند. وي بيان كرد: آنچه كه ما از آن دفاع ميكرديم اين بود كه چيزهايي كه به ويژه در سه ماههاي كه رهبر فقيد انقلاب در پاريس به مردم وعده داد، اولا به آنها اعتقاد داشت و ثانيا مردم بر اساس آن انقلاب كردند و همچنين آن گفتمان اساسا نميتواند جدلي باشد زيرا اگر مانند برخي بگوييم جدلي است، پايههاي جمهوري اسلامي را سست كردهايم. مهمترين جملهاي كه امام(ره) در بهشت زهرا(س) زماني كه پس از 15 سال تبعيد به كشور وارد شده زدند اين است كه ميگويد ما اين قانون اساسي را نميخواهيم. استدلال امام(ره) براي اين كه قانون اساسي را نميخواهيم چيست؟ چون تا آن زمان استدلال مقابل براي 70 سال اين بود كه اين قانون اساسي، ميراث انقلاب بزرگي به نام انقلاب مشروطه است. كسي جرات نداشت با قانون اساسي مقابله كند زيرا يك انقلاب و خواست يك ملت پشتوانه قانوني اساسي بود. امام(ره) به چه استدلالي قانون اساسي را كنار گذاشت؟ مهمترين و تاريخيترين استدلالي كه مطرح كرد و هميشه درخشان خواهد بود اين است كه بسيار خوب، پدران و مادران ما در آن دوره تشخيص دادند كه اين قانون اساسي خوب است، امروز فرزندان آنها بالغند و عاقلند و تشخيص ميدهند كه قانون اساسي ديگري ميخواهند. يعني امام(ره) تاييد كرد كه حق اعمال حاكميت بر سرنوشت هر ملتي توسط همان ملت و همان نسل زند شدني است. ملت ايران جز همان تعبيري كه خود امام(ره) به كار برد و اسم آن را ملت بالفعل و ملت زنده ناميد و جز مردم كوچه و بازار و همين مردم، كس ديگري نيست و بنابراين بايد بر سرنوشت خود حاكم باشند. وي در بخش ديگري از سخنانش خاطرنشان كرد: زماني كه انقلاب پيروز شد بناي انقلاب بر سر كوب افرادي كه با رهبري انقلاب مشكل داشتند يا ديدگاه، مكتب، ايدئولوژي و دين ديگري داشتند، نبود. آنها حزب داشتند، ما در برابرشان حزب تاسيس ميكرديم. آنها روزنامه داشتند، ما در برابرشان روزنامه درست ميكرديم. اين جمهوري اسلامي و راديو و تلويزيون ما بود كه در سال 60 و 59 مناظرههاي تلويزيوني عقيدتي و سياسي گذاشت. آقاي بهشتي در آن زمان رئيس ديوان عالي كشور و عملا نفر دوم كشور بود، ميآمد به تلويزيون و پاياپاي و برابر در برابر نماينده حزب توده و چريكهاي فدايي خلق مينشست و مناظره ميكرد. بعد از آن هم كسي آنها را نميگرفت، امنيت كامل هم داشتند. تاجزاده افزود: اين جمهوري اسلامي در دوره جنگ بود كه در اطلاعيه 10 مادهاي دادستاني اعلام كرد تنها احزابي كه دست به اسلحه ميبرند، نميتوانند از حقوق قانوني بهرهمند شوند و هر حزبي كه مايل باشد در چارچوب قانون در كشور فعاليت كند، با هر گرايشي كه داشته باشد آزاد است. اين اطلاعيه زماني صادر شد كه مجاهدين خلق انبارهاي اسلحه داشتند و جمهوري اسلامي ميخواست آنها را قانع كند كه سلاحها را كنار بگذارند و از حقوق قانوني بهرهمند شوند، كما اين كه در دوره اول مجلس، صلاحيتشان براي نمايندگي مجلس تاييد شد ولي در انتخابات راي نياوردند. نشريه و روزنامه هم داشتند. وي يادآور شد: در آن زمان بود كه بيانيه هشت مادهاي امام (ره) در سال 61 صادر شد. اين بيانيه كه ميرحسين موسوي در زمان ثبت نام در انتخابات رياست جمهوري دهم به آن اشاره كرد، منشور حقوق شهروندي بود، البته متناسب با 30 سال پيش در جنگ. در دورهاي كه فضاي كشور به گونهاي است كه اموال ضد انقلاب بايد مصادره شود و كساني كه در برابر مردم مقاومت مسلحانه ميكردند بايد محاكمه شوند، اين بيانيه صادر شد. وي معتقد است: در حال حاضر نسبت بعضي جريانهاي سياسي با آزادي مانند جن و بسمالله است، هر وقت آنها هستند آزادي نيست و هر وقت آزادي هست آنها نيستند. ولي اين آزادي خواست ملت ايران بود. زمان شاه مردم ايران آزادي سياسي نداشتند. اگر شعار ملت استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي بود، آزادي جزء آزادي سياسي هيچ چيز نبود. آزاديهاي سياسي جزء مطالبات اصلي ملت بوده است، همچنان كه در مشروطه هم همين آزاديها مطرح بود و نام ديگري داشته و در آن زمان مشروطه كردن قدرت و قانونمند كردن حكومت مطرح بود. همچنان كه در نهضت ملي شدن صنعت نفت و پا به پاي نهضت، دفاع دكتر مصدق از لايحه آزادي انتخابات وجود داشت و همچنان كه در دوم خرداد اين آزادي خود را نشان داد. اگر يك عنصر در تمام تحولات يك صد سال گذشته كشور از انقلاب مشروطه تا دوم خرداد مشترك بوده، حقوق و آزاديهاي سياسي است وگرنه درباره بقيه مسائل ميشود ترديد كرد و با توجه به شرايط ميتوان تفسيرهاي متفاوتي از آن مسائل داشت. اين عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران تاكيد كرد: اين جامعه قيم نميخواهد، اين جامعه در جنگ انتخابات داشت و در دوره جنگ قرار بود جناحهاي سياسي مانند بال پرندگان به كار روند و به رسميت شناخته شوند. در اين جامعه همه شعار رهبر فقيد انقلاب اين بود كه رمز پيروزي ملت ايران كلمه توحيد و توحيد كلمه است و وحدت مردم در ديني به نام اسلام است. وي يادآور شد: امام(ره) در سال 67 اجازه داد كه جامعه روحانيت مبارز تهران دو قسمت شود، يكي مجمع روحانيون و يكي جامعه روحانيت. رفتند خدمت ايشان كه شما هميشه بر وحدت تاكيد داشتيد و به روحانيت ميگفتيد اگر همه مردم با هم اختلاف دارند، شما روحانيون با هم اختلاف نداشته باشيد، چرا اجازه ميدهيد كه به نام شما دو تشكل ايجاد شود؟ امام (ره) صحبتشان را قطع كرده و گفته بود:" من اجازه ندادم، بلكه من خودم گفتم تشكل ايجاد كنند." زيرا امام (ره) ميدانست كه نميشود در كشوري انتخابات باشد و رقابت نباشد. نميشود كشوري انتخابات داشته باشد و احزاب آزاد و مطبوعات آزاد و آزادي انتخاب وجود نداشته باشد. وي با اشاره به شرايط كشور گفت: مهندس موسوي پس از 20 سال بالاخره پذيرفته كه به صحنه بيايد و علت نيز اين بود كه در 16 سالي كه آقايان هاشمي و خاتمي رييسجمهور بودند و مهندس موسوي به عنوان مشاور عالي براي هر دو رييسجمهور كار ميكرد، عليرغم اينكه مثل همه ما ممكن بود انتقادهايي به بخشهايي داشته باشد ولي نسبت به سرنوشت كشور نگران نبود. كشور داشت اداره ميشد اگر چه خطاها و نقصها و انتقاداتي بود كه در همه دورانها وجود داشت و در دوره نخست وزيري مهندس موسوي نيز وجود داشت. ولي مهندس موسوي ميگويد چون احساس كردم از مسير اصلي خارج ميشويم، قانون شكني ميشود و در نتيجه مشروعيت سياسي دارد زير سوال ميرود، ثبات سياسي در معرض خطر است و همه كارها به خاطر اين است كه چهار تا راي بالاتر يا پايينتر شود، به صحنه آمدهام. تاجزاده با بيان اينكه " يك ماه به برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم مانده است، از اين فرصت بايد حداكثر استفاده را كرد" ابراز عقيده كرد: حدود 50 ميليون نفر واجد شرايط راي در كشور وجود دارد كه 80 درصد از اين تعداد يعني بيش از 40 ميليون نفر خواهان تغييرند و البته نيمي از آنها نااميدند از اين كه در درون اين سيستم تغييري انجام شود. ولي اگر نيمه ديگر كه خواهان تغييرند، اراده كنند و در صحنه بيايند ميتوانيم دوباره شاهد تغيير سازندهاي در جامعه باشيم كه عليرغم اين كه نميتواند همه مطالبات ما را پاسخگو باشد ولي ميتواند كشور را در مسير صحيح قرار دهد و آينده روشني را براي كشور ترسيم كند. وي افزود: مسير درست است، اگرچه در كوتاه مدت بسياري از مشكلات ميتواند به قوت خود باقي بماند، اين تغيير را بايد ايجاد كنيم، زمين و زمان هم عليه ماست. حتي براي اولين بار، صدا و سيما چند ميزگرد نميگذارد كه مردم توجهشان به انتخابات جلب شود، و براي اينكه جواب ما را هم بدهد شروع كرده و برنامههايي درباره انتخابات گذاشته كه خود من كه اين برنامهها را ميبينم، پشيمان ميشوم كه بروم راي دهم. اين برنامهها ضد تبليغ است. چند ميزگرد كه نشان دهد جايگاه اقتصاد كشور و سياست خارجي و فرهنگي اجتماعي و هستهيي چيست و مسائل مهمي كه در جهان در حال اتفاق افتاده است را تشريح كند، برگزار نميشود و صحبت درباره آن كاملا تعطيل شده است. وي تصريح كرد: بايد قدر اين شرايط و فرصت كمتر از يك ماه را دانست و تلاش كرد و اميدواريم 23 خرداد ماه با شادي به يكديگر نگاه كنيم و بگوييم تغيير انجام شده است. فردي پرسيد: شما معتقديد كه توسعه اقتصادي بدون توسعه سياسي امكانپذير نيست. اگر بر همان عقيده هستيد آيا مير حسين موسوي را مطلع و مدير توسعه سياسي ارزيابي ميكنيد؟ تاجزاده گفت: قطعا بله. هم در دوره گذشته و هم در جمهوري اسلامي تجربه توسعه اقتصادي بدون توسعه سياسي با شكست مواجه شده است. اگر امنيت و ثبات و پايداري ميخواهيم هيچ چارهاي نداريم جز اينكه حقوق شهروندي را رعايت كنيم و اگر حقوق شهروندي رعايت نشود با مشكلات بسيار جدي مواجه ميشويم. هرچند مهندس موسوي اعلام كرده كه اولويتش حل مشكلات اقتصادي است و بيشترين وقت را در اين زمينه خواهد گذاشت، ولي تاكيد بسيار زيادي داشته كه از حقوق و آزاديهاي شهروندان نيز همزمان دفاع كند و اساسا يكي از تفاوتهاي وي اين است كه به نام عدالت نميخواهد سر آزادي را ببُرد. بنابراين حتما در دوره مهندس موسوي آزادي مطبوعات تا جايي كه در توان قوه مجريه است، وجود خواهد داشت، مانند دوره آقاي خاتمي. ممكن است موانع بسياري وجود داشته باشد ولي كسي ترديد نخواهد كرد كه رييسجمهور كشور ما از آزادي مطبوعات و آزادي جوانان دفاع ميكند، با گشت ارشاد مخالف است، از آزادي احزاب و انتخابات و آزادي اتحاديه و سنديكا دفاع ميكند و حتي با انتخاب روساي دانشگاه توسط اعضاي هيات علمي موافق است تا نهادهاي علمي هرچه بيشتر استقلال خود را حفظ كنند و با ثبات بيشتري بتوانند به جامعه خدمت كنند. وي در پاسخ به سوالي مبني بر چگونگي سياست خارجي موسوي و به ويژه تعامل با رياست جمهوري آمريكا اظهار كرد: واقعيت اين است كه هركسي در ايران رئيس جمهور شود بايد با پديده اوباما به صورت جدي و دقيق مواجه شود. علت اين است كه در آمريكا اتفاق بسيار مهمي رخ داده و كسي آمده كه اعلام كرده ميخواهد بر اساس گفتوگو و ديپلماسي مشكلات كشورش را حتي با دشمنان آمريكا حل كند و به اين منظور، پيام دوستي براي كوبا، ونزوئلا، سوريه و ايران و هر كشوري كه تاكنون آمريكا با آن مشكل داشته، ميفرستد. اگر اوباما بتواند از طريق گفتوگو و ديپلماسي به نقطهاي برسد كه طرفين احساس كنند يك بازي برد ـ برد داشتهاند و حداقل از منافع ملي طرفين تامين شده، ميتوان اميد داشت كه حداقل منطقه ما شاهد جنگ و تنش جديدي نباشد و اگر خداي نكرده مشكلاتي باشد، تنها مشكلات دروني باشد و ديگر از بيرون به مشكلات داخلي مشكلي اضافه نشود. اگر اين توافق انجام نشود هر كسي در ايران سر كار باشد آينده سختي خواهد داشت زيرا با بازسازي چهره آمريكا، اوباما در يك تا يك سال و نيم آينده تلاش خواهد كرد تا نشان دهد پيام دوستي فرستاده و جواب نگرفته، هر كسي باشد دوره سختي را پس از آن خواهد داشت. وي ادامه داد: مهندس موسوي به تحول مهمي كه در آمريكا اتفاق افتاده توجه دارد و معتقد است كه با ماجراجوييها و سياستهاي غلط هزينههاي بسيار جدي به ملت ايران تحميل شده و بايد به سمت رفع تنش و افزايش اعتماد پيش رويم و در اين زمينه، سياست خارجي را نيز تا حدود زيادي در خدمات توسعه اقتصادي و رفاه شهروندي قرار دهيم. اين عضو جبهه مشاركت در پاسخ به سوالي مبني بر تضمين حمايت موسوي نيز از گفتههاي وي گفت: با توجه به صحبتهاي بسيار صريح با موسوي و همچنين شناختي كه از وي داريم با توجه به اين كه در دوره نخست وزيري وي و همچنين در دوره آقاي خاتمي معاون وزير بودهام، شناخت كاملي نسبت به او دارم. به جز ويژگيهاي مثبتي كه موسوي دارد، صداقت وي نيز مشخص است و اگر چيزي را بگويد ازآن بر نميگردد و به خاطر راي آوردن از خلاف نظر خود دفاع نخواهد كرد؛ بنابراين كافي است برنامهاي كه موسوي ارائه ميكند را مردم مطالعه كنند و اگر ديدند با اين سخنان همسو است، بدانند كه رييسجمهور آينده قرار است در جهت همين صحبتها گام بردارد. وي در پاسخ به پرسشي در زمينه وجود فساد در دورههاي گذشته نيز گفت: بنده و دوستانم اعلام ميكنيم كه در ساليان گذشته ذرهاي فساد مالي و اخلاقي نداشتهايم و علت نيز بسيار روشن است. ما اساسا نميتوانستيم فاسد باشيم؛ زيرا از صبح تا شب تحت تعقيب و شنود و مراقبت بوديم و اگر فساد داشتيم به جرمهاي سياسي ما را محاكمه نميكردند. اگر نگران فساد هستيد، نگران كساني باشيد كه گفتند ما دستهايمان پاك است ولي ما زبانمان مو درآورده است از بس ميپرسيم فلاني چند ميليارد ثروت دارد و از كجا آورده است؟ اگر كسي به ما جواب داد! وي خاطرنشان كرد: تجربيات نشان ميدهد هر كجا آزادي اطلاعرساني و آزادي سياسي، مدني، مطبوعاتي، احزاب و انتخابات كمتر باشد به همان ميزان فساد افزايش مييابد. فساد متعلق به نظامهاي بسته است و در نظامهاي ديكتاتوري 32 برابر نظامهاي دموكراتيك احتمال فساد وجود دارد. انتهاي پيام