متن كامل گزارش آژانس درباره برنامه هستهيي ايران
محمد البرادعي در تازهترين گزارش آژانس درباره برنامه هستهيي كشورمان اذعان داشت كه آژانس تاييد ميكند كه اطلاعات طراحي سايت فردو كه توسط ايران ارائه شده است با آنچه در سايت توسط بازرسان مشاهده گرديده مطابقت دارد. البرادعي همچنين با تاكيد بر عدم وجود انحراف در برنامه هستهيي ايران گفت: آژانس به راستي آزمايي عدم انحراف مواد هستهاي اظهار شده در ايران ادامه ميدهد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) متن كامل گزارش محمد البرادعي مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي كه عصر روز گذشته منتشر شد به شرح زير است: «اجراي موافقتنامه پادمان NPT و مفاد مربوطه قطعنامه هاي 1737 (2006)، 1747 (2007) ،1803 (2008 ) و 1835 (2008 ) شوراي امنيت در جمهوري اسلامي ايران (گزارش مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي) 1. مديرکل در تاريخ 28 اوت 2009 درباره اجراي موافقتنامه پادمان معاهده منع گسترش سلاحهاي هستهيي (NPT) و مفاد مربوط به قطعنامههاي 1737 (2006)، 1747 (2007)، 1803 (2008) و 1835 (2008 ) شوراي امنيت در جمهوري اسلامي ايران به شوراي حکام گزارش داد (GOV/2009/35). اين گزارش تحولات مربوطه پس از آن تاريخ را پوشش ميدهد. A . فعاليتهاي جاري مربوط به غني سازي A.1. نطنز:FEP و PFEP 2. ايران در 2 نوامبر 2009 در حال تزريق UF6 به 18 آبشار از واحد A24 و 6 آبشار از واحد A26 در كارخانه غني سازي سوخت (FEP) در نطنز بوده است. در آن روز 12 آبشار ديگر در واحد A26 تحت خلاء بود. ايران نصب آبشارها در واحد A28 را ادامه داده است؛ از 2 نوامبر 2009 تاكنون 17 آبشار نصب شده و نصب يك آبشار ديگر ادامه داشت. همه ماشينهاي نصب شده تا به امروز از نوع سانتريفيوژ IR-1 هستند . كار نصب در واحدهاي A25 و A27 نيز ادامه دارد. 3. ايران تخمين زده است كه بين 18 نوامبر 2008 و 30 اكتبر 2009 مقدار 10395 كيلوگرم از UF6 به داخل آبشارها تزريق شده است و در مجموع 1763 كيلوگرم از UF6 با غناي كم توليد شده است. مواد هستهيِي در FEP (از جمله خوراك، محصول و دورريزها) همچنين همه آبشارهاي نصب شده و ايستگاههاي خوراك و بازگيري خوراك (withdrawal stations) تحت اقدامات نظارتي و مراقبتي آژانس قرار دارند. 4. راستي آزمايي فهرست فيزيكي (PIV) بعدي در FEP براي 22 تا 30 نوامبر 2009 برنامه ريزي شده است؛ همانطور كه قبلا به شوراي حكام اعلام شد، در آن زمان، آژانس قادر خواهد بود تا فهرست همه مواد هستهيي در تاسيسات را راستي آزمايي كرده و تراز مواد هستهيي را ارزيابي كند. 5. بين 14 اوت و 27 اكتبر 2009 مقدار تقريبي 53 كيلو گرم از گاز UF6 به يک آبشار ده ماشيني IR-2، سانتريفيوژهاي منفرد IR-1، IR-2m و IR-4 در كارخانه غني سازي سوخت پيلوت (PFEP) تزريق شده است. مواد هستهيي در PFEP به علاوه منطقه آبشار و ايستگاههاي خوراك و كنارگذاشته شده تحت اقدامات نظارتي و مراقبتي آژانس قرار دارند. آژانس در حال حاضر در حال ارزيابي نتايج (PIV) كه بين 14 تا 16 سپتامبر 2009 در PFEP انجام شد، است. 6. نتايج نمونههاي محيطي اخذ شده در FEPو PFEP نشان ميدهد كه اين دو كارخانه همانگونه كه اعلام شد در حال فعاليت هستند (يعني اورانيوم 235 با غناي كمتر از 5 درصد) از زمان آخرين گزارش تاكنون، آژانس دو بازرسي سرزده را با موفقيت انجام داده است. در مجموع از مارس 2007 تاكنون، 31 بازرسي سرزده در FEP انجام شده است. A.2. قم: نيروگاه غنيسازي سوخت فردو 7: ايران در نامهاي در تاريخ 21 سپتامبر 209 به مديركل به آژانس اطلاع داد كه "بر مبناي حق قانونياش براي محافظت از تاسياست حساس هستهيي از طريق ابزارهاي مختلف از جمله به كارگيري سيستمهاي دفاعي غيرعامل ...(ايران) تصميم گرفته است كه يك نيروگاه جديد غني سازي سوخت پيلوت (تا 5 درصد غنيسازي) احداث كند". ايران اعلام كرد كه زيربناي لازم براي اين نيروگاه پايهگذاري شده است و اين نيروگاه تحت ساخت قرار دارد. آژانس در نامهي مورخ 25 سپتامبر 2009 از ايران خواست كه اطلاعات بيشتري را دربارهي وضعيت فعلي ساخت آن و برنامهي ايران براي تزريق مواد هستهيي به داخل اين تاسيسات در اختيار آژانس قرار دهد. آژانس علاوه بر آن از ايران خواست كه يك پرسشنامه اطلاعات طراحي (DIQ) ارائه كرده و هرچه زودتر زمينهي دسترسي به اين تاسيسات را فراهم كند. 8: ايران در ملاقاتي با مديركل در تهران در 4 اكتبر 2009 موافقت كرد كه دسترسي به نيروگاه غنيسازي سوخت فردو (FFEP) را براي آژانس فراهم كند. ايران تحت پوشش نامهاي مورخ 18 اكتبر 2009 به آژانس علاوه بر آن DIQ مقدماتي FFEP را ارائه كرد. 9: آژانس در 26 و 27 اكتبر 2009 راستيآزمايي اطلاعات طراحي (DIV) را در FFEP كه حدود 20 كيلومتري شمال شهر قم قرار دارد انجام داد. آژانس علاوه بر آن دو جلسه در تهران در 25 و 28 اكتبر 2009 برگزار كرد تا DIQ را بررسي كند و وقايعنگاري طراحي و ساخت FFEP و نيز وضعيت و هدف آن را به بحث و گفتوگو بگذارند. آژانس تاييد كرد كه FFEP براي اين ساخته ميشود كه 13 آبشار و كلا حدود سه هزار سانتريفيوژ را در خود داشته باشد. ايران اعلام كرد كه در حال حاضر قصد دارد تنها سانتريفيوژهاي مدل IR-1 را در FFEP نصب كند ، اما اين تاسيسات ميتواند تغيير شكل دهد تا سانتريفيوژهاي خاصي از مدلهاي پيشرفتهتر را در صورتي كه ايران در آينده تصميم بگيرد از چنين سانتريفيوژهايي استفاده كند، در خود جا دهد. ايران اعلام كرد كه برخي از تجهيزات موجود در FFEP از سايت نطنز آمده است و سايت نطنز براي FFEP كمك عملي و كاركردي ، همچون مونتاژ سانتريفيوژ و پاكسازي تجهيزات ، را فراهم كند. ايران علاوه بر آن اعلام كرد كه هيچ مواد هستهيي به FFEP تزريق نشده است. 10: DIV شامل بررسي تصويري دقيق همهي قسمتهاي نيروگاه، عكس گرفتن از لولهكشي آبشار و ساير تجهيزات فرايند، نمونهبرداريهاي محيطي و يك ارزيابي دقيق از طراحي، پيكربندي و ظرفيت بخشهاي مختلف كارخانه و سيستمها بود. ايران دسترسي به همهي قسمتهاي تاسيسات را فراهم كرد. آژانس تاييد كرد كه اين نيروگاه با اطلاعات طراحي ارائه شده توسط ايران مطابقت دارد و اينكه اين تاسيسات در سطح پيشرفتهاي از ساخت قرار دارد، اگرچه هيچ سانتريفيوژي در اين تاسيسات نصب نشده است. لايه هاي سوار شده سانتريفيوژها ، كلاهك و لوله هاي زيركلاهكهاي ، لوله كشي آب، كابلهاي برق و قفسهها در جاي خود نصب شده بودند، اما هنوز اتصال پيدا نكرده بودند؛ مخازن خنثي سازي، تلههاي شيميايي، تلههاي سرد و جعبههاي خنككننده نيز در جاي خود نصب شده بودند، اما اتصال پيدا نكرده بودند.علاوه بر آن يك ساختمان كاربردي كه حاوي ترانسهاي برقي و خنككنندهي آب بود نيز ساخته شده بود. 11: آژانس در طول جلسه اي در تهران در 25 اكتبر 2009 دربارهي DIQ مقدماتي ارائه شده توسط ايران اظهار نظرهايي كرد و درخواست كرد كه يك DIQ مقدماتي اصلاح شده با اطلاعات اضافي ارائه شود كه ايران در ملاقات بعدي در 28 اكتبر اين كار را انجام داد. ايران به آژانس اطلاع داد كه اطلاعات بيشتر درخواستي DIQ را پس از پيشرفت تاسيسات ارائه خواهد كرد. آژانس به ايران اطلاع داد كه از اين پس مطابق با توافقنامهي پادماني، FFEP تابع DIV مستمر از جانب آژانس خواهد بود. DIV بعدي قرار است در پايان نوامبر 2009 انجام گيرد. 12: ايران توضيح داد كه سايت فردو در نيمه دوم سال 2007 به سازمان انرژي اتمي ايران اختصاص يافته است و اين كار هنگامي انجام گرفت كه ساخت FFEP آغاز شد. ايران متعاقبا اين توضيحات را در نامهاي مورخ 28 اكتبر 2009 تاييد كرد. در آن نامه ايران اعلام كرد: " در نتيجهي تشديد تهديدات حملات نظامي عليه ايران جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفت كه مراكز احتياطي را براي سازمانها و فعاليتهاي مختلف تاسيس كند... "نيروگاه غنيسازي نطنز يكي از هدفهايي بود كه به حملهي نظامي تهديد شد؛ به همين دليل سازمان انرژي اتمي از سازمان دفاع غيرعامل درخواست كرد كه يكي از مراكز مذكور را براي هدف ساخت يك نيروگاه غنيسازي احتياطي اختصاص دهد تا فعاليتهاي غنيسازي در صورت يك حملهي نظامي به تعليق نيفتد. در اين زمينه سايت فردو كه يكي از اين مراكز ساخته و آماده شده است در نيمهي دوم سال 2007 به سازمان انرژي اتمي ايران (AEOI) اختصاص يافت. ساخت نيروگاه غنيسازي سوخت فردو پس از آن آغاز شد و همچنان ادامه دارد. بنابراين اين نيروگاه هنوز براي فعاليت آماده نيست و قرار است براي راهاندازي در سال 2011 آماده شود. 13. آژانس در ملاقات با ايران اطلاع داد كه به تصاوير ماهوارهاي تجاري موجود از اين سايت دست يافته است كه نشان ميدهد بين سالهاي 2002 و 2004 ساخت در اين سايت جريان داشته است و فعاليتهاي ساخت مربوط به آن در سال 2006 از سر گرفته شد و تا امروز ادامه داشته است. آژانس علاوه بر آن به اطلاعات وسيعي كه توسط برخي از كشورهاي عضو در اختيار آژانس قرار گرفته است و جزييات طراحي تاسيسات را شرح ميداد اشاره كرد كه مطابق با طراحي تاييد شده توسط آژانس در طول DIV بود. 14. آژانس علاوه بر آن اعلام كرد كه هنوز پرسشهايي دربارهي هدف اين تاسيسات و اينكه چه جايي در برنامهي هستهيي ايران دارد برايش باقي مانده است. آژانس علاوه بر آن اعلام كرد كه اظهارات ايران مبني بر اينكه تاسيسات جديد سطح اطمينان از اينكه تاسيسات ديگري تحت ساخت وجود ندارد را پايين آورده است و پرسشهايي را دربارهي اينكه آيا تاسيسات هستهيي ديگري در ايران وجود دارد كه به آژانس اعلام نشده است، به وجود ميآورد. 15. با توجه به آنچه در بالا ذكر شد آژانس خواستار دسترسي به مدير پروژهي FFEP و كساني كه مسوول طراحي FFEP بودند و نيز دسترسي به سند اوليهي طراحي از جمله طراحيهايي مهندسي شد تا بتواند اظهارات ايران دربارهي وقايع نگاري و هدف اين تاسيسات را تاييد كند. 16. ايران اعلام كرد كه هيچگونه تاسيسات هستهيي ديگري كه در حال حاضر تحت ساخت باشد يا فعال شده باشد و وجود آن به آژانس اعلام نشده باشد در اختيار ندارد. ايران علاوه بر آن اعلام كرد كه چنين تاسيساتي در آينده " مطابق وظايف ايران در قبال آژانس به اطلاع آژانس خواهد رسيد". آژانس در نامهاي مورخ 6 نوامبر 2009 از ايران خواست كه تاييد كند كه تصميمي براي ساخت و يا اجازهي ساخت هيچ گونه تاسيسات هستهيي ديگري كه به آژانس اعلام نشده است، نگرفته است. 17. به دلايلي كه در گزارشات قبلي ارائه شده به شوراي حكام اعلام شد ايران همچنان متعهد به كد اصلاح شده 3/1 بخش عمومي ترتيبات فرعي كه در سال 2003 با آن موافقت كرد، است و براساس آن آژانس بايد اطلاعات طراحي مقدماتي مربوط به يك تاسيسات جديد را به محض اينكه تصميم ساخت يا اجازهي ساخت آن تاسيسات گرفته شد، دريافت كند. كد اصلاح شده 3/1 علاوه بر آن از ايران ميخواهد كه اطلاعات طراحي اضافي را در طول توسعهي اين طراحي در مراحل اوليهي تعريف پروژه، طراحي اوليه و مراحل ساخت و راهاندازي را به آژانس ارائه كند. حتي اگر آن طور كه ايران اعلام كرد تصميمگيري براي ساخت تاسيسات جديد در سايت فردو در نيمهي دوم سال 2007 انجام گرفته باشد، عدم اطلاعدهي به آژانس دربارهي سايت جديد تا سپتامبر سال 2009 ناسازگار با وظايفي است كه ايران تحت ترتيبات فرعي نسبت به توافقنامهي پادمانياش بر عهده دارد. B. فعاليتهاي بازفرآوري 18. آژانس به نظارت خود در استفاده و ساخت سلولهاي داغ در راكتور تحقيقاتي تهران (TRR) و موسسه توليد راديو ايزوتوپ هاي موليبدن، يد و و زينان (MIX) ادامه داده است. آژانس در 19 اوت 2009 و 9 نوامبر 2009 يك DIV را در تاسيسات MIX انجام داد. هيچ گونه شواهدي حاكي از فعاليتهاي در حال انجام مرتبط با باز فرآوري در آن تاسيسات وجود نداشته است. در حاليكه ايران اعلام كرده است كه هيچ گونه فعاليت توسعه و تحقيقات مرتبط با بازفرآوري در ايران وجود نداشته است از آنجا كه اقدامات مربوط به پروتكل الحاقي اجرا نمي شود آژانس تنها مي تواند اين موضوع را در رابطه با اين دو تاسيسات تاييد كند. C. پروژههاي مربوط به رآكتور آب سنگين 19. آژانس DIQ به روز شده مربوط به كارخانه توليد سوخت(FMP) در اصفهان را كه در 21 اوت توسط ايران ارايه شد بررسي كرده است (GOV/2009/55, para ). برخلاف آنچه در نامه آژانس مورخ 19 ژوئن 2009 درخواست شد DIQ به روز شده حاوي اطلاعاتي درباره ويژگي هاي طراحي مونتاژ سوخت IR-40 نبود. آژانس در 5 نوامبر 2009 اظهارنظراتي درباره DIQ كرده و درخواست خود را براي اينكه ايران اطلاعاتي درباره مونتاژ سوخت ارايه كند، تكرار كرد. 20. آژانس ارزيابي خود از راستي آزمايي فهرست فيزيكي (PIV) را كه در 11 اوت 2009 در FMP انجام گرفت نهايي كرده است (GOV/2009/55 para 10)، و به اين نتيجه رسيده است كه فهرست مواد هستهيي در FMP كه ايران اعلام كرده است در چارچوب ابهامات مربوط به اندازهگيري كه بطور معمول در زمينه ساختمان هاي توليد مشابه با چنين ظرفيت هايي وجود دارد، با نتايج به دست آمده همخواني دارد. 21. آژانس در 7 نوامبر 2009 يك DIV را در رآكتور IR-40 در اراك انجام داد. آژانس تاييد كرد كه ساخت اين تاسيسات ادامه دارد. آژانس به استفاده از تصويرات ماهوارهيي براي نظارت بر وضعيت كارخانه توليد آب سنگين كه به نظر نمي رسد از زمان آخرين گزارش عملياتي تاكنون فعال بوده باشد، ادامه مي دهد. 22. آژانس در 25 اكتبر 2009 در طول DIV در تاسيسات تبديل اورانيوم (UCF) در اصفهان متوجه 600 بشكه 50 ليتري شد كه به گفته ايران حاوي آب سنگين بود. آژانس در نامه اي مورخ 10 نوامبر 2009 از ايران خواست تعداد بشكه ها و محتويات آنها را تاييد كند و اطلاعاتي را درباره منشا آب سنگين فراهم كند. D. ديگر مسائل اجرا D.1 . تبديل اورانيوم 23. آژانس در نامهاي در تاريخ 16 اكتبر 2009 از ايران خواست تا اطلاعاتي درباره برنامه طرح، تجهيزات و نصب مربوط به يك آزمايشگاه تحليلي، كه ايران در DIQ به روز شده براي UCF كه در اوت 2009 ارايه شداعلام كرد در مكاني زيرزميني در يكي از مناطق ذخيره UCF نصب خواهد شد، ارايه كند. 24. آژانس در تاريخ 25 اكتبر 2009 يك DIV را در UCF انجام داد. در آن زمان، اين تاسيسات در دست تعمير بود. از تاريخ 10 اوت 2009 هيچگونه گاز UF6 توليد نشده است. بنابراين مقدار كلي UF6 توليد شده در UCF از تاريخ مارس 2004 ، 366 تن باقي مانده است كه مقداري از آن به FEP و PFEP انتقال داده شد و اكنون تحت نظارت و مراقبت آژانس باقي مانده است (GOV/2009/55, para 12). بين 11 اوت 2009 و 25 اكتبر 2009، UCF 92 نمونه از "ديورانات آمونيوم " (ADU) حاوي حدود يك كيلوگرم اورانيوم از كارخانه توليد اورانيوم بندرعباس دريافت كرد. D.2. اطلاعات طرح 25. ايران هنوز اجراي كد اصلاح شده 3/1 از بخش عمومي ترتيبات فرعي در خصوص ارائه زودهنگام اطلاعات طراحي را از سر نگرفته است و تنها كشور داراي فعاليتهاي چشمگير هستهيي است كه يك موافقتنامه جامع پادمان را به اجرا در آورده، اما هنوز مفاد كد اصلاح شده 3/1 را اجرا نمي كند. لازم به توجه است كه فقدان چنين اطلاعات زودهنگامي منجر به كاهش زماني مي شود كه آژانس براي طرح پادمانها و اقدامات لازم به ويژه براي تاسيسات در اختيار دارد و علاوه بر آن، همانطور كه در بالا اشاره شد، سطح اطمينان از اينكه تاسيسات ديگري تحت ساخت وجود ندارد را پايين ميآورد. 26. آژانس در دسامبر 2007 خواستار اطلاعات طراحي مقدماتي مربوط به نيروگاه برق هستهيي شد كه قرار است در دارخوين ساخته شود ( 11GOV/2008/38). ايران در نامهاي مورخ 22 سپتامبر 2009 اطلاعات طراحي مقدماتي اين نيروگاه را ارائه كرد و همانطور نامه مورخ 21 سپتامبر 2009 درباره FFEP اعلام كرده بود، تمايل خود را به اينكه به جاي يك الزام قانوني همكاري كند ابراز داشت. در اطلاعات طراحي مقدماتي، نيروگاه دارخوين به عنوان يك راكتور 360 مگاواتي آب تحت فشار توصيف شد كه ساخت آن قرار است در سال 2011 آغاز شود و قرار است در سال 2015 آغاز به كار كند. آژانس اطلاعات طراحي را بررسي كرده است واز ايران خواسته است شفافسازيهاي اضافي در زمينه طراحي مونتاژهاي سوخت و طرح تاسيسات را ارايه كند. 27. به دلايلي كه در گزارشهاي قبلي به شوراي حكام عنوان شد، آژانس بر اين عقيده است كه كد اصلاح شده 3/1 براي ايران لازم الاجرا باقي مانده است. بنا بر اين همانطور كه در بالا درباره تحويل ديرهنگام اطلاعات طراحي FFEP اشاره شد، اينكه ايران تا سپتامبر سال ميلادي جاري اطلاعات طراحي تاسيسات دارخوين را ارايه نكرده است ناسازگار با وظايفي است كه ايران تحت ترتيبات فرعي توافقنامهي پادمانياش بر عهده دارد. D 3. موضوعات ديگر 28. انجام يك PIV در نيروگاه اتمي بوشهر براي 17 نوامبر 2009 برنامه ريزي شده است. 29. آژانس در 23 سپتامبر 2009 يك PIV را در آزمايشگاه شيمي اورانيوم در اصفهان انجام داد و توانست وضعيت توقف اين تاسيسات را تاييد كند (GOV/2009/55, para 17). 30. آژانس بر اساس تصاوير ماهوارهاي و اسناد كمكي مربوط به ADU دريافت شده در UCF (پاراگراف 23 بالا را مشاهده كنيد) ارزيابي ميكند كه فعاليتهاي بازيابي اورانيوم در منطقه كارخانه توليد اورانيوم بندرعباس ادامه دارد. E- ابعاد نظامي احتمالي 31 - همانگونه كه در گزارشهاي قبلي مديركل آژانس به شوراي حكام اشاره شد (اخيرا GOV/2009/55, para 18)، چند موضوع حل نشده وجود دارد كه موجب نگراني است و بايد شفاف سازي شود تا وجود ابعاد نظامي احتمالي در برنامه هستهِيي ايران رد شود. همانطور كه در آن گزارشها نشان داده شد، براي اينكه آژانس بتواند به اين نگرانيها بپردازد و در تلاشهاي خود براي فراهم كردن تضمين درباره فقدان مواد و فعاليتهاي هستهيي اعلام نشده در ايران پيشرفت حاصل كند، لازم است كه ايران علاوه بر موارد ديگر پروتكل الحاقي را اجرا كند و اطلاعات و دسترسي ضروري را فراهم كند تا: سوالات مربوط به مطالعات ادعايي حل شود، شرايط اكتساب سند فلز اورانيوم شفاف سازي شود، فعاليتهاي تهيه و تحقيق و توسعه موسسات و شركتهاي نظامي كه ميتواند به موضوع هستهيي ربط داشته باشد شفاف سازي شود و توليد تجهيزات و مولفههاي هستهيي شركتهاي وابسته به صنايع دفاع شفاف سازي شود. 32- آژانس هنوز منتظر پاسخي از جانب ايران به تقاضاي آژانس براي ملاقات با مقامات ايراني مرتبط با اين موضوعات است. آژانس علاوه بر آن همچنان منتظر پاسخ ايران به درخواستهاي مكرر آژانس براي دسترسي به افراد، اطلاعات و مكانهاي اعلام شده در اسناد مطالعات ادعايي است تا صحت اظهارات ايران مبني بر اينكه اين اسناد ساختگي و جعلي هستند را بررسي كند. تحليل بيشتر اطلاعاتي كه در دسترس آژانس قرار دارد بر اهميت تعامل ايران با آژانس به طريق اساسي و جامع و نيزارايه دسترسي درخواست شده با اين هدف كه مسايل باقيمانده حل شود، تاكيد كرد. در اين خصوص، اگر كشورهاي عضو آژانس كه اسناد را به آژانس ارائه كردهاند با تبادل اين اسناد با تهران به نحو مقتضي موافقت كنند اين بسيار مفيد خواهد بود. F. خلاصه 33. ايران در حاليكه اخيرا اطلاعات اوليه طراحي را در خصوص راكتور دارخوين ارائه داد، در عين حال همچنان اظهار ميدارد به كد اصلاح شده 3/1 از بخش عمومي ترتيبات فرعي كه در سال 2003 با آن موافقت نموده بود و به اجراي آن در مارس 2007 خاتمه داد، ملزم نميباشد. 34. ايران در مورد احداث يك كارخانه نيمه صنعتي غنيسازي در قم، آژانس را مطلع نمود. قصور ايران در اطلاع به آژانس در مورد تصميم به احداث يا مجوز احداث يك تاسيسات جديد به مجرد اتخاذ چنين تصميمي و در ارائه اطلاعات در اين خصوص در خلال پيشرفت طراحي وفق مفاد كد اصلاح شده 3/1، با وظايفش به موجب ترتيبات فرعي موافقتنامه پادمان اين كشور متناقض ميباشد، علاوه بر آن تاخير ايران در ارائه چنين اطلاعاتي به آژانس به اعتمادسازي كمك نميكند. در حاليكه آژانس تاييد نموده است كه كارخانه مطابق با اطلاعات طراحي ارائه شده از سوي ايران ميباشد، در عين حال توضيحات ايران در خصوص هدف اين كارخانه و فناوري طراحي و احداث آن مستلزم توضيحاتي بيشتر ميباشد. 35. ايران فعاليتهاي مرتبط با غنيسازي يا كار در مورد پروژههاي مرتبط با آب سنگين را آن گونه كه از سوي شوراي امنيت مقرر شده، تعليق نكرده است. 36. ايران برخلاف درخواستهاي شوراي حكام و الزامات شوراي امنيت، پروتكل الحاقي را به اجرا درنياورده و همچنين با آژانس در ارتباط با موضوعات باقيمانده مورد ملاحظه كه به منظور مرتفع ساختن احتمال ابعاد نظامي برنامه هستهاي ايران نيازمند ابهامزدايي هستند، همكاري نداشته است. اكنون بيش از يك سال از زماني كه آژانس قادر شده بود براي مذاكره پيرامون اين موضوعات باقيمانده با ايران وارد كار شود، ميگذرد. آژانس در موقعيتي نخواهد بود كه تضمين معتبر درباره فقدان مواد و فعاليتهاي هستهاي اعلام نشده در ايران ارائه دهد، مگر اينكه ايران پروتكل الحاقي را به اجرا درآورد و از طريق گفتگوهاي محتوايي موضوعات باقيمانده را در حد مورد رضايت آژانس ابهامزدايي نمايد. 37. مديركل به نحو مقتضي به گزارش دهي ادامه خواهد داد. انتهاي پيام