/گزارش وضعيت جمعيت جهان سال2009/ دماي زمين تا سال2100، 4 تا6 درجه ديگر افزايش مي‌يابد تغييرات آب وهوا،فقر را تشديد و بي‌عدالتي بين زنان ومردان را گسترش مي‌دهد

بنابر گزارش وضعيت جمعيت جهان سال 2009 كه امروز توسط صندوق جمعيت سازمان ملل متحد منتشر شده است، تنظيم خانواده، بهداشت باروري و روابط جنسيتي مي‌توانند بر مسير آينده تغييرات آب و هوا و همچنين بر روند تطبيق پذيري بشريت با سطح رو به افزايش آب درياها، طوفان‌هاي در حال تشديد و خشكسالي‌هاي مخرب تاثيرگذار باشند.

به گزارش سرويس «اجتماعي» ايسنا، بر اساس اين گزارش، احتمال موفقيت درازمدت توافقات بي‌ المللي و سياست‌هاي ملي تغييرات آب و هوا در صورتي بالاتر بوده كه مسائل تغييرات جمعيت، ارتباط بين جنس‌ها، رفاه زنان و دسترسي به خدمات و فرصت‌ها در نظر گرفته شوند. به عنوان نمونه، رشد كندتر جمعيت به افزايش مقاومت در برابر تاثيرات تغييرات آب و هوا منجر مي‌شود و به كاهش انتشارات گازهاي گلخانه‌اي در آينده كمك خواهد كرد.

عمده محور بحث امروز، پيرامون تغييرات آب و هوا متمركز بر مسووليت‌هاي نسبي كشورها در جهت محدود كردن رشد گازهاي گلخانه‌اي است. در كنار مسئله فوق، تامين مالي تلاش‌ها براي حركت به سمت انرژي‌هاي با كربن پايين و ساير اين قبيل فناور‌ي‌ها نيز مطرح است. بهترين رويكرد براي كاهش انتشار كربن چيست؟ چه كساني بايد مسووليت مالي روندهاي فعلي و آينده تغييرات آب و هوا را عهده‌دار شوند؟

بنا به گفته ثريا احمد عبيد ـ مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل متحد ـ در پيشگفتار گزارش، چنين پرسش‌هايي از اهميت زيادي برخوردار هستند، اما نكته پراهميت ديگر، پرسش‌هاي اساسي مطرح در زمينه تاثيرات مختلف تغييرات آب و هوا بر زنان، مردان، پسران و دختران در كل جهان و ميان ملل مختلف است. تاثير رفتار فردي بر تضعيف يا تقويت تلاش‌هاي جاري براي خنك كردن دنياي در حال گرم‌تر شدن كنوني نيز از جمله اين پرسش‌هاست.

بحث تغييرات آب و هوا در آينده بايد به ابعاد انساني و جنسيتي كليه وجوه مسئله بپردازد. عبيد اضافه مي‌كند كه هر پيماني كه از كنفرانس اعضاي كنوانسيون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغييرات آب و هوا در دسامبر 2009 (آذر 1388) برگرفته شود در حالي باعث اتخاذ راهبرد جهاني دراز مدت بسيار كارآمد براي مواجهه با تغييرات آب و هوا مي‌شود كه به افراد كمك كرده تا با تغييرات آب و هوا خود را تطبيق دهند و همچنين توان زنان و مردان را براي معكوس‌سازي گرمايش جو زمين مهار كند.

عوامل تغييرات آب و هوا

در گزارش وضعيت جمعيت جهان سال 2009 آمده است: دماي سطح زمين در 100 سال اخير 74/0 درجه سلسيوس افزايش يافته است. چنين افزايشي شايد به چشم نبايد اما اين ميزان گرمايش توانسته است كه براي بسياري از اقليم‌هاي كره زمين آن قدر مشكل ايجاد كند كه مخاطرات جدي براي رفاه بشر مطرح شود. مهم‌تر آن كه اگر روندهاي اخير همچنان بنا به پيش بيني دانشمندان ادامه يا تسريع يابد، دماي كره زمين امكان دارد، چهار تا شش درجه ديگر نيز تا سال 2100 افزايش يابد و تاثيرات احتمالا فاجعه آميز بر محيط زيست، جوامع اسكان يافته، اقتصاد و مردم داشته باشد. از سال 1880 (1259 هجري) تاكنون، 10 گرم‌ترين سال كره زمين در همين 13 سال اخير ثبت شده‌اند.

متخصصان وضعيت آب و هوا در سراسر دنيا با اطميناني رو به رشد عامل عمده گرايش اخير را گازهاي گلخانه‌اي انتشار يافته در جو مي‌دانند كه اين انتشار محصول فعاليت‌هاي جمعيت‌هاي مرفه انساني خصوصا در كشورهاي صنعتي است. احتراق روز افزون سوخت‌هاي فسيلي از جمله ذغال سنگ، نفت و گاز، باعث ورود دي اكسيد كربن بيشتري به جو كره زمين شده و تاثير گلخانه‌اي را در اين جو تقويت و تسريع مي‌كند.

جنگل‌زدايي و تخريب خاك نيز تجمع بيشتر دي اكسيد كربن را در جو ايجاد كرده است و فعاليت‌هاي مختلف از كشاورزي تا صنايع يخچال سازي به انتشار چندين گاز گلخانه‌اي قوي ديگر منجر شده‌اند.

تاثير تغييرات آب و هوا بر مردم

تغييرات آب و هوا مي‌توانند روند دستاوردهاي توسعه را كه در چند دهه اخير به سختي حاصل شده معكوس كدر هو همين تاثير عكس را نيز بر پيشرفت در جهت نيل به اهداف توسعه هزاره اعمال كنند. از جمله اين پس‌رفت‌هاي احتمالي مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: كمبود آب به علت وضعيت آب و هوا، طوفان‌هاي شديد حاره‌اي، سيلاب‌ها، نبود آب ذوب شده كوه‌هاي يخ براي كشاورزي آبياري شده، تغييرات در دسترسي به غذا و بحران‌هاي محتمل بهداشتي.

تغييرات آب و هوا فقر را تشديد كرده و گروه‌هاي آسيب پذير و به حاشيه رانده شده را با مشكلات بيشتري مواجه خواهند كرد. به عنوان نمونه در جنوب شرقي آسيا، حدود 221 ميليون نفر زير خط فقر دو دلار در روز به سر مي‌برند. بسياري از افراد فقير منطقه در سواحل و دلتاهاي پست زندگي مي‌كنند و تعداد بي‌شماري از آن‌ها يا كشاورز خرد بوده يا از طريق صيد دريايي امرار معاش مي‌كنند. خانوارهاي فقير به طور خاص نسبت به تغييرات آب و هوا آسيب پذير هستند، چرا كه آن‌ها با درآمد ناچيز خود دسترسي به خدمات بهداشتي و ساير شبكه‌هاي حمايتي حفاظت كننده در برابر تهديدات وضعيت در حال تغيير آب و هوا ندارند.

همچنين در نتيجه تغييرات آب و هوا، سطوح درياها بالا آمده و مناطق ساحلي پست پرجمعيت و جزاير كوچك مورد تهديد واقع مي‌شوند.

در ماه مه 2009 (ارديبهشت 1388)، مجله پزشكي لنست تغييرات آب و هوا را بزرگ‌ترين تهديد جهاني قرن 21 خواند. پيامد همه گير شناختي تغييرات آب و هوا بر اشكال بيماري‌ها در سراسر جهان به خصوص در كشورهاي در حال توسعه شديد خواهد بود. در اين دسته كشورها ميزان بالاي آسيب پذيري در برابر بهداشت نامناسب همچنان پابرجاست. به عنوان نمونه بروز بيماريهاي ناقل از طريق پشه گسترس پيدا خواهد كرد. افزايش دما كه به پشه‌هاي ناقل بيماري كمك كرده تا در ارتفاعات بالاتر زندگي كنند باعث خواهد شد كه ميليون‌ها نفر علاوه بر تعداد مبتلاي فعلي گرفتار مالاريا شوند.

وضعيت آب و هوا و مهاجرت

جابجايي جمعيتي در مقياس بالا احتمالا با تخليه مناطقي كه به علت تغييرات آب و هوا دچار سيل يا خشكسالي شده و لذا ديگر قابل سكونت نيستند همزمان است. اين مهاجرت به مشكلات جدي بهداشتي منجر شده كه برخي از آن‌ها مستقيما محصول فشارهاي متعدد فرايند مهاجرت هستند و برخي نيز غيرمستقيم از فشارهاي مدني جابجايي ناهمگون جمعيت‌هاي انساني ايجاد مي‌شوند.

ميليون‌ها نفر كه امروزه در مناطق ساحلي پست زندگي مي‌كنند شايد نيازمند آن بوده كه خانه خود را در صورت بالا آمدن سطح درياها طبق پيش بيني متخصصان تغييرات آب و هوا رها كنند. احتمال دارد خشكسالي‌هاي ادامه‌دار و شديد باعث رانده شدن كشاورزان بيشتري از مناطق روستايي به شهرها براي تامين معاش شود. ساكنان مناطق گودنشين شهرها در نواحي مستعد سيلاب امكان دارد براي فرار از خطر به روستاها مهاجرت كنند و در برخي موارد، تخريب تدريجي محيط زيست ممكن است فرصت‌هاي درآمدزايي را از بين برده و برخي افراد را به آن سوي مرزها رهنمون كند.

دلايل مهاجرت و پناهندگي افراد پيچيده بوده و پيش بيني چگونگي تاثير تغييرات آب و هوا بر آينده مهاجرت دشوار است. اما تغييرات آب و هوا به نظر مي‌آيد كه به عامل محرك عمده براي جابجايي‌هاي آينده جمعيت‌ها به خصوص از طريق جابجايي داخلي و تا حدودي هم مهاجرت‌هاي بين المللي تبديل شود.

كاهش تغييرات آب و هوا

تاثير فعاليت‌هاي بشر بر تغييرات آب و هوا پيچيده بوده و به عواملي از قبيل موارد زير مربوط مي‌شود: رويه مصرف، انواع انرژي توليد و استفاده شده، سكونت در شهر يا مزارع روستايي، سكونت در كشوري فقير يا غني، جوان يا مسن بودن، نوع غذا و حتي آن كه چقدر زنان و مردان از حقوق و فرصت‌هاي برابر برخوردار هستند. اين مسئله همچنين مرتبط با عدد رو به افزايش جمعيت است كه هم اكنون نزديك مرز هفت ميليارد است. همچنان كه رشد اقتصادها، جمعيت و مصرف فراتر از ظرفيت كره زمين رفته، تغييرات آب و هوا مي‌توانند شديدتر و حتي فاجعه‌آميز شوند. تغييرات جمعيت بخشي از تصوير بزرگتر و پيچيده تر نحوه و ميزان پيگيري توسعه در برخي كشورها و ميان مردمان آن و همچنين تعريف پيشرفت در جهت توسعه در آن كشورها هستند. در اين تصوير بزرگ‌تر و پيچيده‌تر، كشورها و مردماني نيز بوده كه داراي آراي كمتري در تصميم گيري‌هايي هستند كه بر زندگي آن‌ها تاثيرگزار خواهد بود.

همه مردمان و كشورهاي جهان در زمينه انتشار گازهاي گلخانه‌اي گرم كننده جو برابر آفريده نشده‌اند. تا به حال، كشورهاي صنعتي بخش چشمگير دي اكسيد كربن و ساير گازهاي تغيير دهنده وضعيت آب و هوا را توليد كرده‌ اما در برابر اثرات تغييرات آب و هوا نسبتا مصون مانده‌اند. كشورهاي در حال توسعه بخش كمتر انتشار گازهاي گلخانه‌اي را عهده دار بوده‌اند و در عين حال متحمل بيشترين بار تطبيق پذيري با رويدادهاي شديد آب و هوايي از قبيل بالا رفتن سطح آب درياها و گسترش سيلاب‌ها و خشكسالي هستند. كشورهاي صنعتي بيشترين بخش مشكل را ايجاد كرده اما مردمان فقير دنيا تجربه‌گر بزرگ‌ترين چالش‌هاي تطبيق پذيري با آن هستند.

اهميت سرعت و وسعت رشد اخير جمعيت در افزايش آتي انتشار گازهاي گلخانه‌اي به وضوح ميان دانشمندان از جمله اعضاي هيات ميان دولتي تغييرات آب و هوا شناخته شده است. رشد آرام‌تر جمعيت هم در كشورهاي توسعه يافته و هم در كشورهاي در حال توسعه مي‌تواند به تسهيل درازمدت فرايند متوازن‌سازي انتشار جهاني گازهاي گلخانه‌اي در جو كمك كند و تطبيق پذيري فوري به تغييرات قريب الوقوع آب و هوا را ممكن كند. البته ميزان تاثير رشد آرام‌تر جمعيت بر اين مسئله بستگي به آينده روندهاي اقتصادي، فناوري و مصرف دارد.

نقش رشد جمعيت در افزايش انتشار گازهاي گلخانه‌اي تنها عامل شاخص جمعيت شناختي مرتبط با تغييرات آب و هوا نيست.

تركيب خانوار نمونه‌اي از متغيرهايي بوده كه بر مقدار گازهاي گلخانه‌اي رانده شده به جو تاثير دارد. مطالعات نشان داده‌اند كه مصرف سرانه انرژي در خانوارهاي كوچك مي‌تواند بيش از خانوارهاي بزرگ باشد. برخي شواهد دال بر آن است كه تغييرات در ساختار سن و توزيع جغرافيايي (به عنوان مثال، روند تمايل به زندگي در شهر) مي‌توانند بر رشد گازهاي گلخانه‌اي تاثيرگزار باشند. تغييرات جمعيت احتمالا بر انتشار گازهاي گلخانه‌اي در دراز مدت اثر خواهند گذاشت. در آينده نزديك، تغييرات آتي جمعيت بر ظرفيت تطبيق پذيري كشورها با عواقب تغييرات آب و هوا اثرگذار خواهند بود.

فشار نامتوازن بر زنان

تغييرات آب و هوا نه تنها زندگي افراد را به خطر انداخته و تامين معاش را دشوار مي‌كند بلكه شكاف بين افراد فقير و غني را نيز تشديد كرده و بي‌عدالتي‌هاي بين زنان و مردان را گسترش خواهد داد. ميزان اين تاثير بر زنان به ويژه در كشورهاي فقير، با ميزان آن بر مردان متفاوت خواهد بود. زنان از جمله آسيب پذيرترين اقشار هر جامعه در برابر تغييرات آب و هوا هستند. اين قضيه تا حدودي به علت آن بوده كه در بسياري از كشورها زنان بخش اعظم نيروي كاري كشاورزي را تشكيل مي‌دهد. بقيه علت نيز به خاطر آن بوده كه زنان دسترسي كمتر به فرصت‌هاي درآمدزايي دارند. زنان مديريت خانوارها را عهده دار بوده و از اعضاي خانواده مراقبت مي‌كنند. اين امر خود اغلب به محدوديت تحرك آنان و افزايش آسيب پذيري در برابر فجايع ناگهاني مرتبط با آب و هوا منجر مي‌شود.

خشكسالي و باران‌هاي غير معمول زنان را وادار كرده تا براي تامين غذا، آب و سوخت براي خانه‌هاي خود تلاش بيشتر كنند. دختران مدرسه را ترك كرده تا به مادران خود در اين امر كمك كنند. اين چرخه محروميت، فقر و نابرابري باعث تضعيف سرمايه اجتماعي مورد نياز براي برخورد كارآمد با تغييرات آب و هواست.

با توجه به فعاليت چشمگير زنان در توليد غذا در كشورهاي در حال توسعه، رابطه نزديك بين جنسيت، كشاورزي و تغييرات آب و هوا را بايد بسيار فراتر از ميزان تحليل‌هاي موجود مطرح كرد. زنان به علت فقر بيشتر، قدرت كمتر در تعيين سرنوشت، به رسميت شناخته نشدن كافي بهره‌وري اقتصادي آنان و بار نامتوازن موجود بر دوش آن‌ها در توليد مثل و پرورش فرزندان با چالش‌هاي فزاينده‌اي از قبيل تغييرات آب و هوا مواجه مي‌شوند.

به حاشيه رانده شدن زنان و تبعيض عليه آنان و توجه نكردن به روندهاي بازدارنده توسعه، سلامت، عدالت و رفاه كلي انسان‌ها از روي نابرابري جنسيتي همگي به تضعيف توان مقاومت كشورها در برابر تغييرات آب و هوا منجر مي‌شود.

ايستادگي و مقاومت در برابر اين تغييرات در جوامعي بيشتر رشد و نمو خواهد داشت كه همه مردم آن باسواد بوده و به خدمات بهداشتي دسترسي داشته، از حمايت برابر قانون برخوردار بوده و مشاركت كامل در تعيين سرنوشت خود و جامعه داشته باشند. اغلب اين مقاومت و ايستادگي ريشه‌هاي خود را در فرهنگ جامعه دارد كه نمونه‌اي از آن در سنن بسياري از كشورها رواج دارد، كمك به افراد نيازمند و همكاري در زمانهاي وقوع فاجعه است.

بهداشت باروري

كنفرانس بين‌المللي جمعيت و توسعه در سال 1994 نقطه عطفي در تاريخچه جمعيت و توسعه است. در اين كنفرانس، كشورهاي جهان پذيرفتند كه جمعيت يك امر صرفا آماري نبوده بلكه مقوله‌اي انساني است. برنامه عمل بيست ساله كنفرانس كه توسط 179 دولت تصويب شد در پي طرح اين بحث بود كه اگر نيازهاي تنظيم داوطلبانه خانواده و بهداشت باروري در كنار ساير خدمات آموزشي و بهداشتي اساسي برطرف شده، تثبيت جمعيت به صورت طبيعي و نه الزاما با زور و مهار رخ خواهد داد.

شواهد و دلايل كافي موجود نشان مي دهند كه نيل به هدف دسترسي جهاني به بهداشت باروري مندرج در كنفرانس سال 1994 در كنار آموزش بهتر دختران و گسترش برابري جنسيتي باعث شده تا دسترسي به اهداف بهداشت و توسعه ميسر شود و ميزان باروري كاهش يابد. اين روند نيز ميزان انتشار گازهاي گلخانه‌اي را در دراز مدت كمتر مي‌كند. اين گونه كاهش در ميزان باروري هم به تنهايي و هم در كنار كاهش مرگ و مير مادران و كودكان كه خود شديدا متاثر از ميزان بهداشت باروري، آموزش و برابري جنسيتي است، باعث آن شده كه سطح انتشار گازهاي گلخانه‌اي حتي كمتر از موارد پيش بيني شده توسط هيات ميان دولتي تغييرات آب و هوا شود.

مهار كردن تغييرات آب و هوا

دولت‌ها بايد فشارهايي را كه تغييرات آب و هوا احتمالا به پيشبرد پرچالش توسعه، فقرزدايي، تضمين دسترسي به آموزش و مراقبت‌هاي بهداشتي، حركت به سمت برابري جنسيتي تحميل كرده پيش بيني كنند و براي آن آمادگي داشته باشند. رويكردهاي موفق به تغييرات آب و هوا به احتمال زياد در شرايطي محصول مي‌شوند كه توسعه پايدار اقتصادي و اجتماعي، احترام به حقوق بشر و تكثر فرهنگي، توانمندسازي زنان و دسترسي به بهداشت باروري براي همگان رواج داشته باشند.

البته اقدامات براي مواجهه با تغييرات آب و هوا بايد مبتني بر واقعيت باشند و از روي ترس و هيجان بي اساس اتخاذ نشود. در اين راستا خلاهاي پژوهشي موجود پيرامون بسياري از اثرات و روش‌هاي تطبيق پذيري با تغييرات آب و هوا بايد تا دير نشده پر شوند.

با نگاه به ماهيت و شدت تغييرات آب و هوايي نشات گرفته از عوامل انساني، سه دسته اقدامات با مزاياي كوتاه مدت، ميان مدت و دراز مدت به نظر مي‌رسند.

تطبيق پذيري براي حال: دماي جهان در حال حاضر رو به افزياش بوده و بنابراين چاره‌اي جز تطبيق پذيري با تغييراتي كه با آن‌ها مواجه بوده و يا وقوع آن‌ها را در آينده پيش بيني كرده، نداريم. با توجه به آن كه گمان مي‌رود دماي جهان براي چند دهه افزايش يابد و سطوح درياها براي چند سده بالا روند، يادگيري روش‌هاي تطبيق پذيري و مقاوم شدن در برابر تغييرات هميشگي آب و هوا هم اقدامي ميان مدت است و هم اقدامي دراز مدت. البته تطبيق پذيري امري نيست كه شركت‌ها، بانك‌ها و كشورهاي اهدا كننده بتوانند از طريق كمك‌هاي نقدي و غيرنقدي در اختيار كشورهاي در حال توسعه قرار دهند. اگرچه تامين مالي و انتقال دانش و فناوري براي اين تلاش ضروري بوده، تطبيق پذيري موفق و پايدار بايد ريشه در زندگي، تجربه و درايت افرادي داشته باشد كه خود در حال تجربه تطبيق پذيري هستند.

كاهش فوري: بدون توقف افزايش انتشار جهاني گازهاي گلخانه‌اي و كاهش سريع آن‌ها، تطبيق پذيري با تغييرات آب و هوا به چالشي بي‌پايان و احتمالا غيرممكن تبديل خواهد شد. تلاش براي افزايش مقاومت در برابر تغيرات آب و هوا نبايد ما را از ضرورت كاهش تجمع اين گازها در جو زمين لحظه‌اي غافل كند.

كاهش دراز مدت: حتي پيشرفت‌هاي اوليه بسيار ضروري در زمينه كاهش گازهاي گلخانه‌اي خود مقدمه‌اي براي دهه‌ها و يا حتي قرن‌ها فعاليت هستند. مسلما همه اين فعاليت‌هاي انساني بايد در راستاي موفقيت و بهروزي جهاني بوده تا جو كره زمين و وضعيت آب و هوا غيرقابل زندگي نشود.

انتهاي پيام

  • چهارشنبه/ ۲۷ آبان ۱۳۸۸ / ۱۴:۳۷
  • دسته‌بندی: بین الملل2
  • کد خبر: 8808-01395.139808
  • خبرنگار :