فيروز کريمي: سال آينده 3 سهميه آسيا هم نداريم 5 تا 6 عضو هياترييسه به يک تيم خاص وابستهاند مشكلي باشد شعار ميدهند:«کفاشيان حيا کن، فدراسيون رو رها کن»
بيترديد نام فيروز کريمي براي کمتر علاقهمند به ورزش در ايران ناآشنا است؛ کريمي که يکي از مربيان باسابقه و موفق فوتبال ايران محسوب ميشود، اين روزها دوران جديدي را تحت عنوان نظارت منشور اخلاقي سپري ميکند. ديدار تيمهاي شنسا اراک و داماش گيلان فرصتي بود تا پاي صحبتهاي اين مربي باسابقه در اراک بنشينيم. مشروح گفتوگوي خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) – منطقه مرکزي با فيروز کريمي در ذيل آمده است: - آقاي کريمي سوالات خود را از استقلال شروع ميکنيم. فيروز کريمي در 20 سال اخير به جز استقلال، در ساير تيمهايي که هدايت آنها را به عهده داشته موفق بوده است، دليل اين مسئله را چه ميدانيد؟ من در 20 سال گذشته به جز استقلال همه تيمها را خودم بستم. استقلال اگر در دوران من (نيم فصل) عملکرد ضعيفي داشت نه به دليل نبستن تيم توسط من بود بلکه، يک سري فاکتورها هم وجود داشت که بدشانسي عمدهترين آن بود. ما حدود 13 امتياز را با بدشانسي و عوامل ديگر از دست داديم که فيلم و مدرک آنها موجود است و يک سري هم مصدوميتها گريبان استقلال را گرفت. در اثر بدبياريهايي که بيش 10 الي 12 توپ ما به تير دروازه خورد و در نزديک به پنج بازي اخراجي داديم. بازي با پيکان دقيقه 4 بازي اخراجي داديم که هيچ جاي دنيا چنين چيزي ديده نميشود. در کنار اين قضايا نبستن تيم هم وجود داشت که از عوامل اصلي بود. -اين روزها عدهاي بيان ميکنند تنها يک جريان خاص در استقلال موفق ميشوند؟ شما هم اينچنين فکر ميکنيد؟ بحث اينکه يک جريان خاص فقط در استقلال نتيجه ميگيرند يک بحث توجيهي براي شکستهاست. هرکس بيايد بگويد دستي پشت قضيه است از انصاف به دور است. يکي از صميميترين دوستان من در مربيگري امير قلعهنوعي است که با وي رفت و آمد هم داريم. قلعهنويي از مفاخر فوتبال کشور است و ما بايد به وجود اينچنين مربياني افتخار کنيم. وي از باب خروج از بحران و حمايت تيمي، از خود من که در استقلال بودم خيلي حمايت کرد، يکي از کساني که آن زمان بيشترين کمک را به من کرد امير قلعهنويي بود. حال انصاف نيست که اگر کسي بخواهد پشت سر اين مربي اين حرفها را بزند. - متاسفانه اين روزها شاهد افزايش تخريبها در فوتبال کشور هستيم؟ چه نظري در اين رابطه داريد؟ به نظر من دست عواملي در کار بوده و پشت پرده مسائلي است. البته موفقيت يک مربي تا حدود بسيار زيادي به لياقت و توانايي فرد باز ميگردد. الان نگاه کنيد چرا داوود مهابادي موفق است، فراز کمالوند، اصغر مديرروستا و حميد استيلي چرا موفق هستند. اينها از جمله افرادي هستند که لياقت داشتهاند که موفق ميشوند، حال اگر بخواهيم موفقيتهاي اين مربيان تداوم داشته باشد، بايد حمايتهاي لازم، هم از طرف باشگاهها و هم رسانهها صورت گيرد. رسانهها انصاف را رعايت کنند. مطمئنا تنها بودن چند سال در فوتبال، موفقيت يک مربي را تضمين نميکند. -شخص خاصي را مد نظر داريد؟ نه؛ شخص خاصي را مد نظر ندارم اما، بودهاند مربياني که ساليان سال در فوتبال مملکت فعاليت داشتهاند اما، توفيقي کسب نکردهاند. يکي از دلايل عدم پيشرفت فوتبال ما هم عدم شايستهسالاري در همه ابعاد چه در ابعاد فني، پاک بودن فوتبال، جوانگرايي، شجاعت و رعايت عدل و انصاف است؛ در بعد صداقت کاري هم بايد در هر پستي که هستيم رعايت اصول را بکنيم تا به پيشرفت برسيم. اگر شايستهسالاري را در کنار اخلاقمداري عملي در رأس کارمان قرار دهيم مطمئنا پيشرفت خواهيم کرد؛ البته اين را بايد کميته آمار فدراسيون ارائه دهد که چه کساني اخلاقمدار بودند، بازيکنان چه تيمي رويه مناسب داشتند و اگر رسانهها هم وارد کار شوند و همه جوانب را منعکس کنند، آن موقع بحث شايستهسالاري تحقق مييابد؛ تا زماني که بحث شايستهسالاري در فوتبال ما برقرار و به اصل مطلب تبديل نشود به جايي نخواهيم رسيد. مطمئنا کسي که ورزش نکرده و نميداند ورزش چيست و عرق ورزش را نريخته نميتواند مثل يک فرد ورزشي تصميم بگيرد. -منظورتان مسوولان فدراسيون فوتبال هستند يا نه؟ نه اصلا؛ منظور من کل ورزش است، کفاشيان از افتخارات دووميداني کشور است. چه فرقي ميکند. عليرضا رحيمي فوتباليست تيم سپاهان و تيمملي بوده و حال در فدراسيون هندبال رييس است. با عرضه و لياقت خودش نايب رييس کنفدراسيون آسيا و عضو هيات رييسه فدراسيون جهاني هندبال شده است. هر چهار تيم هندبال ما در دوران رحيمي به جامجهاني راه يافتند؛ اين لياقت يک فرد است. حال به عقب برگرديد ببينيد روساي قبلي هندبال که از خانواده اين رشته هم بودند موفق بودهاند يا رحيمي که فوتبالي است. از سوي ديگر حميد سجادي معاون سازمان تربيتبدني شده است. سجادي از مفاخر ورزش کشور و ساليان سال پرچمدار ورزش ما بوده و درد ورزش را ميداند. من کتبا مينويسم هيچ وقت شما در اتاق سجادي را در سازمان بسته نخواهيد ديد. چهره وي را هيچ وقت عبوس نخواهيد ديد چون درد ورزشکار، مربي و مدير را درک کرده و ميداند. به اعتقاد من امروز ورزش ما راه رستگاري را در پيش گرفته است. تأکيد من سپردن پستهاي ورزشي به ورزشيهاست حال فرق نميکند رشته افراد چه باشد. بارها ديدهايم که وقتي پستهاي حساس ورزشي به افراد غيرورزشي واگذار شده، چه جنجالها، حاشيهها و مشکلاتي بهوجود آمده است. - در مورد فدراسيون فوتبال صحبت نکرديد. آيا منظورتان دستاندرکاران اين فدراسيون است؟ هيأت رييسه فدراسيون خوشبختانه از فنيترين و ورزشيترين افراد تشکيل شده و شخصا افتخار همکاري با مهندس مهدي تاج، ناصرشفق و دکتر فتح اللهزاده را داشتم؛ من ميگويم همه اعضاي فدراسيون بايد فني باشند. -راهکار کلي شما به عنوان يک مربي باسابقه و موفق براي برون رفت فوتبال ايران از اين وضعيت بحراني چيست؟ اعتقاد من بر اين است که تخصص در کنار تعهد ما را به موفقيت ميرساند. هيچ کدام به تنهايي عامل موفقيت و پيشرفت نخواهند بود. الان خوشبختانه همه مسوولان تعهد دارند؛ البته اين مسئله که حداقل ليگ برتر ما سير نزولي داشته است را خود مردم ميگويند و در برنامه 90 هم هفتاد درصد مردم به اين گزينه رأي دادند. از همين جا شروع کنيم که چرا سطح مسابقات کاهش يافته است. از باشگاهها شروع کنند تا مشخص شود چرا باشگاههاي ما فقط به خريد رو آوردهاند و بازيکنسازيهاي گذشته ديگر ادامه ندارد. حال و روز باشگاههاي سازنده را بررسي کنند. بعد ببينيد هيأتهاي استاني چه وضعيتي دارند؛ يکييکي مسائل ريز و درشت فوتبال بايد بررسي شود تا نقاط ضعف شناسايي شود. - اين روزها بحث منشور اخلاقي به سوژه روز فوتبال کشور تبديل شده و شما از جمله افرادي هستيد که با اين منشور مواجه شدهايد؟ خيليها دوست دارند بدانند سرانجام فيروز کريمي با اين منشور چه ميشود؟ ما دنبال احقاق حقمان هستيم؛ دنبال اجراي عدالت و کاناليزه شدن مسائل فوتبال؛ يکي از مواردي که اشاره کردم، به همين موضوع برميگردد و آن ورزشي بودن همه ارکان فدراسيون است؛ البته به دوستان احترام ميگذارم اما، اين مشکلات وقتي بوجود ميآيد که کارها کاناليزه نباشد؛ رسيدگي به تخلفات و محکوم کردن، کار کميته انضباطي است و همانند گذشته اين کميته هر تصميمي بگيرد ما ميپذيريم. اعتقاد ما اين است که نبايد شکستها با تخريب ديگر شخصيتها توجيه شود؛ متاسفانه توجيه پس از شکست مسئله جديدي است که اين روزها در فوتبال کشور باب شده که اصلا کار درستي نيست. -واضحتر در اين رابطه صحبت کنيد؟ اعتقاد دارم مسائل اخلاقي بايد در راس فوتبال کشور قرار داشته باشد اما، چيزي تحت عنوان منشور اخلاقي بايد در کانال خود که کميته انضباطي است اجرا شود؛ اگر مسائل داوري به کميته روابط بينالملل، وظايف کميته بينالمللي را به کميته بازاريابي و مسائل آموزشي را به کميته فرهنگي بدهند، ببينيد چه اتفاقاتي در فوتبال ميافتد. -چه صحبتي با رييس جديد سازمان تربيت بدني داريد؟ به نظر من اولويت امروز ورزش کشور فوتبال است. چون رشتههاي ملي ما مثل کشتي و تکواندو وضعيت خوبي دارند و الان سازمان تربيتبدني بايد ابتدا اولويت را به فوتبال اختصاص دهد و بعد وزنهبرداري که الان زنگ خطر براي ما به صدا در آمده است. در اين دو رشته هم استعداد داريم و هم ميتوانيم در سطوح بينالمللي جايگاه داشته باشيم. بحث دوم من با دکتر سعيدلو اين است که در مجمع آينده فدراسيون فوتبال نام سازمان ليگ را به کميته برگزاري مسابقات تغيير دهد چراکه اين تغيير نام، زمينهساز تمام فتنهها و حاشيههاي کنوني فوتبال کشور بوده است؛ واعظ آشتياني چندي پيش حرف قشنگي زد و اعتقاد داشت که شرايط هيات رييسه فدراسيون فوتبال غلط است، وي که مشکلي با کفاشيان نداشت؛ رييس سازمان تربيت بدني بايد به اين موضوع توجه داشته باشد که رييس فدراسيون هر کسي که است چون بايد پاسخگوي همه اتفاقات فوتبال باشد، بايد اختيارات کامل را هم داشته باشد؛ مطمئنا اگر مشکلي در فوتبال وجود داشته باشد تماشاگران شعار ميدهند «کفاشيان حيا کن، فدراسيون رو رها کن» و هيچگاه نميگويند «عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال حيا کن، فدراسيون رو رها کن» و يا نميگويند «عضو يکم و سوم هيات رييسه که ضعيف هستيد، شما دوتا که خيلي ضعيفيد حيا کنيد، بريد فدراسيون فوتبال را رها کنيد». -پس شما نسبت به وضعيت هيات رييسه فدراسيون انتقاد داريد؟ اصلا اساسنامه ما، مجمع ما، شرايط هيات رييسه ما و حتي قانوني که وضع شده اشکال دارد؛ رييس سازمان تربيت بدني اگر ميخواهد کاري براي فوتبال بکند، ابتدا اين مسئله را درست کند؛ هيات رييسه کنوني فوتبال ما هيچ معنايي ندارد و هر کدام از اعضا صاحب يک تيم هستند و اين تصميمگيريها را سخت ميکند؛ يک مثال در اين رابطه ميزنم؛ اگر من همزمان با مربيگيري در داماش، عضو هيات رييسه فدراسيون فوتبال باشم و مشکلي براي داماش و تيم ديگري پيش بيايد، در شرايط برابر به داماش راي ميدهم و تازه اين صداقت کار است؛ اگر 60 به 40 هم به ضرر داماش باشد به نفع تيمم راي ميدهم؛ اگر اجازه دهند و دوستان هيات رييسه ايراد نگيرند 70 به 30 را هم به داماش راي ميدهم؛ اگر کسي متوجه نشود 80 به 20 را هم به داماش راي ميدهم؛ اگر مشکل جديتر شد 90 به 10 را هم به داماش راي ميدهم و اگر مشکلي پيش بيايد و ببينم داماش صدمه ميبيند 100 به صفر را هم به داماش راي ميدهم؛ اگر هفتادوهفت پشت تيم حريف هم حق داشته باشد باز هم به داماش راي ميدهم و اگر حق يک استان هم ضايع شود باز هم به داماش راي ميدهم؛ الان ممکن است شرايط اين مثال در هيات رييسه فدراسيون فوتبال بوجود بيايد؛ متاسفانه 5 الي 6 تن از اعضاي هيات رييسه وابسته به يک تيم خاص هستند و حق هم دارند از موقعيت کنوني در راستاي کمک به استان خود استفاده کنند اما، اين رويه کاملا غلط است و دکتر سعيدلو اگر ميخواهد فوتبال مملکت درست شود، بايد قدرت را به مثلث مديريتي فدراسيون بازگرداند. -يعني شما خواهان انحلال هيات رييسه فدراسيون هستيد؟ من اعتقاد دارم همانطور که چندين دهه، فوتبال ما با شرايط حاکميت رييس، نايب رييس و آن هم تنها نايب رييس اول و دبير اداره شده و در اين مدت بهترين نتايج را هم کسب کردهايم، بايد از اين بعد هم اينگونه باشد تا فوتبالمان به جايگاه واقعي خود بازگردد؛ مگر ميشود رييس فدراسيون توان و اختيار لازم را نداشته باشد؛ اصلا به اعتقاد من براي يپيشرفت بيشتر فوتبال، بايد رييس فدراسيون انتصابي باشد؛ هفته گذشته برايم جالب بود که با وجود آنکه رييس فدراسيون منشور اخلاقي را به کميته انضباطي سپرده، کميته برگزاري مسابقات (سازمان ليگ) حاضر نبود پرونده چند نفري که در اين راستا تشکيل شده بود را به کميته انضباطي بدهد؛ به نظر شما آيا رييس فدراسيوني که توان پس گرفتن چند پرونده از کميته تحت اختيارش را نداشته باشد، ميتواند به درستي برنامهريزي کند. اين مسائل است که فوتبال ما را به بيراهه کشانده است. متاسفانه مجمع فدراسيون اين اختيارات را از رييس گرفته و پيشنهاد من به دوستان عضو اين مجمع اين است که در جلسه جديد بيشتر به فکر فوتبال باشند تا انواع پذيرايي از خود و رايگيري براي کاهش اختيارات رييس فدراسيون. -در جايي مطرح شد که شما عملکرد سازمان ليگ را بسيار ضعيف ارزيابي کردهايد. اگر اين مسئله صحت دارد چه دليلي براي آن داريد؟ من اسم اين چيزي که شما گفتيد را کميته برگزاري مسابقات ميدانم نه چيز ديگر؛ ميگويم کميته برگزاري مسابقات عملکرد ضعيفي داشته چون هر چهار تيم ما سال گذشته در جام باشگاههاي آسيا و در همان مراحل مقدماتي به دليل برنامهريزي ضعيف اين کميته از مسابقات حذف شدند؛ همين جا کتبا مينويسم که سال آينده AFC حتي سه سهميه را هم به ايران نخواهد داد؛ اين ضرر را چه کسي جبران خواهد کرد؛ سرخوردگي حاصل از نرفتن به جام جهاني را چه کسي جوابگو خواهد بود؛ متاسفانه اين روزها فوتبال ما دچار دوگانگي شده است؛ گروهي که به دوستان وابسته هستند و گروهي که در مقابل ايستادهاند. - صحبت پاياني؟ به عنوان يک مربي سينهسوخته و کسي که 22 سال تجربه مربيگري دارد، خواهشي که از رييس سازمان تربيت بدني دارم اين است که شرايط شايستهسالاري را در همه ابعاد فوتبال فراهم کند؛ من ميگويم الان شايستهسالاري در فوتبال ايران وجود ندارد؛ عامل اين شايستهسالاري هم کارنامه همه اهالي فوتبال است؛ همين ناشايستهسالاري است که باعث شده فوتبال ما در آسيا در مکان ششم قرار بگيرد. انتهاي پيام