مدير كل مركز روسي مطالعه ايران معاصر معتقد است: مسكو و پكن، كماكان با فشار كشورهاي غرب كه براي تشديد بيشتر تحريمها عليه ايران تلاش ميكنند، مقابله ميكنند. چين كه در ماه ژانويه رياست دورهيي شوراي امنيت سازمان ملل متحد را بر عهده دارد، تا كنون فهمانده است كه در ماه جاري مسأله تحريمهاي جديد مورد بحث و بررسي قرار نخواهد گرفت.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) رجب صفروف ـ مدير كل مركز روسي مطالعه ايران معاصر ـ در مقالهاي در روزنامه «ورميا نووستي»، چاپ مسكو تاكيد كرد: كوششهاي ايالات متحده در جهت اتخاذ «تدابير تاثيرگذار» عليه جمهوري اسلامي ايران تاكنون بينتيجه مانده است. همانطور كه سرگئي لاوروف ـ وزير امور خارجه روسيه ـ در روزهاي گذشته اظهار كرد، «روسيه جستجوي راههاي سياسي حل و فصل مسأله هستهيي ايران را خواستار است». مسكو و پكن،كماكان با فشار كشورهاي غرب كه براي تشديد بيشتر تحريمها عليه ايران تلاش ميكنند، مقابله ميكنند. چين كه در ماه ژانويه رياست دورهيي شوراي امنيت سازمان ملل متحد را بر عهده دارد، تا كنون فهمانده است كه در ماه جاري مسأله تحريمهاي جديد مورد بحث و بررسي قرار نخواهد گرفت.
او خاطرنشان كرد: تلاشهاي ويليام برنز ـ معاون وزير امور خارجه آمريكا (و سفير پيشين آمريكا در روسيه) ـ نيز به هدر رفته است. وي در روزهاي 14 ـ 13 ژانويه به مسكو سفر كرد و در حين ديدار با سرگئي ريابكوف، همتاي روسياش، سعي كرد روسيه را به حمايت از موضعگيري ضد ايراني آمريكا و متحدانش در ناتو سوق دهد. ولي مواضع روسيه نه در مسكو تغيير كرد و نه چند روز بعد در نيويورك كه در روز 16 ژانويه، ملاقات نمايندگان گروه 1+5 (تشكيل شده از ايالات متحده آمريكا، فدراسيون روسيه، چين، فرانسه، بريتانيا و آلمان) انجام شد. ريابكوف و برنز به ترتيب از طرف روسيه و ايالات متحده در ملاقات مذكور شركت كردند. اميد واشنگتن به آن بود كه برنز بتواند «جريان اوضاع را بر گرداند» زيرا او در ايالات متحده نه تنها مسوول پرونده ايراني است بلكه در زمينه مسايل مورد بحث و اختلاف با روسيه مانند كاهش تسليحات راهبردي تهاجمي و سپر ضد موشكي، كارشناس و صاحبنظر است. با اين وجود در جريان ملاقاتهاي ماه ژانويه هيچ تصميمي درباره تحريمها عليه ايران اتخاذ نشده است.
صفروف تصريح كرد: باراك اوباما در سخناني در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در پاييز سال 2009 اذعان داشت كه ايالات متحده همزمان گرفتار دو جنگ افغانستان و عراق است. ولي ايران اين فعاليت آمريكا را به عنوان تهديد مستقيم تلقي ميكند چرا كه نيروهاي ايالات متحده و ناتو در نزديكي بلافصل مرزهاي ايران تقويت ميشوند. به گفته اوباما، نيروها در افغانستان بايد ظرف چهار پنج سال آينده تا 150 هزار نفر نظامي افزايش يابد. روسيه نيز به اين كار جلب شده و بر اساس يك موافقتنامه با ايالات متحده كريدورهاي هوايي خود را براي انتقال بارها به افغانستان واگذار ميكند.
وي تاكيد كرد: ايالات متحده تلاش ميكند با توسل به روشهاي ديگر نيز در روابط بين روسيه و ايران و نيز بين چين و ايران تفرقه بياندازد. آمريكاييها بيوقفه سعي ميكنند ثابت كنند كه ايران براي امنيت بينالمللي، به خصوص در بعد هستهيي، خطر ايجاد ميكند. ولي اين «جانفشانيهاي» ضد ايراني كه با هدف متزلزل كردن اعتماد متقابل بين روسيه و ايران به عمل ميآيد، در نهايت امر ميتواند به كاهش نفوذ اين دو كشور در اوضاع تمام منطقه خاور نزديك و ميانه (شامل سوريه، لبنان و حاشيه خليج فارس) و در روند حل و فصل مساله اسراييلي ـ فلسطيني منجر شود.
مديركل مركز روسي مطالعه ايران معاصر يادآور شد: روسيه و چين كه با اعمال تحريمها مخالفت ميكنند، بر اين اعتقاد هستند كه سياست چندين ساله فشار زورگويانه بر ايران كه ايالات متحده و غرب دنبال ميكردند، غير موثر از آب در آمده است. مقامات ايران از توسعه برنامههاي ملي خود كه انرژي هستهيي يكي از مهمترين آنها محسوب ميشود، دست نكشيدهاند. مسكو به دفعات اعلام كرده است كه ايران به مثابه كشوري كه در سال 1970 پيمان منع اشاعه سلاحهاي هستهيي (ان. پي. تي) را امضا كرد، از حق توسعه برنامههاي صلحآميز هستهيي برخوردار است.
وي تاكيد كرد: دولت جديد اوباما نيز مجبور شد اين حق را براي ايرانيان قايل شود. البته آمريكاييها اضافه كردند كه اگر تهران همه فعاليتهاي خود را در زمينه غنيسازي اورانيم تحت نظارت كامل غرب قرار ندهد، ايالات متحده براي اعمال فشار زورگويانه عليه تهران آمادگي خواهد داشت. در اين شرايط مقامات ايراني مجبورند در جهت به روزآوري و نوسازي ارتش، نيروهاي امنيتي و ... اقدامات بيشتري اتخاذ كنند.
صفروف افزود: مسكو در سالي كه گذشت (سال 2009)، در زمينه توسعه همكاري با تهران گامهاي مهمي برداشته است. موافقتنامههاي پايهگذاري در زمينه نفت و گاز به امضا رسيده و قرار شد همكاري بين دو كشور در بخش انرژي هستهيي و در امور نظامي ـ فني فعالتر شود. البته بعضي مسايل لاينحل باقي مانده است. روسيه تا كنون قرارداد امضا شده در سال 2005 درباره صدور سامانههاي موشكي ضد هوايي اس300 به ايران را اجرا نكرده است كه اين امر در حد معيني ناشي از فشار از سوي آمريكا و اسراييل است. ايرانيان به اين سامانهها براي دفاع از تأسيسات راهبردي يعني نيروگاه اتمي بوشهر كه توسط نمايندگان روسيه ساخته شده و قرار است در بهار سال جاري راهاندازي شود، واحدهاي غنيسازي اورانيم، ظرفيتهاي توليد نفت و بنادر، احتياج دارند.
او گفت: روسيه مخالف انزواي سياسي و اقتصادي ايران است. مراجع صلاحيتدار روسيه به فقدان هر گونه دليل مستندي اشاره ميكنند كه فعاليت ايرانيان در زمينه ساخت سلاحهاي هستهيي را به اثبات رسانده باشد. ضمن اين كه مسكو بين پرونده هستهيي ايران و ساير مسايل بينالمللي مانند گسترش ناتو به شرق، سپر ضد موشكي آمريكا در اروپا، قرارداد جديد درباره تسليحات راهبردي تهاجمي (استارت ـ3)، كاهش تسليحات هستهيي و غيره هيچ ارتباطي قائل نيست.
وي ادامه داد: قبل از انقلاب اسلامي سال 1979 ايالات متحده با رژيم محمد رضا شاه پهلوي همكاريهاي گستردهاي داشت. در آن زمان ايران متحد راهبردي ايالات متحده و از اين نظر تقريباً هم سطح اسراييل بود. ايالات متحده مطابق با موافقتنامه سال 1976 متعهد شده بود تبادلات بازرگاني خود را با ايران تا 34 ميليارد دلار در سال بالا ببرد. نه تنها صادرات كالاهاي مورد مصرف عمومي بلكه تسليحات مدرن معادل 14 ميليارد دلار مد نظر بود. ولي ايران در عوض فقط نفت خام صادر ميكرد آن هم به قيمتهاي نازل. در آن زمان ايالات متحده برنامههاي هستهيي ايران را تشويق ميكرد و همراه با كشورهاي ديگر غرب كمك فني و مالي هنگفتي (به حساب آن زمان) در اختيار ايران مي گذاشت. مطابق با موافقتنامه سال 1978، قرار بود آمريكاييها در ايران هشت واحد نيروگاه اتمي معادل بيش از 10 ميليارد دلار بسازند. طبق برنامههاي آن زمان آمريكاييها ميخواستند تا سال 1990 در ايران 23 واحد نيروگاه اتمي بسازند. در آن زمان واشنگتن نگران آن نبود كه اورانيوم ميتواند در سانتريفيوژهاي ايراني تا حدي غني شود كه امكان ساخت مهمات هستهيي فراهم شود. بديهي است كه امروزه ايالات متحده و تمام غرب از يادآوري آن مرحله «همكاري طلايي» خودداري ميكند.
مديركل مركز روسي مطالعه ايران معاصر تصريح كرد: در ايران غوغايي را كه بر سر «تهديد اتمي ايراني» راه افتاده است، تنها به عنوان وسيلهاي براي گمراه كردن افكار عمومي جهان و معرفي تهران به عنوان چيزي شبيه به خطرناكترين «دشمن هستهيي» بشريت تلقي ميكنند. ولي به نظر ميآيد كه آمريكاييها هم اكنون به يك واقعيت مهم پي بردهاند و آن اين است كه بدون توجه به اهميت ژئوپلتيكي ايران نه در عراق موفق ميشوند و نه در افغانستان. از سوي ديگر، تا زماني كه حكومت ايران به انديشههاي انقلاب اسلامي سال 1979 وفادار بماند، ايالات متحده نميتواند سلطه خود را بر خاورميانه بزرگ اعمال كند. پيام تهران اين است كه واشنگتن بايد در شعارهاي جنگجويانه و رفتار برتريجويانه خود نسبت به ايران تجديد نظر كند و حاكميت و استقلال ايران را در همه زمينههاي سياست و اقتصاد به رسميت بشناسد. در غير اين صورت رويارويي ادامه خواهد يافت. ايران از اين كه واشنگتن و به ويژه تلآويو به حل و فصل نظامي «مساله ايران» اميد بستهاند، واهمه ندارد. رهبران روسيه بارها هشدار دادهاند كه اين برنامههاي ماجراجويانه آبستن عواقب منفي نه تنها براي طراحان اين برنامه ها بلكه براي تمام جهان است.
صفروف معتقد است: در اين شرايط رهبران ايران ترجيح دادند به جاي رويارويي انفعالي با آمريكا و متحدانش، به توسعه فعال روابط با كشورهاي دوست تاريخي و شركاي بالقوه مبادرت ورزند. سفر اوايل ماه ژانويه سال جاري محمود احمدينژاد ـ رييسجمهور ايران ـ به تاجيكستان و تركمنستان، دو كشور آسياي مركزي، رويداد مهم منطقهيي شده است. تدابير امنيتي و تحكيم همكاري، از جمله در زمينه نفت و گاز، در مركز توجه اين مذاكرات قرار گرفت. روابط ايران با ازبكستان نيز توسعه مييابد كه تهران مايل است تبادلات بازرگاني با اين كشور را تا يك ميليارد دلار در سال افزايش دهد. بنا بر اين نه تنها چين و روسيه بلكه كشورهاي زيادي كه ايرانيان تعامل راهبردي خود را با آنها تحكيم ميكنند، در ميان مخالفان تشديد تحريمها عليه ايران قرار گرفتهاند.
انتهاي پيام