«عليمحمد بشارتي» با تاكيد بر تحقق بسياري از اهداف انقلاب اسلامي معتقد است تا تحقق آرمانها هنوز فاصله جود دارد و طي اين فاصله نيازمند وحدت و در عين حال نقد دلسوزانه است. وي وحدت را نياز اصلي كشور در حال حال حاضر ميخواند و ميگويد آنها كه شعارهاي تشتتآميز ميدهند از رهبري فاصله دارند؛ در حالي كه نبايد در هيچ امري از رهبري پيشي بگيريم.
استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي؛ برآمده از يك نياز
وزير اسبق كشور در گفتوگويي به مناسبت سيويكمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با تبريك فرا رسيدن ايام مبارك دهه فجر و ورود انقلاب اسلامي به سي و يكمين سالگرد پيروزي، در ارزيابي از سه شعار « استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي» به عنوان اصليترين شعار انقلاب اظهار كرد: تعيين شعار هر حزب، تشكل و جمعيتي به دو عامل بستگي دارد؛ يكي آرمان و ديگري مشكلات. ما اين سه شعار را زماني سر داديم كه با سه كمبود مواجه بوديم كه يكي از آنها مستقلنبودن كشور بود؛ زيرا شاه هيچ ارادهاي از خود نداشت و به آمريكا، انگليس و قدرتهاي غربي وابسته بود.
وي با اشاره كتاب «دختر يتيم» نوشته فرح پهلوي گفت: در جلد دوم اين كتاب، فرح از قول شاه مينويسد « آمريكاييها هرچه به من ميگفتند از جان و دل ميپذيرفتم و مانند يك غلام حلقهبهگوش مجري فرامين منطقهاي و فرامنطقهاي آنها بودم.» ما از اين گفته شاه نتيجه ميگيريم در زمان سلطه پهلوي هيچ نوع استقلال و آزادي نداشتيم و هيچ كس نميتوانست از آزادي كه از ابتداييترين نيازهاي بشري است، صحبت كند؛ آزادي بيان، قلم، انتخاب شغل و اظهار نظر درباره بديهيترين مسائل كشور مانند بيكاري، اختناق، نبود بهداشت و حتي سلطه پليس بر كشور، ممكن نبود.
وزير اسبق كشور در ادامه با بيان خاطرهاي از دوران اسارتش در زمان حكومت پهلوي گفت: من به خاطر اظهار نظر و مبارزه با حكومت پهلوي 5 سال در زندان بودم و ساواك به دستور شاه 5 تا از ناخنهايم را كشيد. علاوه بر همه اينها و در نبود آزادي و استقلال ، از اسلام هم خبري نبود. در كشوري كه بيش از 90 درصد آن مسلمان بودند و مذهب رسمي، شيعه اثنيعشري بود، از اسلام حرفي مطرح نميشد و هيچ كس جرات نداشت از پايمال شدن اعتقادات ديني مردم چيزي بگويد يا مطلبي بنويسد.
بشارتي همچنين با اشاره به كتاب «دخترم فرح» نوشته «فريده ديبا» مادر فرح پهلوي گفت: فريده ديبا در اين كتاب اينچنين آورده است: «در 26 ديماه زماني كه شاه از ايران فرار كرد، در هواپيما بوديم و به سمت مصر ميرفتيم. پرواز بيش از سه ساعت به طول انجاميد و محمدرضا كه خود خلباني برجسته بود، هدايت هواپيما را به همراه بهزاد معزي بر عهده گرفت، اما پس از حدود يك ساعت پرواز جايگاه خلبان را ترك كرد و به سالن آمد و به همراه من و دخترم سرگرم خوردن غذا شد. نميدانم در ذهن محمدرضا چه ميگذشت كه بدون مقدمه گفت پدرم اشتباه بزرگي كرد، او وقت كافي داشت كه مانند كمال آتاتورك همه روحانيون را از لبه تيغ بگذراند.» در واقع ميخواهم بگويم خاندان پهلوي ميخواستند با روحانيون مبارزه كنند؛ چون روحانيون همواره پرچمدار دفاع از اسلام و مبارزه با ظلم بودهاند. همين اساس ما نه اسلام داشتيم نه استقلال و نه آزادي و زندانها پر بود از روحانيون.
نظام ما هم مقبول شد و هم مشروع
وزير اسبق كشور در ادامه اين گفتوگو با اشاره به اهميت موضوع جمهوريت و اسلاميت در سه شعار اصلي انقلاب گفت: ما چه بخواهيم چه نخواهيم در برخي موارد تحت تاثير غرب هستيم. در غرب انتخابات مطرح است؛ البته آنجا اين امر براي نشان دادن مقبوليت رژيم آنهاست. آنها انتخابات برگزار ميكنند تا مردم بفهمند حكومتي مقبول هست يا نه؟ اما در كشور ما مشروعيت مهم است؛ يعني مسوولان هم بايد مذهبي باشند و هم مروج مذهب. در زمان پيروزي انقلاب حكومت جمهوري اسلامي مشروعيت پيدا كرد؛ چرا كه همه، له امام شعار دادند؛ به خصوص در تاسوعا و عاشوراي 1357، ولي ايشان به دليل صداقت فوقالعادهاي كه داشتند 50 روز پس از پيروزي انقلاب كه هنوز عرق مردم خشك نشده بود در 11 و 12 فروردين 58 همه را پاي صندوقهاي راي بردند و آزاد گذاشتند كه به هر چه ميخواهند راي دهند و 98 درصد از مردم ايران به جمهوري اسلامي آري گفتند؛ بنابراين نظام ما هم مقبول شد و هم مشروع.
وزير اسبق كشور در ادامه اين گفتوگو در پاسخ به اين پرسش كه امروز پس از گذشته 30 سال از انقلاب كدام يك از اين شعارها بيشتر محقق شده و كدام يك هنوز جاي كار دارد؟ گفت: به عنوان كسي كه اهل سياست است و در اين 30 سال با همه وجود درباره جزئيات مسائل كشور احاطه دارد، بايد بگويم همه شعارهاي انقلاب امروز محقق شده است. ما در آن زمان استقلال نداشتيم اما در اين 30 سال آن را به دست آورديم.
بشارتي افزود: من به عنوان يكي از موسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سال اول پس از انقلاب قرار بود به سفر حج عازم شوم، بر كارتي كه سازمان حج و زيارت براي ما صادر كرده بود هنوز آرم شاهنشاهي وجود داشت و زير آن نوشته شده بود «جمهوري اسلامي». تهيه يك مهر و آرم هزينهاي نداشت و امام از همين موضوعها كه دليلي بر بياعتقادي برخي مقامات دولت موقت نسبت به انقلاب اسلامي بود، ناراحت بودند كه با اين كه انقلاب شده چرا هنوز انقلابي عمل نميكنيم و با يكديگر رودربايستي داريم و هنوز ايادي غرب روي كار هستند؛ در واقع ميخواهم بگويم اوايل انقلاب، دست كم پنج شش سال اول عواملي در راس امور بودند كه نه تنها هيچ اعتقادي به شعار ملي استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي نداشتند بلكه با ايادي خارجي ارتباط تنگاتنگ داشتند و ما تا سالها، هرچند وقت يك بار يك گروه را به عنوان جاسوس در هر وزارتخانهاي پيدا ميكرديم، اما امروز ديگر با اين موضوع مواجه نيستيم، روي پاي خودمان ايستادهايم و خروجي آن دستاوردهاي عظيم علمي است؛ مانند همين ماهوارهاي كه رونمايي و به فضا فرستاده شد. اينها پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيك هستند و يا تونل توحيد كه بدون استفاده از مهندسان خارجي بنا شد و يا پيشرفتهاي پزشكي رويان جهاد دانشگاهي و يا دستاوردهاي عظيم علمي در ليزر.
موفقيتهايمان از خوداتكايي بوده است
وي ادامه داد: امروز ظرفيت توليد علم در كشور ما بالا رفته و فرصتهاي يكساني در اختيار دختران و پسران براي تحصيل گذاشته شده است. جالب است به گفته يكي از دوستانم اشاره كنم كه زماني بزرگترين توليدكننده فرش در كشور بود. 12 هزار دار فرش داشت كه پس از مدتي به 7 هزار و 500 عدد، سپس به 3 هزار و حتي به 800 عدد و در نهايت به صفر هم تقليل يافت. از او پرسيدم چرا اينگونه شد؟ گفت: «تمام دختران و پسراني كه در روستاها قالي ميبافتند به دانشگاه رفتند و ليسانس گرفتند و طبيعي است كه دنبال شغل بهتر باشند.» ما در عين حال توانستيم به همه روستاهايمان برق و آب و جاده بدهيم. اگر روي پاي خودمان نبوديم كه موفق به اين كارها نميشديم.
بشارتي ادامه داد: چرا ما اينقدر براي غنيسازي اورانيوم تحت فشار هستيم؟ مسلم است. براي اينكه آنها ناراحتند كه چرا به رغم تحريمها و تهديدهاي آنها توانستيم استقلال خود را حفظ كنيم و پيشرفتهاي علمي داشته باشيم؛ بنا بر اين دلايل است كه ميگويم امروز پس از گذشت 30 سال ما به سه شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي رسيدهايم.
مسير را درست آمدهايم اما تا قله خيلي راه داريم
اين فعال سياسي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه آيا هنوز ظرفيتهايي براي عمل به شعارهاي انقلاب باقي مانده است؟ تاكيد كرد: بله صددرصد. سند چشمانداز ميگويد ما در سال 1404 كه البته شش سال آن گذشته و 14 سالش باقي مانده بايد رتبه اول منطقه را از لحاظ سياسي، علمي، اجتماعي و اقتصادي دارا باشيم. ما امروز به دامنه يك كوه مرتفع رسيدهايم و خيلي راه داريم تا قله؛ اما دلمان خوش است كه مسير را درست آمدهايم و سادهلوحي است اگر تصور كنيم وضع موجود مطلوب ماست.
اگر روحانيون نبودند در هيچ مقطع تاريخي مردم برنميخاستند
بشارتي در ادامه گفتوگو با ايسنا با تاكيد بر نقش مهم روحانيون در پيروزي انقلاب اسلامي و در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا در اين زمينه گفت: تجربه نشان داده علما و روحانيت همواره پاسدار اسلام و ارزشهاي اسلامي و تماميت كشور هستند. به قول مرحوم دكتر شريعتي، پاي هيچ قرارداد استعماري امضاي روحانيون را نميبينيم. علاوه بر اين در خيزشهاي دو قرن اخير كشور ما هر جا كه روحانيون در راس بودهاند، مردم حمايت كردهاند، مانند تحريم تنباكو توسط ميرزاي شيرازي، قضيه مشروطيت توسط مرحوم شيخ فضلالله نوري و آيتالله بهبهاني و مرحوم سيد محمد طباطبايي كه سرانجام در سال 1324 مظفرالدين شاه فرمان مشروطيت را امضا كرد و يا در موضوع ملي شدن نفت در سال 1328 آيت الله كاشاني در راس آن بود و نيز حضرت امام (ره) كه در راس پيروزي نهضت انقلاب اسلامي قرار داشت؛ بنابراين اگر روحانيون نبودند در هيچ مقطع تاريخي مردم برنميخاستند؛ كما اينكه در زمان پيش از پيروزي انقلاب ما حزب خلق مسلمان، مجاهدين خلق، فداييان، جبهه ملي و نهضت آزادي داشتيم اما چون در راس آنها روحانيون نبودند، مردم نيز از آنها حمايت نكردند.
بشارتي در ادامه تاكيد كرد: اما آيا امروز روحانيت همان نقشي را كه در آن زمان داشت باز هم دارد؟ با صراحت بايد بگويم خير. به دلايلي چند كه در اين مصاحبه نميگنجد امروز روحانيت نقش برتري را كه در آن زمان داشت، دارا نيست؛ البته خيلي هم اشكالي ندارد؛ چون مردم به خودباوري رسيدهاند و تربيتشدگان روحانيون در دانشگاه و غير دانشگاه زمام امور را به دست گرفتهاند. در قوه قضاييه و شوراي نگهبان، روحانيت حرف اول را ميزند. رهبر انقلاب و نيز رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و خبرگان رهبري همه روحاني هستند؛ اما مانند اوايل انقلاب كه در همه كارها روحانيون حضور داشتند، امروز اين گونه نيست و البته اين را نميتوان به معناي كمرنگ شدن نقش مذهب تعبير كرد.
وزير اسبق كشور همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه آرمانهاي انقلاب چه چيزهايي هستند و به اين آرمانها چه ميزان جامه عمل پوشانده شده است، گفت: اين پرسش بسيار حساس است؛ به عبارت ديگر بايد بگويم بين آرمان و هدف فاصله زيادي وجود دارد.
آرمان امام اين بود كه همه زير يك پرچم جمع شوند
در راه رسيدن به اهداف هستيم، اما از آرمانها فاصله داريم
بشارتي در پاسخ به پرسش ديگري درباره ماهيت آرمانهاي انقلاب گفت: اين پرسش بسيار حساس است، بين آرمان و هدف فاصله زيادي وجود دارد. آرمان بيشتر ايدهالي است. امام دوست داشتند مردم دنيا تحت تاثير انقلاب اسلامي قرار بگيرند و عليه ظلم بشورند. همچنين ايشان دوست داشتند تمام سياسيون ما تحت تاثير انقلاب اسلامي، تفكرات ليبراليستي خود را كنار بگذارند. ايشان زماني كه دانشگاهها تعطيل شده بود و عدهاي مدام از اين موضوع گلايه ميكردند فرمودند "مدام ميگويند دانشگاهها تعطيل است، همين دانشگاهها بودند كه نسل شما را تربيت كردند كه نرد عشق به غربيها ميبازيد" ايشان خيلي ناراحت بودند كه پس از مشكلات و مرارتهايي كه متقبل شدند و انقلاب پيروز شد، ليبرالها با غربيها هماهنگي ميكردند و دل به مردم نميسپردند، آرمان امام اين بود كه همه زير يك پرچم جمع شوند؛ اما در مواردي نشدني بود؛ به همين دليل است كه ميگوييم فاصله است بين آرمان تا هدف. ما امروز در مسير رسيدن به اهداف هستيم، اما كماكان از آرمانهاي انقلاب فاصله داريم.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش كه منظور شما از اين اهداف چيست؟ گفت: ما ميخواستيم يك حكومت اسلامي كه در راس آنها معتقدان به تشيع و اسلام وجود داشته باشند به وجود بيايد و مردم زير سايه اسلام، مسير تعالي را طي كنند و به خودباوري برسند و از رهگذر اين خودباوري مشكلات اقتصادي مردم حل شود و همه امكانات به طور مساوي در اختيار آنها قرار بگيرد و ارمغان انقلاب را كه آبادي است به اقصي نقاط كشور برسانيم، كه اين امر تقريبا محقق شده است و توانستيم بر روي پاي خود بايستيم. امام فرمودند "زماني خراسان به انبار غله معروف بود، اما شاه كشور را به جايي رساند كه گندم را از آمريكا، جو را از كانادا، پنير و كره را از اسرائيل، پرتقال را از لبنان، گوشت را از نيوزيلند و استراليا، پارچه را از ژاپن و تجهيزات صنعتي را از آلمان وارد ميكرديم". ما هيچ چيز نداشتيم و به قول روزنامه توفيق كه در آن زمان منتشر ميشد وقتي در يك رستوران غذايي ميخورديم نه تنها تمام مواد اوليهاش خارجي بود، بلكه حتي گارسونش را هم از فيليپين آورده بودند؛ اما پس از انقلاب به ويژه در سالهاي اخير در توليد گندم خودكفا شدهايم؛ البته در مورد روغن هنوز نتوانستهايم و 80 درصد روغن ما هنوز از خارج تامين ميشود.
«ما ميتوانيم» امام توانست همه كارها را پيش ببرد
اين فعال سياسي ادامه داد: يك جمله از امام كه "ما ميتوانيم" توانست همه كارها را پيش ببرد. ما در جنگ توانستيم با دست خالي در برابر نيرومندترين ارتش غيرهستهيي دنيا يعني عراق بايستيم؛ در حالي كه پيشرفتهترين سلاحها را در اختيارشان گذاشته بودند. هواپيماهاي ميگ، ميراژ و سوخو را به آنها ميدادند. حتي در يك كار زشت و بيسابقه «فرانسوا ميتران» رييسجمهور وقت فرانسه 10 فروند هواپيماي «سوپراتاندارد» را به صدام اجاره داد.
بشارتي افزود: من 10 سال قائممقام وزير خارجه بودم، يك روز سفير شوروي تقاضاي يك وقت فوري كرد، آمد و از روي نامه زمامدار كشورش مطلبي را خواند با اين مضمون كه « با كمال خرسندي به سمع و نظر جنابعالي ميرساند كه رهبران شوروي محمولهي نظامي را كه در مرزهاي دو كشور متوقف شده بود آزاد كردند". موضوع اين بود كه ما سه تريلي سيم خاردار از يوگسلاوي خريداري كرده بوديم كه در مرز مشترك ايران و آذربايجان آن را متوقف كرده بودند و ميگفتند طبق مصوبه شوراي امنيت بايد از تحويل سلاحهاي استراتژيك به ايران جلوگيري كنند. جالب بود كه آنها هواپيماهاي سوپراتاندارد، تانك و غيره در اختيار عراق ميگذاشتند و به سيم خاردار و موتور قايق سلاح استراتژيك ميگفتند. با اين حال ما با دست خالي و با تكيه به اين گفته امام كه ما ميتوانيم روبروي عراق ايستاديم و پيروز شديم.
وزير اسبق كشور در بخش ديگري از اين گفتگو درباره نقش رسانهها، مردم و نخبگان براي حفظ دستاوردهاي انقلاب گفت: رسانهها در هر كشوري نقش ويژهاي دارند؛ اما برخي از آنها هنوز به رسالت خود واقف نيستند و فكر ميكنند هر چه بيشتر در جهت خلاف آرمانهاي امام گام بردارند، تيراژشان بالاتر ميرود. ممكن است در مقطعي اين اتفاق رخ دهد؛ اما تجربه نشان داده كه مردم از اين روزنامهها فاصله ميگيرند؛ البته برخي رسانهها هم كه آرمانگرا هستند به دليل مجموعه شرايطي كه در كشور ما وجود دارد از تيراژ بالا كه نياز به امكانات گسترده اعم از چاپ، توليد، توزيع و اتاق فكر دارد، محروم هستند؛ ما هنوز در اين زمينه رشد زيادي نداشتهايم.
اگر نقدي نباشد باورمان ميشود كارهاي ما هيچ نقصي ندارد
وي خاطرنشان كرد: اگر به رسانهها توجه ويژهاي شود كه البته راديو و تلويزيون هم از اين قاعده مستثني نيستند وضع ما بهتر از الان ميشود. به نظر من خوب است كه يكي دو روزنامه منتقد وجود داشته باشند؛ چرا كه اگر نقدي نباشد باورمان ميشود كه كارهاي ما هيچ نقصي ندارد. امام فرمودند اينكه فكر كنيم كار ما اشكالي ندارد، اشكال است. بايد انتقادي باشد تا اصلاح صورت پذيرد. اصولا نقد دوستانه و دلسوزانه سازنده است و لازم.
بشارتي ادامه داد: مفهوم رسالت رسانه، دعاگويي نيست، بلكه نوشتن مطالبي است كه مفيد فايده باشد، البته بايد دوستانه باشد كه طرف احساس كند مثلا اگر يك روزنامه هدفمند كردن يارانهها را به چالش كشيده از روي دوستي است نه از روي غرض؛ اما متاسفانه امروز اين احساس وجود ندارد. به هر حال بايد بگويم نقش رسانهها در حفظ دستاوردهاي انقلاب بسيار مهم است.
هرجا مردم بودند موفق شديم
وزير اسبق كشور در ادامه درباره نقش مردم در حفظ دستاوردهاي انقلاب گفت: مردم ما خيلي سياسي هستند و ميفهمند كه اين انقلاب به آنها خدمت كرده است، آنها از ديدگاه رهبري نسبت به خود آگاهند. وقتي مردم ميبينند امام چگونه با آنها دوستانه و مهربان بودند و مقام معظم رهبري با استادان دانشگاه، نظاميها، خانمها، حوزويها، كارگزاران، شعرا و ساير اقشار جلسه ميگذارند و با آنها صميمانه گفتگو ميكنند باور ميكنند حكومت از آن خودشان است. به همين دليل زماني كه به آنها نياز وجود دارد در همه جا حاضر ميشوند؛ از جمله جبههها.
وي ادامه داد: از زمان انقلاب و امام، مردم به حمايت از اين حكومت پرداختند . در راهپيمايي تاسوعا و عاشوراي 57 بود كه حضور برجسته مردم شاه را متقاعد كرد جاي ماندن نيست. تيمسار ارتشبد حسين فردوست در كتاب « ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» درباره اثرات راهپيمايي عاشورا و تاسوعاي 57 اينگونه مينويسد: « در 15 آبان سال 57 كه ازهاري نخستوزير شد يك ماه بعد يعني 19 و 20 آذر ماه تظاهرات عظيم تاسوعا و عاشورا پيش آمد و محمدرضا پهلوي و ازهاري با هليكوپتر تمام خيابانها را ديدند. محمدرضا پهلوي خطاب به ازهاري گفت همه خيابانها مملو از جمعيت است. پس هواداران من كجا هستند؟ ازهاري پاسخ داد در خانههايشان. آخرين اميد محمدرضا پهلوي به ياس تبديل شد و گفت پس فايدهي من در اين مملكت چيست، ازهاري به او پاسخ داد اين بسته به نظر خودتان است. محمدرضا از هليكوپتر پايين آمد و تصميم گرفت ايران را ترك كند، پس از آنكه به كاخ رسيد خبرنگار مجله اشپيگل آلمان درباره تاثير تعيينكننده اين راهپيمايي از او پرسيد. اين خبرنگار ديدهها و شنيدههاي خود را از آن روز كاخ نياوران اين گونه آورده است: "در آن روزها كاخ نياوران چنان ساكت بود كه گويي به جاي انسانها، اشباح رفت و آمد ميكنند. ديگر تشريفات درباري در كار نبود و كسي را به هنگام ورود به كاخ تفتيش بدني نميكردند. تمام مقررات امنيتي به هم ريخته بود. آجودانها و كارمندان دربار گويي ناپديد شده بودند. در اتاق انتظار شاه اردشير زاهدي، هوشنگ نهاوندي و عبدالله انتظام و نيز تعدادي از ژنرالهاي متوحش و رنگپريده قدم ميزدند. خوب معلوم بود كه كشتي در حال غرق شدن است. در دفتر شاه رفتم او پير و شكسته با صورتي رنگ پريده و چشماني سرخ نشسته بود. به زحمت تبسمي غمانگيز بر لب آورد و گفت كه خود را با دارو روي پا نگه داشته است. درباره دوستان شاه از او سوال شد و او گفت كدام دوست، دوستانم از ماهها قبل مرا ترك كردند و با پولهايي كه دزديده بودند به آمريكا و اروپا رفتند و امروز در شانزليزه و كاليفرنيا گردش ميكنند. دوستان خارجي هم حمايتشان را از من دريغ كردند.»
وي افزود: خبرنگار اشپيگل از شاه ميپرسد « آيا اين همه تنفر ملت را انتظار داشتيد؟ فرح جواب ميدهد ابدا. سخت به حيرت فرو رفتهايم. خبرنگار ميپرسد چه احساسي داريد، شاه ميگويد يك اندوه بسيار بزرگ. من واقعا خستهام.» اين مقاله را روزنامه كيهان در 15 اسفند 1357 چاپ كرده است. علاوه بر اشپيگل مجلات ديگر نيز تصاوير مشابهي از شاه پس از راهپيمايي پرشكوه تاسوعا و عاشوراي 57 ارائه دادند.
وزير اسبق كشور ادامه داد: پس از انقلاب هر جا مردم بودند ما موفق شديم، در جنگ، در دوره سازندگي تا امروز.
موضعگيري امام به مردم و مسوولان شجاعت ميداد
بشارتي در ادامه در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار ايسنا مبني بر اينكه اولين و مهمترين خاطرهاي كه از 12 بهمن 1357 داريد، چيست؟ گفت: در 12 بهمن 57 من جزء گروه محافظين امام بودم. بازوبند داشتم و مسلح بودم. در بهشت زهرا نيز دايره دوم حفاظت از امام بر عهده ما بود. حضرت امام در برابر چشمان حيرتزده همگان گفتند « من دولت تعيين ميكنم، من توي دهن اين دولت ميزنم.» اين خيلي عجيب بود كه مردي سالخورده كه از سفري طولاني رسيده و شب قبل را در هواپيما سپري كرده، آنقدر احساس مسئوليت شديد دارد كه از فرودگاه يكراست به بهشت زهرا ميرود و همه حرفهاي خود را ميزند و اتمام حجت ميكند؛ چرا كه دقيقا در همان زمان گفته ميشد بازرگان با شاهپور بختيار كه خود را مرغ طوفان ميناميد مذاكره ميكند و اين اصلا خوشايند امام نبود؛ چرا كه اساسا بختيار و دولتش را قانوني نميدانست. موضعگيري امام شجاعت زيادي به مردم و مسوولان ميداد.
وي اضافه كرد: امام خيلي شجاع بودند و علاوه بر جنبه عرفاني و ملكوتي كه داشتند، چند پيشبيني كردند كه مانند صاعقه فرود آمد. يكي آن كه از پاريس اعلام كردند شاه رفتني است؛ از تهديدات او نترسيد. چه كسي باور ميكرد شاه فرار كند؟ ديگري سقوط اتحاد جماهير شوروي، كه اگر به جز امام فرد ديگري اين پيشبيني را كرده بود به او نوبل ميدادند و پيشبيني سوم ايشان اينكه ما در جنگ پيروزيم؛ در حالي كه ما واقعا با دست خالي ميجنگيديم و هر روز نفتكشهاي ما را بمباران ميكردند؛ امام ميگفتند شك نكنيد كه ما پيروزيم. البته ايشان پيشبينيهاي ديگري هم داشتند كه در اين مقال نميگنجد.
بشارتي در ادامه به بيان خاطره ديگري پرداخت و گفت: پنج سال پيش از انقلاب در زندان بودم و يك بازجوي بسيار خشن داشتم به نام دكتر تهراني، پس از انقلاب سپاه را تاسيس كرديم و امام در ملاقات با ما بسيار از تشكيل سپاه اظهار رضايت كردند و فرمودند از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه نويد آينده خوب را ميدهد تجليل ميكنم. از ايشان در صحيفه امام آوردهاند « حضار جلسه دو عضو شوراي فرماندهي سپاه پاسداران، جواد منصوري و علي محمد بشارتي: "بسم الله الرحمن الرحيم. من از سپاه راضي هستم و به هيچ وجه نظرم از شما برنميگردد، اگر سپاه نبود كشور هم نبود، من سپاه را بسيار گرامي ميدارم. چشم من به شماست، شما هيچ سابقهاي جز سابقه اسلامي نداريد. سلام مرا به همه برسانيد. من براي همه دعا ميكنم، اوضاع انشاءالله به تدريج درست و نارضايتيها رفع ميشود و دشمنان را سركوب ميكنيم، من به دولت دستور ميدهم كه سريعا به كارهاي شما رسيدگي كنند". پس از تاسيس سپاه اولين بازجوييهاي پس از انقلاب را من بر عهده گرفتم. يادم هست روزي در اتاقم نشسته بودم كه دكتر تهراني را آوردند. تا وارد اتاق شد از جايم برخاستم، دو انگشتم را زير چانهاش بردم و گفتم مرا ميشناسي، به خدا كه تو بيش از هزار ضربه شلاق به من زدهاي؛ اما چون جنبه شخصي دارد من تو را ميبخشم. به او گفتم يادت هست كه ناخنهايم را كشيده بودند و پاسمان نكرده بودند و چرك به تمام خونم وارد شده بود و ضربان قلبم بالا رفته بود. تو مرا به بيمارستان فرستادي؟» اما من با اين حال از حق خودم گذشتم و حتي در آن زمان كه آبگوشت به زور پيدا ميشد به تبعيت از اميرالمومنين (ع) كه مصداق اين شعر « چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا»، عمل كردم و براي ناهار از بيرون براي او چلوكباب سفارش ميدادم. يادم هست زماني كه در زندان در سلول انفرادي بودم روزي سه بار اجازه داشتيم بيرون برويم. بعدازظهرها كاسه ناهار را پر از آب ميكرديم و چون در انفرادي روز و شب معلوم نبود نماز مغرب و عشاء را بدون آنكه بفهميم چه ساعتي است ميخوانديم. يك روز در مرداد سال 54 نماز مغرب و عشاء خواندم؛ چون نميدانستم چه موقع است يا شب، زماني كه نمازم را خوانده بودم و زندانبان آمد كه ظرفم را براي شام ببرد از او پرسيدم ساعت چند است؟ گفت 6:15 دقيقه و من فهميدم كه حدود ساعت 5 بعدازظهر نمازم مغرب و عشا را خواندهام.
تعقل همواره بايد حاكم باشد
نبايد خوشباور باشيم و فكر كنيم همه چيز تحت كنترل است
بشارتي در ادامه اين گفتوگو در تحليل خود از دهه چهارم انقلاب گفت: ما نبايد خوشباور باشيم و فكر كنيم همه چيز تحت كنترل است. امروز نونهال انقلاب 31 ساله شده است و مسلما از يك جوان 31 ساله بيشتر از يك جوان 20 ساله انتظار ميرود. اين جوان بايد تجربه، تفكر و تدبير داشته باشد و كارهايش روي حساب پيش برود. ما بايد همه جا روح برادري را ببينيم نه آنكه فقط شعار برادري بدهيم. اگر كسي به اتاق من وارد شود و به من اظهار ارادت بكند و بگويد مخلص شما هستم، گفتهي من به او اين است كه من بايد عملكرد شما را ببينيم؛ والا به زبان دعا ميكني، در دلت با من كينه داري؛ يعني دوران تعقل عملكرد انقلاب رسيده است . عقل همواره بايد حاكم بر اميال باشد نه در خدمت اميال. كارگزاران نظام بايد همواره تعقل را در تمام امور به كار گيرند و به راستي در خدمت مردم باشند و قانونمندتر عمل كنند.
امروز بيش از هميشه به برداري و دوستي نياز داريم
وي افزود: بزرگان، مسئولان و صاحبنظران بايد زمامدار شوند و پرچم اتحاد و برادري را در دست بگيرند. ما امروز بيشتر از هميشه به برادري و دوستي نياز داريم. زماني كه پيامبر(ص) در سال هشتم هجري فاتحانه وارد مكه شدند، مردم مكه خيلي ايشان را اذيت كرده بودند. طبق قانون عهد جاهليت اگر پيامبر دستور قتلعام مردم مكه را ميداد درست بود اما ايشان چنين نكردند. حتي يكي از گروههايي كه شعار ميدادند امروز روزي است كه گوش ببريم و چشم درآوريم، پيامبر به شدت ناراحت شدند و فرمودند بگوييد امروز روز برادري و دوستي است؛ زيرا دوستان ما كه دوست هستند، ما بايد دشمنان را دوست كنيم و اين جز با عطوفت ميسر نميشود.
مردم صداقت ميخواهند
بشارتي ادامه داد: مردم ما بايد باور كنند كه نسبت به آنها دوست هستيم؛ والا من هر چه در تلويزيون بگويم پنج سال زندان بودم، شكنجه شدم، ناخنهايم را كشيدند، فايدهاي ندارد، مردم از من صداقت ميخواهند، مردم بايد مسئولان را باور كنند كه دنبال خدمت به آنها هستند. شما به مردم خدمت كنيد و راي بگيريد؛ رمز جلب حمايت مردم صداقت با مردم و خدمت صادقانه به آنهاست.
آنان كه شعارهاي تشتتآميز ميدهند از رهبري فاصله دارند
وزير اسبق كشور در پايان با بيان اينكه دهه چهارم انقلاب بايد نماد تقويت وحدت، محبت و دوستي باشد، خاطرنشان كرد: به صراحت ميگويم تمام كساني كه بلندگو در دست دارند و شعارهاي تشتتآميز دادهاند از رهبري فاصله دارند؛ اما متاسفانه توجه نميكنند. مقام معظم رهبري با صراحت فرمودند عليه بزرگان نظام تبليغ منفي نكنيد؛ اما با اين حال هنوز عليه مسوولان حرف ميزنند، آيا اين خط رهبري است؟ متاسفانه امروز برخي از روحانيون هم پرچمدار تفرقه شدهاند و اين درست نيست.
نبايد در هيچ مسالهاي از رهبري پيشي بگيريم
امروز كشور نيازمند وحدت است
مروحانيت بايد به وظيفه اصلي خود كه پاسداري از ارزشهاي اسلامي و توصيه به همگان براي حفظ وحدت است، توجه بيشتري داشته باشند. ما نبايد در هيچ مسالهاي از رهبري پيشي بگيريم . امروز كشور نيازمند وحدت است؛ چيزي كه مقام معظم رهبري به آن توجه بسيار دارد . بياييم در اين امر خطير هم دست رهبري را به گرمي بفشاريم. همچنين اميدواريم همه مردم شريف و عزيز ايران و همه مديران و افراد سياسي در راهپيمايي وحدتبخش 22 بهمن شركت و توطئههاي استكبار جهاني را عليه انقلاب اسلامي خنثي كنند.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: سالومه سعيد
انتهاي پيام