بازرس تسليحاتي سابق سازمان ملل: خاورميانه محل بازي اسرائيل نيست ادعاهاي آمريكا درباره عراق جعلي بود تا زمان حضور آمريکا، ثبات دموکراتيک در عراق حاصل نمي‌شود

اسکات ريتر، بازرس ارشد تسليحاتي پيشين سازمان ملل که در سال 2003 از کذب بودن ادعاي آمريکا مبني بر وجود سلاح‎هاي کشتار جمعي در عراق پرده برداشت، به تشريح سياست‌هاي خارجي آمريكا بويژه در مورد عراق، رژيم صهيونيستي، افغانستان و ايران پرداخته است. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ اسکات ريتر، بازرس ارشد تسليحاتي پيشين سازمان ملل که در سال 2003 از کذب بودن ادعاي آمريکا مبني بر وجود سلاح‎هاي کشتار جمعي در عراق پرده برداشت، در گفت‎وگو با شبکه پرس‌تي‌وي به تشريح وضعيت کنوني عراق، هفت سال پس از اشغال پرداخته است که متن آن به شرح زير است: پرس‌تي‌وي: شما يکي از معدود کساني بوديد که در ماه مارس سال 2003 ميلادي در هنگام تهاجم آمريکا به عراق، فرياد برآورديد که اين کشور سلاح‎هاي کشتار جمعي و توانايي توليد انبوه تسليحات بيولوژيکي و شيميايي ندارد. اکنون سال 2010 است و عراق هفت سال است که به اشغال آمريکا درآمده است. از آن جايي که ثابت شد حق با شما بوده است، خوشحاليد بي‎گناهي شما آشکار شد؟ ريتر: من گناهي مرتکب نشده بودم، زيرا آن زمان مطمئن بودم که حق با من است. تبرئه شدن از گناه فقط نوعي تسکين و آرامش است. من نگفته بودم که عراق سلاح‎هاي کشتار جمعي ندارد. صادقانه بگويم، آن چه که در آن زمان اظهار کردم، اين بود که ادعاهاي دولت آمريکا هيچ پشتوانه واقعي ندارد. در حقيقت، واشنگتن درباره اين ادعا که صدام در عراق تعداد قابل توجهي سلاح کشتار جمعي دارد، دليل و مدرک محکمي نداشت. داده‎هايي که من به عنوان بازرس تسليحاتي در اختيار داشتم، نشان مي‎داد که نمي‎توانستيم تمامي سلاح‎هاي صدام را ثبت کنيم و فقط 95 تا 98 درصد اين سلاح‎ را مي‎شناختيم و مي‎دانستيم که صدام سلاح کشتار جمعي جديدي نمي‎سازد. تا سال 1998 چنين چيزي محرز بود، بنابراين اگر دولت مردان آمريکايي در سال‎هاي 2002 يا 2003 مي‎گفتند که صدام به ناگهان پر از سلا‎هاي کشتار جمعي شده است، اثبات چنين ادعايي به داشتن داده‎ها و حقايق بيشتري نيازمند بود. آن زمان من مي‎گفتم اگر چنين ادعايي داريد، شواهد خود را ارائه کنيد، اما آمريکايي‎ها مي‎گفتند که هيچ گونه اطلاعات تازه‎اي در دست ندارند. ما خيلي ساده اطلاعات قديمي را با واقعيتي به نام يازده سپتامبر بازخواني مي‎کرديم و يازده سپتامبر ربطي به عراق نداشت. از همين رو من تلاش کردم تا با انجام تحليل‎هايي، داستان خودم را به اثبات برسانم اما به نظر مي‎رسيد در آن زمان، به ويژه پس از 11 سپتامبر، آمريکايي‎ها حس و حال شنيدن هيچ صدايي به غير از صداي (جورج دبليو) بوش را نداشتند؛ يعني شعار گستاخانه بوش را که مي‎گفت "در برابر تروريست‎ها شما يا باماييد يا عليه ما." با توجه به چنين شعار بسيار ساده، آن زمان اگر کسي شهامت به خرج مي‎داد و سئوال مي‎کرد به راحتي در برابر رييس جمهور قرار مي‎گرفت. پرس تي وي: چرا از بازرسي تسليحاتي کناره گرفتيد؟ شما از سال 1991 تا 1998 در سازمان ملل اين سمت را داشتيد و به يکباره استعفا داديد. چرا؟ ريتر: اجازه نمي‎دادند کارم را انجام بدهم. وظيفه من دنباله روي از سياست‎‌هاي امريکا نبود. قرار نبود من به دنبال سياست‎هاي هر کسي به جز شوراي امنيت سازمان ملل باشم؛ شورايي که قطعنامه‎هاي زيادي را براي خلع سلاح کامل عراق صادر کرده بود. به عنوان يک کارشناس تسليحاتي، قرار نبود نقش يک سياستمدار را بازي کنم. وظيفه من پيگيري دستورالعمل شوراي امنيت سازمان ملل بود که از عراق مي‎خواست تا سلاح‎هاي خود را تسليم کرده و کارخانه‎هاي خود را براي تحقيقات جامع و گسترده بازرسان باز کند. عراقي‎ها به خوبي به وظيفه خود عمل نکردند. آن‎ها کارخانه‎هاي خود را بستند و اجازه ندادند وارد آنجا شويم؛ همين موضوع موجب شد که همه فکر کنند صدام پنهان‎کاري مي‎کند. از سوي ديگر، من به آمريکايي‎ها گفتم که عراقي‎ها چيزي را پنهان نکرده‎اند، چرا که ما تقريبا همه چيز را ثبت کرده‎ايم. آن چه عراقي‎ها انجام دادند واکنشي بود در برابر سياست‎هاي آمريکا که به نظر مي‎رسيد صدام را هدف قرار داده‎اند و قصد دارند از روند بازرسي‎ها به عنوان ابزاري براي سرنگوني او استفاده کنند. اگر آمريکا از ما پشتيباني مي‎کرد و اجازه مي‎داد تا کار خود را به انجام برسانيم، شايد عراقي‎ها بيشتر همکاري مي‎کردند، اما من ميان دو وضعيت ناخوشايند گير افتاده بودم. مادامي که آمريکا سياست تغيير رژيم بغداد را دنبال مي‎کرد، عراقي‎ها همکاري نمي‎کردند و من در اين ميان تحت فشار قرار گرفته بودم. به عنوان سرپرست گروه تحقيقات، بسيار تلاش کردم تا روند تحقيقات را مستقل نگه دارم، اما هنگامي که مشخص شد نه آمريکايي‎ها و نه عراقي‎ها اجازه نمي‎دهند که کارم را درست انجام دهم، راهي جز کناره‎گيري برايم نماند. پرس‌تي‌وي: آيا اين برداشت شماست که آمريکا با هدف تغيير رژيم بغداد به عراق حمله کرد؟ ريتر: در حال حاضر اين موضوع فقط برداشت من نيست. فکر مي‎کنم هم پيمانان نزديک آمريکا براي حمله به بغداد جلودار بودند و در اين تهاجم مشارکت داشتند. مثل توني بلر (نخست وزير وقت انگلستان). بنابراين تنها دليلي که براي ورود ما به عراق وجود داشت، سرنگوني صدام بود. شما (ديک) چني (معاون رييس جمهور جورج بوش) را ببينيد. خود جورج بوش هم حاضر است و نيز اعضا کابينه بوش که مي‎گويند اگر چه سلاح کشتار جمعي پيدا نکرديم، اما صدام را سرنگون کرديم؛ جهان بدون صدام مکان بهتري است. هر کسي که مي‎گويد موضوع بر سر تغيير رژيم نبوده و به دليل سلاح‎هاي کشتار جمعي به عراق حمله شده است و اگر مي‎گويد، صدام نمي‎خواسته تسليحات خود را تسليم کند، پس چاره‎اي نداريم مگر اين که براي رسيدن به اين تسليحات رژيم بغداد را از ميان برداريم. آن چه که امروز بدان آگاهي داريم، اين است که نه تنها در عراق سلاحي پيدا نشد بلکه دولت آمريکا حتي به خود زحمت نداد تا ادعاي خود را ثابت کند. تقريبا همه در آمريکا مي‎دانند که ادعاهاي مقامات جعلي بوده است. همه مي‎دانند که واشنگتن از ترس مردم آمريکا و ترس جامعه جهاني از (ترفند) وجود سلاح‎هاي کشتار جمعي استفاده کرد تا آن‎ها را براي اين حمله غيرقانوني به عراق مجاب کند. پرس‎تي‎وي: در سال 2005، شما گفتيد که دولت بوش در انتخابات پارلماني عراق دخالت کرده بود. اخيرا ما شاهد برگزاري انتخابات سراسري در عراق بوديم. به نظر شما آيا دولت اوباما نيز در انتخابات اين کشور دخالت داشته يا اينکه کارهايي پشت پرده براي تغيير نتايج اين انتخابات انجام داده است؟ ريتر: هر زماني که کشوري با ده‎ها هزار يا صدها هزار نيروي نظامي خارجي اشغال شود و اين نيروهاي نظامي از دولت مرکزي آن کشور دستور نگيرند و از سوي قدرت‎هاي خارجي هدايت شوند، به عنوان مثال از واشنگتن‎دي‎سي، نمي توان درباره برگزاري روندي قانوني از دموکراسي در آن کشور سخن گفت. اين روند قانوني و دموکراسي در چندين دهه اخير در عراق وجود نداشته است. ما نمي‎توانيم انتخابات دوران صدام را حقيقي تلقي کنيم. انتخابات در دوران صدام از نظر حضور مردم عراق با دموکراسي بسيار فاصله داشت و با روندي که امروز در اين کشور شاهد هستيم، بسيار متفاوت بود. در حقيقت آمريکايي‎ها امروز تمايلات خود را به صورت ناقص به عراقي‎ها تحميل مي‎کنند، زيرا آمريکا مي‎خواهد وانمود کند که ما اجازه داديم دموکراسي در عراق شکوفا شود؛ در حالي که به اقدامات پشت پرده‌اش در اين کشور ادامه مي‎دهد. پرس‎‌تي‎وي: به نظر شما آمريکا خواهان روي کار آمدن چه نوع دولتي در عراق است؟ ريتر: من فکر نمي‎کنم که آمريکا هم اکنون بداند چگونه در انتخابات عراق دخالت کند. معتقدم آمريکا در اصل از گزينه‎اش اياد علاوي رهبر سکولار که به مانند صدام زير پوشش دموکراسي حکومت مي‌کند، استفاده کرده است. ما به دنبال دموکراسي واقعي در عراق نيستيم، زيرا دموکراسي واقعي به اکثريت مردم اين کشور (شيعيان) قدرت خواهد داد و به خاطر شرايط خاورميانه و تشکيل جمهوري اسلامي در ايران، اين آخرين چيزي است که آمريکايي‎ها به دنبالش هستند. ما مي‎خواهيم در برابر گسترش شيعه در عراق بايستيم. اين تلاش‎ها در سال 2005 و در برابر تلاش‎هاي (آيت‌الله) سيستاني، رهبر روحاني عراق، با شکست روبرو شد و دولتي شيعه در عراق روي کار آمد و امروز ما نمي‎دانيم که به دنبال چه چيزي هستيم. ما اکنون به دنبال مذاکره درباره ثبات هستيم. ما خواستار دولتي هستيم که ثبات به همراه آورد. اما با توجه به شرايطي که در عراق مي‎بينيم و اتفاق‎هاي هولناکي که در اين کشور روي مي‎دهد، ثباتي در عراق وجود نخواهد داشت و تا زماني که آمريکا روند دموکراتيک را در عراق رهبري کند، ثباتي در اين کشور حاصل نخواهد شد. پرس‎تي‎وي: اجازه دهيد اکنون به ايران، همسايه عراق بپردازيم. چشم‎ جامعه بين‎المللي بر فعاليت‎هاي ايران متمرکز است. آمريکا و متحدانش معتقدند که برنامه هسته‎اي ايران از مسير صلح آميز منحرف شده است، اما به نظر شما آيا اين مسئله‎اي تکراري محسوب نمي‎شود؟ به نظر شما اين همان مسئله‎اي ‎نيست که پيش‎تر درباره عراق مطرح شده است و ابراز داشتيم که اين کشور تسليحات کشتار جمعي در اختيار دارد؟ ريتر: اين تقريبا همان چيزي است که در عراق روي داد. معتقدم سياست آمريکا در قبال ايران، سياست خلع سلاح هسته‎اي نيست. ما مطمئنا مي‎دانيم که ايران امروز به دنبال دستيابي به سلاح هسته‎اي نيست، اما نگراني‎هايي نيز وجود دارد که ايران در آينده از برنامه صلح آميز هسته‎اي و توانمندي‎هايش در غني‎سازي اورانيوم، به سلاح‎ هسته‎اي دست يابد، اما در حال حاضر کاملا مطمئن هستيم که سلاح هسته‎اي در ايران وجود ندارد. هدف ما در حقيقت خلع سلاح هسته‎اي نيست و ما به خاطر رفتارهاي دوگانه‎مان با ايران، پيمان منع گسترش تسليحات هسته‎اي و احساسات جهاني در قبال اين موضوع را تخريب کرده‎ايم. ما ايران را مسئول کارهايي مي‌دانيم که براساس قوانين بين‎المللي و پيمان منع گسترش تسليحات هسته‎اي به تهران اجازه داده‎ شده است، اما چشم‎هايمان را در قبال فعاليت‎هاي اتمي اسرائيل يا هند بسته‌ايم. در حقيقت بايد اذعان داشت که آمريکا به دنبال برکناري نظام تهران است. پرس‌تي‌وي: باراک اوباما و دولت آمريکا چندين بار گفته‎اند که به دنبال تغيير نظام در ايران نيستيم، اما به نظر شما آيا آنها در اين زمينه صادق هستند؟ ريتر: نه تنها آنها در اين زمينه صادق نيستند، بلکه اين‎گونه به نظر مي‎آيد که اين مسئله در تناقض مستقيم با شواهد و مدارک کنوني است. اگر شما به دنبال تغيير نظام در تهران نيستيد، چرا بخشي در وزارت امور خارجه آمريکا براي فعاليت‎هايي موسوم به "دموکراسي ديجيتال" ايجاد شده است. چرا ما براي جنبش مخالف در ايران بودجه در نظر گرفته‎ايم. چرا ما به جنبش مخالف قدرت مي‎دهيم، چرا ما تلاش کرديم تا نتايج انتخابات ژوئن گذشته (خرداد 88 ) در ايران را تغيير دهيم؟ اگر ما به دنبال تغيير نظام نيستيم، چرا اقداماتي انجام مي‎دهيم که نظام تهران را تحت تاثير قرار دهد؟ اقدامات کنوني در ايران با عراق متفاوت است و در اصل ما تغيير نظام ايران را خواستاريم. ما به دنبال برقراري رابطه با ايران نيستيم. در حقيقت هر گونه توافق موقت با ايران، به منظور فراهم کردن شرايط براي تغيير نظام اسلامي در تهران است. پرس‎تي‎وي: همانطور که مي‎دانيد کاخ سفيد دست دوستي به سوي ايران دراز کرد، اما از سوي ديگر به دنبال اقدامات تلافي جويانه ضد ايران است. ريتر: خب دست دوستي آمريکا تنها درباره يک موضوع بود و آن هم لزوم اينکه ايران بايد به صورت يکجانبه غني‎سازي اورانيوم را متوقف کند. از سوي ديگر ايران پيمان منع گسترش تسليحات هسته‎اي را امضا کرده است. در حقيقت اين پيمان اين حق را به ما مي‎دهد تا فعاليت‎هايمان را براساس تعهدات مندرج در آن انجام دهيم. چرا بايد فعاليتي را که براساس قانون مجوز آن را داريم، متوقف کنيم؟ و از سوي ديگر دولت آمريکا مذاکره درباره حق قانوني ايران را رد مي‌کند. آمريکا پيش شرط لزوم توقف غني‎سازي براي اين مذاکرات را مشخص مي‎کند، در حالي که ايران قانونا نبايد فعاليت‎هاي غني سازي‌اش را متوقف کند. پرس‎تي‎وي: در آمريکا چه کسي رئيس جمهور و چه کسي مشاور است؟ ريتر: رئيس جمهور هم اکنون به پيشنهاد‎هاي "سوزان رايس" نماينده آمريکا در سازمان ملل و همچنين "جو بايدن" گوش مي‎دهد. يکي از دلايلي که اوباما جو بايدن را به عنوان معاونش انتخاب کرد، به خاطر اطلاعات گسترده بايدن و سياست‎هاي خارجي‎اش به دليل فعاليت در کميته خارجي مجلس سناي آمريکا بود. "ديويد جونز"، مشاور امنيت ملي، يکي ديگر از کساني است که اوباما به مشاوره‎هايش گوش فرا مي‎دهد و جالب است بدانيد که هيچ يک از اين سه نفر کارشناس مسائل ايران نيستند. در حقيقت کر و لال‎ها به رئيس جمهور آمريکا درباره ايران مشاوره مي‎دهند. اگر شما روند پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ميلادي و اتفاق‎هاي پس از اين انقلاب تاکنون را در ايران مطالعه کنيد، متوجه خواهيد شد که دولت دهه 1980 ايران با دولت کنوني‎اش بسيار متفاوت است. روند دموکراتيک کنوني در ايران نسبت به گذشته تغيير کرده است. پس از اتفاق‎هاي ژوئن سال گذشته (خرداد ماه سال گذشته)، تغييراتي در ايران صورت گرفته است. قدرت شوراي نگهبان در ممانعت از حضور مخالفان دولت در انتخابات آينده محدود شده است، به اين ترتيب مي‎بينيم که اين پيشرفت‎ها از داخل ايران و از گروه‎هاي مخالف ناشي شده است. روند دموکراتيک اين است که مردم عقايد خود را درباره اقدامات دولت بيان کنند. آيا ما نبايد اجازه دهيم که مردم ايران خود مشکلات‎شان را حل و فصل کنند؟ آيا اين معناي واقعي دموکراسي نيست؟ پرس‎تي‎وي: آيا هر موقع که درباره اسرائيل صحبت مي‎کنيد، با مشکل مواجه مي‎شويد؟ ريتر: اين موضوع مرا به چالش نمي‎کشاند. من همکاري‎هاي بسياري با اسرائيل داشته‎ام و اين يکي از دلايل آزادي من براي صحبت درباره اسرائيل است. از سال 1994 تا 1998، من با بخش اطلاعاتي سازمان ملل متحد درباره عراق همکاري مي‎کردم. من همکاري نزديکي با دولت اسرائيل داشتم و خود را دوست و نه دشمن اسرائيل مي‎دانم. آمريکا دوست اسرائيل به شمار مي‎آيد، اما چه کسي به دوستانش اجازه خواهد داد تا خانواده‎اش را به هم بريزد. بنابراين اگر دوستان‎ ما رفتارشان را تغيير ندهند، ما بايد خود را از آنان جدا کنيم. آمريکا هيچ دوستي‌اي با اسرائيل ندارد، من با اسرائيل دوست هستم، اسرائيل خود را به آمريکا چسبانده است و از قدرت آمريکا براي قانون‎مند کردن خود استفاده مي‎کند. معتقدم اسرائيل حق دارد وجود داشته باشد، اما معتقدم نبايد مسئله وجود داشتن اسرائيل به قيمت جان صدها ميليون مسلمان منطقه تمام شود. اسرائيل حقي براي داشتن سلاح اتمي ندارد و نمي‎تواند وانمود کند که سلاح اتمي در اختيار ندارد و در همين حال ايران را به تلاش براي دستيابي به سلاح هسته‎اي، متهم کند. ما با برخي از سياست‎هاي اسرائيلي‎ها، نظير سياست‎هايشان نسبت به فلسطينيان، سياست‎هاي اتمي و سياست‎هاي اسرائيل در قبال ايران، مشکل داريم. ما مشکلات جدي با اسرائيل داريم و نمي‎توانيم شريک اسرائيل در اين برنامه‎ها باشيم. نمي‎توانيم درباره راه حلي براي مذاکرات خاورميانه صحبت کنيم و در قبال ديگر کشورهاي منطقه برخورد مناسبي نداشته باشيم. منطقه خاورميانه محل بازي اسرائيلي‎ها نيست. پرس‎تي‎وي: لابي اسرائيل چقدر بر سياست‎هاي واشنگتن در قبال ايران تاثير دارد؟ ريتر: لابي اسرائيل تاثير بسياري بر سياست‎هاي واشنگتن در قبال ايران دارد و اسرائيل درباره وجود سلاح‎هاي اتمي در کشورهاي اسلامي منطقه خاورميانه، دچار بدگماني شده است. همچنين اسرائيل موضع سختي را در قبال هر دشمن سياسي که توانمندي ساخت تسليحات اتمي داشته باشد، اتخاذ کرده است. اما از سوي ديگر موضع اسرائيل آن‎قدر شديد است که با قوانين بين‎المللي تناقض دارد و تخطي از قوانين بين‎المللي به شمار مي‎آيد. اين مسئله همچنين سياست امنيت ملي امريکا را زير سوال برده است و اسرائيل به عنوان تنها استثنا در اين قوانين محسوب مي‎شود. لابي اسرائيلي آنقدر قدرتمند است که اجازه مي‎دهد اين حالت استثنايي ادامه پيدا کند. مشکلي با مسئله وجود لابي اسرائيلي وجود ندارد. از آنجايي‌که ما لابي انگليسي، فرانسوي و آلماني هم داريم. ما مي‎توانيم به لابي انگليس بگوييم که اين مسئله با منافع بين‎المللي در تضاد است، اما نمي‎توانيم اين مسئله را درباره لابي اسرائيلي بيان کنيم. پرس‎تي‎وي: من نقل قولي از نوشته‎هاي شما دارم که بسيار هوشيارانه است. "مشکلي درباره چگونگي برخورد آمريکا با ديگر کشورهاي جهان وجود دارد." آيا منظور شما درباره روابط آمريکا با اسرائيل است؟ ريتر: اين مسئله تنها به اسرائيل مربوط نمي‎شود، بلکه همه جهان را در بر‎مي‎گيرد. آمريکا يک قدرت جهاني است و ما بايد فرا بگيريم که چگونه با ديگر کشورهاي جهان برخورد کنيم. بله ما موقعيت اقتصادي برتري داريم، ما دولتي قدرتمند داريم که مردم ممکن است به آن به صورت راهنما بنگرند، اما با مردم مانند دوست برخورد نمي‎کنيم. اگر شما جرات مقابله با ما را داشته باشيد، آن موقع شما به دشمن ما تبديل خواهيد شد. جهان حيات خلوت آمريکا نيست که از منافع جهاني تنها به نفع خود بهره بگيريد. چرا ما بايد با کشورهايي که کودکانشان مجبور به کار کردن هستند، تقابل اقتصادي داشته باشيم در حالي که کودکان‎ ما در آمريکا اين‎چنين مجبور به کار کردن نيستند. هم‌اکنون نابرابري‎هايي در جهان روي مي‎دهد که ما بايد آن را ترميم کنيم يا اينکه بايد خود را از ساير جهانيان تفکيک کنيم. پرس‎تي‎وي: ما به سالروز سخنراني باراک اوباما در قاهره نزديک مي‎شويم. وي در اين سخنراني قول برقراري صلح در خاورميانه را به عنوان يکي از اولويت‎هايش، مطرح کرده بود. اخيرا گفت‎و‎گويي با دکتر حنان اشراوي، درباره اين مسئله داشتم و وي از هيجان و شور همه هنگام سخنراني اوباما در قاهره سخن مي‎گفت. اما وي هم اکنون از سخنان اوباما در قاهره ابراز نااميدي مي‎کند. به نظر شما اوباما در اين سخنراني چه مسائلي را مطرح کرده بود؟ ريتر: مسائلي که در اين سخنراني مطرح شد، واقعيت‌هاي آمريکا است که با تئوري اوباما در تناقض است. معتقدم اوباما به راستي به چيزهايي که مي‎گويد معتقد است. وي به سخنانش در قاهره معتقد است اما وي هم اکنون با واقعيت‎هاي آمريکا و ديد جهانيان درباره اين کشور روبرو شده است. سخنان قاهره درباره اين بود که من به شما اعتقاد دارم، آغوش ما براي شما باز است، ما همه برابر و برادر هستيم اما پس از آن چه ديده‎ايم؟ حمايت کامل از اسرائيل. بله ما درباره شهرک‌سازي اسرائيلي‎ها صحبت کرديم، اما واکنشي در قبال اين مسئله انجام نداديم. در حقيقت چشم‎‎هاي خود را به روي اقدامات اسرائيل بسته‎ايم. با توجه به اين مسئله چگونه مي‎توان ادعاي برادري با فلسطينيان را مطرح کرد؟ هيچ حرکتي درباره برقراري صلح عمومي در منطقه صورت نگرفته است و در حقيقت چند گام نيز به عقب برگشته‎ايم. درباره عراق نيز اوباما گفته بود که نيروهاي نظامي را تا ماه اوت از اين کشور خارج خواهيم کرد. اما واقعيت آن است که به خاطر مناقشات انتخابات مارس عراق و شرايط بد امنيتي اين کشور نيروهاي آمريکايي هنوز در عراق باقي مانده‎اند. دولت اوباما بايد حقايق را بيان مي‎کرد و مي‎گفت که نمي‎توانيم تا ماه اوت از عراق عقب نشيني کنيم. پس ما درباره مسئله عراق پسرفت داشته‎ايم. در افغانستان اوباما جنگ را گسترش داده است و نه تنها در افغانستان بلکه اکنون شاهد عمليات هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکايي در پاکستان هستيم. در اين علميات‎ها صدها غير نظامي پاکستاني تاکنون کشته شده‌اند. از سوي ديگر با وقوع حادثه بمب گذاري در ميدان تايمز نيويورک، احتمال مي‎رود که عملياتي نظامي در اين کشور آغاز شود. ما بايد متوجه اين مسئله باشيم که اقدامات ما تاثيراتي به دنبال خواهد داشت. حمله هواپيماهاي بدون سرنشين آمريکايي به خاک پاکستان مي‎تواند علتي براي بمب‎گذاري در ميدان تايمز باشد. البته نمي‎خواهم هيچ يک از اين دو مورد را قانوني جلوه داده و محکوم کنم. تا زماني که ما به خود حق دهيم بر فراز پاکستان پرواز کنيم و غيرنظاميان اين کشور را به قتل برسانيم، برخي از مردم اين کشور نيز تلاش خواهند کرد تا اقداماتي ضد آمريکايي انجام دهند. پرس‎تي‎وي: ماموريت در افغانستان چگونه است؟ ريتر: ما ماموريتي در افغانستان نداريم. يکي از واقعيت‎هاي غم انگيز اين است که باراک اوباما پس از به قدرت رسيدن، شمار نظاميان اين کشور در افغانستان را افزايش داد و هرگز پاسخ قانع کننده‎اي براي اين اقدامش نداده است. پيشنهاد ژنرال "استنلي مک کريستال" براي اعزام هزاران نيروي نظامي بيشتر به افغانستان تحقق يافته است، اما اکنون ماموريت نظاميان آمريکايي در افغانستان چيست؟ ما عمليات گسترده‌اي را در منطقه مرجه افغانستان اجرا کرديم که شبيه به يک فاجعه کامل بود. دولت افغانستان مسئوليتي در اين منطقه بر عهده نگرفت و آمريکايي‎ها نيز نتوانستند امنيت مرجه را تامين کنند. ما مي‎گوييم که عمليات بعدي را در قندهار اجرا خواهيم کرد و اين درحالي است که ما ماموريتي در افغانستان نداريم. ما نمي‎دانيم که به دنبال چه چيزي در افغانستان هستيم. پرس‎تي‎وي: به نظر شما آيا مردم آمريکا مي‎دانند که ارتش اين کشور مايل‎ها دورتر از سرزمين مادري‎شان چه کاري انجام مي‎دهند؟ ريتر: اطلاعات غير مستقيمي وجود دارد به اين معنا که ما مي‎دانيم که درگير جنگ افغانستان و عراق هستيم. اما وقتي به سوال بعدي مراجعه مي‎کنيم، نمي‎دانيم که چرا درگير جنگ در افغانستان و عراق هستيم؟ اگر از مردم آمريکا بپرسيد که چرا در افغانستان هستيم، آن‎ها خواهند گفت که به خاطر حادثه يازده سپتامبر. اگر شما از مردم آمريکا بپرسيد که چرا در عراق هستيد، آن‎ها خواهند گفت که به خاطر سلاح‎هاي کشتار جمعي و حادثه يازده سپتامبر. اکثريت آمريکايي‎ها معتقدند که صدام در حوادث يازده سپتامبر 2001 نقش داشته است. يکي از کارهايم به عنوان افسر اطلاعات، حل مشکلات بوده است و معتقدم که شما نمي‎توانيد اين مشکل را حل کنيد. اگر شما مشکل‎تان را به درستي تشريح نکنيد، نخواهيد توانست درباره حل آن سخن بگوييد. ما حتي نمي‎دانيم چگونه بايد مشکل‎مان را تشريح کنيم. ما عراق را نمي‎شناسيم. نيمي از آمريکايي‎ها فرق کردها يا سني‎ها را نمي‎دانند. ما مشغول درگيري‎ها در پاکستان شده‎ايم، جايي که صدها لهجه وجود دارد. ما فرق ميان هزاره، پشتون يا تاجيک‎ها را در پاکستان نمي‌دانيم. اگر اطلاعاتي درباره اين فرهنگ‎ها و قوميت‎ها نداشته باشيم، چگونه مي‌توانيم درباره عمليات در افغانستان يا پاکستان صحبت کنيم و چگونه خواهيم توانست به حل مشکلات‎مان در اين کشورها بپردازيم. ما حتي نمي‎دانيم که مشکل افغانستان و پاکستان از طريق مذاکره و يا نظامي حل و فصل خواهد شد و در اين شرايط اگر بخواهيم اقدامي در منطقه انجام دهيم، تنها بر مشکلات اين منطقه خواهيم افزود. پرس‎تي‎وي‎: به نظر شما آيا نياز است که آمريکايي‎ها تحصيلات بيشتري کسب کنند؟ ريتر: اين مسئله مربوط به تحصيلات نمي‎شود، در حقيقت بهانه‎اي براي اين بي‎توجهي‎ها در آمريکا وجود ندارد. در حقيقت منابع بسياري براي کسب اطلاعات در اين زمينه در آمريکا وجود دارد، اما بايد با حقايق روبرو شويم. ما بايد توانايي‎هاي ذهني‎مان را افزايش دهيم. ما آنقدر غرق شرايط فعلي‎مان در جهان شده‎ايم که متوجه نيستيم چه اتفاقاتي در اطراف‎مان روي مي‎دهد. انتهاي پيام
  • دوشنبه/ ۳ خرداد ۱۳۸۹ / ۱۵:۳۶
  • دسته‌بندی: آسیا،خاورمیانه
  • کد خبر: 8903-01987
  • خبرنگار :