يك روانشناس و مشاوره خانواده گفت: بيشتر از آنكه چيزي به عنوان فرار از خانه مطرح باشد، با فرار از خانواده مواجه هستيم.
دکتر سيد محسن اصغري نکاح در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه خراسان، درباره تبيين ماهيت و علل اين پديده افزود: فرار از خانواده يك پديده خانوادگي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي و تربيتي و در نهايت پديدهاي فردي است.
وي ادامه داد: اينكه اين پديده و مشكل را به عنوان فرار از خانه ياد ميكنيم، مشخص ميكند كه دانسته يا نادانسته از بسياري از مسائل غفلت كردهايم، زيرا فرار از خانه چيز بي معنايي است و به نظر من فرار از خانواده است. در پديده فرار، فرد در يك شرايط ناامن خيالي يا واقعي، به يك شرايطي كه درست يا غلط فكر ميكند، در آن آسايش و امنيت بيشتر فراهم است پناه ميبرد و به عبارت ديگر فرد از يك محيط دفع كننده و مشكل آفرين به سمت يك محيط جذب كننده و سودآور حركت ميكند.
وي خاطرنشان كرد: زماني كه مساله را درست تعريف كنيم، خيلي چيزها در دل مساله است؛ خانهها و خانوادههاي مختلفي داريم و كمتر كسي به خاطر شرايط خانه فرار ميكند. فرار از خانواده يك پديده چند بعدي است و علت چند بعدي هم دارد. فرار از خانواده يك پديده خانوادگي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، آموزشي و تربيتي و در نهايت پديده فردي است و همه اين ابعاد ميتوانند به عنوان عوامل زمينهساز و حتي عامل اصلي به وجود آورنده فرار از خانوادهها محسوب شوند.
وي از ناامني به عنوان يكي از مهمترين عوامل فرار از خانواده ياد كرد و افزود: محيطي كه فرد را محدود كرده و تحت فشار قرار داده و افرادي كه تحت فشار و مورد سوء استفاده قرار ميگيرند يا از لحاظ رواني و عاطفي ناديده گرفته ميشوند، در اين خصوص تعيين كننده است. اين عوامل باعث ميشود كه فرد به جايي كه به حدس و گمان خود يا واقعا امنيت، محبوبيت و لذت و آرامش را برايش فراهم ميكند، پناه ببرد.
اين روانشناس و مشاور در زمينه راهكارهاي كاهش فرار از خانه، به ايسنا گفت: با توجه به اينکه بيشتر افرادي که فرار ميکنند، سن آنها بين 14 تا 16 سال و دانشآموز هستند، ما بايد براي مدارس و نظام تعليم و تربيت بسيار سرمايهگذاري كنيم كه اين مساله فقط مساله آموزش و پرورش نيست، اما آموزش و پرورش ميتواند خط مقدم ميزان کاهش فرار يا آسيبهاي فرار باشد.
وي افزايش جذابيتهاي معلم، افزايش توانايي جذب معلم، توجه ويژه به گروههاي هدف و محلههايي که آسيبهاي اجتماعي در آن بيشتر است، حذف قوانين دست و پاگير، تزريق امکانات و نيروي انساني، کمکهاي مادي و معنوي از طرف شهرداريها، سازمانها و نهادهاي مرتبط با نوجوانان و آسيبهاي اجتماعي را از راهکارها براي شروع يک برنامه جدي در جهت کاهش نرخ فرار عنوان کرد و گفت: اگر قرار است از خانوادههاي آسيبپذير حمايت شود و والدين براي فرزندپروري مناسب آموزش ببينند و ماهر شوند، بهترين فضا مدرسه است.
وي ادامه داد: مساجد، برنامههاي مذهبي محله و مبلغان ديني در جامعه ما اثر ميگذارند و ميتوانيم از پتانسيل آنها براي پيشگيري و برخورد و ايجاد فضاي مناسب براي دختران خانواده گريز استفاده کنيم.
اصغري نكاح با بيان اينکه متاسفانه تبليغ سنتي ديگر جوابگو نيست، افزود: آموزههاي ديني آن اندازه غني بوده و از سر فضيلت و فطرت ايجاد شده که با هر تغييري قابل مواجهه است و قادر است در هر شرايط و موقعيتي اثربخشي داشته باشد، البته به اين شرط که آموزههاي ديني بر اساس مشکلات روزمره خانوادهها و افراد منتقل شود.
وي اظهار داشت: به عنوان نمونه اکثر خانوادههاي بحراندار در جلسات مذهبي شرکت ميکنند و به مساجد ميروند، اما چند نفر مبلغ آموزشديده و کار ورزيده براي تبيين مشکلات اجتماعي در مناطق حاشيهنشين شهرهاي ما براي تبليغ ميروند.
بورسيه هيات علمي دانشگاه فردوسي مشهد افزود: در مساجد حاشيه شهر با وجود اخلاصي که متوليان مسجد دارند، اما از نظر کمي و کيفي براي جذب مخاطباني که افراد در معرض آسيب هستند و براي تقويت باورها، تغيير نگرش و آمادهسازي آنها براي مواجهه با مشکلات، با دشواري و کاستي مواجه هستند.
وي افزود: چه کسي بايد از نظر نيروي انساني، محتواي تبليغ و ابزار تبليغ با هدف کاهش آسيب، دستگير افراد داراي نيت خيرخواهانه و هياتهاي حاشيه شهر باشد؟
وي تاکيد کرد: علما و فرهيختگان دانشگاهي، روانشناسي و علوم تربيتي و خدمات اجتماعي بايد دست به دست هم دهند و با تمرکز توانمنديهاي خيرين و مسوولان، فضاهاي حاشيهاي و گروههاي هدف و در معرض آسيب را از اين حالت درآورند.
اصغري نکاح ادامه داد: اگر امکانات ورزشي، تفريحي و فرهنگي در مدرسه متمرکز بود، محيط امني براي تخليه هيجان و کاهش فشارهاي خانوادگي براي نوجوان فراهم ميشد.
وي با بيان اينکه فرار دختران يک فرار آشکار است، گفت: شايد فرار پسران به اندازه يا بيشتر از فرار دختران باشد، ولي به صورت آشکار نيست.
اين مشاور و استاد دانشگاه افزود: متاسفانه در فرهنگ ما آسيبهاي دختران بيشتر است، پسران از اين نظر آزادي عمل بيشتري دارند و فرار آنها نامحدود است.
وي در زمينه تفاوت پديده فرار در دختران و پسران معتقد است: بايد به بحث فرار آشكار و پنهان، موقت و دائمي پرداخته شود و هر يك از آنها براي دختر و پسر متفاوت است. متاسفانه در فرهنگ ما آسيبهاي دختران بيشتر است. ممكن است درصد فرار پسران بيشتر يا برابر دختران باشد، ولي آشكار نيست؛ در فرهنگ ما پذيرفته نيست دختر بدون خبر دادن به خانواده شب بيرون باشد و اگر يك بار اتفاق بيفتد فرار از خانه اتفاق ميافتد، ولي پسران از اين بابت آزادي عمل بيشتري دارند و فرار آنها نامحدود است.
اصغري نکاح با اشاره به حساسيت سن نوجواني گفت: در تحقيقات، دامنه سني فرار دختران از 14 تا 16 سالگي عنوان شده است.
وي خاطرنشان کرد: در مورد دختران ممکن است فقر، اعتياد، ناسازگاري والدين، خشونت، بهرهکشي در خانواده، برخوردهاي افراطي و تفريطي مثل محبت کردن افراطي يا بيمهري افراطي و دوستان و همسالان منحرف، زمينه فرار را فراهم کنند.
وي افزود: متاسفانه اگر دختري فرار کرد و هويت فرار پيدا کرد، ديگر حل کردن اين مساله براي خانواده کار بسيار دشواري خواهد بود.
وي ناامني، محدوديت، سوء استفاده از فرد و يا ناديده گرفتن افراد از نظر رواني و عاطفي را مهمترين عوامل فرار از خانه برشمرد و به ايسنا گفت: اين عوامل باعث ميشود که فرد به ساير محيطهايي پناه ببرد که امنيت، تاييد، محبوبيت، لذت و آرامش را به طور واقعي يا خيالي براي او فراهم ميکنند.
اصغري نکاح افزود: والدين، رسانهها، مدرسه و نظام آموزشي، محيطهاي فرهنگي و اجتماعي، همسالان و خود فرد عوامل مهمي هستند که زمينه فرار از خانواده را به وجود ميآورند.
وي خاطرنشان کرد: در اين بين والدين عامل مهمي هستند و متاسفانه والدين ميتوانند عامل تمامکننده باشند.
وي توضيح داد: در صورتي که سبک فرزند پروري و تربيت والدين مناسب باشد، فرار يا شکل نميگيرد يا بسيار کم اثر است، اما اگر والدين روش فرزندپروري و تربيتشان متزلزل باشد، يک عامل کوچک ميتواند باعث فرار شود.
اين مشاور و روانشناس در رابطه با نقش رسانه در فرار افراد از خانه و خانواده، خاطرنشان کرد: رسانههاي نوشتاري، سمعي و بصري رسمي و کانالهاي غيررسمي ايجاد شده توسط رسانهها يک سبک و نگرش به زندگي، تحصيل، اشتغال و بودن با خانواده و يا فرار از خانواده را ترغيب ميکنند.
وي ادامه داد: توليد فيلمهايي که در آنها فرزندان هر طوري بخواهند با والدين برخورد ميکنند، زمينهسازي براي کاهش آستانه تحمل فرد نسبت به پذيرش روشهاي خانوادگي و همراهي با توصيههاي خانواده است.
وي با بيان اينکه رسانهها به مساله فرار از خانه دامن ميزنند، افزود: مجلات گاهي با آب و تاب درباره فرار دختران مطلب مينويسند كه شايد در آن شرايط فرد نويسنده يا ناشر به نظر خودش به جلوگيري از پديده فرار خدمت ميکند و زمينه صرف نظر کردن آن نوجوان از فرار را ايجاد ميکند، اما زماني که يک نوجوان مجله را باز ميکند و چندين داستان درباره فرار ميخواند، فکر ميکند پديده بدي نيست و در واقع يک خطاي شناختي در فرار از خانه به وجود ميآيد.
اين استاد دانشگاه افزود: افراد با خواندن اين مطالب فکر ميکنند آنهايي که فرار کرده و آسيب ديدند، مهارت کمي دارند و با خود ميگويند من مثل آنان عمل نميکنم. من فرار ميکنم و مواظب هستم تا به دامن افراد سودجو نيفتم و در بيرون خودم را مديريت ميکنم.
وي ادامه داد: زماني که رسانههاي ما مروج زندگي تشريفاتي شده و انواع ماشين و محلهاي اقامتي، غذاها و تفريحات آنچناني را تبليغ مي کنند، در اين ميان کودکان هستند که ذهنشان با تبليغات رفاه و مصرفگرايي بمباران ميشود.
اصغري نكاح داستانها و رمانهايي که اين موارد را ترويج ميکنند، از ديگر عوامل زمينهساز انگيزه فرار عنوان کرد و گفت: البته اينها عامل تسريعکننده بوده و ميتواند عامل اصلي نباشد.
وي اظهار كرد: کسي که از خانه فرار کرده ميتواند علت فرار ديگران، وقوع يک جرم و يا يک آسيب اجتماعي باشد.
اين استاد دانشگاه با بيان اين که وضعيت بعد از فرار بسيار وخيم، غيرقابل پيشبيني و مشکلآفرينتر از وضعيت قبلي است، افزود: بدترين نوع فضاي خانوادگي مشکلات کمتري نسبت به بهترين شرايط بعد از فرار ايجاد ميکند.
وي به بررسي وضعيت نوجوانان پس از فرار پرداخت و گفت: دختران فراري بعد از فرار در بسياري از مواقع آلت دست سودجويان قرار ميگيرند.
وي عنوان كرد: دختران فراري به آن چيزي که ميخواهند، نميرسند و با کولهباري از مشکلات و زخمهاي جديد در صورتي که امکان داشته باشد، به همان شرايط ناامن قبلي برميگردنند.
اصغري نکاح با بيان اينکه بعد از فرار در صورتي که فرد دچار بحرانهاي شديد نشده باشد، شرايط نامناسب خانواده را انتخاب ميکند، افزود: برخي دچار سوء استفادههايي قرار ميگيرند كه برگشتشان خيلي سخت است و برخي از آنها با نهادهاي قانوني و انتظامي مواجه و به اجبار به خانه برگردانده ميشوند.
وي ادامه داد: در اين ميان نقش آموزش نيروهايي که با دختران فراري اولين برخوردها را دارند، خيلي حائز اهميت است و کار کردن با دختران فراري يک فعاليت بسيار ظريف و تخصصي است.
وي با بيان اين که حرم مطهر به عنوان يکي از فضاهايي است که به عنوان اولين انتخاب گروه زيادي از اين دختران مطرح ميشود، افزود: با وجود زحمات بسيار زياد آستان قدس، مشاهده ميکنيم در همان جا هم با اين دختران برخوردهاي قهري و انتظامي ميشود، در حالي که فضايي مثل حرم مطهر بايد براي خانواده فضاي تربيتي باشد.
اصغري نکاح بيان کرد: به جاي اينکه نوجوان فراري و خانواده را به هم پيوند دهيم و با آموزشهاي مکرر و مداوم زمينه آسيب و ناامني را در خانواده کاهش دهيم، فقط نوجوان فراري را به خانواده تحويل ميدهيم.
وي ادامه داد: در بسياري از مواقع به جاي آموزش و اطلاعرساني و آگاهي خانوادههايي که دخترشان فرار کرده، با آن خانواده هم برخورد قهري ميکنيم.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: به برنامهاي تعريف شده و نظارت شده دقيق براي پناه دادن موقت و آموزشهاي قبل، حين و بعد از فرار به منظور پيوند دادن فرد با خانوادهاش نياز داريم.
وي با بيان اينکه در زمينه حمايت اجتماعي خلا داريم، افزود: بهترين کار براي حل مساله فرار از منزل اجراي برنامههاي پيشگيري و راهکارهاي زيربنايي است.
وي خاطرنشان کرد: اگر امکانات و حمايتهاي اجتماعي و اقتصادي براي آموزش و کمکرساني به دختران آسيبديده وجود داشته باشد، امکان پيشگيري از وخامت اوضاع و تشديد آسيبهاي دختران فراري بعد از فرار تا حدود بسياري وجود دارد.
اصغري نکاح با اشاره به اينکه در جامعه ما مراکز حمايت از دختران و زنان آسيبديده به صورت موقت وجود دارد، به ايسنا گفت: اين مراکز از لحاظ کمي و کيفي وضعيت نامطلوبي دارند، بر اساس تجارب ناخوشايندي كه مراجعان اينجانب منعكس كردهاند از جمله مهمترين نگرانيها و كاستيهاي اين فعاليتها عدم نظارت نامحسوس و اهميت ندادن به نظر و ارزيابي مخاطبان اصلي يعني افراد آسيب ديدهاي است كه از خدمات اين خانهها و موسسات استفاده كردهاند. معمولا گفتههاي آنها بيشتر به عنوان شكايت يا برداشتهاي نادرست و توجيه و طلب كاري گذاشته شده و ناديده گرفته ميشود. در حالي كه ميتواند به عنوان شاخصه اصلي و بازخورد دروني اين خدمات بيشترين نقش را در ارائه خدمات اثربخش داشته باشد.
وي افزود: وجود يک همت ملي و خيرخواهانه، نظارت بسيار دقيق، پيگيري بسيار ظريف و فعاليتهاي حمايتي براي افراد فراري يک خلا است که مشکل تنها يك سازمان و يک وزارتخانه نيست.
اين استاد دانشگاه با بيان اينکه روحانيون، خيرين، اساتيد دانشگاه و صاحبنظران و مردم بايد به عنوان حامي وارد ميدان شوند، افزود: اين افراد ميتوانند براي تاسيس فضاهاي حمايتي نظارت شده دست به کار شوند.
انتهاي پيام