رسانه به عنوان ابزاري جهت مقابله با جنگ نرم به شمار ميرود اما نبايد فراموش کرد که جنگ نرم تنها از طريق رسانهها نيست، بلکه جنگ نرم موضوعي است که شامل کنش، واکنش و فعاليت در حيطه اقتصاد، سياست، امنيت و فرهنگ هر کشوري است. به نظر ميرسد مهاجمين جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي با همه ابزارها و در همه ابعاد و عرصهها وارد شدهاند.
به گزارش سرويس رسانه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، آشنايي با ابزارهاي جنگ نرم غرب عليه انقلاب اسلامي و همچنين سياستگذاري بنيه رسانهاي جمهوري اسلامي امري اجتنابناپذير و ضروري است.
مقاله نوشته شده توسط وحيد خاشعي كه برروي سايت دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها منتشر و اطلاعات اين گزارش از آن برگرفته شده است، ابتدا به تبيين ماهيت و هويت جبهة (شبکه) رسانهاي غرب عليه جمهورياسلامي و در ادامه به دنبال طراحي گزارههاي سياستيست که چراغ راه سياستسازان، طراحان و مجريان رسانههاي مختلف باشد.
فراواني و تعدد بيانهاي ناظر به جنگ نرم در گفتمان رهبري انقلاب اسلامي بيانگر اهميت اين مقوله است؛ تا آنجا که در سال 1388 ايشان اولويت اول کشور را جنگ نرم دانستند. به چند نکتة مهم در مقدمه بايد توجه شود. اول اينکه؛ علل توجه جبهة معارض جمهوري اسلامي به جنگ نرم عبارتند از:
1. گستره جنگ نرم فکر، انديشه و فرهنگ ملتهاست، لکن گستره جنگ سخت و نظامي مرزهاي جغرافيايي يک يا چند کشور است.
2. سياست جنگ نرم به دست آوردن باورها و اعتقادات ملتها و به حاشيه کشاندن فرهنگ دينيـ ملي جوامع است ولي هدف از حمله نظامي و جنگ سخت تصرف زمين و کسب منابع و مراکز مهم اقتصادي است.
3. در کارکرد نظامي و جنگ سخت، تلفات و خرابيها محسوس و ملموس است و در ضمن با هزينه کردن، قابل بازسازي است، ولي در جنگ نرم ويرانيها و آسيبها نامحسوس است و به آساني بازسازي نميشود.
4. کارکرد جنگ نرم بلندمدت، کمدردسر و کمهزينه، اما جنگ سخت و نظامي کوتاهمدت، پردردسر و پرهزينهتر است.
5. تلفات انساني به ويژه در جبهه دفاع مقدس، تحت عنوان شهادت، با ارزش و ماندني است ولي در عرصه فرهنگي و جنگ نرم ذهنها و انديشهها آسيب ميبيند و کمتر قابليت معنويتسازي ملموس و محسوس وجود دارد. از جمله اهداف جنگ نرم در حوزه فرهنگ ملي و ديني جوامع و ملتهاست تا با حاکم کردن فرهنگ ليبرال دموکراسي در راستاي فرهنگسازي جهاني خواستههاي خود را در تمام ابعاد تأمين کنند و در عمل اداره کشورها و به تعبير صحيحتر اداره امور جهان را به دست گيرند.
يکي از مهمترين ابزارها و تکنيکهاي جنگ نرم، رسانه است که اين مهاجمين از آن استفاده ميکنند. جنگ نرم اصولاً جنگي است که فرصتهاي داوطلبانه بدون خشونت را ايجاد ميکند و بدون خونريزي ميتواند در ايجاد افکار عمومي و جاذبههاي فرهنگي و هنري در بخشي از جامعه مؤثر باشد. اگر فرض بر اين باشد که دشمن از ابزار رسانه استفاده ميکند، به اين معناست که سياستها، ديپلماسي خارجي، رويکرد اقتصادي و فرهنگي خود را از طريق اين ابزار به ما نشان ميدهد.
جنگ نرم در شرايطي صورت ميگيرد که قدرت نرمي وجود داشته باشد و دارندگان قدرت نرم مي توانند از تاکتيکها و فرصتهاي جنگ نرم استفاده کنند. قدرت نرم هم در جريان فرهنگي و سياسي گفتمان جمهوري اسلامي وجود دارد و هم در گفتمان جريان رسانهاي غرب و بنابراين پايه و پايگاه جنگ نرم، قدرت نرم هر کشور و هر جريانيست.
بهترين راه مقابله با جنگ نرم ايجاد قدرت نرم در رسانهها و بهترين وضع قدرت نرم، وحدت موضوع و وحدت نظري رسانههاي جمهوري اسلامي در منافع و مسائل اساسي نظام و توليد در تکثر و انتقال است. به اين ترتيب است که ميتوانيم با جنگ نرم دشمن مقابله کنيم. در غير اين صورت فقط بايد نظارهگر همراهيهايي باشيم که اتفاق ميافتد.
هدف قدرت نرم افکار عمومي خارج و سپس داخل کشور است. وسايل ارتباط جمعي در جهان امروز، جهانهاي ذهني و غيرواقعي را به دنيا مخابره ميکنند. آنها ديگر به انتقال واقعيت فکر نميکنند، بلکه واقعيتها را ميسازند. هدف رسانهها از قدرت نرم در ابتدا مديريت افکار عمومي نيست، بلکه رسانهاي در اين دنيا موفق است که بتواند با افکار عمومي حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد. در عصر رسانههاي نوين جهاني، به ياري فناوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات کسب قدرت نرم به مراتب راحتتر از به دست آوردن و نگهداري قدرت سخت است. دولتها اگر بتوانند مفاهيم جديد امنيتي را براي خود، بازتعريف کنند، در آن صورت مجبور نيستند لشکرهاي عظيم نظامي خود را تقويت کنند.
قدرت نرم دو کارکرد اصلي دارد:
الف. کارکرد ايجابي: مشروعيتبخشي به نيروي خودي (حق با ماست) و اقناع توده مردم براي پشتيباني از صاحب قدرت.
ب. کارکرد سلبي: مشروعيتزدايي از نيروي دشمن (اين افراد شايسته نابودي هستند) و سلب مقاومت از آنها.
مصاديق قدرت نرم جبهه جمهوري اسلامي عبارتند از: رهبري ديني و تأثيرات عميق در سطوح مختلف منطقه، فرهنگ غني اسلامي با محورت جهاد و شهادت و انتظار، جمعيت جوان و نخبه کشور و قابليتها و فرصتهاي آنان، قدرت و همراهي مردم در صحنه با حکومت اسلامي، ظرفيتهاي راهبردي جغرافياي توسعهاي و نهايتاً ديپلماسي عمومي فعال اسلام سياسي در منطقه و بسيج گروهها و جنبشهاي اسلامي.
راه مقابله با جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي، محدوديت رسانهاي نيست بلکه بايد کثرت رسانهها را حفظ کنيم و وحدت آنها در موضوعات و توجه آنها به منافع نظام اسلامي را تضمين کنيم. راهکار ايجاد تعامل و همافزايي بين جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي، تبليغ منافع مشترک و موضوعات مهم نظام و انعکاس بايدها و نبايدهاي نظام در رسانههاست. در اين خصوص وفاق و همانديشي بين رسانهها و افزايش تعامل بين رسانة ملي و ساير رسانهها ضروريست.
استراتژي شبکه سازي در جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي
مهمترين حوزة عملکردي جنگ نرم در جنگ رسانهاي خلاصه ميشود. بنياديترين تعريف از جنگ رسانهاي استفاده از رسانهها براي تضعيف کشور هدف و بهرهگيري از توان و ظرفيت رسانهها (اعم از مطبوعات، خبرگزاريها، راديو، تلويزيون، اينترنت و اصول تبليغات) به منظور دفاع از منابع ملي است.
جنگ رسانهاي يکي از برجستهترين جنبههاي جنگ نرم و جنگهاي بينالمللي جديد است. اگرچه جنگ رسانهاي عمدتاً به هنگام جنگهاي نظامي کاربرد بيشتري پيدا ميکند، اما اين به آن مفهوم نيست که در ساير مواقع جنگ رسانهاي در جريان نبوده و يا مورد استفاده قرار نميگيرد.
سربازان جنگ رسانهيي، متخصصان تبليغات، استراتژيستهاي تبليغات بينالمللي و کارگزاران رسانهها هستند. پيچيدگيهاي ابعاد مختلف جنگ رسانهاي موجب شده تا تصميمگيري درباره طراحي، تدوين استراتژي، چارچوبها، تکنيکهاي کاربردي، نحوة عملياتي کردن اهداف و مأموريتهاي تعريف شده، استفاده از حداکثر توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب، چاپي، صوتي، تصويري، چندرسانهاي، اينترنت و سرانجام انتشار آنلاين، تنها به ژنرالهاي نظامي واگذار نشود بلکه جنگ رسانهاي مقولهاي است که همکاري هماهنگ و نزديک بخشهاي نظامي، سياسي، اطلاعاتي، امنيتي، رسانهاي و تبليغاتي يک کشور را ميطلبد.
طراحان جنگ رسانهاي نه لزوماً ژنرالهاي پادگاننشين، بلکه ممکن است پروفسورهاي کالجها و دپارتمانهاي رسانهاي در دانشگاههاي معتبر هر کشور باشند. جنگ رسانهاي برخلاف جنگهاي نظامي که عمدتاً ميان دو يا چند کشور به عنوان ائتلاف با يک کشور جريان مييابند، ميتواند ميان يک گروه از کشورها با گروه بزرگ ديگري از کشورها با ويژگيهاي مشخص جريان يابد.
جنگ رسانهيي غرب عليه جهان اسلام و جنگ رسانهاي غرب عليه کشورهاي جهان سوم، دو نمونه بارز از موضوعي هستند که ميتوانيم آن را به «جنگ جهاني رسانهيي» تعبير کنيم. بهرهبرداري چندمنظوره از فناوري جديد ارتباطاتي، يکي ديگر از شيوههاي جنگ رسانهيي عليه ايران است. از سويي شبکة تلويزيون ماهوارهاي مخصوص کامپيوتر و اينترنت راه اندازي ميکنند و از سوي ديگر با استفاده از اينترنت، سايتها و وبلاگ ها، به تشريح روش استفاده از آنتنها و رسيورهاي ماهوارهاي و نحوة عبور از پارازيتها ميپردازند.
نتيجهگيري:
در اين مقاله با تشريح مفاهيم مرتبط با جنگ نرم، حوزههاي کليدي تأثيرگذاري جنگ نرم، ويژگيها و اهداف جنگ نرم، به تاريخچة جنگ نرم و جنگ سخت در سيسال انقلاب اسلامي پرداخته شد. هدف اين مقاله تبيين گزارههاي سياستي است که ميتواند چارچوبهاي راهنماي خطمشي مديران، تصميمگيران و طراحان رسانههاي ديداري، شنيداري، مکتوب و ديجيتال باشد. غرض نويسنده تصميمسازي براي جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي است.
جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي عبارت است از شبکههاي خبري ماهوارهاي داخل و خارج کشور، روزنامهها ، هفتهنامهها، مجلات، شبکههاي مختلف راديويي و تلويزيوني، وبلاگها، سايتهاي خبري و خبرگزاريها و شبکههاي رسانهاي مجازي به عنوان رسانههاي نوين تا منبر و نمازجمعه و نمازجماعت و تريبونهاي سنتي که در اختيار جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي است. توجه و آشنايي با ماهيت و ابعاد جنگ نرم و همچنين بهکارگيري گزارههاي سياستي تبيين شده در اين مقاله ميتواند به تشکل و تقويت جبهة رسانهاي انقلاب اسلامي کمک کند.
انتهاي پيام