افتخاري در ايسنا: تنها مدير تهران بودم كه به دادسرا نرفتم! اختلاس مديران پيشين كارم را سخت‌تر كرد نمايندگان درآستانه انتخابات دنبال جلب توجه‌اند

« من در تهران به دنيا آمده و بزرگ شده ام، تهران را به خوبي مي‌شناسم. وقتي درباره اين كلانشهر صحبت مي‌شود، به خوبي مي‌توانم تصميم بگيرم. در بيشتر زمين هاي فوتبال اين شهر كه اكنون تبديل به ساختمان شده بازي كرده‌ام. وقتي در جلسات استانداري بحث مي‌شود كه چند پروژه در كجاي شهر احداث شود، به خوبي مي دانم كه كجاي تهران ظرفيت افزايش اماكن ورزشي را دارد. من سريع مي‌گويم غرب تهران؛ چون اين منطقه كمترين امكانات را دارد. به خاطر شناختي كه دارم احتياج به وقت گذاشتن و تحقيق و مطالعه ندارم، خيلي مهم است كه مدير، مجموعه‌اش را بشناسد، اسم نمي‌برم، اما برخي از مديران كل استان حتي اسم خيابان‌هاي تهران را بلد نبودند! شناخت كمك مي‌كند كه راحت‌تر و موفق‌تر كار كنيم. همين مساله باعث شده بود كه ضريب اشتباهاتم در تهران كمتر شود. به خاطر مشكلاتي كه سالها پيش در تهران به وجود آمد خيلي سخت كارها پيش مي رفت، طوري كه تازه بعد از 2 سال كار كردن در راس تربيت بدني تهران به نقطه صفر رسيديم!»

اين بخشي از اظهارات سيدرضا افتخاري مدير كل پيشين تربيت بدني استان تهران است كه چند روز پيش  از اين سمت كنار رفت. او پس از دو سال فعاليت در اداره كل تربيت بدني استان تهران جايش را به "وهاب فرهمند" يكي از مديران پيشين وزارت تعاون داد!

خبرنگار ورزشي ايسنا به بهانه حضور دو ساله وي در اين اداره درباره مسائل مختلف ورزش تهران به گفت و گو  با افتخاري نشست كه مشروح اين مصاحبه را در ادامه مي‌خوانيد:

تغيير من حق وزير بود

رفتم اما پيگير اجرايي شدن ايده‌هايم هستم!

از زماني كه وزير ورزش و جوانان آمد و مستقر شد، بحث تغييرات در وزارتخانه مطرح شد. اين بحث از خود وزارتخانه آغاز شد ، پس از اين كه حس كردم وزير به دنبال آوردن نفرات خودش است، خودم را براي رفتن آماده كردم. من به دنبال فرصتي بودم كه بروم و استراحت كنم و به كار و زندگي‌ام برسم. اين فرصت پيش آمد و من استقبال كردم. دو جلسه با رسولي نژاد، معاون حقوقي ـ پارلماني و امور  استا‌هاي وزارتخانه داشتم و گفتم اگر وزير تصميم براي تغيير در مديريت استان تهران دارد، آن را به سرعت انجام دهد، چرا كه شرايط تهران بسيار حساس است و اگر زودتر تصميم نمي‌گرفت، ممكن بود جوي ايجاد شود و برخي بخواهند از فضا سوء استفاده كنند. من پيگير بودم و خواستم وزير هر چه سريع تر نفر جديد خود را معرفي كند. من در تماس‌هاي تلفني بارها اعلام كردم اخباري كه در زمينه تغيير و تحول مديريت تهران مطرح است، به ورزش استان لطمه مي‌زند و بايد اين خلاء را پر كنند، چرا كه تهران شهر بزرگي است و امكان ندارد كسي بيايد و در آن به راحتي كار كند. اگر گذشته را نگاه كنيم مي بينيم كه افراد بي تجربه نه تنها موفق نبوده‌اند، بلكه به ورزش استان آسيب زده اند. من گفتم فردي با تجربه و پخته را در نظر بگيريد كه خوشبختانه فرهمند تجربه كار اجرايي به اندازه كافي دارد. من نگران بودم نفراتي براي مديريت تهران به وزير تحميل شوند و بيايند زحمات ما را هدر دهند. ما كارهاي بزرگي را استارت زديم، بنابراين كسي بايد مي آمد كه طرح هاي ما را اجرايي و تكميل كند. ما مصوبات خوبي از هيات وزيران گرفتيم كه اگر اجرا شود، ورزش تهران متحول مي‌شود. خودم كمك مي‌كنم، ما زحمات زيادي كشيديم تا طرح ها تهيه و به تصويب برسند. حيف است روي زمين بماند و اجرايي نشود. من پيگير هستم تا عمليات اجرايي آغاز شود. زمان مهم نيست. من پيش‌بيني نكرده بودم كه در زمان مديريتم اين كارها آغاز شود. عمر مديريت در ايران بيش از چهار سال نيست. حتي در سطح وزراء هم بسياري كارشان به چهار سال هم نرسيده است. سرعت كار در دولت احمدي نژاد زياد است، بايد در زماني كه فرصت است، كارها انجام شود. شايد بيشتر ماندن هم به صلاح نباشد. با رفتن سعيدلو طبيعي بود كه تغييرات پيش بيايد. تغيير حق وزير است.

 سامان دادن به اختلاس مديران قبلي كارم را سخت كرد

يكي از ماموريت‌هاي من سر و سامان دادن به حادثه اي بود كه در زمان ورودم به استان تهران اتفاق افتاده بود. استان تهران طلبكار و بدهكاران زيادي داشت كه در اختلاس صورت گرفته سهيم بودند، آن زمان در تهران وضعيت ناهنجاري حاكم بود. اداره كل تهران بايد در فضاي سالم و با آرامش كار مي‌كرد. ما اين فضا را ايجاد كرديم و به وضعيت مالي و كاري پيمانكاران رسيدگي كرديم. طوري كه وزارت اقتصاد و دارايي كار مان را تاييد كرد. با همه مشكلاتي كه وجود داشت از نظارت‌هاي دستگاه‌ها تحت فشار بوديم. به خاطر مراجعات مردم براي مطالبات وقتم گرفته مي‌شد و به جاي اين كه به فعاليت ورزشي بپردازيم به دنبال سامان دادن شرايط ناهنجار اداره كل بوديم، اگر اداره كل را در وضعيت خوبي تحويل گرفته بودم شايد در طول دو سال گذشته بيشتر كار مي‌كردم و بسياري از پروژه هاي نيمه تمام ، تمام و تحويل داده مي‌شد. آن زمان سعي كرديم فضاي كاري را عوض كنيم. قبلا تعداد خاصي از پيمانكاران بودند كه عمده كارها به آن‌ها واگذار مي‌شد، ما فراخوان عمومي زديم و از همه خواستيم كه در مناقصه شركت كنند، بعد بهترين‌ها را انتخاب كرديم و پروژه هاي جديد را به پيمانكاران جديد داديم. در تهران 146 پروژه داشتيم كه در سفرهاي دور اول و دوم رييس جمهور تصويب شد ، از اين ميان 50 پروژه سال گذشته آغاز شد و مابقي قرار است اگر در سال 91ـ 90 تامين اعتبار شود، شروع شود و تا پايان دولت دهم به اتمام برسد تا چيزي از تعهدات باقي نماند. پروژه‌هايي كه به تصويب مي‌رسد، بيشتر مربوط به سال‌هاي قبل است كه توسط مسئولان وقت كار عملياتي آن‌ها آغاز شده، اما به هر دليلي كار آن‌ها به پايان نرسيده است، ما اعتبار گذاشتيم تا مشكلات را مرتفع كنيم و خوشبختانه در طول دو سال گذشته توانستيم 48 پروژه را تكميل و به بهره‌برداري برسانيم.

تنها مدير تهران هستم كه به دادسرا معرفي نشدم!

20 ميليارد تومان بودجه اداره كل تربيت بدني استان تهران در اختيار پيمانكاران بود، ولي متاسفانه در ازاي اين پول كاري انجام نداده بودند. در طول دو سال گذشته آن‌ها را وادار كرديم تا پيشرفت فيزيكي پروژه ها را بالا ببرند. پيمانكاران پيش از موعد پول گرفته بودند، در سال‌هاي گذشته وزارت اقتصاد و دارايي عملكرد مالي اداره كل تربيت بدني تهران را تاييد نكرده بود. چون نتوانسته بودند بودجه را به درستي جذب كنند. سال 89 ـ‌88 سالي بود كه دارايي عملكرد مالي ما را تاييد كرد. من تنها مدير كل استان تهران هستم كه ديوان محاسبات او را به دادسرا معرفي نكرده! ما موفق شديم در اين سال 100 درصد اعتبارات تخصيصي استاني و ملي را جذب كنيم. بودجه اداره كل در قالب بودجه جاري يا هزينه اي و عمراني تخصيص پيدا مي‌كند كه هر دو از سوي استان به ما پرداخت مي‌شود. تنها پولي كه وزارت ورزش و جوانان يا سازمان سابق به ما اختصاص مي‌داد، در حوزه ملي بود. خوشبختانه ما تا حدود زيادي مشكلات گذشته استان را حل كرديم و تازه بعد از دو سال به نقطه صفر رسيديم.در واقع در طول دو سال گذشته اداره كل تربيت بدني استان تهران به حالت نيمه تعطيل در آمده بود، ما در شرايط فشار بوديم و شرايط سختي داشتيم. دادگاه پرونده‌ها را رسيدگي مي‌كرد و به مسئولان گذشته اجازه دفاع داد و در نهايت راي صادر شد كه سنگين بود. حدود 9 ميليارد تومان بودجه اداره كل بلوكه شد و به حساب دادگستري رفت تا راي صادر شود، معلوم نيست كه اين پول بر مي‌گردد يا نه . شايد به حساب خزانه واريز شود، ولي اين وسط استان تهران آسيب خورد. البته دادگاه پيمانكاران را كمتر مقصر مي‌دانست و راي سبك‌تري نسبت به مديران وقت اداره كل براي آن‌ها صادر كرد. ما هم ديگر ارتباط با پيمانكاران را قطع كرديم ، چون آن‌ها را بي تقصير نمي‌دانستيم. البته اجازه داديم پروژه ها را تكميل كنند، وگرنه وقفه ايجاد مي‌شد و از برنامه‌ها عقب مي‌افتاديم.

پايين‌ترين سرانه ورزشي كشور متعلق به پايتخت است

در حال حاضر 10 استاديوم پنج هزار نفره جزو مصوبات دولت است كه در هر شهرستان ساخته شود. ساخت اين پروژه‌ها با شركت توسعه است. سالن ها و استخرهاي سرپوشيده را ما مي‌سازيم. اگر همه 146 پروژه مصوب دور دوم رياست جمهوري تكميل شود، تازه سرانه استان تهران به 46 صدم متر مربع مي‌رسد. اين يعني سرانه استان تهران به ازاي هر نفر نيم متر هم نيست. استان تهران پايين‌ترين سرانه ورزشي را در كل كشور دارد. در شهرستان‌هاي تابع تهران هم رباط كريم با 17 صدم مترمربع وضعيت خوبي ندارد. تهران تنها استاني است كه بيشترين مهاجرت را دارد، روز به روز شهرها بزرگ مي‌شوند. در طول يك سال گذشته چند شهرستان جديد مانند پيشوا و بهارستان به تهران اضافه شدند. البته دو و نيم ميليون جمعيت كرج هم از تهران كم شد، ولي اگر چشم بر هم بزنيم اين ظرفيت هم پر مي‌شود. هر چه اماكن ورزشي بسازيم، جمعيت از ما جلوتر مي‌روند. اگر مي‌خواهيم سرانه ورزش تهران به حد استاندارد برسد، بايد اعتبار ويژه‌ اي تخصيص دهيم تا كمبودها جبران شود.

كمتر حرف مي زدم و بيشتر كار مي كردم

شايد تنها مديري باشم كه كمتر حرف زدم و بيشتر كار كردم. در فدراسيون فوتبال هم كه بودم كم حرف مي‌زدم، معمولا كساني كه زياد حرف مي‌زنند در عمل ضعيف هستند. يازده سال پيش ساخت يك سالن در پاكدشت آغاز شده بود. 70 درصد كار پيشرفته بود و تنها 30 درصد باقي مانده بود و داشت از بين مي‌رفت، آهن‌ها زنگ زده بود و سالن ورزشي تبديل به مركز تجمع معتادان شده بود. پرسيدم چقدر پول مي‌خواهيد تا اين پروژه را تكميل كنيد، گفتند 250 ميليون تومان. قول دادم كه اين پول را بدهم. به مردم در راهپيمايي گفتم كه كمك مي‌كنم اين سالن 200 هزار نفري تكميل شود، با اين كه پول نداشتم ، اما پيش استاندار رفتم و قول داد كه تامين اعتبار كنند. اين كار را هم مديران قبلي هم مي توانستند انجام دهند. در همين سالن در ماه مبارك رمضان مسابقات اجرا شد، جاي سوزن انداختن هم نبود. ما از اين سالن ها كم نداشتيم، سال گذشته براي تكميل استخر «كوثر» صد ميليون تومان كمك كردم. چهار بار از اين پروژه بازديد كردم تا به پايان رسيد . در قرچك هم استخر سرپوشيده وجود نداشت، چند استخر روز باز بود كه از آب قنات استفاده مي‌شد، آنقدر سرد بود كه يخ مي‌زديم، اما اكنون در هر محله يك استخر سرپوشيده دولتي و خصوصي وجود دارد، در تهران داريم چهار استخر مي‌سازيم كه تا پايان سال تكميل مي‌شود.

پول هايي كه به حساب خزانه رفت و برنگشت!

بي‌پولي هيات‌هاي شهرستان‌هاي تهران به اين دليل است كه بعد از واگذاري اماكن ورزشي به بخش خصوصي، پول‌ها به حساب خزانه ريخته مي‌شود. اصلا پول‌ها به حساب اداره كل بر نگشته است. در قانون پيش‌بيني شده بود درآمد ناشي از سالن‌هاي ورزشي به حساب خزانه برود و بعد براي كارهاي ورزش هزينه شود. امسال آمدند و به ما گفتند كه پول‌ها بايد به حساب خزانه كل واريز شود. ما حقوق كاركنان شهرستان‌ها را از اين محل پرداخت مي كرديم . در اين باره با شوقاني جلسه داشتم كه پيگيري كنم تا مشكل حل شود. ما نمي‌توانيم حقوق كاركنان را پرداخت كنيم. امسال قانون ماده 88 را اجرا كرديم و اماكن ورزشي را به بخش خصوصي داديم. تعدادي از آن‌ها نتوانستن به تعهداتشان عمل كنند، چك‌ها برگشت خورد و كار به دعوا و دادگاه كشيد، كساني هم كه چك آن‌ها وصول شد، پولشان به حساب خزانه رفت، اين هم مشكل جديد ما است.

در تهران جاي ردشدن هم نيست، چه برسد به...

تهران امروز، تهران 7 - 8 سال پيش نيست. در تهران ديگر جاي ردشدن هم نيست، ديگر آنقدر هوا آلوده شده كه نمي‌شود در مركز شهر دو همايش برگزار كرد. ورزشگاه تختي شرايط خوبي براي ورزش همگاني دارد. اين ورزشگاه امكانات خوبي در اختيار دارد. فضاي پاركينگ زياد است. قرار است مترو به آنجا بيايد، شرايط دست به دست هم مي‌دهد تا مردم بيايند و از آن استفاده كنند. امكانات شهرستان‌ها اما ضعيف‌تر است. مجموعه «بعثت» علاوه بر امكاناتي كه دارد، ظرف يكي دو ماه آينده استاديوم سه هزار نفري آن به بهره‌برداري مي‌رسد. اين پروژه 50 ـ 60 درصد پيشرفت فيزيكي داشته است. يكي از مصوبات احداث خوابگاه در ورزشگاه تختي است. اگر اين هتل با ظرفيت 150 نفر احداث شود، هم تيم‌هاي ليگ برتري مي‌توانند از آن استفاده كنند و هم مسابقات بين‌المللي آنجا انجام مي‌شود. بنابراين هزينه‌ها كم مي‌شود و رفت و آمد هم همين طور، به جز مسابقات استقلال و پرسپوليس مي‌شود بيشتر مسابقات را آنجا برگزار كرد. در حال حاضر استقبال از اين ورزشگاه كم است، با اين كه آب و هوا و چشم انداز خيلي خوبي دارد، اما به خاطر مسافت كمتر مورد استقبال قرار مي‌گيرد. اين استاديوم آمادگي پذيرش 30 هزار نفر را نداشت، امكانات و سرويس بهداشتي نداشت، ما سرويس بهداشتي، رختكن و اتاق خبرنگاران را درست كرديم، زماني پارك شهر مركز تهران بود، اما الان نمي‌شود گفت كه كجا مركز تهران است، تهران آنقدر بزرگ شده كه نمي‌شود گفت تختي دور است. روز تعطيل از ميدان شهدا تا ورزشگاه تختي را مي‌توان 10 دقيقه‌اي رفت.

تختي قطب جديدي براي ميزباني ليگ فوتبال

سال گذشته بازي‌هاي تيم‌هاي استيل آذين، نفت، سايپا و پرسپوليس در اين ورزشگاه برگزار شد، اولين برد پرسپوليس با علي دايي در تختي رخ داد؛ متاسفانه استيل آذين هم كه به ليگ دسته يك رفت. ما مي خواستيم ورزشگاه تختي را آماده كنيم و از سال‌هاي بعد هتل داشته باشد، آن وقت مي بينيد كه خود تيم‌ها استقبال مي‌كنند و به آنجا مي آيند، از طرفي سازمان ليگ طوري برنامه‌ريزي مي‌كند كه فشار به استاديوم آزادي نيايد و چمن آن از بين نرود. آزادي را بايد براي بازي‌هاي ملي نگهدارند. ورزشگاه تختي چشم انداز زيبايي دارد و امكاناتش كامل است. نور، صندلي، سرويس‌هاي بهداشتي و ... وضعيت خيلي بهتري نسبت به ورزشگاه آزادي دارد، عمده مشكل تختي خوابگاه است. اگر بشود همه تيم‌ها به ويژه‌ تيم‌هاي شهرستاني سر و دست مي‌شكنند تا در آنجا مستقر شوند، چرا كه هتل ها با تيم‌ها گران حساب مي‌كنند و سرويس خوبي نمي دهند. اين تيم‌ها از خدايشان است كه در تختي مستقر شوند و مسابقه دهند. دنبالش هستم به هر قيمتي كه شده اين خوابگاه را درست كنم، حتي اگر از وزارت ورزش و جوانان اعتبار نگيرم، از بخش خصوصي مي خواهم كه خودش هم از سرمايه‌گذاري‌ استفاده كند.

اداره كل نگذاشت نفت به اراك برود

وقتي در جريان آخرين نامه براي انتقال تيم نفت به اراك قرار گرفتم و متوجه شدم كه قضيه جدي است، به فدراسيون فوتبال اعلام كردم اداره كل تربيت بدني استان تهران بنا به استناد مواد قانوني با انتقال اين تيم موافقت نمي‌كند، تا زماني كه موفقت نكنيم، قانونا نمي‌توانند تيم را انتقال دهند، از همان جا راه انتقال بسته شد، هر تيمي بخواهد از يك استان به استان ديگري منتقل شود، بايد با رضايت اداره كل تربيت بدني آن استان باشد. از طرفي پيشنهاد انتقال بايد در كميسيون ماده «5» به تصويب برسد، ما موضع گيري كرديم اگر قرار باشد تيم‌هاي ايراني منتقل شوند، انگيزه از ساير تيم‌ها گرفته مي‌شود. ساير تيم‌هاي دسته يك هم مي‌گويند دليلي ندارد، در ليگ برتر بمانيم. اين مساله به تيم‌ها آسيب مي‌زند. از طرفي دستورالعمل‌هاي فدراسيون زير سوال مي‌رود، در آيين‌نامه مسابقات ليگ آمده در هر دور رقابت‌ها سه تيم صعود و سه تيم سقوط مي‌كند. اگر تيم‌ها بخواهند به شهرستان‌ها منتقل شوند، خلاف آيين‌نامه و دستورالعمل اداره كل عمل شده است. ما به اين مساله ورود نكرديم، چرا كه در ابتدا فكر مي كرديم دستور مستقيم رييس جمهور است و ما هم در اطاعت از او سكوت كرديم، ولي بعد كه فهميدم نمايندگان اراك دنبال انتقال اين تيم هستند، مخالفت را شروع كردم. در اين رابطه فقط اداره كل تربيت بدني استان تهران تصميم گيرنده است، اگر تيم استيل آذين به سمنان رفته به اين دليل است كه مدير عامل آن درخواست داشت، چون استيل آذين در تهران تماشاگر نداشت، شايد هدايتي پيش خودش فكر كرده بود با حضور استيل آذين در سمنان كارگران اين كارخانه و مردم اين شهر مي‌توانند مشوق اين تيم باشند.

در آستانه انتخابات نمايندگان دنبال جلب توجه هستند!

نزديك انتخابات است و نمايندگان مي‌خواهند راي بياورند. بنابراين به دنبال جلب توجه هستند، يكي از راه‌هاي جلب توجه انتقال تيم نفت به استان خودش بود، نظر من اين است هر تيمي به شهرستان رفته به دسته يك يا دو سقوط كرده است، نمونه اش پيكان و پاس همدان. من زماني رييس هيات فوتبال قزوين بودم و فوتبال اين منطقه را به خوبي مي‌شناسم ، آن زمان تيم فوتبالي را در قزوين تشكيل دادم به نام «صنايع البرز» هزينه تيم را از كارخانجات البرز مي‌گرفتم. بازيكنان بومي را جمع كردم ، اما نتيجه‌اي نگرفتيم. سال دوم از تهران مربي و بازيكن آوردم تا فوتبال قزوين سطحش بالاتر رفت و به سطح دسته سه كشور رسيد. با استفاده از مربيان خارجي و بازيكنان غير بومي اين تيم به دسته دو نيامد، آن زمان بهترين دوران فوتبال قزوين بود. ما موفق شديم استقلال را در قزوين در رقابت‌هاي دسته سه شكست دهيم، اگر قرار بود فوتبال قزوين با آن تيم رشد كند، من قبلا امتحان كرده بودم، جواب نداد، پيكان روزهاي اول تماشاگر داشت، اما هر چه جلوتر مي‌رفت از تعداد تماشاگران كاسته مي‌شد، فقط خستگي براي اين تيم ماند. بايد 135 كيلومتر مي‌رفتند و 135 كيلومتر بر مي‌گشتند تا يك بازي كنند. اين انتقال هيچ خاصيتي نداشت، من فوتبال ايران را مي‌شناسم، سال‌ها در فدراسيون مسئوليت داشتم. دبير و رييس سازمان ليگ بودم، فوتبال كشور دسته بندي شده است. برخي استان‌ها مانند فارس، خراسان، خوزستان، آذربايجان شرقي ، كرمان و گيلان در دسته يك قرار دارند، از تيم‌هاي دسته دوم اسمي نمي‌برم، چرا كه ممكن است فردا بگويند ما دسته دوي نيستيم، برخي تيم‌ها همچون قزوين، زنجان، سمنان و اراك در دسته سه قرار دارند، از تيم‌هاي دسته چهارمي هم نام نمي‌برم تا فكر نكنند كه ضعيف هستند. اگر بخواهيد تيم دسته يكي را به دسته پايين‌تر ببري، همان بلايي كه بر سر پيكان و پاس آمد، تكرار مي‌شود. انتقال تيم‌ها بايد كارشناسي شده و بر اساس مطالعه باشد. قبل از گرفتن تصميم بايد از فدراسيون فوتبال نظر بخواهند، كارشناسان نظر دهند كه خوب است يا نه، به نفع فوتبال است يا نه؟ آيا آن شهرستان پذيرش آن تيم را دارد يا نه؟ برخي استان‌ها از امكانات ضعيفي برخوردارند. زمين چمن مناسبي ندارند، رفت و آمدها هم هزينه‌بر است و هم به بازيكنان آسيب مي‌زند. اگر در جاده هاي ناامن تصادفي بيفتد چه كسي پاسخگو است، بچه‌هاي مردم را در اتوبوس پر مي‌كنند و از اين شهر به آن شهر مي‌برند! روزي كه پاس به همدان رفت، نايب رييس فدراسيون فوتبال بودم، شش بازيكن از جمله كيانوش رحمتي آمدند و گفتند ما قرارداد بستيم تا در تهران بازي كنيم، اگر مي دانستيم كه تيم به همدان مي‌رود با تيم ديگري قرارداد مي‌بستيم. هر شش بازيكن مخالفت كردند، پورحيدري هر چه تلاش كرد، رضايت آن‌ها را جلب نكند، نتوانست. تيم پاس ضعيف شد، اوليايي كه اهل همدان است، هر چه تلاش كرد كه تيم را نگهدارد، رشد دهد و مردم را علاقمند كند، اما نتوانست، فوتبال اين استان‌ها درجه سه است، بنابراين نمي‌تواند تيم درجه يك داشته باشد، فوتبال اراك هم به آن مرحله نرسيده كه تيم درجه يك داشته باشد. در حال حاضر آلومينيوم اراك از بازيكنان غيربومي بهره مي‌برد كه شما مي‌بينيد كه سال‌ها در دسته دو مانده و نتوانسته به دسته يك صعود كند. راه‌آهن شهرري هم كه اسمش رويش است. راه‌آهن استاديومي ندارد كه مسابقاتش را برگزار كند. فرماندار شهرري به دنبال اين است كه استاديوم «باقرشهر» را براي برگزاري مسابقات آماده كند. آنجا مشكل نور، جايگاه تماشاگران و رختكن دارد. اگر وضعيت استاديوم بهتر شود، تيم واقعا به آنجا منتقل مي‌شود. البته به جز بازي با استقلال، پرسپوليس و تراكتورسازي چون اين استاديوم ظرفيت تماشاگر بالا را ندارد. اين تيم را هم به شهرري انتقال دادند تا به جاي ديگري فرستاده نشود! تا حداقل به خاطر اين اسمم كه شده در تهران بماند. من پيش‌بيني اين روزها را مي‌كردم، مي دانستم يك جايي صداي پول‌هايي كه باشگاه‌ها هزينه مي‌كنند درمي‌آيد. دليل ندارد كه اين پول‌ها را به ورزش حرفه‌اي بدهند. مجلس راه را بسته و تصويب كرده كه از بودجه دولت به تيم‌هاي حرفه‌اي كمك نكنند. برخي تيم‌هاي صنعتي پيش‌بيني اين موضوع را مي‌كردند، بنابراين فعاليت اقتصادي راه انداختند تا مشكل را حل كنند. اما تيم‌هاي استقلال و پرسپوليس كه هميشه از سازمان تربيت بدني بودجه مي‌گرفتند، اكنون با مخالفت ديوان محاسبات روبرو شده‌اند و نمي‌توانند كمكي دريافت كنند، مگر اين كه دولت راسا اقدام كند و هزينه‌ها را از ساير منابع تامين كند.

مالكيت كمپهاي استقلال و پرسپوليس با اداره كل است

استاديوم «درفشي فر» كه در اختيار باشگاه پرسپوليس به اداره كل تربيت بدني استان تهران تعلق دارد. ورزشگاه «مرغوب كار» كه در اختيار باشگاه استقلال است، اجاره‌اي است، اما هيچ كدام از اجاره بهاء را به ما پرداخت نكردند، يكي از ايرادات سازمان بازرسي كل كشور هم همين است. ما كتبا موضوع را به باشگاه اعلام كرديم بايد اجاره را بپردازند، در غير اين صورت اين محل بايد تخليه و تحويل اداره كل شود. سال گذشته اين موضوع را به باشگاه اعلام كرديم. از طرفي هر دو تيم متعلق به وزارتخانه است، اگر از آن‌ها اجاره بگيريم، دوباره پول به خودمان بر مي‌گردد. در واقع از اين جيب به آن جيب مي‌شود. بنابراين خيلي سخت نگرفتيم كه اجاره‌ها را وصول كنيم. البته رقم اجاره خيلي ناچيز بوده است، فكر مي‌كنم ماهانه حدود دو ميليون تومان،‌ اما كمپ استقلال جزو منطقه پنج تهران است. براي آنجا امسال از محل درآمدهاي نفتي 750 ميليون تومان اعتبار گرفتيم تا سكوهاي تماشاگران را بسازيم. پيمانكار را تعيين كرديم، دو ماه است كه عمليات آغاز شده، 30 درصد پيشرفت فيزيكي داشتيم، تا دو ماه آينده هم كار تحويل داده مي‌شود، مالكيت زمين براي اداره كل تربيت بدني استان تهران است، سازمان مسكن و شهرسازي اين زمين را به ما داده ، كاربري آن ورزشي است، ما اين زمين را به استقلال داديم تا براي فوتبال پايه كمپ بسازد. در واقع هدف ما كمك به آن‌ها بوده، چون تيم‌ها متعلق به سازمان وقت تربيت بدني است. اعتبار گذاشتيم. وقتي به بخش خصوصي واگذار شوند، بايد اين كمپ‌ها را تحويل دهند، چرا كه اين كمپ متعلق به اداره كل است. فقط در شرايطي كه بخش خصوصي هزينه آن را پرداخت كند مي‌تواند اين كمپها را در اختيار بگيرد.

مدارس فوتبال مركز تجاري هستند نه آموزشي!

اين موضوع زير نظر هيات فوتبال استان تهران است و فدراسيون هيچ دخالتي ندارد، مجوز فعاليت مدارس را كميسيون ماده «5» اداره كل تهران صادر مي‌كند. البته بعد از اين كه صلاحيت افراد تعيين شد، مجوز مي‌دهيم. ما فرصت پيدا نكرديم به مشكلاتي كه در تهران داشتيم، نظارت دقيق داشته باشيم، خبر دارم كه مدارس فوتبال پول مي‌گيرند، اما چيزي ياد بچه‌هاي مردم نمي دهند. در واقع آموزش فوتبال در مدارس در حد سرگرمي است. البته گاهي ممكن است برخي وجدان داشته باشند و چيزي ياد دهند. من به اعضاي كميسيون ماده «پنج» تاكيد كردم تا صلاحيت افراد برايشان محرز نشده است، مجوز صادر نكنند. اين مدارس مركز تجاري هستند نه آموزشي! فقط به دنبال پول گرفتن هستند. يكبار از نزديك تمرين يكي از مدارس فوتبال را ديدم شايد 100 بازيكن نوجوان روي يك زمين بودند و چند توپ وسط آن‌ها انداخته بودند و همه به دنبال آن مي دويدند! خودشان هم بيرون از زمين داشتند چاي مي خوردند، خانواده‌ها هم بودند و فكر مي‌كردند فرزندشان بازيكن صاحب نام و حرفه‌اي و ملي خواهد شد. قبول دارم بايد وقت بيشتري براي نظارت بر روي مدارس بگذاريم. البته ميزان كنترل بيشتر شده، ما به نام حراست جلوي فعاليت سه مدرسه را گرفتيم، تا ساير مدارس حساب كار به دستشان بيايد. يك مقدار كارشان را منظم كردند، تعداد مدارس زياد است، اما خود بازيكنان در راس آن قرار ندارند، مدرسه فوتبال امير قلعه نويي، فرشاد پيوس، محمد پنجعلي، اين مدارس هستند، اما خودشان آموزش مي‌دهند، فقط ممكن است نظارت كنند، دستياراني دارند كه مربي نيستند و دوره نديده اند ، به نظر من مدارس فوتبال فقط براي پر كردن اوقات فراغت بچه‌هاي مردم است. هيات فوتبال تهران 6 پايگاه دارد كه زير نظر مربي برزيلي فعاليت مي‌كنند. ما 6 نخبه اين مدارس را به هزينه خانواده‌شان براي آموزش چند ماهي به برزيل فرستاديم تا علاوه بر اين كه با خانواده‌هايشان به اين سفر مي‌روند فوتبال ياد بگيرند. اين دوره سه ماهه است و در شهر «سائوپائولو» برگزار مي‌شود.

جوانان نوزاد جديد ورزشي‌ها

بخش «جوانان» هم به جمع ما هم اضافه شد. جوانان نوزاد جديد ماست، اداره كل جوانان استان تهران در خيابان سميه واقع است. قرار شده اين ساختمان را تخليه كنند و به اداره كل تربيت بدني منتقل شوند. تعدادشان زياد نيست، حدود 20 نفر هستند، ما در اداره كل 1170 نفر هستيم. اداره كل خيلي بزرگ‌تر از سازمان تربيت بدني است، سازمان 750 نفر نيرو دارد. علت بالا بودن تعداد كاركنان ما هم بزرگ بودن تهران است. تا ديروز لازم نبود متولي ورزش به مجلس برود و پاسخ دهد، چون معاون رييس جمهور بود و بايد مقابل رييس جمهور جواب مي داد، اما بعد از تشكيل وزارتخانه نمايندگان مجاز شدند تا سوالات خود را بپرسند، در هر موضوع از ورزش سوال مي‌شود، ‌اين مساله بخش عمده از وقت وزير را مي‌گيرد، در آينده انتخابات مجلس را داريم و پس از آن هم انتخابات رياست جمهوري چه بخواهيم و چه نخواهيم ورزش تحت الشعاع قرار مي‌گيرد و كارمان سخت تر مي‌شود ، اميدوارم مجلس محترم به وزارت ورزش و جوانان كمك كند تا هر چه سريع‌تر مشكلات حل شوند.

اجازه دهيد تيم‌هاي حرفه‌اي درآمدزايي را ياد بگيرند

در حال حاضر يكي از مشكلات اختصاص ندادن بودجه به ورزش حرفه‌اي است قبل از اين كه مجلس چنين تصميمي را بگيرد بايد فكر اين را مي كرد كه تكليف تيم‌هاي ورزشي چه مي‌شود، اگر قرار است به بخش خصوصي واگذار شوند، بخش خصوصي آنقدر قوي نيست كه بتواند تيم‌ها را تحت پوشش قرار بگيرند. اقتصاد ما فعلا دولتي است، هر وقت كارخانه ايران خودرو واگذار شد، مي‌توانند بگويند پيكان به بخش خصوصي واگذار شود. دولت اگر اين راه را بسته بايد راه ديگري را باز كند تا به تيم‌ها كمك كنند. همه بايد روي برنامه باشد، مثلا فرصت دهند و بگويند سه سال وقت داريد كه تيم‌هاي ورزشي را خصوصي كنيد، ما هم در اين مدت كمك مي‌كنيم و وام مي‌دهيم كه فعاليت اقتصادي كنيد و تيم‌ها را نگهداريد، فكر مي‌كنم دولت بايد راسا وارد شود و بودجه اي حداقل سه سال در اختيار تيم‌ها قرار دهد. من از طريق فدراسيون و اخبار تلويزيون شنيدم كه داورزني براي انحلال تيم پيكان نگران بود و گفته بود كه اگر پيكان به مسابقات جام باشگاه‌هاي جهان اعزام نشود، تيم ديگري نمي‌تواند جايگزين شود. حيف است كه چنين اتفاقاتي براي ورزش ما بيفتد، از دل اين تيم بازيكنان انتخاب مي‌شوند ، واليبال ما دارد تازه مطرح مي‌شود. زحمات زيادي كشيده شده تا به اينجا برسيم، نبايد به يك باره جلوي آن را گرفت ، چرا كه به اعتبار واليبال كشور لطمه مي‌زند.

انتهاي پيام

  • شنبه/ ۱۶ مهر ۱۳۹۰ / ۰۹:۲۶
  • دسته‌بندی: سایر ورزش‌ها
  • کد خبر: 9007-18780.185079
  • خبرنگار :