• یکشنبه / ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ / ۰۹:۱۵
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1400021207922
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

چند روایت خواندنی از ایثار معلمان؛

آن روی تدریس

آن روی تدریس

ایسنا/اصفهان نیمه های اردیبهشت هرسال برای ما یادآور خاطرات زیبای جشن روز معلم و شور و شوق دانش آموزانی است که با شاخه‌های گل در دست راهی مدارس می شدند و صدای خنده و شادی شان در گوش شهر می پیچید.

امسال اما همه گیری کرونا باعث شد به روال سال قبل خبری از شور و شوق دانش آموزان در مدارس نباشد و به جای صدای هیاهو و خنده دانش آموزان، تنها صدای سکوت از حیاط مدارس به گوش برسد، اگرچه قطار تعلیم و تربیت با هر سختی و مشقتی بود امسال هم از حرکت باز نماند.

برای معلمان مدارس اما امسال شاید یکی از سخت ترین سال های تحصیلی بود که برای انجام رسالت خطیر معلمی با موانع و مشکلات بسیاری روبرو بودند، اما در این سال پر فراز و نشیب صحنه های زیبایی خلق کردند تا نشان دهند معلمی به راستی شغل انبیا است.

معلمان امسال اگرچه از راه دور اما به صورت مداوم وضعیت یادگیری دانش آموزان شان را رصد کردند، به سراغ دانش آموزانی رفتند که به دلایل مختلف در کلاس های مجازی غایب بودند، برخی آستین همت بالا زدند و برای دانش آموزان شان گوشی هوشمند و بسته های اینترنت خریدند، از بستر بیماری به دانش آموزانشان درس دادند، گاهی به خانه دانش آموزان رفتند و گاهی خانه هایشان را به کلاس درس تبدیل کردند.

به گزارش ایسنا، به مناسبت روز معلم چند روایت کوتاه از ایثار معلمان در گوشه و کنار استان اصفهان می خوانید که پر از حرف های ساده، صمیمی و دلنشینی است که چون از دل برآمده لاجرم بر دل می نشیند.

خانه ای که مدرسه شد

مظفر قاسمی و همسرش افسانه خزائی، معاون و معلم مدرسه چند پایه شهید خزائی روستای موغان در شهرستان فریدن هستند که امسال خانه خود را به کلاس درس دانش‌آموزان این روستا تبدیل کرده اند. آقای قاسمی می گوید: در این روستا خط تلفن ثابت نداریم و اینترنت بسیار ضعیف است، از طرف دیگر بیشتر بچه ها به گوشی هوشمند دسترسی ندارند و وضعیت اقتصادی خانواده هایشان طوری نیست که بتوانند این امکانات را برای فرزندانشان فراهم کنند. به پیشنهاد همسرم قرار شد دانش آموزان بعد از ظهرها به خانه خودمان بیایند و آموزش را در خانه ادامه دهیم.

قاسمی با اشاره به اینکه ۲۳ دانش آموز در مقاطع مختلف در مدرسه ابتدایی این روستا تحصیل می کنند، ادامه می دهد: خانه ما دیوار به دیوار مدرسه است اما فضای خیلی بزرگتری نسبت به مدرسه دارد. از ابتدای سال تحصیلی و به محض اینکه اعلام شد کلاس های درس نباید به صورت حضوری برگزار شود با هماهنگی اداره تصمیم گرفتیم در خانه به بچه ها آموزش دهیم، چون باتوجه به مشکلاتی که وجود داشت نگران آموزش بچه ها بودیم، به خصوص در پایه اول که حتما نیاز بود به صورت حضوری آموزش ببینند. به این ترتیب صبح ها کارهای اداری مدرسه را انجام می دهیم و بعد از ظهرها در خانه ما به روی دانش آموزان باز است.

او با اشاره به اینکه خودم زاده همین روستا هستم و به خاطر کوچک بودن محیط روستا همه همدیگر را می شناسند، می گوید: خانواده های دانش آموزان از همان اول مشوق ما بودند و خودشان بچه ها را به خانه ما می آوردند. البته آموزش غیرحضوری هم صبح ها به صورت مجازی برگزار می کنیم ولی از ۲۳ دانش آموز فقط ۸ نفر دسترسی به گوشی هوشمند دارند که آن ها هم مشکل اینترنت دارند و به همین خاطر تقریبا همه دانش آموزان به منزل ما می آیند.

در این خانه همیشه به روی بچه ها باز است

معاون مدرسه چند پایه شهید خزائی روستای موغان با اشاره به اینکه اگر همه گیری کرونا ادامه پیدا کند باز هم وظیفه شرعی و اخلاقی خودم می دانم که به بچه ها آموزش دهم، خاطرنشان می کند: حتی اگر دانش آموزی در تابستان مشکل درسی داشته باشد می تواند به منزل ما مراجعه کند و اشکالات خود را برطرف کند و در این خانه همیشه به روی بچه ها باز است.

آقای قاسمی این را هم اضافه می کند که بچه ها در منزل ما راحت هستند، زمستان کرسی گذاشته بودیم و بچه ها زیر کرسی می نشستند، گاهی تغذیه ای برایشان فراهم می کنیم و در حیاط بزرگی که داریم بچه ها با بازی های محلی استراحت و تفریح می کنند.  ما که دستمان به دهانمان می رسد و حقوقی داریم سعی می کنیم تا جایی که می شود هوای بچه ها را داشته باشیم.

او ادامه می دهد که در منزلمان شیوه نامه های بهداشتی را دقیقا رعایت می کنیم و همه جا را ضدعفونی می کنیم، برای بچه ها ماسک خریده ایم و با فاصله از همدیگر می نشینند چون سلامتی آنها برایمان مهم تر از آموزش است. خوشبختانه هیچ دانش آموز بیماری نداشتیم، اما برخی خانواده ها نگران خود ما بودند و می گفتند مراقب باشید بچه ها ناقل بیماری نباشند، اما به لطف خدا هیچ مشکلی به وجود نیامد.

او با بیان اینکه مشوق ما همین دانش آموزان و خانواده هایشان بودند، تاکید می کند: آینده تک تک این بچه ها برایمان مهم است و همین که درس بخوانند و از این دوره به سلامتی عبور کنند خوشحال می شویم.

همراه ۵ ساله دانش آموز معلول

الهام قاسمی ۱۲ سال است به ‌صورت حق‌التدریس با آموزش ‌و پرورش همکاری می‌کند و امسال در پایه پنجم در دبستان علامه طباطبایی روستای طاد در منطقه پیربکران شهرستان فلاورجان مشغول تدریس است. او معلم دانش آموزی است که در یک حادثه رانندگی دچار ضایعه نخاعی شده و توان حرکتی خود را از دست داده است.

خانم قاسمی می گوید: زمانی که زهرا دانش‌آموز کلاس اول بود و قرار بود در پایان سال تحصیلی برای کلاس آنها جشن الفبا گرفته شود، در یک حادثه رانندگی دچار ضایعه نخاعی شده و یک سال تحصیلی را از دست داد. وقتی دیدم این دختر یک سال در خانه مانده و از تحصیل عقب افتاده گفتم به عنوان یک معلم کمک کنم بیشتر از این از تحصیل باز نماند. از خانواده اش اجازه گرفتم به او درس بدهم و آنها هم قبول کردند.

این معلم ابتدایی ادامه می دهد: یکی دو سال اول به خانه زهرا می رفتم و به او درس می دادم. کم کم در مدرسه رمپ درست کردیم و به مدرسه می آمد اما به خاطر شرایط جسمی که داشت خسته می شد و ادامه آموزش را بعد از ظهرها در خانه به او می دادم. امسال هم که آموزش غیر حضوری شده زهرا کلاس پنجم و دانش آموز خودم است. صبح ها در کلاس های شاد شرکت می کند اما ممکن است در بعضی درس ها مثل ریاضی مشکل پیدا کند به خاطر همین بعد از ظهرها به خانه اش می روم تا دروس برایش تثبیت شود.

او با تاکید براینکه نیت من فقط و فقط کمک به زهرا بوده و بس، می گوید: هیچ نیت دیگری برای این کار ندارم و تا زمانی که توان دارم در کنار زهرا می مانم و به او درس می دهم. اگرچه از برخی حرف ها دلخور و ناراحتم اما همین که زهرا می تواند آیات قرآن را بخواند برایم کافی است، ضمن اینکه از لحاظ روحی و عاطفی هم به همدیگر وابسته شده ایم.

هم معلم، هم پرستار

زهرا مالیان، آموزگار پایه چهارم دبستان ۱۲ فروردین روستای ونداده از بخش میمه استان اصفهان است. او پرستار فرزند ۷ ساله اش نیز هست که بیماری سی پی (فلج مغزی شدید) دارد.

 می گوید همه گیری کرونا باعث شده بتوانم در کنار فرزندم در خانه باشم، چون وقتی مدارس به صورت حضوری دایر بود کسی نبود که از فرزندم مراقبت کند و مجبور بودم زنگ های تفریح به فرزندم رسیدگی کنم. البته شرایط فعلی هم مشکلات خودش را دارد و به طور کلی آموزش مجازی برای همه معلمان سخت تر است، چون در آموزش مجازی ۲۴ ساعت درگیر هستیم؛ باید فیلم و مطالب آموزشی تهیه کنیم، تکالیف بچه ها را بررسی و کلاس ها را برگزار کنیم و ...

او این را هم اضافه می کند که آموزش حضوری مزایای خیلی بیشتری دارد و از لحاظ یادگیری دانش آموزان بسیار موثرتر است.

خدا صبرش را به من داده است

خانم مالیان که هم معلم و هم پرستار است می گوید؛ انجام هر دو کار سخت است اما خدا صبرش را هم به من داده است. فرزندم هیچ حرکتی ندارد و مدام گریه می کند، آرام کردن بچه در کنار تدریس سخت است، ولی خدا را شکر توانایی مدیریت را دارم و نمی گذارم تدریس لطمه ای به فرزندم وارد کند و از آن طرف فرزندم باعث شود حق دانش آموزانم ضایع شود و لحظه ای از آموزش آنها غافل شوم. من عاشق کارم هستم موقعی که با بچه ها در ارتباط هستم، چه حضوری و چه مجازی، بهترین لحظات زندگی ام است و با جان و دل کار می کنم.

تدریس از بستر بیماری

جمیله صاحب دوست، معلم فولادشهری با ۲۵ سال سابقه تدریس در دبیرستان راضیه فولادشهر، سال گذشته در یک سانحه رانندگی به سختی آسیب دید اما حتی برای یک روز هم معلمی را رها نکرد.  

این معلم دبیرستان دخترانه می گوید: ۱۱ دی ماه سال گذشته در نزدیکی فولادشهر تصادف کردم و در همان صحنه تصادف متوجه شدم کمرم دچار مشکل شده و اصلا نمی توانم راه بروم. وقتی آمبولانس آمد متوجه شدم مهره های کمرم آسیب دیده و در بیمارستان شهدای لنجان مشخص شد یکی از مهره های کمرم شکسته است.

او با اشاره به اینکه اصلا نمی خواستم دانش آموزانم متوجه این اتفاق شوند، می گوید: پنجشنبه شب این اتفاق افتاد و جمعه در بیمارستان بودم. روز شنبه بچه های کلاس یازدهم امتحان داشتند و از قبل سوالات را طرح کرده بودم اما بچه ها ساعت امتحان را نمی دانستند. با اینکه حالم بد بود و باید مرتب برای عکس و معاینه می رفتم آن لحظه بیشتر به فکر دانش آموزانم بودم تا مشکلی که برای خودم به وجود آمده بود.

حتی یک روز کلاسم را تعطیل نکردم

خانم صاحب دوست یادآور می شود: ۵ روز در بیمارستان بستری بودم و زمان مرخصی پزشک معالجم گفت باید ۳ ماه بستری باشم و هیچ فعالیت فیزیکی نداشته باشم. اواسط فروردین ماه توانستم کم کم راه بروم اما همچنان درگیر ادامه درمانم هستم، با این وجود حتی یک روز هم کلاسم را تعطیل نکردم و بیشتر نگران دانش آموزان پایه دوازدهم بوم که امتحان نهایی داشتند. فکر می کردم حتی اگر یک روز تعطیل کنم این بچه ها آسیب می بینند.

این معلم فولادشهری با اشاره به سختی های برگزاری کلاس درس مجازی از بستر بیماری و با تلفن همراه می گوید: وقتی از بیمارستان مرخص شدم به مطب یکی از پزشکان معالجم رفتم و وقتی داشتم برمی گشتم دیدم ۵۰۰ پیام برایم آمده، از دانش آموزانی که نگران وضعیتم بودند، درحالی که به خاطر اینکه کلاس ها مجازی بود برخی را حتی ندیده بودم ولی همه دانش آموزان و حتی خانواده هایشان نگرانم شده بودند و تماس می گرفتند و جویای احوالم بودند، خیلی ها پیام دادند و قدردانی می کردند و گفتند ما به خاطر تلاش های شما انگیزه پیدا کردیم بیشتر درس بخوانیم.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.