• سه‌شنبه / ۸ تیر ۱۴۰۰ / ۰۵:۰۰
  • دسته‌بندی: محیط زیست
  • کد خبر: 1400040705130
  • خبرنگار : 71078

ماموریت مرگبار و چندین پرسش

ماموریت مرگبار و چندین پرسش

با گذشت شش روز از وقوع حادثه واژگونی اتوبوس خبرنگاران محیط زیست در حوالی نقده که به فوت مهشاد کریمی – خبرنگار ایسنا – و ریحانه یاسینی – خبرنگار ایرنا – و مصدومیت ۲۱ خبرنگار انجامید، هر روز بر حجم پرسش‌های مطرح شده درباره این حادثه مرگبار اضافه می‌شود.

به گزارش ایسنا، ماموریت خبرنگاران محیط زیست با پرواز هواپیما از تهران به مقصد ارومیه در ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه روز چهارشنبه (۲ تیرماه) آغاز ‌شد و خبرنگاران پس از رسیدن به ارومیه بدون آنکه به هتل منتقل شوند، به‌صورت سرپایی صبحانه‌ای را صرف کردند و با اتوبوس راهی «بادین آباد» شهرستان پیرانشهر شدند. بازدید از بند بادین آباد، سد کانی‌سیب، سازه آبگیر و پورتال ورودی تونل زاب در این مرحله پیش‌بینی شده بود.

مرحله بعد بازدید، ورود به داخل تونل زاب بود که به گفته خبرنگاران حاضر در این بازدید حدود ۳۵۰ متر عمق تونل بود. در شرایطی خبرنگاران برای بازدید از این سازه برده شدند که عیسی کلانتری - دبیر کارگروه ملی و مجری طرح نجات دریاچه ارومیه – اول تیرماه از فشارها برای حفر این تونل به منظور انتقال آب و پیش‌بینی به وجود آمدن مشکلاتی هنگام احداث آن  گفته بود.

حالا این پرسش مطرح می‌شود که  چرا خبرنگاران برای بازدید از پروژه‌ای که ستاد احیای دریاچه ارومیه به آن انتقاد دارد و به گفته خبرنگاران حاضر در تور نه تهویه و نه ایمنی مناسب داشت، دعوت شدند؟

چرا در چنین برنامه فشرده و پر مخاطره‌ای هیچ‌یک از مسوولان محیط زیست و ستاد احیای دریاچه ارومیه همراه خبرنگاران نبودند؟

حرکت به سمت شفت با لوکوموتیو به طول ۱۲ کیلومتر، بازدید از روند حفاری دستگاه تی.بی ام در شرایط آبرفت، خروج از داخل شفت و حرکت به سمت مغار دسترسی و بازدید از عملیات دمونتاژ تی.بی.ام بخش خروجی بعد از ۱۸  کیلومتر حفاری بود. به گفته خبرنگاران حاضر در این بازدید داخل تونل فضای سخت و خطرناکی بود. حقیقتا بازدید آن تونل هم کار اشتباهی بود زیرا می‌توانست خسارت جانی داشته باشد.

از سوی دیگر خبرنگاران حدود ۴ ساعت زیر زمین بودند و بخشی از مسیر را باید پای پیاده در آب راه می‌رفتند.

در نهایت خبرنگاران از تونل خارج شدند. در حالی که در عمق ۳۵۰ متری بودند و خبرنگاران مرد با طی ۴۵۰ پله خودرا به بالا رساندند و خبرنگاران خانم سوار سبد تاور شدند. عکسی که از این سبد در فضای مجازی منتشر شد نشان می‌دهد که تعداد زیادی خبرنگار سوار این سبد شده‌اند و اگر سقوط می کرد، فاجعه‌ای رخ می‌داد.

حال این پرسش به وجود می‌آید که بازدید از چنین پروژه مخاطره‌آمیزی در عمق زمین چه ضرورتی دارد؟ بازدید و تهیه گزارش به قیمت جان؟ کار خبرنگاری سخت است و ماموریت و گزارش و خبرنویسی و ... ذات این کار است اما متاسفانه این سختی کار به چشم نمی آید که اگر بود مشکل سخت و زیان آوری شغل خبرنگاری تا امروز برطرف شده بود؟

در شرایطی که خبرنگاران ۸ صبح سوار اتوبوس شده بودند واز  چندین مکان از جمله تونل پرخطر زاب را بازدید کرده بودند. عصر به سمت محل صرف ناهار حرکت  کردند. به گفته یکی از آنان حدود ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه در جاده "کانی سیب" به نقده برای صرف نهار در حال حرکت بودیم. واقعا چه ضرورتی داشت که برنامه‌ای چنین فشرده پیش‌بینی شود و ساعت نهار و عصرانه یکی شود؟! 

واقعه رخ داد

در همین مسیر بود که واقعه رخ داد... به گفته خبرنگاران، اتوبوس در جاده‌ای کوهستانی و با شیب‌های بسیار تند در حال حرکت بود و از ترمز بریدن اتوبوس و فریاد «کمربندها را ببندید» تا واژگونی تنها چند دقیقه طول کشید

اتوبوس مرگ

پس از وقوع این حادثه پرسش‌های زیادی درباره وضعیت فنی، جاده و .... این اتوبوس مطرح شد. به گفته فرهاد صالحیان - مدیرکل آمار، ایمنی و ترافیک سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای - راننده اتوبوس دارای کارت هوشمند فعال و معاینه فنی معتبر از تاریخ ۱۹ اردیبهشت تا ۱۹ مرداد ۱۴۰۰ بوده است اما بدون صورت وضعیت (بدون هماهنگی از طریق شرکت حمل و نقل) و خارج از برنامه شرکت حمل و نقل اقدام به مسافرگیری کرده است و احتمالا مسئول این تور، شخصا با راننده تماس گرفته است.

علی انصافی - رئیس اتحادیه مسافربری استان تهران- هم گفت: اگر این اتوبوس فاقد صورت وضعیت بوده مسلما معاینه فنی سکو نداشته است یعنی اگر حتی معاینه فنی را گرفته باشد، روی سکو در پایانه‌ها از سوی مدیر فنی معاینه و تایید نشده است. همچنین نبود زیرساخت‌های مناسب مانند جاده و عدم نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی از دیگر عوامل چنین حوادثی است.

 سرهنگ هادی امیدوار - فرمانده پلیس راه کشور-  نیز با بیان این‌که این اتوبوس تولید سال ۱۳۸۵ بود، گفت: طبق بررسی‌های ما اتوبوس معاینه فنی داشته است اما به دلیل آنکه در مسیر کوهستانی تردد کرده و مکررا از ترمز استفاده کرده است سیستم ترمز آن دچار مشکل شده بود، ضمن این که راننده از ترمز ثانویه اتوبوس نیز استفاده نکرده است.

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ستاد احیای دریاچه ارومیه زیر بار نقص فنی خودرو نمی‌رود و عیسی کلانتری - دبیر کارگروه ملی و مجری طرح نجات دریاچه ارومیه و رییس سازمان حفاظت محیط زیست -  تاکید کرد که اتوبوس VIP بود و معاینه فنی داشت و اگر رییس جمهوری هم می‌آمد،‌ سوار همین اتوبوس می‌شد.

در حالی کلانتری بر برخورداری اتوبوس از معاینه فنی تاکید می‌کند که به گفته غلامرضا خادمی‌زاده - رییس هیات مدیره کانون سراسری انجمن‌های صنفی رانندگان بخش مسافر کشور-  مدیر فنی‌هایی که در شرکت‌ها وجود دارد و معاینه فنی‌هایی که انجام می‌شود، صوری است و در معاینه فنی‌ها نهایتا لاستیک و شیشه اتوبوس را چک می‌کنند و مدیر فنی پشت اتوبوس نمی نشیند و ترمز آن را تست نمی‌کند تا شاهد این حوادث و اتفاقات تلخ نباشیم. به عبارت دیگر عدم اجرای دقیق قوانین، نبود مدیران مسئولیت‌پذیر، نبود نظارت بر تولیدات داخلی، تولید بی کیفیت، نبود نظارت کیفی و صوری بودن معاینه فنی از جمله مهمترین عوامل تصادفات جاده‌ای و سوانح است.

 حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا راننده بدون صورت وضعیت مسافر جابجا می‌کرده است؟ چرا ستاد احیای دریاچه ارومیه اتوبوسی فرسوده را برای تردد خبرنگاران در جاده‌ای کوهستانی انتخاب کرد؟ چرا ایمنی اتوبوس به‌طور کامل بررسی نشد؟

جاده

علاوه بر وضعیت نابسامان اتوبوس، جاده نامناسبی برای تردد انتخاب شده بود. به گفته سید حجت‌الله مدنی - رئیس شعبه شهرستان نقده جمعیت هلال‌احمر- این حادثه اگرچه در فاصله کمتر از ۲۰ کیلومتر مانده به شهر نقده رخ داد اما جاده‌ای که واژگونی در آن حادث شد، دسترسی چندان مناسبی نداشت و این کار امداد را دشوارتر و زمان آن را طولانی کرده است.

به گفته یکی از خبرنگاران جاده خیلی باریکی بود و خود ارومیه‌ای‌ها می‌گفتند چرا شما را از این جاده آوردند و این جاده اصلا مناسب اتوبوس نیست. مسیر را به ما نگفته بودند ‌اما همه می‌گفتند که جاده برگشت مناسب نبوده و می‌توانست از مسیر امن‌تری بازگردد.

حمید عباسیان - نجات‌گر تیم امداد و نجات اعزامی از شهر نقده - هم گفت: جاده‌ای که حادثه در آن رخ داد محوری فرعی و روستایی است که به دلیل عبور از میان کوه‌ها آنتن مخابراتی ندارد. جاده مخصوص تردد خودروهای سواری برای دسترسی محلی است. برای خودروهای سنگین مثل اتوبوس و کامیون صعب‌العبور است.

 چرا باید جاده‌ای که فرعی و کوهستانی که مناسب تردد محلی‌ها است برای تردد اتوبوسی با ۲۳ سرنشین انتخاب شود؟

چرا ستاد احیای دریاچه ارومیه خودروی مناسب تردد در معابر فرعی و روستایی را برای تردد در این مسیر انتخاب نکرد و ستادی که بودجه‌های کلان میلیاردی دریافت می‌کند امکانات مناسب برای بازدید خبرنگاران فراهم نکرد؟

چرا ماموریتی که قرار بود با تعداد محدودی خبرنگار برگزار شود به سفر مطبوعاتی با حضور ۲۳ خبرنگار تبدیل شد؟

اگر این ستاد مسوول اتفاق رخ داده نیست پس چه مجموعه‌ای مسوول جان باختن دو خبرنگار و به عزا نشستن خانواده‌ها، جامعه رسانه‌ای و ... و وارد شدن آسیب جسمی و روحی به ۲۱ خبرنگار است؟

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۴۰۰-۰۴-۰۸ ۰۷:۴۱

خدا به خانواده این دو عزیز صبر عطا کند و روحشان قرین رحمت باشد. این دو عزیز در حال کسب روزی و کار جانشان را از دست دادند. ولی واقعا از این قبیل حوادث برای مردم عادی چند بار در روز اتفاق میفتد. این حادثه 6 روز پیش اتفاق افتاده و هر روز تیتر خبرهاست. از این حادثه بدتر هر روزه در جاهای مختلف کشور روی می دهد ولی هیچ خبری درج نمی شود. جان تمامی انسان ها ارزشی یکسان دارد. جان مردم عادی و این دو خبرنگار عزیز دارای ارزشی برابر هست. این سبدی که خبرنگاران را به بالا میبرد هر روز دارد تعدادی کارگر را هم بالا میبرد چرا قبل از آن هیچ کس نمیگفت این سبد برای کارگران خطر دارد و هزران خطر دیگر که هر روز انسان ها در این کشور با آن روبرو هستند...

avatar
۱۴۰۰-۰۴-۰۸ ۱۲:۳۲

خبرنگاران در طول سال شاید صدها یادداشت و مقاله و گزارش و مصاحبه و خبر در مورد سربازها و مشکلات آنها کار کنند اما حالا برای همکاران خود نیز یادداشت نوشتند و خبر کار کردند. اگر مطالب تولیدی خبرنگاران در طول سال برای سربازها را با مطالب تولیدی خبرنگاران برای خبرنگاران در طول همان سال با هم مقایسه کنیم درمی‌یابیم که اتفاقا شاید کمتر به خبرنگاران و مشکلات‌شان پرداختند. این در شرایطی است که خبرنگاران در طول سال نه فقط برای سربازها بلکه برای همه اقشار جامعه مطلب تولید کردند و مشکلات‌شان را رسانه‌ای کردند. از نانوا و کارگر و راننده تاکسی بگیرید تا دانشجو و دانش‌آموز و پرستار و سایر آحاد جامعه. پس حق بدهید حالا که پرپر شدن دوستان و همکاران خود را به چشم دیدند، برایشان یادداشت و دل‌نوشته بنویسند. حق بدهید بغض کنند. حق بدهید شاکی باشند. حق بدهید اعتراض کنند و اخبار درگذشت عزیزان‌شان را به بهترین نحو پوشش بدهند. این حداقل کاری است که می‌توانند برای شغل خود انجام بدهند. خبرنگاران اگر می‌خواستند رسانه را به خود و مشکلات خود اختصاص بدهند هیچگاه این قدر حقوق‌شان کم نبود. هیچگاه با نبود امنیت شغلی درگیر نبودند. هیچگاه نگران نان شب فرزندان خود نبودند. خانواده‌شان هیچگاه دل‌نگران از دست دادن آنها در هنگام کار نبودند. خبرنگارها هم مثل همه مردم ایران هستند. با همان مشکلات، با همان امکانات و به همان مظلومیت.

avatar
۱۴۰۰-۰۴-۰۸ ۱۲:۳۵

این رسم کار ما خبرنگاران است که هر چه برای مشکلات و درد مردم فریاد می زنیم، اما نجیبانه برای درد خود سکوت می کنیم و اگر غیر از این بود خبرنگاران به اتوبوس مرگ سوار نمی شدن