• سه‌شنبه / ۱۵ تیر ۱۴۰۰ / ۱۰:۵۹
  • دسته‌بندی: مازندران
  • کد خبر: 1400041510518
  • خبرنگار : 50200

مواد در دسترس شماست، احتیاط کنید!

مواد در دسترس شماست، احتیاط کنید!
عکس تزیینی است

ایسنا/مازندران اصلا از بچگیش با بقیه فرق داشت، حتی با برادرش "حامد"، هم خیلی خوشگل و خوشتیپ تر بود هم خیلی شیطون و شَر، یادم میاد موهاش که بلند شده بود، توی محل و شهر اگر نمی شناختیش می گفتی این توریست کیه اومده تو این شهر، چشمای آبی و موهای بور و و غیره، اما امان از بلای اعتیاد.

حسن، ۳۹ سال دارد مقدمه ای که او از اعتیادش می گوید را تاکنون در هیچ کتاب، مقاله و یا رسانه ای نشنیده ام، او معتقد است اعتیاد برخی افراد ریشه در ژنتیک داشته و رفتار دوران کودکی آنان متفاوت است. او زندگی خود را مثالی بارز می داند و می گوید: «در دوران بچگی کارهایی که می کردم، با همه بچه های دوروبرم فرق داشت، چه در مدرسه و چه بیرون، الان معلوم شده از بچگی در من نهادینه شده بود، شیطنت ها، اذیت کردن ها، بیش فعالی ها، از مدرسه فرار کردن ها و اشتباهات زیاد اینچنینی، یعنی دنبال کارهایی بودم که بچه های دیگه نبودن.»

حسن همه این موارد را ریشه های اعتیاد عنوان کرده و ادامه می دهد: «در مدرسه با اینکه شاگرد زرنگ محسوب می‌شدم اما همیشه دنبال شیطونی و فرار کردن بودم، درسم خیلی خوب بود اما معلمم رو اذیت می کردم، مشق های بچه ها رو خط خطی می کردم.»

از او می پرسم اولین بار کِی و چطور شروع شد؟ می گوید: «در مقطع دوم راهنمایی بود که لب به سیگار زدم، پدرم سیگاری بود و من می دیدم که سیگار می کشه و لذت می بره، خب از بچگی یک چیزی در درونم می جوشید که بزرگا برای چی اینکارا رو می کنن و کنجکاو بودم. بعد در اول دبیرستان برای اولین بار با حشیش یا ماده محرک آشنا شدم.»

حسن می گوید که مصرف حشیش در آن سن کم، چه انرژی کاذبی به او داد و توانست کارهایی بکند که تا پیش از آن توانایی آن ها را نداشت، به قول خودش «یک احساس اعتماد به نفس فوق العاده قوی بهم داد و در جمع و معاشرت با دیگران احساس می کردم الان قوی هستم و کم نمی آورم.»

وی از مصرف بسیار زیاد الکل و مواد محرک در دوران دبیرستان گفت و اولین مصرف مواد مخدر را مربوط به حضورش در دانشگاه دانست و افزود: «ماده مخدر تریاک را در دوران دانشگاه تجربه کردم و دیدم که این پکیج مواد مخدر و محرک و الکل، مرا از خلاها و کمبودهایی که در درونم بود نجات می داد، علاقه برای نشان دادن بیشتر خودم به دیگران و تاییدطلبی بیشتر، اینکه همه تحسینم کنند و بگویند آفرین، این می تونه و بلده، دوستام اکثرا بزرگتر از من بودند و برای اینکه خودم رو بیشتر نشان بدهم در جمع آن ها قرار می گرفتم و در نهایت خلاهای زندگی من چه روحی و روانی و چه جسمی رو با مصرف کردن الکل، مواد مخدر و محرک پر می کردم و خودم رو ارتقا می دادم.»

از حسن می پرسم آن مواد مگر چه تاثیری داشت؟ حسن با مثال هایی می گوید: «تاثیرش اینجور بود که مثلا اگر من در جمعی بودم که دختر و پسر بودن و نمی تونستم ارتباط برقرار کنم با مصرف کردن این مواد اعتماد به نفس کاذبی پیدا می کردم و می توانستم ارتباط بهتری برقرار کنم به طوری که تحسین آن ها را بر می انگیخت و اونا می گفتن حسن چقدر داناست و آگاهه و میدونه. یا مثلا اگر استخر می رفتیم و از یک تخته دایو ۵ متری می ترسیدم، زمانی که مصرف کرده و مست بودم دیگه ترسی نداشتم و می پریدم. نوعی دیوانگی بود و این تاییدطلبی و احساس قدرت و اعتماد به نفس در من زنده شده و افزایش پیدا می کرد.»

او می گوید که دوران خیلی رویایی و طلایی را با مصرف مواد محرک و مخدر و الکل گذرانده و همیشه فکر می کرد که در آن دوران خواهد ماند اما به عجز همه آن ها رسید، حسن ادامه می دهد: «دیگه عاجز شده بودم نسبت به مصرف همه مواد. چون مصرف بیش از حد الکل محرک و مخدر باعث شد تا جسم، روح و روانم به این مواد اعتیاد شدید پیدا کنه به طوری که من قبل از حرکت کردن و بیرون آمدن از خانه باید همه این مواد رو مصرف می کردم تا بتونم در جامعه و اجتماع صحبت و زندگی کنم، اصطلاحا قبل از اینکه از خواب بیدار شم و چشمم باز بشه، دهنم وا می شد، یعنی احساس خماری از سر صبح.»

حسن از آن دسته بیمارانی است که انواع و اقسام مواد مخدر و محرک را تجربه کرده است. شیشه، تریاک، حشیش، ماری جوآنا، کوکائین، تریاک و بسیاری دیگر از موادی که حتی اسمش به گوش کمتر کسی رسیده باشد، حتی اواخر تا مصرف آمفتامین خیلی شدید.

از او که تمامی مواد را تجربه کرده راجع به اثرات مواد می پرسم و اینکه کدامیک تاثیر شدیدتر و مخرب تری دارد؟ حسن ضمن اشاره به مدرک لیسانس مکانیک خود و اینکه علاوه بر مصرف، راجع به مواد مطالعه داشته می گوید: «آمفتامین همانند شیشه، کوکائین، حشیش و ماری جوانا، مستقیما روی مغز تاثیر می گذاره، مرفین یه حالت خلسه و چرت زدن در من ایجاد می کرد، الکل هم این ها را تکمیل می کرد؛ ولی پیکیج مصرف تمام آن ها باعث می شد تا هم روی مغز و هم روی بدن کم کم تاثیرات منفی بگذاره و به تدریج میفهمی که دیگه اون آدم همیشگی نیستی.»

وی از هزینه های سنگین تهیه مواد می گوید و اینکه دیگر پولی نداشت تا بتواند خرج مواد مصرفی خود را تامین کند. این موضوعات باعث شد تا او از طرف خانواده و اطرافیان طرد شده و حالا دیگر دستش رو شده بود و همه می دانستند که اعتیاد شدیدی پیدا کرده و به قول خودش با «ترور شخصیت» مواجه بود.

حسن اوج مصرف خود را زمانی می داند که هیچ جایگاهی در هیچ جا نداشت و کارتن خواب شده بود، به قول خودش: «فرقی هم نمی کرد کارتن خواب هر جایی باشم، خیابون یا پارک یا حتی توی خونه؛ خونه به این معنی که فقط غذا جلوی من می گذاشتند، من همیشه می خوابیدم، کسی با من صحبت نمی کرد.»

وی از برخورد فوق العاده دفاعی خانواده در مقابلش، دعوا و درگیری و ناسازگاری ها و تذکرهای متعدد اهل خانه که چه کاری داری با خودت می کنی، حتی به خانه آوردن پلیس و مامور توسط پدرش می گوید. کاملا از لحن کلام و سکوت هایی که می کند پیداست که گفتن این حرف ها برایش ساده نیست. او حق را به آن ها می دهد و می گوید: «اونا دفاع می کردن و حق داشتن چون من دیگه آخرا فقط پول میخواستم، خانواده هم یه حدی داره و اگر هم داشته باشند هزینه مصرف کردن مواد مرا نمیدن.»

از حسن پرسیدم تهیه مواد چقدر هزینه داشت؟ او گفت: «واسه یه آدمی که مصرف نکرده، درکش سخته و متوجه نمیشه، اما من زندگی می کردم که مصرف کنم و مصرف می کردم که زندگی کنم، یعنی من هر دفعه ای که مصرف می کردم، راه می افتادم برای پول درآوردن برای وعده بعدی، هزینه فوق العاده بالا، شیشه گرمی فلان قدر، تریاک و حشیش همشون گرون بودن، کوکائین از همه گرانتر و کمیاب.»

حسن ورشکستگی مالی، مادی، جسمی، روحی و روانی خود را سبب آزار خود دانست و با این جمله که «من عاجزترین آدم روی کره زمین شده بودم و همیشه فراری بودم و ترس و تنهایی، یأس و انزوا رو تجربه می کردم» گفت که هیچ کجا جایگاهی نداشت.

کلامش را قطع می کنم و می پرسم که آیا پیش آمد که برای به دست آوردن مواد دست به دزدی و سرقت هم بزنی؟ کاملا قاطع پاسخ داد: «۱۰۰ درصد، فروختن دوچرخه ام، فروختن طلاها، فروختن ساعت و کفش، از جیب خودم در واقع داشتم دزدی می کردم و اگر هم کم بود، جیب پدرم هم می زدم؛ اما دست زدن به اسباب و اموال خانه و یا سرقت از مردم رو در شأن خودم نمی دانستم و این کار رو نمی کردم ولی خیلی از افرادی که اجبار به مصرف مواد مخدر دارند حتما دست به سرقت دیگران زدند.»

اکنون حسن ۱۲ سال است که به قول معروف پاک شده و هیچ گونه مواد مخدر و محرک مصرف نمی کند حتی حدود ۵ سال است که نیکوتین هم مصرف نمی کند، اما وقتی رکوردِر را برای مصاحبه روشن کردم، حسن خود را اینگونه معرفی کرد: «حسن هستم یک معتاد!» پرسیدم دیگه چرا؟ جواب داد: «بیماری اعتیاد یک بیماری مهلک، پیشرونده و لاعلاجه که خیلی ها میگن از نطفه، از بچگی، به دلیل محیط یا خانواده یا اجتماع و هر دلیلی می تونه تجلی کنه و متاسفانه من به این بیماری مبتلا شدم».

از حسن که یک دهه از زندگی خود را با مواد مخدر دست و پنجه نرم کرده می پرسم چگونه مواد را کنار گذاشتی و انگیزه و تلنگر اصلی چه بود؟ حسن که انگاری حالا راحت تر صحبت می کند می گوید: «زنده ماندن تنها دلیلم بود، من مُرده بودم، فقط جسمم راه می رفت، روح و روانم و کل زندگیم مرده بود و زندگی من فقط یک شکل داشت، به خودم آمدم که باید زندگیم رو سروسامان بدم و از این حالت در بیام.»

حسن ادامه می دهد: «در نهایت به کمک پدرم با یک NGO آشنا شدم و به آن پناه آوردم و به کمک دوستان همدردم باعث شد راه درست زندگی کردن و توی ترک ماندن را یاد بگیرم، و توانستم در مراحل زندگی به یک سری موفقیت هایی برسم و اکنون در پرهیز کامل هستم.»

او از سه عنصر حیاتی برای سالم و پاک ماندن و رهایی از چنگال اعتیاد صحبت می کند که شنیدنش برایم جالب است و می گوید: «سه اصل در این رابطه وجود داره که شامل یار بازی، زمین بازی و توپ بازی است که اگر این سه اصل را من رعایت کنم تا آخر عمر به همین روال خواهم ماند.»

می پرسم این ها یعنی چه و از حسن می خواهم توضیحش را کامل کند، او می گوید: «یار بازی یعنی کسانی که من همیشه باهاشون مصرف کردم که دور آن ها را خط کشیدم؛ زمین بازی جاهایی بود که من مصرف می کردم، شاید باور نکنی اما الان ۱۲ ساله که من خیلی از کنار دریاها و ساحل ها و پارکهایی که می رفتم و مصرف می کردم رو نرفتم؛ توپ بازی هم همان وسایل مصرف مثل «پایپ» و «بافور» و غیره که دیگه ندیدمشون و همه این مواردی که اگر ببینم ممکنه وسوسه بیاد سراغم؛ بنابراین الان در پرهیز کاملم؛ مثل آدمی که رژیم غذایی می گیره و غذا نباید جلوش باشه و من خدا رو شکر همه این کارها رو انجام میدم.»

حسن از تغییرات شگرفی که پس از ترک مواد مخدر در زندگی تجربه کرده برایم با اشتیاق سخن می گوید، اینکه شخصیتش نزد اطرافیان احیا شده و برگشته، خانواده دوستش دارند، کسب و کارش رونق گرفته، مغازه، منزل مسکونی و خودرو دارد و ازدواج کرده است.

او اعتیاد را همانند شعله ای که هیچ گاه خاموش نمی شود توصیف کرده و معتقد است: «بیماری اعتیاد همچنان در من هست، اگرچه خاموش اما با شمعک روشن، یعنی من اگر خوراک به بیماریم بدهم دوباره مشتعل می شود.»

حسن، کمک خداوند را بالاترین دارایی و نیرو می داند که او اکنون توانسته با دعا و مراقبه و استعانت از درگاهش، درست و آرام زندگی کرده و به خود و جامعه خسارت نزند. پس از آن مدیون خانواده و کمک دوستان بهبود یافته خود و جامعه است که اکنون آرامش را تجربه می کند.

از اومی پرسم خانواده چقدر از تصمیم تو برای بهبودی استقبال و حمایت کردند؟ حسن پاسخ می دهد: «شخصیتی که من در گذشته داشتم و آن مصرف کردن ها و کارهایی که در گذشته کردم از نگاه خانواده آدمی شده بودم که فقط به خودم اطرافیان و جامعه خسارت می زدم اما وقتی قرار شد من آدم خوبی بشوم و درست زندگی کنم و رفتار گذشته را تکرار نکنم، خانواده هم حمایتم کردند در کنارم بودند که اگر آن ها نبودند شاید من هنوز همان راه را ادامه می دادم.»

نقطه نظر حسن که ۱۰ سال درگیر مواد بوده و تجربیات دردناکی دارد برایم آشناست، او معتقد است که یک معتاد وقتی مواد را رها کرده و اعتیادش را کنار می گذارد، احتیاج به حمایت و محبت خانواده، اطرافیان و از همه مهم تر جامعه دارد. او می گوید: «باید اجتماع کمک کند که فرد شاغل شود تا به این وسیله، افکار نادرست، وسوسه ها و اجبار فکری را کنار گذاشته و درگیر کار و زندگی شود؛ همه این موارد کمک می کند که معتاد به بزهکاری گذشته خود برنگردد و زندگی سالمی داشته باشد.»

وی با گفتن این موضوع که هنوز نه علم و نه تجربه و نه هیچ چیز دیگری ثابت نکرده که چرا من فقط در خانواده ام معتاد شدم و برادر یا خواهرم معتاد نشده چراکه آنها نیز در همان خانه بودند تاکید می کند: «عدم آگاهی پدر و مادر در نوع برخورد کردن، عدم آگاهی جامعه در زمانی که فرد در دام اعتیاد افتاده است بسیار مهم است، البته الان جامعه ما خیلی خوب شده و NGO های متعدد اطلاع رسانی های خوبی در زمینه مواد مخدر انجام می دهند.»

مطابق نظر کارشناسان، اعتیاد علل و عوامل متعددی دارد که می تواند فردی، اجتماعی و یا خانوادگی باشد. تحقیقات نشان می دهد که مصرف مواد مخدر و محرک با متغیرهای سن، شغل، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل، محل زندگی، شیوه زندگی والدین با یکدیگر (زندگی مشترک و یا جدا از هم)، وضعیت خانوادگی و اقتصادی، بیکاری، داشتن دوستان مصرف کننده و مصرف مواد مخدر و محرک توسط اعضای خانواده رابطه دارد.

هرچند مشکلات مدیریتی دستگاه های اجرایی و انتظامی مرتبط با اعتیاد در ذیل مبحث حکمرانی خوب و خلاهای این موضع کلان را می توان سرچشمه مشکلات دانست اما عوامل ابتلا به اعتیاد را از زبان کسی جویا می شویم که تجربه های متعددی دارد.

حسن، عامل بنیادی و اصلی بیراهه کشیدن نوجوانان و جوانان را مسئله عدم آگاهی خانواده و جامعه در زمانی می داند که فرد دچار اعتیاد شده و مهمترین عامل از نگاه او، در دسترس بودن الکل و مواد مخدر و محرک در کشور است.

او می گوید: «افرادی مثل من که اعتیاد را کنار گذاشته مثلی دارن که میگه اگر من بخوام شروع کنم کافیه دستم رو دراز کنم و مواد در دستم هست. در دسترس بودن مواد و الکل در جامعه ای که تمام این ها غیرقانونی است عجیبه، مواد در ایران به نسبت خیلی از کشورهای اروپایی و آمریکایی، بیشتر در دسترس است.»

وی عدم تفریحات سالم و بیکاری را از دیگر علل انحراف نوجوانان و جوانان به سمت مواد مخدر و محرک می داند و معتقد است: «جوان نیاز داره انرژی و مشغله های فکری خود را جایی تخلیه کنه اما شرایط جامعه طوری شده که برای کار کردن یه جوان باید کلی در به دری بکشه تا بتونه جایی مشغول به کار بشه اما مواد مخدر اینقدر فراوان و در دسترس است که براحتی میتونه تهیه کنه و مصرف کنه و این باعث تخلیه هیجانات جوان میشه.»    

حسن در پایان مصاحبه با آرزوی بهبودی برای بیماران مبتلا به اعتیاد، امیدوار است که تجارب او بتواند به آنان در درمانشان کمک کرده تا هیچکس از درد بیماری اعتیاد از دست نرود.

در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که منابع انسانی و به ویژه نیروی جوان در هر کشور مطابق نظریات بنیادین علم مدیریت، در زمره عناصری مانند زمین و سرمایه، مهمترین عامل و منبع و از عناصر حیاتی در عرصه تولید محسوب می شود. بنابراین با توجه به تاکید چندین سال اخیر مبنی بر توسعه تولید ذیل شعارهای سال، لازم است مسئولان و متولیان حوزه های اشتغال و جوانان با بازسازی و اصلاح ساختارهای کژکارکرد، راهبردی نو برای بهره گیری از این ظرفیت خدادادی در پیش گیرند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.