• سه‌شنبه / ۲۲ تیر ۱۴۰۰ / ۱۴:۱۲
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 1400042216047
  • خبرنگار : 71451

نقش اسرائیل در حفظ صدام

نقش اسرائیل در حفظ صدام

برخی فرماندهان ازجمله فرمانده وقت سپاه معتقدند چنانچه عملیات رمضان حدود ۲ هفته زودتر انجام می‌شد، موفق بود، زیرا در این صورت دشمن برای تکمیل اقدامات مهندسی و توسعه استحکامات خود، فرصت کافی نداشت. در این صورت رزمندگان اسلام می‌توانستند با استفاده از ضعف‌های دشمن، به‌سرعت در عمق مواضع دشمن نفوذ کنند. بنابراین علت اصلی شکست عملیات رمضان از دست دادن زمان و نوع آرایش دشمن بود.

به گزارش ایسنا، رژیم جعلی اسرائیل با پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از بزرگ‌ترین حامیان خود را در ایران از دست داد و با توجه به مواضع روشن و صریح امام خمینی (ره) در حمایت از مردم فلسطین و لبنان و نابودی اسرائیل، این رژیم برای مقابله با ایران، هیچ‌گاه بیکار ننشسته است و مجموعه اقداماتی را مرتکب شده که گاهی خواسته یا ناخواسته، به نفع دشمنان ایران، ازجمله صدام تمام شده است.

با توجه به بررسی‌های صورت گرفته و در یک مورد جالب‌توجه، می‌توان به وقایع بهار سال ۱۳۶۱ اشاره کرد که ایران پس از حدود ۱۹ ماه اشغال مناطقی همچون خرمشهر، نیروهای عراقی را تا مرز عقب راند. در چنین وضعیتی نیروهای با روحیه و تازه‌نفس ایرانی پس از پیروزی‌هایی که در عملیات‌هایی مانند؛ ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس به دست آورده بودند، اکنون مشغول برنامه‌ریزی و آماده حمله مجدد و تمام‌کننده به متجاوزین شکست‌خورده و بدون روحیه عراقی بودند تا با یک ضربه مهم در داخل خاک عراق، دشمن را وادار به تسلیم و مجازات کنند و جنگ نیز پایان یابد؛ اما فراتر از میدان جنگ ایران-عراق، اتفاق دیگری در منطقه رقم خورد که تأثیر مستقیم و آنی بر تحولات جنگ گذاشته و نیروهای ایرانی را از تمرکز بر عراق بازداشت.

در واقع فراتر از شکست‌های پی‌درپی که نیروهای بعثی در مقابل ایران متحمل می‌شدند و توازن قدرت در منطقه به نفع ایران در چرخش بود، حالا رژیم صهیونیستی به کمک صدام رسید و در ۶ ژوئن ۱۹۸۲(۱۶ خرداد ۱۳۶۱)، به لبنان حمله کرد و با توجه به مواضع پیشین ایران، مشخص بود که نیروهای انقلابی بخش مهمی از تمرکز خود را به این مسئله اختصاص خواهند داد.

برای مثال پیش‌تر امام بارها علیه اسرائیل بیاناتی داشتند و مشخص بود که مقامات ایرانی به حوادث لبنان و فلسطین حساس‌اند و این حمله را می‌توان ایجاد یک پارازیت در برنامه‌ها و اهداف جاری ایران در جنگ با صدام تعبیر کرد. برای مشخص شدن میزان احتمال دخالت ایران در لبنان برای جنگ با اسرائیل، در جدول زیر به بیانات رسمی امام خمینی از پیروزی انقلاب تا آغاز حمله رژیم صهیونیستی به لبنان اشاره شده است.

سخنرانی‌ها و مواضع امام خمینی از پیروزی انقلاب تا پیش از حمله اسرائیل به لبنان در ۱۶ خرداد ۱۳۶۱

با توجه به چنین مواضعی، قابل پیش‌بینی بود در شرایطی ‌که نیروهای صدام در حالت ضعف و در آستانه سقوط بودند، حمله اسرائیل به لبنان به معنای باز شدن جبهه جدیدی پیش روی نیروهای ایرانی و معطل کردن آن‌ها منجر خواهد شد. در جدول زیر به‌صورت روزشمار این حوادث پرداخته می‌شود؛

توالی حوادث در فاصله عملیات بیت‌المقدس و رمضان

همان‌طوری که در جدول بالا مشخص است، بعد از عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر و عقب‌نشینی نیروهای عراقی به مرزها و در حالتی که قدرت ایران نمایان شده بود و می‌توانست سریعاً حمله بعدی را به‌صورت موفقیت‌آمیزی انجام دهد، اما با توجه به اقدام اسرائیل، این موضوع ۵۰ روز به تأخیر افتاد و در این مدت ارتش عراق توانست در فرصت مناسبی با اجرای عملیات مهندسی و احداث مواضع مثلثی در ناحیه شرق بصره و ترمیم نیروهای ازدست‌رفته‌اش، شرایط را عوض کند و با توجه به ضعف اطلاعاتی و نقشه‌برداری ایران از آخرین تحرکات عراق عملیاتی که با نام رمضان در ۲۲ تیر انجام شد، موفقیت‌آمیز نبود و به تمامی اهداف مدنظر خود دست نیافت.

برخی فرماندهان ازجمله فرمانده وقت سپاه معتقدند چنانچه عملیات رمضان حدود ۲ هفته زودتر انجام می‌شد، موفق بود، زیرا در این صورت دشمن برای تکمیل اقدامات مهندسی و توسعه استحکامات خود، فرصت کافی نداشت. در این صورت رزمندگان اسلام می‌توانستند با استفاده از ضعف‌های دشمن، به‌سرعت در عمق مواضع دشمن نفوذ کنند. بنابراین علت اصلی شکست عملیات رمضان از دست دادن زمان و نوع آرایش دشمن بود. در این زمینه یکی از مهم‌ترین دلایل تأخیر انجام عملیات، موضوع حمله اسرائیل به لبنان بود و همان‌طوری که در جدول بالا نیز مشخص است، ایران فقط ۵ روز بعد از این حمله، به لبنان نیرو اعزام کرد و در سطح فرماندهان عالی‌رتبه، برای کمک به لبنان به سوریه رفتند.[۸]

البته امام کمی بعد از اعزام نیرو به لبنان، دستور بازگشت آن‌ها را به کشور صادر می‌کند و برای پیشبرد بهتر جنگ و تمرکز ایران بر عراق، در طی چندین سخنرانی این‌طور می‌فرمایند:

«بعدازآنکه این قدرت‌های بزرگ و خصوصاً امریکا، در همه توطئه‌ها فلج شد و شکست خورد و می‌بیند که این جنگی هم که او برای ما بپا کرده است، این هم دارد به آخر می‌رسد ان‌شاء‌الله، یک توطئه دیگری عمیق‌تر اجرا کرده است که در این توطئه، ما هم یک‌قدری بازی خوردیم و او این است که یک نقطه‌ای که پیش ما خیلی بزرگ است و ما نسبت به او حساسیت زیاد داریم، آن غائله را پیش آورد تا اینکه ملت ما را از آن مطلبی که در کشور خودش می‌گذرد و از آن جنگی که در کشور خودش می‌گذرد، غافل کند، قضیه هجوم اسرائیل به لبنان. امریکا می‌دانست که ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسیت داریم و نسبت به اسرائیل هم از آن‌طرف حساسیت داریم. این دام را امریکا درست کرد. یعنی، آن نوکر خودش را فرستاد به اینکه حمله کند به لبنان‌. آن‌ها دنبال این هستند که صدام را در این‌طرف سر جای خودش نگه‌دارند و ایران که در نظر آن‌ها خیلی اهمیتش بیشتر از لبنان و جاهای دیگری است، برای آن‌ها محفوظ بماند ... این نقشه این است که بگین[۹] را وادار کند به اینکه تو حمله کن به لبنان. لبنان که تو حمله کردی، ایران حساسیت نسبت به او دارد و همه قوایش را متمرکز می‌کند در اینکه تو را از بین ببرد. و اگر ایران از جنگ عراق غافل بماند، عراق کار خودش را انجام می‌دهد و ایران در اینجا هم نمی‌تواند کاری بکند.

البته این نظر امام به معنای این نیست که لبنان به حال خود رها شود، بلکه نظر ایشان این بود که شکست نهایی عراق، مقدمه‌ای برای رسیدن به بیت‌المقدس[۱۰] است و اگر در اینجا موفق نباشیم در مواجهه با اسرائیل هم موفق نخواهیم شد. ایشان در این زمینه تذکر می‌دهند که:

«ما لبنان را با ایران از حیث مصالح و مفاسد جدا نمی‌دانیم، لکن نباید کاری بکنیم که نتوانیم هم لبنان را و هم ایران را نجات بدهیم، از این کار اجتناب کنیم. اگر امروز تمام نظرها متوجه به لبنان بشود و تمام قدرت‌ها و گویندگان از لبنان بگویند و تمام نویسندگان از لبنان بگویند، این، توفیقی است برای امریکا که ایران جنگ خودش را فراموش کرد و هم عراق را از دست می‌دهد و هم لبنان را. نه می‌تواند در عراق کاری بکند و نه می‌تواند در لبنان. ما راهمان این است که باید از راه شکست عراق دنبال لبنان برویم، نه مستقلاً. ... ما می‌خواهیم که قدس را نجات بدهیم، لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس نمی‌توانیم. ما لبنان را از خود می‌دانیم، لکن مقدمه اینکه لبنان را ما نجات بدهیم این است که عراق را نجات بدهیم. ما مقدمه را رها نکنیم و بی‌ربط برویم سراغ ذی المقدمه و همه‌چیز خودمان را صرف کنیم در آن و عراق برای خودش محکم کند جای خودش را.»[۱۱]

منابع:

[۱] - صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۱۴۷

[۲] - صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۲۰۳

[۳] - صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۱۸.

[۴] - صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۱۶۷

[۵] - صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۶۳

[۶] - صحیفه امام، ج ۱۵ ص ۲۴۰

[۷] - صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۳۳۹.

[۸] - تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، حسین علایی، ج ۱، نشر مرزوبوم، تهران ۱۳۹۵، ص ۵۱۵

[۹] - مناخیم بگین، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس

[۱۰] - صحیفه امام، ج ۱۶ ص ۳۶۳

[۱۱] - صحیفه امام، ج ۱۶، صص ۳۵۱-۳۵۴.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۴۰۰-۰۴-۲۲ ۱۴:۳۲

ایسنا داستان نویس شدی-اسراییل چرا به ما تو ماجرای مک فارلین موشک فونیکس فروخت-کشوری که خودش درگیر جنگ است چگونه میتواند به کمک کشور دیگری بشتابد-اگر ما ابرقدرت بودیم در ان زمان اول باید حکومت عراق را ساقط میکردیم چرا نکردیم و هزاران هزار اما و اگر فراوان دیگر