• دوشنبه / ۴ مرداد ۱۴۰۰ / ۱۲:۴۸
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 1400050402345
  • خبرنگار : 71451

یادکردی از چشم انتظاری مادر شهدا در «دیدارِ جان»

یادکردی از چشم انتظاری مادر شهدا در «دیدارِ جان»

«نمی‌دانم چند دقیقه است مات و مبهوت به این دوتکه استخوان و بادگیر پاره خیره شده‌ام. انگار توی این دنیا نیستم. ماتم برده است. یاد چشم‌هایت می‌افتم که پر از زندگی بود و حالا استخوان‌هایی را می‌بینم که سرد و بی روح است. با خودم فکر می‌کنم، مهدی، این تویی؟»

به گزارش ایسنا، کتاب «دیدارِ جان» قصه انتظار یکی از همین مادرها است. مادری که روزهای انتظارش را با قربان و صدقه روی تار و پود قالی نقش می‌زند برای روز دیدار. آن روز که هنر دستانش را سجاده کند زیر پای فرزندش؛ اما بعد از سال‌ها فقط چندتکه استخوان به دستش می‌رسد. آنچه در این سال‌های انتظار بر این مادر گذشته است به قلم فاطمه وفایی‌زاده و بر اساس تحقیق زهرا زمانی به نگارش درآمده است.

شهید مهدی بخشی از فرمانده‌هان گردان مالک اشتر لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در سال ۱۳۶۵ در عملیات «کربلای ۵» شهید شد اما، به‌جای خبر شهادت، قصه انتظاری چند ساله رقم خورد. کتاب «دیدارِ جان» در ۱۶۰ صفحه با قیمت ۸۰۰۰ تومان توسط نشر ۲۷ بعثت منتشر شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«نمی‌دانم چند دقیقه است مات و مبهوت به این دوتکه استخوان و بادگیر پاره خیره شده‌ام. انگار توی این دنیا نیستم. ماتم برده است. یاد چشم‌هایت می‌افتم که پر از زندگی بود و حالا استخوان‌هایی را می‌بینم که سرد و بی روح است. با خودم فکر می‌کنم، مهدی، این تویی؟»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.