• چهارشنبه / ۱۰ شهریور ۱۴۰۰ / ۱۱:۴۳
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1400061007384
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

گزارش ایسنا از انتظار مردم پشت درهای بیمارستان الزهرا(س)

در انتظارِ نفس

در انتظارِ نفس

ایسنا/اصفهان ساعت دو بعدازظهر است و آفتاب گرم و خشک اصفهان رمقی برایشان نگذاشته، زیر سایه درختان و روی چمن‌های فضای سبز، پتو و زیرانداز انداخته و با سبدهای خوراکی و فلاکس چای، اینجا ساکت و صبور نشسته و انتظار می‌کشند.

زن و مرد، پیر و جوان و حتی کودکان در گرمای بعدازظهر تابستانی اصفهان، اینجا در محوطه بیمارستان الزهرا(س) به انتظار خالی شدن تخت و یا مرخص شدن بیمارشان هستند. بیشترشان روزهاست اینجا نشسته و به درهای بیمارستان چشم دوخته‌اند. بلاتکلیفی، درد بزرگی است که به جانشان افتاده و نمی‌دانند تا کی و با چه امیدی باید اینجا منتظر بمانند.

روزهای سختی پشت سر گذاشته‌اند؛ ابتلا به کرونا و بیماری یک‌طرف، پیدا کردن تخت خالی و بستری کردن بیمارشان از طرف دیگر آن‌قدر خسته‌کننده و طاقت‌فرسا بوده که دیگر رمقی برایشان نماند. اگرچه بیشترشان بعدازاین روزهای سخت هنوز هم راحت نشده‌اند و هم‌زمان با اضطراب و نگرانی از وضعیت بیمارشان باید به فکر تهیه دارو و هزینه‌های درمان باشند.

چهره‌هایشان در هم و چشم‌هایشان خسته و بی‌فروغ است و صدایشان به‌سختی شنیده می‌شود، اگرچه اینجا ساکت نشسته و در فکر فرورفته‌اند، اما معلوم است در دلشان غوغاست. این روزها کار و زندگی‌شان شده خیره شدن به درهای بیمارستان تا ببینند سرنوشت برایشان چه رقم‌زده است...

صدای آمبولانس‌هایی که یکی پس از راه می‌رسند و به سمت بخش اورژانس می‌روند، رفت‌وآمد ماشین‌ها و شلوغی و تکاپو پشت درهای بیمارستان، تضاد عجیبی با سکوت محوطه بیرونی و فضای سبز بیمارستان دارد.

رکوردهایی که شکسته شد، تخت‌هایی که پر شد

به گزارش ایسنا، در موج پنجم کرونا تعداد بیماران در اصفهان رکورد زد و حالا بیش از ۳ هزار و ۷۰۰ بیمار در بیمارستان‌های اصفهان بستری هستند که دو برابر تعداد بیماران در موج قبلی است.

ظرفیت همه بیمارستان‌های اصفهان چندهفته‌ای است تکمیل‌شده و برای پذیرش بیمار جدید، باید منتظر خالی شدن تخت و مرخص شدن بیمار دیگری بود.

بیمارستان الزهرا(س) به‌عنوان اصلی‌ترین سانتر درگیر بیماری در کلان‌شهر اصفهان نیز روزانه بیش از ۶۵۰ بیمار بستری دارد و در این موج طولانی و سهمگین، بدون وقفه مشغول خدمت‌رسانی به بیماران است.

بر اساس برآورد قبلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از رسیدن به ۴ هزار بیمار بستری، پیش‌بینی‌شده بود، ظرفیت بیمارستان الزهرا(س) به ۷۵۰ تا ۸۰۰ بیمار برسد و از هر فضایی برای بستری بیماران استفاده شود، اما به‌تازگی پیش‌بینی‌شده ظرف ۱۰ روز تا دو هفته آینده دوره ثبات بیماران را تجربه کنیم و اگر اتفاق غیرعادی رخ ندهد تا ۱۰ روز آینده تعداد بیماران ریزش و موج بیماری شروع به نزول کند و ۱۰ تا ۱۵ روز بعد هم موج فروکش کند.

صدای آمبولانس دوباره در فضا می‌پیچد، آمبولانس به‌سرعت به درب اورژانس می‌رود و هنوز بیمار پذیرش نشده که آمبولانس دیگری از راه می‌رسد. برخی از بیماران پس از معاینه و با گرفتن درمان‌های سرپایی راهی خانه می‌شوند و برخی باید بستری شوند.

حکایت همراهان و خانواده‌های بیماران این روزها اما حکایت دیگری است که شاید تا کسی به این مصیبت دچار نشود، از حال و روز آن‌ها را نداند.

محوطه بیمارستان الزهرا(س)، بزرگ‌ترین بیمارستان در جنوب کلان‌شهر اصفهان با خدمات درمانی گسترده که حالا از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین سانتر کرونای کشور هم یاد می‌شود آن‌قدر بزرگ هست که مثل برخی از بیمارستان‌های شهر، همراهان بیماران آواره گوشه خیابان و پیاده‌رو نشوند. محوطه بیمارستان این روزها پررفت‌وآمد و شلوغ و خطر سرایت ویروس کرونا بسیار جدی است.

شوک و ترس بیماران و همراهان

خانواده‌ای روی پتوی قرمزرنگی زیر سایه درختی نشسته‌اند و دو مرد جوان و میان‌سال حتی ماسک به‌صورت ندارند!

 می‌پرسم از ابتلا به کرونا نمی‌ترسید؟

مرد جوان می‌گوید من نیم ساعت اینجا بیشتر نمی‌مانم، آمده‌ام سری به بیمارمان بزنم که چیزی احتیاج نداشته باشد و بروم. مردم مسن اما زیر لب می‌گوید به این چیزها نیست، هرکسی قرار باشد بیمار شود می‌شود!

یکی دیگر از همراهان بیمار که از لهجه‌اش معلوم است از استان مجاور به اصفهان آمده می‌گوید دکتر گفت ریه برادرم درگیر شده، خوب وقتی این حرف را می‌زند مریض شوکه می‌شود و می‌ترسد، چیزی هم که ما شنیده‌ایم ترس اصلاً خوب نیست. بعضی از مریض‌ها می‌آیند اینجا کمی می‌نشینند تا از شوک دربیایند.

کمی آن‌طرف‌تر دو مرد که وسایل بیشتری همراه دارند می‌گویند از برآن شمالی به اصفهان آمده‌اند و ۱۱ روز است بیمارشان اینجا بستری است. بیمار داماد و برادر آن‌ها است.

مردی که پدرزن بیمار است از سختی پیدا کردن دارو می‌گوید: در بازار آزاد یک‌روزه توانستم دارو پیدا کنم، اما قبل از آن تمام داروخانه‌های شهر را گشتم و آخرش گفتند برو داروخانه سجاد. در داروخانه سجاد نفر ۸۷۷ ام بودم و بعد از یک ساعت و نیم در صف، گفتند دارو تمام‌شده برو اسمت را در نوبت می‌گذاریم هر وقت دارو بود اطلاع می‌دهیم، اما بیمارمان بدحال بود، مجبور شدم از بازار آزاد بخرم.

برادر بیمار هم می‌گوید: سه روز منتظر بودیم تخت خالی شود، بعد از سه روز، ۲۴ ساعت هم در اورژانس بود و تا آمدیم دارو تهیه کنیم به کما رفت. بیمارمان جوان است، ۳۴ سال بیشتر ندارد و ورزشکار است اما حالا ۱۱ روز است در بیمارستان بستری‌شده. ۲۴ میلیون دادیم دوتا آمپول خریدیم اما دیر بود...

می‌پرسم چطور شد کرونا گرفت؟

نمی‌دانیم، همه خانواده‌اش گرفتند اما معلوم نیست از کجا و چطور! پدر و خواهرش در خانه بستری هستند و مادرش هم در یک بیمارستان خصوصی بستری است.

اگر تخت خالی بود کار به اینجا نمی‌کشید!

می‌گوید اگر همان اول تخت خالی بود کار به اینجا نمی‌کشد، ما هم آخر آشنا پیدا کردیم تا توانستیم بیمارمان را در بیمارستان بستری‌ کنیم، اما دیر بود. دست کادر درمان درد نکند خیلی زحمت می‌کشند اما ظرفیت نیست و بیمار پشت درمی‌ماند. چرا یکجا برای بستری بیمار بدحال درست نمی‌کنند تا مردم این‌طور تلف نشوند!

خانمی که همراه مادر شوهرش از درچه آمده و مشغول خوردن غذا هستند، می‌گوید پدرشوهرم کرونا داشت و پنج روز است اینجا بستری است. گفتند مادر شوهرم هم باید آزمایش بدهد و آمدیم اینجا تا هم سری به بیمارمان بزنیم و هم آزمایش بدهیم.

داریم عزیزمان را جلوی چشممان از دست می‌دهیم

زن جوان دیگری که همراه با چند خانم دیگر از اقوامش معلوم است چند روزی اینجا هستند می‌گوید: مادرم چند روز در بخش بستری بود. هر بار که برای کاری می‌رفتم در آسانسور همه گریه می‌کردند، حتی اگر آرام بودم همراهان بیمار را که می‌دیدم به هم می‌ریختم. یکی می‌گفت دارو نیست و باید از بیرون تهیه کنیم، یکی می‌گفت دکتر نیست، یکی می‌گفت عزیزش را دارد جلوی چشمش از دست می‌دهد...

دکتر ساعت ۱۱ صبح می‌آید، اما اگر قبل و بعدش حال بیمار بد شد فقط پرستار می‌آید که آن‌قدر سرشان شلوغ است که وقت نمی‌کنند همان لحظه سراغ بیمار بیایند.

اکسیژن خون مادرم پایین آمد، دکتر گفت برو یک وسیله‌ای که اسمش را یادم نمی‌آید کرایه کن، گفتم من اینجا دست‌تنها از کجا و چطوری باید بروم وسیله بگیرم. آخرش هم‌نفس مادرم بند آمد و به دستگاه وصلش کردند و بردند بخش آی سی یو. بعد سه روز که مادرم بستری بود گفتند کیسه اکسیژن سوراخ بوده و اگر این‌طور نبود که کارش به آی سی یو نمی‌کشید! به خدا این چند روز خسته شدم، اقوامم هم این چند روز می‌آیند و می‌روند اما اگر اتفاقی برای مادرم بیفتد کی به داد من می‌رسد!

خانم دیگری که در فاصله یکی دو متری روی زیرانداز کوچکی نشسته است می‌گوید: برادرم از شنبه هفته قبل اینجا بستری‌شده است. وقتی آمدیم اکسیژن خونش پایین بود و گفتند باید بستری شود، اما تخت نبود. برادرم ۱۰ ساعت روی ویلچر منتظر بود تا تخت خالی پیدا شود، بعد هم در بخش اورژانس بستری شد و شب بعدش به بخش منتقل شد.

او از سختی‌های تهیه دارو می‌گوید: آمپولی باید می‌خریدیم که گفتند در بیمارستان نداریم و بروید داروخانه امام سجاد بخرید. برای یک دوز آمپول ۲ میلیون و ۶۶۰ هزار تومان دادیم اما شاید خیلی‌ها نتوانند این پول را بدهند. شنیده‌ام باید بازهم تزریق کند اما روی برادرم که اثر مثبتی نداشت و وضعیتش هیچ فرقی نکرده است.

در انتظار تخت خالی

پسر جوان دیگری می‌گوید از صبح تا الان در این بیمارستان منتظر تخت خالی است و مادرش روی ویلچر داخل اورژانس نشسته تا بتواند از اکسیژن استفاده کند چون اصلاً نمی‌تواند نفس بکشد.

او که از دیشب تا الان همه بیمارستان‌ها را رفته و تخت خالی پیدا نکرده می‌گوید: از صبح تا الان منتظریم و هنوز تختی خالی نشده است.

درباره بیماری مادرش می‌پرسم و توضیح می‌دهد: ۱۱ روز است مادرم بیمار شده است. چند روز قبل مادربزرگم به خاطر کرونا فوت کرد و پرستارش که در بیمارستان همراه او بود به مراسم عزا آمد و باعث شد شش نفر از زنان فامیل ازجمله مادرم را درگیر شوند.

در سالن انتظار کلینیک بیمارستان هم بیماران زیادی روی ویلچر نشسته‌اند و صدای سرفه آن‌ها در صدای همهمه و شلوغی بیمارستان پیچیده است. برخی به‌شدت بی‌تاب‌اند و برخی از شدت بی‌حالی به خواب رفته‌اند.

زن میان‌سالی می‌گوید یک هفته است گرفتار بیماری شده‌، اما هیچ‌کسی از خانواده‌اش علائمی ندارد. می‌گوید نمی‌دانم چطور مبتلا شده‌ام اما با اینکه استراحت کردم و دکتر رفتم اما خوب نشدم و حالا هم می‌گویند ریه‌ام درگیر شده و باید بستری شوم و شوهرم دنبال کارهای پذیرش رفته است.

خانم جوان دیگری که از انتظار برای پذیرش و بستری خسته شده می‌گوید: هشت ساعت است اینجا نشسته‌ام تا پذیرش شوم درحالی‌که با هر نفسی که می‌کشم می‌خواهم بمیرم. ۱۰ روز قبل در یک مجلس عزا کرونا گرفتم و همه اعضای خانواده‌ام هم درگیر شده‌اند، حتی دو تا بچه کوچکم که در خانه‌اند و من اینجا نگران آن‌ها هستم.

زن میان‌سال دیگری که چند صندلی بافاصله از او نشسته با نگرانی می‌گوید پسرش تازه اینجا بستری‌شده و به‌شدت سرفه می‌کند اما هنوز کاری برایش نکرده‌اند. او ادامه می دهد: پسرم هفت روز در خانه بیمار بود و بعد آمدیم بیمارستان، اما اینجا هم دارو نیست و چند بار رفتم نسخه‌اش را عوض کرده‌اند. می‌گوید خودم هم مریضم اما دارو هم نیست.

می‌پرسم کرونا دارید؟

 کرونا ندارم اما سرفه می‌کنم، با این درد پا چند بار بالا و پایین رفتم برای نسخه پسرم، حالا هم می‌گویند برو در شهر دارو بخر و بیاور!

یکی از پرستاران بیمارستان که می‌بیند مشغول صحبت با بیماران و همراهانشان هستیم جلو می‌آید و از سختی و فشار کار زیاد پرستاران می‌گوید.

علیرضا با انتقاد از بی‌توجهی به پرستاران، می‌گوید: ای ‌کاش بعد از دو سال به فکر پرستاران بودند که حتی معوقه و اضافه‌کاری چند ماه را نگرفته‌اند. بعد فراخوان می‌دهند تا نیروی بازنشسته و دانشجو بیاید خودش را در این شرایط به خطر بیندازد اما کاری برای پرستاران بیمارستان نمی‌کنند.

خانم پرستار دیگری به میان حرف همکارش می‌آید و از اختلاف حقوق پرستاران شرکتی و پیمانکاری می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ‌کسی جوابگوی نیروهای شرکتی نیست!

هیچ‌کسی دلش نمی‌خواهد این وضعیت را ببیند

یکی از سوپروایزرهای بخش هم که دل پری از شلوغی این روزهای بیمارستان و تعداد زیاد مراجعان دارد، می‌گوید: هیچ‌کسی دلش نمی‌خواهد این وضعیت را ببیند. دو سال است داریم این مشکلات را تحمل می‌کنیم اما خسته شده‌ایم. تعجب می‌کنم بااین‌همه هشدار و تذکر بازهم این حجم بیماران را می‌بینیم.

او می‌گوید: وقتی از بیمارستان بیرون می‌رویم می‌بینیم مردم راحت در خیابان و پارک و پاساژ مشغول گردش هستند، شاید باید کاری دیگری کرد، این‌طوری فایده‌ای ندارد! خیلی ناراحت و افسرده‌ام، بعدازاین مدت نباید شاهد این وضعیت باشیم.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.