پس از نیم قرن زندگی، «احد گودرزیانی» که سالها در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری و مجله «کمان» با مرتضی سرهنگی، هدایتالله بهبودی و کوروش پارسانژاد همکاری داشت، دو سال گذشته به دلیل ایست قلبی به ابدیت پیوست.
احد گودرزیانی، پژوهشگر و نویسنده دفاع مقدس بود. او در سال ۱۳۴۸ در تهران متولد شد. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داد و روزنامهنگاری را نیز در مرکز گسترش آموزش رسانهها فرا گرفت. از ۱۹ سالگی بهع نوان نویسنده و خبرنگار با روزنامهها و مجلات گوناگون همکاری داشت. احد گودرزیانی از سال ۱۳۷۲ به عنوان پژوهشگر و نویسنده در حوزه هنری مشغول به کار بود و از سال ۱۳۷۵ مدیریت داخلی دوهفتهنامه کمان را عهده داشت.
میثم رشیدیمهرآبادی از حماسه نگاران حوزه رسانه و کتاب پیرامون مرحوم احد گودرزیانی برای ایسنا روایت میکند: یکی از حسرتهای بزرگ زندگی من این است که احد گودرزیانی مانند من در دبیرستان سپاه در محل لانه جاسوسی تحصیل کرده است و در مقطعی نیز در یک محل بودیم، من این موضوع را پس از رحلتش متوجه شدم چراکه تعدادی از آموزگاران و همکلاسیهایم در مراسم بزرگداشت او حضور یافته بودند. میتوانستم از تجربههای او بیشتر استفاده کنم.
نخستین آشنایی من و احد گودرزیانی به دورانی باز میگردد که نشریه «کمان» به چاپ میرسید. احد آقا از ۱۹ سالگی بهعنوان نویسنده و خبرنگار با روزنامهها و مجلات گوناگون همکاری داشت. او از سال ۱۳۷۲ بهعنوان پژوهشگر و نویسنده در حوزه هنری مشغول به کار بود و از سال ۱۳۷۵ مدیریت داخلی دوهفتهنامه کمان را نیز به عهده داشت. گاهی برای دیدار با آقایان مرتضی سرهنگی و هدایتالله بهبودی به محل این نشریه در حوالی میدان فردوسی میرفتم. هرگاه که دور میز مینشستیم او در حال بسته بندی و توزیع نشریه بود. اگرچه اسمش را در زیر برخی از مطالب چاپ شده در نشریه کمان میدیدیم اما، اصلا تصور نمیکردم شخصی که دارد نشریهها را برای توزیع و ارسال بسته بندی میکند، احد گودرزیانی است. یکی از درسهای او به من داد همین بود که برای گسترش فرهنگ ایثار و شهادت یا ادبیات پایداری از هیچ تلاش خرد و کلانی فرو گذار نبود و در نهایت اخلاص و تواضع به مسئولیتهایی که داشت رسیدگی میکرد.
او از اعضای قدیمی سپاه به شمار میرفت که احتمالاً بعداً برای فعالیتهای فرهنگی و هنری از مجموعه سپاه منفک شده بود اما، آن روحیات ایثارگرانه و تلاش خستگی ناپذیرش برای انجام کارها و فعالیتها در وجودش باقی مانده بود. احد آقا همیشه در خفا و در گمنامی کار میکرد که مبادا اجر معنوی کارش از بین برود. او انسانی بسیار اخلاقمدار بود و دست به هر کاری میزد تا چرخ ادبیات پایداری بچرخد و هیچ موقع به دنبال این نبود که اسم یا رسمی از او به یادگار بماند اما، شکرخدا دیدیم که دوستانش نام و یاد ایشان را زنده نگه داشتند.
مجله کمان عمر کوتاهی داشت. دو هفته نامه بود و فقط ۲۰۰ شماره از آن به چاپ رسید. این نشریه ظرفیت بسیار بالایی در حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس داشت. تحلیل من این است که فشارهای اقتصادی باعث شد که کمان نتواند به کار خودش ادامه دهد. البته ممکن است دلایل دیگری هم باشد. اکنون حسرت نبودن کمان و قلم افرادی مثل احد گودرزیانی به دل بسیاری از خبرنگاران و فعالان حوزه دفاع مقدس ماننده است. این نشریه علیرغم حجم کمی که داشت اما کلمه به کلمهاش در زمینه اسناد و ادبیات پایداری مهم بود. اعضای تحریریه کمان بنا را بر این اصل گذاشته بودند که زیر بلیط هیچ کسی نباشند و مستقل پیش بروند و اهداف فرهنگی خودشان را دنبال کنند.
*مردی برای آن سوی خاکریزها
*«صد روسی» منتشر شد
*جعبه سیاه جنگ باز شود
احد گودرزیانی در یکی از مراسمها برای گرامیداشت نشریه کمان متنی را قرائت کرد که بسیار تأثیرگذار بود. من وقتی گزارش مراسم را به چاپ رساندم احساس کردم که باید متن صحبتهای او را هم جداگانه در رسانهای که هستم منتشر کنم. پیش از رحلتش او لطف کرد و آن یادداشت را برای من ارسال کرد. متن از نظر قوت و قدرت بسیار ادیبانه بود که نشان میداد با گذشت این سالها قلم احد گودرزیانی روبه رشد بوده است و به یکنواختی نرسیده بود. دیگران وقتی مطلبهای او را میخوانند علاوه بر اینکه لذت میبردند در پایان چیزی هم یاد میگرفتند.
انتهای پیام




نظرات